جنین در قرآن(۲)

جنین در قرآن

زمان کامل شیردهی دوسال است ************
وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَینِ کَامِلَینِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ (بقره/۲۳۳)
«مادرانی که می خواهند شیردهی خود را کامل کنند دوسال کامل به فرزندان خود شیر دهند»! ************ علم امروز نیز مدت زمان لازم شیردهی را دوسال می داند. زنی ‌که به بچه شیر می دهد نیز رحم وی به حد طبیعی خود می رسد. سه چهارم زنانی که به گشادی رحم دچار شده اند کسانی هستند که به فرزندان خود شیر نداده اند. چگونگی خروج نطفه زن و مرد ************
فَلْینْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ* خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ* یخْرُجُ مِنْ بَینِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ* (طارق/۵ ــ ۷)
«انسان مغرور می باید ببیند از چه درست شده* از آب جهنده ای درست شده* که از خروجی سفت و خروجی‌های نرم (ازمیان صلب پدر و سینه‌ی مادر) خارج می شود»! ************ ــ نکته آیه: آب جهنده ای که انسان را درست می کند از خروجی سفت و خروجی های نرم خارج می شود. خروجی سفت: خروجی «سفت» مفرد آمده و به معنی «یکی بودن» آن است، مربوط به خروجی تخمک «زن» است. چنان‌که در تصویر می بینیم، تخمک زن یک خروجی بیش تر ندارد، و آن خروج از تخمدان است. خروجی تخمدان نیز بسته است. وقتی تخمک بخواهد بیرون بیاید به کناره جداره خروجی تخمدان می رود. بعد در تخمدان فشار ایجاد می شود و جداره تخمدان پاره می شود و تخمک به بیرون جهش داده می شود. تخمک زن در قرن نوزدهم کشف شد. خروجی های نرم: خروجی های نرم که جمع آمده (یعنی بیش از دو تا خروجی است، چون در عربی از سه به بالا جمع محسوب می شود) مربوط به خروجی های نطفه مرد است. درون بیضه کانال های خرطومی (مارپیچی) زیادی وجود دارد که طول آن ها روی هم دیگر به چند صدمتر می رسد. در آن جا پیوسته سلول های خاصی تقسیم می شوند که در هر روز میلیون ها کروموزم تولید می کنند. و در کانال خرطومی سراسری پشت بیضه کروموزم ها از اطلاعات توارثی شارژ می شوند. بعد ازطریق مجرای منی که نیم‌متر طول دارد پس از دور زدن مثانه به درون غده زیر مثانه رفته و پس از طی قسمتی از آن در آن جا در مجرای ادرار جاری می شوند. علت جهش آن نیز انبساط ماهیچه های قوی است. چنان‌که در تصویر می بینیم نطفه مرد بیش از یک خروجی دارد و همه آن ها نیز نرم می باشند (یعنی جلو آن مانعی وجود ندارد که مانند درِ خروجی تخمدان زن بخواهد بترکد یا پاره شود). تقسیم سلول ها و به تعادل رسیدن آن ها ************
یا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ* الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ * فِی أَیِّ صُورَهٍ مَا شَاءَ رَکَّبَکَ* (انفطار/۶ ــ ۸)
«ای انسان چه باعث شد که به خدای کریم بزرگوار خود مغرور گشتی* آن خدایی که تو را از عدم به وجود آورد به صورت تمام و کامل بیاراست و به اعتدال برگزید* و حال آن که به هرصورتی که خواستی خلق توانستی کرد.» ************ «ای انسان! چه چیزی جای آفریدگار خود که درنهایت خوبی است چشم تو را گرفته؟! آفریدگاری که تو را آفرید، مدت کوتاهی بعد تو را به اندازه های مساوی تقسیم نمود، و مدت کوتاهی بعد تو را به تعادل رسانید ــ در هر شکلی که خواسته بود تو را رفته‌رفته شکل داد». حرف «ف» حرف عطف برای ترتیب و تعقیب است. یعنی انجام کاری را بلافاصله یا با فاصله کوتاهی پس از انجام کار دیگری بیان می کند. (مدت زمان فاصله بستگی به کلِ زمانِ مقوله مورد بحث دارد». و جمله به این معنی می شود که «تسویه» در مدت کوتاهی پس از «خلق» صورت می گیرد و «تعدیل (تعادل)» پس از تسویه صورت می گیرد. ــ نکات آیه: ۱ ــ انسان ابتدا آفریده می شود. ۲ ــ انسان مدت کوتاهی پس از آفرینش به اندازه های مساوی تقسیم می شود. ۳ ــ انسان مدت کوتاهی پس از تقسیم شدن به تعادل رسانده می شود. ۴ــ انسان پس از به توازن رسیدن آغاز به شکل گرفتن به شکلی که از پیش خواسته شده (ازپیش تعیین شده) می کند. ۱٫انسان ابتدا آفریده می شود: وقتی سلول نطفه مرد (اسپرم) وارد تخمک زن می شود و در هم ذوب و باهم ترکیب می شوند در آن زمان انسان به عنوان یک هویت و فردیت و این که چه ویژگی ها و خصوصیات فیزیکی خواهد داشت، آفریده می شود. ۲٫انسان مدت کوتاهی پس از آفرینش به اندازه های مساوی تقسیم می شود: چنان‌که آیه می گوید: انسان ساعاتی پس از آفرینش (یعنی ساعاتی پس از ذوب شدن هسته های سلولی اسپرم و تخمک که در آن ‌وقت انسان به عنوان یک هویت، یک ماهیت و یک فرد آفریده می شود، که در اولین شبانه روز صورت می گیرد)، اولین تقسیم سلولی صورت می گیرد. از آن به بعد هر ۱۲ تا ۱۵ساعت سلول ها تقسیم می شوند. درضمن ۳ تا ۴ شبانه‌روزی که تخم در مسیر رفتن به طرف رحم است، ابتدا به دو قسمت مساوی تقسیم می شود، بعد به چهارقسمت، بعد به هشت قسمت، بعد به شانزده قسمت، و بعد به سی‌ و دو قسمت. بعد سلول ها (یعنی آن ۳۲سلول) به دو دسته مساوی تقسیم می شوند و خود را به کناری می کشند. ۳٫انسان مدت کوتاهی پس از تقسیم شدن به تعادل رسانده می شود: در اولین سلول (یعنی: سلول تخمک زن که اسپرم وارد آن می شود و در هم ذوب می شوند)، مواد غذایی موجود در سیتوپلاسم (که دور هسته را گرفته) بیش از میزان مورد نیاز هسته آن سلول است. به میزانی‌ که سلول‌ها رفته‌رفته تقسیم می شوند متعاقب آن نسبتِ زیادیِ مواد غذاییِ موجود در سیتوپلاسم ها نسبت به میزان مورد نیاز سلول نیز رفته‌رفته کم و کم‌تر می شود. تا این که وقتی تقسیم آن ها تمام می شود (به ۳۲سلول می رسند) این نسبت به تعادل می رسد. یعنی پس از این که ۱۶سلول آخر به ۳۲سلول تقسیم شدند نسبت مواد غذایی موجود در سیتوپلاسمِ هر سلولی مساوی می شود با میزان نیاز هسته آن سلول. و به این شکل انسان (که در آن نقطه همان سلول‌هاست) به تعادل می رسد. ۴٫انسان پس از تعادل یافتن آغاز به شکل گرفتن به شکلی که ازپیش خواسته شده است (ازپیش تعیین شده است) می کند: پس از این که تقسیم سلولی تمام می شود و میزان مواد غذایی موجود در سیتوپلاسم های سلول ها نیز معادل نیاز هسته های آن ها می شود، شکل‌گیری جنین آغاز می شود. شکل و شمایل جنین و سایر خصوصیات فیزیکی آن نیز همان‌گونه که آیه آن را مطرح می کند پیش از این که جنین شکل بگیرد وجود دارد، که انسان آن ها را به صورت اطلاعاتی که به صورت کد در خلایای توارثی ضبط شده درک و تصور می کند. آفرینش انسان از یک حیات یگانه در دنیا و آخرت ************
مَا خَلْقُکُمْ وَلَا بَعْثُکُمْ إِلَّا کَنَفْسٍ وَاحِدَهٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ (لقمان/۲۸)
«آفرینش کنونی شما و برانگیختن شما چیزی بیش از یک حیات یگانه نیست که همانا خدا شنوا و بینا (به یک لحظه به احوال خلق) است.» ************ در رابطه با چگونگی برانگیخته شدن ما از یک حیات یگانه در آخرت، ما فعلاً چیزی نمی دانیم، ولی این که قرآن می گوید: آفرینش و زندگی کنونی ما از یک حیات یگانه درست می شود «درست» است. ما از یک حیات یگانه آفریده می شویم، از یک سلول. وقتی سلول نطفه مرد وارد تخمک زن می شود و با آن ترکیب می شود، در آن نقطه یک انسان آفریده می شود، و چیزی بیش از یک سلول نیست. جنین به طرف پستان مادر هدایت می شود ************
وَهَدَینَاهُ النَّجْدَینِ (بلد/۱۰)
«و راه خیر و شر به او ننمودیم.» ************ و آیا ما او را (نوزاد انسان را) به طرف پستان ها هدایت نکردیم! تحقیقاتی که در این رابطه انجام شده نشان داده که وقتی نوزاد متولد می شود اگر بند ناف وی بریده نشود و میان پاهای مادر به حال خود گذاشته شود، تقریباً پس از پانزده دقیقه شروع می کند به خزیدن درجهت پستان مادر. گفته می شود که نوزاد بوی پستان مادر را می شناسد و دنبال آن می رود. (این دلیل شاید درست باشد ولی بو معمولاً «به طور یکسان» در فضا پخش می شود. و وقتی انسان بخواهد بداند بو از کجا می آید، به این طرف و آن طرف می رود و می بیند بو در کجاها بیش تر می شود و در کجاها کم تر، تا این که خود را به محل بو می رساند، درحالی‌ که نوزاد از همان ابتدا دقیقاً در راستای سینه مادر پیش می رود. به هرحال نکته مورد نظر ما در آیه مطلق «هدایت شدن» نوزاد است که در هرحال به قوت خود باقی خواهد بود). گنیجینه‌ی اسرار قرآن گنجینه ای است سرشار از مسائل و مفاهیم گوناگون که از قدیم‌الأیام توجه بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران را به خود جلب کرده است. درباره اعجاب و اعجاز این کتاب مقدس گفتنی‌های بسیاری گفته اند و درمورد قدرت خارق‌العاده قرآن همین نکته بس که چگونه اعراب بادیه‌نشین دوره جاهلیت را به ملتی بدل کرد که صلای ایمان و وحدت و تمدن در جهان در دادند. نیتروزآمین‌ها نیتروزآمین‌ها، دسته ای از آمین ها هستند که به عنوان سرطان‌زا شناخته شده اند. این ترکیبات در برخی گوشت های خام، مانند گوشت خوک سرخ شده وجود دارند. به نظر می رسد که یک علت حرام بودن گوشت خوک در اسلام و قرآن، برخی خاصیت های بد آن مانند همین وجود عامل سرطان‌زا در آن باشد. درضمن یک عامل دیگر هم می تواند وجود کرم تنیای مسلح که باعث بیماری بسیار حادی در روده ها می شود باشد. ************ قُلْ لََّا أَجِدُ فِی مَا أُوحِی إِلَی مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ یطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ یکُونَ مَیتَهً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (انعام/۱۴۵) «بگو ای پیغمبر در احکامی که به من وحی شده من چیزی را که برای خورندگان طعام حرام باشد نمی یابم جز آن که میته باشد یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا حیوان که بدون ذکر نام خدا از روی فسق ذبح کنند و در همین‌ها که حرام است نیز هرگاه کسی به خوردن آن ها مضطر گردید درصورتی ‌که از روی ستم و از راه تعدی و تجاوز از فرمان خدا نباشد و به قدر ضرورت صرف کند باز خدا خواهد بخشید که همانا خدای تو بخشنده و مهربان است.» ************
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیکُمُ الْمَیتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (بقره/۱۷۳)
«به تحقیق حرام گردانید خدا بر شما مردار و خون و گوشت خوک را و هرچه را که به اسم غیرخدا کشته باشند پس هرکس به خوردن آن ها محتاج شود درصورتی‌ که به آن تمایل نداشته و از اندازه‌ی سد رمق نیز تجاوز نکند گناهی بر او نخواهد بود که به قدر احتیاج به خورد به درستی ‌که خدا آمرزنده و مهربان است.» ************
حُرِّمَتْ عَلَیکُمُ الْمَیتَهُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَهُ وَالْمَوْقُوذَهُ وَالْمُتَرَدِّیهُ وَالنَّطِیحَهُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَهٍ غَیرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (مائده/۳)
«برای شما مؤمنان گوشت مردار و خون و خوک و آن ذبیحه‌ای را که به نام غیر خدا کشتند همه حرام شد و نیز حرام است هر حیوانی که نخفه کردن یا به چوب زدن یا از بلندی افکندن یا به شاخ زدن به هم می‌میرند و نیز نیم‌خورده‌ی درندگان جز آن را که قبلاً تزکیه کرده باشید حرام است و نیز آن را که برای بتان می کشد و آن را که به تیرها قسمت می کنید (رسمی بود در جاهلیت که چون در امری مردد می شدند به تیری می نوشتند (خدا امر کرد) و به تیری دیگر می نوشتند (خدا نهی کرد) آن گاه تیرها درهم ریخته و یکی به قرعه بیرون آورده مابق آن رفتار می کردند) که این کار فسق است امروز کافران از این که به دین شما دست برد زنند و اختلالی رسانند طمع بریدند پس شما از آنان بیمناک نگشته و از من بترسید امروز (به عقیده‌ی امامیه و برخی اهل سنت روز غدیرخم و خلافت علی(ع) مراد است) دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام کردم و بهترین آئین را که سلام است برایتان برگزیدم پس (هرگاه کسی در ایام مجاعت و سختی از روی اضطرار نه به قصد گناه چیزی از آنچه حرام شده مرتکب شود حق بر او سخت نگیرد که) خدا بسیار بخشنده و مهربانست.» ************ $ِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیکُمُ الْمَیتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (نحل/۱۱۵) «خدا بر شما بندگان تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را به نام غیرخدا ذبح کنند حرام گردانید و باز از همین حرام ها نیز اگر کسی مضطر و ناچار شود بی‌آنکه قصد تجاوز و تعدی از حکم خدا نماید به قدر ضرورت تناول کند خدا البته غفور و مهربانست.» ************ بادها عمل لقاح‌ها را انجام می دهند ************
وَأَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً (حجر/۲۲)
«و بادها را برای لقاح دادن ها می فرستیم و بعد از آسمان (ابر) آب پائین می فرستیم»! ************ ــ نکته آیه: بادها لقاح‌های گوناگونی را انجام می دهند و ازجمله باعث بارندگی می شوند: (جمع بودن «لَواقِح» به معنی: تلقیح‌دهنده‌ها، به این معنی است که بادها بیش از دونوع عمل «تلقیح» انجام می دهند). همه کارکردهای مذکور باد، نوعی عمل باروسازی است. (یعنی: معنی واژه لقاح همه آن موارد را در برمی‌گیرد). همین‌طور بادها، درختان و گیاهان را تلقیح می دهند که برخی از تخم‌ها و هاگ‌های آن ها ازجمله قارچ‌ها میکروسکوپی هستند. بدن انسان ************
إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیهَا حَافِظٌ (طارق/۴)
«قسم به اینان که هر شخصی را البته مراقب و نگهبانی است.» ************ هرکسی در درون خود نیروی پشتیبانی دارد. نیروی حفاظتی بدن «نَفس»: زندگی و خودآگاهی در پدیده زنده، و آنچه غرایز و احساسات و هستی خود را درک می کند و از خود به عنوان «من» یاد می کند. پدیده زنده با زنده بودن نَفس زنده است و با مردن نَفس می میرد و همین‌طور با مردن بدن نَفس نیز می میرد. نَفس فوت هم می کند و فوت وضعیت میان مرگ و زندگی است مانند خواب و بی‌هوشی). نفس در آیه مجاز است و به جای جسم آمده است. به عبارتی آیه می گوید: هر جسمی نیروی پشتیبانی دارد که نتیجه پشتیبانی از زندگی آن جسم می شود پشتیبانی از «زندگی نفس آن جسم». «حافظ»: اسم فاعل از مصدر حفظ است. حفظ به معنی: چیزی را از درون یا در درون نگهبانی و پشتیبانی نمودن است. («حراست» به معنی: چیزی را از بیرون نگهبانی و پشتیبانی نمودن است). و حافظ: کسی یا چیزی است که چیزی را از درون آن یا در درون آن نگهبانی و نگهداری و پشتیبانی می کند). ــ نکته آیه: هرکسی در درون خود نیروی پشتیبانی دارد: بدن هر انسانی یک سیستم حفاظتی دفاعی دارد. برخی از سلول های آن در جای مخصوصی به انتظار وارد شدن غیرخودی‌ها (باکتری ها، ویروس ها، میکروب ها و مواد خطرناک) هستند و برخی با جریان خون در سراسر بدن گشت می زنند و هنگام برخورد با دشمن با آن درگیر شده و آن را از پا درمی‌آورند. و به این ترتیب سلامتی بدن را در برابر بیماری ها حفظ می کنند و بدن زنده می ماند و با زنده ماندن بدن نفس زنده می ماند. تصویری از سلول های مغز استخوان انسان که با میکروسکوپ دیده می شوند. در مغز استخوان هر دقیقه میلیون ها سلول درست می شوند تا به بخش های دیگر بدن صادر شوند. این سلول ها بین یک صدم تا سه صدم میلی‌متر قطر دارند. سرانگشتان ************
أَیحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نََّجْمَعَ عِظَامَهُ* بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَنْ نُسَوِّی بَنَانَهُ (قیامت/۳-۴)
«آیا انسان می پندارد که ما هرگز استخوان های او را جمع نخواهیم کرد؟ چرا! ما حتی می توانیم سرانگشتان او را نیز دوباره درست کنیم»! ************ (واژه بنان در اصل به معنی: «تکیه‌گاه و چیزی که به نوعی و به نحوی به آن تکیه می شود» است. در معنی دوم خود ازجمله به: قسمت داخلی سر انگشتان، یعنی همان قسمتی که در تصویر می بینیم اطلاق شده، به اعتبار این که «انسان در کارها و نشست و برخاست های خود به آن ها تکیه می کند»). ــ نکته آیه: سرانگشتان وضعیت خاصی دارند: سرانگشتان هر فردی رسم و نمودار کاملاً منحصربه ‌فرد خود دارد. حتی دو نفر دوقلو را نمی توان یافت که نمودار سرانگشتان آن ها نظیر هم باشد (دوقلوهای موسوم به «دوقلوهای همسان» که از یک تخم درست می شوند نیز نمودار سرانگشتان آن ها دقیقاً یکی نیست ولی تمیز دادن آن ها دقت و بررسی زیادی می خواهد). نمودار سرانگشتان از تولد تا وفات ثابت می ماند، و به هرچیزی دست زده شود اثر خود را به جا می گذارد، و قطر خط های آن در مردان از زنان، بزرگ تر است. این که قرآن «دوباره‌سازی سرانگشتان» را مطرح می کند به این معنی نیست که آفرینش سرانگشتان سخت‌تر و پیچیده‌تر از اندام های دیگر است، بلکه به این معنی است که سرانگشتان چیزِ خاصی دارند و در آینده کشف می شود و آیه روشن می کند که قرآن سخن خداوند است. انسان در قرن نوزدهم به وضعیت سرانگشتان پی برد. نعمت بودن مرجان ************
یخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ* فَبِأَی آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ (رحمن/۲۲-۲۳)
«از هردوی آن ها (از هردو دریای شور) مروارید و مرجان در می‌آید. کدام ‌یک از این نعمت های پروردگار خود را می توانید تکذیب کنید»؟! ************ ــ نکته آیه: آیه مرجان را نعمت شمرده است: در زمان پیامبر، مرجان استفاده ای که بتوان آن را نعمت نامید نداشته است. امروزه انسان از برخی مرجان ها در ترمیم استخوان های آسیب دیده و ناقص شده استفاده می کند. وقتی مرجان به استخوان پیوند زده می شود، علی‌رغم این که بدن فسفات کلسیم دارد و مرجان کربنات کلسیم، با این‌ حال استخوان مرجان را رد نمی کند، بلکه آن را می پذیرد. ابتدا خون دور قطعه مرجان را محاصره می کند و آن را ذوب می کند. بعد استخوان را در خود قاطی می کند و رفته‌رفته با استفاده از آن، خود را ترمیم می کند و دقیقاً شکل اصلی خود را به خود می گیرد. مرجان از استخوان قوی‌تر است ولی ترکیبات آن ها ضمن کم و زیاد بودن در هرکدام مشترک است. مثلاً هردو کلسیم، منیزیم و فلوئور دارند. کلسیم مرجان و استخوان تقریباً مساوی است. منیزیمِ استخوان تقریباً کمی کمتر از دو برابر منیزیم مرجان است. ازنظر فلوئور، مرجان کمی بیش تر از استخوان فلوئور دارد. روند قوی و ضعیف شدن بدن ************
اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّهً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ ضَعْفًا وَشَیبَهً یَخْلُقُ مَا یشَاءُ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ (روم/۵۴)

«خدا آن است که شما را از چیزِ سست آفرید، مدتی پس از سستی روند پیوسته نیرومند شوندگی قرار داد، مدتی پس از روند نیرومندی روند پیوسته سست شوندگی و پیری قرار داد. خدا آن چه را می خواهد می آفریند و او دانای توانمند است». ************ ــ نکات آیه: ۱٫انسان ابتدا از چیز سست آفریده می شود: انسان در ابتدا از یک سلول آفریده می شود که ترکیب در هم ذوب شده‌ای است از تخمک زن و سلول منی مرد (اسپرم). این سلول موجودی است کاملاً سست. یعنی بی‌استخوان و غضروف و غیره. ۲٫مدتی پس از سستیِ ساختارِ خلقت، انسان پیوسته روند نیرومند شوندگی به خود می گیرد: پس از مدتی (تقریباً پس از سه هفته) رشد سلول اولیه (که کاملاً سست است) به نقطه تولید استخوان می رسد که نیرومند ترین بافت بدن است. در استخوان ها نیز همان‌گونه که بافت های جدید تولید می شوند بافت های قدیمی خراب می شوند. از وقتی ‌که تولید بافت استخوانی آغاز می شود تا ۳۰سالگی هر ساله پیوسته بافتی که تولید می شود یک درصد از بافتی که خراب می شود بیش تر است. یعنی دقیقاً همان‌طور که آیه می گوید: انسان پس از سستی ساختار خلقت خود روند پیوسته نیرومند شوندگی به خود می گیرد. (واژه جَعْل به معنی «قرار دادن» به معنی: پیوسته و همواره انجام دادن یا بودن چیزی یا کاری است. مثلاً وقتی آیه می گوید: پس از سستی نیرومندی جَعْل کرده (قرار داده)، به این معنی است که انسان پیوسته نیرومند می شود). ۳٫مدتی پس از روند پیوسته نیرومند شوندگیِ ساختارِ خلقت، خلقت روند پیوسته سست‌شوندگی را در پیش می‌گیرد: از ۴۰سالگی به بعد میزان خراب شدن بافت های استخوانی در هرسال یک درصد بیش تر از میزان تولید آن هاست. به این ترتیب چنان که آیه می گوید: مدتی پس از نیرومندشوندگی (که تا ۳۰سالگی بود)، انسان پیوسته روند سست شوندگی را در پیش می‌گیرد (که از ۴۰سالگی است). ضعیف شدن بافت های استخوانی تا جایی می رود که سوراخ های ریز در آن ها ایجاد می شود، طوری‌ که حتی یک بار سبک نیز می تواند منجر به شکستگی آن ها بشود. امکان شکستگی استخوان در مردان نصف زنان است، چون مردان از ابتدا بافت استخوانی بیش تری دارند. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ منبع: پناهی ، حسین /فیض آبادی،حمیده ، بیولوژی در قرآن- ش۱۰ ، انتشارات فیض دانش ،۱۳۸۹

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.