صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > قرآن > قرآن شناسی > داستان‏هاي قرآن > ابراهیم (علیه السلام) و خاندانش در تورات و قرآن (۱)
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


مقدمه
ادیان ابراهیمی یا توحیدی، ادیانی هستند که در آنها حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندان ایشان محوریت دارند و مورد احترام هستند. اهمیت حضرت ابراهیم علیه السلام به قدری است که ادیان توحیدی، همه خود را منتسب به ایشان می دانند و ابراهیم را پدر ادیان توحیدی می خوانند. بسیاری از موضوع هایی که در تورات و قرآن درباره ی شخصیت حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندان ایشان آمده، شبیه یکدیگر است و در موارد بسیاری نیز با هم اختلاف دارند. شناخت موارد شباهت و اختلاف، برای فهم بهتر این ادیان مهم است. اگر جایگاه این افراد و نقش آنان در تکوین و رشد این ادیان تبیین شود، می تواند بهترین محور در گفت و گوهای بین ادیانی باشد. آنچه در مورد حضرت ابراهیم و فرزندان شان در یهودیت و مسیحیت آمده، برگرفته از تورات، و آنچه درباره ی ایشان در اسلام آمده است، برگرفته ازقرآن می باشد. از این روی بررسی این موارد در تورات و قرآن مهم است. دین یهود دینی توحیدی، مبتنی بر تورات، شریعت محور ودارای آموزه های اخلاقی بسیار است. یهودیان در عقاید، احکام و اخلاق، تابع حضرت موسی، کتاب مقدس و انبیای بنی اسرائیل هستند. دین یهود از کتاب مقدس عبرانی پدید آمد. در این دین، خدا از طریق نماز، مراسم دینی و خواندن کتاب مقدس عبادت می شود.(۱) وجه تمایز دین یهودیت از مسیحیت و اسلام، تمرکز آن بر قومیت و ملیت آن است.(۲) در یهودیت، ملیت و نژاد با دین در هم آمیخته است. ماهیت ملیت یهودی، تا حدی در مطالعات تطبیقی روشن می شود. چنین تناسبی از ملیت و دین را در برخی از اشکال مسیحیت مانند ارامنه یا کلیسای قبطی نیز می توان یافت. همچنین واژه ی «امت» در اسلام به منزله ی یک مجموعه از قوانین دینی، در اوایل ظهور اسلام فقط بر عرب ها اطلاق می شد. در تمام این موارد، ترکیب دین و ملیت برجسته است؛ گر چه در یهودیت تأکید بر نژاد پررنگ تر است.(۳) در سراسر تاریخ یهود، اعتقاد به خدای واحد عادل وجود دارد. مظهر این اعتقاد کتاب مقدّس یهودیان (تنخ یا همان عهد عتیق نزد مسیحیان) می باشد. کتاب مقدس یهودیان یک سند کامل و متن متقن تاریخ برای آن قوم است که مورخان عبری آن را نگاشته اند و آغاز آن به حدود قرن هشتم قبل از میلاد بر می گردد. این کتاب از پیدایش جهان و انسان تا سرگذشت حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندان ایشان، تا زمان حضرت موسی علیه السلام و تاریخ بنی اسرائیل، همه را بیان می کند. کتاب مقدس، تنها منبعی است که زندگی و عملکرد آبا (حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندان ایشان) را ذکر می کند و سنت های آنان را بر می شمرد.(۴) بسیاری به حجیت کتاب مقدس اشکال کرده اند و نوشته های آن را حجت، قابل ارزیابی و قابل تطبیق با حوادث واقع شده نمی دانند (۵)، اما عموم یهودیان و مسیحیان کتاب مقدس را کاملاً صحیح و موثّق می دانند و حتّی اکتشافات باستان شناسی در فلسطین را مؤیدی برای تاریخ خود می دانند. ما در این مقاله به دنبال بررسی شخصیت حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندان ایشان در قرآن و تورات هستیم که در دو موضوع حضرت ابراهیم تا حضرت موسی (آبا و مشایخ) و حضرت موسی، آن را بررسی می کنیم. محور تحلیل ما مباحث تورات است و به سبب آشنایی ما با دیدگاه قرآن، کمتر به آن پرداخته ایم. $۱٫حضرت ابراهیم حضرت موسی علیهما السلام(۶) فهم دقیق فاصله ی زمانی میان حضرت ابراهیم تا حضرت موسی ـ که به دوره ی آبا و مشایخ معروف است ـ کمک شایانی به درک شخصیت حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزندان ایشان و همچنین تاریخ و عقاید یهودیت می کند. ریشه اندیشه ی قوم برگزیده ومالکیت ارض موعود را که همواره در ذهن یهود وجود داشت، در زمان ابراهیم و اسحاق باید جست و جو کرد. مراد از آبا، شخصیت های مهم قبل از حضرت موسی مانند ابراهیم، اسحاق، یعقوب و بنی اسرائیل است؛ گرچه برخی آدم و نوح را نیز جزو آبا دانسته اند.(۷) ریشه ی آبا را باید در بین النهرین جست و جو کرد که عده ای به کنعان مهاجرت می کنند و بعدها تمام رسوم دینی و اجتماعی قوم عبرانی، تحت تأثیر آنان قرار می گیرد. آیا به راستی این حوادث از نظر تاریخی صحت دارند؟ منابع قابل دسترس تاریخی، مشکل به این پرسش، پاسخ می دهند.(۸) یهودیان و مسیحیان کتاب مقدس را دارای اعتبار کافی برای این امر می دانند و دوره ی آبا را جزئی از تاریخ صحیح خود می انگارند. مسلمانان نیز به پیروی از قرآن، حضرت ابراهیم و فرزندان ایشان را از شخصیت های تاریخی می دانند که سرآغاز حرکتی دینی در جهان بودند.
أ. ابراهیم علیه السلام

۱٫ در تورات
حضرت ابراهیم علیه السلام شخصیتی است که هم در تورات و هم در قرآن مورد احترام قرار گرفته، و از مفاخر ادیان توحیدی است.(۹) نسب حضرت ابراهیم علیه السلام تا حضرت آدم علیه السلام در تورات مکتوب است.(۱۰) خانواده ی ابراهیم نیز ریشه ی سامی غربی درند.(۱۱) به عقیده تورات، حضرت ابراهیم علیه السلام حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد (۴۰۰۰ سال قبل) در شهر اور (۱۲) (در ساحل فرات و در جنوب عراق فعلی) متولّد شد. نامش در ابتدا ابرام (پدر بلند مرتبه) بود و خداوند در ۹۹ سالگی به سبب بشارت به فرزند، نام ابراهیم (پدر اقوام) را بر او نهاد.(۱۳) به علت جنگ های متعدد در سرزمین بین النهرین، اقوام مختلف از آنجا به سرزمین کنعان مهاجرت کردند. به نقل سِفْر پیدایش، ابراهیم علیه السلام به همراه پدرش تارح، همسر و برادرزاده اش لوط به سمت سرزمین کنعان (فلسطین امروزی) مهاجرت کردند، ولی به علت انصراف از ادامه راه، در شهر حرّان (در جنوب ترکیه امروزی و در مرز سوریه) سکونت گزیدند.(۱۴) این مهاجرت بخشی از مهاجرت سامیان غربی در آن دوره بود که در آن سامیان توانستند محلی برای زندگی خود و چراگاهی برای حیوانات خود پیدا کنند و همین سبب بقای آن قوم شد.(۱۵) سفر پیدایش، از باب یازدهم آیه ی سی ام به بعد، به نقل داستان مهاجرت و زندگی حضرت ابراهیم علیه السلام می پردازد. لازم به ذکر است که حضرت ابراهیم علیه السلام شخصیتی تاریخی ومسلّم است که شیخ و زعیم قبیله ی خود (عبرانیان) بود. همچنین عشیره و طایفهه ی او نیز برجسته و شاخص بودند و بعدها روایات متعددی از ابراهیم علیه السلام نقل کردند.(۱۶) بنابر نقل تاریخ یهودی، تارح بت پرست بود، اما ابراهیم علیه السلام به خدای واحد و محافظ کل معتقد بود و او را اِلْ شَدَه یا «ال شدای» یعنی خدای قادر متعال نامید. او با «ال شدای» آشنا شد و با او عهد بست و وعده ی کنعان را برای ذریه ی خود از او گرفت.(۱۷) او در حرّان این خدا را به همه معرفی کرد و خدایان قدیم و ارواح معبودهای اجدادی را رها کرد و به مبارزه با شرک و بت پرستی پرداخت. تمایلات یکتاپرستانه، قبل از ابراهیم نیز وجود داشت، اما یکتاپرستی ابراهیم برتر و متمایز از آنان بود. خدای ابراهیم آفریننده ی زمین و آسمان بود و محدود در منطقه ای خاص نبود. خدای ابراهیم، خدای اخلاقی بود که به پرهیزکاری دعوت می کرد.(۱۸) گر چه اغلب مؤمنان ادیان ابراهیمی معتقدند ابراهیم خود را پیامبر خدا می دانست، برخی بدون توجه به نبوت حضرت ابراهیم علیه السلام می گویند: «اینکه چگونه ابراهیم این خدا را یافت، در تاریخ مشخص نیست. شاید از راه عقل نظری و شاید هم از راه اشراق درونی و تجربه ی عرفانی به آن رسیده باشد».(19) سفر پیدایشِ تورات می گوید: ابراهیم علیه السلام تا ۷۵ سالگی در حرّان ماند و در ۷۵ سالگی به امر خداوند از حرّان به کنعان رفت و همسرش ساره و برادرزاده اش لوط و برخی از مردم حرّان را نیز با خود برد و در آنجا در شرق بیت ئیل خیمه زدند و سرانجام در حبرون (الخلیل) ساکن شدند. در آنجا ابراهیم مکاشفه ای را تجربه کرد که آنچه را از همان آغاز پیش گویی کرده بود مبنی بر اینکه رهایی او از اور، ناشی از اراده ی خدا و در راستای هدف مشخصی بود، تأیید می کرد.(۲۰) او در همان الخلیل از دنیا رفت. او حضرت لوط علیه السلام را به شهر سدوم فرستاد و مردم سدوم به سبب بی توجهی به پیام لوط، گرفتار عذاب الهی شدند. در اینکه خدای ابراهیم همان خدای موسی بود یا نه، بحث است. برخی معتقدند خدای ابراهیم همان یهوه است که القاب متعددی داشته است؛ مانند: ال علیون، ال شدّای، ال بت ال، و یهوه نامی بود که در زمان موسی مطرح شد؛ و گرنه تمام این موارد اشاره به دینی توحیدی و خدایی بسیط دارد.(۲۱) تورات معتقد است چون ابراهیم علیه السلام با تکیه بر الهام خداوند به کنعان رفت و به دستورهای الهی گوش فرا داد، از این روی، خداوند نیز او را دوست خود برگزید. همچنین تورات می گوید: «خداوند متعال در کنعان با حضرت ابراهیم علیه السلام عهد بست که از نیل تا فرات به فرزندان او که از نسل اسحاق پدید می آیند ، عطا کند و نماد این پیمان نیز ختنه پسران در هفته اول تولد بود(۲۲) و به سبب همین عهد بود که اواز ابرام به ابراهیم تغییر نام یافت»(23) این وعده بعدها در غالب امت برگزیده خدا و یک میثاق قومی ـ جهانی از طریق سنت ختنه در بنی اسرائیل به منصه ظهور رسید.(۲۴) برخی معتقدند این آیین که در آغاز به منزله ی نشانه ی طهارت و عبادت خداوند انجام می گرفت، زمینه را برای همه ی بیگانگی که می خواستند با انجام دادن سنت ختنه به امت ابراهیمی بپیوندند، فراهم می ساخت. افزون بر این، به منظور تأکید بر عنصر جهانی در این آیینِ قومی، نام بنیانگذار قوم، ابرام، پس از ختنه، به ابراهیم (پدر امت ها) تغییر یافت ؛ یعنی وعده های مذکور در عهد، شامل کسانی که از ذریه ی ابراهیم هم نبودند، می شد و همه ی اقوامِ زمین را که باید در او و ذریه ی او برکت می یافتند، در بر می گرفت.(۲۵) عهد خدا نقش بسیار مهمی در تجربه ی ابراهیم داشت. پس از وعده ی نخستینِ خدا به ابراهیم و اطاعت او، مکاشفات پیاپی خدا بر او نازل گردید. با وسیع تر شدن دامنه ی این وعده از جانب خدا، ابراهیم ایمانی را به کار بست که برایش عدالت به شمار می آید. اعطای نیل تا فرات، وعده ی فرزند، ختنه و قربانی فرزند همه در چارچوب آن عهد الهی و تبعیت ابراهیم است.(۲۶) همچنین تورات داستان قحطی و سفر ابراهیم به مصر، بازگشت به کنعان، ازدواج با هاجر، تولد اسماعیل و اسحاق در پیری، کوچ دادن اسماعیل و مادرش هاجر به فاران و وفات او را نیز بیان می کند و اینها نشانه ی عظمت این پیامبر الهی است.
۲٫ در قرآن
داستان حضرت ابراهیم علیه السلام در قرآن، شباهت بسیاری با آنچه در تورات بیان شده است، دارد. زعامت قوم، ازدواج حضرت ابراهیم علیه السلم با ساره و نازایی او وسپس ازدواج ایشان با هاجر، ارسال حضرت لوط به سدوم، تولد حضرت اسماعیل و اسحاق، کوچ دادن اسماعیل و هاجر به مکه، در قرآن نیز مکتوب است. البته در این باره تفاوت هایی نیز وجود دارد؛ نام پدر ابراهیم در قرآن آزر است (۲۷)، ولی در تورات تارح است. آزر بت پرست بود و چون پدر ابراهیم از اجداد رسول اکرم صلی الله علیه و آله به شمار می آید و عالمان اسلامی معتقدند همه پدران حضرت محمّد صلی الله علیه و آله تا حضرت آدم علیه السلام موحّد و یکتاپرست بودند، از این روی، گفته اند: «آزرِ بت پرست، پدر واقعی ابراهیم نبوده است. آزر عموی او بوده و چون سرپرستی و هزینه ی زندگی او را که یتیم بود بر عهده داشت، به او لقب پدر ابراهیم را دادند». بسیاری ازداستان هایی که درباره ی حضرت ابراهیم در تورات آمده، در قرآن نیز موجود است؛ البته با این تفاوت که قرآن ابراهیم را از دروغ و پلیدی ها پاک می داند و در همه ی موارد برای ابراهیم مقام عصمت قائل است و بر اساس آن به نقل سرگذشت ابراهیم می پردازد. نکته ی اساسی در مورد حضرت ابراهیم، اختلاف قرآن و تورات در دو مورد است؛ یکی جریان بت شکنی حضرت ابراهیم علیه السلام است. در قرآن به تفصیل داستان بت شکنی و اعتراض به پرستش غیر خدا و سرانجام به آتش افکنده شدن و گلستان شدن آتش بر ابراهیم بیان شده است (۲۸)، ولی تورات در این باره ساکت است. دوم موضوع بنای کعبه است که حضرت ابراهیم علیه السلام به کمک اسماعیل علیه السلام آن را بنا کرد (۲۹) و چون اسماعیل را خداوند در پیری به او عطا کرد، پس بنای کعبه باید در اواخر عمر شریف آن حضرت باشد که قرآن به تفصیل به آن پرداخته، ولی در تورات از آن ذکری نشده است. شاید دلیل آن این باشد که تورات فقط به وقایعِ اتفاق افتاده در کنعان می پردازد و از وقایعی که در بین النهرین قبل از مهاجرت ابراهیم به کنعان و همچنین وقایعی که پس از خروج از کنعان و ورود به حجاز اتفاق افتاده، چیزی نمی گوید. شاید دلیل این امر، این است که یهودیان و مسیحیان معتقدند مکانی که هاجر واسماعیل به آنجا کوچ داده شدند، در فاران در شمال شرقی سینا و جنوب فلسطین است؛ زیرا برای آنان همین که هاجر و اسماعیل از فلسطین خارج شدند، کافی بود و بیش از آن اهمیت نداشت؛ اما مسلمانان آن مکان را در امتداد این مسیر و در شرق حجاز یعنی مکه می دانند. از منظر قرآن، ابراهیم حنیف ومسلمان است.(۳۰) در توضیح این مطلب باید گفت شریعت انبیا با هم تفاوت دارد، اما دین نزد همه ی آنان یکی است. ما دینی به نام نوحیت، ابراهیمیت، موسویت، عیسویت و یا محمدیت نداریم و بر اساس تصریح قرآن «الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الْإسْلامُ»، دین از آدم تا خاتم و از خاتم تا قیامت فقط یک دین است و آن اسلام و تسلیم شدن در برابر خدا بر سه اصل توحید، نبوت و معاد استوار است. به مقتضای رشد جامعه انسانی و مدنی شدن انسان، قانون ها و شریعت این دین توسط انبیا کامل می شود تا زمان نبی اکرم صلی الله علیه و آله که جامعه ی بشری به بلوغ اجتماعی رسید و شریعت خداوند کامل شد و اسلام، نام رسمیِ دین خدا شد. انبیا و مؤمنان از آدم تا خاتم، همه مسلمان (یعنی تسلیم حق) بودند و این معنای لغوی، در زمان نبی اکرم صلی الله علیه و آله و پس از واقعه ی غدیر، به معنای اصطلاحی تبدیل شد و نام دین خدا شد.(۳۱) اشاره ی قرآن به اینکه حضرت ابراهیم حنیف و مسلمان بود، به همین دلیل بوده است.
پی نوشت ها :

۱٫Robert Goldenberg, The Origins of Judaism: From Canaan to the Rise of Islam, p.5. 2.Louis Jacobs, The Jewish Religion: A Companion, p.2. 3.Robert M. Seltzer, “Jewish People” in The Encyclopedia of Religion, Vol. 8, p.30-31. 4.Haim Hillel Ben Sasson, “History” in Encyclopedia Judaica, Vol. 8, P 572 / and see: Cecil Roth, A History of The Jews: From Earliest Times Through the Six Day War. 5.Robert Goldenberg, The Origins Of Judaism: From Canaan To The Rise of Islam, p.9. 6.ر.ک: کتاب مقدس (سفر پیدایش و اوایل سفر خروج) ـ ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ترجمه ی بهزاد سالکی، ص ۳-۱۰٫ ـ ساموئل شولتز، عهد عتیق سخن می گوید، ترجمه ی مهرداد فاتحی، ص ۲۵-۳۴٫ ـ ابا ابان، قوم من: تاریخ بنی اسرائیل، ترجمه ی نعمت الله شکیب اصفهانی، ص ۸-۱۶٫ ـ جان ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه ی حکمت ص ۴۸۸-۴۹۱٫ ـ محمد خلیفه حسن احمد، تاریخ الدیانه الیهودیه، ص ۱۹۳-۱۹۵٫ ـ عبدالوهاب المسیری، دایره المعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم، ج۴ ، ص ۱۳۸-۱۴۶٫ -Haim Hillel Ben Sasson, “History” in Encyclopedia Judaica, Vol. 8, p.571- 574. -Abraham Malamat, “Origins and Formative period” in A History of the Jewish People, p.28-42. 7.محمد خلیفه حسن احمد، تاریخ الدیانه الیهودیه، ص ۱۹۳٫ ۸٫Abraham Malamat, “Origins and Formative period” in A History of the Jewish People, p.28. 9.Hans Kung, Judaism: Between Yesterday and Tomorrow, p.9. 10.پیدایش ۵ : ۱-۳۳ نسب نوح تا آدم و ۱۱ : ۱۰-۴۲ نسب ابراهیم تا سام بن نوح. ۱۱٫ Haim Hillel Ben Sasson, “History” in Encyclopedia Judaica, Vol. 8, p.573 12.شهر اور (Ur) با جمعیتی حدود ۵۰۰۰۰۰نفر که به کشاورزی، ساخت مصنوعات دستی و تجارت اشتغال داشتند، پایتخت امپراتوری سومر بود. این شهر در ۱۹۶۰ ق.م به دست عیلامی ها نابود شد.(ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ترجمه ی بهزاد سالکی ، ص ۵) ۱۳٫ر.ک: کتاب مقدس (سفر پیدایش ۱۷ :۱ به بعد). ۱۴٫آنان ابتدا در حران سکونت داشتند، که احتمال دارد ابراهیم نیز در آنجا متولد شده باشد. آنان به سبب رونق و شکوفایی اور بدانجا مهاجرت کردند که پس از وقوع جنگ و ناآرامی در بین النهرین و اور به حران بازگشتند. تارح در حران وفات یافت و ابراهیم سرپرستی خانواده را بر عهده گرفت.(ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ص ۴و۵) ۱۵٫ Ben Sasson, Haim Hillel, “History” in Encyclopedia Judaica, Vol. 8, p.573. 16.جان ناس بایر، تاریخ جامع ادیان، ترجمه ی علی اصغر حکمت، ص ۲۳٫ ۱۷٫ Hans Kung, Judaism: Between Yesterday and Tomorrow, P.6. 18.ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ص ۵٫ ۱۹٫همان، ص ۶٫ ۲۰٫همان، ص ۷٫ ۲۱٫محمد خلیفه حسن احمد، تاریخ الدیانه الیهودیه، ص ۱۹۳٫ ۲۲٫ Robert Goldenberg, The Origins of Judaism: From Canaan to the Rise of Islam, p. 10. 23.پیدایش ۱۵ : ۱۹ و ۱۷: ۱۹-۲۱؛ بر همین اساس بنی اسرائیل و هم اکنون یهودیان معتقدند نیل تا فرات ارض موعود آنان و متعلق به آنان است. از این رو در پرچم رژیم صهیونیستی دو خط آبی وجود دارد که نمایانگر رود نیل تا فرات است که در مرکز آن ستاره داود است که نماد بازگشت قدرت به یهودیان است. ۲۴٫ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ص ۷٫ ۲۵٫همان، ص ۸٫ ۲۶٫ساموئل شولتز، عهد عتیق سخن می گوید، ص۲۷٫ ۲۷٫انعام :۷۴٫ ۲۸٫ر.ک: انبیاء و صافات. ۲۹٫بقره :۱۲۷٫ ۳۰٫بقره ، ۱۳۵/ آل عمران :۶۷/ آل عمران ۹۵٫ ۳۱٫مائده :۳٫
منبع:فصلنامه علمی – تخصصی معرفت ادیان شماره ۱ ادامه دارد…


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها