صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > قرآن > تفسیر موضوعی > نقش دین در احیاء تثبیت و رشد اخلاق از منظر قرآن
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


نقش دین در احیاء تثبیت و رشد اخلاق از منظر قرآن

دین از منظر قرآن
قرآن کریم با طرح موضوعات دین و دینداری از جمله ایمان و اخلاص در دین، استقامت و اعتصام بر دین، اقامه دین و احیاء احکام دین، اکمال دین و توجه دادن به تعلیم و تعلم و تفقه در دین و تبیین رابطه دین با فطرت، اخلاق و عبودیت انسان و مقابله با اختلاف، ارتداد، تحریف، انحراف و غلو در دین در مجموعه آیاتش به ارائه نقش دین و دینداری در تثبیت و رشد اخلاقی در نهاد خانه و خانواده پرداخته است.
تعریف دین
دین بزرگترین موهبت الهی به بشریت برای همه عصرها و نسلهاست. دین در لغت به معنای جزا، اطاعت و انقیاد (تاج العروس، ج۱۸، ص ۲۱۵ و ص ۲۱۶) آمده است. اطاعت و پیروی را بدین جهت دین نامیده اند که اطاعت برای جزا و پاداش است (مجمع البیان، ج۱ و ۲، ص ۷۱۵) دین را به چیزی که معبود به واسطه آن اطاعت می شود معنا کرده اند (معجم الفروق اللغویه، ص ۲۹۹) در شرع، دین عبارت است از چیزی که وضع آن الهی است و صاحبان خرد را به اختیار خود به سوی رستگاری و کمال در این دنیا و حسن عاقبت در آخرت هدایت می کند و شامل عقاید، مناسک و رفتار می شود (کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، ص ۸۱۴) دین در آیات قرآن کریم: (إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ) (آل عمران، ۱۹) (وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ) (آل عمران، ۸۵) (مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ) (آل عمران، ۶۷) (وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِینَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ) (نساء، ۱۴۶) (وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ) (نساء، ۱۲۵) (قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّینَ) (زمر، ۱۱) (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ) (روم، ۳۰) (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ) (روم، ۴۳) (إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا) (فصلت، ۳۰) (وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ) (حج، ۲۴-۷۸) (شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ) (شوری، ۱۳) (وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّهً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَهٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَهٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ) (توبه، ۱۲۲) (قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِن کُنتُمْ فِی شَکٍّ مِّن دِینِی فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ) (یونس، ۱۰۴) (إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّینَ) (بقره، ۱۳۲) (الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ) (مائده، ۳) (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ) (توبه، ۳۳) (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَهَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ) (آل عمران، ۱۰۳) از این آیات می توان نتیجه گرفت که: دین همه ی انبیاء مانند دین خاتم انبیاء اسلام بوده است و اگر تفاوتی در ادیان گذشته وجود دارد در فروعات جزئی، به نام شریعت و منهاج است. چنان که قرآن می فرماید: (لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَهً وَمِنْهَاجًا) (مائده، ۴۸) و گرنه خطوط کلی دین که اسلام باشد، ثابت است (إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ) (آل عمران، ۱۹) اگر کسی دینی غیر از اسلام را انتخاب کند هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و تنها دینی که خدا می پسندد اسلام است چون اسلام (عند اللّه) است، هر چه عند اللّه باشد، از دگرگونی و زوال مصون است. چون دین همه ی انبیاء اسلام است، هر پیامبری که به رسالت مبعوث شده ره آورد پیامبر پیشین را تصدیق کرد، وقتی نوبت به قرآن کریم رسید، هم ره آورد انبیاء پیشین را تصدیق کرد و هم هیمنه و سیطره خود را بر همه آنها اعلام داشت. (مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ) (مائده، ۴۸) البته این تصدیق و هیمنه مقتضای خاتمیت انبیاء(ص) است. بنابراین نه تنها اصل اعتقاد به خدای یکتا فطری انسان هاست بلکه مجموعه معارف دین، به نام عقاید و اخلاق و احکام هم، فطری انسان ها خواهد بود. دین شکوفا کننده فطرت است، زیرا فطرت هر راهی را نمی طلبد و به هر سمتی حرکت نمی کند بلکه در راه خاص و به سمت کمال لایزال در حرکت است زیرا بین متحرک و بین هدف او راهی مشخص است که انسان متحرک با پیمودن آن راه مشخص به آن هدف معین می رسد. این جور نیست که هدف وسیله را توجیه کند و با هر وسیله بتوان به هدف خاص رسید آن راه مشخص که انسان را به هدف والا می رساند همان دین الهی است که فطرت، تشنه آن است و آن را می طلبد.
انواع تأثیر دین و دینداری بر تثبیت و رشد اخلاقی در نهاد خانواده
نقش گذاری و تأثیر بخشی دین و تقید به دین در شکل و شیوه انگیزه سازی، ضمانت گری، تعالی بخشی، فیض رسانی و ارتقاء نیت انسان در انجام افعال اخلاقی می باشد.
۱- دین و انگیزه سازی برای انجام، تکرار، تثبیت و رشد رفتار اخلاقی
(انگیزه) در لغت به معنای محرک و باعث به کار می رود (علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ذیل واژه انگیزه) انگیزه در حوزه اخلاق به معنای چیزی است که انسان را برای انجام رفتار اخلاقی به حرکت در می آورد. (سید اکبر حسینی، واقع گرایی اخلاقی، ص ۴۰، قم، ۸۳) دین در ایجاد انگیزه برای رفتارهای اخلاقی و تثبیت آنها بسیار مؤثر است. رفتارهایی همچون فداکاری، کظم غیظ، کمک به دیگران، توجه به نیازهای مشروع، امانت داری، پاک دامنی، عدالت ورزی در گفتار و کردار در محیط خانه و خانواده و اجتماع کارهایی هستند که انسانیت و شرافت انسانی در گرو آنهاست. قرآن کریم در باب انگیزه سازی برای تکرار و تثبیت و رشد افعال و رفتار اخلاقی به این آیات توجه دارد. انگیزه سازی قرآن بعضاً جنبه مادی و دنیایی و بعضاً جنبه معنوی و آخرتی دارد که سرآمد این انگیزه ها قرب الی اللّه، وصول به جنت و رضوان الهی و ارتباط با اولیاء و ابرار می باشد. (وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی….. وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى) (طه، ۱۲۴) (وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ) (زخرف، ۳۶) (وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا) (احزاب، ۳۵) (فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ) (بقره، ۱۵۲) (وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ) (اعراف، ۵۶) (إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ) (نور، ۱۹) (یُدْخِلُ مَن یَشَاء فِی رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا) (انسان، ۳۱) (وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ) (بقره، ۲۵) (لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِکَ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ) (سباء، ۴) (وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ) (آل عمران، ۱۶۹) (وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقْهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ) (نور، ۵۲) (وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً) (توبه، ۷۲) (فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (اعراف، ۱۵۷) (وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِم….َ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) (نور، ۳۱) بکارگیری این شیوه قرآنی در نهاد خانه توسط والدین موجب می گردد زمینه های تکرار، تثبیت و رشد افعال اخلاقی را فراهم آید.
۲- دین، ضمانت گر اجرا، تثبیت و رشد اخلاقی
اخلاق مجموعه ای از بایدها و نبایدهای مربوط به رفتار انسان است و دست یابی به اهداف این مجموعه در پرتو حمل به این بایدها و نبایدها خواهد بود. قوانین اخلاقی از این نظر که به رفتار انسان مربوط می شوند همانند قوانین حقوقی هستند و در حقوق، قوانین برای رعایت نظم اجتماعی وضع می شوند منتها این قوانین هر قدر هم خوب باشند، یعنی بتوانند هدف واضح حقوق را تأمین کنند، در صورتی که به آنها عمل نشوند، این هدف تحقق نخواهد یافت برای همین قانونگذار در حقوق، مشوق ها و مجازات هایی را برای کسانی که عامل به قوانین یا متخلف قوانین هستند وضع کرده است این مجازات ها اجرای قوانین حقوقی را تضمین می کنند اما در اخلاق، ما چنین، مجازات هایی را هم نداریم یعنی حکومت هایی غیر دینی کسانی را که اصول اخلاقی را رعایت نکند مجازات نمی کنند مگر آنکه یک اصل اخلاقی جنبه حقوقی نیز پیدا کرده باشد در نظام های غیر دینی هیچ تضمینی برای رعایت و اجرای اخلاق وجود ندارد. از ویژگی های اخلاق دینی این است که برای اخلاق ضمانت اجرا قرار داده است و این به خاطر اهمیتی است که اخلاق در دین دارد. ضمانت اجرای مهم و اساسی در دین، قرب و بعد الهی است. در کنار این، ضمانت های دیگری نیز هست، آن هم وعده پاداش و بیم از عقاب دنیوی و اخروی است. بنابراین (دین هر چند اخلاق را به وجود نیآورده و اخلاق فرع بر دین نیست، اما اجرای بهتر اینها را تامین کرده است (مرتضی مطهری بیست گفتار، ج پنجم، قم، صدار ۱۳۸۵ ص ۱۹۷)
نکته
در این جا این است که آنچه برای انجام و استمرار و تثبیت و رشد فعل اخلاقی می تواند انگیزه به حساب آید همان می تواند به عنوان تضمینی برای انجام فعل به کار رود. در آیات متعدد قرآن این تضمین گری برای انجام و استمرار و تثبیت و رشد فعل اخلاقی به تعدد به چشم می خورد (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ) (مومنون، آیات ۱ تا ۵) (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ) (مومنون، آیات ۱ تا ۳) (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا ؛ یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ) (احزاب، ۷۰ و ۷۱) (إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا) اسراء، ۲۷) (الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ) (توبه، ۲۰) (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ) (تغابن، ۱۴) (وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ) (طلاق، ۲و ۳)
۳- دین عامل تثبیت، رشد و تعالی اخلاق
یکی دیگر از تأثیرات دین بر اخلاق را می توان توسعه اخلاق و به تعبیر بهتر رشد و تعالی بخشیدن به اخلاق ذکر نمود. علامه شهید آیه اللّه مطهری با تقسیم اخلاقی انسان به افعال طبیعی (انجام نیازهای طبیعی) و افعال اخلاقی (صرف نظر کردن از منابع شخصی و از خود گذشتگی و کمک به نیازمندان) کار دین را بسط و توسعه حوزه ی خودی دانسته است. بدین معنا که انسان به جای گذشتن از منافع خود به خاطر دیگران در پرتو تعالیم دین شخص دیگران را نیز جزء خودش فرض می کند و صدمه دیدن آنها و درد و رنج آنها را درد و رنج خودش تلقی می کند و به معنای دیگر خودش را توسعه می دهد. گاهی انسان فقط خودش را به حساب می آورد و دیگران را غیر خودی یا علاوه بر خود، خانواده اش، فامیلش، افراد طایفه یا همشهری خود را خودی و دیگران را غیر خودی قلمداد می کند اما دین با توسعه خود انسان او را به جایگاهی رشد می دهد که منافع دیگران را منافع خود و درد و رنج آنها را موجب درد و رنج خود می داند. هر قدر انسان در پرتو دستورات و برنامه های انسان ساز قرآن کریم قرار گیرد و دایره ی خودی را گسترش دهد اخلاق او اخلاق برتری خواهد بود. نتیجه دیگر این امر آن است که کارهای اخلاقی بیشتر و مفید تری نیز می تواند انجام دهد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: (یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ) (نساء، ۱) (هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا) (اعراف، ۱۸۹) وقتی همه ی ما خود را مخلوق و بنده خدا دانستیم برای جلب رضایت الهی و رسیدن به قرب الهی، حب و بغض های شخصی و کینه توزی را کنار گذاشته و تنها به فکر ادای وظیفه و تکلیف الهی خواهیم بود که مبادا ستمی بر بنده ای از بندگان خدا روا داریم، اگر چه آنها به ما ظلم کرده باشند البته توسعه حوزه ی خودی با ملاک ایمان به خدا می باشد (محمد رسول اللّه و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم) (فتح، ۲۹) تعالی اخلاق همین جا شکل می گیرد اینکه کسی بتواند حب و بغض های شخصی و کینه توزیانه را کنار بگذارد و حتی در برابر کسانی که بیشترین ستم ها را به او کرده اند، از حد اعتدال خارج نشود و عدالت را بر آنها روا دارد و این نشان دهنده ی بلندی روح است؛ روح بلندی که هر انسانی را خاضع و وادار به تحسین خواهد کرد. برای نمونه می توان از امام امیر المومنین علی(ع) نام برد که حتی نسبت به قاتل خود هم نگران بود که مبادا به او آسیبی برسد که خارج از حدود الهی باشد. مسئولیتی که حتی دشمنان او هم مجبور شدند به فضائل او اعتراف کنند. امام علی(ع) طی نامه ای که به مالک اشتر (فرماندار مصر) می نویسد ضمن نفی تفکر (راسیزم) نژاد پرستی و آپارتاید (نژاد پرستی) و الیتیسم (خود برتر بینی و نتیجه گرایی) روش برخورد با مردم و توسعه حوزه ی خودی را این چنین تبیین کرده اند: (مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مردم دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می باشند. اگر گناهی از آنان سر زد یا علت هایی بر آنان عارض می شود که خواسته و ناخواسته، اشتباهی مرتکب می گردند آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر) (نهج البلاغه، نامه ها، ص ۵۶۷) در این آیات قرآن تأمل و تدبر نمائید: وَ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ) (شعراء، آیات ۱۴۵، ۱۲۷، ۱۰۹، ۱۶۴ و ۱۸۰) (إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ) (سباء، ۴۷) (إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ) (زمر، ۱۰) (فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ) (شوری، ۴۰) (إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا) (انسان، ۹) (وَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا) (مزمل، ۱۰) (خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ) (اعراف، ۱۹۹) (لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ) (توبه، ۱۲۸)
۴- دین و توفیق سازی و فیض رسانی عمل اخلاقی
یکی از استدلال ها در زمینه موثر بودن دین در انجام رفتار اخلاقی، به نوعی تلقی از ماهیت انسان بر می گردد. آیا ماهیت انسان با کارهای اخلاقی سازگار است؟ آیا انسان به لحاظ طبیعت خاص خود، توانایی انجام عمل اخلاقی را دارد؟ آیا برای انجام کارهای اخلاقی، نیاز به دخالت عاملی خارج از انسان وجود دارد؟ از دیدگاه قرآن کریم انسان موجودی است که استعداد خوب بودن و بد بودن را دارد و مُلهّم به فجور و تقواست. انسان با شهود فطری خدا را می یابد و به کمال مطلق و دین گرایش می یابد و فجور و تقوا را از هم باز شناخته و به تقوا متمایل می گردد و از فجور گریزان است. انسان به لحاظ فطرت الهی خود توانایی انتخاب عمل اخلاقی و انجام آن را دارد. در قرآن کریم عمومیت فطرت و وحدت نوعی انسانها مطرح گردیده (فطرت اللّه التی فطر الناس علیها) فطرت در همه انسان هاست، نه اینکه مخصوص مؤمنان یا اعم از آنان و اهل کتاب باشد. فطرت خداخواهی که مقوم درونی همه ی انسان هاست در تمام آنان یکسان است. همانطور که عامل بیرونی، توفیق سازی و فیض رسانی خداوند برای بندگان با خلقت فطرت برای انسان پدیدار گشته است هویت انسانی که با فطرت دینی و الهی آفریده شده و او این فطرت را شکوفا ساخته و هویت الهی هویدا می گردد. دین وقتی می تواند توفیق سازی و فیض رسانی انسان در عمل اخلاق باشد که در آن هیچگونه نارسائی و نابسامانی و اعواجاج راه نداشته باشد. ولی اگر آن دین دستخوش تحریف و انحراف و نابسامانی و اعوجاج گردیده باشد هرگز قیّم فطرت نخواهد بود. خداوند در وصف قرآن کریم فرموده است (غیر ذی عوج) (زمر، ۲۸) و چون در قرآن اعوجاج و نابسامانی وجود ندارد می تواند قیم دیگران باشد و موجبات شکوفایی اعمال اخلاقی انسان گردیده و بدین واسطه زمینه های رشد وکمال را در انسان رقم زند. انسان منهای دین قوام و قیامی ندارد. اصلی که انسان را مستقیم نگاه می دارد دین اوست و قیم انسان باید از هر اعوجاجی مصون باشد. باید و نبایدهای اخلاقی دین همگی فطری هستند و چون فطری هستند با نظام داخلی انسان و ساختار درونی او هماهنگ هستند لذا روح تعلیمات انبیاء درباره عمل اخلاقی ایجاد زمینه توفیق و بستر فیض برای شکوفایی اخلاق فطری است (انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق) انبیاء برای بیداری و شکوفایی فطرت انسان به رسالت مبعوث شده اند و گنجینه مکرمت ها و فضائل اخلاقی را در انسان ها احیاء، تثبیت و رشد داده و این چنین انسان ها را به کمال بالفعل خالصانه و صادقانه رسانده اند و هدف خداوند از ارسال رسل و انزال کتب آسمانی همان توفیق سازی و فیض رسانی خداوند به همه ی بندگان برای عمل اخلاقی است.
۵- دین و ارتقاء سطح نیت در انجام افعال اخلاقی
انسان فطرتی دارد که پشتوانه آن روح الهی است و طبیعتی دارد که به گل وابسته است، همه ی فضائل انسانی به فطرت و همه ی رذایل به طبیعت او باز می گردد. اگر انسان به طبیعت خود توجه کند و از هویت انسانی خود که روح اوست، غافل گردد، نه تنها از پیمودن مسیر کمال باز می ماند، بلکه دچار انحطاط می شود تا آنجا که قرآن کریم می فرماید: (أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) (اعراف، ۱۷۹) و اگر به بعد فطری خود توجه کند و دعوت انبیاء الهی را برای شکوفا سازی خود در حیات طیبه را بپذیرد تا جائی تکامل پیدا می کند که به افق اعلی ثم دنی فتدلی خواهد رسید. در قرآن کریم دو جنبه حیات یعنی حیات طبیعی و حیات فطری انسان ترسیم شده است و از انسان به عنوان مستوی الخلقه تعبیر شده که استوای خلقت انسان به روح اوست و استوای روح انسان به فطرت او می باشد که خداوند او را به فجور و تقوا الهام کرده است. در فرهنگ قرآن نکوهش و مذمت انسان به طبیعت انسان مربوط است و ستایش ها به روح و فطرت او باز می گردد. ۱۰- دین با شکوفا سازی فطرت الهی و هویت بخشی انسان زمینه توفیق و فیض عمل اخلاقی را فراهم می کند. ۱۱- دین با ارتقاء سطح نیت و قصد انسان در اعمال اخلاقی ضمن ارزشمند نمودن عمل اخلاقی، انسان را به بالاترین مقاصد که قرب الهی است راهنمایی می کند. منابع: ۱- قرآن کریم ۲- نهج البلاغه ۳- مطهری، مرتضی، بیست گفتار، چاپ پنجم، قم، صدرا، ۱۳۵۸ ۴- مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، چاپ بیست و شش، قم، صدرا، ۱۳۷۴ ۵- مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، تهران، بنیاد ۱۵ خرداد، ۱۳۶۲ ۶- جوادی آملی، عبداللّه، فطرت در قرآن، چاپ دوم، چاپ اسراء، ۱۳۷۹ ۷- هاشمی رفسنجانی، اکبر، فرهنگ قرآن، چاپ اول، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۶ منبع: نشریه فصلنامه ی قرآنی کوثر، شماره ۳۴٫٫٫ .
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها