مجمع جهانی شیعه شناسی

مُهَیمن بودن پیامبر و دین اسلام

مُهَیمن بودن پیامبر و دین اسلام

از نکاتی که در سخنان امیر بیان، حضرت علی علیه السلام مورد تأکید قرار گرفته، مهیمن بودن رسول اکرم صلی­ الله­ علیه ­و ­اله بر پیامبران پیشین است که این نیز به نوبه خود نافی کثرت­ گرایی دینی (که همه ادیان را از نظر حقانیت برابر می داند) و مؤید برتری دین اسلام بر ادیان دیگر است.

حضرت می فرماید:

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ‏ وَ مُهَیْمِناً عَلَى الْمُرْسَلِین؛[۱] پس از یاد خدا و درود، خداوند سبحان محمد را فرستاد تا بیم دهنده جهانیان و گواه پیامبران پیش از خود باشد.

خداوند متعال نیز به مهیمن بودن قرآن کریم بر دیگر کتب آسمانی اشاره کرده است:

وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ؛[۲] و ما این کتاب [=قرآن‏] را به حقّ به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى که تصدیق‏ کننده کتاب­ هاى پیشین و حاکم بر آنهاست‏.

مطابق آیه مورد بحث و با توجه به معنای واژه مهیمن، اسلام، حاکم، محیط، برپادارنده، ناظر و ناسخ ادیان پیشین و مطابق روایتی که گذشت خوار کننده آنهاست.و مهیمن بودن قران بر دیگر کتب آسمانی نیز نافی کثرت­ گرایی دینی و مفید حصرگرایی خاص یعنی حقانیت انحصاری قران و رسول است.

برخی مفسران مهیمن را به معنای مراقب، حافظ و شاهد دانسته ­اند.[۳] برخی واژه ­پژوهان قرآنی نیز ضمن اینکه آن را برگرفته از اصلی سریانی دانسته­ اند، معنای «شاهد ناظر» را برای آن بیان کرده پس از اشاره به آیه «هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُون»[۴] می­ گویند:

«مهیمن از اسمای الهی است و دلالت می­ کند که خدا شاهد و ناظر بر خلق و برپا دارنده آنان و قوام ­بخش امورشان است…، پس قرآن مجید از جهت دربرداشتن حقایق و معارف الهی و احکام و آداب و سنت­ های عبادی و اخلاقیات و … مهیمن بر کتاب­ های آسمانی پیشین و محیط و ناظر و قوام بخش و شاهد و برتر از آنها و حاکم بر آنهاست».[۵]

علامه طباطبایی نیز مهیمن را «مسلط از جهت حفظ و مراقبت و انواع تصرف…» دانسته است، می ­گوید:

«قران نسبت به کتب آسمانی پیشین چنین است  زیرا تبیان کل شی است … اصول ثابت و نامتغیر آن کتب را حفظ و فروع تغییرپذیر آنها را نسخ می­ کند تا برای انسان که صراط تکامل را می ­پوید با قوام ­ترین برنامه را ارائه دهد».[۶]

حاصل اینکه قران ­کریم، شاهد و ناظر و حاکم بر کتب آسمانی گذشته و متصرف در آنهاست و این نشان برتری قران کریم است. برای روشن شدن بیشتر آن به برخی شواهد قرآنی و روایی اشاره می ­شود:

الف) رسول اکرم صلی الله علیه و اله می ­فرمایند:

وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ کِتَابِیَ الْمُهَیْمِنَ عَلَى کُتُبِهِمُ النَّاسِخَ لَهَا؛[۷] همانا خداوند کتاب مرا بر کتاب­ های آسمانی پیشین حاکم و ناسخ آنها قرار داده است.

ب) بر پایه برخی احادیث، هنگامی که رسول اکرم برگه ­هایی از تورات را در دست عمر ابن­ خطاب مشاهده کردند، خشمگین و رنگ رخسارشان دگرگون شد. سپس فرمود:

لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِهَا بَیْضَاءَ نَقِیَّه وَ لَوْ کَانَ‏ مُوسَى‏ حَیّاً مَا وَسِعَهُ‏ إِلَّا اتِّبَاعِی؛[۸] من برای شما شریعتی درخشان و پاکیزه آورده ­ام، و اگر موسی خود زنده می ­بود، راهی جز پیروی از من نداشت.

شهید مطهری رحمه ­الله ­علیه درباره این حدیث می­ گوید:

«حدیث عمر به روشنی فریاد می­ کند که رسول خدا فرموده است با آمدن قرآن و شریعت ختمیه، تورات و شریعت موسی منسوخ است».[۹]

ج) برخی مفسران ذیل آیه ۳۱ سوره توبه حدیثی نقل کرده ­اند که نشان خشم رسول اکرم در برابر مظاهر مسیحیت منسوخ است. عدی بن حاتم می­ گوید: در حالی که صلیبی از طلا در گردن آویخته بودم نزد رسول خدا رفتم فرمود: ای عدی! این بت را از گردنت بیرون آور و آن را دور افکن. عدی می­ گوید چنین کردم. سپس نزد آن حضرت رفتم در حالیکه آیه ۳۱ سوره توبه را تلاوت می­ فرمود. [۱۰]

در حدیث دیگرى چنین آمده است: عدى ابن حاتم مى‏ گوید: خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله آمدم در حالى که صلیبى از طلا در گردن من بود، به من فرمود: اى عدىّ! این بت را از گردنت بیفکن! من چنین کردم، سپس نزدیک‏تر رفتم، شنیدم این آیه را مى ‏خواند: «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً …» هنگامى که آیه را تمام کرد گفتم: ما هیچ گاه پیشوایان خود را نمى‏ پرستیم! فرمود: آیا چنین نیست که آنها حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مى‏ کنند و شما از آنها پیروى مى‏ کنید؟ گفتم: آرى، چنین است. فرمود: همین عبادت و پرستش آنها است.[۱۱]

[۱] . نهج­ البلاغه، نامه ۶۲

[۲] . مائده، آیه ۴۸

[۳] . طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقران، ج۲ ص۲۰۲-۲۰۳

[۴] . حشر، آیه ۲۳

[۵] . حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القران، ج۱۱، ص۲۸۹-۲۹۰ «ه م ن»

[۶] . سیدمحمدحسین طباطبایی، همان، ج۵ ، ص۳۴۸

[۷] . محمدباقر مجلسی، همان، ج۱۶، ص۳۲۹  و  ج ۹، ص۲۹۲

[۸] . همان، ج۲، ص۹۹

[۹] . مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۳۲۷

[۱۰] . سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیرالقران، ج۲، ۷۶۹

[۱۱] . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۲۸

2 پاسخ

  1. مطالب منتشره در رابطه با انسان کامل وزسیدن به معرفت حضوری بسیار عالی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.