صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > اخلاق > فضايل اخلاقی > احسان و نیکی > سیمای مِهر؛ مفهوم شناسی و مصایق احسان در قرآن (۱)
تاریخ انتشار : ۲۵ تیر ۱۳۹۷


سیمای مِهر؛ مفهوم شناسی و مصایق احسان در قرآن (۱)

مقدمه
احسان به صورت یکی از مفاهیم کلیدی و پربسامد، بازتاب گسترده ای در قرآن کریم، فرهنگ و اندیشه اسلامی یافته است. استناد به آیات و روایات مربوط به احسان برای استنباط احکام فقهی، در ابواب گوناگونی چون بیع، نکاح، طلاق، جهاد، ضمان و قصاص به شکل گسترده به وسیله فقیهان اهل سنت(۱) و شیعه(۲) صورت گرفته است. قاعده احسان از قواعد مهم فقهی(۳) که کاربرد فراوانی در ابواب گوناگون فقهی دارد، از رویکردهای مهم احسان در فقه اسلامی است.(۴) در منابع اخلاقی(۵) و عرفانی(۶) نیز آیات احسان همراه با پاره ای تحلیل ها، برداشت ها، پیامدهای احسان و آثار غفلت از آن در فرایند سلوک، تکامل اخلاقی، معنوی فردی و جامعه و نیز ترسیم حوزه های گوناگون آن آمده است. به رغم چنین بازتاب گسترده ای از مفهوم احسان در معارف اسلامی، تصویر و تعریف روشنی از مفهوم و مصادیق آن ارائه نشده است. این امر در موارد زیادی موجب خلط میان معانی مختلف احسان، غفلت از مصادیق گوناگون آن و تبادر معنایی بسیار محدود از این مفهوم پربسامد گشته است. ارائه تصویری روشن از مفهوم احسان و گستره مصادیق آن و نیز اشاره به قدمت باستانی این مفهوم و چگونگی توسعه دادن قرآن کریم در مصادیق آن، عواملی است که بازشناسی درست مفهوم و مصادیق احسان را ضروری می سازد. همچنین در این پژوهش، رابطه احسان با مفاهیم مهم دیگری مانند تقوا، ظلم، ایمان و عمل صالح مورد توجه قرار گرفته است. بررسی آیات قرآن نشان می دهد که، احسان متناسب با چگونگی کاربرد آن، در سه معنای «انجام کار نیک»، «نیکی کردن به دیگری» و انجام کاری به شکل کامل و بهترین شکل آن» به کار رفته است. دو معنای نخست با مصادیق گوناگون درباره روابط مختلف انسان با خدا، خود و دیگران به کار رفته، ولی مفهوم اخیر فقط درباره خداوند به کار رفته است.
مفهوم شناسی
«احسان»، مصدر باب افعال از ریشه «ح س ن» است. حُسن (مصدر و اسم مصدر) در مقابل سُوء و سَوء(۷) (بدی و بد شدن) و نیز قُبح(۸) (زشتی و زشت شدن) به کار رفته و متناسب با موارد کاربرد در معنای اسم مصدری آن، مفهوم زیبایی(۹)، خوبی، نیکی، شایستگی، مورد پسند و… را می رساند. این واژه و مشتقّاتی چون حَسَن، حَسَنَه، حَسَنات، حُسنی، محسن و اَحسَن، که در قرآن نیز فراوان به کار رفته است (نحل:۶۷؛ بقره: ۲۰۱؛ هود: ۱۱۴؛ اعراف: ۱۳۷؛ نساء: ۵۹)، در وصف آن دسته از امور دینی و دنیایی به کار می رود(۱۰) که به سبب داشتن گونه ای از زیبایی عقلی، عاطفی، حسّی و… می تواند با برانگیختن احساس خوشی، رضایت، زیبایی و تحسین در انسان، او را به خود جلب کند.(۱۱) واژه «احسان» در مقابل إساءه بوده(۱۲) (إسراء:۷؛ نجم: ۳۱) و دو گونه کاربرد دارد: با حرف «إلی» که بیشتر با آن به کار می رود و نیز با حرف «لام و باء» به معنای نیکی و خوبی کردن به کسی است. بدون حرف اضافه، مفهوم کار نیکو کردن و نیز انجام دادن نیکو و شایسته یک کار در شکل کامل آن به کار رفته است.(۱۳) قرابت معنایی واژه «احسان» با کلماتی چون اِِنعام، اِفضال و برّ، واژه پژوهان(۱۴) و مفسّران(۱۵) را بر آن داشته است تا به بیان روابط و تفاوت های آن ها بپردازند. احسان، که در زبان فارسی به معنای خوبی، نیکوکاری، بخشش، انعام، افضال و… آمده،(۱۶) در کنار مجموعه ای از اسما و افعال مرتبط با آن، به طور کلی ۷۱ بار در ۶۶ آیه از ۲۸ سوره قرآن به کار رفته است. مفسران، افزون بر دیدگاه های متفاوت در تفسیر پاره ای از آیات مربوط،(۱۷) کوشیده اند تا تعریف واحدی از احسان ارائه کنند. اما بیش ترِ تعاریف به سبب گستردگی مصادیق و مولفه های معنایی احسان و نیز عدم تفکیک کامل بین کاربردهای سه گانه آن، جامعیت لازم را ندارند. تعاریفی چون، رساندن نفع نیکو و شایسته، ستایش به دیگری،(۱۸) کاری که از سر آگاهی و به شکل شایسته انجام پذیرد،(۱۹) و نیز انجام کاری به شکل نیکو و با انگیزه خدایی و رساندن خیر یا سودی به دیگری بدون چشم داشت هر گونه پاداش و جبران کردنی(۲۰) از این جمله هستند.(۲۱) از مجموع آیات مربوط به احسان به دست می آید که مؤلفه های مهمی چون ایمان، انگیزه و نیت الهی (حُسن فاعلی)، نیک بودن ذاتی یک کار (حُسن فعلی)، شکل شایسته انجام (هیأت صدور)، رساندن خیر و خوبی به دیگری، در مفاهیم سه گانه احسان دخالت دارند. در پاره ای از مصادیق، همه و در پاره ای دیگر فقط بخشی از عناصر یادشده، مرز معنایی احسان را تشکیل می دهند. بنابراین، ارائه یک تعریف جامع بری هر سه معنا و همه مصادیق آن ها امکان پذیر نیست.
حوزه معنایی احسان در قرآن
واژه احسان به هر سه معنا در قرآن کریم به کار رفته است. معنای نخست، «انجام دادن کاری نیک» به طور عمده در آیاتی به چشم می خورد که پس از بیان اموری چند، عاملان آن، محسن و نیکوکار خوانده شده اند. (بقره: ۵۸؛ آل عمران: ۱۳۴؛ اعراف: ۵۵-۵۶). در این آیات، ضمن بیان مصادیق کارهای نیک، خداوند، مخاطبان قرآن کریم را به انجام دادن کار نیک ترغیب کرده است. آیاتی که با تصویر بخش های مهمی از شخصیّت فکری، عاطفی و رفتاری شماری از پیامبران، آنها را نمونه بارزی از مُحسنان (نیکوکاران) معرفی کرده است. نیز در این دسته از آیات جای دارند. (یوسف: ۵۱-۵۶؛ قصص: ۱۴؛ صافات: ۱۰۲-۱۰۵) در پاره ای دیگر از آیات، بدون تعیین مصادیق نیکی، به نیکی کردن به دیگران (معنای دوم) امر و سفارش شده است. (نساء: ۳۶؛ انعام: ۱۵۱؛ قصص:۷۷). احسان به معنای انجام دادن نیکو و شایسته یک کار در شکل کامل آن (معنای سوم) نیز در برخی از آیات قرآن به چشم می خورد. (یوسف:۲۳؛ سجده: ۷؛ تغابن:۳). چنان که از کاربردهای قرآنی نیز بر می آید، فاعل احسان در معنای اخیر، محسن خوانده نمی شود.(۲۲) در نتیجه، نمی توان آن را در شمار مفاهیم اخلاقی به حساب آورد. مطالعه و تأمل در آیات نشان می دهد که احسان، مفهومی انتزاعی، و جامع هر گونه خیر و نیکی است،(۲۳) و برای عرب عصر نزول، مفهومی کاملاً شناخته شده بوده است سخنی که حتی از برخی سران شرک در ستایش از آیه «ان الله یأمر بالعدل و الاحسان» (نحل:۹۰)، شده است، مؤید آشنایی یاد شده می باشد.(۲۴) البته با این تفاوت که قرآن کریم آن را که بیشتر در قلمرو روابط انسانی کاربرد داشته، به حوزه معنایی نسبتاً جدیدی آورده است. از جمله پاره ای از مصادیق احسان در حوزه ارتباط انسان با خدا، دین و پیامبر(ص)، می تواند از این قبیل باشد. احسان که در نظر مفسران، حُسن آن عقلی است و از راه سیره عقلا تأیید می شود،(۲۵) در عین تفاوت مفهومی، از حیث مصادیق، دارای گستره ای یکسان با برخی از مفاهیم بنیادین و پردامنه دیگر قرآن است. از جمله در پاره ای از آیات، «تقوا» (آل عمران ۱۳۳-۱۳۴؛ یوسف: ۹۰؛ زمر: ۳۳-۳۴)، و در پاره ای دیگر، «ایمان و عمل صالح» (کهف: ۳۰)، به احسان (انجام دادن کار نیک)، تعریف شده است. همچنین از مقایسه برخی آیات با یک دیگر بر می آید که انجام دادن عمل صالح (بقره: ۶۲، ۸۱و ۱۱۲؛ نساء: ۱۲۵) و حسنه (انعام: ۱۶۰؛ نمل:۸۹) مترادف با احسان به معنای انجام دادن کار نیک است.(۲۶) در تفاوت مفهومی احسان با مفاهیم یادشده، برای نمونه می توان از جمله به معنای «پرهیزگاری برای خدا در تقوا» که بیانگر انگیزه خدایی فعل است و مفهوم «نیک بودن در احسان» که بیشتر «حُسن» فعل را می رساند، اشاره کرد. از سوی دیگر، شماری از آیات، مفاهیم عامی چون ظلم (بقره: ۵۸-۵۹؛ یوسف: ۷۸-۷۹؛ صافات: ۱۱۳)، کفر و تکذیب آیات الهی ( مائده: ۸۶؛ لقمان: ۲۲-۲۳؛ زمر: ۵۸-۵۹؛ مرسلات: ۴۰-۴۵) و تعدی از حدود الهی را (بقره: ۲۲۹) در برابر احسان به معنای «انجام دادن کار نیک» آورده است. احسان به صورت یکی از مفاهیم بنیادین و پردامنه قرآن، هر چند بیش از همه در گستره اخلاق به کار رفته است، اما قلمرو معنای قرآنی آن، افزون بر چارچوب کلی اعتقادی، با ترسیم نظامی از ارزش های اساسی اسلام که در هم تنیده و تفکیک ناپذیرند، شاکله عاطفی، رفتاری و گفتاری مؤمنان را در حوزه های گوناگون ارتباط با خدا (بقره: ۵۸؛ آل عمران: ۱۴۸)، خود (اسراء: ۷)، دیگران (بقره: ۸۳ و ۱۹۵؛ آل عمران: ۴)، دین (انعام: ۸۴؛ توبه: ۹۱) و بیگانگان (مائده: ۱۳) به تصویر می کشد. توجه به تصویر جنبه های گوناگون شخصیت شماری از انبیا و معرفی آنان در شمار محسنان، می تواند دلیل دیگری بر توسعه قلمرو معنایی یاد شده باشد. (یوسف: ۵۶؛ قصص: ۱۴؛ صافات:۸۰)
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ محمد بن احمد سرخسی، المبسوط، ج۵، ص ۴۶-۴۷ و ۱۹۰-۲۰۱؛ ابن قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۳۳، ج۸، ص ۴۸ و ج۱۰، ص۴۶۰٫ ۲٫ محقق حلی، شرایع الاسلام، ج۲، ص۲۰، شهید اول، الدروس، ج۳، ص ۱۸۱؛ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۲۹۱ و ج۲۱، ص۲۴و۱۸۰٫ ۳٫ برگرفته از آیات ۹۳-۹۲ سوره توبه. ۴٫ حسین مراغی، العناوین الفقهیه، ج۲، ص۴۷۳، محمدعلی انصاری، الموسوعه الفقهیه المیسره، ج۱، ص ۳۲۳-۳۲۷؛ ناصر مکارم شیرازی، القواعد الفقهیه، ج۲، ص ۲۵۱- ۲۷۹٫ ۵٫ احمد بن حسین بیهقی، شعب الایمان، ج۷، ص ۵۰۱؛ محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۲، ص ۷۹۳-۷۹۹؛ احمد شرباصی، موسوعه اخلاق القرآن، ج۱، ص۴۳-۵۳٫ ۶٫ قیصری، شرح فصوص الحکم، ص ۶۱۵؛ محمد بن حمزه فناری، مصباح الانس، ص ۲۲-۲۳و۵۵؛ ابن ترکه اصفهانی، تمهید القواعد، ج۱، ص ۱۵۱-۱۵۴ و ۱۶۰-۱۶۲٫ ۷٫ احمد بن خلیل فراهیدی، ترتیب العین، ص ۱۸۰؛ احمد بن فارس، مقاییس اللغه، ج۲ ص۵۸؛ حسن مصطفوی، التحقیق، ج۲، ص۲۲۱-۲۲۲، «حسن». ۸٫ ابن درید، جمهره اللغه، ج۱، ص ۵۳۵؛ همو، مقاییس اللغه، ج۲، ص ۵۸؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح ج۵، ص ۲۰۹۹، «حسن». ۹٫ مجد الدین فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۲، ص ۱۵۶۳؛ زبیدی حنفی، تاج العروس، ج۱۸، ص ۱۴۰؛ شرتونی لبنانی، اقرب الموارد، ج۱، ص ۶۴۹، «حسن». ۱۰٫ راغب اصفهانی، مفردات، ص ۲۳۶-۲۳۷؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص ۱۷۸-۱۷۹؛ حسن مصطفوی، التحقیق، ج۲، ص۲۲۱-۲۲۲ «حسن». ۱۱٫ راغب اصفهانی، همان، ص ۲۳۶؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز، ج۲، ص ۶۷؛ توشیهیکو ایزتسو، مفاهیم اخلاقی و دینی در قرآن، ص ۲۷۸-۲۸۰٫ ۱۲٫ احمد بن فارس، مقاییس اللغه، ج۲، ص ۵۸؛ مجد الدین فیروزآبادی، همان، ج۲، ص ۱۵۶۴؛ ابن منظور، همان ج۳، ص ۱۷۹، «حسن». ۱۳٫ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۲۰۹۹؛ ابن منظور، همان، ج۳، ص ۱۷۸- ۱۷۹؛ احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر، ص ۱۳۶٫ ۱۴٫ راغب اصفهانی، همان، ص ۱۱۴، ۲۳۶ و ۸۱۵؛ ابوهلال عسکری، الفروق اللغویه، ص ۲۳و ۵۴۸٫ ۱۵٫ محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۳، ص ۱۴؛ سید محمدحسین طباطبائی، المیزان، ج۲۰، ص ۱۲۴و ۲۰۲٫ ۱۶٫ علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج۱، ص ۹۲۶٫ ۱۷٫ محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۵، ص ۴۱۹؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص ۵۱۶؛ اسماعیل ابن کثیر دمشقی، تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص ۲۷۹٫ ۱۸٫ محمد بن حسن طوسی، همان،ج۲، ص ۱۵۳ و ج۴، ص ۴۲۶ و ج۶، ص ۱۸۹٫ ۱۹٫ فضل بن حسن طبرسی، همان، ج۱، ص ۲۴۸٫ ۲۰٫ سید محمدحسین طباطبایی، همان، ج۴، ص ۲۰ و ج۱۲، ص ۳۳۲٫ ۲۱٫ سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۱۶، ص۴۸٫ ۲۲٫ محمد بن حسن طوسی، همان، ج۱، ص۲۶۷؛ فضل بن حسن طبرسی، همان، ج۱، ص۵۱۵٫ ۲۳٫ محمد بن جریر طبری، همان، ج۱۴، ص۲۱۴؛ فضل بن حسن طبرسی، همان، ج۶، ص ۵۸۶؛ احمد شرباصی، موسوعه اخلاق القرآن، ج۱، ص ۴۳٫ ۲۴٫ فضل بن حسن طبرسی، همان، ج۶، ص ۵۸۷؛ ابوعبدالله قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص ۱۱۰؛ اسماعیل ابن کثیر دمشقی، تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص ۶۰۴ -۶۰۵٫ ۲۵٫ سعید بن هبه الله راوندی، فقه القرآن، ج۱، ص۲۱۳؛ هادی سبزواری، شرح الاسماء، ج۱، ص ۳۱۴؛ سید محمدحسین طباطبائی، همان، ج۱، ص ۹۵٫ ۲۶٫ همو، همان، ج۱، ص ۲۵۸٫
منبع: نشریه معرفت اخلاقی، شماره ۴٫ ادامه دارد…

 

http://shiastudies.com


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها