نقش علماى مهاجر ایرانى در ترویج تشیع در لکهنوى هند(۲)

مبارزه با استعمار انگلیسدر دوران حکومت واجد على شاه (۱۲۶۴-۱۲۷۳ق / ۱۸۴۷-۱۸۵۶م) با کوششهاى سلطان العلماء کمک مالى فراوانى به حرمین شریفین و مراقد ائمه اطهار علیهم‏السلام در شهرهاى مقدس نجف، کربلا و مشهد ارسال گردید. علاوه بر این به مراکز دینى مانند مساجد، حسینیه‏ها و حوزه‏هاى علمیه در قلمرو اوده هم کمکهاى مالى زیادى عطا گردید. سلطان العلماء به عنوان حاکم شرع سلطنت اوده تمامى مسائل پیچیده سیاسى، اجتماعى و قضایى را با فتاواى خود حل مى‏نمود. در یک مورد وى به سود یک تاجر و علیه امجد على شاه حکم صادر کرد و مطابق آن مبلغ هفتصد هزار روپیه به تاجر توسط سلطان اوده پرداخت گردید(۱۸).در سال ۱۲۷۳ق / ۱۸۵۶م آخرین سلطان اوده از سوى ارتش انگلیس برکنار گردید. ارتش انگلیس با اشغال نظامى شهر لکهنو واجد على شاه را دستگیر و وى را با اعضاى خانواده‏اش به شهر کلکته، مقر حکومتى کمپانى هند شرقى بریتانیا تبعید نمود. سلطان العلماء علیه اشغال نظامى لکهنو فتوا صادر نمود که مسلمانان باید از خود دفاع نمایند و «بر حکام عصر طبق حکم شرع، دفع شرّ کفّار از اهل ایمان و اسلام و اجراى حدود بر محاربین مشرک و قصاص خون مسلمانان واجب است»(19).این فتواى تاریخى سلطان العلماء آغازگر «اولین جنگ آزادى» در سال ۱۸۵۷م علیه ارتش اشغالگر انگلیس شد. در روز ۳۰ ژوئن ارتش مدرن و مجهز انگلستان در محل چنهت در نزدیکى شهر لکهنو به دست مردم این شهر تار و مار شد و روز بعد شهر لکهنو هم از اشغال نظامى انگلستان آزاد گردید و نزدیک به یک سال مردم لکهنو حملات مکرر ارتش انگلیس را دفع کردند. در این مقاومت تاریخى، علماى شیعه لکهنو مستقیما شرکت داشتند.ارتش انگلستان با بهره‏گیرى از سربازانى تازه‏نفس و تجهیزاتى پیشرفته در ماه ژوئن ۱۸۵۸م عملیات گسترده اشغال مجدد شهر لکهنو را آغاز کرد و در روز ۱۹ ژوئن ۱۸۵۸م شهر لکهنو دوباره توسط ارتش انگلیس اشغال گردید(۲۰). در پى آن تعدادى از مراکز دینى مانند مساجد، حسینیه‏ها، حوزه‏هاى علمیه و کتابخانه‏ها توسط اشغالگران ویران و حسینیه عظیم آصفیه لکهنو به محل استقرار سربازان انگلیس تبدیل شد.ارتش اشغالگر انگلیس همچنین خانه‏هاى فرزندان و اعضاى خانواده علامه دلدار على را در لکهنو ویران کرده، با احداث خیابانى در آن محل، آن را به نام ملکه انگلستان ویکتوریا نامگذارى نمودند. پس از این واقعه، شمارى از علماى برجسته از این خانواده به اجبار لکهنو را ترک کرده، به عراق عزیمت نمودند و در شهر مقدس کربلا ماندگار شدند. با این حال، سلطان العلماء در لکهنو ماند و کوشید از آثار دینى شیعیان حفاظت نماید. سلطان العلماء در ۲۲ ربیع الاول ۱۲۸۴ق / ۲۴ ژوئیه ۱۸۶۷م در لکهنو درگذشت و در جوار پدرش در حیاط حسینیه غفران‏مآب به خاک سپرده شد(۲۱).
خدمات مفتى محمّد عباس شوشترىیکى دیگر از علماى بزرگ شیعه که در آن زمان خدماتى گسترده براى ترویج تشیع در شبه قاره انجام داد، مفتى میر محمّد عباس موسوى جزایرى شوشترى (متولد ربیع‏الاول ۱۲۲۴ق) بود. وى از احفاد سیّد نعمت‏اللّه‏ جزائرى صاحب الانوار النعمانیه بود. وى انسانى نابغه و اعجوبه بود و در ۱۲ سالگى مثنوى به زبان اردو به نام بنیاد اعتقاد درباره اعتقادات شیعه و در ۱۴ سالگى مثنوى به زبان فارسى به عنوان مَنّ و سَلْوى سرود. وى کتابهاى فراوانى را تألیف نمود که ۱۵۰ اثر وى به چاپ رسیده و تعدادى از آنها هنوز چاپ نشده است و به عنوان نسخه‏هاى خطى موجود مى‏باشد.وى از شاگردان برجسته سلطان العلماء سیّد محمّد و سیّد العلماء سیّد حسین بود. وى در سال ۱۲۶۱ق از سوى امجد على شاه در دیوان به قضاوت و افتا پرداخت و ملقب به تاج العلماء شد سلطان العلماء وى را به سمت مفتى لکهنو منصوب نمود(۲۲).بعد از اشغال نظامى لکهنو به دست ارتش انگلیس در سال ۱۸۵۷م، مفتى محمّد عباس مجبور شد شهر لکهنو را ترک نماید و در شهرهاى مختلف هند مانند کلکته، کانپور، بنارس و پتنا سکونت نمود و به نوشتن و تحقیق ادامه داد. وى در هیئت و نجوم، فلسفه، تاریخ، فقه، حساب، منطق، تفسیر و کلام کتاب نگارش نموده است. وى کتابى را براى قضات اوده تألیف نمود که آنان مطابق این کتاب راهنما رأى خود را صادر مى‏کردند. وى زندگى بسیار زاهدانه‏اى داشت و کارهاى روزمره را خود شخصا انجام مى‏داد. حتى در دوران برعهده‏داشتن منصب قاضى القضات اوده اگر براى وى غذا مى‏آوردند به آن آب مى‏افزود تا غذا مزه خود را از دست بدهد و سپس غذا را تناول مى‏کرد(۲۳).
خدمات خانواده کنتورىتعداد زیادى از سادات مقیم خراسان، به ویژه از نیشابور و سبزوار در زمان حمله هولاکو به خراسان (۶۵۴-۶۶۳ق / ۱۲۵۶-۱۲۶۵م) آن دیار را ترک گفته، به هند مهاجرت نمودند. در دوران حکومت محمّد بن تغلق (۷۲۵-۷۵۲ق / ۱۳۲۵-۱۳۵۱م) سیّد شرف الدین ابوطالب موسى معروف به سیّد اشرف ابوطالب همراه برادرش سیّد محمّد به سوى دهلى حرکت کردند و از سوى سلطان محل کنتور واقع در بهرایچ شرق لکهنو عنوان «مدد معاش» به وى عطا گردید و آنها این منطقه را که جولانگاه راهزنان شده بود پاکسازى کردند.مفتى سیّد محمّد قلى موسوى نیشابورى کنتورى (متولد ۵ ذوالقعده ۱۱۸۸ق) از احفاد سیّد اشرف ابوطالب، از شاگردان برجسته علامه سیّد دلدار سبزوارى غفران‏مآب و متکلم معروف شیعى هندى است(۲۴). وى در سال ۱۲۵۳ق به عنوان صدر الصدور سلطنت اوده منصوب گردید. وى درباره فقه مذاهب چهارگانه و منابع حدیثى اهل سنت مطالعات دقیقى انجام داد.در آن دوران که کمپانى هند شرقى بریتانیا براى سیطره کامل بر شبه قاره هند با به‏کارگیرى سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» در سراسر هند تلاش مى‏کرد، علماى سلفى در هند همانند شاه عبدالعزیز دهلوى و سیّد احمد بریلوى و پیروان وى به جاى مقابله با سلطه بریتانیا بر هند، با حمایت غیر مستقیم کمپانى هند شرقى تبلیغات گسترده‏اى را علیه شیعیان و مراسم عزادارى آنان آغاز کردند. بر این اساس، روحانى معروف سلفى مسلک هندى شاه عبدالعزیز دهلوى که از ۲۵ سالگى نابینا شده، مبتلا به مرض جذام بود ـ و در اثر همین بیمارى هم از دنیا رفت ـ در سال ۱۲۰۴ق / ۱۷۸۹م کتابى توهین‏آمیز علیه شیعیان با عنوان تحفه اثنا عشریه را در دوازده باب تألیف نمود که در آن افتراها و تهمتهاى ناروا علیه شیعیان تکرار شده است(۲۵).علماى شیعه در هند در ردّ هر باب از این کتاب دهها کتاب در حقانیت مذهب تشیع تألیف نمودند که معروف‏ترین آنها کتاب عبقات الانوار فى امامه الأئمه الأطهار، تألیف علامه میر حامد حسین موسوى نیشابورى مى‏باشد.مفتى محمّد قلى موسوى در ردّ تبلیغات علیه شیعیان و دفاع از مراسم عزادارى کتابى با عنوان فتوحات حیدریه تألیف نمود و در آن کتاب افعال صوفیان همانند موسیقى، رقص و قبرپرستى رهبران تصوف را شدیدا محکوم کرد.مفتى محمّد قلى موسوى سه پسر داشت که آنها از علماى معروف هند بودند. پسر ارشد وى میر سراج حسین موسوى (متولد ۱۲۳۸ق / ۱۸۲۲م) چند کتاب در موضوع فلسفه و جبر از انگلیسى ترجمه نمود. دومین فرزند وى میر اعجاز حسین (متولد ۲۱ رجب ۱۲۴۰ق) فهرست جامع کتب شیعه را تألیف نمود که در سال ۱۹۱۲م توسط جامعه آسیایى بنگال واقع در شهر کلکته به چاپ رسید. سومین فرزند وى میر حامد حسین موسوى، صاحب کتاب عبقات الانوار که شهرت فراوانى در جهان اسلام پیدا نمود، مایه افتخار خانواده کنتورى است(۲۶).
