صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) > امام حسين (ع) > اهل بیت (ع) و امام حسین (ع) > سيره ائمه اطهار (علیهم السّلام) در زنده نگه داشتن عاشورا
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۵


در ميان حوادثى كه در طول تاريخ بشريّت به وقوع پيوسته است، هيچ نهضت و حركتى به پويايى و برجستگى قيام عاشورا نيست، نهضتى كه در سرزمينى محدود، زمانى كوتاه و با فداكارى افراد معدودى رخ داد، امّا توانست الگويى عملى براى آزاد مردان جهان ارائه كند و براى هميشه به عنوان «انقلاب بزرگ» بر تارك تاريخ بشر بدرخشد.
آن چه بيش از همه حادثه كربلا را پرفروغ و سازنده جلوه مى‏دهد، سيره ائمه اطهار(علیهم السّلام) است در زنده نگه داشتن اين حماسه زيبا و احياى فرهنگ آن.
امامان معصوم(علیهم السّلام) على‏رغم اين كه در دوران امامت خويش در محدوديت‏هاى شديدى به سر مى‏بردند و حاكمان مستبد اموى و عباسى سايه شوم خود را بر شهرهاى اسلامى گسترده بودند، ولى با اتخاذ صحيح‏ترين تصميم‏ها و موضع‏گيرى‏هاى مناسب و با استفاده از مؤثرترين شيوه‏ها توانستند از فرهنگ عاشورا و دستاوردهاى ارزشمند آن به صورت شايسته پاسدارى كنند و راه حماسه آفرينان كربلا را تداوم بخشند.
آنان اين واقعه را به ديد معجزه نگريسته‏اند و در سيره عملى خود به عنوان راهكارهاى مؤثّر و زنده براى مبارزه عليه ظلم و ستم از آن بهره جسته‏اند كه در اين مقال به روش‏هاى عملى آنان جهت حفظ اين نهضت از تحريفات و زنده نگه داشتن آن اشاراتى گذرا خواهيم داشت.
 توصيه به سوگوارى و عزادارى‏
عاشورا دهم ماه محرم الحرام است كه از دير باز مورد توجه و احترام مردم بوده است.
ولى در فرهنگ شيعه به خاطر شهادت سومين پيشواى شيعيان و اصحاب او در سرزمين كربلا، اين روز از جايگاه والايى برخوردار است. دهم ماه محرم با رخداد قيام سيدالشهداء (علیه السّلام) در بين امامان (علیهم السّلام) و دوستداران اهل بيت (علیهم السّلام) به عظيم‏ترين روزسوگوارى و ماتم تبديل شد.(1) پيشوايان معصوم (علیهم السّلام) همواره جهت زنده نگه داشتن ياد و خاطره عاشورا، شيعيان را به سوگوارى و عزادارى توصيه نموده و اثرات و ثمرات اين شعاير را تشريح مى‏نمودند. راز اين كه ائمه هدى(علیهم السّلام) بر ماتم سرايى شهداى كربلا تأكيد نموده‏اند اين است كه: اوّلاً دشمنان و مخالفان اهل بيت (علیهم السّلام) اين روز را به جشن و سرور سپرى مى‏كردند و ثانياً اين عزادارى‏ها و سوگوارى‏ها اگر آگاهانه، خالصانه و سازنده باشد، دل صاحب عزا را با دل حماسه‏سازان دشت نينوا پيوند مى‏دهند و اين ارتباط خود باعث ازدياد معرفت و قرب به بارگاه ملكوتى خواهد شد.
امام صادق(علیه السّلام) در توصيف مصايب روز عاشورا اين گونه فرمودند: «وَ اَمّا يَومَ عاشوراءَ فَيَومٌ اُصيبَ فيه الحُسين صريعاً بينَ اَصحابِهِ و اصحابُهُ حَولَهُ صَرعى عُراةٌ؛(2) امّا روز عاشورا روزى است كه در آن حسين(علیه السّلام) ميان يارانش كشته بر زمين افتاد و ياران او ني ز اطراف او بر خاك افتاده و عريان بودند».
امام رضا(علیه السّلام) دراين‏باره مى‏فرمايد: «من ترك السّعى فى حوائجه يوم عاشوراء قضى اللّه له حوائج الدّنيا و الآخرة و من كان عاشوراء يوم مصيبته جعل اللّه عزّ و جلّ يوم القيامة يوم فرجه و سروره؛(3) هر كس تلاش در رفع نيازهايش را در عاشورا به خاطر به پاداشتن عزا تر ك كند، خداوند حوايج دنيا و آخرتش را برآورده سازد و هر كس عاشورا را روز مصيبت خويش قرار دهد، خداوند تبارك و تعالى روز قيامت را روز شادى و خوشحالى او قرار مى‏دهد.»
هم چنين امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: «انّ يوم الحسين اعظم مصيبةً من جميع سائر الايّام؛(4) روز شهادت امام حسين(علیه السّلام) سوزناك‏ترين روزهاست.»
در سيره اهل بيت عصمت و طهارت(علیهم السّلام) هرچه بيشتر تفحّص گردد، مشاهده مى‏شود كه آن بزرگواران براى ترويج فرهنگ عاشورا و تطبيق آن بر مصاديقش بر اساس مقتضيات هر عصر، اهتمامى وافر و تأكيدى مصرّانه داشته‏اند.
امام باقر(علیه السّلام) در تعقيب اين هدف و توجه دادن مردم به ستمى كه بر اهل بيت(علیهم السّلام) روا شده، وصيّت مى‏كند تا ده سال در موسم حج در منى براى امام حسين(علیه السّلام) و همراهانش عزادارى كنند.
آن حضرت بودجه‏اى را براى چنين امرى اختصاص داد. عزادارى گروهى در ايام حج و سرزمين حسّاس منى، سؤالات معنا دارى را در اذهان ترسيم مى‏كند و اين خود بهترين نوع مبارزه غير مستقيم ائمه(علیهم السّلام) براى توجه دادن افكار عمومى بر ضد جنايات اموى بود.
ائمه هدى(علیهم السّلام) غير از آن كه قولاً و عملاً در سيره و رفتار خود در جهت برپايى مجالس سوگوارى براى اباعبداللّه(علیه السّلام) تأكيد و اصرار داشته‏اند، از مردم خواسته‏اند كه در اين امر مهم كوتاهى نكنند و به آنان نويد داده‏اند كه براى عزاداران حسينى پاداش بسيار ويژه‏اى در ن ظر گرفته شده است.
از منابع روايى چنين برمى‏آيد هر كس بر مصايب ائمه خصوصاً امام حسين (علیه السّلام) بگريد و از اين بابت محزون گردد:
1- در روز جزاء با ائمه هدى(علیهم السّلام) محشور خواهد بود.
2- حضرت سيدالشهداء (علیه السّلام) براى سوگوار خود از خداوند طلب آمرزش مى‏كند.
3- عزادار اباعبداللّه(علیه السّلام) مصداق كسى است كه در شادى اهل عترت شادمان و در حزن آنان اندوهناك و محزون است.
4- در هنگام احتضار سوگوار اباعبداللّه(علیه السّلام)، ائمه هدى(علیهم السّلام) حاضر مى‏شوند و عزرائيل را به مراعات حال وى توصيه مى‏كنند به حدى كه ملك الموت از مادر نسبت به او رؤوف‏تر است.
5- سوگوار حماسه ساز عاشورا، از آب گواراى كوثر جرعه‏هايى مى‏نوشد و به ميوه‏هاى جنّت متنعم مى‏شود.
6- شفاعت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شامل عزاداران امام حسين(علیه السّلام) مى‏شود.
7- قبر ماتم دار كربلا نورانى است و از عذاب برزخى مصون مى‏باشد.
8 – خداوند از اين كه عزادار امام حسين(علیه السّلام) را عذاب كند، پروا مى‏كند.
9- سوگواران و زائران در پرتو عرش الهى در مجلس منوّر در محضر اباعبداللّه هستند.(5)
 
گريستن و گرياندن‏
گريه براى مصايب امام حسين(علیه السّلام) نوعى پيوند با راه و روش و هدف آن حضرت است كه باعث آمادگى براى مبارزه و جهاد در راه خدا مى‏شود و نيروى ايمان و عقيده را از هر جهت بسيج مى‏كند و نااميدى و زبونى را از انسان دور مى‏نمايد. از آن‏جا كه شهادت سالار شهيدان و ي اران با وفايش از منظر عمومى، آثار ويرانگرى براى حكومت بنى‏اميه و سال‏ها بعد براى بنى عباس داشت و مشروعيّت حاكمان اين دو سلسله را زير سؤال برده بود، براى اين كه اين تراژدى غم‏بار به دست فراموشى سپرده نشود، امامان(علیهم السّلام) با گريه بر شهيدان نينوا و زنده نگه داش تن ياد و خاطره جانبازى‏هاى آنان اهداف شهيدان كربلا را دنبال مى‏كردند. عظمت حادثه كربلا به قدرى دلخراش بود كه شاهدان آن مصيبت تا زنده بودند آن را فراموش نكردند.
امام سجّاد(علیه السّلام) در مناسبت‏هاى گوناگون بر عزيزانش گريه مى‏كرد.
اشك‏هاى آن حضرت(علیه السّلام) عواطف را بر مى‏انگيخت و در اذهان مخاطبان مظلوميّت شهداى كربلا را ترسيم مى‏نمود. امام سجّاد (علیه السّلام) بنيانگذار فرهنگ گريه در ميان مؤمنان بود و طى 35 سال امامتش به اين روش ادامه داد (6) تا جايى كه يكى از «بكّائين پنج گانه تاريخ»(7) ناميده شد. وقتى راز آن همه گريه را از آن حضرت مى‏پرسيدند، حضرت مصايب جانگداز كربلا را بازگو مى‏كرد و مى‏فرمود: مرا ملامت نكنيد. بدرستى يعقوب(علیه السّلام) پس از آن كه يك فرزند خود را از دست داد، آن قدر گريست تا از غصّه چشم‏هايش سفيد شد. در حالى كه يقين به مرگ فرزندش نداشت.
ولى من به چشم خود در نصف روز ديدم كه چهارده نفر از اهل بيت مرا سربريدند.(8)
او نه تنها خود در سوگ شهداى كربلا مى‏گريست، بلكه شيعيان و مؤمنان را نيز ترغيب به گريستن بر آن شهدا مى‏كرد و مى‏فرمود: «هر مؤمنى كه بر شهادت حسين(علیه السّلام) بگريد به طورى كه اشك بر گونه‏هايش جارى شود، خداوند براى او غرفه هايى در بهشت آماده مى‏سازد كه تا ابد در آ ن اقامت خواهد گزيد».(9)
امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: «على بن الحسين(علیهما السّلام) به ياد عاشورا بيست سال گريست و هرگز طعامى نمى‏خورد مگر اين كه گريه مى‏كرد».(10)
همچنين امام رضا(علیه السّلام) فرمودند: «فعلى مثل الحسين فليبك الباكون فانّ البكاء عليه يحطّ الذّنوب العظام؛(11) گريه كنندگان بايد بر كسى همچون حسين(علیه السّلام) گريه كنند، زيرا گريستن بر او گناهان بزرگ را فرو مى‏ريزد».
باز امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «كلّ الجزع و البكاء مكروهٌ سوى الجزع و البكاء على الحسين؛(12) هر ناله و گريه‏اى مكروه است، مگر ناله و گريه بر حسين(علیه السّلام)».
اين اشك‏ها و گريه‏ها در عزاى مظلوم كربلا، فرياد مداوم عليه ستمگران و ابلاغ پيام خون مطهر شهدا بود. اگر گريه‏هاى ائمه(علیهم السّلام) نبود، حادثه عاشورا از خاطره‏ها محو مى‏شد و شعاع اين مشعل فروزان فروكش مى‏كرد. بيان گريه نظام هستى
مسأله گريه نظام هستى به ويژه گريه آسمان بر شهادت حضرت اباعبداللّه(علیه السّلام) در روايات منقول از ائمه هدى(علیهم السّلام) منعكس شده است.راز اين گريه اظهار عظمت مصيبت است به نحوى كه در جزء جزء عالم هستى داراى تأثير بوده است.
پس از بازگشت اهل بيت عصمت و طهارت از كربلا و ورود به مدينه امام سجاد(علیه السّلام) ضمن خطبه‏اى چنين فرمودند: «اى مردم! پس از اين مصيبت عظمى كدام يك از مردانتان تواند شاد بود يا كدامين چشم مى‏تواند اشكش را حبس كند؟ همانا آسمان‏هاى هفت گانه بر قتل او گريستند و درياه ا با امواجشان و آسمان‏ها با اركانشان و زمين با پهنه وسيعش و درختان با شاخه‏هايشان و ماهيان اعماق دريا و ملائكه و اهل آسمان بر شهادت او گريستند».(13)
امام صادق(علیه السّلام) در روايتى به صحابى بزرگوارش زراره فرمودند: «اى زراره! آسمان چهل روز بر حسين(علیه السّلام) گريست و زمين چهل روز با سياهى و خورشيد چهل روز با سرخى و كسوف و كوه‏ها از هم پاشيدند و درياها متلاطم شدند و ملائكه چهل روز بر حسين(علیه السّلام) گريستند».(14)
هم چنين امام رضا(علیه السّلام) در روايتى به گريه آسمان‏هاى هفت گانه و زمين اشاره نموده‏اند.(15)
از رواياتى كه گذشت مى‏توان چنين استنباط كرد كه اصل مسأله گريه هستى بر شهادت امام حسين(علیه السّلام) امرى است قطعى كه خود سند متقنى است براى زنده نگه داشتن اين قيام. ترغيب شاعران به سرودن شعر و مرثيه‏
برپايى مجالس نوحه خوانى و خواندن شعر و مرثيه از عباداتى است كه داراى ثواب و پاداش فراوانى در نزد پروردگار است.
امام صادق(علیه السّلام) مى‏فرمايد: «الحمد لله الّذى جعل فى النّاس من يفد الينا و يمدحنا و يرثى لنا؛(16) حمد و ستايش خداوندى را كه در ميان مردم كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى‏آيند و ما را مدح مى‏كنند و براى ما مرثيه مى‏خوانند».
اين نشان دهنده جايگاه «مرثيه» و «مدح» در فرهنگ شيعه و در راستاى احياى فرهنگ اهل بيت(علیهم السّلام) است.
بيان مصايب و مراثى سرور شهيدان امام حسين (علیه السّلام) به اندازه‏اى مهم و ضرورى است كه پيشوايان معصوم(علیهم السّلام) همواره بدان سفارش كرده و خواستار زنده نگه داشتن نام و ياد آن امام(علیه السّلام) به اين شيوه شده‏اند. آنان خود نيز بدين امر پاى‏بند بوده و در بزرگداشت اين واقعه جانسوز ق لبى سوزان و زبانى نوحه‏گر داشته‏اند.
استاد شهيد آيت اللّه مرتضى مطهرى (ره) در اين زمينه مى‏نويسد: «ائمه دين خواستند قيام امام حسين(علیه السّلام) به صورت يك مكتب و به صورت يك مشعل فروزان هميشه باقى بماند. اين يك چراغى است از حق، از حقيقت دوستى و از حقيقت خواهى. اين يك ندايى است از حق‏طلبى، از حرّيت و آزادى، اين مكتب آزادى و اين مكتب مبارزه با ظلم را خواستند براى هميشه باقى بماند. در زمان خود ائمه اطهار(علیهم السّلام) كه اين دستور صادر شد، سبب شد كه جريان زنده و فعّال و انقلابى به وجود آيد. نام امام حسين(علیه السّلام) شعار انقلاب عليه ظلم گشت، يك عدّه شاعر انقلابى به وجود آ مدند مانند: كميت اسدى، دعبل خزايى، سيّد حميرى و…كميت اسدى مى‏دانيد كيست؟ همان كسى كه با اشعارش از يك سپاه بيشتر براى بنى اميّه ضرر داشت».(17)
مشهور است كه چون اهل بيت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) از شام به مدينه بازگشتند، در حوالى مدينه براى مدتى كوتاه اقامت نمودند. اهالى مدينه با شور و شوق خاصى به استقبال آنان رفتند. در ميان استقبال كنندگان فردى بود به نام «بشير بن جذلم» كه چون امام سجاد(علیه السّلام) او را ديد، ف رمود: اى بشير! پدرت شاعر بود. آيا تو هم از شاعرى بهره‏دارى، وى جواب داد: آرى! خود نيز شاعر هستم. حضرت(علیه السّلام) فرمودند: ابياتى بسراى و خبر ورود اهل بيت(علیهم السّلام) و مصيبت جانگداز كربلا را اعلام كن. بشير مى‏گويد بر مركب خود سوار و با عجله وارد مدينه شدم و صدا به گريه ب لند كردم و اين اشعار را خواندم:
يا اهل يثرب لامقام لكم بها
قتل الحسين و ادمعى مدرار
الجسم منه بكربلا مضرّج‏
و الرأس منه على القناة يدار
يعنى: اى اهل يثرب (مدينه) ديگر در شهر نمانيد چون حسين(علیه السّلام) كشته شد. پس اشك فراوان از گونه‏ها جارى كنيد. بدنش در كربلا آغشته به خون شده و سر مطهرش را بر سر نيزه كردند.
بعد از اين مرثيه، شهر مدينه شكل ماتم به خود گرفت. همه اهل شهر از منازل بيرون آمدند و به گريه و زارى پرداختند و اين ماتم‏سرايى تا چندين روز ادامه داشت.
در عصر امامت ائمه(علیهم السّلام) شعرايى چون كميت اسدى، سيّد حميرى، دعبل خزايى و… به سفارش آن بزرگواران براى فداكاران كربلا به مرثيه گويى پرداختند. اشعار حماسى و عميق اين ياران اهل بيت(علیهم السّلام) بنى اميّه و بنى عباس را در هراس افكنده بود.(18)
شاعر و مدّاح اهل بيت(علیهم السّلام) «دعبل خزايى» اين گونه نقل كرده است: ايام محرم بود كه به زيارت امام هشتم على بن موسى الرضا(علیهما السّلام) رفتم. ديدم آن حضرت با حالت حزن و اندوه نشسته و اصحاب هم دور او جمع شده‏اند. چون مرا ديد، فرمود: اى دعبل! دوست دارم شعرى بخوانى، زيرا اين روزها غم و اندوهى است كه بر خاندان ما رفته است و كسى كه بر مصيبت جدّم امام حسين(علیه السّلام) بگريد، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد. سپس آن حضرت از جاى خويش برخاست و پرده‏اى را نصب كرد و اهل خانه را در پشت آن پرده قرار داد تا در مصايب جدّشان عزادارى كنند. در اين حال رو به سوى من كرد و فرمود: براى جدّم حسين(علیه السّلام) مرثيه‏اى بخوان. دعبل مى‏گويد: اشعارى خواندم به طورى كه صداى گريه امام رضا(علیه السّلام) و اهل بيت او بلند شد.(19)
زيد شجام مى‏گويد: «با جمعى از كوفيان نزد امام جعفر صادق(علیه السّلام) بوديم كه جعفر بن عفان وارد شد. امام صادق(علیه السّلام) او را نزديك خود جاى داد. سپس فرمود: شنيده‏ام تو درباره عزادارى امام حسين(علیه السّلام) خوب شعر مى‏گويى، گفت: بلى! فرمود: بگو! پس جعفر شعرى درباره امام حسين(علیه السّلام) سرود به طورى كه امام صادق(علیه السّلام) و تمام اطرافيان گريستند. سپس امام (علیه السّلام) فرمود: اى جعفر! به خدا قسم ديدم ملائكه اشعار تو را درباره حسين(علیه السّلام) مى‏شنوند و آن‏ها هم گريه مى‏كنند.
اى جعفر! خداوند همين الآن بهشت را بر تو واجب كرد و گناهانت را بخشيد».(20)
 سفارش به زيارت سالار شهيدان‏
از شيوه هايى كه امامان (علیهم السّلام) براى احياى نهضت عاشورا به كار گرفتند، توجه فراوان به زيارت امام حسين(علیه السّلام) بود. سفارش‏هاى فراوانى كه از خاندان عترت و طهارت در باب بزرگداشت مقام آن حضرت و زيارت آن امام مظلوم در اوقات مختلف به ما رسيده است، عمق و ميزان مقام الهى سالار عشق را به وضوح بيان مى‏كند.
امام سجاد(علیه السّلام) در سخنان گهر بار خويش، سفارش زيادى به زيارت امام حسين(علیه السّلام) داشت. ايشان بعد از بازگشت به مدينه در بيرون شهر خيمه‏اى برپا كرد و چندين سال در آن اقامت گزيد تا ملاقاتى با دشمنان عترت نداشته باشد. حضرت پيوسته در طول اين مدت به قصد زيارت پدر و جدّ خويش به عراق مى‏آمد، ولى كسى متوجّه نمى‏شد.(21)
امام صادق(علیه السّلام) فرموده‏اند: «لو يعلم النّاس ما فى زيارة قبر الحسين(علیه السّلام) من الفضل لماتوا شوقاً؛(22) اگر مردم فضيلت زيارت قبر امام حسين(علیه السّلام) را مى‏دانستند از شوق جان مى‏باختند».
سدير صيرفى مى‏گويد: امام صادق(علیه السّلام) به من فرمود: اى سدير! آيا هر روز حسين(علیه السّلام) را زيارت مى‏كنى، عرض كردم فدايت شوم نه، فرمود: چقدر جفاكار هستى! سپس فرمود: آيا هر جمعه او را زيارت مى‏كنى؟ عرض كردم نه، فرمود: آيا هر ماه او را زيارت مى‏كنى؟ عرض كردم نه. فرمود: آيا هر سال او را زيارت مى‏كنى؟ عرض كردم گاهى. حضرت فرمود: شما به حسين(علیه السّلام) چقدر جفا مى‏كنيد! آيا نمى‏دانى كه خداوند عزّ و جلّ دو ميليون فرشته دارد كه پريشان حال بر حسين گريه مى‏كنند و او را زيارت مى‏كنند و خسته نمى‏شوند؟
چه مانعى دارد كه قبر حسين(علیه السّلام) را در هر جمعه پنج بار و يا در هر روز يك بار زيارت كرده باشى؟ عرض كردم: فدايت شوم. ميان ما و قبر حسين(علیه السّلام) بسيار فاصله است. حضرت فرمود: زيارت را از راه دور انجام بده و آن بدين گونه است: برو بالاى پشت بام و به راست و چپ توجه كن. آن وقت سر به طرف آسمان بلند كن سپس به طرف قبله توجه كن و بگو: «السلام عليك يا اباعبداللّه الحسين. السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته» اگر چنين كنى براى تو يك زيارت مى‏نويسند معادل يك حج و يك عمره.(23)
امام رضا (علیه السّلام) فرمودند: «من زار قبر ابى عبداللّه بشطّ الفرات كان كمن زار اللّه فوق عرشه؛(24) هر كس قبر امام حسين(علیه السّلام) را در كنار رود فرات زيارت كند، مانند كسى است كه خداوند را در بالاى عرش زيارت كرده است».
آرى از سياست‏هاى ثابت و تغييرناپذير امامان معصوم(علیهم السّلام) بعد از شهادت سالار شهيدان احياء اين نهضت بود. تأكيد آنان بر عزادارى، گريه، فضايل، زيارت و… از عاشورا مشعلى جاويدان ساخت و كربلا را به صورت بزرگ‏ترين دژ مقاومت امت اسلامى در برابر كفر و نفاق و بيداد د ر آورد. امروزه با استفاده از سيره ائمه هدى(علیهم السّلام) عاشوراى حسينى سمبل ظلم ستيزى و عدالت خواهى و راه رهايى مظلومان جهان از سلطه مستكبران شناخته مى‏شود. اگرچه در طول تاريخ از سوى كوردلان تلاش‏هايى براى فراموش شدن نام حسين(علیه السّلام) و خاموشى اين مشعل هدايت صورت گرفته ا ست، امّا همه اين تلاش‏هاى مذبوحانه نشان وحشت آنان از جوشش خون پاك حسينى در رگ‏هاى نسل جوان است و على‏رغم همه اين كوشش‏ها هر روز گرايش دل‏هاى صالحان و مؤمنان به سوى عاشورا و محرم افزون‏تر و گسترده‏تر مى‏گردد و محبت حسينى دل‏هاى مظلومان جهان را شيداى فرزند فاطمه (سلام الله علیها) مى‏كند. والسلام…
  پى‏نوشت‏ها:
1. ماهنامه مبلّغان، شماره 39، ص 71.
2. اصول كافى، كلينى، ج 4، ص 147.
3. عيون اخبار الرّضا، شيخ صدوق، ج 1، ص 298.
4. همان، ص 225.
5. مجله پاسدار اسلام، شماره‏هاى 267 و 268(اسفند 82 و فروردين 83) ص 29 – 27، برگرفته از مقاله جارى با جرعه‏هاى عاشورا، غلامرضا گلى زواره.
6. امالى شيخ صدوق، ص 140.
7. حضرت آدم(علیه السّلام)، حضرت نوح(علیه السّلام)، حضرت يعقوب(علیه السّلام)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و امام سجاد(علیه السّلام).
8 امالى شيخ صدوق، ص 140.
9. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، ص 83.
10. بحارالانوار، مجلسى، ج 46، ص 108.
11. همان، ج 44، ص 283.
12. همان، ج 45، ص 313.
13. عوالم العلوم و المعارف، عبداللّه بحرانى، ج امام حسين(علیه السّلام)، ص‏459.
14. بحارالانوار، ج 45، ص 207 – 206.
15. همان، ج 44، ص 286.
16. وسايل الشيعه، حرّ عاملى، ج 10، ص 469.
17. ده گفتار، شهيد مطهرى، ص 252 – 251.
18. مجله پاسدار اسلام، شماره 163، تير 1374، ص 32.
19. بحارالانوار، ج 45، ص 275.
20. وسايل الشيعه، ج 4، ص 594.
21. الامام زين العابدين، علّامه مقدم، ص 42.
22. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 319.
23. وسايل الشيعه، ج 10، ص 386.
24. مأخذ قبل، ص 183.


برچسب ها :
دیدگاه ها