تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


شرح کتاب مصباح الشریعه ومفتاح الحقیقه
نعمت زمین
قرآن عزیز در بسیارى از آیات مسئله زمین و منافع بیشمارى که براى موجودات زنده و بخصوص انسان دارد ، مطرح کرده ، و زمین را یکى از بزرگ ترین نعمت هاى حضرت حق دانسته .( الَّذِى جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالْسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّـمَرَاتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلاَ تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْدَاداً وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ … )( بقره : ۲۲) . اوست خدائى که زمین را جهت زندگى براى شما گستراند و آسمان را برافراشت و از آسمان بر زمین آب جارى کرد ، پس به وسیله آن آب و زمین براى شما میوه ها و اثمار و محصولات و نتایج زیادى روزى کرد .اگر کسى بخواهد همین یک آیه را مو شکافى کند ، به این معنى که مسئله باران و کلیه میوه ها و سبزیجات و داروهائى که به وسیله آن از زمین مى روید توضیح دهد ، از چند هزار جلد کتاب قطور تجاوز مى کند .قرآن مجید کلى مسائل را ذکر مى کند ، تحقیق و کشف اسرار و رموز آن مسائل بر عهده خود انسان است .وقتى انسان به کتب که درباره زمین و خاک و کوه و معادن و کتبى که درباره میوه جات و سبزیجات و حبوبات و داروهاى گیاهى نوشته شده مراجعه مى کند به جهان هاى بهت آور و اعجاب انگیزى بر مى خورد . و بى اختیار در برابر حضرت حق تعالى خود را مکلف و موظف مى بیند که سر عبادت و پرستش به خاک بساید .با ارزش ترین و سودمندترین ماده زمین چیست ؟ شاید فکر کنید طلا یا نقره یا فلز دیگرى باشد که به صورت معادن وسیع موجود است ، محققاً این فلزات بسیار مفیدند و ما بدون آنها در زحمت خواهیم افتاد ، اما بیشتر ثورت و منفعت ما در خاک است .موجودات زنده براى بقاى خود به خاک احتیاج دارند ، گیاهان آب و مواد کانى را مستقیماً از خاک مى گیرند ، انسان و جانوران دیگر از گیاهان تغذیه مى کنند ، غذاهائى که به بدن ما مى رسد از خاک بدست مى آید .در طى هزاران سال ، کشاورزى یکى از صنایع اساسى انسان بود ، امروزه جمعیت زمین به سرعت زیاد مى شود ، و بیش از همه به محصولات کشاورزى احتیاج است نه فقط خوراکمان را از کشاورزى تهیه مى کنیم ، بلکه بعضى از مواد لازم براى تهیه البسه و دارو و ساختمان و بسیارى از چیزهاى مفید دیگر هم از خاک بدست مى آید .نیروهاى طبیعى سنگ ها را خرد مى کنند ، جویبارها و یخچالهاى طبیعى این ذرات را برداشته و به جاى دیگر مى برند ، تمام این عوامل به تشکیل خاک کمک مى کنند ، و این خاک براى حیات موجودات زنده منبعى از منافع مى گردد !!خاک موجودات زنده بسیارى در بر دارد ، یک مشت خاک ممکن است شامل میلیون ها موجود میکروسکبى به نام باکترى باشد ، بسیارى از باکترى ها براى رشد گیاهان عالى تر مفید است ، علاوه بر باکترى ها بسیارى از کپک ها و جلبک ها و انواع مختلف جانوران در خاک یافت مى شوند ، بسیارى از این موجودات زنده خاک را متخلخل مى کنند و بدین طریق آن را براى رشد گیاهان آماده تر مى کنند ، ضمناً به تغییر ذرات معدنى و کود کمک مى نمایند به قسمى که آنها را قابل حل شدن در آب مى سازند .اگر مقدارى خاک از زمین حاصل خیز بردارید ، چیز غیر عادى در آن نخواهید دید ، ولى عده اى موجودات زنده در آن هست که تعداد آنها احتمالا بیش از جمعتى تمام جهان است !!بعضى دانشمندان که در پى کشف داروهاى جدیدند ، تکه اى از خاک را در یک لوله آزمایش وارد مى سازند و آب مقطر به آن اضافه مى کنند و آن را تکان مى دهند ، سپس قدرى از مخلوط در یک جعبه پترى (بشقاب مخصوصى است که براى رویاندن کولونى کپک ها و باکترى ها به کار مى رود) وارد مى سازند .پس از آن که کلنى کپک ها و باکترى ها رشد کردند فرآورده هاى شیمیائى مخصوصى را که براى از بین بردن یا متوقف ساختن رشد موجودات زیان آور تهیه کرده اند روى آنها اثر مى دهند .پیدا کردن یک دارو با این روش از مشتى خاک ، درست مانند پیدا کردن یک سوزن در یک دسته علف خشک است ، ولى با این روش بود که داروهاى معجزآسائى نظیر پنى سیلین ، اورئومایسین و استرپتومایسین ، از بین برنده مولدهاى امراض انسانى کشف گردید !!بشر مدتى دراز است که بر روى زمین زندگى مى کند ، یک چند نیازمندیهاى وى کم بود و خوراک و پوشاک و مسکن براى او کفایت مى کرد ، امروز احتیاجات وى دم به دم افزون مى شود ، و او براى تأمین آنها چیزهاى تازه ابداع و اختراع مى کند و آنها را به مقادیر زیاد و زیادتر آماده مى سازد ، ما در دوران وفور نعمت زندگى مى کنیم و هزاران ماشین و وسائل فنى در اختیار خود داریم اما براى ساختن آنچه مورد نیاز ما است به منابع دائمى مواد اولیه مانند فلزات ، زغال ، نفت و سنگ احتیاج داریم تمام این مواد را از قشر زمین بیرون مى آوریم .زمین گنجینه عظیمى است که مقادیر فوق العاده اى ثروت در گوشه و کنار آن نهفته است ، یکجا آهن دارد ، و جاى دیگر زغال ، و نفت ، و باز جاى دیگر آلومینیوم و سایر فلزات ، بشر وسائلى در اختیار دارد که محصول زحمات مخترعین است که با آنها مواد مختلف را از دل معدن بیرون مى کشد ، معدنچیان و دانشمندان و مخترعان و صنعتگران مواد خام را از زمین بیرون مى آورند و به صورت آنچه که مورد نیاز ماست در مى آورند(علم و زندگى : ۱۳۳) .( أَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ مِهَاداً * وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً * وَخَلَقْنَاکُمْ أَزْوَاجاً * وَجَعَلْنَا نَوْمَکُمْ سُبَاتاً * وَجَعَلْنَا الَّیْلَ لِبَاساً * وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشاً * وَبَنیْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِدَاداً * وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً * وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجاً * لِنُخْرِجَ بِهِ حَبّاً وَنَبَاتاً * وَجَنَّات أَ لْفَافاً )( نبأ : ۱۶ ـ ۶) . در این آیات بسیار مهم ، قرآن مجید به نعمت با عظمت زمین و قسمتى از نعمت ها که در ارتباط با زمین است ، و نعمت هاى دیگر که در تداوم حیات انسان نقش مهمى دارد اشاره کرده که با استفاده از بعضى از تفاسیر بخصوص تفسیر نوین به توضیح مختصر هریک از آیات لازم است توجه کنید .قرآن مجید مکرر از زمین نام برده و در هر مورد به مناسبت مقام صفتى و فائده اى از آن را بیان کرده است .در ماده لفظ مهاد که ابو الفتوح رازى «گسترده» و کشف الاسرار میبدى «آرامگاه» ترجمه کرده اند کتب لغت سه معناى «تسویه» و «تسهیل» و «اصلاح» را آورده اند ، بنابراین لفظ مذکور به تنهائى ما را توجه مى دهد که زمین هموار و استفاده از آن آسان ، و براى زندگى صالح است .اگر به جاى تسویه و مسطح بودن قدم به قدم کوههاى بسیار بلند و دره هاى خیلى عمیق بود و به جاى سهولت ، سطح زمین را سنگ هاى بسیار سخت پوشیده یا باتقلاق هائى گرفته بود که با قدم نهادن در آن همه را در خود فرو مى برد و حفر چاه ها و کاریزها و ساختن خانه و امر زراعت در آن ممکن نمى شد و اگر به جاى صلاحیت قشر زمین مشتعل و داغ و یا به عکس بسیار سرد و پوشیده از یخ بود آیا نباتى و جانورى در آن موجود مى شد ؟( أَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ مِهَاداً ) . جبال اوتاد زمین است ، اوتاد جمع وتد به معناى میخ هاى بزرگ است ، گفته مى شود که مرکز زمین آتش مشتعل است که گاهى از دهانه کوه هاى آتش فشان مقدار کمى از مواد گداخته درونى به سطح زمین پرتاب شده و شهرى عظیم مانند پمپى را نابود مى سازد ، روى این کره آتش پوسته نازکى است البته نسبت به حجم زمین که جانداران بر آن زندگى مى کنند ، در فاصله هاى کم یا زیاد ، کوه ها قرار دارند که هر قطعه اى از قشر زمین به آنها اتصال مى یابد ، اگر کوه ها تکیه گاهى براى این قطعات مختلف نباشند یکسره سطح زمین در نتیجه فشار مواد منفجره از داخل در حرکت و اضطراب مى افتد ، و گرفتار زلزله هاى ویران کننده و پى در پى مى شود ، پس خیمه سطح زمین را میخ هاى محکم کوه ها آرام نگه مى دارند .و نیز کسانى که اندک اطلاعى از علم هواشناسى دارند ، مى دانند که شدت بادها هنگامى که به سطح زمین مى رسد به وسیله کوهها شکسته مى شود و گرنه همواره بادهاى بسیار شدید طوفانهاى عجیب ایجاد مى کرد و آرامش سکنه زمین را بر هم مى زد و درخت هاى بسیار بزرگ را از ریشه مى کند و جانوران را پرتاب کرده زندگى را بر همه زندگان نباتى و حیوانى دشوار بلکه محال مى ساخت ، پس به این لحاظ نیز مى توانیم کوه ها را میخ زمین بنامیم که موجب سکون و آرامش سطح زمین و اهل زمین هستند !!( وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً ) . و شما را جفت ، جفت آفریدیم ، و این جفت آفریده شدن انسان و همه موجودات از اعظم نعمت هاى الهى است ، و شما مى توانید با اندک اندیشه به این معنى توجه کنید که اگر براى موجودى جفتى نباشد ، زندگى براى او چه سخت و گاهى غیر قابل تحمل است !قرآن مجید در سوره حج آیه ششم ، شعرا آیه هفتم ، لقمان آیه دهم ، ق آیه هشتم ، رعد آیه چهارم ، الذاریات آیه پنجاهم به جفت بودن تمام موجودات عالم تصریح دارد .بابید به آنان که کشف این حقیقت بزرگ را به دانشمندان قرون اخیر نسبت مى دهند گفت : که این مسئله از اکتشافات جدید و تازه نیست ، قرآن مجید در هزار و چهارصد سال پیش این معنى را بازگو کرده است .یکى از فلاسفه بزرگ اروپا به نام مومنیه جفت بودن تمام موجودات را یکى از بهترین دلائل وجود حق دانسته آنجا که مى گوید :اگر ما فرض کنیم جهان آفرینش به طور خارق العاده که عقل بشر به آن دسترسى ندارد ، بدون آفریننده با اختیار و اراده اى خلق شده و اتفاقات پى در پى منجر به وجود یافتن مردى گشته است ، آیا عقل این را هم مى تواند بپذیرد که باز هم تصادفات و اتفاقات موجود دیگرى را که در ظاهر و صورت همانند او در ترکیبات داخلى مقابل و مباین او باشد اینجاد نموده باشد ، تا نسل بشر باقى بماند و زمین آباد گردد ؟آیا همین یک دلیل به تنهائى کافى نیست تا ما بپذیریم که هستى آفریننده اى مختار دارد که کائنات را ابداع فرموده و گوناگون ساخته و قوا و غرائز و حواس و الهامات فطرى و ابزار و اندام متناسب به هر نوع عنایت فرموده تا به زندگى خویش ادامه دهند و به کمال لایق خود برسند .( وَخَلَقْنَاکُمْ أَزْوَاجاً ) . مسئله خواب هم از نعمت هاى بزرگى است که قدرتش براى همگان مجهول است ، لفظ سبات در آیه شریفه به معناى قطع است ، یعنى خواب را باعث قطع حواس از ادراک و احساس و تعطیل کار و فعالیت شما ساختیم تا با آن تجدید قوا نموده با نشاط و راحتى به کار بپردازید .به راستى خواب از نعمت هاى بزرگ پروردگار است و اگر نبود نیروها و اعصاب به سرعت فرسوده مى شد و از کار مى افتاد ، بدترین شکنجه اى که بتوان براى کسى تصور کرد همین جلوگیرى از خواب است ، و نیز از فوائد معنوى و اخلاقى آن انقطاع از این عالم است که ما را به طور منظم و مستمر به یاد خواب ابدى و انقطاع کلى مى اندازد ، زیرا خواب برادر مرگ است .به علاوه رؤیاهاى صادقه که برخى از آنها فوق العاده شگفت انگیز است وجود جهانى دیگر را براى آنها که درک و دقت و انصاف دارند به روشنى اثبات مى نماید ، چنان که بسیارى از دانشمندان از طریق خواب هائى که وقایع مدت ها بعد ، جزء به جزء در آنها دیده مى شود کتابها در اثبات روح و مابعد الطبیعه نوشته اند .همچنین بیدار شدن از خواب ، برخاستن از گور را در قیامت به یاد مى آورد ، چنانکه نبى اسلام فرمود : همانطور که مى خوابید مى میرید و همچنان که بیدار مى شوید برانگیخته خواهید شد !!( وَجَعَلْنَا نَوْمَکُمْ سُبَاتاً ) . و به دنباله این آیه به مسئله شب که راستى از اعظم نعم الهى است اشاره رفته ، و مى فرماید شب را براى شما لباس و پوشاننده قرار دادیم .همانطور که مادرى دل سوز یا پدرى مهربان وقتى کودک بازى گوش را مى خواهد بخواباند تا سلامت و نشاطش محفوظ بماند ، و در بازى بیش از حد قوایش را به هدر ندهد ، رویش را با پتو یا لحافى مى پوشد ، پروردگار مهربان تر از مادر و پدر ، آدمیزادگان و بسیارى از جانوران را با پوشاک نیلگون شب فرو مى پوشد تا از لهو و لعب زندگانى و تلاش معاش آنها بیش از حد لزوم جلوگیرى کند .اگر شب نبود انسان این موجود حریص و شاید بسیارى از جانوران دیگر نیز از استراحت و خواب خوددارى نموده به سرعت فرسوده و ناتوان مى گشتند ، و نیز نعمت شب پوشاکى است که گیاه و حیوان را از گرماى سوزان روز محافظت مى کند ،( وَجَعَلْنَا الَّیْلَ لِبَاساً ) . به دنبال مسئله شب به نعمت روز اشاره مى کند ، شمردن منافع روز احتیاج به شرح و بسط مفصل دارد ، و این جزوه استعداد برگرداندن توضیح روز را ندارد .پس از بیان روز به نعمت با عظمت آسمانهاى هفتگانه اشاره مى کند مى فرماید : و هفت آسمان را بالاى سر شما استوار ساختیم .براى درک منافع آسمان لازم است به کتب هیئت ، کتب نجومى ، و مجلات ارزنده علمى مراجعه کنید ، تا بر شما معلوم گردد چگونه مانند ماهى دریا غرق در نعمت حق هستید .اگر حوصله بررسى و مطالعه کتب علمى در این زمینه را ندارید به کتاب مختصر ولى فوق العاده ارزنده «خدا در طبیعت» نوشته کامیل فلاماریون و پاورقیهاى ارزنده آن مراجعه کنید تا از طریق اکتشافات علمى پى به نعمت با عظمت آسمانها ببرید و از طرفى به کتاب پر قیمت و معجزه آساى «هیئت در اسلام» نوشته فیلسوف و علاّمه بزرگ مرحوم هبه الدین شهرستانى رجوع نمائید تا مسئله آسمانها و زمین به طور مفصل از طریق وحى بر شما روشن شود !!( وَبَنیْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِدَاداً ) . پس از بیان خلقت آسمانها به نعمت پر قیمت و حیات بخش خورشید اشاره مى کند و آن را به عنوان سراج وهاج معرفى مى نماید .وهج به معنى فروزندگى و به عبارت دیگر نور و حرارت دادن است ، در آیه شریفه مى فرماید : و چراغى با فروغ و گرمى ساختیم ، بعد از بیان آماده شدن مسکن و سقف آن اینک چراغى در سقف قرار مى دهد تا به زندگى همگان گرما و روشنى بخشد .هزاران موجبات فراهم آمده تا ما از نور زیبا و حیات بخش و مفرح خورشید بهره مند شویم .اگر فاصله زمین تا خورشید زیادتر یا کمتر از آنچه هست مى بود و اگر حرکت زمین کندتر یا تندتر مى شد و اگر … و بالاخره اگر به جاى خورشد ، دیگرى از این ستارگان فراوان قرار مى گرفت زندگى حیوان و نبات و انسان محال مى شد چه در میان میلیون ها ستاره تنها و تنها خورشید ما است که براى ایجاد حیات مناسب مى باشد !!( وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً ) . آنگاه اشاره به نعمت با عظمت باران کرده مى گوید : و از آب افشارها (ابرها و بادها) آبى سخت ریزان فرو فرستادیم .( وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجاً ) . عصر به معنى فشردن است ، مثل کسى که جامه اى را مى فشارد و از آن آب مى ریزد به این مناسبت ابرها را معصرات نامید ، و لفظ ثج به معناى پى در پى و به شدت ریختن است .بعد از آن که مسکن و سقف و همسر و وسیله آسایش چون شب و وسیله معاش چون روز و نور را برایمان فراهم فرمود ، با نزول باران خوراکمان را آماده مى سازد ، از ابرها آبى سخت ریزان فرو فرستادیم ، نیاز جانداران به آب پیش تر و بیش تر از همه چیز است ولى باران علاوه بر تأمین آب آشامیدنى موجب تهیه دیگر خوراک است از قبیل آنچه در دو آیه بعد مى فرماید :آنچه از زمین مى روید یا تنه دارد یا ندارد ، و آنچه تنه ندارد یا دانه اش قابل استفاده است یا خودش ، اولى اشجار و دومى حبوبات و سومى بقولات است و همه اینها در دو آیه کوتاه جمع است 🙁 لِنُخْرِجَ بِهِ حَبّاً وَنَبَاتاً * وَجَنَّات أَ لْفَافاً ) . لفظ جنت به معنى باغى است بسیار آباد و لف هم به معناى پیچیده است و این لف صفت درخت هاست ، یعنى باغ ها و بوستانهائى که درختانش از کثرت فراوانى به یکدیگر پیچیده اند !!این است رحمت واسعه الهى و لطف بیش از حد حضرت حق نسبت به بندگان تا که در برابر این همه نعمت سپاس گذارى کند و چه کسى ناسپاسى کرده و کفران بورزد ، ولى به قول قرآن در نزدیک به هزار آیه روزى براى رسیدگى به پاداش و کیفر عموم مردم عالم هست و در بپا شدن آن روز شک و تردیدى وجود ندارد .چطور مى توان در این جزوه کوچک به نعمت هائى که حضرت دوست فرموده : اگر بخواهید بشمارید از عهده شمردن آن عاجزید اشاره کرد ؟ بیائید مقدارى از اوقات خود را صرف کتبى که درباره نعمت هاى درونى و برونى ، ظاهرى و باطنى ، مادى و معنوى ، دنیائى و آخرتى نوشته شده صرف کنیم ; بیائید بخصوص در نعمت هاى معنوى ، که عبارت است از وجود انبیاء ، وحى ، کتب آسمانى و بخصوص قرآن ، ائمه ، عقل ، روح ، وجدان ، فطرت ، الهامات ، خوشنودى حق ، حسنات اخلاقى و بالاخره بهشت فکر کنیم ، و همیشه به یاد داشته باشیم که این نعمت ها از خداست و باید به دستور حضرت او این نعمت را مصرف کنیم .ما تاکنون به شناخت نعمت ها و صاحب نعمت ها اقدام نکرده ایم ، معرفت ما نسبت به نعمت ها و خالق و معطى آن بسیار بسیار کم است ، از این جهت ما در مصرف نعمت ها در بسیارى از اوقات دچار گناه و معصیت شده ایم ، هم اکنون با مطالعه این صفحات بیائید از حضرت حق عذر خواسته و به پیشگاه وجود مقدس او رو آورده و از حضرتش به طور جدى توفیق توبه بخواهیم و در محضر آن جناب چنانچه این فقیر بال و پر شکسته و گنهکار دل خسته به عنوان مناجات عرض ادب کرده عرض ادب کنیم :یا رب بنواز این گدا را *** محروم مکن تو بى نوا رااى نور دل سیاه عاصى *** از نامه من بشو معاصىرحمى تو بر این غریب خسته *** این خسته زار دل شکستهازدیده من سرشک جارى است *** سرمایه من امید و زارى استاى روشنى دو دیده دل *** اى بر دل من غم تو حاصلاى خاک درت سراى جانم *** از یاد تو زنده شد روانماز لطف و کرم بگیر دستم *** از باده عشق کن تو مستماى عضشق تو مایه دل و جان *** از عشق روان و دل بسوزاندر رحمت خود بده پناهم *** رحمى بنما به سوز و آهمگر آتش آه من فروزد *** یکجا همه هستیم به سوزدلطفى به اسیر کوى خود کن *** روى دل من به سوى خود کنمحتاج تو در کجا کند رو *** محروم شود رود بهر سومن در غم تو کشیده ام رنج *** در مخزن دل غم تو شد گنجاى محور عشق قلب مسکین *** عشق تو مراست دین و آئینمنبع: http://erfan.ir


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها