صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > قرآن > تفسیر موضوعی > بررسی کارکردهای شعار در قرآن (۳)
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


تکبیر
تکبیر یعنی گفتن «اللّه اکبر» که در عرصه های مختلف عبادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و… مورد استفاده قرار می گیرد. نکته قابل ذکر این است که در این جا منظور تکبیری است که جنبه شعار دارد و باید بلند (جهر) ادا شود نه مطلق ذکر اللّه اکبر که در مواردی مانند نماز و یا تعقیبات نماز مثل تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) وارد گردیده است. زیرا اللّه اکبر که به قصد ذکر گفته می شود آهسته گفتن آن ثواب بیشتری دارد و مانع از ریا می شود. بنابراین منظور ما از «تکبیر» یعنی سر دادن شعار اللّه اکبر با صدای بلند به منظور اعلام مطلبی هر چند قصد قربت در آن شرط نباشد و یا با هدف تظاهر و اعلان و اعلام کاری صورت گیرد. در چهار آیه قرآن از تکبیر و سفارش به آن یاد شده است. در آیه ۱۸۵ سوره بقره آمده است: « وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ؛ تا سرانجام شمار [روزهای روزه] را کامل کنید و خداوند را برای آنکه رهنمودتان کرده است تکبیر بگویید». امام صادق(ع) این آیه را به تکبیر بعد از پنج نماز که اولین آن ها نماز ظهر عید قربان است تفسیر کرده این که بگوید: اللّه اکبر، اللّه اکبر، لا اله الا اللّه و اللّه اکبر، وللّه الحمد، الحمد للّه علی ما هدانا و الحمد لله علی ما رزقنا من بهیمه الانعام (حر عاملی، ۱۴۰۹ق: ۷، ۴۵۷). در آیه ۳۷ سوره حج نیز به همین صورت گفتن ذکر تکبیر در حج صادر شده است. نمونه دیگر آیه ۳ سوره مدثر است که با تعبیر :« و ربک فکبر» آمده و دیگر آیه ۱۱۱ سوره اسراء است که با تعبیر « و کبره تکبیرا» (او را چنانکه که باید و شاید بزرگ شمار) مؤکد شده است.
صلوات
صلوات از دیگر شعارهای لفظی و از پر کاربردترین اذکار و ادعیه است و همچنین دارای آثار و برکات و فواید بی شمار دنیوی و اخروی بوده و در قرآن و روایات نیز جایگاه ویژه ای دارد.
صلوات در قرآن
درود فرستادن بر پیامبر(ص) که مؤمنان به آن سفارش شده اند در قرآن در آیه ۵۶ سوره احزاب آمده است: « إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا» خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستد ای کسانی که ایمان آورده اید! بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید. صلوات فقط اختصاص به پیامبر(ص) ندارد و خداوند بر بندگان نیز درود می فرستد؛ هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا) (احزاب/ ۴۳) اوست کسی که با فرشتگان خود بر شما درود می فرستد تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنایی برآورد و به مؤمنان همواره مهربان است. درباره صلوات، اهمیت و فضائل و برکات آن، فواید و خواص، زمان و مکان فرستادن صلوات، صلوات کامل، آداب و طریقه انجام ختم های صلوات، انواع صلوات و… روایات زیادی از ائمه اطهار(ع) رسیده است و در این باره کتابها نوشته شده است. از جمله فضایل صلوات از قرار زیر است: ۱- موجب رفع نفاق است (حر عاملی، ۱۴۰۹ق: ۲، ۴۹۳). ۲- سنگین ترین چیزی است که در قیامت بر میزان عرضه می شود (همان: ۴۹۴). ۳- نوری در بهشت است (محدث نوری، ۱۴۰۸ق: ۵، ۳۳۲). ۴- نور پل صراط است (شعیری، ۱۳۶۳: ۶۰). ۵- جواز عبور انسان به بهشت است (حر عاملی، ۱۴۰۹ق: ۷، ۱۹۹). از جمله فواید صلوات و آثار و برکات آن موارد زیر می باشد: ۱- موجب رفع حاجات دنیوی و اخروی می شود (کلینی، ۱۳۶۵: ۴۹۳، ۲). ۲- درمان فراموشی با صلوات (حر عاملی، ۱۴۰۹ق: ۷، ۱۹۷). ۳- موجب قرب به رسول خدا و شفاعت آن حضرت می شود (محدث نوری، ۱۴۰۸ق: ۵، ۳۳۴). ۴- باعث محو شدن گناهان می شود (حر عاملی، ۱۴۰۹ق: ۷، ۱۹۴). ۵- رفع سکرات مرگ بوسیله صلوات (محدث نوری، ۱۴۰۸ق: ۶، ۸۱). نکته ای که درباره صلوات مورد سفارش اکید از سوی سنت قولی و عملی دین مبین اسلام است تأکید بر جنبه شعار بودن صلوات است که آن را از حالت ذکر فردی خارج می سازد و جایگاه ویژه و مهمی به آن می دهد؛ بلند صلوات فرستادن یکی از آداب اسلامی است که اجتماعات مسلمین را از دیگر اجتماعات جدا می سازد (اکبری، ۱۳۸۱: ۱۹۲). در این باره پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: « ارفعاو اصواتکم بالصلاه علی فإنها تذهب بالنفاق؛ یعنی بر من بلند صلوات بفرستید زیرا این امر نفاق را از بین می برد» (مجلسی، ۱۴۰۴ق: ۹۱، ۵۹). شهید مطهری در این باره می فرماید: «… همین صلوات که در میان ما معمول است بسیار خوب است. واقعاً وقتی اسم مبارک پیغمبر اکرم(ص) برده می شود ما باید صلوات بفرستیم و بلند هم صلوات بفرستیم. این شعار معنی دارد. وقتی فریادتان را به صلوات بلند می کنید می خواهید بگویید من به قرآن اعتقاد دارم، من به آورنده قرآن ایمان دارم، من به محتوای قرآن پایبند هستم، معتقدم و قبولش دارم» (مطهری، ۱۳۸۶: ۱۶۴). همچنین صلوات می تواند از بهترین ابزارهای تشویق باشد و در مراسم و مجالس، جایگزین اعمال نامفهومی چون کف زدن و هورا کشیدن گردد. صلوات اگر با رعایت شرایطش ادا گردد و اثر بخشی بیشتری خواهد داشت. برخی از شرایط صلوات عبارت است از: ۱- کامل فرستادن، که روایت زیر این مطلب را اثبات می کند: پیامبر (ص) فرمودند: « و من قال صلی اللّه علی محمد و آله قال اللّه جل جلاله صلی اللّه علیک فلیکثر من ذلک و من قال صلی اللّه علی محمد و لم یصل آله لم یجد ریح الجنه و ریحها یوجد من مسیره خمسمائه عام؛ هر کس بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد بوی بهشت به او نخواهد رسید در حالی که بوی بهشت از راه پانصد ساله استشمام می شود» (حر عاملی، ۱۴۰۹ق: ۷، ۲۰۳). ۲- بلند فرستادن: در این باره پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: « ارفعوا اصواتکم بالصلاه علی فإنها تذهب بالنفاق» یعنی بر من بلند صلوات بفرستید زیرا این امر نفاق را از بین می برد (مجلسی، ۱۴۰۴ق: ۹۱، ۵۹).
تلبیه
تلبیه از اعمال و مناسک حج است و شعار محرم شمرده است و از آن جا که حالت فراخوان و اعلام دارد ما جزء شعائر لفظی آوردیم. تلبیه در لغت گفتن :«لبیک» می باشد که لفظ اجابت است. در حدیث آمده است که تلبیه را از آن جهت تلبیه نامیده اند که حضرت موسی(ع) هنگام اجابت فرمان الهی لبیک گفت (طریحی، ۱۳۸۷: ۱ و ۲، ۱۰۷). از امام حسن عسگری(ع) از پدرانش نقل شده است که رسول خدا فرمود در حدیث موسی(ع) است که زمانی که خدای عزوجل ندا کرد: « یا امه محمد» ! همگی ایشان و آنان که در اصلاب پدران و ارحام مادرانشان بودند پاسخ دادند: «لبیک اللّهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمه لک و الملک لا شریک لک لبیک» سپس خداوند این اجابت را شعار حج قرار داد ( حر عاملی، ۱۴۰۹: ۳۸۴، ۱۲). وقتی از امام هشتم(ع) از تلبیه و علت آن سؤال شد حضرت در پاسخ فرمودند: زمانی که مردم [در حج] محرم می شوند خداوند تعالی ایشان را ندی می دهد که: ای بندگان من، شما را بر آتش جهنم حرام می کنم همچنان که شما خویشتن را برای من حرام کردید. پس با لبیک اللّهم ندی خدایی را پاسخ دهند (صدوق، ۱۴۱۳ق: ۲، ۴۱۸). تلبیه طبق صریح روایت شعار است و باید با صدای بلند ادا گردد. روایت چنین است: « قال امیر المؤمنین (ع) جاء جبرئیل(ع) الی النبی(ص) فقال له: ان التلبیه شعار المحرم فارفع صوتک بالتلبیه لبیک اللّهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمه لک و الملک لا شریک لک لبیک» (همان، ۲، ۳۲۶). در مورد فلسفه تلبیه چنین گفته شده است: «آری صدایت را بلند کن تا صداها در هم آمیزد و فضا را پر کند و غریو آن به گوش همه لبیک گویان برسد تا با شنیدن صدای یکدیگر احساس قدرت و قوت بیشتری بکنند و خود را ید واحده و بنیان مرصوص بیابند که دست قدرت خداوند نیز با آنان است (ید اللّه مع الجماعه) و از هر قدرتی بالاتر است (ید اللّه فوق ایدیهم) و با هماهنگی و اتفاق نظر می توان قدرت بی نظیری تشکیل داد و قدرت های ضد خدایی را نابود ساخت. و از طرفی لازم است که این فریاد کوبنده به گوش جهانخواران برسد تا برخود بلرزند و بدانند که امت اسلام ننگ ذلت و خواری را تحمل نخواهند کرد و سر بندگی در مقابل غیر خداوند فرود نخواهند آورد زیرا که آنان خدایی قادر دارند و تنها دستور او مطاع است، چشم طمع از این امت قطع کنند و بدانند که اگر مرتکب خلافی شوند و احساسات و مقدسات این انسان های مصمم را نادیده بگیرند بی تردید محکوم به شکست و نابودی هستند و خلاصه اینکه لبیک گفتن ها مثل سرود رزم آوران است که آنها را تقویت و دشمنان را به هراس و وحشت می اندازد» (حسینی کشکوئیه، ۲۳۲: ۱۳۷۲).
سلام
یکی از سفارش های اخلاقی دین اسلام سلام کردن است و به علاوه یکی از شعارهایی است که متأسفانه در جامعه امروز ما مورد تهدید قرار گرفته است. از سلام مصطلح در قرآن با تعبیر تحیت یاد شده است (نور/۶۱، ابراهیم/ ۲۳، نساء/۸۶، فرقان/ ۷۵، احزاب/۴۴) و نیز خود «سلام» که یکی از اسماء الهی است در قرآن به کار رفته است. (حشر/۲۳) سلام را باید با عبارت صحیح «سلامٌ علیکم» ادا نمود (کلینی، ۱۳۶۵: ۲، ۶۴۵؛ مطهری، ۱۳۸۶: ۱۹۳). در سلام، زمان، مکان، شغل، موقعیت فردی و… مطرح نیست. دیگر شرط سلام افشاء آن است که در روایات شدیداً بر آن تأکید شده است و این به معنای بلند ادا کردن و رواج آن می باشد. مانند این حدیث: عن أبی جعفر قال إن اللّه عز و جل یحب إفشاء السلام؛ امام صادق(ع) فرمود: خداوند بلند مرتبه فاش نمودن سلام را دوست دارد (کلینی، ۱۳۶۵: ۲، ۶۴۵). این قراین مؤید این مطلب است که سلام از شعارهای اسلامی است و باید تعظیم و تکریم شود.
سلام ابزار مقابله با جاهلان و بدکاران
از سلام، در قرآن می توان به عنوان یکی از شیوه های جهاد، به نام «جهاد با قول» نیز یاد کرد (اشراق، ۱۳۶۰: ۱۶۱). طبق آیات و دلایل زیر: « فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا» (فرقان/ ۵۲) در آیه ۶۳ همین سوره نیز به پیامبر(ص) می فرماید: « وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» نیز در آیه ۵۲ سوره انعام به رفتار مشرکین (و اهل کتاب) اشاره می کند و به نخوت و گردن فرازی آنان تعریض نموده و سپس در آیه ۵۴ همین سوره می فرماید: « وَإِذَا جَاءکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُمْ سُوءًا بِجَهَالَهٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (انعام/ ۵۴) سلام در قرآن همچنین یکی از عوامل وفاق تلقی می گردد. زیرا آن چنانکه علامه طباطبایی فرموده کلمه سلام تحیتی است که گسترش صلح و سلامت و امنیت بین دو نفر را که به هم بر می خورند اعلام می دارد (قمری، ۱۳۸۴: ۷۷).
سروده های مذهبی
از دیگر شعارهای قولی اسلامی که مربوط به ادبیات ملت ها است، سروده ها و اشعار مذهبی است. این سروده ها که دارای موضوعات و کاربردهای مختلفی است، از ویژگی آهنگین بودن برخوردار است و نیز حاوی مضامین و مفاهیم اعتقادی و مذهبی از جمله توحید، نبوت، امامت، و نیز تحمید و تسبیح و سرشار از آداب اسلامی از قبیل صلوات، تکبیر، مولودها و عزا و… می باشد. مدح و مرثیه، شعارهای جنگی و تواشیح از جمله این سروده ها است.
مدح و مرثیه
مدح به معنای ستایش، ثنای به صفات نیک، توصیف به نیک خویی، مدحت (دهخدا، بی تا: ۴۴، ۱۹) آمده است. و مداح به کسی گفته می شود که در ایام ولادت ها و شهادت های ائمه اطهار(ع) یا در مجالس جشن و عزا به خواندن اشعاری در فضایل و مناقب محمد و آل محمد (ص) یا در مظلومیت آنان می پردازد. مرثیه نیز یکی از اختصاصات فرهنگ اسلامی است و از شعائر غنی دینی و جزء شعارهای قولی است. مرثیه در ادب فارسی به معانی متعددی آمده است از جمله« عزاداری، شرح محامد و اوصاف مرده، در عزای کسی شعر سرودن، گریستن بر مرده و بر شمردن و ذکر محاسن وی، سوگواری و روضه خوانی(۱)، مراسم عزایی که به یاد شهیدان راه دین و به خصوص در ایام محرم و به یاد واقعه کربلا بر پا کنند، اشعاری که در ذکر مصائب و شرح شهادت پیشوایان دین و به خصوص شهیدان کربلا سرایند و خوانند (دهخدا، بیتا: ۴۴، ۱۱۵). این نوع، بر گرفته از بطن قرآن و روایات بوده که نه تنها خود، شعار است باعث تداوم و پویایی دیگر شعارها نیز می گردد که علاوه بر اعلام و انتقال فرهنگ، دارای خاصیت شور آفرینی و بر انگیختگی احساسات و غلیان عاطفی مسلمانان است. این شیوه اغلب به صورت قالب شعری بوده برگرفته و الهام یافته از رهنمودهای خود امامان بود که با سخن و عمل با صراحت و کنایه مدافع شاعران متعهد و مرثیه سرایان متقی و حق شعار بودند. در این زمینه حدیث بسیار است، بویژه تأکید ائمه نسبت به سرودن مرثیه درباره امام حسین(ع) با انگیزه ذکر و احیاء یاد ایشان و گریاندن بر آن مصیبت ها بیش از دیگر محورهاست. امام صادق(ع) فرموده اند: « من قال فینا بیت شعر بنی اللّه له بیتا فی الجنه؛ هر کس یک بیت شعر درباره ما بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت فراهم می کند» (مجلسی، ۱۴۰۴ق: ۷۶، ۲۹۱) امام رضا(ع) نیز به دعبل توصیه می کند که درباره حسین مرثیه بسراید و بدین وسیله او را یاری نماید: « یا دعبل ارث الحسین (ع) فأنت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما ستطعت؛ ای دعبل درباره حسین(ع) مرثیه بسرا زیرا تو تا زمانی که زنده ای یاری دهنده و مدح کننده مایی پس از یاری ما تا آنجا که در توان داری کوتاهی مکن» (محدث نوری، ۱۴۰۸ق: ۱۰، ۳۸۶) این تأکیدات بوضوح نشان دهنده خط حمایتگرانه ائمه از شعر و مرثیه ای است که در احیاء حادثه کربلا و فضایل سید الشهدا و مناقب و مظلومیت های او باشد. این سروده ها عامل نشر مبادی دین و احیای حقایق دین و افشای جریان های حق و باطل و عدل و ظلم است به همین خاطر گروندگان به این فعالیت ها همواره خطر بزرگی برای حکومت های فاسد تلقی می شدند. زیرا آنان در خلال مدح آل محمد، حقایق دین و صفات لازم حاکم دینی را یاد می کردند و با ذکر صفات اسلامی امامان و مقایسه و تحقیر زمامداران، دل ها را به حق و حکومت دینی توجه می دادند. در این زمینه به جاست که اهل منبر و مداحان و ذاکران، با توجه به اهمیت و نقش به سزای این سنت اسلامی، در ارائه الگوهای شایسته بکوشند و چهره خوبی از ائمه و معصومین ارائه کنند و به درستی و صحت مطالب نقل شده، اعتبار منابع مورد استفاده، استواری و زیبایی اشعار انتخابی و دوری کردن از هر حرف و روضه و شعری که با مقام والای اولیاء خدا سازگار است توجه داشته باشند.
رجز و شعارهای جنگی
شعار های جنگی عبارت است از عبارات و جملاتی که در میادین جنگ توسط نیروها با هدف تقویت نیروی خودی و تضعیف دشمن ادا می شد که این شیوه از قدیمی ترین ابزار جنگ روانی به شمار می رود؛ چنانچه اعراب جاهلیت در میدان های جنگ به نام بت های خود تفأل زده و به آنها توسل جسته و به مبارزه می پرداختند. دیگر با هدف شناسایی نیروی خودی و آن استراتژی نظامی تحت عنوان «نام شب» یا «رمز شب» است. این دو شیوه امروزه نیز کاربرد نظامی دارد. در اهمیت این مسأله همین بس که پیامبر بر این قضیه تأکید و امر به انتخاب شعار قبل از جنگ نموده در توصیه ای فرموده اند که در شعارهایتان نامی از نام های الهی باشد ( تمیمی مغربی، ۱۳۸۵ ق: ۱، ۳۷۰). به برخی از شعارهای مسلمانان و نیز کفار در کتب روایی مانند کافی، بحار الانوار و وسایل الشیعه اشاره شده است و بابی تحت عنوان «باب استحباب برگزیدن شعار توسط مسلمانان» به آن اختصاص داده شده است. به عنوان نمونه، در ذیل حدیثی از کتاب اخیر می آوریم: «از ابا عبداللّه امام صادق روایت شده است که فرمود شعار ما «یا محمد یا محمد» است و در روز بدر «یا نصر اللّه اقترب» و شعار مسلمانان در روز احد « یا نصر اللّه اقترب» بود و روز بنی النضیر « یا روح القدوس أرح» و روز بین قینُقَاع « یا ربنا لا یغلبنک» و روز طائف « یا رضوان» و شعار روز حنین «یا بنی عبداللّه یا بنی عبد اللّه» و روز احزاب «حم لا یصرون» و روز بنی قریظه « یا سلام أسلمهم» و روز مُریسیع یا بنی المصطلق « ألا إلی اللّه الآمر» و روز حدیبیه «ألا لعنه اللّه علی الظالمین» و روز خیبر یا روز القموص «یا علی آتهم من عل» و روز فتح مکه « نحن عباد اللّه حقا حقا» و روز تبوک «یا أحد یا صمد» و روز بنی الملوح « أمت أمت» و روز صفین « یا نصر اللّه» بود و شعار حسین (ع) « یا محمد» و شعار ما نیز « یا محمد» است (حر عاملی، ۱۴۰۹ق: ۱۲، ۳۸۴).
تواشیح
تواشیح یکی از شعارهای اسلامی است که در سال های اخیر نیز وارد کشور ما شده است. کلمه تواشیح جمع است و مفرد آن «روشاح» است که در لغت به معنی زینت و زیبایی است و در اصطلاح خواندن اشعار موزون و زیبا به طور جمع خوانی و هم خوانی را گویند. امروزه در محافل و جلسات قرآنی و مذهبی در کنار تلاوت قرآن، گروه هایی به اجرای تواشیح می پردازند. مضامین تواشیح گاهی مدایح پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) و گاهی ادعیه قرآنی یا اشعار زیبای عربی یا فارسی است که توسط جمع یا انفرادی در یکی از دستگاه های موسیقی به صورت هماهنگ و یکنواخت خوانده می شود (خرمشاهی، ۱۳۸۱: ۱، ۸۱۲). اشعار تواشیح از نظر معنا بسیار غنی و پر محتوا و دارای مضامین عالی و عرفانی می باشد و قلوب را به خود جذب می کند زیرا مفاهیم و معانی آنها توحیدی و تضرع و لابه با باریتعالی است. خواندن این اشعار دسته جمعی و آهنگین و توسلات به ائمه اطهار در کالبد مسلمانان شور و جذبه ای وصف ناشدنی ایجاد می کند.
پی نوشت ها :
۱- روضه و روضه خوانی از شعائر رایج در فرهنگ دینی است. روضه در لغت به معنای باغ و بوستان است. روضه در اصطلاح به معنای ذکر مصیبت سید الشهداء و مرثیه خوانی برای ائمه و معصومین(ع) است. روضه را بدین جهت به این نام خوانده اند که در قدیم، اهل منبر، سخنان و روایات خود را از کتاب «ملا محسن کاشفی» به نام «روضه الشهداء» می خواندند و در مورد ائمه اطهار و بویژه امام حسین(ع) ذکر مصیبتی نمودند لذا این سنت، به روضه خوانی معروف شد. در این باره اشاره ای می کنیم به سرود ملی کشورها که در درجه اول نشان و علامت خاص هر کشور است و نماینده مذهب و هنر و آمال آنان است و به عبارت دیگر سرود هر کشور در واقع شعار آن کشور است که فرهنگ آن را فریاد می زند.
منابع: – قرآن کریم – ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴ق) لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم. – اشراق، محمد کریم (۱۳۶۰) تاریخ و مقررات جنگ در اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی – اکبری، محمد رضا (۱۳۸۱) تفسیر نماز، تهران، انتشارات پیام آزادی، چاپ اول. – تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد (۱۳۶۶) غرر الحکم و درر الحکم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی. – تمیمی مغربی، نعمان بن محمد (۱۳۸۵ق) دعائم الإسلام، ۲ جلد، دار المعارف مصر. – حافظ شیرازی، شمس الدین محمد (۱۳۷۹) دیوان حافظ، تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، تهران، نشر فروغ. – حر عاملی، محمد ابن حسن (۱۴۰۹ق) وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، قم، موسسه آل البیت (ع). – حسینی کشکوئیه، سید محمد (۱۳۷۲) نگرش اجتماعی به کعبه و حج از دیدگاه قرآن، تهران، انتشارات امیر کبیر. – حلی، ابن فهد (۱۴۰۷ق) عده الداعی، بی جا، دار الکتاب الاسلامی. – خامنه ای، سید محمد (۱۳۷۱) حج از نگاه حقوق بین المللی، تهران، سازمان انتشارات کیهان. – خرمشاهی، بهاء الدین (۱۳۸۱) دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بیجا، انتشارات دوستان و انتشارات ناهید، چاپ دوم. – دهخدا، علی اکبر (۱۳۴۱) لغت نامه، زیر نظر محمد معین، تهران، نشر دانشگاه تهران. – راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲ق) المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق بیروت، دار العلم الدار الشامیه، چاپ اول. – رهبر، محمد تقی (۱۳۷۱) پژوهشی در تبلیغ، مرکز چاپ و نشر تبلیغات اسلامی و دانشگاه امام صادق(ع)، چاپ اول. – شعیری، محمد بن محمد بن حیدر (۱۳۶۳) جامع الأخبار، قم، انتشارات رضی. – شوقی، احمد (۱۴۱۳ق) دیوان شعر، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوازدهم. – صدوق، ابوجعفر، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی (۱۳۶۲) الأمالی (للشیخ الصدوق)، بی جا، انتشارات کتابخانه اسلامیه، چاپ چهارم با اصلاحات. – صدوق (ابن بابویه قمی)، محمد بن علی بن حسین (۱۴۱۳ق) من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین قم. – طباطبایی، سید محمد حسین (۱۳۷۴) تفسیر المیزان فی القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم،چاپ پنجم. – طریحی، فخر الدین (۱۳۷۵ش) مجمع البحرین، تحقیق سید احمد حسینی، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم. – طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن (۱۳۶۵) التهذیب، تهران، دار الکتب الإسلامیه. – طیب، سید عبد الحسین (۱۳۷۸) اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم. – فاضل مقداد، جمال الدین مقداد بن عبد اللّه سیوری (۱۳۸۴) کنز العرفان فی فقه القرآن، ترجمه و تصحیح عقیقی بخشایشی، قم، دفتر نشر نوید اسلام، چاپ اول. – قرائتی، محسن (۱۳۸۳) تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درهایی از قرآن، چاپ یازدهم. – قرشی، سید علی اکبر (۱۳۷۱) قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ ششم. – قمری، داریوش (۱۳۸۴) همبستگی ملی در ایران، مقاله از محمد حسین جمشیدی، تهران، انتشارات تمدن ایرانی، چاپ اول. – کلینی رازی، محمد بن یعقوب بن اسحاق (۱۳۶۵) الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم. – مجلسی، محمد باقر(۱۴۰۴ق) بحار الانوار، بیروت- لبنان، مؤسسه الوفاء. – محدث نوری، میرزا حسین (۱۴۰۸ق) مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع) – مطهری، مرتضی (۱۳۸۶) پانزده گفتار، تهران و قم، انتشارات صدرا. – مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴) تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول. – نجفی خمینی، محمد جواد (۱۳۹۸ق) تفسیر آسان، تهران، انتشارات اسلامیه، چاپ اول. منبع: نشریه فصلنامه ی قرآنی کوثر، شماره ۳۴٫٫٫ .
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها