تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


مقدمه قرآن کریم در موارد متعددی به بازشناسی، تصحیح و احیای برخی آموزه ها و مفاهیم توحیدی و نیز حوادث و شخصیت های مهم تاریخ ادیان آسمانی پرداخته است که به تدریج در طول تاریخ دچار تحریف و انحراف گشته و یا به فراموشی سپرده شده اند. این دگرگونی ها، گاه با اثرگذاری بر افکار و اذهان مورخان و مفسران مسلمان و راه یابی به منابع حدیثی، تاریخی و تفسیری، عقاید و باورهای آنان را نیز به انحراف کشانده و دگرگون ساخته اند. از این رو، بررسی مستند و تطبیقی این گونه انحرافات، زمینه ها و سیر پیدایش آنها از یک سو، و دست یابی به تعریف و روایتی روشن و درست از آن، براساس آیات قرآن کریم از سوی دیگر، ضرورت حیاتی دارد. این مهم می تواند هدایت گر بودن قرآن را به منصه ظهور رسانده و اثر به سزایی در اصلاح عقاید و رفتار مسلمانان و چه بسا پیروان سایر ادیان توحیدی داشته باشد. مفهوم و مصادیق اسباط، که قرآن کریم آنها را در کنار شماری از پیامبران الاهی و به عنوان دریافت کنندگان وحی یاد کرده و از لزوم ایمان به آنان و نفی یهودی و مسیحی بودنشان سخن گفته، یکی از موارد یاد شده است. بررسی منابع تاریخی و تفسیری نشان می دهد که، مصادیق اسباط دریافت کننده وحی همواره در هاله ای از ابهام بوده است. این موضوع چندان به صورت مستقل، تطبیقی و تحلیلی مورد پژوهش قرار نگرفته است. مفسرانی که در ذیل آیات مربوط به صورت بسیار کلی به آن پرداخته اند، اغلب در این باره از گزارش های عهد عتیق اثر پذیر شده و یا به اختلاف گرائیده اند. این نوشتار بر آن است تا ضمن تحلیل و بررسی تطبیقی گزارش های کتاب مقدس، قرآن کریم، مفسران، منابع لغوی و احادیث اسلامی، پاسخی نسبتاً روشن درباره هویت، ویژگی ها و دوره تاریخی اسباط به دست آورد. معرفی پسران حضرت یعقوب(ع) به عنوان اسباط و چرایی اختلاف نظر مفسران مسلمان، پرسش های دیگری است که این پژوهش در صدد پاسخگویی به آنهاست.
۱٫ مفهوم شناسی اسباط فرهنگ نویسان عربی و واژه پژوهان قرآنی، « أسباط» را جمع « سبط» و دارای ساختار عربی دانسته اند، اما عربی یا دخیل بودن سبط مورد اختلاف است.الف. اسباط، واژه ای عربی: بسیاری از فرهنگ نویسان عربی و نیز شماری از مفسران مسلمان(۱) با اعتقاد به عربی بودن واژه « سبط»، آن را برگرفته از ریشه « س-ب- ط» دانسته و کاربردها و معانی مختلفی برای آن گفته اند. بررسی کاربردهای متفاوت و متعدد این ماده و واژگان برگرفته از آن(۲) و نیز گزارش های واژه نگاران از معنای آن نشان می دهد که، ریشه « س – ب- ط» در اصل به معنای امتداد و انتشار اموری به کار می رود که منشأ و ریشه واحدی داشته و امتداد و انتشار آنها به صورت طبیعی و آسان صورت می گیرد.(۳) کاربرد در مواردی چون موی صاف و آویخته(۴)، باران انبوه(۵)، درختی بلند و پرشاخ و برگ در میان رمل ها(۶)، نوادگان و افراد یک نسل(۷) مؤید این معناست. برهمین اساس، گروهی بر این باورند که « سبط» به معنای نوه(۸) و بیشتر نوه ی دختری(۹) و اسباط به معنی نوادگان و نسلی است که همگی مانند شاخه های یک درخت، از یک پدر و امتداد او به شمار می روند.(۱۰) با توجه به همین معناست که، در صورت اضافه شدن سبط به یهود و بنی اسرائیل، معنای قبیله(= گروهی از یک ریشه پدری) برای آن گفته شده است. در تفاوت سبط و قبیله گفته اند: اولی در مورد نسل اسحاق و دومی درباره نسل اسماعیل و برای بازشناسی آنها از یکدیگر به کار می رود.(۱۱) کاربرد سبط به معنای گروه و جماعت در برخی احادیث(۱۲) مؤیّد معنای اخیر است.در این میان، واژه نگاران، « سبط» را به معنای فرزند و نواده برخوردار از جایگاهی ویژه در میان یک نسل پدری نیز دانسته اند.(۱۳) این معنا به رغم نادر بودن، هماهنگی قابل توجهی با موارد کاربرد نخستین سبط در عهد عتیق، ظاهر آیات مربوط، و نیز احادیث اسلامی دارد.ب. اسباط، واژه ای دخیل: جلال الدین سیوطی در کتاب المتوکلی، « سبط» را از واژگان دخیل و عبری و در الاتقان از مبهمات قرآن می داند.(۱۴) همچنین برخی خاورشناسان بر این باورند که، واژه یاد شده پس از ورود به زبان عربی، براساس قواعد آن جمع بسته شده است. با این تفاوت که، برخی آن را عبری و برگرفته از « شبط» به معنای « عصا» یا « جماعتی که رئیسی با عصا آنان را رهبری می کند» و برخی دیگر سریانی می دانند.(۱۵) آرتور جفری، معتقد است که ریشه اصلی این واژه، عبری است. وی شمار قابل توجهی از پژوهشگران اروپایی را یاد می کند که با اعتقاد به وامگیری مستقیم « سبط» از زبان عبری، برای آن دلیل و حجت آورده اند.(۱۶) گزارش این دسته از پژوهشگران درباره وجود واژگانی بسیار نزدیک به سبط در زبان های آرمی( شبط = زدن)، سبایی( س ب ط= عصا زدن)، آشوری( شبطو و شباطو= زدن، شکست دادن)، عبری( شیط و شباط= عصا زدن) و نمونه هایی از همین دست در دیگر زبان های سامی- حامی، در کنار کاربرد فراوان آن در عهد عتیق و نبود شاهد مستندی درباره کاربرد آن در اشعار عربی پیش از اسلام، می تواند مؤیّدی بر معرّب بودن سبط باشد.(۱۷) از سوی دیگر، یاد کرد قرآن از اسباط در کنار نام هایی چون ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، موسی، عیسی (ع)و … ( بقره: ۱۳۶، ۱۴۰/ نساء: ۱۶۳)، که همه عبری و کاملاً برای اهل کتاب آشناست، می تواند مؤید دیگری بر دخیل و معرّب بودن سبط و آشنایی کامل اهل کتاب با آن و نیز مصادیق اسباط باشد.مفهوم اصطلاحی: اسباط در منابع تفسیری(۱۸)، تاریخی(۱۹) و نظایر آن، اغلب به معنای قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل آمده است، بر این اساس، تعداد پسران دوازده گانه حضرت یعقوب(ع)، به عنوان نیاکان نخست بنی اسرائیل و با نام آنها، دسته بندی شده اند.
۲٫ پیشینه پژوهش مفهوم شناسی، مصادیق و پیامبری اسباط، همچنین تاریخ و تحولات زندگی دینی و سیاسی آنان، با بیان های متفاوت در اغلب منابع لغوی، تفسیری، تاریخی و داستانی مسلمانان آمده است. در میان منابع لغوی، لسان العرب نسبتاً مفهوم شناسی مبسوطی درباره سبط و اسباط ارائه کرده است.(۲۰) نویسنده التحقیق پس از گزارش اقوال بسیاری از لغت شناسان و نیز فرازهایی از کتاب مقدس و قاموس آن، تلاش کرده است تا معنای واحدی از همه کاربردهای مختلف اسباط در قرآن را ارائه دهد.(۲۱) آرتور جفری با اعتقاد به این که اسباط همیشه اشاره به بنی اسرائیل دارد، گمان کرده است که قرآن کریم با کاربرد اسباط به معنای قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل(اعراف: ۱۶۰) از یک سو، و یاد کرد آنان به عنوان دریافت کنندگان وحی( بقره: ۱۳۶، ۱۴۰) از سوی دیگر، انبیای صغاری را که یهودیان آنها را دوازده تن می شمارند، با دوازده سبط بنی اسرائیل درهم آمیخته است. وی ضمن جالب خواندن تلاش فرهنگ نویسان عربی در ارائه ریشه و تبار عربی برای اسباط، آن را قانع کننده نمی داند. و با گزارش دیدگاه متفاوت شماری از خاورشناسان، دخیل بودن واژه « سبط» و جمع بسته شدن آن را براساس قواعد عربی برمی گزیند.(۲۲)در میان مفسران، طبری، طوسی و طبرسی در کنار بحث های واژه شناختی نسبتاً مفصلی درباره مصادیق اسباط، نیاکان، سران و رهبران، تاریخ و تحولات زندگی سیاسی و دینی و دلایل اعتقاد به نبوت آنان، دیدگاه های مختلفی را گزارش و بررسی کرده اند.(۲۳) از میان منابع تاریخی و داستانی نیز تاریخ یعقوبی(۲۴)، طبری(۲۵)، مروج الذهب(۲۶) و مع الانبیا(۲۷)، اغلب با اثرپذیری از گزارش های کتاب مقدس، درباره فرزندان یعقوب(ع)، قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل و رهبران، پادشاهان و پیامبران آنها به بحث و بررسی پرداخته اند. منابع مزبور، مباحث یاد شده را در تاریخ انبیا آورده اند.با توجه به اینکه مفسران و مورخان مسلمان در تعیین مصداق اسباط دریافت کننده وحی، دچار اختلاف شده و شماری از آنها با اثرپذیری از گزارش های عهد قدیم به توجیه ظاهر آیات پرداخته اند، پیش از بررسی دیدگاه قرآن کریم و مفسران درباره اسباط، به بررسی دیدگاه عهدین در این باره می پردازیم تا میزان سازگاری آن با آیات قرآن و نیز اثرپذیری منابع تفسیری از آن روشن گردد.
۳٫ اسباط در عهدین عهد عتیق، تاریخ زندگی فرزندان یعقوب و قبایل پدید آمده از آنان را، که به اسباط دوازده گانه شهره اند، به تفصیل بیان کرده است. بر پایه این گزارش، پسران دوازده گانه حضرت یعقوب(ع)، از چهار همسر وی به دنیا آمدند. حضرت یعقوب(ع) برای ازدواج با راحیل، ۷ سال پدر وی، لابان را خدمت کرد. اما لابان با فریب و نیرنگ، او را وادار ساخت که با « لیه» خواهر بزرگ تر راحیل ازدواج کند. حضرت یعقوب (ع)از همسر خود صاحب شش پسر به نام های رءُوبن، شمعون، لیوی، یهوداه، زبولون، یسّاکار شد. از سوی دیگر، یعقوب(ع) در برابر خدمت به لابان به مدت هفت سال دیگر، راحیل را نیز به همسری خود درآورد. راحیل به سبب نازا بودن، کنیزش، بلهه را به شوهر خود داد تا برای او فرزندی به دنیا آورد. بلهه، دان و نفتالی را برای یعقوب(ع) به دنیا آورد. لیه خواهر بزرگ تر برای حفظ جایگاه خود در نزد شوهرش، کنیز خود زلفه را در اختیار وی قرار داد. یعقوب(ع) از زلفه نیز صاحب دو فرزند به نام های گاد و آشیر شد. و سرانجام نازایی راحیل از میان رفت و او نیز یوسف و بنیامین را برای شوهرش به دنیا آورد.(۲۸)عهد عتیق ( ترجمه فارسی و عربی)، پس از گزارش وصیت های یعقوب به پسرانش در زمان مرگ، در کنار بیان نام و تصویری از شخصیّت هریک از آنها از زبان یعقوب(ع)، آنان را دوازده سبط اسرائیل( یعقوب)(۲۹) می خواند.(۳۰) با توجه به اینکه در موارد متعددی از این افراد با عنوان « پسران یعقوب(ع)» یاد شده است(۳۱) و فقط در اینجا، آن هم پس از بیان وصیت های یعقوب(ع)، با عنوان « اسباط» معرفی می شوند، شاید بتوان گفت که در این کاربرد، « سبط» به معنای وصی و جانشین برگزیده و موعود برای یعقوب(ع) است، اما وصیّت های ویژه یعقوب به یوسف پیش از دیگران(۳۲) و داستان خواب یوسف مبنی بر سجده برادران در برابر او(۳۳)( یوسف: ۴-۶) فقط جانشینی یوسف(ع) را می رساند. تورات نیز که تصویر آن از برادران یوسف(ع)- به جز بنیامین- به مراتب تیره تر از سیمای آنان در قرآن است(۳۴ و ۳۵)، هیچ اشاره ای به نبوت آنها نمی کند.نسل هریک از پسران یعقوب (ع)نیز به علاوه به اسم هریک از آنها، در جای جای عهد عتیق( ترجمه فارسی و عربی) با نام « سبط» خوانده شده اند.(۳۶) در این کاربرد، هر سبطی متشکل از قبایل متعددی بوده و در معرفی و شناخت هویّت افراد و گروه ها به کار می رود.(۳۷) از میان اولاد برادران، دو فرزند یوسف، به نام های منسی و افرائیم، هرکدام برای خود قبیله ای تشکیل دادند.(۳۸) بدین سان، بنی یوسف خود به دو سبط بنی منسی و بنی افرائیم تقسیم شدند. این دو سبط، در کنار یازده سبط یعقوب، جمعاً سیزده سبط را پدید آوردند. پس از گذشت زمان و توالی نسل ها از هرکدام اینان، قبایلی به وجود آمد و آنان« اسباط بنی اسرائیل» یا « بنی اسرائیل» خوانده شوند.از گزارش تورات برمی آید که نوادگان یعقوب(ع)، پیش از افزایش پرشمارشان، بیشتر با نام های « بنی اسرائیل» خوانده می شدند.(۳۹) اما پس از خروج از مصر و بیشتر برای ساماندهی نظامی جنگ جویان و براساس انتساب به یکی از پسران یعقوب، به اسباط دوازده گانه تقسیم شدند.(۴۰) (اعراف: ۱۶۰) سبط لیوی، که به سبب ارائه خدمات دینی در معبد، معاش آن به وسیله سبط های دیگر تأمین می شد، جزو اسباط دوازده گانه به شمار نرفته (۴۱) و به جای آن، سبط إفریم و منسه( دو پسر یوسف(ع)) قرارداشتند.(۴۲)اسباط دوازده گانه، که با گذشت زمان پرشمار می شدند، با تقسیم سرزمین موعود میان خود(۴۳) هریک دارای رئیس و مستقل شده(۴۴) و با حفظ ارتباط(۴۵)، تا زمان مرگ سلیمان(ع)، در سرزمین واحدی می زیستند. اما پس از مرگ وی، دشمنی میان سبط یهودا و اِفریم، به تجزیه سرزمین به دو بخش منجر شد.(۴۶) سبط یهودا و بنیامین با پیوستن به رحبعام، فرزند سلیمان(ع)، بخش جنوبی سرزمین را« کشور یهودا» و اسباط ده گانه دیگر با پیوستن به یاربعام پسر نباط، بخش شمالی را« اسرائیل» نام نهادند.(۴۷)گزارش عهدین از حضور پررنگ و نمادین اسباط و شمار دوازده گانه آنها در فرهنگ و حیات دینی یهود، از جایگاه ممتاز آنان در نزد یهودیان خبر می دهد. مواردی چون قطعه سنگ های گرانبها و منقّش به نام دوازده سبط بنی اسرائیل در سینه بند هارون(۴۸) و لباس رسمی کاهن بزرگ به نشان نیابت از آنان،(۴۹) جاسوسان گسیل شده از سوی حضرت موسی(ع) به کنعان(۵۰)( مائده: ۱۲)، انبیای صغار پس از موسی(ع)، انواع هدیه و قربانی برای خدا(۵۱)، وکلای سلیمان(۵۲) و مجسّمه های شیر بر روی پله های شش گانه تخت وی(۵۳)، حتی مدت زمان زینت زنان (۵۴) و جز آن(۵۵)، عدد دوازده داشته اند. چنانکه این عدد اساس دسته بندی تیره ها، قبایل و عشیره های بنی اسرائیل، مورد توجه در پیدایش پسران(۵۶) و مبنای نظام شمارشی بابلیان بوده است.(۵۷)در عهد جدید نیز دوازده رسول برگزیده حضرت عیسی(ع)، (۵۸) دروازه های دوازده گانه اورشلیم جدید با سر در منقّش به نام اسباط اسرائیل(۵۹) و تقسیم رؤیاهای آسمانی به دوازده قسم از سوی یوحنّا(۶۰) و جز آن(۶۱) عدد دوازده دارد. عهد جدید غالباً دوازده حواری حضرت عیسی(ع) را در مقابل اسباط بنی اسرائیل قرار داده است. چنانکه براساس وعده عیسی (ع)به هنگام رستاخیز، داوری دوازده سبط بنی اسرائیل بر عهده ی دوازده حواری وی خواهد بود.(۶۲) در حالی که مسیح (ع)خود، از سبط یهودا شمرده شده است.(۶۳)
پی نوشت:
*عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی .۱٫ عبدالله العکبری، املاء ما من به الرحمن، ج ۱، ص ۲۰۳؛ عبدالله الحسین العکبری، علی محمد البجاوی، التبیان فی اعراب القرآن، ج ۱، ص ۲۰۳؛ سیدمحمود آلوسی، روح المعانی، مج۴، ج ۶، ص ۲۶٫۲٫ خلیل بن احمد فراهیدی، ترتیب العین، ص ۳۵۹؛ اسماعیل بن حمّاد جوهری، الصحاح، ج ۳، ص ۱۱۲۹؛ ابن اثیر، النهایه، ج ۲، ص ۳۳۴، «سبط».3. راغب اصفهانی، مفردات، ص ۳۹۴؛ ابوهلال العسکری، الفروق اللغویه، ص ۲۷۱؛ حسن مصطفوی، التحقیق، ج ۵، ص ۳۳، « سبط».4. خلیل بن احمد فراهیدی، ترتیب العین، ج ۷، ص ۲۱۹؛ مجد الدین فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص ۹۰۳٫۵٫ مجدالدین فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج ۱، ص ۹۰۳، « سبط».6. ابوهلال العسکری، الفروق اللغویه، ص ۲۷۱؛ همو، القاموس المحیط، ج ۲، ص ۳۶۲؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۱۰، ص ۲۷۳٫۷٫ خلیل بن احمد فراهیدی، ترتیب العین، ص ۳۵۹؛ اسماعیل بن حمّاد جوهری، الصحاح، ج ۳، ص ۱۱۲۹؛ حسن مصطفوی، التحقیق، ج ۵، ص ۳۳، « سبط».8. همو، الصحاح، ج ۳، ص ۱۱۲۹؛ همو، التحقیق، ج ۵، ص ۳۵، « سبط».9. ابوهلال العسکری، الفروق اللغویه، ص ۲۷۱٫۱۰٫ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۵۲؛ راغب، مفردات، ص ۲۲۲؛ حسن مصطفوی، التحقیق، ج۵، ص ۳۳، « سبط».11. خلیل بن احمد فراهیدی، ترتیب العین، ص ۳۵۹؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ج ۳، ص ۱۱۲۹؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۳۲۶، « سبط».12. کلینی، الکافی، ج۱، ص ۴۴۴؛ سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۷۱؛ شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۵۶٫۱۳٫ ابن منظور، لسان العرب، ج ۷، ص ۳۱۰؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۳۲۶؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۱۰، ص ۲۷۳، « سبط».14. جلال الدین السیوطی، المتوکلی، ص ۱۲۶ و الاتقان، ج ۲، ص ۳۱۶٫۱۵٫ آرتور جفری، واژه های دخیل، ترجمه، فریدون بدره ای، ص ۱۱۵؛ مستر هاکس، قاموس الکتاب المقدس، ص ۴۵۵٫۱۶٫ همو، واژه های دخیل، ص ۱۱۵٫۱۷٫A Hebrew and English Lexicon of the Old Testment, P.986-987.418. محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج ۱، ص ۷۸۹-۷۹۰٫۱۹٫ احمد بن یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۳۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۹۰-۱۹۲؛ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج ۱، ص ۴۳-۴۴٫۲۰٫ ابن منظور، لسان العرب، ج ۷، ص ۳۱۱٫۲۱٫ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۵، ص ۳۱-۳۵٫۲۲٫ آرتور جفری، واژه های دخیل، ص ۱۱۴-۱۱۵٫۲۳٫ محمد بن جریر طبری، جامع البیان؛ شیخ طوسی، التبیان؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، « ذیل آیات».24. احمد بن یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص ۳۱٫۲۵٫ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۹۰-۱۹۲٫۲۶٫ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص ۴۳-۴۴٫۲۷٫ عفیف عبالفتاح طیاره، مع الانبیاء فی القرآن الکریم، ص ۱۵۶٫۲۸٫ فاضل خان همدانی، کتاب مقدس، تکوین باب ۲۹؛ نیز ۳۰: ۱-۲۴؛ ۳۵: ۱۶-۱۸، ۲۳-۲۶٫۲۹٫ کتاب مقدس، تکوین ۳۵: ۱۱؛ ۳۷: ۴٫۳۰٫ همان، تکوین ۴۹: ۲-۲۸٫۳۱٫ همان، تکوین ۳۳: ۵، ۷؛ ۳۴: ۲۵، ۲۷٫۳۲٫ همان، تکوین ۴۷: ۲۹-۳۱؛ ۴۸: ۲۲٫۳۳٫ همان، تکوین ۳۷: ۵-۷، ۹٫۳۴٫ همان، تکوین ۳۷: ۲-۳۶؛ ۳۸: ۱۵-۱۸؛ اعداد ۱: ۲-۴۴؛ ۲۶: ۵۵؛ اخبار اول: ۲۸: ۱٫۳۵٫ یوسف: ۵-۹، ۱۵-۱۸، ۲۰، ۷۷، ۹۱، ۹۵، ۹۷٫۳۶٫ کتاب مقدس، تکوین اعداد ۱: ۴-۵۴؛ ۲: ۱-۳۴٫۳۷٫ همان، ۱۸: ۱۱، ۲۱؛ ۱۹: ۸، ۳۱، ۳۹، ۴۸؛ ۲۱: ۷، ۲۷٫۳۸٫ همان، اعداد، ۲۶: ۲۸٫۳۹٫ همان، خروج ۱-۳۰؛ ۳۱: ۲، ۶؛ ۳۵: ۳۰، ۳۴، ۳۸٫۴۰٫ همان، اعداد ۱: ۴-۵۴؛ ۲: ۱-۳۴٫۴۱٫ همان، اعداد ۱: ۴۷-۵۱، ۵۳؛ ۲۶: ۲۲٫۴۲٫ همان، اعداد ۱: ۳۲-۳۵٫۴۳٫ همان، اعداد ۲۶: ۵۳-۵۶٫۴۴٫ همان، اعداد ۱: ۴-۱۶؛ اخبار اول ۲۷: ۵-۲۲٫۴۵٫ بطرس عبدالملک، قاموس الکتاب المقدس، ص ۷۰٫۴۶٫ کتاب مقدس، شموئیل دوم ۲: ۴-۹, ۱۹: ۴۱-۴۳٫۴۷٫ همان، اخبار دوم ۱۰: ۱-۱۴٫۴۸٫ همان، خروج ۲۸: ۲۱؛ ۳۹: ۱۴٫۴۹٫ بطرس عبدالملک، قاموس الکتاب المقدس، ص ۵۴۰٫۵۰٫ کتاب مقدس، توریّه ی مثنّی ۱: ۲۲-۲۴٫۵۱٫ همان، لویان ۲۴: ۵؛ اعداد ۷: ۸۴-۸۷؛ ۲۹: ۱۷؛ عزرا ۸: ۳۵٫۵۲٫ همان، ملوک اول ۴: ۷٫۵۳٫ همان، ملوک اول ۱۰: ۲۰٫۵۴٫ همان، استیر ۲: ۱۲٫۵۵٫ همان، یوشع ۳: ۱۲؛ ۴: ۲-۴؛ ۸-۹؛ شموئیل دوم ۲: ۱۵؛ ملوک اول ۷: ۲۵؛ ۱۸: ۳۱٫۵۶٫ همان، اخبار اول ۲۵: ۹-۳۱٫۵۷٫ بطرس عبدالملک، قاموس الکتاب المقدس، ص ۶۰۸٫۵۸٫ فاضل خان همدانی، کتاب مقدس، انجیل مرقس ۳: ۱۴-۱۵؛ انجیل لوقا ۶: ۱۳٫۵۹٫ همان، مکاشفات یوحنا ۲۱: ۱۲٫۶۰٫ همان، مکاشفات یوحنا ۷: ۴-۸٫۶۱٫ همان، انجیل متی: ۱۹: ۲۸؛ ۲۶: ۵۳؛ مکاشفات یوحنا ۷: ۵-۷؛ ۱۲: ۱؛ ۱۴: ۱۶٫۶۲٫ همان، انجیل متی ۲۸:۱۹٫۶۳٫ نامه ی پولس به عبرانیان، ۷: ۱۴٫ منبع: نشریه معرفت ادیان شماره ۲
 
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها