تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


انتظار آمد به سر اى بیقراران تهنیتشد خزان سر، آمده فصل بهاران تهنیتجلوه گر گردیده حق اى حق شعاران تهنیتساقى از ره مى‏رسد جمع خماران تهنیتپرمشام جان شد از عطر نکوى تُفْلِحوُامیگساران باده نوشید از سبوى تُفْلِحوُاشد ربیع الاول و خوش رنگ و بو دارد ربیعازبهار و عیش و مستى گفتگو دارد ربیععید زیباى برائت از عدو دارد ربیععید میلاد دو دلدار نکو دارد ربیعموسم سرمستى دلهاى شیدا آمدهمصطفى با حضرت صادق به دنیا آمدهبشنو از بال ملائک نغمه توحید رادر افق بنگر بروز واژه امید راحق طلب، از سینه ات بیرون نما تردید رااخذ کن از رهبران زنده دل تأیید رابا ولایت شو عجین و بر سر میثاق باشیا على برگو، به وصل یار خود مشتاق باشدو نهال بارور در باغ دین روئیده شدیاسهاى آسمانى در زمین روئیده شدنخل حق در سرزمین مشرکین روئیده شدلاله در باغ دل اهل یقین روئیده شدگلشن جان را ز عطر این دو گل خوشبو ببینرو نما سوى حجاز و جلوه یا هو ببینعاشقان بُستان جانبخش دعا را بنگریداین دو نور عالم آراى خدا را بنگریدباده نوشان مِى قالوابلى را بنگریدوجه صادق را، جمال مصطفى را بنگریدصد سلام و صد درود این دو گل دلخواه راسر دهید اى عاشقان آواى صلى اللَّه راینه شد نورٌ عَلى نُور امتزاج نورشددیده حق روشن و چشمان باطل کور شدبرکلیم ذى المعارج قلب عالم طورشدبت پرستى در جهان منکوب شد مقهور شدآتش آتشکده بى شعله و خاموش شدطاق کسرى ریخت، ذکر یا اَحَد منقوش شدآسمان عاشقى شد پر ستاره زین دو گلعشقبازى با تداوم شد هماره زین دو گلبر دل عشاق صادق شد اشاره زین دو گلدیده دل شد گشوده بر نظاره زین دو گلبر جمال این دو یاس بى قرینه بنگریدگاه سوى مکه گه سوى مدینه بنگریدمحور اسلام و قرآن در ثبات از این دو مَهمکتب توحید باشد در حیات از این دو مهروشن آفاق تمام کائنات از این دو مهمنجلى اوصاف بى پایان ذات ازاین دو مهمِى فروشان مِى یکتا پرستى را ببینجرعه‏اى یا هو بزن دنیاى مستى را ببینپرتوِ نور نبوت با امامت دیدنى ستغنچه اخلاص از باغ ولایت چیدنى ستوارد حصن ولایت هر که شد در ایمنى سترمز عترت دوستى، بیزارى از نفسِ دَنى ستنفس بگذار و ولاى آل یاسین را گزینشو برى ازاهل بِدعَتْ روح آیین راگزینمستى دل از مِى لولاک آل احمد استهستى ما بسته بر خاک نعال احمد استچشم ما در سیر آفاق جمال احمد استمرکز پرگار خلقت کنج خال احمد استدست ما در بر سراى آل احمد مى‏زندقلب ما در هر طپش با یا محمد مى‏زندکیستم من؟ ذره‏اى در آستان اهل بیتآشناى دستهاى مهربان اهل بیتشکر حق باشد دلم محتاج نان اهل بیتگاه دستم گاه پایم گه زبان اهل بیتمن اُویسم بوذَرَم سلمانم و مِنّاستَمبنده آشفته کوى اباالزهراستممن اباالزهرایى‏ام نسل و تبار احمدمگنبدالخضرایى‏ام شمع مزار احمدمشیعه‏اى فارغ ز خویش و بیقرار احمدمآرزو دارم کند حق همجوار احمدمبنگرید این از منیّت خسته گمراه راعبد زهرا عبد طاها عبد آل اللَّه راحمْیَرىِ دوره خویشم گداى صادقمبا همه نقصم اسیر و مبتلاى صادقممعصیتکارم ولى عبد سراى صادقمخوب یا بد آرزومند دعاى صادقمکاستى‏هاى مرا درمان کند خاک بقیعکاش بودم ذره‏اى در بین خاشاک بقیعکاش منهم یک پرستو در مدینه مى‏شدمزائر کوى نبى بى قرینه مى‏شدمکاش منهم کشته یک زخم سینه مى‏شدممرهمى بر درد بانوى حزینه مى‏شدمکاشکى از جام زهرایى مرا شهدى رسددست من بر دامن نور خدا مهدى رسد


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها