پیامبر (ص)را باید از قرآن شناخت

* در ترسیم شخصیت وجود مقدس رسول ا… (ص)، با دو رویکرد «قرآنی» و «تاریخی» مواجهیم که در یک نگاه کلی، تفاوتهایی بین این دو رویکرد، به چشم می خورد. در تشریح علل این تفاوتها، چه توضیحی وجود دارد؟** در پاسخ به این سؤال، لازم است ابتدا، نگاه قرآن کریم به شخصیت نورانی پیامبر(ص) را تا حدودی تبیین نموده و سپس با تشریح بعضی رویکردهای تاریخی به این موضوع و مقایسه آن با رویکردهای قرآنی، به تحلیل درباره علل پیدایش این تفاوتها بپردازیم. اگر به صورت خیلی ساده وگذرا، به روی نگاه قرآنی تمرکز کنیم، می بینیم خدای متعال در آیه ۱۰۷ سوره انبیاء، خطاب به پیامبرش می فرماید: «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین». از تفسیرهای ذیل این آیه می توان دریافت که خلاصه نظرات بزرگان ما در بیان معنای آیه، این است که وجود مقدس رسول ا… (ص)، برای تمام موجودات، خواه انسان و خواه غیر انسان، عامل و منبع خیر و برکت است. مفهوم و برداشت از آیه این است که از لحظه ای که پیامبری حضرت اعلام شده، تا لحظه ای که دنیا به پایان می رسد، وجود نازنین آن بزرگوار برای تمام موجودات، جز خیر و برکت و رحمت، چیزی نخواهد بود. به عبارت دیگر، آن حضرت انسانی است که تنها به دوره زندگی خود اختصاص نداشته و پس از دوره ۶۳ ساله حیات مبارکش هم پیام برکت و رحمتش به صورت کاربردی در زندگی انسانها جاری است. از سوی دیگر در آیه ای مربوط به صلوات هم داریم که بصراحت بیان می شود خداوند و ملائکه اش برای وجود مقدس پیامبر(ص)، دعا می کنند و بر او صلوات می فرستند. حاصل سخن این است که دعا و صلوات خداوند، ملائکه بر پیامبر(ص)، درجات رحمت ایشان را ثانیه به ثانیه زیادتر می کند. همه اینها نه تنها گواه محبوبیت خاص آن حضرت در پیشگاه الهی است، بلکه حکایت از آن دارد که باید از وجود مقدس رسول خدا(ص)، نتایج و نکاتی فراتر از زندگی روزمره را به دست آورد. اهمیت این سخن از آنجا نشأت می گیرد که در همین قرآن خدای متعال در خصوص ویژگی های پیامبرش، خطاب به بندگان می فرماید: «و لقد کان لکم فی رسول ا… اسوه حسنه» مسلمانان در تعالیم دینی خود، الگوهای فراوانی را یافته اند. از این رو خداوند متعال، به تنهایی از الگو بودن حضرت رسول(ص) سخن نمی گوید، بلکه با به کار بردن واژه «اسوه حسنه» می فرماید که در میان الگوهای موجود زندگی، رسول ا… (ص)، بهترین الگویی است که شما در همه امور دنیا و آخرت خود، می توانید به ایشان تأسی جویید. اهداف بلندش را مورد توجه قرار داده و آن را به صورت کاربردی در زندگی خود جاری سازید.* آیا تاریخ نگاران ما به تناسب این نگاه بلند قرآن به شخصیت پیامبر(ص)، گام برداشته اند؟** متأسفانه خیر. بررسیهای تاریخی در برخی موارد نشان می دهد که پیامبر معرفی شده توسط بعضی مورخان، همان پیامبری نیست که خداوند او را حاصل خیر و رحمت واسوه حسنه معرفی می کند. طبیعی است اگر این معرفی به درستی انجام نگیرد، انسانها قادر نخواهند بود که یک رابطه دو سویه را با حضرت برقرار سازند. «اسوه حسنه» یا بهترین الگو به معنای آن است که هیچ نقصی در شخصیت نورانی حضرت وجود نداشته و اگر رفتاری به تبعیت از ایشان در زندگی انجام گیرد هم، باید پیام مثبتی به همراه داشته باشد. پس اگر رفتاری انجام گیرد که آثار منفی داشت، معنایش این است که یا پیام حضرت نادرست منتقل شده و یا اینکه در استفاده و اجرای آن پیام، کوتاهی هایی صورت گرفته که نتیجه مثبتی در بر نداشته است. واضح است که انتقال نادرست شخصیت واقعی رسول خدا(ص) به انسانها، نه تنها ظلم بزرگی به آن حضرت، بلکه تضییع حقوق مخاطبان هم هست. برای مثال در روایات مربوط به بعثت و شب نزول وحی، روایتی وجود دارد که متأسفانه قدری مشهور هم هست. در ذیل این روایت آمده که حضرت بعد از نزول وحی، دچار اضطراب شدیدی شدند. از غار بیرون آمده و به سوی منزل شتافتند. ملاحظه می کنید که حضرت در این روایت، به عنوان انسانی معرفی می شود که نعوذ باا… قابلیت درک وحی الهی را ندارد. یقیناً این روایت با تمام تعالیم قرآنی ما و آنچه را که در معرفی حضرت، از این کتاب آسمانی سراغ داریم، منافات دارد. متأسفانه این گونه نگاه مورخان به پیامبر(ص)، فراوان در تاریخ، یافت می شود.* این شیوه تاریخ نگاری، آیا از بیان ناقص و اطلاعات اندک برخی مورخان سرچشمه می گیرد یا از تعمد آنها؟** از هر دو. تردیدی نیست که بعضی دستهای ناپاک در طول تاریخ، به عمد سعی داشته اند، شخصیت تابناک حضرت را مخدوش سازند و این دستهای ناپاک، در عرصه تاریخ نویسی هم وجود داشته است. ولی با این حال باید اذعان کرد که ذکر بعضی روایتهای ناصحیح، از همین اطلاعات ناقصی است که به آن اشاره کردید. ضمن آنکه شیوه انتقال مطلب هم ناقص بوده است. یعنی در انتقال یک مفهوم، همه جانبه نگری صورت نگرفته و همه ابعاد موضوع مورد دقت و تأمل قرار نداشته است. متأسفانه در کتابهای معروف سیره نویسی که حتی توسط مؤلفان شیعه هم نوشته شده، چنین نواقصی به چشم می خورد. برای مثال از ابوهریره نقل شده که من کسی را ندیدم که بیشتر از پیامبر(ص)، با دوستانش مشورت کند. رسول خدا(ص) در این روایت، انسانی معرفی شده که بیشترین مشورت را با دیگران دارد. تا اینجای بحث، ایرادی ندارد، زیرا حاوی این پیام است که ما هم باید در زندگی خود، به پیامبر خدا(ص) تأسی جسته و با دیگران مشورت کنیم. ولی چه بسا یک انسانی، این پیام را در زندگی خود اجرا سازد و در طول اجرای آن، این سؤ ال در او ایجاد گردد پیامبری که در این روایت به عنوان فردی نیازمند به مشورت دیگران معرفی شده، آیا همان پیامبری است که خداوند او را در قرآن «اسوه حسنه» و «رحمه للعالمین» معرفی کرده است؟ اینکه از نگاه همه جانبه به موضوع سخن گفتیم، در اینجا نمود پیدا می کند. شکی نیست که حضرت رسول(ص)، با دیگران مشورت می کردند، ولی در کنار طرح این بحث، این مسأله هم باید مطرح شود که اساساً ایشان به عنوان شخصیتی معصوم و متصل به وحی، نیازی به مشورت نداشته و عمدتاً این کار را برای ترویج این شیوه حسنه در جامعه اسلامی انجام می دادند تا مردم و جامعه را از برکات ارزنده آن بهره مند سازند. یا در فرازهایی از روایات تاریخی، در آنجا که از روحیه شوخ طبعی رسول ا… (ص)، سخن به میان می آید، این روحیه را به قضاوتهای حضرت هم تسری داده و چنین نوشته اند که حضرت حتی در هنگام قضاوت هم این روحیه را داشته اند. بنابراین ما در انتقال شخصیت واقعی پیامبر(ص) نیاز به آن داریم که شیوه انتقال صحیح را یافته و از آن مهمتر، نسبت به درک واقعی مفاهیم هم تلاش کنیم. در غیر این صورت و با انتقال مفاهیم ناقص و یا غیر صحیح – با همه ارادتمان به حضرت- خدمتی به ایشان نکرده ایم.* به عنوان یک محقق علوم قرآنی، چه راهکاری برای حل این معضل پیشنهاد می کنید؟** من معتقدم که ما مظلومتر از شخصیت پیامبر(ص)، در تاریخ نداریم و متأسفانه، به گونه ای ناخودآگاه، پیامبر(ص) را طوری معرفی کرده اند که در برخی مواقع با معرفی قرآن، تفاوت دارد. راهکار حل مشکل را در این می بینیم که ما در معرفی، شناختن و شناساندن وجود مقدس حضرت، به قرآن رو آوریم. خوشبختانه ما بیش از یکصد آیه در قرآن داریم که به شیوه های مختلف به معرفی شخصیت رسول ا…(ص) پرداخته اند. ما باید این شخصیت را با نگاه قرآنی محور قرار دهیم. من نمی گویم که ما تاریخ زندگی حضرت را فقط و فقط از قرآن استخراج کنیم. شاید در حال حاضر این مسأله قابل اجرا نباشد، ولی آنچه که قابل اجراست، این است که ما آنچه را که از بستر تاریخ به دست می آوریم و تمام گزارشاتی را که تاریخ از معرفی شخصیت پیامبر(ص) نقل می کند، با قرآن مورد نقد قرار دهیم. اگر قرآن آن را تأیید می کند، بپذیریم و اگر تأیید نمی کند، آن را کنار بگذاریم. حتی اگر تاریخ نگاران مطرح و مورد وثوق ما هم گفته باشند، ما نباید از کنار گذاشتن گزارشهایی که با قرآن تعارض دارند، در هراس باشیم. شهامت واقعی در این است که ما آن دسته از گزارشاتی را بپذیریم و اجرا کنیم که با قرآن، هماهنگی دارند. من اطمینان دارم که اگر وجود مقدس حضرت، این گونه معرفی شود، و اگر این گزارشها به درستی اجرا شوند، به جایی می رسیم که به مانند ملائکه، عاشق رسول خدا(ص) خواهیم شد و برگرد حضرت، عاشقانه می چرخیم.* مشکل اینجاست که به هر حال قدرت تشخیص و استنباط روایات صحیح از نادرست، در همه مردم وجود ندارد. ولی همه این روایات در دسترس مردم هست. در این شرایط چه باید کرد؟** بهترین راهکار اجرایی در این قضیه، آن است که کارشناسان و محققان ما در رشته تاریخ، این کار را انجام دهند. من معتقدم یک محقق و مورخ تاریخ اسلام، قبل از آنکه محقق تاریخ اسلام باشد، باید مفسری باشد که قرآن را به درستی بفهمد. یعنی یک مورخ تاریخ اسلام، باید یک کارشناس قرآنی هم باشد. اگر محقق تاریخی بدون تخصص قرآنی به تاریخ وارد شود، گرفتاریهای ما همچنان ادامه خواهد داشت. محقق تاریخ اسلام باید متخصص علوم قرآنی باشد و خود او این کار را انجام دهد. یعنی با تطبیق گزارشها با قرآن و نقد بر قرآن، آن گزارشها را در اختیار جامعه قرار دهد. باید پذیرفت این مسأله نه تنها در حیطه توان جامعه نیست، بلکه در حیطه توان محقق تاریخ اسلامی که تخصص قرآنی ندارد هم نیست.* در آنجایی که قرآن درباره موضوع خاصی صراحت ندارد چطور؟** اتفاقاً تمام گزارشهای تاریخی، از مجموعه آیات قرآنی، قابل استنباط هستند. یک وقت است که انسان، یک آیه را به عنوان محور قرار می دهد، واضح است که این مشکلات هست و به بن بست می رسیم. ولی اگر مجموعه آیات را در یک چینش قرآنی، کنار هم قرار می دهیم و با نگاه قرآنی به تفسیر می نشینیم، می بینیم که هیچ گزارشی وجود ندارد که قابل نقد قرآنی نباشد. یعنی همه گزارشها و روایات موجود در مورد شخصیت نورانی پیامبر(ص)، با قرآن قابل تطبیق است.* تأثیرات نگاه قرآنی به شخصیت تابناک رسول خدا(ص)، در زندگی انسانها، چگونه خواهد بود؟** در روایت معروفی داریم که در شب اول قبر، دو سؤال از انسان می پرسند. سؤال اول اینکه خدای تو کیست و سؤال دوم اینکه پیامبرت کدام است؟ امام خمینی (ره) هم در کتاب چهل حدیث خود این روایت را نقل کرده اند. در این روایت داریم که بسیاری از انسانها نمی توانند این سؤال را پاسخ دهند. چرا؟ در ابتدای این گفتگو به آیه صلوات اشاره کردیم. همه می دانیم که در انتهای این آیه، از مردم هم خواسته شده که بر پیامبر(ص)، درود و صلوات بفرستند. به نظر می رسد که اگر انسان در زندگی با پیامبر(ص) از راه صلوات و سلام روزانه، ارتباط برقرار کرد، این دو ذکر یعنی «لااله الاا…» و محمدرسول ا…» که همان دو پاسخ سؤال شب اول قبر هم هست، از حافظه به قلب انسان انتقال می یابد و این مهمترین دستاورد توجه به شخصیت پیامبر(ص)، طبق دستوری است که در قرآن آمده است. ما معتقدیم که این نگاه به پیامبر در کنار صلوات روزانه به حضرت، حتی در ورود به برزخ هم کمکی برای انسانها خواهد بود. پیامبر(ص) در نگاه قرآنی، انسانی است که در تمام لحظه های زندگی ما، منبع برکت و خیر است و در ورود ما به برزخ هم – قبل از هر سؤالی- منبع خیر و رحمت خواهد بود و این در صورتی است که با او ارتباط و انس داشته باشیم، این انس هم زمانی امکان پذیر خواهد بود که پیامهای رفتاری و اخلاقی پیامبر(ص) را اول با نقد قرآنی اش بپذیریم و آنگاه به عنوان یک رفتار عملی در زندگی روزانه خود اجرا سازیم. به طور حتم همین نتیجه مثبت، موجبات یقین ما را بیشتر از گذشته نسبت به قرآن، فراهم خواهد آورد. در مقابل، اگر پیامهای اخلاقی و رفتاری حضرت را که از تاریخ به دستمان رسیده، با قرآن نقد نکنیم، در مقام عمل، راه را به خطا خواهیم رفت و یا حداقل اینکه، بر سوء ظن خود می افزاییم.* و همه این آسیبها، در حقیقت به خاطر فاصله گرفتن از تعالیم قرآنی است…** کاملاً درست است، نگاه محض به تاریخ بدون نقد قرآنی، پیوسته چنین زیانهایی را به همراه خواهد داشت، ولی اگر تاریخ در کنار نقد قرآنی به مخاطب، عرضه شود، من اعتقاد دارم که ما به یک اطمینان روشن نسبت به آنچه که تاریخ از زندگی پیامبر(ص) بیان کرده، خواهیم رسید. امری که یک پیام مثبت در زندگی ما خواهد داشت. و این مستلزم آن است که تاریخ نگاران ما هم در مرحله اول، متخصص و اسلام شناس باشند که اگر غیر از این باشد، خطاهای زیادی، تاریخ زندگی ائمه معصومین(ع) و بخصوص رسول ا… (ص) را تهدید خواهد کرد.* و سخن آخر…**آخر سخن این که انسان وقتی در بن بستهای فکری، اخلاقی، اعتقادی و رفتاری قرار می گیرد، اگر قبل از توسل به هر گوهر تابناک جهان هستی، توسلی به وجود مقدس پیامبر(ص)، داشته باشد، زودترین و بهترین نتایج را عاید خود خواهد ساخت.
 
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.