تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


تا به حال نام یوم الهدی را شنیده اید ؟یوم الهدی یعنی روز ویران کردن…درهشتم شوال سال ۱۳۴۴ هجری قمری پس ازاشغال مکه،وهابیان به سرکردگی عبدالعزیز بن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر،سرانجام آن را اشغال نموده،مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبورهم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبراکرم(ص)قبور زنان آن حضرت ،قبرام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس (ع)و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق (ع) و بسیاری قبوردیگر پرداختند .ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبورحضرات معصومین امام مجتبی ،امام سجاد ،امام باقر و امام صادق -علیهم السلام -قرار داشت را از جا درآورده ،بردند .اما این دلیل حمله آنان به مدینه نبود .آنان در سال ۱۲۲۱ هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده.پس ازیک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصرف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر(ص)و تخریب و غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر(ص) و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند.طبق نقل تاریخی آن ها دراین جمله چهل صندوق مملو ازجواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها و حدود یکصد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و تزیین شده به الماس و یاقوت و …و به یغما بردند و این نخستین حمله آنان به مقدسات اسلامی نبود .صلاح الدین مختارنویسنده و مورخ وهابی در کتاب “تاریخ امملکه العربیه السعودیه کما عرفت”بخشی از افتخارات وهابیت در حمله به کربلای معلی را چنین شرح می دهد :در سال ۱۲۱۶ امیرسعود در رأس نیروهای بسیاری از مردم نجد و حبوب و حجازو تهامه و نواحی دیگر به قصد عراق حرکت نمود و درماه ذی القعده به شهر کربلا رسید و آن را محاصره کرد.سپاه مذکور باروی شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند .بیشتر مردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانیدند و نزدیک ظهربا اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند .سپس در محلی به نام ابیض گرد آمدند .خمس اموال را خود سعود برداشت و بقیه را به هر پیاده یک سهم و به هر سواردو سهم قسمت کرد.(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود).عثمان بن بشرازدیگر مورخان وهابی درباره حمله به کربلا چنین می نویسد:”…گنبد روی قبر (یعنی قبرامام حسین علیه السلام (را ویران ساختند و صندوق روی قبر را که زمرد و یاقوت و جواهرات دیگر در آن نشانده بودند،برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن های نفیس و جز آن ها یافتند ،غارت کردند و نزدیک ظهر از شهر بیرون رفتند درحالی که قریب به ۲۰۰۰تن از اهالی کربلا را کشته بودند.”جالب این جاست که مورخ مزبور نام کتاب خود را “عنوان المجد فی تاریخ نجد”گذاشته و از این وقایع به عنوان نشانه های مجد و شکوه و عظمت وهابیت یاد کرده است!اما این فقط شیعیان و اماکن مقدسه آن ها نبودند که وهابیان آثار مجد و شکوه خود را در آن به نمایش گذاشته اند ،مکه مکرکه و طائف نیز از حملات آنان درامام نماند .”جمیل صدقی زهاوی”در خصوص فتح طائف می نویسد :«طفل شیرخواره را بر روی سینه مادرش سر بریدند ،جمعی را که مشغول فراگیری قرآن بودند کشتند ،چون در خانه ها کسی باقی نماند،به دکان ها و مساجد رفتند و هر کس بود ،حتی گروهی را که درحال رکوع و سجود بودند ،کشتند .کتاب ها را که از میان آن ها تعدادی مصحف شریف و نسخه هایی از صحیح بخاری و مسلم و دیگر کتب فقه و حدیث بود،در کوچه و بازارافکندند و آنها را پایمال کردند.»سر زدن این قبیل امور از پیروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نیست!تابعان کسی که همه مسلمانان را کافر و مشرک می دانست و مکه و مدینه را قبل ازآنکه به دست وهابیان بیافتد،دارالحرب و دارالکفرا!می دانست درکتاب “الدررالسنیه”می خوانیم:«وی -محمد بن عبدالوهاب -از صلوات بر پیامبرصلی الله علیه و اله نهی می کرد و ازشنیدن آن ناراحت می شد .صلوات فرستنده را اذیت می کرد و به سخت ترین وجه مجازات می نمود.حتی او دستورداد مرد نابینای متدینی را که مؤذن بود وصوت خوشی داشت،چون به حرف او گوش نداده،برپیامبرصلوات فرستاده بود،به قتل رساندند .بسیاری از کتب مربوط به صلوات برپیامبر صلی الله علیه و آله را به آتش کشید و به هریک از پیرو انش اجازه می داد قرآن را مطابق فهم خود تفسیرکند.»محمد بن عبدالوهاب به نوبه ی خود در اعتقادات پیرو”ابن تیمیه حنبلی “است،که در قرن هشتم هجری می زیسته است،ازابن تیمیه عقاید جالبی نقل شده است.از جمله اینکه او خدا را جسم می دانست!برای ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود!ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه ی خود می گوید:«ابن تیمیه را برمنبرمسجد جامع دمشق دیدم که مردم را موعظه می کرد ومی گفت :خداوند به آسمان دنیا می آید،همان گونه که من اکنون فرود می آیم!سپس یک پله ازمنبرپائین می آمد.»عقاید او آنچنان سخیف و بی مقدار بود که خود اهل سنت وی را به زندان افکندند و در رد او کتب متعددی را به رشته تحریر در آوردند .این قطره ای کوچک از مرداب اعتقادات و عملکرد وهابیان در طول این سالیان است.درطول این دوران دانشمندان زیادی چه شیعه و چه سنی به نقد عقاید وهابیت دست زده اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده اند.یکی ازشبهات آنان مسأله ای بناء برقبوراست.آن ها ساختن بنا اعم از مسجد یا غیرآن را بر قبر حرام می دانند در این نوشتار سعی می کنیم پاسخی مناسب به شبهه ی مذکوربدهیم.نخست آنکه:این شبهه ی آنان را صریح آیه ی ۲۱ سوره کهف دفع می نماید،که درخصوص ماجرای اصحاب کهف ازقول مومنانی که می خواستند یاد اصحاب کهف را گرامی دارند و می فرماید:لنتخذن علیهم مسجداً (بی تردید بر روی قبورآنان مسجدی بنا می کنیم)دوم آنکه:هنگام ظهوراسلام و در دوران فتوحات اسلامی بناهایی بر قبور انبیاءگذشته وجود داشت.از جمله می توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسی در بیت المقدس اشاره نمود.جالب اینجاست که خلیفه دوم که طبق نظرآنان ازصحابه است و معصوم ،خود برای انعقاد پیمان صلح به بیت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر ،اقدامی در راستای از بین بردن این قبور به عمل نیاورد…اما به راستی قومی که در تاریخ نه چندان طولانی خود،چنان که از زبان مورخین خودشان شنیدیم قرآن ها را در خیابان ها لگد مال ساختند و در قتل عام پیروان علی علیه السلام و سایرخلفا فرقی نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو می کردند،شایستگی این را دارند که مخاطب یک استدلال قرآنی و یاحتی تاریخی قرار گیرند؟!منبع:نشریه راه قرآن ،شماره ۲۴٫


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها