صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > کلام > مرگ و زندگی بعد از آن > برزخ > معاد (مقدمه کتاب برزخ و معاد از دیدگاه قرآن و روایات)
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


پیروان همه ادیان و مذاهب اسلامی، با تمام تفاوت‌هایی که در طرز تفکّر دارند، در ایمان به مرگ اتّفاق نظر دارند. بدون تردید انسان دوست دارد از سرنوشت خود در آینده آگاه شود و بداند که آیا با فرارسیدن مرگ، تمام وجود آدمی می‌میرد یا آن که مرگ، به بُعد مادّی و حیات جسمانی انسان در دنیا خاتمه می‌دهد امّا روحش که معیار بُعد معنوی و میزان شخصیّت انسانی انسان است، همچنان زنده و پایدار می‌ماند؟ و از این جهان به جهان دیگر منتقل می‌گردد؟ در آن‌جا زندگی با چه ویژگی‌هایی ادامه خواهد داشت؟ و نیز می‌خواهد بداند سرای دیگر کجاست؟ ویژگی‌های آن چیست؟ نام آن عالم چیست؟ و پس از آن‌چه خواهد شد؟ سؤال‌های دیگری از این قبیل درباره مرگ وجود دارد که هر‌کدام به نوبه خود انسان را متوجّه می‌سازد که مرگ را به خوبی بشناسد و از حقیقت آن آگاهی پیدا کند. روشن است که اعتقاد به وجود جهان پس از مرگ، بخشی از جهان‌بینی مکتب پیامبران الاهی است که با سپری شدن ایّام زندگی دنیا و فرارسیدن مرگ، روح آدمی از بدن جدا می‌شود و به عالم برزخ منتقل می‌گردد و در آن سرای به حیات خویش ادامه می‌دهد. چون انسان پدیده صد در صد مادّی نیست بلکه ترکیب و آمیخته‌ای است از مادّه و روح که موجودی ماوراء مادّه است. به اصطلاح بعضی از دانشمندان، انسان دارای دو جنبه است؛ مادّی و معنوی، ناسوت و ملکوت. تا وقتی که در قید حیاتیم محسوس و نامحسوس یا ناسوت و ملکوتمان به هم آمیخته و روح و جسممان با هم متّحدند، ولی مرگ این دو را از هم تفکیک می‌نماید و جسم را از روح جدا می‌کند.
ولی باید بدانیم که دوران برزخ هم مثل دنیا محدود است و همیشگی نخواهد بود، هر چند طول مدّت آن را جز خدا کسی نمی‌داند. شاید میلیون‌ها سال باشد. شروع عالم برزخ از هنگام مرگ است و تا قیامت ادامه دارد.
البتّه این عالم به خلاف عالم دنیا تاریک‌ترین، پرحادثه‌ترین، وحشتناک‌ترین و طولانی‌ترین دوران‌های سرگذشت انسان از مبدأ تا معاد است. با توجّه به آیات قرآن شریف و روایات ائمّه معصومین(علیهم السلام) دانسته می‌شود که رنج و سختی انسان در عالم برزخ به اندازه عذاب قیامت شدید نخواهد بود، از این رو امیرالمؤمنین(علیه السلام) به این نکته زیبا توجّه داده، فرموده است:
وَ اذْکُرْ قَبْرَکَ فَإِنَّ عَلَیْهِ مَمَرَّکَ.([۱])
به یاد قبرت باش؛ زیرا از آن‌جا به طرف قیامت مرور می‌کنی.
در جای دیگر فرمود:
مَنْ تَذَکَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَد.([۲])
کسی که به یاد سفر طولانی آخرت باشد، خود را آماده محاسبه آن روز خواهد کرد.
چه خوب است که از این رهنمودها عبرت بگیریم و خود را برای آن روز آماده کنیم؛ روزی که در قبر تنها گذاشته می‌شویم و سپس تنها محشور می‌شویم و از مال، جاه، اولاد و شهرت هیچ کاری ساخته نیست؛
{یَوْمَ لا یَنفَعُ مَالٌ وَلا بَنُون‏}.([3])
روزی که مال و فرزندان (برای کسی) سود ندارند.
بنابراین همه ما باید توجّه داشته باشیم که شاید روز را به شب نرسانده و یا شب را به صبح نرسانده، از این عالم به عالم برزخ که همان عالم قبر است منتقل شویم و در آنجا، بلافاصله نخستین دادگاه ما شروع می‌گردد که قاضی، شاهد و مجری احکام در آن، دو فرشته‌اند که هر دو مأمور الاهی هستند و به دنبال آن، پاداش و ثواب، کیفر و عذاب برزخی تحقّق می‌یابد که از آن به «قیامت صغری» یاد می‌شود و پس از آن، دادگاه دوّم که حکم نهایی و ابدی و همه جانبه است، در روز رستاخیز صورت خواهد گرفت که معروف به «قیامت کبری» است.
ایمان به معاد از عقاید بین‌المللی تمام مذاهب دنیاست. پیروان مکاتب پیامبران‌ ـ ‌تابع هر مذهبی که هستند ـ عموماً به عنوان یک عقیده مقدّس و همگانی، موضوع زندگی پس از مرگ را باور دارند امّا در چگونگی بقاء روح و بازگشت آن به اختلاف سخن گفته‌اند. متکلّمان، فیلسوفان و عارفان مسلمان از منظرهای مختلف به آن نگریسته‌اند. با نگاهی به منابع کهن و جدید کلامی، روشن می‌شود که متکلّمان نیز نظر یکسانی به این مسئله ندارند، بلکه رهیافت‌های گوناگونی را در بحث معاد برگزیده‌اند و هر یک از مکاتب کلام اسلامی، آراء خویش را بر مبانی و پیش‌فرض‌های خاص استوار ساخته است و اظهار نظر نموده‌اند. مثلاً آیا معاد روحانی است یا جسمانی؟ و یا اینکه هم روحانی است و هم جسمانی؟ در آینده به وادی پیچیده معاد جسمانی گام خواهیم گذاشت و ثابت خواهد شد که معاد جسمانی به هر صورت که باشد، حقیقتی است امکان‌پذیر و می‌شود به صورت یک امر ممکن در ظرف خارج، وجود پیدا کند و دلیل قانع کننده و قابل توجّهی بر امتناع آن در محیط خارج وجود ندارد. دلیل منکران معاد جز استبعاد محض چیز دیگری نیست.
یادآوری این نکته نیز لازم است کسانی که زندگی در مکتب‌های انسانی آن‌ها شعار «نان و آب برای همه» می‌باشد، ممکن است بحث‌های این کتاب برایشان خارج از محیط زندگی جلوه کند، ولی واقعیّت این است که ایمان به زندگی پس از مرگ اثر عمیق مثبتی در تأمین رفاه و آسایش همین زندگی مادّی او (در ابعاد گسترده) دارد. مهم‌ترین اثر یاد معاد، اجرا و برپاداری عدالت فردی و اجتماعی است همانگونه که مهم‌ترین اثر نفی و انکار آن نیز تبهکاری و ستمگری فردی و اجتماعی است؛ زیرا ملحدان و منکران معاد، دارای یک زندگی حیوانی و رفتارهای التذاذی و برخاسته از غرایز هستند که همان از (خود بیگانگی) است. یعنی انسان در بُعد اعتقادی و عمل به حدی سقوط می‌کند که از امور فطری و ویژگی‌های انسانی خود کاملاً بیگانه شده، غرایز حیوانی و هوای نفسانی خود را، انسانیت خویش می‌پندارد و (ناخود) را به جای (خود) قلمداد می‌کند؛ چرا که جهان بینی او و اعتقادش به نبود ماورای طبیعت چنین چیزی را اقتضا می‌کند.
عقل سلیم هرگز نمی‌پذیرد که دستگاه محیّر العقول آفرینش منحصر به مادّه و محسوسات باشد. اگر انسان باور کند که «دنیا دار عمل است و برزخ، سرای آماده شدن برای حساب و جزای اعمال، و قیامت هم دار حساب و جزا» قطعاً زندگی او متحوّل شده و حیات معنوی و انسانی طلب میکند؛ در برابر غرایز حیوانی تسلیم نبوده، همه امیال و گرایش‌های حیوانی خود را در استخدام نیروهای انسانی و در جهت شکوفا شدن آنها به کار می‌گیرد. امّا اگر همین انسان ایمان به معاد نداشت، بدون شک عمرش در اسارت هوا و غرائز، اطاعت از شهوات و خواهش‌های نفسانی سپری شده، همچنان حیوان زندگی نموده و سرانجام حیوان از دنیا خواهد رفت.
ناگفته پیدا است که پذیرش محتویات این کتاب که نشأت گرفته از آیات و روایات در جهت اثبات جاودانگی روح و حیات پس از مرگ در عالم برزخ و قیامت است، منوط به اعتقاد، تصدیق و پیروی از دو گوهر گرانبها می‌باشد.
۱٫ منوط به پذیرش قرآن: این کتاب معجزه‌ی الاهی است که در بردارنده معارف و حقایق مسلّم الاهی است؛ کتابی که انسان را از تاریکی‌های ضلالت، جهالت و خرافات، به سمت و سوی نور ایمان، هدایت و سعادت ابدی رهنمون می‌کند.([۴]) کتابی که در برگیرنده‌ی همه معارف و بیان کننده همه واقعیات و حقایقی است که بشر برای نیل به سعادت ابدی نیازمند شناخت آنهاست.([۵])
۲٫ منوط به پذیرفتن سخنان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است؛ سخنانی که خود از علم الاهی نشأت گرفته و روح عطشان انسان را سیراب می‌کند؛ چرا که آن بزرگواران، فرودگاه وحی الاهی، خزانه‌داران علم، درهای ایمان، حافظان سرّ خدا، حاملان کتاب او و اوصیاء پیامبر(صلی الله علیه و آله ) هستند.([۶])
پیامبر بزرگوار اسلام درباره‌ی دو ثقل اکبر ـ در حدیث شریف و معروف ثقلین ـ چنین فرموده است:
إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِی أهْلَ بَیْتِی وَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.([۷])
همانا من دو چیز گرانبها را در میان شما می­گذارم؛ کتاب خدا و اهل بیت خویش را. هر گاه به این دو تمسّک جویید گمراه نخواهید شد و این دو از یکدیگر جدا نگردند تا آن هنگام که در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند.
جدایی‌ناپذیری قرآن و اهل بیت و اقتدای بی قید و شرط مردم به آنان نیز بر این دو مطلب تأکید دارد.
از این رو کوشیده‌ایم با الهام از آیات شریفه و روایات ائمّه معصومین(علیهم السلام)، بسیاری از مسائل برزخ و قیامت را در این مجموعه مورد بررسی قرار دهیم. البتّه در برخی موارد، روایاتی در تأیید مدلول آیات آورده شده‌اند ولی اگر در مورد حقیقتی از حقایق برزخ و قیامت در ظاهر آیه‌ای وجود نداشت به روایات معصومان(علیهم السلام) که بیان حقایق قرآن و تفسیر آن است، بسنده شده است.
برای اینکه مطالب مورد بحث به صورت کتاب درآید و آیندگان نیز بتوانند از آن بهره‌مند گردند، برای تکمیل بحث، آیات و روایات و کلام محققّان اسلامی را بررسی و مطالبی چند را بر آن افزودم.
ناگفته نماند که در این بررسی و تحقیق، شاید نقد و اشکالی هم بر فهم و برداشت برخی از محقّقان بزرگ داشته باشم. امیدوارم که این تلاش ناچیز، نه گستاخی و ادّعا، بلکه آغازی برای کوشش صادقانه، در جهت تجزیه و تحلیل، بازشناسی و بازسازی عقاید اسلامی تلقّی شود. البتّه در قلمرو اندیشه، وظیفه ما آن نیست که صرفاً پاسدار گذشته باشیم، بلکه باید در آثار بزرگان نیز تحقیق کنیم و به تکمیل و بازسازی آن بپردازیم. این روش، تنها با روشن اندیشی و با خودباوری امکان دارد. اگرچه مستلزم رد و نقد نظریه بزرگان هم باشد. نقد و ارزیابی نظریه بزرگان گذشته و حال، ‌از شأن آنان نمی‌کاهد، بلکه کامیابی و پیروزی نسل جدید را بشارت می‌دهد. چنانچه امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) از عیسی‌بن مسیح(علیه السلام) روایت می‌کند که: «…کُونُوا نُقَّادَ الْکَلامِ…»([8]) انسان محقق باید همواره نظریه‌ها را نقد نماید.
البتّه با تمام کوشش‌هایی که نگارنده به کار برده، ممکن است در این اثر کاستی و اشکالاتی وجود داشته باشد؛ زیرا هیچ کس نمی‌تواند ادّعا کند در این بحث آخرین سخن را بر زبان رانده است و از هر عیب و نقصی پیراسته می‌باشد. امید است صاحب‌نظران و خوانندگان عزیز و محترم به بزرگواری خود ببخشند و تذکّرات لازم را برای اصلاح آن منعکس نمایند.
امید است که این کتاب نیز همانند «رجعت در عصر ظهور» مورد استقبال عموم قرار گیرد. مباحث این کتاب، در دو بخش و هر بخش به چند فصل و چند مطلب تنظیم شده است، که در فهرست مندرج، مذکور می‌باشد. در پایان لازم می‌دانم از همکاری‌های صمیمانه فرزندانم که با دقّت تمام و صرف وقت بسیار مرا در تهیه مطالب این کتاب یاری کردند، کمال تشکّر را داشته باشم. امید اینکه خداوند عالم، اجر و ثواب به آنان عنایت فرماید.
از محضر ربوبی و کمال قدسی، خاضعانه خواهانم که همه ما را به کمال واقعی رهنمون سازد و توفیق عمل به آن را عنایت فرماید و ذخیره آخرت قرار دهد.

[۱]) نهج البلاغه، خطبه ۱۵۳٫
[۲]) همان، حکمت ۲۸۰٫
[۳]) شعراء/ ۸۸٫
[۴]) {الر کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ}؛ ابراهیم/۱٫
[۵]) {وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَنًا لِّکُلِّ شىَ‏ْءٍ وَهُدًی وَ رَحْمَهً وَبُشْرَی‏ لِلْمُسْلِمِین}‏؛ نحل/۸۹٫
[۶]) زیارت جامعه کبیره، مفاتیح الجنان.
[۷]) بحارالانوار، ج۲، ص ۹۹٫
[۸]) محاسن برقی، ج ۱، ص ۲۳۰؛ بحار الانوار، ج ۲، ص ۹۶٫
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها