صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > ادبیات > شعر > رسول الله (ص) > عطر میلاد نبی رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم) (۳)
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۵


ناگهان بهارزینب مسروردیرگاهی دور و دراز، زمین در انتظار بود و آسمان، بی‏قرار، کعبه، آکنده از ازدحام ناخدایان کر و کور بود؛ خانه‏ها تهی از آوای شوق و شور، و دختران بی‏گناه، آرمیده در زیر خروارها خاک خاموش و سرد هزارها گور!دشت‏ها خسته بودند، جنگل‏ها بی‏خورشید، کوه‏ها ابری، آسمان خاکستری و فصل‏ها سر در گریبان. چشمه‏ها تشنه بودند، آفتاب غمگین، پنجره‏ها خاموش، جاده‏ها سوگوار و آدمیان، سرگشته و حیران. کوچه‏ها غریب بودند، لحظه‏ها سنگین، نگاه‏ها منتظر، زمین بی‏پناه و دل‏ها و جان‏ها بی‏سر و سامان.و ناگهان، بهار از راه رسید؛ همچون خورشید، و آتشکده «فارس» خاموش شد. بت‏ها سرنگون شدند و کنگره‏های قصر «کسرا» واژگون… مردی آمد از تبار هابیل، در ربیع عام الفیل. و درخشید؛ چندان که نورش به تمامت آفاق رسید و عالم از آن روشن گردید… آمد و پاکیزه بود، و بی‏درنگ به ندای توحید، زبان گشود.آمد و «محمد» و «امین» شدآمد و «محمد» نامیده شد؛ نامی که پیش از او نبود! تمام پیامبران و فرشتگان او را می‏ستودند و می‏ستایند؛ که «کریم» و کرامتش زبانزد خاص و عام بود؛ چنان که پروردگار بدین وصفش ستود.در مکه، چون وی را می‏آزردند، به کوه‏ها پناه می‏برد و دل و جان به خدا می‏سپرد. خدیجه علیهاالسلام و علی علیه‏السلام همه این‏ها را می‏دیدند؛ اما چون او را می‏یافتند، می‏شنیدند:«اَللّهُمَّ اهْدِ قَومی فاِنَّهم لا یَعلَمُون؛ خدایا! اینان را هدایت‏گردان، که نادانند».مهرت را در دل‏هاشان افکن، که نامهربانند… .آمد و «رحمت» نامیده شد؛ برای همه آفریدگان ـ از خوبان و بدان ـ ؛ چندان که به خیل کافران، روی می‏آورد و در هدایتشان پافشاری می‏کرد. رنج‏ها و دردها می‏کشید؛ ولی هرگز از مهربانی دریغ نمی‏ورزید.آمد و «متوکل» نامیده شد؛ که هماره به خدا اعتماد داشت؛ نه به دنیا… روزی از دشمنانش کسی در گیر و دار نبردی او را ـ تنها ـ در حالی که خواب بود، دید؛ شمشیر بر وی برکشید و پرسید:ـ چه کسی تو را از دست من نجات می‏دهد؟فرمود: خدا!سپس آن کافر، ترسان از این همه صلابت، دست‏هایش لرزید و بر زمین فرو لغزید. آن‏گاه رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شمشیر در دست، بازپرسید: کدامین کس، ناجی‏ات می‏شود؟و صدایی لرزان شنید: بزرگواری شما!آمد و «امین» نامیده شد؛ چنان‏که «عبداللّه‏» بود؛ «مصطفی» و… برترین پیامبر و آفریده است؛ که آیینش مطابق فطرت آدمیان، و معجزه‏اش بیان کننده هر چیز در هر زمان و مکان… و این است سرّ خاتمیت.
*******
طلوع محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)زمین و آسمان مکه آن شب نور باران بودو موج عطر گل در پرنیان باد می پیچیدامید زندگی در جان موجودات می جوشیدهوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بودشبی مرموز و رؤیائیبه شهر مکه مهد پاک جانان دختر مهتاب می خندیدشبانگه ساحت” ام القری” در خواب می خندیدز باغ آسمان نیلگون صاف و مهتابیدمادم بس ستاره می شکفت و آسمان پولک نشان می دادصدای حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگبه سوی کهکشان می شددل سیاره ها در آسمان حال تپیدن داشتو دست باغبان آفرینش در چنان حالتسر ” گل آفریدن” داشتشگفتی خانه ” ام القری” در انتظار رویدادی بودشب جهل و ستمکاریبه امید طلوع بامدادی بودسراسر دستگاه آفرینش اضطرابی داشتو نبض کائنات از انتظاری دمبدم می زدهمه سیاره ها در گوش هم آهسته می گفتندکه : امشب نیمه شب خورشید می تابدز شرق آفرینش اختر امید می تابددر آن حال” آمنه” در عالم سرگشتگی می دیدبه بام خانه اش بس آبشار نور می باردو هر دم یک ستاره در سرایش می چکد رنگین و نورانیو زین قدرت نمائی ها نصیب اوشگفتی بود و حیرانیدر آن مرغکی را دید با پرهای یاقوتیو منقاری زمّرد فامکو سویش پر کشید از بامو در صحن سرا پر زدو پرهای پرندین را به پهلوی زن درد آشنا سائیدبناگه درد او آرام شد، آرامبه کوته لحظه ای گرداند سر را ” آمنه” با هاله امیدتنش نیرو گرفت و در دلش نور خدا تابیدچو دید آن حاصل کون و مکان و لطف سرمد رادو چشمش برق زد تا دید رخشا ن چهره احمد راشنید از هر کران عطر دلاویز محمد راسپس بشنید این گفتار وحی آمیزالا، ای ” آمنه” ای مادر پیغمبر خاتم!سرایت خانه توحید ما باد و مشید بادسعادت همه جان تو و جان ” محمد ” بادبدو بخشیده ایم ” آمنه” ای مادر تقوا!صدای دلکش ” داوود” و حبّ ” دانیال” و عصمت ” یحیی”به فرزند تو بخشیدیم:کردار” خلیل” و قول” اسماعیل” و حسن چهره ” یوسف”شکیب ” موسی عمران” و زهد و عفت” عیسی”بدو دادیم: خلق” آدم” و نیروی ” نوح” و طاعت ” یونس”وقار و صولت ” الیاس” و صبر بی حد” ایوب”بود فرزند تو یکتابود دلبند تو محبوبسراسر پاکسرا پا خوبدو گوش” آمنه” بر وحی ذات پاک سرمد بوددو چشم ” آمنه” در چشم رخشانی ” محمد” بودکه ناگه دید روی دخترانی آسمانی رابه دست این یکی ابریق سیمین در کف آن دیگری طشت زمّرد بوددگر حوری پرندی چون گل مهتاب در کف داشت” محمد” را چو مروارید غلتان شستشو دادندبه نام پاک یزدان بوسه ها بر روی او دادندسپس از آستین کردند بیرون” دست قدرت را”زدند از سوی درگاه خداوندیمیان شانه های حضرتش مُهر نبوت راسپس در پرنیانی نقره گون آرام پیچیدندهمان شب قصه پردازان ایرانی خبر دادندکه آمد تکسواری در مدائن سوی نوشروانو گفت: ای پادشه ” آتشکده آذر گشسب” ماکه صد سال روشن بودهم امشب ناگهانی خاموش شد، خاموشبه یثرب یک یهودی برفراز قله ها فریاد را سر داد:که امشب اختری تابنده پیدا شدو این نجم درخشان اختر فرزند “عبدالله …”نوین پیغمبر پاک خداوندستو انسانی کرامندستیکی مرد عرب اما بیابانگرد و صحرائیقدم بگذاشت در ” ام القری” وین شعر را برخواندکه یاران مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟چه کس دید از شما آن روشنای آسمان را؟که دید از مکیّان آن ماهتاب پرنیانی را؟زمین و آسمان مکه آن شب نور باران بودهوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بودبیابان بود و تنهایی و من دیدمکه از هر سو ستاره در زمین ما فرود آمدبه چشم خویش دیدم ماه را از جای خود کندندز هر سو در بیابان عطر مشک و بوی عود آمدبیابان بود و من اما چه مهتاب دلارائی!بیابان بود و من اما چه اخترهای زیبائیبیابان، رازها داردولی در شهر، آن اسرار، پیدا نیستبیابان نقش ها دارد که در شهر آشکارا نیستکجا بودید ای یاران؟که دیشب آسمان ها، زمین مکه را کردند گلبارانولی گل نه، ستاره بود جای گلزمین وآسمان مکه دیشب نورباران بودهوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بودبه شعر آن عرب مردم همه حالی عجب دیدندبه آهنگ عرب این شعر را خواندند و رقصیدند:کجایی ای عرب ای ساربان پیر صحرائی؟کجائی ای بیابانگرد روشن رأی بطحائی؟که اینک بر فراز چرخ ، یابی نام” احمد” راو در هر موج بینی اوج گلبانگ محمد را” محمد” زنده و جاوید خواهد ماندمحمد تا ابد تابنده چون خورشید خواهد ماندجهانی نیک می داندکه نامی همچو نام پاک پیغمبر مؤید نیستو مردی زیر این سبز آسمان همتای احمد نیستمهدی سهیلی
*******
هر دم صلوات بر جمالشبه به که چه روز خرم آمدمبعوث نبى اکرم آمدبس عید فرا رسید بى شکعیدى نبود چنین مبارکاز بعثت او جهان جوان شدگیتى چو بهشت جاودان شداین عید به اهل دین مبارکبر جمله مسلمین مبارکاز غیب ندا رسید او راآن ذات خجسته نکو راکاى ذات نکو پیمبرى کنبرخیز و به خلق رهبرى کنچون قدر و مقام رهبرى یافتدر کوه «حرى» پیمبرى یافتبشنید چو این ندا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)شد خاتم انبیا «محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)»هر روح که دور از بدى شدبا آمدنش محمدى شدقانون حیات و هستى آوردآیین خدا پرستى آوردپیدا چو شد آن جمال هستىبشکست اساس بت پرستىبا بعثت آن نبى مرسلبتخانه به کعبه شد مبدل‏هر دم صلوات بر جمالشبر احمد و بر على و آلشصد شکر به دین آن جنابم‏قرآن مقدسش کتابمخوشبخت کسى که امت اوستدر سایه دین و رحمت اوستاز عرش ملک دهد سلامششد ختم پیمبرى به نامشاى داده ز ماه تا به ماهىبر پاکى ذات تو گواهىدر شأن تو گفت ایزدپاک‏لولاک لما خلقت الافلاکاى بر سر هر پیمبرى تاجیک قصه توست شام معراج‏قرآن کریم حجت توستخوشبخت کسى کز امت توستگر زانکه تو بت نمى‏شکستىاسلام نبود و حق پرستى‏توحید به ما تو یاد دادىبتخانه و بت به باد دادى‏اى معنى ممکنات دریاباى خواجه کائنات در یاب‏ما غیر تو دادرس نداریمدریاب که هیچ کس نداریماى آنکه تو یار بینوائىفریاد رس و گرهگشائىدریاب که ما گناهکاریمامید شفاعت از تو داریمتنها نه منم به غم گرفتارغم از دل هر که هست برداراى جان جهان فداى جانت«شهرى» است غلام آستانتعباس شهرى
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها
تازه ترین مطالب
نشست تخصصی “وضعیت شناسی داخلی و خارجی و راه های برون رفت از وضعیت موجود”

نشست تخصصی “وضعیت شناسی داخلی و خارجی و راه های برون رفت از وضعیت موجود”

ابراهیمی اصل:  آمریکا و اسرائیل جنگی نرم افزاری ضد ایران شروع کرده اند که هزینه آن را سعودی می دهد

ابراهیمی اصل: آمریکا و اسرائیل جنگی نرم افزاری ضد ایران شروع کرده اند که هزینه آن را سعودی می دهد

راه بازگشت دوباره به قرآن و عترت

راه بازگشت دوباره به قرآن و عترت

تفاوت مقام معصومان با مقربانی مانند حضرت عباس علیهم السلام

تفاوت مقام معصومان با مقربانی مانند حضرت عباس علیهم السلام

پاسخ به ده شبهه وهابیت پیرامون غدیر

پاسخ به ده شبهه وهابیت پیرامون غدیر

حدیث غدیر در نهج البلاغه

حدیث غدیر در نهج البلاغه

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که تعداد آیات قرآن که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل کرده بود، هفده هزار آیه بود؟!

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که تعداد آیات قرآن که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل کرده بود، هفده هزار آیه بود؟!

آیا پیامبران به آمدن ائمه معصومین بشارت دادند؟

آیا پیامبران به آمدن ائمه معصومین بشارت دادند؟

سالگرد ارتحال مرجع عالی قدر تشیع ایت الله بروجردی(رحمت الله)

سالگرد ارتحال مرجع عالی قدر تشیع ایت الله بروجردی(رحمت الله)

ضوابط و احکام بدعت از نگاه مذاهب فقهى‏

ضوابط و احکام بدعت از نگاه مذاهب فقهى‏

آثار سیاسى- اجتماعى جریان‏هاى تکفیرى بر عقب ‏ماندگى کشورهاى اسلامى‏

آثار سیاسى- اجتماعى جریان‏هاى تکفیرى بر عقب ‏ماندگى کشورهاى اسلامى‏

حدیث سفینه و مساله توسل

حدیث سفینه و مساله توسل

تقویم شیعه پانزدهم شوال

تقویم شیعه پانزدهم شوال

مراسم شصتمین سالگرد زعیم عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره)

مراسم شصتمین سالگرد زعیم عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره)

برگزاری دوره های آموزشی شیعه شناسی مخصوص خواهران

برگزاری دوره های آموزشی شیعه شناسی مخصوص خواهران