خدمات صاحب عبقات الانوارمیر حامد حسین موسوى در ۵ محرم ۱۲۴۶ق / ۲۷ ژوئن ۱۸۳۰م در شهر میرت متولد شد. وى از شاگردان برجسته مفتى محمّد عباس شوشترى بود. وى بر چاپ آثار پدرش مانند فتوحات حیدریه و تشیید المطاعن نظارت داشت. در سال ۱۲۷۱ق / ۱۸۵۴م وى از شهر آگره و قبر قاضى نوراللّه‏ شوشترى دیدن نمود و از مشاهده وضعیت خراب قبر قاضى نوراللّه‏ متأثر شد و با کوششهاى وى این قبر کاملاً بازسازى گردید. پیشتر میر منصور موسوى، حاکم شهر آگره در سال ۱۱۸۸ق / ۱۷۷۴م چهار دیوار و حصار پیرامون قبر قاضى نوراللّه‏ احداث نموده و اطراف قبر یک باغ به وجود آمده بود. علامه ناصر حسین فرزند صاحب عبقات الانوار بارگاه قاضى در آگره را به یکى از مهم‏ترین مراکز زیارتى شیعیان تبدیل نمود. صاحب عبقات الانوار و علامه ناصر حسین در محوطه بارگاه قاضى نوراللّه‏ شوشترى به خاک سپرده شده‏اند(۲۷).در سال ۱۲۸۲ق / ۱۸۶۵م میر حامد حسین همراه برادر بزرگش علامه اعجاز حسین به عربستان و عراق مسافرت نمودند و کتب خطى فراوانى را همراه خود به لکهنو آوردند و کتابخانه پدرش را تجهیز و بازسازى نمودند. هم‏زمان وى نگارش اثر معروف خود با عنوان عبقات الانوار فى امامه الأئمه الأطهار را آغاز نمود و آن را در هفت جلد تألیف نمود. این اثر جاودانه وى به عنوان بهترین کتاب در اثبات حقانیت امامت ائمه اطهار علیهم‏السلام شناخته شده، امروز نیز به عنوان کتاب مرجع مورد استفاده قرار مى‏گیرد.فرزند ارشد میر حامد حسین به نام میرناصر حسین معروف به ناصر المله (متولد ۱۹ جمادى الآخره ۱۲۸۴ق / ۱۸ اکتبر ۱۸۶۷م) محقق بزرگ و روحانى مبارزى بود که خدمات فراوانى براى ترویج تشیع در شبه قاره هند انجام داد. وى هشت جلد دیگر از عبقات الانوار را تألیف و به نام پدرش منتشر نمود. فتاوى وى در نُه جلد و خطبه‏هاى نماز جمعه وى در چهل جلد گردآورى شده است.وى بنیانگذار «دانشکده شیعه» و «شیعه یتیم‏خانه» در شهر لکهنو مى‏باشد. وى براى تأمین امنیت مراسم عزادارى در برابر حملات وهابیون اقدامات لازم را انجام داد. وى در یکم رجب ۱۳۶۱ق / ۱۵ ژوئیه ۱۹۴۲م درگذشت و مطابق وصیت خود در جوار بارگاه قاضى نوراللّه‏ شوشترى و در نزدیکى قبر پدرش صاحب عبقات الانوار به خاک سپرده شد(۲۸).فرزندان ناصر المله به نامهاى مولانا سیّد محمّد ناصر (م ۱۹ محرم ۱۳۶۸ / ۱۱ مى ۱۹۶۶م) و مولانا محمّد سعید (م ۱۲ جمادى الآخره ۱۳۸۷ق / ۱۷ سپتامبر ۱۹۶۷م) هم از علماى بزرگ شیعه در شبه قاره هند محسوب مى‏شدند(۲۹).صاحب عبقات الانوار و فرزندش ناصر المله در توسعه کتابخانه مرجعى که مفتى محمّد قلى در شهر لکهنو تأسیس کرده بود، کوشش زیادى نمودند. کتابخانه مزبور معروف به کتابخانه ناصریه و داراى بیش از سى هزار نسخه کتاب مى‏باشد که حدود ۵ هزار نسخه آن را کتابهاى خطى تشکیل مى‏دهند و بیشتر نسخ خطّى این کتابخانه از نسخه‏هاى ارزشمند و کمیاب مى‏باشند(۳۰).یکى دیگر از اعضاى خانواده کنتورى مولانا غلام حسین داماد مفتى محمّد قلى از علماى برجسته شیعه در هند مى‏باشد. علاوه بر فقیه و متکلّم بودن، در علوم طب، شیمى و فنون حرفه‏اى مهارت خاصى داشت و چندین اختراع را به ثبت رساند(۳۱). وى شدیدا مخالف افکار دهرى‏گرى سر سید احمدخان بنیانگذار دانشگاه مسلمانان در شهر على گره بود. وى مقالات بسیارى را در رد افکار دهرى‏گرى، تبلیغات دینى میسیونرهاى مسیحى و مبلغان هندوئیسم وابسته به جنبش آریا سماج (Arya Samaj)نوشت که در مجلات مختلف به چاپ رسید. مجموعه مقالات وى در سه جلد با عنوان انتصار اسلام چاپ گردیده است.مولانا کنتورى کتاب برهان قاطع را ویرایش کرد و در لکهنو به چاپ رساند. همچنین کتاب قانون ابن سینا در طب و سه کتاب دیگر طب اسلامى را به اردو ترجمه نمود. علاوه بر این، دو کتاب در علم شیمى را به زبان اردو تألیف نمود(۳۲). وى واعظ و منبرى برجسته‏اى بود و در نقل روایات درباره واقعه کربلا از منابع معتبر استفاده مى‏نمود. وى طرفدار تقریب بین مذاهب اسلامى بود و در دومین جلسه علماى اهل سنت از سراسر هند که در آوریل ۱۸۹۴م در شهر کانپور هند برگزار شد شرکت نمود و درباره اهمیت تقریب بین مذاهب اسلامى سخنرانى تاریخى ایراد کرد و از سوى علماى اهل سنت مأموریت یافت براى تحول در تدریس ادبیات عربى در حوزه‏هاى دینى مسلمانان هند اقدامات لازم را انجام دهد(۳۳).فرزند مولانا غلام حسین کنتورى به نام مولانا تصدوق حسین، در تألیف کتاب معروف عبقات الانوار با مؤلف آن علامه میرحامد حسین موسوى که دایى وى بود، همکارى نزدیک داشت و در سفر حج و عراق همراه دایى خود بود. بعد از رحلت صاحب عبقات الانوار وى لکهنو را ترک گفت و در شهر حیدرآباد دکن اقامت اختیار نمود و در ربیع‏الاول ۱۳۱۴ق / آگوست ۱۸۹۶م عهده‏دار مدیریت کتابخانه بزرگ آصفیه در این شهر شد. وى این کتابخانه را توسعه داد و با کوششهاى وى این کتابخانه به یکى از بزرگ‏ترین گنجینه‏هاى کتابهاى خطى نفیس مبدّل گردید.وى کتاب ابصار العین فى انصار الحسین، نوشته شیخ محمّد طاهر سماوى را به اردو ترجمه نمود و آن را نورالعین نامید و شرح باب حادى عشر و جامع الاحکام را هم به اردو ترجمه نمود(۳۴).
پی نوشتها:۱۸ ـ هندوستان مین شیعیت کى تاریخ، ص ۳۵٫۱۹ ـ همان، ص ۶۳٫
۲۰- Ahluwalia M.M: Indian History and Culture, New Delhi, 1993, p. 303.21 ـ تذکره بى‏بها، ص ۲۴۹-۲۵۱٫
۲۲- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 156-57.23 ـ تذکره بى‏بها، ص ۲۲۶-۲۳۱٫
۲۴- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 164.
۲۵- Ibid, vol II, p. 66-68.26 ـ مطلع انوار، ص ۱۵۶-۱۶۳٫۲۷ ـ سیّد سبط الحسن، تذکره ماجد، لکهنو، ۱۹۷۹م، ص ۱۱۷-۱۲۰٫۲۸ ـ تذکره بى‏بها، ص ۴۳۷-۴۴۲؛ مطلع انوار، ص ۶۵۸-۶۶۸٫
۲۹- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 173.30 ـ دکتر مهدى خواجه پیرى، «کتابخانه‏هاى لکهنو»، مشکوه، ش ۱۸-۱۹، بهار و تابستان ۱۳۶۷، ص ۱۹۰٫
۳۱- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 174.32 ـ مطلع انوار، ص ۳۸۶-۳۸۹٫
۳۳- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 174.34 ـ تذکره بى‏بها، ص ۱۰۶٫
منبع:تبیان

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.