می توان گفت اصلی ترین اختلاف موجود میان مذهب تشیع و اهل سنت وجود دارد، بر سر موضوع ولایت و خلافت بوده است.
به مناسبت سالروز بعثت رسول اکرم، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، خبرنگار ما گفتگویی با حجه الاسلام و المسلمین شیخ «محمدامین پورامینی» انجام داده تا رابطه میان بعثت و ولایت را برای ما شرح دهد:
* با توجه به اینکه مبعث روزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به مقام رسالت رسیدند، چرا زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در این روز به شدت سفارش شده است؟
رابطه بین مبعث و زیارت حضرت امیر المؤمنین (ع) به شخصیت و جودی آن بزرگواران باز می گردد که آن دو یک نور هستند که از صلب آدم منتقل شده واین نور به اصلاب پاک پیامبران وموحدان منتقل شد تا به حضرت عبدالمطلب پدر بزرگ رسول خدا (ص) رسید که پس از آن که به دو نیم تقسیم شد، یکی در وجود حضرت عبدالله پدر رسول خدا (ص) قرار گرفت و دیگری در وجود حضرت ابو طالب (ع) پدر امیرالمؤمنین (ع)، و به دنبال آن رسول خدا (ص) و امیر مؤمنان (ع) چشم به دنیا گشودند.
بنابراین نور اینها یک نور است. به مقتضای آیه مباهله علی (ع) نفس رسول خدا (ص) است که فرمود: «انفسنا وانفسکم» (آل عمران:۶۱)؛ مقصود از انفسکم امیرالمؤمنین (ع) است که رسول خدا (ص) حضرت علی (ع) را همراه خود برد؛ یا روایت دیگری پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «علی منی وانا من علی» (امالی صدوق۵۸؛ سنن ترمذی۵/۳۰۰) علی از من است و من از علی؛ همین جمله را درباره امام حسین (ع) دارند که «حسین منی وانا من حسین» (کامل الزیارات/۱۱۶؛ صحیح ابن حبان۱۵/۴۲۹) که شاید اشاره به همان حقیقت یکسان نوریه شان دارد، جهت نورانیت پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین (ع) یکی است، البته وجه امتیاز مسئله نبوت است، وشدت علاقه وارتباط به گونه ای است که هیچگاه علی(ع) از رسول خدا(ص) جدا نشد وخود را بنده ای از بندگان او می دانست «انا عبد من عبید محمد» (الکافی۱/۹۰) است.
از طرف دیگر هر دو بزرگوار پدران امت هستند، رسول خدا (ص) فرمود: «یا علی انا وانت ابوا هذه الامه» (تفسیر آلوسی۲۲/۳۱) علی! من و تو پدران این امتیم؛ در واقع امیر المؤمنین (ع) حکم پدری دارد برای این امت.
بنابراین یک جهت آن است که حقیقت نوریه آن دو بزرگوار یکی است، و جهت دیگر جایگاه ویژه امیرالمؤمنین (ع) نسبت به رسول خدا (ص) است تا جایی که فرمود من او هستم و او من، ویا هردوی ما پدران امت هستیم.
اضافه بر این از جهت ظاهری بعد از قضیه مبعث و بر انگیخته شدن رسول خدا (ص) اول کسی که به پیامبر (ص) ایمان آورد علی بن ابی طالب (ع) است، البته ایمان آوردن علی (ع) غیر از ایمان آورد دیگران است، چرا که دیگران بت پرست بودند و بعد مسلمان شدند، اما علی بن ابی طالب (ع) مانند رسول خدا (ص)، یک لحظه سر تعظیم در برابر بتی خم نکرد، اما از جهت ظاهری اولین کسی که به پیامبر(ص) گروید علی بن ابی طالب (ع) بود.
از جهت دیگر نقش ویژه امیرالمؤمنین در ادامه راه رسول خدا (ص) است به عنوان جانشین حضرت ؛ که امتداد وجود رسول خدا منهای بحث پیغمبری است. در پرتو وجود امیرالمؤمنین مردم راه و روش وسنت رسول خدا (ص) را می یافتند، بنابراین در مناسبتهای خاص یاد وذکر وزیارت هردو بزرگوار مطرح است، مثلا سید ابن طاووس در کتاب اقبال به مناسبت ۱۷ ربیع الاول می گوید سزاوار است که رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) زیارت گردد، وبه مناسبت مبعث هم این سخن را دارد، ویا آنکه وقتی شما به حرم امیر مؤمنان (ع) مشرف می شوید در ایوان طلا پیش از ورود به داخل حرم، زیارت رسول خدا (ص) وسلام به ایشان را انجام می دهید.
* محتوای اصلی زیارت امیرالمؤمنین (ع) در روز مبعث بر چه نکاتی اشاره دارد؟
با نگاهی اجمالی وگذرا نسبت به زیارت امیرالمؤمنین (ع) در روز مبعث، در می یابیم که این زیارت از مضامین بسیار والایی برخوردار است، در حقیقت این زیارت، یک دوره علی شناسی و امام شناسی است، سراسر آن معرفت و شناخت است، چرا که این زیارت نامه از طرف معصومین صادر شده است، مرحوم نمازی آن را به امام هادی (ع) نسبت می دهد.
از جهتی اول امیرالمؤمنین (ع) وارث همه انبیاء از آدم تا خاتم معرفی شده که وجود ایشان را می توان عصاره تمام انبیای گذشته دانست. از جهت دیگر امیرالمؤمنین (ع) تنها جانشین پیامبر (ص) در مسند قدرت سیاسی نیست، بلکه از جنبه علمی و معنوی نیز تنها جانشین رسول الله(ص) است.
در این زیارت نامه از حضرت به عنوان کسی که اولین ایمان آورنده به رسول الله(ص) بود و کسی که در جنگها دلاوری های زیادی از خود نشان داد نام برده شده است.
القابی که مربوط به حضرت علی (ع) است مانند «صدیق اکبر»، «فاروق اعظم»، «حجت خدا»، «نور درخشان» در این زیارت نامه آمده است که اصل این عناوین و القاب مختص به حضرت است. برخی از این عناوین بعدها برای دیگران بکارگرفته شد! (یعنی نه تنها مسند ظاهری، بلکه برخی عناوین والقاب ایشان نیز غصب شد)، حجت نیز بر دو نوع است: حجت باطنی وحجت ظاهری، حجت باطنی همان عقل است و حجت ظاهری پیامبران وائمه معصومین هستند، وعلی(ع) حجت خداست.
در فرازهای دیگر می خوانیم که علی (ع) ظرف علم خداست، واو برپاکننده نماز وزکات وروزه وامربه معروف ونهی از منکر است، وبه نقش بی بدیل تو در صحنه کارزار اشارتی دارد، وبر صبر واستقامت مثال زدنی او تکیه می کند، آن هم استقامتی که تا دم مرگ ولحظه شهادت ادامه یافت.
او به عنوان اولین مسامان، از خالص ترین ایمان وبرترین باور برخودار بود، وترس از خدا در دل او موج می زد. او بالاترین مناقب وفضائل را داشت، باسابقه ترین افراد، برخوردار از بالاترین وباشرافت ترین درجه بود.
او پیرو راه وروش رسول خدا(ص) و جانشین وی بود، برخوردار از برترین نظر، بهترین گفتمان، بهترین کار، بی باکترین دل بود وداناترین مردم به کارها بود.
در یک فراز زیارت به نقش کفار ومنافقین در برابر ایشان، ایجاد مزاحتمها وآزارها وفتنه ورزیهای آنان اشارتی دارد.
همچنین مهرورزی به ضعیفان، ستاندن حقش ایشان را از زورگیران، و ایستادگی برابر مستکبران، از ویژگیهای ایشان دانسته شده است و در فرازی از خدا طلب شفاعت ایشان در حق ما شده است.. در هر حال زیارت بسیار پرمضمون ورهگشا است..
ثبت دیدگاه