آداب زیارت اولیای حقیقی

بارى، چون (سالکی) قصد زیارت اولیاى حقیقى (سلام الله علیهم) را بنماید، اولاً باید بداند که نفوس مقدسه طیبه طاهره، چون از ابدان جسمانیه مفارقت نموده و متصل به عالم قدس و مجردات گردیدند، غلبه و احاطه ایشان به این عالم اقوى (= قوی تر) گردد و تصرفاتشان در این نشئه بیش از سابق مى شود و اطلاعاتشان از زائرین اتم و اکمل گردد: « فهم احیاء عندربهم یرزقون فرحین بما اتیهم الله من فضله ». پس نسیم الطافشان و رشحات انوار آن بزرگواران بر زوّار قاصدین ایشان مى رسد، خصوصاً مِن قاصِدیهم (= به ویژه براى آن دسته از زائران که قصدشان خالص است). پس خوب است زوار به قصد تجدید عهد با آنها و قصد زیارت مؤمن خالص الایمان، و به امید استشفاع از براى بخشش گناهان، و رجاى وصول بر فیوضات عظیمه، رو به آن بزرگواران کند با مراعات آن آدابى که در کتب مزار است. و باید بداند که آنها مطلع بر حرکات و سکنات این شخص، بلکه مطلع به خطورات قلبیه او هستند و لذا باید کمال سعى در تضرع و ذُل انکسار بنماید، خصوصاً در حین دخول به مرقدهاى شریفه ایشان و حواس خود را بتمامه و کماله (= کاملاً حواس خویش را) جمع نماید که تفرقه حواس و تشتت افکار باطله، به منزله پشت کردن به امام است. مبادا با کسى صحبت خارجه بکند، چه جاى اینکه در حرم مطهر – نستجیر بالله – غیبت کند، یا گوش به غیبت دهد، و یا دروغ گوید، یا سایر معاصى را مرتکب شود! (بلکه نباید سخن بگوید.) « لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبى » در اینجا هم جارى است، خصوصاً در حرم امیر(علیه السّلام) که به منزله ی نفس رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سّلم) است . چهار گوشه ی قبر مطهر را ببوسد و به زبان خود عرض حال کند و حاجاتش را از آن بزرگوار بخواهد، بگوید: اى بزرگ بر همه کس! یا منِ باز مانده را نزد خود از وفا طلب یا تو که پاکدامنى مرگ من از خدا طلب و ایمان خود را به ایشان، بعد از عرضه، (به امانت) بسپارد که عندالحاجه (= در وقت نیاز) رد نمایند تا شیطان نتواند در حین مردن آن را از وى بستاند. و مصائب وارده بر آن بزرگواران را خصوصاً در حرم حضرت ابى عبدالله الحسین(ع) یاد بیاورد، یکى یکى تفصیلاً، و بر آنها گریه کند. اگر بتواند یک توبه درستى، با جمیع مقررات معلومه در محل خود، در خدمت امام(ع) به جا بیاورد و آن بزرگوار را شاهد و شفیع قرار بدهد، و بنا بگذارد عندالمراجعه (= هنگام بازگشت) دهنى را که به آن آستانه ی شریفه رسیده و اعضایى که بر آنجاها مالیده شده و از برکت آنها اکتساب نور کرده، دوباره ملوَّث نگرداند، بلکه از لغویات بى فایده هم اجتناب نماید. باید حالش با حال وقتى که مشرف نشده بود، تفاوت بَیّن (= آشکار) داشته باشد. و مَهْما اَمْکَن (= تا آنجا که امکان دارد) حال خدّام و مجاورین را مراعات نماید، به عطا و بخشش و احسان ، و آنها را اکرام نماید و در نظرش وقعى داشته باشند. هر چه از آنها جفا ببیند، به شیرینى متحمل شود. بداند از که کشیده و در راه که بوده. از بذل مال به آنها مضایقه نکند و مشایخ و اهل علمشان را بیشتر از همه تکریم و توقیر نماید و در سختى و شداید سفر، از عمل خود منزجر و پشیمان نگردد، خصوصاً در مقام خوف از اعداء، که خودشان فرموده اند: « اما تحبون ان تخافوا فینا ». و استعجال در مراجعت از مشاهد مشرفه ننماید. مهما امکن (= تا آنجا که امکان دارد) توقف کند، وسوسه ی خیالى که کارم معوق مانده، خانه ام تنهاست، خرجى ندارم، رفیق مى رود، و غیر ذلک، از آن فکرهایى که اگر خودش تأمل کند، مى داند که شیطان او را اغوا مى نماید تا از زیارت بازماند، به خود راه ندهد، خصوصاً اگر جمعه یا یکى از زیارت هاى مخصوصه قریب باشد؛ زیرا چهل یا پنجاه سال یا بیشتر از عمرش گذشته، یک دفعه موفق به زیارت شده. هیهات که دیگر برگردد و دوباره موفق بر مراجعت شود ! مادامى که آنجا هست، خیالش مى رسد که برگشتن و آمدن، حتى سالى یک مرتبه، سهل کارى است، اما نخواهد شد؛ تجربه شده ! بارى، باقى مانده کلام در اینکه مادامى که در مشاهد است، زیارت اماکن مقدس هر چه بیشتر بهتر. لیکن حق در مسئله تفصیل است، به اطلاقه درست نیست. اجمالش این است که با آن شرایط مقرره مزبوره در سابق، اِکثارش (زیادش) به غایت مطلوب است، و به غیر آن باز تفصیل دیگر دارد. ورقه را گنجایش این مطلب نیست. والله العالم بالصواب. منبع: سایت حوزه

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.