صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > تاریخ > تاریخ اسلام > مسلمانان > نقش روایت و حدیث در تاریخ‌نگاری مسلمانان
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


تلاش علمی مسلمانان پس از شکل‌گیری نهضت اسلامی با تأسیس مسجدالنبی آغاز شد و از همان ابتدا رسول خدا (ص)، یک گروه معلم و مبلغ برای تعلیمات اسلامی تربیت کرد. از سال سوم هجری گروه قوی معلمان قرآن، تلاش روی قرآن را آغاز کردند و آنچنان که از روایات برمی‌آید همراه با قرائت قرآن، آیات بر روی لوحه‌هایی ثبت می‌شده است. برای درک قرآن، به ثبت وضبط کلمات رسول‌الله(ص) و صحابه حضرت پرداخته‌اند و تلاش فراوانی کرده‌اند تا سخنان حضرت محمد(ص) و اشخاصی مانند حضرت علی(ع) که اطلاعات بسیار زیادی داشته‌‌اند، نگاشته شود. خود حضرت علی(ع) کتابی را با املای رسول خدا(ص) نوشته‌اند. این کتاب نزد امام حسن مجتبی(ع) بوده است. بعدها نزد امام باقر(ع) نیز مشاهده شده است. در اصول کافی چند روایت داریم که از پیامبر(ص)، سئوال کردند که آیا علم را مقید کنیم؟ پیامبر فرمودند: آری، با نوشتن، علم را به بند بکشید.(۱) تلاش علمی اصحاب پیامبر(ص) در تفسیر قرآن و قرائت، از جایگاه ارزشی بالایی برخوردار بوده است. پس از رحلت پیامبر(ص) احتمالاً به دلیل مسائل سیاسی، دستور منع ثبت روایت و سوزاندن کتاب‌های حدیث صادر شد. هدف از این کار کم‌رنگ کردن تأثیر عمیق و سریع حضرت علی(ع) در جامعه بوده است. حضرت علی(ع) مدتی از وقت خود را صرف جمع‌آوری قرآن کرد و این امر نشان از نقش و جایگاه فرهنگی کتابت دارد. گرچه دستور منع نگارش احادیث و سوزاندن بعضی از کتابها و اعزام نماینده به نقاط مختلفّ برای جلوگیری از ثبت آن، باعث شد که افرادی چون عمار یاسر، عبدالله بن مسعود و… که از هواداران امام علی(ع) بودند و اطلاعات ناب و فراوانی داشتند، تحت مراقبت قرار بگیرند. با این وجود آنان زیر بار نرفتند و به طور مخفیانه مطالبی را نگاشتند. در الفهرست شیخ طوسی آمده است که ابورافع(۲)، در همان زمان کتابی به نام «السنن و الاحکام والقضایا» نوشت. شواهد نشان می‌دهد که حضرت علی(ع) تأکید خاصی بر نگارش احادیث داشته است.موضوع تنظیم قرآن در زمان عثمان، احتمالاً فضیلت تراشی برای او و آل امیه بوده است.(۳) از سال ۲۳ هجرت که معاویه امپراتوری خود را تشکیل داد یک سری جعلیات و تحریفات در محافل گسترش یافت.در نهج‌البلاغه حدود دویست(۴) خطبه وجود دارد که حکایت از سخنان مشروح حضرت علی(ع) است. در یکی از این بیانات، امام ـ علیه‌السلام ـ‌ راویان حدیث را به چهارگونه تقسیم می‌کند:۱٫ افرادی که منافقانه (و با گرایش سیاسی) حدیث رسول خدا(ص) را جعل و تحریف می‌کنند.۲٫ افرادی که قدرت کافی بر حفظ و تحمل سخنان آن حضرت را ندارند و ندانسته در انتقال آن دچار اشتباه می‌شوند. (خطای غیرعمد)۳٫ افرادی که حدیثی از پیامبر(ص) شنیده‌اند، اما بعدها پیامبر(ص) موضوع را نهی کرده است و آنان از نهی (نسخ حدیث) آگاه نشده‌اند.۴٫ گروهی که بر خدا و رسول او دروغ نمی‌بندند خطا و اشتباه هم نکرده‌‌اند مطالب را به همان صورتی که شنیده‌اند، حفظ کرده‌اند، چیزی به آن اضافه نکرده و از آن نکاسته‌اند، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محکم و متشابه را می‌شناخته‌اند.(۵)این قسمتی از یک خطبه مفصل است که ضوابطی را در رابطه با علم‌الحدیث بیان می‌کند. پس معلوم می‌شود احادیثی نقل می‌شده و در آن تحریفاتی صورت گرفته است که حضرت علی(ع) به آن اشاره فرموده‌اند. عده‌ای از افراد واژه‌ها، معانی و اسنادی را ساخته‌اند که برای خودشان ایجاد قداست کنند و یا قداست و احترام دیگران را خدشه‌دار نمایند. به این ترتیب جعل حدیث آغاز می‌شود و یک جریان منفی در علم‌الحدیث شکل می‌گیرد.پرسشگری برای جمع‌آوری اطلاعات تاریخ اسلام از زمان خود پیامبر آغاز شده است. سئوالاتی که از عایشه درباره زندگی و رفتار پیامبر(ص) و حوادث آن دوران انجام شده است را می‌توان مصاحبه تلقی کرد. این پرسش‌ها با سایر افراد برجسته تاریخ اسلام نیز مطرح شده است. از همان زمان بحث خبر متواتر پیش می‌آید که در تعریف آن میان شیعه و اهل سنت اختلاف است. شیعه عدد خاصی را برای راویان معین نمی‌کند و می‌گوید باید راویان آن در حدی باشند که موجب یقین شود اما اهل سنت تعداد ۱۲، ۲۰ و ۷۰ نفر را شرط کرده‌اند. شرط اعتبار خبر متواتر آن است که شنونده، قبلاً از آن خبر آگاه نباشد و خالی‌الذهن باشد. این نکته مهمی است که موجب جلوگیری از پیش‌داوری در مفهوم روایت می‌شود. وانگهی روایت باید مبنی بر حس باشد. حدس و گمان و شایعه نمی‌تواند منشأ خبر باشد.تواتر را نیز دو قسم دانسته‌‌اند: تواتر لفظی که لفظ حدیث در تمام طبقات یکسان نقل شده است و تواتر معنوی که مفهوم روایت با اختلاف الفاظ در تمام طبقات مشابه است. شیعه حدیثی را صحیح می‌داند که سلسله اسناد آن به پیامبر یا امام معصوم متصل باشد و راویان آن در تمام طبقات شیعه باشند. سلسله اسناد توسط شیعه ستایش شده، نقل شده باشد. اگر یکی از ناقلان سلسله سند، مورد ستایش نباشد، حدیث را حسن می‌گویند. و اگر راوی غیرشیعه در سلسله سند متصل باشد، حدیث را موثق می‌دانند و در صورتی که شرایط فوق در آن نباشد، حدیث را ضعیف می‌شمارند.شهید ثانی، درکتاب الدرایه که درباره مصطلح الحدیث است، ۲۵ نوع حدیث را تعریف کرده است که یکی از این انواع حدیث معنعن است که هر ناقص بالفظ «عن» از مشایخ خود نقل کرده است. و در همه شرایط ضعف حافظه، کند ذهنی و… دوری از ملکه عدالت ناقلان، دغدغه حدیث شناسان بوده است.در همه فرق اسلامی بر بلوغ عقلی و شرعی و عدم وجود فسق آشکار راوی تأکید شده است. و شیعه ملکه عدالت را لازم شمرده است.در شرایط حمل حدیث، علاوه بر سلامت ذهن از خلط و اشتباه، بر کتابت نیز تأکید شده است. محدثین برای جمع احادیث و حذف واسطه‌ها، سراغ مشایخ می‌رفتند و مسافرت‌های زیادی را انجام می‌دادند. مثلاً طبری از ری به قم، اصفهان و بغداد مسافرت کرده است. همچنین شیخ صدوق، بخاری و دیگر علمای شیعه و سنی، سفرهای فراوانی برای اخذ حدیث داشته‌اند. تا مستقیم و بلاواسطه، حدیث را ضبط کنند تا از تحریف جلوگیری شود. نوع دیگر از ثبت حدیث، آن است که استاد مطالب خود را از حفظ و به آرامی القا می‌کند تا شاگردان یادداشت‌برداری کنند.(۶) شکل‌ دیگر ثبت حدیث «قرائت» است که شاگرد، نوشته خود را نزد استاد قرائت می‌کرد تا اگر اشکالی در آن وجود دارد، برطرف شود.یکی از راه‌های نقل حدیث، اذن و اجازه استاد به شاگردش بود. اگر شیخ(۷) کسی را شایسته و لایق می‌دانست به صورت کتبی یا شفاهی، او را برای نقل حدیث معرفی می‌کرد و شما می‌توانید اجازات (اجازه‌‌های) بسیاری از محدثین را که تا همین اواخر صادر می‌شده است، ببینید.راه دیگر نقل حدیث، اعلام است که ناقل حدیث اعلام کند که این حدیث با خط فلان استاد نوشته شده و یا استاد، متن را به صورت شفاهی به او عرضه کرده است.در مسئله «وجاده»(8)، تأکید بر این است که اطمینان پیدا کنند که حدیث، کتابت یکی از مشایخ است، تا در سلسه اسناد حدیث وقفه‌ای ایجاد نشود.پس علم حدیث و سنت شفاهی، به صورت یک علم مدون درآمده و صدها کتاب توسط شیعه و سنی در این زمینه نگاشته شده است. و این امر یکی از زمینه‌های تاریخ‌نگاری اسلامی را فراهم آورده است.توجه به قرآن که یک سوم آیات آن در زمینه تاریخ است و اخبار و روایاتی که از سیره و سنت پیامبر(ص) نقل شده و حوادث مهیج دوران بعثت، هجرت و مغازی (جنگ‌های پیامبر(ص) و فتوحات مسلمین، زمینه‌های دیگری برای تاریخ‌نگاری اسلامی بوده است.اعراب قبل از اسلام بر مسئله انسان خیلی تأکید می‌کردند و ایام‌العرب با قصص و اساطیر ارتباط پیدا می‌کرد. کتیبه‌های تاریخی‌ای در مناطق جنوبی عربستان، حیره و… وجود داشت که اعمال و تاریخ پادشاهان بر آن ثبت می‌شد و بسیاری از کتبیه‌ها در یمن کشف شد که تاریخ آنجا را به دقت بیان می‌کند. شخصی از طرف معاویه مأمور می‌شود از یمن به دمشق برود و کتابی به نام اخبارالملوک الماضین (اخبار پادشاهان گذشته، عرب و عجم) را بنویسد. اختلافات مذهبی و نزاع امویان و علویان در تاریخ‌نگاری کوفه متجلی است. ایرانیان بسیار تلاش می‌کردند تا تاریخ قوی و منسجمی از خودشان ارائه کنند. پیدایش کاغذ و دستیابی خلفای اسلامی به کتب تاریخی ملل دیگر، در گسترش فرهنگ تاریخ‌نویسی، نقش مؤثری داشته است.مسعودی از مورخین صدر اسلام(۹) می‌گوید: من در سال ۱۰۳۶ به شهر استخر رفتم، نزد یکی از اشراف‌زادگان کتاب قطوری که ده‌ها جلد بود یافتم که تصاویر و شرح حال ۲۷ تن از پادشاهان ایرانی بود. این کتاب در سال ۱۱۳ برای هشام‌بن عبدالملک ترجمه شد و اینها زمینه مهمی بود تا مسلمانان از آن برای تاریخ‌نگاری، الگو بگیرند.خمیرمایه اصلی تاریخ‌نگاری مسلمانان، روایت و حدیث است. در سیره ابن هشام(۱۰) بر سند و متن و حدیث تأکید فراوان شده است.پس می‌توان گفت در شکل‌گیری تاریخ‌نگاری اسلامی، سه مرحله وجود داشته است:۱٫ استماع از شاهدان عینی که در حوادث تاریخی حضور داشته و به شکل مستقیم جریان را نقل کرده‌اند. عموم کتب اخبار و فتوحات این چنین است.۲٫ حفظ و نگهداری اخبار از طریق ثبت و تدوین شخصی و انفرادی (البته نه به صورت منظم و منسجم) که این مرحله از زمان خود پیامبر(ص) شروع شد.۳٫ نقل اطلاعات و اخبار به دیگران به صورت شفاهی برای جلوگیری از جعل و تحریف، در این دوران عده‌ای با نقد و داوری به تدوین اخبار گذشته پرداختند. دانشمندان زمان تدوین تاریخ اسلامی را نیمه دوم قرن هجری دانسته‌اند. و همه ناقلان مطالب را از اسناد مدون، از اجداد خود و صحابه نقل می‌کرده‌‌اند.تدوین مرتب از طریق سنت شفاهی و ذوق شخصی از دوران امام علی(ع) آغاز شده است. نوشته‌های فراوانی از این نوع از عبدالله بن ابی ارفع، عروه‌ بن زبیر، قاسم بن عمر بن قتاده مدنی، سعید بن مسیّب، کعب‌الاحبار(۱۱) و… وجود داشته است که در کتب فهرست آمده است.در مرحله تدوین تاریخ بر اساس تسلسل زمانی مورخان بزرگی چون خلیفه بن خیاط، ابن قتیبه، ابوحنیفه دینوری،… طبری ظهور می‌کنند. در کتبی مانند تاریخ طبری، اوصاف‌الاشراف بلاذری، فتوح‌البلدان و… خیرمایه اصلی همان حدیث و اخبار است. محدثان پیوسته با این سئوال مواجه بوده‌اند که مشکل غیرقابل اعتماد بودن حافظه را چگونه حل کنند. اگر راوی به دلیل منافع شخصی، گروهی، مذهبی یا مادی دست به جعل و تحریف بزند چگونه می‌توان آن را شناخت.دانشمندان با تنظیم ضوابطی برای ناقلان و شرایطی برای نقل و معیارهایی برای سنجش صحیح از سقیم، محک لازم را برای شناخت تاریخ صحیح فراهم کردند.آنچه از ایام‌العرب و یا دوره اول اسلامی بیان شد، سنت شفاهی است. سپس تاریخ‌نگاری شفاهی مطرح شد. اینکه آیا مستقیم از تاریخ شفاهی به تاریخ نوشتاری، وارد شده‌ایم یا خیر، مرز خاصی را نمی‌توان میان سنت شفاهی و تاریخ‌نگاری معین کرد. سنت شفاهی از طریق پرسشگری تابعین(۱۲) از شاهدان عینی پدید آمد. مثلاً‌ ابن عباس(۱۳) که در زمان رسول خدا جوانی ۱۶ ساله بوده است مطالبی را که خود مشاهده نکرده بود از پدرش سئوال می‌کرد و برای نسل بعد بیان می‌کرد و اگر آنان از او سئوالی می‌کردند پاسخ می‌داد. ولی ضوابط دقیق و مرزبندی منسجمی نداشت. البته میزان دقت در نقل احادیث، بیشتر از نقل اخبار تاریخی بوده است.واقدی در قرن دوم بوده است او به محل وقوع جنگ جمل و خیبر رفته است تا بتواند با دقت بیشتری حوادث را گزارش کند. و پیوسته محققان کوشیده‌اند اخبار را از شاهد مستقیمی بگیرند.من فکر می‌کنم که وقتی از حدیث سخن می‌گوییم برایش قداست قایل هستیم و آن را از هر قانون نوشته‌ای محکم‌تر می‌دانیم و نباید خدشه‌ای بر آن وارد شود. در حالی که در مقوله تاریخ شفاهی دید مورخ این است که ممکن است اشتباه هم باشد، اطلاعات ما درباره شخصیت‌های صدر اسلام، کسانی که مسجد بلال را ساختند و… چقدر است؟ درباره افرادی که امروز صدای آنها را نداریم و کسی هم ضبط نکرده است. چگونه بگوییم که ایمان و اعتقاد نداشته است؟ و اگر این امور را ندانیم، بخشی از حقیقت مخفی می‌ماند و ما فقط آن بخش رسمی را منتقل می‌کنیم. به نظر من تاریخ شفاهی نمی‌تواند این نقایص را برطرف کند.مثلاً در مورد زنان، در بعضی از منابع مانند «طبقات الکبری»(14) و یا «الاصابه فی تمییز الصحابه»(15) و… بخشی به فعالیت‌های فرهنگی زنان اختصاص یافته است و قسمتی از فعالیت‌های اجتماعی آنان نیز ثبت شده است. خانمی کار پزشکی انجام می‌داده است.(۱۶) در شرح حالش آمده است که در چند جنگ همراه پیامبر(ص) بود و چگونه مجروحان را معالجه می‌کرد… تحریف و جعل احادیث بسیار زیاد بوده است و هم بخاری (از اهل سنت) و هم کلینی رازی (از شیعه) به این مطلب اشاره کرده‌اند. که تعداد اندکی روایات را صحیح تشخیص داده و انتخاب کرده‌ایم.در روایات اختلاف است و البته شرایط و شأن نزول‌ها در این اختلافات مؤثر است. در علم رجال و درایه، بیشتر به شیوه نقل حدیث تأکید شده است. ولی درباره شرایط و زمینه‌های تاریخی، اجتماعی آن، کمتر بحث شده است.همانطور که می‌دانیم تاریخ هم مانند نثر، قرائت‌های مختلف بر می‌دارد نقل‌های مختلف شاید ناشی از نگاه‌های متفاوت و از زوایای مختلف به حادثه باشد.در حدیث، اگر ما به تقدس معتقد نباشیم، در بسیاری از موارد نباید به آن تمسک کنیم زیرا نقل متواتر نداریم. بُعد دیگر توجه به حدیث، نیاز مردم به احکام تشریحی و وظایف فقهی است. در برخورد با مسایل جوید، چگونه می‌توانیم برای آن حجیت مستقلی قائل شویم.همانطور که گفتم در علم‌الحدیث و مصطلح الحدیث، ضوابطی در علم رجال و درایه داریم که احوال و شخصیت راویان و شرایط روایت را بررسی می‌کند و متن روایت هم مورد توجه قرار می‌گیرد. ملاک ارجحیت خبر به شرایط راوی ملکه عدالت در او، بلوغ شرعی و مشایخ آن وابسته است. متن هم باید با این شرایط هماهنگ باشد و اگر معارض پیدا کند و با آیات قرآن و واقعیت‌ها مغایر باشد مردود می‌شود. شرایط زمانی و مکانی متن را هم می‌شود با قراین و شواهد دیگر به دست آورد.تاریخ شفاهی بر اساس مجموعه مصاحبه با افراد مطلع که منجر به تولید اطلاعاتی بر اساس خاطره فرد مصاحبه شونده، در قالب کلمات شفاهی است ضبط و سپس استخراج می‌گردد. و البته مشکلات و ایرادهایی در کار مورخین شفاهی وجود دارد.
پی‌نوشت‌ها:

۱٫ در صحیح بخاری، ج ۱، ص ۲۴٫ این روایت آمده است. روایات متعددی با این مضمون در بحارالانوار وجود دارد. همچنین ر.ک به: محمدی ری‌شهری، پیشین، ص ۲۴۰٫۲٫ یکی از صحابه رسول(ص) است. به طوری که از فهرست بنی‌هاشم معلوم می‌شود او نخستین کسی است که در اسلام فقه نوشت و کتاب او موسوم به «السنن و الاحکام و القضایا» است. ابورافع در کوفه خزینه‌دار علی(ع) بوده است.۳٫ ر.ک به: حجتی، سید محمدباقر: تاریخ و علوم قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی و نیز «قرائتی در اسلام» علامه طباطبایی (ویراستار).۴٫ سیدرضی متوفی ۳۰۴، گزیده سخنان امام علی(ع) را در سه بخش خطبه‌ها (۲۳۹ عدد)، نامه‌ها (۷۹ عدد)، حکم، کلمات قصار (۴۷۲ عدد) جمع آوری و به نام نهج‌البلاغه تنظیم کرد. (ویراستار).۵٫ الحرافی، ابن شعبه: تحف‌العقول، احمد جنتی عطایی، صص ۲۱۲ـ۲۱۱، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا.۶٫ این نوع نوشته‌ها را امالی می‌گویند که امالی سیدمرتضی، امالی صدوق و امالی شیخ طوسی مشهور است.۷٫ «شیخ» در اصطلاح حدیث، فردی است که در شناخت انواع حدیث، خبره می‌باشد و از افراد ثقه و مورد اعتماد می‌باشد. (ویراستار)۸٫ «وجاده» روزی حدیثی را به خط یکی از محدثان می‌یابد و چون مطمئن است که خط از همان فرد است حدیث را از او نقل می‌کند (ویراستار)۹٫ ابوالحسن علی‌بن الحسین مسعودی، مورخ و جغرافی‌دان (متوفی ۳۴۶ه‍ . ق) (ویراستار)چ۱۰٫ عبدالملک ابن هشام، متوفی ۲۱۸ ه‍ . ق، نحوی عرب و از علمای انساب است. معروف‌‌ترین اثر وی کتاب «سیره رسول‌‌الله»، معروف به سیره ابن هشام است که ظاهراً تلخیص و تهذیب آثار «ابن اسحاق» است. (دایره‌المعارف مصاحب) (ویراستار)۱۱٫ کعب‌الاحبار (شهرت ابواسحاق کعب ابن مانع)، متوفی ۳۲ یا ۳۴ ه‍ . ق از یهودیان یمن که در خلافت ابابکر یا عمر اسلام آورد و منبع بسیاری از اطلاعات مسلمین در باب داستان‌های بنی‌اسرائیل به شمار می‌رود. (دایره‌المعارف مصاحب) (ویراستار)۱۲٫ تابعین. نسل پس از صحابه هستند که پیامبر(ص) را درک نکرده‌اند و از صحابه پیامبر(ص) نقل کرده‌اند. (ویراستار)۱۳٫ برای اطلاعات بیشتر ر.ک به: حجتی سید محمدباقر: ابن عباس و جایگاه او در تفسیر.۱۴٫ کتب خاصی که در قرن دوم ه‍ . ق به قرآن و حدیث اختصاص داشت.۱۵٫ کتابی است در علم رجال از ابن حجر عسقلانی.۱۶٫ زنان چندی در جنگ‌های صدر اسلام به امور پزشکی و یا تشویق رزمندگان اسلام می‌پرداخته‌اند که از جمله می‌توان «خنساء» که از شاعران بلندآوازه است و نیز «سوده بنت عماره» از دلیرزنان آزاده اشاره کرد. (ویراستار) منبع: www.dowran.ir

 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها