پنج نکته ی عرفانی

پیام آیت‌الله جوادی آملی به همایش بزرگداشت آیت‌الله شیخ محمد بهاری
بسم الله الرّحمن الرّحیم و إیّاه نَستعین حمد و ثنای سرمدی خدای محمودی را سزاست که غایت آمال عارفان است. تحیّت ابدی پیامبران الهی به ویژه حضرت ختمی نبوّت را رواست که سالار سالکان کوی عرفان‌اند. درود بیکران دودمان طاها و اُسْره یاسین مخصوصاً حضرت ختمی امامت مهدی موجودِ موعود(عج) را بجاست که معلّم عارفان ناب‌اند. به این ذوات قدسی تولّی داریم و از معاندان آنان تبرّی می‌نماییم. مقدم اندیشوران حوزه و دانشگاه, مسئولان محترم استان, برادران و خواهران ایمانی همدان را ارج می‌نهیم و از برگزارکنندگان بزرگوار این کنگره ملی که به منظور تجلیل از عارف وارسته حضرت آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی تشکیل شد سپاسگزاری می‌کنیم و از خداوند سبحان, تعالی روح آن سالک پرهیزکار و توفیق رهپویان جانب اَیمن طُور معرفت را که طَوْری است ورای طَور عقل مسئلت داریم و در این‌باره چند نکته به ساحت حضّار گرامی اهدا می‌شود. یکم: آنچه از خداوند یکتا و یگانه صادر یا ظاهر می‌شود از وحدت خاص برخوردار است لَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاَفاً کَثِیراً, این هماهنگی هم برای علوم نسبت به هم و هم برای اخلاق و اعمال در قیاس با هم و نیز برای ارزیابی علوم و اعمال در کنار یکدیگر مطرح خواهد بود. یعنی یُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ با یُزَکِّیهِمْ منسجم می‌باشد به طوری که اگر علوم وحیانی ممثّل شود به صورت زکات روح و طهارت قلب در می‌آید و اگر صفای ضمیر و سلامت دل سالکان نبوی و علوی به صورت دانش تمثّل یابد همانا علوم مُعَنْوَن در قرآن و سنّت اهل بیت عصمت و طهارت خواهد شد. بنابراین نه تزکیه نفوس انسانی مورد غفلت رهبران الهی است و نه تأمین آن به غیر علوم وحیانی سپرده شد و نه آنکه جریان تهذیب ارواح در حوزه نوافل قرار گرفته و خارج از قلمرو فرایض است بلکه تضحیه نفسِ مسوّله و نفس امّاره و تطهیر روح از آسیب تسویل و گزند تأمیر سوء همواره مورد عنایت پروردگار بوده و خلیفه‌پروری را در پرتو تزکیه نفوس با اندیشه ناب و انگیزه صواب ادامه می‌دهد. زاد دانشمند ، آثار قلم زاد عارف چیست انوار قدم همچو صیّادی سوی اشکار شد گام آهو دید و بر آثار شد چند گاهش گام آهو در خور است بعد از آن خود ناف آهو رهبر است دوم: خداوند جمیل خلیفه خویش را زیبا آفرید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ «و حسن قوام أو رهین» فطرت توحیدی او و الهام‌یابی فجور و تقواست. فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا, وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ؛ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا. برای پی بردن انسان به چنین جمال موهبتی دو راه وجود دارد که اجتماع آنها کارآمدتر است یکی علم حضوری که عارفانِ شاهد به بارگاه رفیع آن نائل می‌شوند و دیگری علم حصولی که حکیمان و متکلّمان عاقل دستی از دور بر آن دارند و جمع دو علم کمالِ مطلوب است. آنکه خود را فراموش نکرد و در ظل توجّه توحیدیْ هویّت اصیل خویش را کشف نمود و با شهودِ حقّ‌الیقینی علم و عالم و معلوم را یکی یافت و تثلیث مفهومی را در بحر وحدت عینیِ خود شستشو داد و مترنّم شد: سه نگردد بریشم ار او را پرنیان خوانی و حریر و پرند زیبایی خلقت خود را مشاهده خواهد کرد و هرگز به آلوده شدن آن رضایت نمی‌دهد و آنکه توفیق شهود تفصیلی روح که اضافه تشریفی به خداوند دارد بهره وی نشد ولی از راه علم حصولی و بررسی براهین تجرّد نفس هویّت خود را با دلیل عقلی شناخت مانند کسی است که برای حضرت یوسف (علیه السلام) آئینه ارمغان برد تا وی جمال خود را در آن ببیند و لذّت ببرد. عقل گرچه شاهد نیست ولی برای تهیّه وسیله شهود سهم بسزایی دارد. کسی که زیبایی خود را طبق مرآت عقل فهمید به قذارت آن راضی نمی‌شود و همین ادراک حصولی همانند آ‌ن شهود حضوری در تأمین وارستگی و پرهیز از پَلَشْتی و ناپاکی مؤثّر است, هر چند امتیاز دل بر فکر و برتری حضور بر حصول ثابت است. عاقلان اشکسته‌اش از اضطرار عاشقان اشکسته با صد اختیار عاقلانش بندگانِ بندی‌اند عاشقانش شکّری و قندی‌اند ائتیا کَرهاً مهار عاقلان ائتیا طَوعاً بهار بی‌دلان عبادتِ شاهدْ شهدِ مشهودِ معبود را به همراه دارد و پرستش عاقل قرین هراس از دوزخ یا امید به بهشت است. سوم: علوم وحیانی که مبانی اجتهادی خود را از منابع غیبی استنباط می‌کند دارای درجاتی‌اند که به اصغر و اوسط و اکبر تقسیم شده‌اند. نامگذاری برخی از آنها منصوص و بعضی دیگر مستنبط‌اند. انقسام فقه به اصغر و اکبر که در کلام عده‌ای از علمای اسلام آمد محصول دسته‌بندی آن در برخی از نصوص دینی است. جریان جهاد اصغر و اکبر در آن حدیث معروف نبوی وارد شده و لازم آن این است, علمی که عهده‌دار احکام, دستورها, آداب و سنن جهاد اصغر است فقه اصغر باشد و علمی که عهده‌دار احکام, قوانین و قواعد جهاد اکبر است به فقه اکبر نامیده شود البته می‌توان بین جهاد اصغر و اکبر, جهاد اوسط را ترسیم نمود و علمی که عهده‌دار آن است فقه اوسط نامیده شود. به هر تقدیر جهاد در اسلام به اصغر و اکبر توزیع شده است. عارفان وارسته که از دسیسه تسویل رَسْته و از فتنه امّاره به سوء, رهایی جسته و برای رسیدن به مقصد و شهود مقصود خسته و از غیر حق گسسته و به وِلای قرآن و عترت وابسته و چونان آیت حق حاج شیخ محمد بهاری به حقیقت پیوسته‌اند جزء مجاهدانِ نستوه جهاد اوسط و اکبرند و همان طوری که مفسّر نامور امامیّه حضرت مولا محسن فیض فرموده‌اند اینان همانند شهدای در جهاد اصغر, از حیات ملکوتی برخوردارند و نزد پروردگار خویش روزی دریافت می‌نمایند و مژده خود را به وسیله ادامه دهندگان راه مخصوص خود می‌گیرند. یعنی آیه وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ؛ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم مِن خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ اختصاص به شهدای جهاد اصغر ندارد بلکه شهیدان جهاد اکبر را نیز در بر می‌گیرد. پس این همایش بزرگداشت حیّ مرزوق است نه متوفای مدفون. جهاد نفس کن زیرا که اجری برای این دهد شه لشکری را ز چاه و آب چَه رنجور گشتیم روان کن چشمه‌های کوثری را چهارم: سلوک عرفانی با ظهور با هر وحدتْ در کثرتِ مجاری ادراکی و تحریکی سالکْ از یک سو و انطوای کثرت و بازگشت آن به وحدت بدون تعطیل آن از سوی دیگر است. ظهور وحدت در کثرت مایه انسجام و هماهنگی آن بوده و مانع تشتّت و پراکندگی آ‌ن خواهد بود و انطوای کثرت در وحدت و رجوع آن به این موجبِ تعدیل کثرت و رادع تعطیل آن می‌باشد. آنچه از آیه: رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّه برمی‌آید همانند تأثیر تامّ بینش توحیدی بر شئون زندگیِ سالکِ موحّد است. یاد خدا تضمین کننده یاد خودِ ذاکر است زیرا خداوند فرمود: اذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وقتی سالک موحّد به یاد خدا بود خداوند نیز از او یاد می‌کند و اثر همایون یاد الهی این است که چیزی برای سالک ذاکر حجاب سرگرم کننده نخواهد بود نه حرفه تجارت و نه پیمان خصوصی خرید و فروش که از مجموع آن به عقد بیع یاد می‌شود و نه خصوص فروختن که از آن به عنوان بیع در برابر شِرا تعبیر می‌شود و این امر سوم یعنی خصوص فروختن غالباً با سود همراه است زیرا در بیشتر موارد فروشنده از سود حاضر بهره می‌برد ولی خریدار به امید نفع آجل اقدام می‌نماید. بنابراین سودآورترین حال در بین سه امر یاد شده همانا فروختن است که این وضع نافع نیز سالکِ ذاکر را از یاد خدا باز نمی‌دارد چنانچه مشاغل دیگر که نفع خیالی را به همراه دارد و گاهی بیش از سود مادّی رهزن است همچون جاه‌طلبی, اشتهار به علم و گسترش صِیْت تدریس, زعامت و مانند آن توان ردعْ و اِلهاء را ندارد. پنجم: هر چند گاهی عرفانْ رقیمه برهان را امضا می‌کند و تخلیه رذایل را مقدّمه تحلیه فضایل می‌داند و شعار: «دیو چو بیرون رود فرشته در آید» را روا می‌دارد لیکن هماره ملکوت خویش را مصون داشته و تزکیه را مقدّم بر تخلیه قرار می‌دهد و با هبوط فرشته فضیلت, اهریمن رذیلت را بیرون می‌کند و فضای درون را برای بیگانه تنگ می‌نماید و نیز فتوا می‌دهد که با نزول اجلالِ عشق, جایی برای حکمرانی عقل نخواهد بود سایه‌ایّ و عاشقی بر آفتاب شمس آید سایه, لا گردد شتاب از درِ دل چونکه عشق آید درون عقل رخت خویش اندازد برون آنچه در این حوزه سهیم است تدبیر الهی و تسلیم سالک صالح است اگر مصلحت بیرون کردن دیو هوا و منزل دادن فرشته تقوا بود همان می‌شود و اگر حکمت در نزول مَلَکِ طهارت و آنگاه زدودن قذارت است همان خواهد شد. کوثر انقیادْ کیمیایی دارد که تکاثر درایت فاقد آن است مهم‌ترین سرمایه سالکان واصل چونان آیت حقّ حاج شید محمد بهاری همدانی که این کنگره وزین به منظور بزرگداشت این شخصیت عرفانی است همانا جمع بین نیستی خود و هستی فیض خداست. همچنین جویای درگاه خدا چون خدا آید شود جوینده لا گرچه آن وَصلَت بقا اندر بقاست لیک ز اوّل آن بقا اندر فناست هالک آمد پیش وجهش هست و نیست هستی اندر نیستی خود طرفه‌ای است اندرین محضر خردها شد ز دست چون قلم اینجا رسید و سر شکست در پایان این پیام کوتاه ضمن تقدیر از همگان اعتلای درجه سالک واصل حضرت آقای محمد بهاری را از خداوند مسئلت و ادامه راه عارفان حق‌مدار را آرزو می‌نماییم. «والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته» جوادی آملی ، قم ـ آبان ۱۳۸۷منبع: خبرگزاری فارس 
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.