صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > تاریخ > تاريخ تشيع > شیعیات افریقا > شیعیان و فرصت ها و چالش های حضور آنان در آفریقا (۱)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


مقدمهآفریقا تنها قاره است که نیمی از جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند و شمار مسلمانان نسبت به کل جمعیت این قاره، بیش از قاره های دیگر است. شمار مسلمانان آفریقا در طول ۷۰ سال گذشته، چند برابر شده است. در سال ۱۹۳۱ تنها ۴۰ میلیون نفر از مردم آفریقا مسلمان بودند، اما این تعداد در سال ۱۹۵۱ به۸۰-۹۰ میلیون نفر افزایش یافت و در ۱۹۷۶، به ۱۵۰ میلیون نفر رسید. در آغاز هزاره ی سوم میلادی، شمار مسلمانان آفریقا سه برابر این تعداد بود. (توفیق مجاهد. ۲۰۰۲، ص ۱۶) بر اساس پژوهشی که در دانشگاه قاهره انجام گرفت، در سال ۱۹۹۶ ،۴۲۶ میلیون مسلمان در قاره ی آفریقا سرشماری شدند، یعنی ۶۹ درصد از مردم این قاره مسلمان بودند. (۲) سرشماری دیگری در سال ۲۰۰۸، شمار مسلمانان آفریقا را بیش از ۳۷۱ میلیون نفر، یعنی ۴۵/۱ درصد کل جمعیت این قاره ذکر کرد. (۳) در گزارش دیگری آمده است: قریب ۲۰ درصد مردم آفریقا پیرو ادیان ابتدایی هستند و از ۸۰ درصد دیگر، نیمی مسلمان و نیمی مسیحی اند. (شکیبا، ۱۳۸۶، ص ۲۲)اقلیت کوچکی از مسلمانان آفریقا شیعه اند که از میان آنها نیز شیعیان دوازده امامی اقلیت کوچک و پراکنده ای هستند. از شمار این شیعیان، آمار دقیقی در دست نیست. در بیشتر مناطق آفریقا، سرشماری های منظم و یا قابل اعتمادی انجام نمی شود. در مناطقی که سرشماری انجام می شود (مانند دولت های نسبتاً استوار و دیرپای شمال آفریقا)، شیعیان سرشماری نمی شوند یا شمار آنان اعلام نمی شود. از این رو، تنها حدس ها و ادعاهایی درباره ی شمار شیعیان وجود دارد. بر اساس آمارهای مؤسسسه «پیو» از قریب ۱۷۷ میلیون شیعه جهان، نزدیک به ۴۰ میلیون نفر (۱۱-۱۴ درصد کل شیعیان جهان) در خاورمیانه عربی – شمال آفریقا زندگی می کنند. (Pew forum, 2009, p. 8)
 
کشور
جمعیت کل کشور
نسبت به کل جمعیت کشور (درصد)
جمعیت تقریبی شیعیان (هزار نفر)
نسبت با کل شیعیان جهان (درصد)
هزار نفر
حداقل
حداکثر
حداقل
حداکثر
حداقل
حداکثر
۱
ایران
۷۵،۰۷۸
۸۷٫۹
۹۳٫۲
۶۶٫۰۰۰
۷۰،۰۰۰
۴۲٫۴
۳۶٫۱
۲
پاکستان
۱۷۰،۲۶۰
۱۰٫۰
۱۵٫۳
۱۷٫۰۰۰
۲۶،۰۰۰
۱۰٫۹
۱۳٫۴
۳
هند
۱،۱۸۴،۶۳۹
۱٫۴
۲٫۰
۱۶٫۰۰۰
۲۴،۰۰۰
۱۰٫۳
۱۲٫۴
۴
عراق
۳۱،۴۶۷
۶۰٫۴
۶۹٫۹
۱۹٫۰۰۰
۲۲،۰۰۰
۱۲٫۲
۱۱٫۴
۵
ترکیه
۷۲،۵۶۱
۹٫۶
۱۵٫۲
۷٫۰۰۰
۱۱،۰۰۰
۴٫۵
۵٫۷
۶
یمن
۲۴،۲۵۶
۳۳٫۰
۴۱٫۲
۸٫۰۰۰
۱۰،۰۰۰
۵٫۱
۵٫۲
۷
آذربایجان
۸،۹۹۷
۵۵٫۶
۷۷٫۸
۵٫۰۰۰
۷،۰۰۰
۳٫۲
۳٫۶
۸
افعانستان
۲۹،۱۱۷
۱۰٫۳
۱۳٫۷
۳٫۰۰۰
۴،۰۰۰
۱٫۹
۲٫۱
۹
سوریه
۲۲،۵۰۵
۱۳٫۳
۱۷٫۸
۳٫۰۰۰
۴،۰۰۰
۱٫۹
۲٫۱
۱۰
عربستان
۲۶،۲۴۶
۷٫۶
۱۵٫۲
۲٫۰۰۰
۴،۰۰۰
۱٫۳
۲٫۱
۱۱
نیجریه
۱۵۸،۲۵۹
۲٫۵
۲٫۵
۴٫۰۰۰
۴،۰۰۰
۲٫۶
۲٫۱
۱۲
لبنان
۴،۲۵۵
۲۳٫۵
۴۷٫۰
۱٫۰۰۰
۲،۰۰۰
۰٫۶
۱٫۰
۱۳
تانزانیا
۴۵،۰۴۰
۴٫۴
۴٫۴
۲٫۰۰۰
۲،۰۰۰
۱٫۳
۱٫۰
۱۴
کویت
۳،۰۵۱
۱۶٫۴
۲۲٫۹
۵۰۰
۷۰۰
۰٫۳
۰٫۴
۱۵
آلمان
۸۱،۷۵۸
۰٫۵
۰٫۷
۴۰۰
۶۰۰
۰٫۳
۰٫۳
۱۶
بحرین
۸۰۷
۴۹٫۶
۶۲٫۰
۴۰۰
۵۰۰
۰٫۳
۰٫۳
۱۷
تاجیکستان
۷،۰۷۵
۵٫۷
۵٫۷
۴۰۰
۴۰۰
۰٫۳
۰٫۲
۱۸
امارات متحده ی عربی
۸۱،۷۵۸
۰٫۴
۰٫۵
۳۰۰
۴۰۰
۰٫۲
۰٫۲
۱۹
ایالات متحده ی آمریکا
۳۰۹،۹۷۵
۰٫۱
۰٫۱
۲۰۰
۴۰۰
۰٫۱
۰٫۲
۲۰
عمان
۲،۹۰۵
۳٫۴
۱۰٫۳
۱۰۰
۳۰۰
۰٫۱
۰٫۲
۲۱
بریتانیا
۶۲،۰۴۲
۰٫۲
۰٫۵
۱۰۰
۳۰۰
۰٫۱
۰٫۲
۲۲
بلغارستان
۷،۵۷۷
۱٫۳
۱٫۳
۱۰۰
۱۰۰
۰٫۱
۰٫۱
۲۳
قطر
۱،۶۹۷
۵٫۹
۵٫۹
۱۰۰
۱۰۰
۰٫۱
۰٫۱
 
سرتاسرجهان
۲۴۱۱۳۲۳۰۹
 
 
۰۱۵۵،۶۰۰
 
۱۹۳،۸۰۰
 
شیعیان دوازده امامی در همه ی نقاط آفریقا حضور دارند. در برخی نقاط، همچون جنوب شرقی و برخی کشورهای غربی آفریقا به سبب نیرومند بودن نهادهای شیعی شیعیان دوازده امامی بیشتر و نیرومند تر به نظر می رسند. (Al- Khoei,/ Oded, 2000) /حکیمی، ۱۳۸۸/ رمضانی گل افزایی، ۱۳۸۷/ عرب احمدی، ۱۳۷۹/ کنعانی، ۱۳۸۷/ فهمی، ۲۵۳۷/ فرحناک، ۱۳۸۸) در برخی نقاط دیگر، مانند شمال آفریقا، آنان حضور مخفیانه ای دارند. (رضوان طلب، ۱۳۸۵، ص ۲۵۸/ www. africafederation. org/ روغنی ۱۳۸۷) از ۲۴ کشوری که جمعیت شیعیان آنها بیش از ۱۰۰ هزار نفر است، دو کشور نیجریه (با حدود ۴ میلیون نفر شیعه که تقریباً همه ۱۲ امامی اند) و تانزانیا (با حدود ۲ میلیون نفر شیعه که بیشتر آنها اسماعیلی اند) آفریقایی هستند. (www. pewfourm. org, 2009) شیعیان آفریقا به دو دسته ی بومی و غیربومی تقسیم می شوند. شیعیان بومی آفریقا معمولاً دچار فقر آگاهی و اقتصادی اند، ولی شیعیان غیربومی آفریقا، که از کشورهایی همچون هند، لبنان، عراق، ایران و کشورهای کناره جنوبی خلیج فارس به این قاره کوچیده اند، دارای آگاهی دینی بالایی هستند و چون در قالب بازرگان در کشورهای گوناگون آفریقا حضور دارند، وضعیت مالی خوبی دارند.
چارچوب بحثتفاوت هایی جدی میان وضعیت شیعیان در چهار منطقه شمال، غرب، شرق و جنوب شرقی، و جنوب آفریقا وجود دارد. از این رو، در این مقاله، چگونگی حضور، چالش ها و فرصت های شیعیان آفریقا در چهار منطقه جغرافیایی یاد شده بررسی می شود.در منطقه شمال آفریقا، دولت های متمرکز و نیرومندی حکومت می کنند و فعالیت های دینی و سیاسی با نظارت نهادهای دولتی انجام می شود. از این رو، در این منطقه، رابطه شیعیان با دولت و نهادهای اجتماعی، محور پژوهش حاضر درباره ی شیعیان است. به دیگر سخن، بررسی وضعیت شیعیان شمال آفریقا، منوط به مطالعه تأمل شیعیان با دولت و سازمان های وابسته به آن است. بعکس، در منطقه شرق و جنوب شرقی، شیعیان رابطه چندانی با نهادهای دولتی و سیاست ندارند. آنها داری تشکیلات سازمانی – با محوریت شیعیان غیربومی _ بوده و از وضعیت خوب مالی برخوردارند. شیعیان بومی شرق و جنوب شرقی بسیار فقیرند و در صورت حمایت تشکیلاتی و مالی شیعیان غیر بومی، امکان حضور و بروز می یابند. در جنوب آفریقا، شیعیان تابع تشکیلات جنوب شرق آفریقا هستند که از سوی شیعیان غیر بومی رهبری می شود. تشیع در این منطقه، نوپاست و تنها نقطه آفریقا به شمار می آید که شیعیان حضور تاریخی در آنجا نداشته اند. بر خلاف شما ، شرق و جنوب آفریقا، در غرب آفریقا شیعیان در یک فضای سیال قرار دارند؛ بدین معنا که در بیشتر کشورها، تشیع به صورت سازمانی فراگیر در نیامده- به استثنای نیجریه و سنگال که تشکیلات شیعی گسترده ای دارند- و با دولت رابطه حیاتی ندارد. به عبارت دیگر، دولت ها با جریان های شیعی مخالف مستقیم و ساختاری – اداری نمی کنند. از این رو، در بیشتر مناطق غرب آفریقا، با پسرفت یا زیرزمینی شدن جریان های شیعی – چنان که در شمال و شمال شرقی آفریقا مشاهده می شود – مواجه نمی شویم. در غرب، همه چیز در چارچوب رسوم و آداب متصوفه پیش می رود. در میان جمعیت های صوفی نیز، که بیشتر مسلمانان غرب آفریقا در آنها عضو هستند، ردپای میراث تشیع آشکار است، ولی آیین ها و باورهای خرافی نیز به فراوانی در میان آنان مشاهده می شود.با وجود آنکه جمعیت شیعیان در آفریقا پر شمار نیست، ولی شیعیان کشورهای آفریقایی فعال و پرشورند. در حالی که بسیاری ازکاستی ها در کشورهای آفریقایی بر سر راه شیعیان وجود دارد و آنان را حتی در اظهار تشیع به تقیه وا می دارد. البته در برخی از مناطق و کشورها فضا برای تبلیغ آزادانه تشیّع فراهم است. با وجود آنکه جمعیت های بومی شیعیان در آفریقا بسیار کم شمارند، ولی تبلیغ در مناطقی همچون نیجریه، (فریدونی، ۱۳۸۷/ طالشی صالحانی، ۱۳۸۳، ص ۱۸۷) سودان، (امیردهی، ۱۳۸۵/ السعدی، ۲۰۰۸/ عرفه. ۲۰۰۸) مصر (شفیعی، ۱۳۸۳، ص ۱۸۷) و سنگال (رایزنی فرهنگی ج.اا. در سنگال /وزین، ۱۳۸۶/ بی آزار شیرازی، ۱۳۷۷) در سده اخیر، و تانزانیا در دو سده گذشته، به گرایش گسترده مردم به تشیع منجر شده است. در ادامه، تحلیلی از فضای حضور شیعیان در مناطق چهار گانه ارائه شده است:
۱٫ شمال آفریقادر شمال آفریقا، وضعیت کشورها متفاوت است و از این رو، سه دسته کشورها قابل شناسایی هستند:نخست کشور مصر است که می توان از آن با عنوان «پایتخت فکری جهان اسلام» یاد کرد. در این کشور، به عنوان یک نمونه خاص در کل جهان اسلام و قاره آفریقا، وضعیت شیعیان ویژه است که در ادامه، بیشتر درباره ی آن بحث خواهد شد.دوم مغرب عربی یعنی پنچ کشور واقع در شمال غربی آفریقا هستند (مراکش، الجزایر، تونس، لیبی، موریتانی) که وضعیت آنها مشابه مصر است. با این تفاوت که شیعیان مصر پرشمارند، امکان آشکار کردن فعالیت های خود را به صورت بسیار محدود دارند و تاریخ تشیع در مصر غنی تر و نیرومند تر از مغرب عربی است. (رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در دوحه، ۱۳۷۵/ احمد، ۱۳۸۳، ص ۱۶/ بهبهانی، ۱۳۸۳، ص ۱۰۲/ بحرانی (ب)، ۱۳۸۴، ص ۴۷۶/ خسروشاهی، ۱۳۸۵/ بحرانی (الف)، ۱۳۸۴، ص ۵۵۹/ آذر شب، ۱۳۸۳، ص ۱۸۱ و ۲۰۳/ مصطفی، ۱۳۸۷، ص ۲۷) در بیشتر مناطق مغرب عربی، حتی امکان اظهار تشیع هم وجود ندارد.سوم کشورهایی هستند که نظام بسته و غیر قابل نفوذی در آنجا حاکم است. از این دسته، به ویژه باید از الجزایر و چاد یاد کرد که دارای محیط اجتماعی سنتی و استبدادی هستند و بدین روی، نه تنها امکان فعالیت شیعیان در آنها وجود ندارد، بلکه اطلاعی از وضعیت شیعیان نیز به بیرون درز نمی کند.در شمال آفریقا، شیعیان و نهادهای شیعی تابع دولت هستند. در واقع، به دلیل قدرت دولت و گفتمان های حاکم بر جامعه، تقریباً در همه کشورهای شمال آفریقا، بجز سودان، (عرفه، ۱۴۲۷/ مرغی، ۲۰۰۴، ص ۵۴/ ملکوتی تبار، ۱۳۸۸) شیعیان دین خود را پنهان می دارند. البته برخی از مناطق مصر استثناست. در مصر، به دلیل احترام و علاقه مردم به اهل بیت (علیهم السلام) اظهار تشیع دیده می شود، ولی این شیعیان با آشکار کردن آیین خود، در برابر نظام رسمی اجتماعی قرار گرفته، خطرهای بزرگی را پذیرا می شوند. به دلیل فعالیت گروه های تندرو، سلفیان و وهّابیان، روز به روز امکان پیشرفت اجتماعی و شغلی شیعیان کاهش یافته، توزیع اطلاعات نادرست درباره ی شیعیان افزایش پیدا کرده است. (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۷۴/ Janabi, 2006/ عرفه، ۲۰۰۸/ معاونت امور بین الملل شعبه مقام معظم رهبری، ۱۳۷۹/ الورادانی، ۱۳۸۲٫ ص ۱۷۹-۱۸۱) برخی منابع با استناد به ظواهر امر، حتی گفته اند: در مصر، مردم هیچ پیوندی با تشیع ندارند، ولی با توجه به پیوندهای عینی مردم با میراث تشیع، مردم مصر در شادی ها، عروسی ها، مراسم آیینی و بومی، سنت های دیرین، باورهای عام و حتی در نام گذاری فرزندان خود، پیوند با میراث تاریخی شیعه را حفظ کرده اند. از جمله این سنت ها، پاسداشت مقام بزرگان درگذشته شیعی و بارگاه های آنان در مصر است. (مؤسسه اندیشه سازان نور، ۱۳۸۸/ رمضانی گل افزایی،۱۳۸۷)از میان کشورهای شمال شرقی آفریقا، در سودان وضعیت شیعیان بهتر از دیگران است. در این کشور، شیعیان ایرانی توانسته اند مدرسه ها، حسینیه ها و مساجدی بسازند. (پاک آیین، ۱۳۸۲/ امیر دهی، بهار ۱۳۸۶، ص ۱۲۱-۱۳۴) اگر در نظر داشته باشیم که شیوخ صوفی سودان در جهت گیری های دولتی این کشور نقش تعیین کننده ای دارند، (Hassan, 2008, p.4) می توان به این نتیجه رسید که رهبران دینی این کشور در مجموع، نظر مثبتی به تشیع دارند. با توجه به جایگاه وزین دینی و عرفانی سودان در آفریقا، این امر بسیار مطلوب است. به دلیل همین وزانت و اهمیت است که وهابیان و سلفی های تندرو نسبت به حضور قدرتمند شیعیان و ایرانیان در سودان بسیار حساس بوده و از حضور سازمان های شیعی در این کشور بسیار خشمگین هستند. رویکرد دولت سودان و نهادهای اجرایی کاملاً به روابط سیاسی ایران و سودان بستگی دارد. کوچک ترین نشانه های مثبت شدن روابط سیاسی به آرامش و امنیت بیشتر فعالیت های شیعیان سودان منجر خواهد شد. هر چند به نظر می رسد دولت سودان در برابر جمهوری اسلامی ایران رویکردهای مثبتی دارد و تا حد ممکن از تنش آفرینی های همسایگان دور و نزدیک (مصر به طور خاص و عربستان در درجه بعد) می گریزد، اما به دلیل آنکه سیاست خارجی سودان در برخی اصول کلی، در گرو تصمیمات راهبردی مصر است، دولت مردان این کشور ناگزیرند امنیت ملی خود را مخالفت با مصر به خطر نیندازند. از سوی دیگر، سودان به عنوان تنها کشور شمال و شمال شرقی آفریقا، که اجازه فعالیت به شیعیان داده است، می تواند به عنوان پایگاه تبلیغ و فعالیت های تکمیلی (اجتماعی، اقتصادی، آموزش و فرهنگ) مورد توجه قرار گیرد. (ابو عالم و شوقی، ۲۰۰۳، ص۶۰/ السعدی، ۲۰۰۸/ مرغی، ۲۰۰۴، ص ۶۴-۶۶) به همین دلایل است که کشورهای عربی و به ویژه عربستان به ساختن دانشگاه در سودان اهمیت داده و یا روی دانشگاه های این کشور سرمایه گذاری فرهنگی زیادی کرده، حمایت های مالی و بورس های دست و دلبازانه ای ارائه می کنند. (مهدوی، ۱۳۶۹)با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران به تنهایی و حتی به همراه شیعیان فعال عراق، لبنان، خلیج فارس، پاکستان و سایر نقاط، امکان هماوردی مالی و اقتصادی با جهان عرب سنی را ندارد، فعالیت های اقتصادی منطقه ای یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای رسیدن به اهداف خرد و کلان سیاست خارجی ما – از جمله شناسایی ظرفیت های تشیع، نیرومند کردن و گسترش آنها- است. از این رو، حضور اقتصادی ایران در سودان، یعنی شرکت در برنامه های استخراج نفت این کشور و نیز فعالیت شرکت گاز، زمینه های همکاری و فعالیت فرهنگی را بیشتر و استوارتر می کند.از کشورهایی همچون الجزایر و لیبی هیچ اطلاعاتی به خارج ارائه نمی شود. الجزایر کشوری است که حتی جابه جایی میان استان ها به تأییدیه دولت یا همان گذرنامه های بین استانی نیاز دارد و در چنین شرایطی، به سبب پایش شدید دولتی، ناتوانی اقتصادی مردم و نا امنی های موجود، امکان برقراری رابطه یا رصد موقعیت دسته های شیعی در آن کشور موجود نیست. (ریال، ۱۳۹۷/ بنی جمالی، ۱۳۸۸) لیبی شرایط چندان بهتری ندارد. گفته می شود: در این کشور، مجازات نانوشته اظهار تشیع، مرگ بود. (دکمجیان، ۱۳۸۳) البت معمّر قذافی، رهبر پیشین لیبی، در چند سال آخر حاکمیت خود، پی برده بوده که هم خودش شیعی و فاطمی است و هم کل آفریقا و نیز مابقی اهل سنت، (خبر گزاری انتخاب، ۱۴ فروردین ۱۳۸۷) در چنین نظام نااستواری، که نخستین دغدغه اجتماعی مردم یعنی امنیت تضمین نشده و ساختارهای اداری و دولتی به تبعیت از قبایل صحرایی توسعه می یابد، امکان هیچ گونه فعالیتی وجود ندارد. از آنجا که امیدی به خیر این نظام برای جهان تشیع وجود ندارد، تنها می توان از آسیب های بیشتر نظام سیاسی لیبی به فعالیت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی شیعیان جلوگیری کرد.در مناطق مغرب عربی (شمال شرقی آفریقا)، دولت های توسعه خواه به شدت از نفوذ آیین های تغییرخواه، همچون شیعیان و وهّابیان جلوگیری می کنند و این مناطق به طور کلی، برای فعالیت تبلیغی تشیع مناسب نیستند. شیعیان بومی نیز با آشکار نمودن آیین خود، با انواع محدودیت ها و برخوردها دچار می شوند. (حسنی، www. montadaalquran. com/ مرغی، ۱۳۸۲، ص ۶۳۸-۶۴۰/ شکیبایی، ۱۳۸۷) با توجه به آنکه امکان راه اندازی مراکز، مدارس و کانون های دینی در کشورهای مغرب عربی وجود ندارد، پیشنهاد می شود همکاری در چارچوب فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و همکاری های علمی – دانشگاهی بدون ایجاد هیچ گونه حساسیت دینی در این کشورها دنبال شود. بیش از هر چیز، زمینه همکاری های فرهنگی و علمی با این کشورها فراهم است. همکاری اقتصادی نیز تا حدی امکان پذیر است، اما به دلیل آنکه تونس و مغرب در چارچوب اقتصاد بازار، همسو با آمریکا و اروپا عمل می کنند و به سبب نزدیکی با اروپا، تراز بازرگانی بالایی با اروپا دارند، زمینه های فعالیت اقتصادی در آنها چندان فراهم نیست. نظام اقتصادی الجزایر نیز به صورت جسته و گریخته در چارچوب های سوسیالیستی عمل می کند. بدین سان، همکاری با این نظام دشوار است. خلاصه آنکه گسترش فعالیت های فرهنگی (همانندتوریسم، برگزاری جشنواره های مشترک بین کشوری و بین استانی، خرید و فروش فیلم و مانند آن) و فعالیت های علمی – دانشگاهی در زمینه های گوناگون، می تواند به تدریج، ذهنیت های منفی و تبلیغات مسموم علیه جمهوری اسلامی ایران در این کشورها را خنثا کرده، زمینه فعالیت های گسترده تر در دهه های آینده را فراهم نماید. الگوی فعالیت در مغرب عربی، باید همانند نمونه فعالیت و همکاری ایران با ترکیه باشد که با وجود موانع متعدد منطقه ای و بین المللی، ایران توانست با فعالیت های چند جانبه یخ های روابط با ترکیه را بشکند.به طور کلی، شمال آفریقا منطقه نفوذ و قدرت دولت های متمرکز فراگیر است: از یک سو، امکان فعالیت های گسترده و تأسیس سازمان وجود ندارد، و از سوی دیگر، شیعیان آنها بومی اند و به دلیل کنترل شدید دولت، از پایه های عقیدتی خود، آگاهی چندانی ندارند و امکان فعالیت تبلیغی یا آموزشی، حتی در میان پیروان تشیع را ندارند. برنامه ریزی در این مناطق نیز باید با توجه به این محدودیت ها انجام پذیرد.
مصرمصر به عنوان یکی از مهم ترین کشورهای جهان اسلام، محل رویارویی آرای مسلمانان است و به دلیل فعالیت سلفیان در این کشور، برخوردهای زیادی با شیعیان صورت می گیرد. اما در عین حال، این کشور از زمینه های فراوانی برای فعالیت مسالمت آمیز برخوردار است و افزون بر وجود شرایط فرهنگی، فکری و تاریخی، نهادهای دانشگاهی و علمی این کشور از ظرفیت ها و توانمندی های بالایی برخوردارند. (حسام، ۱۳۸۳) با وجود این، هم مصر از گسترش باورهای شیعی در میان دانشجویان خود نگران است و هم ایران علاقه ای به فرستادن دانشجو به کشورهای اهل سنت ندارد. با توجه به هجوم نهادینه و برنامه ریزی شده وهابیت به مرزهای جنوبی کشورمان، ج.ا. ایران می تواند ترتیباتی اتخاذ کند تا دانشجویان اهل سنت به جای آنکه در حوزه های علمیه پاکستان و امارات جذب شوند، در دانشگاه های مصر مشغول تحصیل شوند که از محتوای آموزشی به مراتب میانه رو تری برخوردارند، هر چند تاریخ روابط خارجی ایران و مصر نشان داده است که همواره متن روابط دو کشور سیاسی بوده و پس زمینه روابط دوستانه یا غیر دوستانه میان دستگاه سیاست خارجی دو کشور، سرنوشت سایر جنبه های ارتباطی خارجی ایران و مصر – مانند فعالیت های فرهنگی – را تعیین می کند.جست و جو در پایگاه جامع کتاب خانه های دانشگاهی مصر (اتحاد مکتبات الجامعات المصریه)(۴) مجموعه خوبی از کتب شیعی در دسترس قرار می دهد، ولی درباره ی وضعیت کنونی شیعیان یا کتاب های غیر دینی آنان – برای نمونه، در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و معماری – منبعی معرفی نمی کند. بنابراین، به نظر می رسد نگرش ها به شیعیان رنگ و بوی دینی – عقیدتی دارد و همین امر منشا تضاد، چالش و ناهمسازی است. به دیگر سخن، تنها درباره ی باورهای شیعی تحقیقاتی وجود دارد و همین موجب نیرومند شدن منابع تنش و ناهمخوانی آیینی میان شیعیان و غیر شیعیان شده است.کوتاه سخن آنکه در شمال آفریقا و به ویژه در مصر، برای گسترش تشیع یا اثبات حقانیت آن، باید راه سودمندی یافت، مبارزه به زیان ماست. تقیه از اصول اساسی تشیع است که امامان شیعه بدان پایبند بودند. بنابراین، نباید پیش تر از آنان، ره سپرد. بهره بردن از تقیه نظری و عملی و برنامه ریزی برای سیاست خارجی منظم و موفق، زمینه فعالیت های فرهنگی را فراهم می کند، هرچند تا دهه ها پس از این، نباید امیدی به فعالیت های دینی گسترده در شمال آفریقا داشت. گسترش زمینه فعالیت های اجتماعی – اقتصادی در این منطقه، یک گام بزرگ برای آینده است.
۲٫ شرق و جنوب شرقی آفریقاتشیع در آفریقای شرقی و جنوب شرقی، دارای ماهیت سازمانی و نهادینه است و از این نظر، تفاوتی ماهوی با تشیع در آفریقای شمالی و غربی دارد. درآفریقای شمالی تشیع تابع ملزومات دولتی و قانونی است و تشیع در آفریقای غربی، ماهیتاً با ویژگی های تصوف و دسته های صوفی ارتباط نزدیکی دارد. بر خلاف این دو منطقه، در افریقای خاوری، با ورود شیعیان دوازده امامی هندی و پاکستانی در چند سده گذشته و موفقیت مالی آنان در حوزه بازرگانی، تشکیلات اجتماعی شیعیان گسترش یافته است. حاکمیت ایرانیان (شیرازی ها) تا ۵۰۰ سال پیش از این، در زنجبار (جزیره زنگبار و کشور تانزانیا) یعنی تا پیش از ورود پرتغالی ها به منطقه، (بی آزار شیرازی، ۱۳۷۲، ص ۳۴) پیشینه مناسبی برای فعالیت شیعیان دوازده امامی هندی الاصل فراهم آورده بود؛ زیرا بسیاری از اینان در ابتدا، از ایران به هند رفته و سپس به دلیل فقر مالی و محدودیت های مذهبی، به آفریقا کوچیده اند. (روغنی، ۱۳۸۷، ص ۱۵۰-۱۵۲) هم اکنون وجود سازمان های نیرومند و ثروتمند شیعی (www. afosa. org/ www. africafederation. org) در منطقه، زمینه را برای فعالیت آنان به صورت نهادینه و بیرون از چارچوب های دولتی فراهم ساخته است. از این رو، مطالعات شیعیان شرق و جنوب شرقی آفریقا و فهم چند و چون مناسبات آنان در منطقه، تابع یک منطق سازمانی است و باید سازمان های شیعی و به ویژه «جماعت شیعیان خوجه اثنا عشری» و مهم ترین سازمان تابع آن یعنی «بلال مسلم میشن» را، که رابط شیعیان بومی و فقیر با شیعیان غیر بومی است، بررسی کرد تا سیمای وضعیت شیعیان ترسیم شود.تشیّع در کشورهای شرقی و جنوب شرقی آفریقا به دلیل حضور شیعیان خوجه شناخته شده است. خوجه ها نخستین بار در کنیا و تانزانیا ساکن شدند، به کشورهای کومور (جزایر قمر)، ماداگاسکار، جزایر موریس، آفریقای جنوبی، کنگو، رواندا، بوروندی، و اوگاندا نیز کوچیدند. (روغنی، ۱۳۸۷، ص۱۵۰/ عرب احمدی، ۱۳۷۹، صص ۴۰-۶۰ و ۲۱۰) از این رو، امروز جمعیت های شیعیان بومی و غیر بومی (خوجه ها) را در همه این کشورها می بینیم. اکنون مجموعه ای از فعالیت های شیعی توسط طلاب بومی و سازمان ها- البته با همراهی شیعیان بومی و حمایت برخی از شیعیان حوزه خلیج فارس – نیز انجام می پذیرد. (www. Kenbilal. Org/ www. africafederation. org)تشکیلات فدراسیون جهانی شیعیان خوجه اثنا عشری (www. africafederation. org) در شرق آفریفا، در عین حال که جای پای استواری برای حضور شیعیان در سده اخیر در آفریقا پدید آورد. با ایجاد سازمان های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و دینی، زمینه های نیرومند شدن شیعیان منطقه را نیز فراهم کرد. خوجه ها، که در ۱۲۰ سال اخیر برای بازرگانی به کشورهای گوناگون جنوب و جنوب شرق آفریقا کوچ کرده اند، در هر جا مستقر شده و جمعیتعی از آنها گرد آمده اند، حسینیه، امام باره و مسجد ساخته اند. (عرب احمدی، ۱۳۷۹، ص ۷۰و ۱۰۰و ۱۵۴) آنها در این مکان گرد می آیند و به برگزاری مراسم دینی می پردازند. با گسترش جمعیت خوجه ها در برخی کشورهای جنوب شرق آفریقا، بر شمار این نهادهای دینی افزوده شده، نهادهای اجتماعی و فرهنگی نیز تأسیس کرده و زمینه را برای ورود آفریقاییان و سیاه پوستان به درون جمعیت های شیعی فراهم آورده اند. پس از تأسیس فدراسیون جهانی خوجه های اثنا عشری، همه فعالیت های غیر اقتصادی خوجه ها متمرکز شده و رهبری یگانه ای آن را اداره می کند. رهبری فدراسیون، انتخابی است و انتخابات آن به صورت منظم برگزار می شود. همچنین وجوه مادی و کمک های مالی خوجه ها به صورت متعهدانه یا اختیاری به این فدراسیون داده می شود و این مبالغ صرف فعالیت های مشخص و فراگیر فرهنگی، دینی، آموزشی نو اجتماعی می شود. فدراسیون تقریباً در همه کشورهای شرقی و جنوب آفریقا دفتر دارد وهمه دفاتر موظفند برنامه های آیینی (همچون برگزاری مراسم دینی شیعیان مانند مراسم ماه محرم)، آموزشی (آموزش قرآن و دروس دینی، تأسیس و اداره ی مدارس به ویژه در نقاط محروم به وسیله ی «بلال مسلم میشن»)، اجتماعی (ساخت مدارس، مساجد وساختمان های مسکونی، باشگاه های فرهنگی و ورزشی محل تجمّع شیعیان) را با توجه به نیاز منطقه و امکانات موجود پی گیری کنند. (روغنی، ۱۳۸۷، ص ۱۵۸) این برنامه ها در مناطق گوناگون، به صورت بسیار گسترده (در کشورهایی مانند کنیا، زنگبار، و دارالسلام) یا بسیار محدود (مانند مناطق بسیار محروم جنوب شرق یا دارای جمعیت های کم شمار شیعه در جنوب) انجام می شود. (نانجی، ۱۳۸۴)«بلال مسلم میشن» برای تبلیغ در میان مردم آفریقا، به چاپ و توزیع کتاب و تأسیس مراکز اسلامی پرداخته وهم اکنون قریب یکصد مرکز اسلامی را در مناطق گوناگون آفریقا زیر نظر دارد. از دفاتر فعال «بلال مسلم میشن» در آفریقا، می توان شعبه های این سازمان در کنیا، (Http:// www. Kenbilal. Org) دودوما، ( www. Darulmuslimeen. Org) تانزانیا، ( www. Bilaltz. Org ) موشی ( www. Bilalmoshi. Com) اشاره کرد. با فعالیت این مراکز تا کنون بیش از پنجاه هزار نفر در کشورهای کنیا، تانزانیا، ماداگاسکار و اوگاندا به آیین تشیع گرویده اند. (نانجی، ۱۳۸۴) متأسفانه اکنون «بلال مسلم میشن» به عنوان بازوی فعالیت اجتماعی – فرهنگی خوجه ها، بسیار ضعیف شده و خوجه ها به دلایل گوناگون، از جمله آنکه در امور اقتصادی بسیار موفق تر از دیگر زمینه ها بوده اند، گرایش زیادی به مهاجرت به اروپا و امریکا پیدا کرده اند. خوجه هایی که در آفریقا مانده اند به دلیل فضای بسته فدراسیون و خلقیات سودجویانه ای که بر این جماعت حاکم است، از برقراری روابط گسترده با آفریقایی ها و حتی با سایر شیعیان دوری می کنند. شیعیان بومی نیز معمولاً بسیار فقیرند و با وفات سید سعید اختر رضوی و تضعیف «بلال مسلم میشن»، دست حمایت اقشار ثروتمند و آگاه نیز از سر آنها کوتاه شده است. (علیدوستی ۱۳۸۹/ عرب احمدی، ۱۳۸۲، ص ۱۵۱-۱۵۳)
۳٫ جنوب آفریقااسلام در دوره ی استعمار، وارد کشورهای جنوب آفریقا شد. گسترش تشیّع در این منطقه، به ویژه پس از انقلاب اسلامی و در قالب تشکیلات شیعیان هندی و پاکستانی الاصل و با حمایت ج.ا. ایران صورت پذیرفت و در برخی مناطق، مانند آفریقای جنوبی، که سید آفتاب حیدر رضوی، خوجه پاکستانی با پشتیبانی ایران در آنجا مستقر شده، بسیار موفق بوده است. وضعیت شیعیان جنوب آفریقا شبیه جنوب شرقی این قاره است و در واقع، جنوب آفریقا منطقه نفوذ شیعیان خوجه ساکن در کنیا، تانزانیا و کشور آفریقای جنوبی به شمار می آید. البته شمار شیعیان ساکن در جنوب بسیار کم است. شمار شیعیان غیر بومی نیز اندک است. به دلیل آنکه حجه الاسلام و المسلمین سید آفتاب حیدر رضوی پس از استقرار در منطقه، بازرگانی موفقی دایر کرده است اینکه نیازی به پشتیبانی های ج.ا. ایران ندارد. مؤسسه «اهل البیت (علیهم السلام) (۵) سید آفتاب حیدر رضوی (افوسا) اکنون در بیشتر کشورهای جنوبی و جنوب غرب آفریقا دفتر دارد و با حمایت های مالی تشکیلات بازرگانی او مشغول کار است. البته در بیشتر کشورهایی که در فاصله بین جنوب تانزانیا تا کشور آفریقای جنوبی واقع شده اند، هنوز تشیع ناشناخته و شمار شیعیان بسیار کم است. فضای کشورهای این منطقه برای فعالیت شیعیان، بسیار شبیه کشورهای جنوب شرقی آفریقا (کنیا و تانزانیا) است. همانند این کشورها، در جنوب آفریقا تشیع از سوی سازمان های وابسته به شیعیان غیر بومی هندی (خوجه ها)، حمایت می شود. شیعیان بومی کشورهای جنوب آفریقا معمولاً فقیر و اندکند و با حمایت شیعیان غیر بومی، که بازرگانان آسیایی تبارند، امکان ادامه حیات و گسترش آیین تشیع در میان آنها وجود دارد. در این مناطق نیز نهادهای شیعی خصوصی است و با دولت، بجز در مسائل مالی، هیچ برخورد یا کنشی ندارند. شیعیان دوازده امامی شرق، جنوب شرق و جنوب آفریقا، در مسائل سیاسی وارد نمی شوند و در فقه شیعی، بیشتر تحت تأثیر حوزه ی عراق هستند. از این رو، معمولاً از مراجع نجف و کربلا تقلید می کنند.
۴٫ غرب آفریقایکی از کانون های پر اهمیت اسلام در قاره ی آفریقا، غرب آفریقا و به ویژه کشور سنگال است. در غرب آفریقا، اسلام ماهیتی صوفیانه دارد و از این رو، این منطقه به «مرکز معنوی» اسلام در آفریقا نام بردار است. بنابراین، بررسی اسلام در غرب آفریقا و نیز آیین تشیّع، در گرو ورود به مبحث تصوّف است. بزرگ ترین کانون تشیع در آفریقای باختری، در شمال نیجریه قرار دارد. در این منطقه و به ویژه در «سوکوتو» به عنوان یک سلطان نشین مسلمان، در چند سده ی اخیر، تبلیغات یک شیعه بومی به نام «ابراهیم زاکزاکی»، منجر به روی آوردن مردم به آیین تشیع شده است. شیخ ابراهیم یعقوب زاکزاکی رهبر برجسته شیعیان نیجریه و گروه «اخوان المسلمین» (6) است که در غرب و مرکز آفریقا، به خوبی شناخته شده و از محبوبیت نسبی در جامعه اسلامی این منطقه برخوردار است. ابراهیم زاکزاکی در سال های نخست انقلاب اسلامی، پس از سفری که به ایران داشت، به تشیع گروید. (فریدونی، ۱۳۸۷) وی پس از پایان تحصیلات خود در قم، به نیجریه بازگشت و گروه «اخوان المسلمین» را تشکیل داد که به «جنبش اسلامی نیجریه» نیز معروف است. دامنه ی فعالیت های این گروه به همه کشورهای غرب آفریقا می رسد که در همسایگی نیجریه قرار دارند.سیمای عمومی جامعه نیجریه در چند دهه اخیر، بیانگر آن است که نیجریه صحنه جنگ های مذهبی میان صوفیان، شیعیان، سنّیان و مسیحیان بوده است. در سده ی بیستم، در برابر تأثیرات بیداری اسلامی در احیای اسلام، کشورهای غربی وارد عمل شدند و آفریقایی کردن مسیحیت و بومی سازی آن را مورد اهتمام قرار دادند. پیش از آن و در دوران ورود اسلام به قاره ی آفریقا و پیش روی آن تا مرزهای نیجریه و نیز از هنگامی که استعمارگران قاره ی آفریقا را کشف کردند، نیجریه همواره محل برخورد اسلام ومسیحیت در آفریقا بوده است. (بی آزار شیرازی، ۱۳۷۷، ص ۷) مسیحیت همواره با ارائه خدمات گوناگون، درصدد جلب نظر مسلمانان کشورهای قاره ی آفریقا، از جمله نیجریه برآمده است. تقریباً در هیچ دوره و زمانی میان مسلمانان ومسیحیان در نیجریه سازگاری پایداری وجود نداشته و همواره درگیری های متعددی میان مسیحیان و مسلمانان درباره ی مسائل و موضوعات متعدد، از جمله اجرای قانون «شریعت اسلامی» طی سالیان اخیر رخ داده که به وقوع تشنج های مکرر منجر شده است. (طالشی صالحانی، ۱۳۸۲، ص ۳۷-۳۸) درگیری خونین میان شیعیان، سنّیان، صوفیان و مسیحیان در شمال نیجریه از خبرسازترین اخبار آفریقا از دهه ۱۹۹۰ به بعد بوده است. پرسشی که درباره ی فعالیت شیعیان در این منطقه مطرح می شود مربوط به آینده این فعالیت هاست: آیا با وجود فضای عمل خشنی که میان صوفیان، شیعیان، سنیان، مسیحیان، دولت نیجریه و کشورهای اهل سنت همسایه به وجود آمده، آینده ی خوشایندی برای شیعیان متصور است؟ پاسخ به این پرسش مستلزم یک بحث نظری جامعه شناسانه است.در غرب آفریقا، به دلیل گرایش به تشیّع و فعالیت موفق مبلّغان لبنانی مانند شیخ عبدالمنعم زین الدین در سنگال (الزین البنانی، ۲۰۰۴/ رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در سنگال، ۱۳۸۶) یا شیعیان تحصیل کرده در ایران (مانند شیخ ابراهیم زاکزاکی در نیجریه (فریدونی، ۱۳۸۷/ موذن، ۱۳۸۷/ Islamic movement of Nigeria ) یا عبدالسلام بنسی در غنا (بنسی، ۱۴۱۵/ صدر حسینی، ۱۳۸۵) بیشترین جنبش و جوش و گرایش به تشیّع به چشم می خورد. در کشورهایی مانند ساحل عاج، سنگال و بنین، آیین تشیع به وسیله افرادی گسترش یافته، ولی به خشونت و خون ریزی منجر نشده است. حتی از برخی مناطق گزارش شده که یک نفر توانسته است چند صد هزار نفر یا یک میلیون نفر را شیعه کند. (سیوطی، ۱۳۸۹)به دلیل آمیخته شده تصوف با آیین های بومی آفریقا ونیز انحراف آیین های صوفی از اصول نخستین خود، که پیران برخی طریقت ها فرصت را برای گول زدن مردم و پرکردن کیسه ی خود از دست نمی دهند (از جمله، ادعای یک پیر طریقت در دیدن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و برشمردن ویژگی های او: http:// alkunty. com) کانون خیزش آیین های صوفی در غرب آفریقا (سنگال و مناطق اطراف آن)، محوری برای تشکیل گرایش های انحرافی شده است. یکی از این نمونه ها جای گزینی شهر «طوبی» به عنوان کعبه فرقه ی صوفی «احمدیه» و طواف در این شهر است. (Terdman, 2006, p. 9-10) وزین، ۸ اردیبهشت ۱۳۸۶) همچنین ظهور چند امام زمان در طی ۱۵۰ سال، از دیگر مدعیات فرقه های صوفی بوده (Hassan, 2008, p. 4) که بنیان دینی آنها مختلط، فقه آنها معمولاً مالکی و گرایش های آنها شبه شیعی است. متأسفانه مردم هم غالباً سخنان اینان را باور می کنند و بدان ها می گروند.به دلیل آنکه اسلام در غرب آفریقا ماهیت صوفیانه دارد، تبلیغ نیز به وسیله ی افراد – و نه سازمان ها- بسیار کارساز بوده و مردم زمانی که جذب یک شخصیت یا فرد می شوند به صورت گسترده به آیین او می گروند. به همین دلیل است که فعالیت های سازمانی دولتی در این منطقه انجام نمی پذیرد و اساساً این گونه فعالیت ها در بیشتر کشورهای این منطقه (بجز سنگال و نیجریه) با اقبال عمومی روبه رو نمی شود. بعکس، فعالیت هایی که ماهیت گروهی داشته باشند و در قالب انجمن های صوفی و به صورت دسته های منطقه ای عمل می کنند بسیار جذاب است.
ادامه دارد…
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ استادیار پژوهشگاه علوم انسانی جهاد دانشگاهی.۲٫ در قاره ی آسیا که بیشترین تعداد را در بین قاره ها دارد، ۳۰ درصد مردم ۱/۰۲۳میلیون نفر مسلمان هستند. (توفیق مجاهد، ۲۰۰۲، ص ۱۳)۳٫ در این گزارش، تعداد مسیحیان قریب ۳۰۴ میلیون نفر ذکر شده که ۹/ ۳۶ درصد از کل جمعیت آفریقا را شامل می شود.(Hassan, 2008, pp2-3)4-http:// www. eulc,edu. eg/eulc.5. Ahlul Bait (As) Foundation south Africa (AFOSA). 9 Port Jackson Road Lincoln Estate, Cape Town Western cape 7764, Phone Number: 27- 21-633-1574. Contact: Mariam Navsa.نشانی اینترنتی مؤسسه: http://www. Afosa. org .6. این گروه با گروه «اخوان المسلمین» که در آفریقای شمالی (مصر) تشکیل شد و در خاورمیانه شعبه هایی دارد و یک گروه سنی سلفی است، متفاوت است.منبع مقاله:فصلنامه علمی- پژوهشی شیعه شناسی، سال دهم، شماره ی ۳۸، تابستان ۱۳۹۱٫

 
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها