عرفان اسلامی (۱۱) خوف از پیش آمدن خطر

شرح کتاب مصباح الشریعه ومفتاح الحقیقه
۱ ـ خوف از پیش آمدن خطر
خوف از پیش آمدن خطر براى جامعه و اعلام آن براى بیدارى مردم ، مخصوص انبیا و اولیا ، ائمه ، حکیمان و بندگان دوراندیش است .این خوف که برخاسته از دلسوزى آنان نسبت به هم نوعان است ، آنان را وادار مى کند که با تمام وجود براى سعادت دنیا و آخرت مردم قیام کنند و آنان را از قرار گرفتن در وادى گمراهى حفط نمایند .قرآن کریم درباره ى ترس حضرت نوح از گمراهى قومش مى فرماید 🙁 لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ مَالَکُمْ مِنْ إِله غَیْرُهُ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْم عَظِیم ) .« نوح را به سوى قومش فرستادیم ، به آن مردم گفت خدا را بندگى کنید ، غیر او کسى لایق پرستش نیست . من بر شما از عذاب روز بزرگ مى ترسم » .و نیز مى فرماید 🙁 وَلَقَدْ أَرْسْلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ * أَن لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْم أَلِیم ) .« نوح را به سوى قومش فرستادیم ، به آنان گفت : من براى شما ترساننده آشکارم ، جز خدا را فرمان نبرید و به غیر او کسى را نپرستید ، من از عذاب دردناک روز قیامت بر شما مى ترسم » .قرآن مجید درباره ى ترس حضرت شعیب از آینده ى قومش و خطراتى که آنان را تهدید مى کرد مى فرماید 🙁 وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْباً قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِنْ إِله غَیْرُهُ وَلاَ تَنْقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّی أَرَاکُم بِخَیْر وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْم مُحِیط ) .« شعیب را به سوى برادرانش در مدین فرستادم به آنان گفت : خدا را عبادت کنید ، کسى جز او لایق پرستش نیست ، از اجناس وزنى و کیلى کم نکنید ، چون خیانت به مردم است ، من آنچه خیر شماست به شما مى نمایانم و بدون شک از عذاب روز فراگیرنده بر همه ى شما مى ترسم » .و درباره ى حضرت هود ، خطاب به قومش چنین مى گوید 🙁 إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْم عَظِیم ) .« من بر شما از عذاب روز بزرگ مى ترسم » .از پیامبر بزرگ اسلام نسبت به ترسى که از آینده ى امّت و قوم خود داشتند چنین نقل شده است :إِنَّ أَخْوَفُ ما أَخافُ عَلى أُمَّتی اَلْهَوى وَطُولُ الأَمَلِ ، أَمّا الْهَوى فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الحَقِّ وَأَمّا طُولُ الأَمَلِ فَیُنْسى الآخِرَهَ وَهذِهِ الدُّنْیا قَد ارْتَحَلَتْ مُدْبَرَهً وَهذِهِ الآخِرَهُ قَد ارْتَحَلَتْ مُقْبَلَهً وَلِکُلٍّ واحِدَهٌ مِنْهُما بَنُونٌ فَإِنْ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَکُونُوا مِنْ أَبْناءِ الآخِرَهِ وَلا تَکُونُوا مِنْ أَبْناءِ الدُّنْیا فَافْعَلُوا فَإِنَّکُمْ الْیَوْمَ فی دارِ عَمَل وَلا حِسابَ وَأَنْتُمْ غَداً فی دارِ حِساب وَلا عَمَلَ .« ترسناک ترین چیزى که از آن بر امتّم مى ترسم دو چیز است : هواى نفس و آرزوى دراز ، امّا هواى نفس شما را از قرار گرفتن در مدار حق بازمى دارد . و اما آرزوهاى طولانى شما را از آباد کردن خانه آخرت بازمى دارد . این دنیا در حال گذشتن و آخرت در حال آمدن است و براى هریک از این دو ، فرزندانى است و اگر مى خواهید فرزند آخرت باشید واز ضربه هاى دنیا مصون بمانید ، به دستورات خداوند عمل کنید ، زیرا امروز در خانه ى عمل هستید و حسابى بر شما نیست ، ولى فردا در خانه ى حساب هستید و قدرتى بر انجام یک عمل در آن روز براى شما نیست » .از امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز نقل شده است :وَإِنَّ أَخْوَفُ ما أَخافُ عَلَیْکُم اتّباعُ الهَوى وَطُولُ الأَمَلِ فَتَزَوَّدُوا فی الدُّنْیا مِنَ الدُّنْیا ما تَحْرَزُونَ بِهِ أَنْفُسَکُمْ غَد .« ترسناک ترین چیزى که مرا نسبت به شما ترسانده ، پیروى از هواى نفس و آرزوهاى طولانى است ، از دنیا براى رهایى از عذاب فردا توشه برگیرید ، وقت خود را در دنیا به ایمان و عمل صالح تمام کنید » .پیامبر بزرگ اسلام از سه برنامه ى خطر آفرین براى امّت ، چنین اعلام وحشت مى کند :إِنَّما أَخافُ عَلى أُمَّتی ثَلاثاً : شُحّاً مُطاعاً ، وَهَوىً مُتَّبَعاً وَإِماماً ضال .« از سه چیز بر امّتم مى ترسم : بخلى که بر آنان غلبه کند و نگذارد از مال خویش در راه خدا بهره گیرند ، و هواى نفسى که آنان را آلوده به لذّت گرایى نماید و پیشواى گمراهى که بر آنان سلطه یابد و باعث جدایى امّت از فرهنگ الهى گردد » .از حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام) درباره ى پرسش از کسانى که مسئولیت هاى خود را در برابر خدا و رسول الهى و خلق مظلوم و مستضعف انجام نمى دهند ، چنین نقل شده است :« اى کسانى که آرزوى هر نوع لطف و عنایت از خدا دارید ، من بر شما مى ترسم که دچار انتقام سختى از جانب خدا شوید و بلایى از بلاهاى الهى شما را فرا گیرد ، شما به مقامى از کرامت خدا رسیده اید که نسبت به دیگران بر اثر این کرامت برترى یافته اید » .خداى بزرگ بندگان مؤمنِ زیادى دارد که ناشناخته اند و به همین خاطر در بین مردم از احترام آن چنانى برخوردار نیستند . امّا به خاطر اینکه شما را وابسته به خدا مى دانند سخت احترام مى کنند ، ولى در برابر این لطف حق ، شما به رعایت حقوق الهى برنخاسته اید ; زیرا مشاهده مى کنید که در جامعه پیمانها بر باد رفته و شما نه هراسى دارید و نه فریاد برمى کشید با آنکه در برابر یک پیمان شکنى پدران خود به جزع و فزع مى افتید و در نظر شما پیمان خدا به اندازه پیمان پدرانتان قیمت ندارد !اى واى بر شما که تعهّدهاى رسول خدا در بین مردم بى مقدار شده و کورها و کرها و زمین گیرها در همه ى شهرها دچار بدبختى گشته و بى سرپرست مانده اند و کسى به آنان رحم نمى کند .شما به اندازه مقام خود و در خور تکلیف و مسئولیّت خویش عمل نمى کنید و در برابر انسانهاى والایى که اداى مسئولیت مى نمایند تواضع ندارید ، با مسامحه وسازش با ظالمان ، خویش را آسوده مى دارید .اینها برنامه هاى عالى آسمانى است که پروردگار عالم شما را به آن فرمان داده و مسائل خطرناکى است که همه ى شما را از آن نهى کرده است ; امّا شما از معروف و منکر معرّفى شده غافلید .آن هنگام که دست انتقام حق به سوى شما دراز شود ، بدبختى و بیچارگى شما از همه بیشتر است ; زیرا شما منزلت علم و علما را در جامعه حفظ نکردید و اگر در این راه از کوشش و جهاد دریغ نمىورزیدید ، هرآینه ستمگران این جایگاه بلند الهى که ضامن حفظ حقوق مردم است را اشغال نمى کردند » .امیر مؤمنان (علیه السلام) به فرزندش محمّد حنفیّه مى فرماید :یا بُنَیّ إِنّی أَخافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ فی الدِّینِ مُدْهِشَهٌ لِلْعَقْلِ ، داعِیَهٌ لِلْمَقْتِ .« پسرم بر تو از ندارى و فقر مى ترسم ، از پیش آمدن این مصیبت به خداى بزرگ پناه ببر ; زیرا تنگدستى علّت کم شدن دین انسان است و بر اثر آن انسان از آلوده شدن به گناهانى چون دروغ ، خیانت ، دزدى و سایر اعمال ناروا مصون نخواهد بود ، و نیز آدم ندار از نظر تعقّل و تفکّر حیران و سرگردان است ، و در معرض دشمنى مردم است » .همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود :فَإِنَّهُ لا سِواءٌ إِمامُ الْهُدى وَإِمامُ الرَّدى وَوَلِیُّ النَّبِیّ وَعَدُوُّ النَّبِیِّ وَلَقَدْ قَالَ لی رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله) : إِنّی لا أَخافُ عَلى أُمّتی مُؤمِناً وَلا مُشْرِکاً أَمّا الْمُؤْمِنُ فَیَمْنَعُهُ اللهُ بِإِیمانِهِ ، وَأَمّا الْمُشْرِکُ فَیَقْمَعُهُ اللهُ بِشِرْکِهِ وَلکِنّی أَخافُ عَلَیْکُمْ کُلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمِ اللِّسانِ یَقُولُ ما تَعْرِفُونَ وَیَفْعَلُ ما تُنْکِرُونَ .« پیشواى هدایت ورهبر ضلالت وتبهکارى، دوست و دشمن رسول اکرم مساوى نیستند، من بر امّتم از مؤمن ومشرک نمى ترسم ، زیرا مؤمن را خداوند با کمک ایمانش از تعدّى و جور حفظ مى کند و مشرک را به خاطر شرکش قلع وقمع مى نماید ; اما ترس و وحشت من از مردم منافق و انسانهاى دو چهره است که دل آنان با ظاهرشان یکى نیست، آنچه را شما مى پسندید به زبان جارى مى کنند ، آنچه را به ضرر شماست از انجامش خوددارى نمى کنند » .و نیز در نهج البلاغه از قول آن حضرت آمده است :أَخافُ عَلَیْکُمْ مِنْ عِقابِهِ .« من بر شما از عقاب خدا به خاطر این همه تبهکارى و گناه مى ترسم » .منبع: http://erfan.ir

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.