صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > اخلاق > رذایل اخلاقی > اسراف و تبذير > بازخوانی فرهنگ قرآن در مبارزه هدفمند خانواده ها با اسراف و تبذیر
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


مقدمه:
اسراف و تبذیر از جمله اموری هستند که آثار محسوس و عینی دارند. اسراف که ضد (میانه روی) است در همه ی بعدهای کَمی و کیفی زندگی و در سطوح مختلف تلاش های مادی در جریان است و تنها به خرج کردن و مصرف کردن و کیفیت و کمیت آن دو اختصاص ندارد، بلکه به طور ضروری (اصل مال و مالکیت را) پیش از آن که به مرحله مصرف برسد نیز شامل می شود. بنابراین، جمع تکاثری مال نیز گونه ای از اسراف است و بنابراین هر تجاوز از اندازه میانه (اسراف) است خواه کمیتی و مقداری باشد و خواه کیفیتی و اوصافی باشد. چه در کمیت و کیفیت مالکیت و چه در کمیت و کیفیت مصرف. امام علی (ع) در تفسیر آیات قرآن پیرامون اسراف فرموده است (کل مازاد علی الاقتصاد اسراف (۲) و ما فوق الکفاف اسراف) (۳) هر چه از حد میانه روی و صرفه جوئی بگذرید، اسراف است و آنچه بیش از اندازه کفاف و بسندگی باشد اسراف است. قرآن کریم درباره مسرفان فرموده است: (یفسدون و لا یصلحون) فساد می کنند و اصلاح نمی کنند. (۴) تصرف انسان در مال خویش و به مصرف رساندن آن، اگر افزون بر اندازه اعتدال و میانه روی و صرفه جوئی باشد، ممنوع است و همین امر دلیل بر آن است که مصرف اسرافی، تصرف در حق دیگران است کما این که در مالکیت اسرافی و تکاثری، تصرف در حق دیگران است. و به همین دلیل حضرات معصومین (علیهم السلام) آن را حرام شمرده اند. در حدیث آمده است: (المسرف یأکل مالیس له).(۵) اسراف علاوه بر مالکیت و مصرف در تولید و واردات کالاها هم هست که موجبات نابسامانی اقتصادی و نابسامانی اجتماعی و از بین رفتن قسط، عدل و داد می گردد. و بر عهده علما و مراجع دینی، خطبا و وعاظ و مجوعه عناصر تبلیغی است که با اسراف و تبذیر به مبارزه برخیزند و با مسرفان و بردگان مصرف بی حساب کارزار کنند و در تمامی مجالس جمعه و جماعات و نهاد منبر و کتاب و مجله به تبلیغ صرفه جوئی و میانه روی و نهی از اسراف و تبذیر بپردازند.
وجوه و نظایر اسراف:
اسراف در لغت به معنای تجاوز از میانه روی است و یا به معنای زیاده روی در آنچه خوردنش حلال است یا پرداختن به چیزی که با پرداختن به آن حق الله فراموش یا مغفول واقع شود یا هر آنچه در غیر طاعت خداوند مصرف شود اسراف گویند. اسراف در قرآن به معنای از حد گذشتن در گناه و نافرمانی خداست (کذلک نجزی من اسرف و لم یومن بآیات ربه) (۶) یا به معنی از حد گذشتن از انفاق است (اذا انفقوا لم یسرفوا) (۷) و یا به معنی زیاده روی در خوردن و مصرف کردن آنچه حلال است (فکُلو و اشربوا و لا تسرفوا) (۸) و اگر به همراه حرف (فی) بیاید به دو معنا است الف) افراط و زیاده روی در کاری ب) تفریط و تقصیر در عمل صالح و حق خداوند. (۹)
تعریف از اسراف:
از گناهان که بر کبیره بودنش، نص رسیده، اسراف و تبذیر است. (۱۰) اسراف گناهی کوچک نیست، اسراف در اموال شخصی گناه و در بیت المال مسلمین گناهی بزرگتر است. اسراف همیشه و همه جا بر پیکره اخلاق و اقتصاد و سلامتی فرد و جامعه ضربه وارد می کند. عقل و وحی بر کاربرد امکانات در زمینه های مورد نیاز تأکید دارد و دور ریختن و هدر دادن و از بین بردن موارد لازم قابل استفاده را محکوم و ناپسندیده می داند.(۱۱) در سوره اعراف می فرماید: (بخورید و بیاشامید و از آنچه بر شما حلال شده) و لی از حد نگذرانید به درستی که خداوند دوست نمی دارد تجاوزکنندگان را.(۱۲) یعنی خداوند مسرفین را دشمن می دارد و بعضی از مسرفین فرموده اند: هر که را خدا دوست ندارد اهل عذاب است زیرا محبت خدا به به یعنی رساندن ثواب است. (۱۳) و نیز در مورد سوره بنی اسرائیل می فرماید: اسراف نکن و مال خودت را پراکنده مساز، به درستی که اسراف کنندگان برادران شیاطین هستند (و در دوزخ با ایشان قرین اند) و شیطان به پروردگارش در نعمت های بی پایان او سخت کفران کننده است). (۱۴) و نیز در سوره انعام آیه ۱۴۱، طه ۱۲۶ و غافر آیات ۳۴ و ۴۲ در این مورد (اسراف) ذکر شده است. حضرت امام صادق (ع) می فرماید: (تقوای الهی پیشه کن، اسراف نکن و بر خود هم سخت مگیر و میانه روی مایه استواری است و تبذیر همان اسراف است که خداوند درباره آن فرموده: تبذیر و زیاده روی نکن).(۱۵) و نیز فرمود: (آیا گمان می کنی خدا به کسی که مال داده به سبب احترام اوست یا به کسی که نداده به واسطه پستی اوست نه چنین است بلکه مال، مال خداست، آن را به عنوان امانت نزد شخصی قرار می دهد و اذن داده که به طور میانه روی از آن بخورد و بیاشامد و لباس بپوشد و ازدواج کند و بر مرکب سوار شود و زیادتی از آن مال را به فقرا برساند پس هر کس به این دستور رفتار کند، آنچه را خورده و آشامیده و پوشیده و … تمام بر او حلال است و اگر چنین نکرده تمام بر او حرام است، پس آیه شریفه را خواند که (اسراف نکنید زیرا خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد).(۱۶) در قرآن کریم آمده است: بندگان خدا آن ها هستند که هرگاه مال خود را خرج می کنند اسراف نمی کنند و تنگ هم نمی گیرند و انفاقشان همیشه بین اسراف و بخل است. (۱۷) حضرت امام صادق (ع) فرمودند: (کسی که مالش را به سبب اسراف تلف کرد و فقیر شد دعایش مستجاب نمی شود و چون بگوید خدایا به من مال ده حق تعالی می فرماید: آیا تو را با اقتصاد (میانه روی) امر نکردم) در واقع اسراف از کارهای شیطان است. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: زیاده روی و اسراف را ترک کن زیرا بخشش اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود).(۱۸) و نیز امام صادق (ع) به عبید فرمود: اسراف و زیاده روی باعث فقر و تنگدستی می گردد و میانه روی موجب ثروت و بی نیازی می شود. (۱۹)
معنی اسراف و انواع آن:
به معنی تجاوز از حد و زیاده روی کردن است و آن یا از جهت کَمیت است که صرف کردن مال است و در موردی که سزاوار نیست و شرعاً یا عقلاً هر چند به مقدار درهمی باشد (که همان تبذیر است). و یا از جهت کیفیت است و آن صرف کردن مال در موردی که سزاوار است لیکن بیشتر از آنچه شایسته است مانند این که لباسی به قیمت پانصد تومان بخرد و آن را بپوشد در حالی که لباسی که لایق به حال و شأن اوست باید معادل صد تومان باشد (که همان اسراف است). حضرت امام صادق (ع) فرموند: (لباسی را که برای حفظ آبرو و پوشیدن در انظار خلق تهیه کرده ای، آن را در موقع کار کردن یا جایی که مناسب پوشیدن آن نیست، بپوشی اسراف است).(۲۰) و نیز می فرماید: (اسراف آن است که انسان مالش را از بین ببرد و بدنش صدمه بزند (مثل سیگار کشیدن) عرض شد پس اقتار چیست؟ فرمود؟ این است که غذایت نان و نمک باشد در صورتی که قدرت دارای غذای مناسب تری بخوری».(21) اسراف به حسب اشخاص و به اعتبار زمان هم مختلف است، اسراف به اعتبار اشخاص از جهت شأن و شرف و صحت و مرض و جوانی و پیری و از جهت غنا و فقر و زیادی درآمد و کمی آن فرق می کند. امام صادق (ع) می فرمایند: (بسا تهیدستی که اسراف کننده تر از ثروتمند است. زیرا ثروتمند خرج می کند از آنچه به او داده و فقیر خرج می کند بی آن که به او عطائی شده باشد). بنابراین بیشتر تکلفات وسائل زندگی و معیشت که اکثر مردم به آن مبتلا هستند و هیچ ملاحضه شأن و مداخل خود را نمی کنند و غالباً مبتلا به قرض و پریشانی هستند اسراف است و سببش این است که هر کس همیشه به بالاتر از خودش می نگرد و می خواهد از او کمتر و پائین تر نباشد. در صورتی که اگر طبق دستور شرع به زیر دست نگاه می کردند، هیچ گاه مبتلا به اسراف و ناراحتی های فراوان نمی شدند. (۲۲) امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: (حقیقت ایمان را کسی نمی چشد مگر در او سه خصلت باشد: ۱- دانستن احکام و مسائل دینی ۲- شکیبائی در گرفتاری ها ۳- اندازه گیری نیکو در مخارج زندگی). (۲۳) امام صادق (ع) می فرمایند: (اسراف کننده را سه نشانه است: چیزهائی را می خرد و می پوشد و می خورد که در شأن او نیست).(۲۴) چنان که به اعتبار اشخاص اسراف فرق می کند، به اعتبار زمان هم مختلف است. به عنوان مثال، معتب خادم امام صادق (ع) گوید: وقتی که در مدینه گرانی شد، امام از من پرسیدند: چه مقدار خوراکی (گندم و جو) داریم؟ گفتم: به مقداری که چندین ماه مصرف کنیم. فرمود: همه را ببر و بفروش. گفتم: در مدینه گندم و جو نایاب است فرمود: بفروش و چون فروختم. امام فرمودند: مانند سایر مردم برای مصرف منزل روز به روز خریداری کن و برای خوراک اهل منزل نصف گندم و نصف جو قرار ده و خدا می داند که من توانائی دارم که خوراک همه را نان گندم خالص تر قرار دهم لیکن دوست دارم که خداوند ببیند مرا که در اداره کردن امور زندگی به نیکی رفتار کردم. (۲۵) چنان که نسبت به لباس هم همین است. بعضی از بی خردان به حضرت سجاد (ع)، امام صادق (ع) و امام رضا (ع) ایراد گرفتند که چرا شما لباس فاخر می پوشید در حالی که اجداد شما پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) چنین نمی پوشیدند؟ امام در جواب می فرماید: زمان آنان فقر عمومی بود و پوشش مناسب آن زمان همان بود که جدّ ما می پوشید ولی زمان ما زمان توسعه و گشادگی است و اگر بخواهیم مانند آنان بپوشیم، به ما توهین می کنند.(۲۶)
اسراف که همیشه حرام است:
سه قسم اسراف که در همه جا و همه حالات حرام و اختصاص به شخص یا زمان یا جائی ندارد: ۱- ضایع کردن مال و بی فایده کردن آن هر چند آن مال کم باشد.(۲۷) مانند آبی که از آشامیدن اضافه آمده است، لباس کار و لباس بیرونی، یکی باشد، به دور انداختن هسته خرما پس از خوردن خرما، چون از هسته خرما مواد غذایی برای شتران تهیه می شد (حدیثی از امام صادق (ع) ). (۲۸) روشن کردن چراغ در مهتاب و جائی که روشن است، زراعت در زمین شوره زار، نیکی کردن به کسی که لایق آن نیست (حدیثی از پیامبر اکرم (ص) ).(۲۹) و نسبت به دور ریختن تتمه طعام خصوصاً خورده نان (مگر در صحرا برای حیوانات).(۳۰) ۲- صرف کردن مال است در آنچه به بدن ضرر برساند، از خوردنی و آشامیدنی و غیره آن ها ۳۱ مانند، خوردن چیزی بعد از سیری (حدیثی از پیامبر اکرم (ص) ) جز این نیست که اسراف در چیزی است که باعث تلف مال شود و به بدن ضرر رساند و چیزی که باعث اصلاح بدن است اسراف نیست (برگرفته از سخن امام صادق (ع) ). ۳- صرف کردن مال در اموری که شرعاً حرام است مانند خریدن شراب و آلات قمار و اجرت فاحشه و خواننده و رشوه دادن به حکَام و صرف نمودن مال در چیزی که ظلمی در بردارد، یا ستمی به مسلمانی می زند و نظیر این ها.(۳۲) اسراف کنندگان کسانی هستند که محرمات (گناهان) را جایز می شمارند و دست به خونریزی می زنند (امام محمد باقر (ع) ). کسی که مالی را در غیر طاعت پروردگار بذل و بخشش می نماید، اسرافکار است و هر کسی که در راه خیر مصرف کند میانه روی کرده است (امام صادق (ع) ).(۳۳) طبق آیه ۶۷ سوره فرقان که امام محمد باقر (ع) در مورد این آیه می فرمایند: (بخشش در راه معصیت و تباه حق، اسراف است».(34) آیا در خیر اسراف می آید: زیاده روی در همه موارد بجز در کارهای نیک مورد نکوهش واقع شده است (امام علی (ع) ) در دادن صدقه کوشش کن تا جائی که گمان بری اسراف کرده ای و حال آنکه اسراف نیست (یعنی در صدقه دادن، اسراف معنا ندارد) (پیامبر اکرم (ص) ).(۳۵) انفاق مال در راه خدا هر چند صاحب مال خودش سخت نیازمند باشد و به هر مقداری باشد، هر چند تمام دارائیش را بدهد، اسراف نیست بلکه مطلوب و مستحب است. مانند آیه شریفه (ایثار می کنند انصار، مهاجران را بر نفس های خویش، هر چند خودشان فقیر و محتاج به آن اموالند و هر کس نفس خود را از بخل نگاه دارد پس ایشان گروه رستگارانند) و امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند: (مُقدم داشتن دیگران بر خود از بلندترین درجات ایمان است).(۳۶) و در سوره هل اتی آیه ۸ می فرماید: (می خورانند طعام را به دیگران در راه دوستی خداوند (یا با دوست داشتن آن طعام) مسکین و یتیم و اسیر را) این آیه در شأن حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) و فضه است که سه روز روزه گرفتند و به آب افطار نمودند و نان های خود را در راه خدا انفاق کردند.(۳۷)
باید همه جا میانه روی کرد:
در مقابل آیات و روایات قبل از آیات و اخباری است که امر به اقتصاد و میانه روی در انفاق می کند. در آیه ۶۷ سوره فرقان می فرماید: بندگان خدا کسانی هستند که هر گاه انفاق کنند زیاده روی نمی کنند و امساک و بخل هم نمی ورزند بلکه به میانه روی انفاق می کنند. (۳۸) امام حسن عسگری (ع) فرمود: (سخاوت اندازه گیری دارد، چنانچه از آن بگذرد، اسراف محسوب می شود) و امام کاظم (ع) می فرمایند: (یکی از لشگریان عقل، میانه روی و یکی از لشگریان جهل زیاده روی است).(۳۹) جمع بین دو دسته آیات و اخبار قبل: درست است بین آیات و روایات تعارض وجود دارد اما حال به رفع این تعارض می پردازیم: در کتاب تذکره نقل شده که صرف مال در راه خیر اگر از اندازه ای که لایق حال او باشد، زیادتر شد اسراف است و از مشهور علما چنان که در کتاب مسالک است، اسراف در خیر نیست. چنانچه در حدیث مشهور است (لاسرف فی الخیر کما لاخیر فی السرف).(۴۰) یعنی خیر در اسراف نیست و اسرافی در خیر و راه خدا نیست و قول اول احوط است. پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: (هیچ نفقه ای نزد خدا دوست داشتنی از نفقه ای که از روی میانه روی باشد نیست و دشمن می دارد اسراف را مگر در حج) اما به نظر مولف قول مشهور اقوی است و در خیر اسراف نیست یعنی اگر کسی برای خدا نه هوای نفس در موردی که دانسته شود رضای خداوند در انفاق است هر چه بدهد اسراف نیست هر چند تمام دارائیش را بدهد و آیات و روایاتی که دلالت بر حرمت اسراف و لزوم اقتصاد دارد به آن معارضه ندارد. (۴۱) و نیز طبق آیه (و آتوا حقّه یوم حصاده و لا تسرفوا) محتمل است جمله (و لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین) جمله مستقل است به قرینه روایت وارده در تفسیر آن مراد آن است که در هنگام رسیدن زراعت تمام آن را انفاق کنند و عیال خود را محروم و معطل نماید و شکی در اسراف بودن این عمل نیست زیرا انفاق مستحب و تکفل عیال واجب و کسی که واجب النفقه خود را معطل گذارد و هر چه دارد انفاق کند البته معصیت کرده و خلاف رضای خدا را مرتکب شده است. بلی در صورتی که مطمئن باشد از طریق دیگر می تواند معیشب ایشان را تأمین نماید یا این که عیال او حق خود را اسقاط نماید و ایثار کردن و هر چه هست در راه خدا دادن صحیح است.(۴۲) خلاصه این روایات، ارشاد به مورد اهم است برای انفاق نه نهی از انفاق کلی. (۴۳) و اگر تمام دنیا را به مومن دانای با اخلاص دهند هیچ اسرافی نیست و اگر به کافری جرعه آبی داده شده خوف اسراف است چون احساس به او بی مورد است. (۴۴) امام علی (ع) فرمودند: (بخشش های بی جا بی مال و ثروت، اسراف و زیاده روی محسوب می شود و بخشنده آن را در دنیا بالا می برد و در آخرت او را پائین می آورد، او را در بین مردم بزرگ جلوه می دهد، و نزد خدا خوار و سبک می کند).(۴۵) و بالجمله حسن انفاق در راه خدا هر چه و به هر اندازه باشد بدیهی است و در آن اسراف نیست مگر در صورتی که مستلزم ترک انفاق واجب باشد یا مورد اهمّی در بین باشد یا این که مورد انفاق استحقاق آن مقدار نداشته باشد.(۴۶)
اسراف در عقاید و اعمال
اسراف در لغت به معنی تجاوز از حد و زیاده روی است، بنابراین در امور اعتقادی و در تمام افعال و اعمال انسانی متصور است. اسراف در عقیده آن است که: ۱- درباره خود یا دیگری چیزی را که دروغ و سزاوار نیست، معتقد شود. مانند اعتقاد فرعون به ربوبیت خودش که گفت: برای شما غیر از خودم خدائی نمی شناسم (سوره ۲۸، آیه ۳۸) و پروردگار عالم او را از سرزمین خود راند و فرمود: فرعون در زمین غُلو کرد و به درستی که از اسراف کنندگان است (سوره ۱۰، آیه ۸۳) ۲- یا این که آنچه را که سزاوار تصدیق و اعتقاد آن است باور نکند مانند اعتقاد به خدا و نبوت پیغمبران و امامت ائمه و معاد و غیره. (۴۷) اسراف در افعال آن است که آنچه را که سزاوار نباشد بجای آورد یا آنچه سزاوار است بکند، ترک نماید. چنانچه قوم لوط را که مرتکب اعمال زشت و قبیح لواط می شدند مُسرف خواند و می فرماید: جز این نیست که شما از روی شهوت نزد مردان خود می روید و زنان را ترک می کنید بلکه شما گروه اسراف کنندگانید (اعراف، آیه ۸۱) بلکه هر گناه فعلی یا قولی از انسان سر زند اسراف است و هر گناهکاری مُسرف است. و نیز بر مومنین است که در امور مباح هم سعی نمایند که اسراف نکنند مانند اسراف در خواب و بیداری و حرف زدن و خوردن، و در حدیث آمده که (خدا دشمن می دارد هر پرخور و پرخوابی را).(۴۸) امام کاظم (ع) می فرمایند: (خداوند، ضایع کننده مال و زیاده روی در سؤال را دشمن می دارد).(۴۹)
نتیجه:
با توجه به تعاریف و تعابیر قرآن کریم و روایات اسراف و تبذیر در مجوعه نیازها و تعاملات انسانی حرام بوده و انسان اسراف کار گناهکار و معصیت کار است. بر ما فرض است که در همه جوانب زندگی با تعادل و میانه روی فرهنگ قرآنی اعتدال و دوری از اسراف را نهادینه نمائیم.
پی نوشت:

۱- اعراف، آیه ۳۱٫ ۲- غررالحکم، ۲۳۸٫ ۳- غررالحکم، ۳۰۷٫ ۴- طه، آیه ۱۲۷٫ ۵- فرقان، آیه ۶۷٫ ۶- اعراف، آیه ۳۱٫ ۷- خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، جلد اول، ص ۱۱۳٫ ۸- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۹۹، شهید محراب آیت الله دستغیب. ۹- فروع حدیثی، ص ۲۳۶، محمود شریفی. ۱۰- اعراف، آیه ۲۹٫ ۱۱- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۹۹٫ ۱۲-سوره بنی اسرائیل، آیه ۲۷٫ ۱۳- فروع حدیثی، ص ۲۴۰٫ ۱۴- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۰۱( سوره اعراف، آیه ۳۱). ۱۵- فرقان، آیه ۶۷٫ ۱۶- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۰۳٫ ۱۷- فروع حدیث، ص ۲۴۵٫ ۱۸- همان، ص ۲۴۱٫ ۱۹- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۰۳٫ ۲۰- فروع حدیث، ص ۲۳۷٫ ۲۱- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۰۳٫ ۲۲- همان. ۲۳- فروع حدیث، ص ۲۳۹٫ ۲۴- فروع کافی کتاب الغتیه، ج ۵، ص ۱۶۶٫ ۲۵- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۰۹٫ ۲۶- همان، ص ۱۱۱٫ ۲۷- فروع حدیث، ص ۲۳۸٫ ۲۸- همان، ص ۲۴۷٫ ۲۹- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۱۰٫ ۳۰- همان، ص ۱۱۱٫ ۳۱- گناهان کبیره، ج۲، ص ۱۱۱٫ ۳۲- فروع حدیث، ص ۲۴۸٫ ۳۳- همان. ۳۴- همان. ۳۵- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۱۲ ۳۶- همان، ص ۱۱۳٫ ۳۷- همان، ص ۱۱۴٫ ۳۸- فروع حدیث، ص ۲۴۶٫ ۳۹- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۱۳ و ص ۱۱۵ . ۴۰- همان. ۴۱- همان، ص ۱۱۷٫ ۴۲- همان، ص ۱۱۸٫ ۴۳- فروع حدیث، ص ۲۴۵٫ ۴۴- گناهان کبیره، ج ۲، ص ۱۱۹٫ ۴۵- همان، ص ۱۱۹٫ ۴۶- همان، ص ۱۲۰٫ ۴۷- فروع حدیث، ص ۲۴۴٫ ۴۸- همان. ۴۹- همان.
منبع:کوثر۳۳


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها