مستبصرین: محمد تیجانی سماوی

مستبصرین: محمد تیجانی سماوی

محمد تیجانی سماوی

یکی از بزرگترین مستبصرین عصر حاضر که آثار وی انقلابی در جهان تسنن به پا نمود محمد تیجانی می‌باشد. وی در سال ۱۹۴۳م در شهر قفصه در کشور تونس در خانواده‌ای سرشناس و مذهبی به دنیا آمد. مذهب وی مانند سایر مردم تونس سنی مالکی است.

– محیط تربیتی

طایفه وی به نام سماوی معروف است که از سماوه‌ی عراق به قفصه تونس کوچ کرده بودند. بدین جهت شهرت آنان «سماوی» نام گرفت. پدر او نیز، نام تیجانی را برای پسر خویش برگزید، تا وی همانند «شیخ تیجانی» صاحب طریقه‌ی صوفی وصاحب فکر و اندیشه گردد.

مادرش از همان دوره کودکی به وی قرآن و حدیث تعلیم می‌داد به گونه‌ای که قبل از یازده سالگی نیمی از قرآن و بسیاری از احادیث و روایات نبوی و احکام دینی را آموخت. همچنین مدت‌ها او را به شاگردی امام جماعت شهرشان می‌برد تا آنجا که در یازده سالگی، وی را به امام جماعت برای نماز تراویح گذاشت (تیجانی، ۱۴۱۲: ۱۰).

– شخصیت علمی

 وی تحصیلات آغازین خود را در یکی از شعبه‌های دانشگاه زیتونیه گذراند و پس از استقلال تونس و بسته شدن دانشگاه زیتونیه به مدارس فرانکو (فرانسه عربی) رفت و برای طی مدارج علمی بالاتر وارد دبیرستان شد و به تحصیل در مرحله‌ی پیش دانشگاهی پرداخت.

در پایان این دوره، استادیار موسسه پیش دانشگاهی شهر یوبسای تونس شد و حدود ۱۷ سال به تدریس پرداخت. سپس وارد دانشگاه سوربن و موسسه تحصیلات عالی در پاریس شد و بیش از ۸ سال به بررسی و تطبیق میان ادیان توحیدی پرداخت. پس از گرفتن لیسانس تحقیقات تخصصی در این زمینه، در رشته فلسفه و علوم انسانی و سپس در رشته تخصصی تاریخ و مذاهب اسلامی از این دانشگاه دکترای درجه سه و سپس دکتری بین المللی را اخذ کرد. رساله دکتری وی در این دانشگاه، اندیشه اسلامی در نهج البلاغه امام علی بود. او یک سال در دانشگاه سوربن و سه سال هم در موسسه بالزاک در پاریس به تدریس پرداخت و بعد از آن به تالیف و نوشتن روی آورد (همان، ۱۴۱۱: ۴۴).

– زمینه­های تحول فکری

تیجانی به منظور زیارت خانه خدا به عربستان سفر کرد. در کشتی که از مصر عازم بیروت بود با یکی از شیعیان به نام منعم آشنا شد که در بغداد استاد دانشگاه بود. (تیجانی: ۱۴۱۷، ۴۴)

این ارتباط سبب آشنایی تیجانی با علمای نجف و بغداد شد. ازجمله حضرات آیات خویی و محمد باقر صدر و از طریق آنها فهمید که، آنچه در باره‌ی شیعیان گفته می‌شود همه خرافات و سخنان بیهوده و تبلیغات است. پس از این، به بحث با آنان پرداخت و این بحث سه سال طول کشید.

در این زمان شهید صدر کتب زیادی از جمله کتب ذیل را برای تیجانی به تونس فرستاد.

 المراجعات سید شرف الدین

 الغدیر علامه امینی

 الامام الصادق والمذاهب الاربعه اسد حیدر

 السقیفه شیخ مظفر

 فدک فی التاریخ سید محمد باقر صدر

 نص و الاجتهاد سید شرف الدین

 ابو هریره سید شرف الدین

 شیخ المضیره شیخ محمود ابوریه و…

پس از سه سال بحث، دقت و مقایسه دریافت که مذهب اهل بیت صحیح است و به همین دلیل مذهب شیعه را پذیرفت و آغاز به تبلیغ و نشر آن کرد و به نوشتن آثاری در این زمینه پرداخت تا اهل بیت را به شیوه‌ای که خودش کشف و دریافت کرده بود، معرفی کند (تیجانی، ۱۴۱۱: ۳۱۵).

– علل گرایش به تشیع

تیجانی علل اصلی شیعه شدن خود را موارد ذیل می‌داند: (تیجانی: ۱۴۱۷، ۲۴۷ -۲۲۳)

۱- نص بر خلافت

او می‌گوید: «من از آغاز بحث برخود لازم می‌دانستم جز به مطالبی که مورد اعتماد هر دو گروه است استناد نکنم. بدین ترتیب درباره‌ی تئوری برتری بین ابوبکر و علی بن ابی طالب بحث کردم و اینکه خلافت منحصراً حق علی بوده، همان طور که شیعیان معتقدند یا اینکه انتخابی و شورائی بوده، آنچنان که اهل سنت بر آن باورند.

پژوهشگر حقیقت، در این میان، بی گمان نص روشن و واضحی را درباره‌ی علی بن ابی طالب می‌یابد، مانند سخن پیامبر که فرمود: «هرکه من مولای اویم، پس علی مولای اوست».

این سخن پیامبر پس از بازگشت از «حجه الوداع» بود که در نتیجه آن ابوبکر و عمر برای عرض تبریک و تهنیت نزد ایشان آمدند و گفتتند: «مبارک باد بر تو ای فرزند ابوطالب، همانا تو مولای هر مومن و مومنه شدی».[۱]

این روایت را شیعه و سنی نقل کرده‌اند، او به منابع اهل سنت استشهاد کرد. گرچه در کتاب الغدیر علامه امینی تمام راویان این حدیث را از اهل سنت شمارش کرده است.

در این کتاب آمده است ادعای اجماع بر ابوبکر در سقیفه و بیعت با او در مسجد، ادعایی است بدون مدرک، زیرا چگونه ممکن است چنین اجماعی تحقق یابد در حالی که علی، عباس و سایر بنی هاشم از بیعت سرباز زنند و بسیاری دیگر غیر از اینان، تخلف کردند.[۲]

۲- نزاع فاطمه÷ و ابوبکر

 این رویداد نیز مورد اتفاق و اجماع هر دو گروه سنی و شیعه است. زیرا هرکس این مصیبت را با کنجکاوی بنگرد و تمام جوانبش را مورد بررسی قرار دهد، یقین پیدا می‌کند که ابوبکر عمدا بنا بر اذیت حضرت زهرا÷ و تکذیبش داشت تا اینکه آن حضرت با روایت‌های غدیر و دیگر روایت‌ها بر ابوبکر احتجاج نکند، چنانکه در باره خلافت علی، قرائن زیادی بر این امر دلالت دارد. از جمله آنچه تاریخ نگاران نگاشته‌اند که آن حضرت بر مجالس انصار وارد می‌شد و از آنان درخواست یاری و بیعت برای پسر عمویش می‌نمود و آنها پاسخ می‌دادند: ای دختر رسول خدا! بیعت ما با این مرد تمام شد و اگر شوهرت و پسر عمویت قبل از ابوبکر، خلافت را گرفته بود، قطعاً غیر از او را بر نمی‌گزیدیم. و حضرت زهرا می‌فرمود: «ابو الحسن (حضرت امیر) کاری نکرد جز آنچه سزاوارش بود و آنان جرمی مرتکب شدند که خداوند خود بازخواستشان می‌کند و آنان را به حساب می‌کشد».

اگر ابوبکر از روی حسن نیت اشتباه کرده بود، پس قطعاً فاطمه زهرا او را قانع می‌کرد. (همان، ۲۴۷ -۲۲۴)

۳- علی سزاوارتر به پیروی

از انگیزه‌های او برای گرایش به تشیع سنجش عقلی و نقلی میان علی بن ابی طالب و ابوبکر بود.

همان گونه که در بخش‌های پیشین ذکرش گذشت، تکیه‌ی او بر اجماعی است که مورد توافق سنی و شیعه باشد. پس از کنکاش در کتب فریقین، اجماع و اتفاقی ندید جز بر علی بن ابی طالب، چرا که سنی و شیعه بر امامتش، وحدت نظر دارند و این از متن سخنان و نوشته‌های هر دو گروه به اثبات رسیده است، در حالیکه امامت ابوبکر را تنها یک گروه از مسلمانان، اقرار دارد.: (همان)

بسیاری از فضائل و مناقبی را که شیعیان درباره‌ی علی بن ابی طالب نقل می‌کنند، دارای سند و مدارک واقعی است که در کتاب‌های صحیح و مورد اطمینان اهل سنت نوشته شده و نه تنها از یک راه بلکه از راه‌ها و سندهای گوناگون نقل شده است که دیگر جائی برای تردید باقی نمی‌ماند و به تحقیق، بسیاری از اصحاب، روایتهای بی شماری را در فضایل امام علی نقل کرده‌اند، تا آنجا که ابن حنبل گوید: «هیچ یک از اصحاب رسول خدا، جز علی بن ابی طالب دارای این همه فضیلت نیست».[۳]

قاضی اسماعیل و نسّائی و ابو علی نیشابوری گویند:

روایت‌های مستندی که در حقانیت علی آمده است در حق هیچ یک از اصحاب، نیامده است.[۴]

از شافعی در این باره نقل شده است که: «در شگفتم از مردی که دشمنان، کینه توزانه، فضائلش را پنهان داشتند و دوستانش، از ترس آن را آشکار نکردند، با این حال، آنقدر فضیلت برای او ذکر شده که زمین و آسمان را پر کرده است.»

او همچنین در مورد ابوبکر، در کتاب‌های دو گروه بسیار جستجو کرد و جز در نوشته‌های اهل سنت و گروهی که او را برتر می‌دانند، فضیلت‌هایی به اندازه‌ی فضایل امام علی نیافت، گرچه فضیلت‌هایی که در باره‌ی ابوبکر در کتاب‌های تاریخی نقل شده، یا به روایت دخترش عایشه است یا به روایت عبدالله بن عمر است که او نیز از امام علی دوری می‌کرد.

از نظر او حال اگر از فضایل بگذریم و به سیئات و بدی‌ها روی آوریم، یک گناه یا سیئه را از علی بن ابی طالب در کتاب‌های دو گروه نمی‌یابیم، در صورتی که برای دیگران بدی‌ها و تبهکاری‌های زیادی در کتاب‌های اهل سنت مانند صحاح و کتاب‌های سیره و تاریخ وجود دارد.

بنابراین، اجماع فریقین تنها مخصوص علی است، چنان که تاریخ تاکید دارد بر اینکه بیعتی راستین در تاریخ جز با علی تحقق نپذیرفته است، زیرا خود حضرت امتناع ورزید و مهاجرین و انصار بر آن اصرار کردند و عده کمی هم که بیعت نکردند، حضرت آنان را مجبور ننمود، اما بیعت ابوبکر امری ناگهانی بوده است که به گفته‌ی عمر، خداوند شرش را از سر مسلمین کوتاه کند. خلافت عمر به وصیت و سفارش ابوبکر بوده و خلافت عثمان که یک مسخره‌ی تاریخی است، چرا که عمر، شش نفر را برای خلافت انتخاب کرد و آنان را مجبور ساخت که باید یک نفر را از میان خود برگزینند و گفت: اگر چهار نفر اتفاق نظر داشتند و دو نفر مخالفت کردند، آن دو را بکشید و اگر دو گروه شدند، سه نفر در یک سوی و سه نفر در طرفی دیگر، پس از آن گروه سه نفری که عبدالرحمان بن عوف با آنها است، اولویت دارد. اگر مدتی گذشت و هر شش نفر به نتیجه‌ای نرسیدند، همه را بکشید!! و این داستانی عجیب و غریب است. (همان)

۴- روایت­های وارده درباره­ی وجوب پیروی از علی

از جمله روایت‌هایی که پیروی از امام علی را ملزم کرده، روایت‌هایی است که در صحاح اهل سنت آمده و شیعیان ده‌ها برابر آن را در کتاب‌های خود آورده‌اند. از جمله این احادیث:

الف- حدیث «انا مدینه العلم و علی بابها»[۵]

ب- حدیث «یاعلی انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی»:

این حدیث برخردمندان پوشیده نیست که دارای چه ویژگی‌هایی برای امیر المومنین علی از نظر وزارت، جانشینی و خلافت است، همان گونه که هارون، وصی و وزیر و جانشین موسی بود. در اینجا هم به همان معنی است. جز اینکه پیامبری در هارون بود و در علی نیست که این را هم خود حدیث مستثنایش کرده و در این حدیث نیز نهفته است که علی برتر و افضل اصحاب است و هیچ کس جز پیامبر از او برتر نیست.

ح- حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار»:

این حدیث به تنهایی برای ابطال و رد ادعاهایی که ابوبکر و عمر و عثمان را ترجیح می‌دهد بر آنکس که پیامبر او را ولی مومنین پس از خود، نصب و تعیین نموده کافی است. هیچ اعتباری ندارد سخن آنان که «ولایت» را به معنای دوستی و «ولی» را به معنای دوست گرفته‌اند زیرا این معنی از معنای اصلی که هدف پیامبر بوده، به دور است. این نص واضح و آشکاری است در جانشین قرار دادن علی بر امتش. (تیجانی: ۱۴۱۷، ۲۴۷ -۲۲۳)

د- حدیث «علی منّی و انا من علی، و لا یودّی عنّی الا انا و علی»[۶]:

این حدیث شریف نیز تصریح دارد به اینکه امام علی تنها کسی است که رسول خدا، او را به جانشینی خود برگزیده است. این سخن را روزی فرمود که علی را همراه با سوره‌ی برائت در روز حج اکبر به جای ابوبکر فرستاد (که سوره را تبلیغ کند و به مردم برساند)، و ابوبکر برگشت در حالی که می‌گریست و می‌گفت: ای رسول خدا، به من هم اجازه بده که مطلبی را از سوی تو بیان کنم، حضرت فرمود: «خداوند به من دستور داده است که یا خودم یا علی به جای من، مطلبم را ادا نماید یعنی علی سخنگوی من است.»

این شباهت دارد به سخنی که پیامبر در مناسبت دیگری به علی فرمود: «ای علی، تو هستی که برای امتم بیان می‌کنی، آنچه پس از من در باره‌اش اختلاف کنند.»[۷]

هـ- حدیث دار، در روز انذار:

« ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی من بعدی، فاسمعوا له و اطیعوا»[۸]

این برادر من، وصی من، و جانشین من بعد از من است، پس به او گوش فرا دهید و از او اطاعت نمایید. (تیجانی: ۱۴۱۷، ۲۴۷ -۲۲۳)

آثار:

تیجانی در حال حاضر ۱۱ کتاب برای نشر و گسترش مذهب اهل بیت و دفاع از آن نوشته و در آنها به بیان حقانیت اهل بیت و وفاداری به آنها پرداخته است. تمامی این کتب پس از استبصار به نگارش درآمده است. عناوین و شرح بعضی از کتب وی به قرار ذیل است:

۱) ثم اهتدیت

این کتاب شامل مطالب گوناگونی من جمله موارد ذیل میباشد:

الف- گذری کوتاه بر زندگی آقای تیجانی

ب- مسافرت موفقیت آمیز: در این سفر زمینه دیدار تیجانی با علماء عراق به ویژه آیت الله خویی و شهید سید محمد باقر صدر فراهم می‌گردد. که این دیدار نقطه‌ی عطفی در استبصار وی به شمار می‌رود.

ج- اصحاب در قرآن و سنت: در این قسمت اصحاب از نگاه قرآن، پیامبر و از نظر خود صحابه مورد بررسی قرار می‌گیرند.

د- در ژرفای پژوهش: در این بخش اصحاب از نظر شیعه و اهل سنت بررسی و نمونه‌هایی از اصحاب مورد ارزیابی واقع می‌شوند.

هـ – آغاز تحول

و- علت شیعه شدن: در این بخش تیجانی علل اصلی شیعه شدن خود را نقل کرده و با مثال‌هایی تکمیل می‌کند.

ز- احادیثی که پیروی اهل بیت را واجب می‌داند.

ح- اجتهاد در برابر نص: در این بخش مصیبت مسلمانان را اجتهاد در برابر نص می‌داند.

ط- دعوت ازدوستان برای بحث: در این قسمت استبصار سه نفر از دوستان تیجانی و اعلام استبصار خود ایشان و نهایتاً راهنمایی به حق را بیان می‌کند.

تیجانی سماوی درباره‌ی تالیف کتاب ثم اهتدیت می‌گوید:

بعد از استبصارم تصمیمی درباره‌ی نگارش کتابی با این موضوع نداشتم، تا شبی در عالم رویا، امام موسی کاظم به من فرمودند: «این سفر خود را بنویس.»

سپس دست به قلم شدم و کتاب آنگاه هدایت شدم را به رشته تحریر در آوردم. (تیجانی، ۱۴۱۲: ۱۲)

تا کنون عالمان وهابی، هفت اثر در رد این کتاب نوشته و آن را نشر داده‌اند که مهمترین آنها کتاب بل ضللت (بلکه گمراه شده ای!) است که گروهی از علمای وهابی عربستان سعودی آن را نوشته‌اند اما هویت اصلی این کتاب را می­توان از گفتار رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی- دامت برکاته- دریافت.

تیجانی می‌فرماید: در دیدار با مقام معظم رهبری، ایشان به من فرمودند: «من کتاب آنگاه هدایت شدم را سه بار کامل خوانده‌ام و بسیار از آن لذت برده‌ام. خدا را شکر می‌کنم که شما را از مدافعان اهل بیت قرار داده است و این منصبی است که جز مردان خاص بدان دست پیدا نمی‌کنند و این کتاب، کتاب شما نیست بلکه نفخه‌ای از نفخات اهل بیت است…». (همان، ۱۴)

کتاب ثم اهتدیت برای نخستین بار به وسیله انتشارات موسسه فجر لندن به چاپ رسید و توسط سید محمد جواد مهری به فارسی ترجمه و توسط بنیاد معارف اسلامی قم منتشر گردیده است.

۲) فسیروا فی الارض فانظروا

این اثر حاوی خاطره‌های تلخ و شیرین تیجانی از سفر به ۲۲ کشور جهان است.

مقدمه کتاب شامل ۳۶ بخش است که مهمترین قسمت آن زندگی نامه تیجانی می‌باشد. بخش اول کتاب سفر در کشورهای عربی و بخش دوم کتاب سفر در کشورهای اسلامی و غربی را توضیح می‌دهد.

این اثر در سال ۱۴۱۲ق از سوی موسسه فجر لندن و دار المجتبی قم به چاپ رسید. وهمچنین با عنوان «گشته‌ام در جهان» توسط سید ابوالحسن فهری به فارسی ترجمه گردید و بوستان کتاب آن را منتشر کرد.

۳) فاسئلوا اهل الذکر

در این کتاب پس از مقدمه‌ی مترجم و پیشگفتار نامه سرگشاده تیجانی به آقای ابوالحسن ندوی دانشمند اهل سنت هندی آورده شده و در آن نامه، آقای ندوی را به کتاب خدا و سنت رسول خدا و به حق دعوت کرده و سوالات زیادی را از ایشان جویا می‌شوند و در ادامه تفسیر آیه{فسئلو اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون}[۹] آورده شده است:

بخش اول سوالاتی در رابطه با ذات اقدس احدیت

بخش دوم سوالاتی پیرامون رسول اکرم

بخش سوم در خصوص اهل بیت پیامبر

بخش چهارم کتاب در ارتباط با اصحاب پیامبر و سخن اهل ذکر درباره‌ی برخی اصحاب

بخش پنجم در خصوص خلفای سه گانه ابوبکر، عمر و عثمان و نیز حضرت فاطمه÷

بخش ششم: به سوالاتی که از تیجانی پرسیده شده پاسخ می‌دهد.

بخش هفتم: در خصوص پیامبر و تهمت‌هایی که به حضرت زدند و نیز نهایتاً بحثی در رابطه با کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم و شخصیت بخاری آمده است.

نشر این اثر ابتدا توسط موسسه فجر لندن انجام گردید سپس با عنوان: از آگاهان بپرسید توسط سید محمد جواد مهری در دو جلد به فارسی ترجمه گردیده و بنیاد معارف اسلامی قم آن را در سال ۱۳۷۹ش منتشر کرده است.

۴- لأکون مع الصادقین.

مولف در مقدمه کتاب نوشته است: «چون کتاب آنگاه هدایت شدم مورد استقبال خوانندگان عزیزی قرار گرفت که ملاحظات مهمی درباره‌ی موضوعات متفرق در کتاب داشتند از من توضیح بیشتری در باره‌ی مسائلی که در فهم شیعه و سنی اختلاف دارند خواستند و من برای رفع شبهه و دشواری‌های آن برای کسانی که به دنبال تحقیق و آگاهی از واقعیت امر دارند این کتاب را به همان شیوه تألیف کردم تا بر محقق منصف، رسیدن به حقیقت از نزدیکترین راه‌هایش ممکن شود همچنان که خود من از طریق بحث و مقایسه بدان دست یافتم.»

این کتاب شامل چهار فصل است:

فصل اول: قرآن در نزد سنیان و شیعیان امامی

فصل دوم: سنت نبوی در نزد سنیان و شیعیان امامی

فصل سوم: عقائد در نزد شیعه و سنی

فصل چهارم: عقائدی که اهل سنت شیعیان را بدان متهم می‌کنند.

این اثر چندین بار چاپ شده و چاپ دوم آن از موسسه‌ی الجامعیه للدراسات الاسلامیه سال ۱۹۹۳ میلادی است. ضمنا این کتاب به چندین زبان ترجمه شده است:

۱- به فارسی توسط سید محمد جواد مهری که توسط موسسه المعارف الاسلامی تا سال ۱۹۹۶٫م هشت بار به چاپ رسیده است.

۲- به انگلیسی توسط حسن نجفی که توسط موسسه انصاریان در قم منتشر شده است.

۳- به اردو توسط روشن علی صاحب که توسط موسسه انصاریان در قم منتشر شده است.

۴- به ترکی (استانبولی) توسط موسسه انصاریان

۵) الشیعه هم اهل سنّه

مولف در مقدمه متذکر شده است که: «این کتاب که در دست مسلمانان محقق قرار دارد و در ادامه، سه کتاب پیشین من است، (یعنی ثم اهتدیت- لا کون مع الصادقین- فسیروا فی الارض فانظروا) بدین منظور تالیف شده است تا بدانند که فرقه مورد اتهام یعنی شیعه امامیه، فرقه ناجیه است و شیعه، اهل سنت واقعی‌اند و منظور من از سنت حقیقی، سنت محمدیه است که پیامبر از جانب خداوند از طریق وحی بیان کرد.»

تیجانی در این کتاب موضوعات مختلفی را مورد بحث قرار داده است؛ از جمله: شیعه و اهل سنت و علل تفرقه و اختلاف، سنت نبوی بین حقایق و اوهام، علت انتشار مذاهب سنی، حدیث ثقلین در نزد شیعه و سنی، مرجعیت و تقلید در نزد شیعه و سنی، امامان اهل سنت و جماعت و بزرگان ایشان، صحابه در نزد شیعه و سنی این اثر چندین بار به چاپ رسیده و در ایران توسط موسسه انصاریان در قم منتشر شده است. به زودی چاپ جدیدی از آن از سوی مرکز الابحاث العقائدیه با تحقیق جدید و تعلیقات و رد بر شبهاتی که در اطرافش پدید آمده در ضمن سلسه الرحله الی الثقلین منتشر خواهد شد.

همچنین این کتاب به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است از جمله به:

  1. اردو: ترجمه نثار احمد زین پوری، موسسه انصاریان، ۱۹۹۳٫م
  2. انگلیسی: ترجمه حسن محمد نجفی، موسسه انصاریان، ۱۹۹۵٫م
  3. فارسی: ترجمه عباس علی براتی، موسسه معارف اسلامی، این کتاب تا سال ۱۳۷۶ ش پنج بار به چاپ رسیده است.

۶) اتقوا الله

این کتاب گفتگویی است که بخش اعظم آن در موضوع امامت و سزاواری امام علی و سپس اهل بیت است. در مقدمه ناشر آمده است: «این کتاب گفتگویی است بین دکتر محمد تیجانی سماوی با عده‌ای از علمای سنی در تونس. به خاطر این که این گفتگو در درسترس هرکسی که به فکر و دقت در امور اهمیت می‌دهد قرار گیرد، اقدام به تحقیق کتاب و یافتن منابع آن به شکل مفصل گرفتیم تا هرگونه شبهه‌ای از بین برود.»

این اثرچاپ دار المجتبی، بیروت، در سال ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳٫م می‌باشد. نیز این کتاب را لطیف راشدی به فارسی ترجمه کرده و توسط انتشارات قدس در قم چاپ شده است.

۷) اعرف الحق

. در مقدمه ناشر چنین آمده است: این کتاب، گفتگویی اشتیاق برانگیز میان دکتر تیجانی و شماری از مسلمانان تشنه حقیقت است. ما منابع اصلی کتاب را ذکر کردیم تا برای محققان رسیدن به آنها به ساده‌ترین شکلی میسر شود.

چاپ اول آن در سال ۱۴۱۸ق/ ۱۹۹۷٫م توسط دارالمجتبی و چاپ دوم آن در ۱۴۲۰ق/ ۱۹۹۹٫م توسط مکتبه باب الحوائج در قم صورت گرفت.

۸) کل الحول عند آل الرسول

مولف در مقدمه چنین نوشته است: «در این کتاب کوشیده ام از قضایای حساسیت برانگیز که عده‌ای را ممکن است تحریک کند دوری گزینم؛ هرچند معتقدم که شیوه تحریک آمیز که طباع بلند را به حرکت در می‌آورد و این روش را در کتب سابق خود به کار بستم، نتایج مفیدی به بار آورد، ولی این موضوع مانع از به کارگیری شیوه نرم و ملایم که عده بیشتری را قانع می‌کند و میوه‌هایش لذیذ تر و شیرین تر است، نمی‌شود.» کتاب شامل چندین موضوع از جمله موارد زیر است:

۱- اهل بیت امتداد طبیعی رسالت جدشان، پیغمبرند.

۲- آیا اسلام تطور را می‌پذیرد؟

۳- شیعه در چند سطر

۴- شیعه و اهل سنت، وهابیت را رد می‌کنند.

۵- چاره در مکتب اهل بیت است.

چاپ این کتاب در سال ۱۴۱۶ق/۱۹۹۵م توسط دارالمجتبی در بیروت صورت گرفته و نیز آنرا سید محمد جواد مهری به فارسی ترجمه کرده است که در قم توسط انتشارات موسسه معارف اسلامی در سال ۱۳۷۶ ش به چاپ رسیده است.

[۱] – به نقل از مسند امام احمد بن حنبل، ج ۴، ص ۲۸۱- سر العالمین امام غزالی، ص ۱۲- تذکره الخواص ابن الجوزی، ص ۲۹- الریاض النظره «طبری»، ج ۲ ص ۱۶۹-کنز العمال، ج ۶، ص ۳۹۷- البدایه و النهایه ابن کثیر، ج ۵، ص ۲۱۲- تاریخ ابن عساکر، ج۲، ص ۵۰- تفسیر رازی، ج ۳، ص ۶۳- الحاوی للفتاوی و سیوطی، ج۱، ص ۱۱۲

[۲] – به نقل از تاریخ طبری، تاریخ ابن اثیر، تاریخ الحلفاء تاریخ الخمیس، الاستیعاب و تمام کسانی که بیعت ابوبکر را یادآوری کرده‌اند.

[۳] – به نقل از مستدرک حاکم، ج ۳، ص۱۰۷- مناقب خوارزمی، ص۳و۱۹، -تاریخ خلفاء سیوطی ص۱۶۸- صواعق المحرقه، ص۷۲- تاریخ ابن عساکر، ج ۳، | ۶۳- شواهد التنزیل حسکانی حنفی، ج ۱، ص۱۹٫

[۴] – به نقل از ریاض النظره، طبری، ج۲، ص ۸۲- صواعق المحرقه، ابن حجر- ص۱۱۸ و ص۷۲

[۵] – به نقل از مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۲۷- تاریخ ابن کثیر، ج۷، ص ۳۵۸- و احمد بن حنبل در مناقب

[۶] – به نقل از سنن ابن ماجه، ج۱، ص ۴-خصائص نسّائی، ص ۲۰- صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۳۰۰-جامع الاصول ابن کثیر، ج ۹ ص ۴۷۱، جامع الصغیر سیوطی، ج۲، ص ۵۶- ریاض النظره، ج۲، ص ۲۲۹

[۷] – به نقل از تاریخ دمشق ابن عساکره، ج ۲، ص ۴۸۸، کنوز الحقائق مناوی، ص ۲۰۳- کنز العمال، ج ۵، ص۳۳٫

[۸] – به نقل از تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۱۹- تاریخ ابن اثیر، ج ۲، ص ۶۲- سیره ی حلبیه، ج ۱، ص ۳۱۱- شواهد التنزیل حسکانی، ج ۱، ص ۳۷۱- کنز العمال، ج ۱۵، ص ۱۵- تاریخ ابن عساکر، ج۱، ص ۸۵- تفاسیر خازن نوشته علاءالدین شافعی، ج۳، ص ۳۷۱، – حیاه محمد، نوشته حسنین هیکل، چاپ اول، باب «و انذر عشیرتک الاقربین».

[۹] – سوره نحل، آیه‌ی ۴۳ و سوره‌ی انبیا، آیه‌ی ۷

منبع: بررسی علل گرایش مستبصرین به تشیع در پنجاه سال اخیر؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهده این کتاب اینجا را کلیک کنید.

http://shiastudies.com/fa

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.