نقش علماى مهاجر ایرانى در ترویج تشیع در لکهنوى هند(۱)

چندى پس از انقراض حکومتهاى شیعه قطب شاهیان و عادلشاهیان در سال ۱۰۹۸ق توسط امپراتور گورکانى اورنگ زیب (۱۰۶۸-۱۱۱۸ق) حکومت شیعه دیگرى در شمال هند به نام پادشاهى اَوَده به قدرت رسید که پایتخت آن، نخست شهر فیض آباد و سپس لکهنو بود.به علت ضعف مغولان متأخر (گورکانیان)، سادات بارهه که ایرانى بودند، قدرت را در دهلى پایتخت گورکانیان به دست آوردند. رهبرى این جناح به دست دو برادر به نامهاى عبداللّه‏ خان و حسین على خان شاه تراش بود. آنها امپراتوران دست‏نشانده متعددى، از گورکانیان را بر تخت نشانده یا از تخت به زیر مى‏آوردند تا اینکه قدرتشان توسط محمّد شاه (۱۱۳۱-۱۱۶۱ق / ۱۷۱۹-۱۷۴۸م) درهم شکسته شد.میر محمّد امین موسوى نیشابورى (۱۱۴۵-۱۱۵۲ق / ۱۷۳۲-۱۷۳۹م) بنیانگذار پادشاهى اوده، که در دوران نفوذ سادات بارهه به مقامات عالى رسیده بود، براى سرنگونى حسین على خان شاه تراش با محمّد شاه همکارى نمود و شاه گورکانى به میرمحمّد امین نیشابورى لقب بهادر داد و در روز ۲۹ ذوالقعده ۱۱۳۴ق / ۱۷۲۲م حکومت اوده به او بخشیده شد. این منطقه از زمان بابر گورکانى بخشى از امپراتورى مغول بود. وى را برهان الملک لقب دادند و او به سعادت على خان شهرت یافت و حکومت حاکمان شیعه از نیشابور ایران براى مدت بیش از ۱۳۰ سال ادامه یافت.در سال ۱۱۵۲ق / ۱۷۳۸م به هنگام حمله نادرشاه به هند، سعادت على خان میان محمّد شاه و نادر شاه صلح ایجاد نمود و نادرشاه به وى خلعت پوشاند و اجازه داد تا به طور خصوصى شرفیاب شود و بدین ترتیب سعادت على خان، نماینده تام الاختیار دو پادشاه هند و ایران شد.
نقش ایرانیان مهاجرپس از سقوط حکومت صفویان در ۱۱۴۵ق / ۱۷۳۲م در ایران تعدادى از شیعیان و بازرگان برجسته ایرانى، کشور را به مقصد ملتان در پنجاب ترک کردند و از آنجا به سوى شهرهاى گجرات، دهلى و بنگال پراکنده شدند. بعد از تأسیس حکومت شیعه و ایرانى در ایالات اوده در شمال هند شمارى از آنان به فیض آباد مهاجرت نمودند و از سوى حاکمان شیعه ایرانى به این ایرانیانِ مهاجر منصبهاى بزرگ عطا گردید و ایرانیان مهاجر در اوده نقش بسزایى در ترویج تشیع در شمال هند، دهلى، گجرات و بنگال داشتند(۱).با تبلیغات گسترده ایرانیان مهاجر در اوده تعدادى از مسلمانان اهل سنت و هندوها مذهب تشیع را برگزیدند که باعث افزایش شمار شیعیان در این منطقه گردید و امروزه در منطقه اوده بیش از ۸ میلیون شیعه سکونت دارند.سعادت على خان شهر فیض آباد را مرکز حکومت خود قرار داد و ضعف دولت مرکزى در دهلى باعث شد که ایالت اوده به یک منطقه خودمختار تبدیل شود و علما از سراسر هند و ایران به فیض آباد مراجعت نمایند و به خاطر حمایتهاى سعادت على خان، ایالت اوده مرکز استقرار علما و دانشمندان و مهد علوم و فنون اسلامى گردید. سعادت على خان و جانشینهاى وى صفدر جنگ و شجاع‏الدوله براى ترویج تشیع و مراسم عزادارى شهیدان کربلا کوششهاى زیادى نمودند. در سال ۱۱۸۸ق / ۱۷۷۵م پایتخت اوده از فیض آباد به لکهنو منتقل گردید.صدر جهان بیگم (م ۱۲۱۰ق / ۱۷۹۶م) مادر بزرگ آصف الدوله حسینیه بزرگى در شهر فیض‏آباد احداث نمود و مادر آصف الدوله به نام بهوبیگم هدایایى گرانقیمت به مبلغ صد هزار روپیه به نجف اشرف و کربلاى معلى ارسال نمود(۲).با مرگ اورنگ زیب در ۱۱۱۸ق / ۱۷۰۷م دوران زوال امپراتورى گورکانیان آغاز شد. حمله نادرشاه افشار به هند در ۱۱۵۱-۱۱۵۲ق / ۱۷۳۸-۱۷۳۹م و اشغال دهلى به وسیله او، و سپس لشکرکشیهاى احمد شاه درانى و تجاوزهاى مراتهاها، جاتها و سیکها به دهلى، ضربات مادى و اخلاقى شدیدى بر پیکر امپراتورى وارد ساخت.بعد از حمله نادرشاه به هند شمار فراوانى از سربازان ایرانى که همه آنها شیعه بودند در دهلى ماندگار شدند و تعدادى از آنها به ایالت اوده مهاجرت نمودند و مناصبى را در ارتش و سازمانهاى دولتى به دست آوردند. آنها هم در ترویج تشیع و مراسم عزادارى در این منطقه نقش مهمى ایفا نمودند. سعادت خان ذوالفقار جنگ از سادات مرعشى مازندران صفدر جنگ را همراهى کرد و در ایالت اوده سکونت اختیار نمود. وى یکى از ایرانیان صاحب نفوذ در دهلى بود.محمّد مقیم، مشهور به منصور على خان، با لقب صفدر جنگ به جاى عموى خود نواب «حاکم» اوده گردید و نخستین «نواب وزیر» یعنى نواب اوده و وزیر اعظم امپراتور گورکانیان در دهلى بود. صفدر جنگ شورش افغانها و مراتهاها در دهلى را سرکوب نمود و بعد از این نفوذ شیعیان در قلمرو گورکانیان و در اوده به اوج خود رسید(۳).صفدر جنگ در روز ۱۷ ذوالحجه ۱۱۶۷ق / ۱۷۵۶م در دهلى درگذشت و در محل «شاه مردان» به خاک سپرده شد و جانشین وى شجاع الدوله (۱۱۶۷-۱۱۸۸ق) دومین «نواب وزیر» شد و گنبد و بارگاه با شکوهى بر روى قبر صفدر جنگ بنا نمود که یکى از آثار باشکوه دهلى به‏شمار مى‏آید.در دوران حکومت نواب شجاع الدوله ایالت اوده توسعه‏اى فوق‏العاده یافت و امتداد آن از رود گندک در شمال شرق، رود گنگا در جنوب غرب، نپال در شمال و رود سائى در جنوب بود و پنج بخش فیض آباد، گور کهپور، لکهنو، خیرآباد و بهرایچ را دربر مى‏گرفت.آغاز حملات احمد شاه درانى به شمال هند در سالهاى ۱۱۷۰-۱۱۷۴ق / ۱۷۵۷-۱۷۶۱م و کشتار شیعیان دهلى به دست ارتش درانى باعث شد که تعداد زیادى از شیعیان مقیم دهلى به قلمرو حکومت شیعى اوده مهاجرت نمایند و این هم باعث افزایش شمار شیعیان در اوده گردید.حاکمان ایرانى در اوده و بنگال کوشش نمودند جلوى نفوذ استعمارگران انگلیس را در شرق هند بگیرند و از این‏رو در جنگ تاریخى بکسر ـ که در روز ۲۲ اکتبر ۱۷۶۴م در بنگال رخ داد ـ با ارتش بریتانیا که از تجهیزات پیشرفته نظامى برخوردار بود درگیر شدند، ولى به دلیل دریافت نکردن کمک از امپراتور گورکانى در دهلى و هندیهاى دیگر مناطق شکست خوردند و این موضوع به قدرت یافتن کمپانى هند شرقى انگلیس در ایالت بنگال هند انجامید. با این حال، شیعیان هند این افتخار را دارند که اولین جنگ علیه قدرت استعمارگر انگلیس را رهبرى کردند.در دوران فرماندارى میرزا نجف خان ذوالفقار الدوله در دهلى در اواخر قرن هیجدهم میلادى تشیع دوباره در دهلى و مناطق اطراف آن رونق یافت. میرزا نجف خان در سال ۱۷۳۷م در اصفهان متولد شد و در دوران نوجوانى به هند مهاجرت نمود و در دیار سلاطین گورکانیان دهلى صاحب منصب گردید.نجف خان از سربازان شیعه منطقه اوده واحدهاى قدرتمند نظامى را در دهلى تشکیل داد(۴). مراسم عزادارى دوباره در دهلى توسط وى احیا گردید. در دوران فرماندارى نجف خان شمارى از خانواده‏هاى اهل سنت در شمال هند شیعه شدند و در ایالتهاى پنجاب و سند هم تعداد زیادى از خانواده‏هاى اهل سنت که سادات بودند مذهب شیعه را اختیار کردند. نقش پاى مبارک امام على علیه‏السلام در دهلى در این دوران به مهم‏ترین مرکز دینى شیعیان تبدیل شد و این مرکز به «شاه مردان» معروف گشت. گنبد و بارگاه نواب صفدر جنگ هم در نزدیکى «شاه مردان» قرار دارد. محل نقش دست مبارک امام على علیه‏السلام نیز در محل کشمیرى گیت دهلى به نام «پنجه شریف» معروف است و قبرستان شیعه هم در این محل واقع شده است(۵).در دوران حکومت نواب شجاع الدوله فیض‏آباد پایتخت اوده به بزرگ‏ترین مرکز مذهبى و علمى شیعیان در هند تبدیل شد و تعداد زیادى از علماى شیعه از ایران و مناطق مختلف هند به شهر فیض‏آباد مهاجرت کردند. نواب شجاع الدوله در ۲۴ ذوالقعده ۱۱۸۸ق / ۲۶ ژانویه ۱۷۷۵م درگذشت و پسر وى آصف الدوله (۱۱۸۸-۱۲۱۲ق / ۱۷۷۵-۱۷۹۷م) جانشین پدر و سومین نواب وزیر اوده گردید. در سال ۱۱۸۸ق / ۱۷۷۵م نواب آصف الدوله پایتخت خود را از فیض آباد به لکهنو منتقل نمود، ولى شهر فیض آباد نقش خود را به عنوان مرکز شیعى حفظ کرد.
لکهنو بزرگ‏ترین مرکز عزادارى در هندبعد از انتقال پایتخت به لکهنو با کوششهاى حاکمان و علماى شیعه و ایرانى، این شهر به مرکز عزاداریهاى باشکوه در مناسبتهاى مختلف مذهبى تبدیل گردید. نواب آصف الدوله براى ترویج مراسم عزادارى مبالغ بسیارى هزینه مى‏کرد؛ از جمله در مراسم عزادارى ماه محرم از سوى دولت همه ساله بیش از ششصد هزار روپیه هزینه مى‏شد(۶).نواب آصف الدوله با دارا بودن قدرت نظامى توانست قلمرو خود را از تجاوز و نفوذ نظامى قدرت استعمارگر انگلیس حفظ نماید. دوران حکومت نواب آصف الدوله عصر طلایى حاکمان اوده و اقتدار و عظمت تشیع در ایالت اوده تلقى مى‏شود. در این دوران مراسم عزادارى شهیدان کربلا در ماههاى محرم و صفر با شکوه و عظمت در سراسر اوده برگزار مى‏گردید و سنتهاى عزادارى که در اوده رایج شد در میان شیعیان و مسلمانان سراسر شبه قاره هند گسترش یافت.با شکوه‏ترین حسینیه در شبه قاره هند توسط نواب آصف الدوله در سال ۱۷۹۲م به قیمت ۵۰ لاکه (۵ میلیون) روپیه احداث گردید که به نام امام‏باره بزرگ آصف الدوله معروف است. در زمان حکومت نوابهاى اوده شهر لکهنو مرکز تشیع در هند گردید و بناهاى مذهبى فراوانى در این شهر احداث گردید. در عصر فرمانروایى آنها قوانین شیعى به عنوان قوانین رسمى محاکم شرع اعلام گردید. در سال ۱۲۷۳ق / ۱۸۵۶م حکومت شیعى اوده در هند توسط بریتانیا برکنار گردید، امّا فرهنگ شیعه در لکهنو به حیات و شکوفایى خود ادامه داد و امروزه در مدارس مذهبى این شهر طلاب علوم دینى به تحصیل مى‏پردازند.در دوران حکومت شیعیان در منطقه اوده، سفر به عراق و ایران براى زیارت بارگاه ائمّه اطهار علیهم‏السلام براى عموم مردم بسیار دشوار بود و به همین سبب سلاطین شیعه اوده شبیه بارگاههاى ائمّه اطهار علیهم‏السلام در حجم و شکل واقعى و محلهایى به نام «کربلا» در این شهر بنا کردند. در این شهر، ۵۹ حسینیه تاریخى وجود دارد و شهر لکهنو به دلیل وجود این مراکز عزادارى و برگزار نمودن مراسم عزادارى باشکوه و عظمت در سراسر جهان شهرت یافته است.
علاّمه غفران‏مآب احیاگر تشیع در هندعلامه سید دلدار على نقوى سبزوارى از علماى صاحب نفوذ و احیاگر تشیع در شبه قاره هند در اواخر قرن هیجدهم میلادى بود. وى در سال ۱۱۶۶ق / ۱۷۵۲م در نصیرآباد در نزدیکى شهر راى‏بریلى در شمال هند متولد شد و تبار وى به سید نجم‏الدین نقوى سبزوارى مى‏رسد. اجداد علامه دلدار على همانند بسیارى از خاندان سادات، بعد از حملات مغولان به خراسان، زادگاه خود خراسان را ترک کردند و در مناطق اطراف لکهنو سکونت گزیدند و در آنجا ماندگار شدند(۷).علامه سید دلدار على در اللّه‏آباد، سندیله از توابع لکهنو، راى‏بریلى، فیض‏آباد و لکهنو نزد استادانى علوم اسلامى را فرا گرفت. وى در سال ۱۱۹۳ق با پشتیبانى مالى میرزا حسن رضا خان سرفراز الدوله، وزیر اعظم نواب آصف الدوله در اوده، براى ادامه تحصیل به عتبات رفت و در کربلا و نجف نزد فقهاى نامدار آن زمان تحصیلاتش را ادامه داد. وى در سال ۱۱۹۴ از عراق به مشهد مقدس بازگشت و از محضر علامه سید محمّد مهدى بن هدایه اللّه‏ اصفهانى خراسانى بهره برد. علامه سید دلدار على سرانجام به زادگاهش نصیرآباد بازگشت و در آنجا مسجد و حسینیه بنا نمود و به تدریس و ارشاد مردم پرداخت و در پى دعوت سرفرازالدوله به لکهنو رفت.علامه دلدار على از سوى سرفراز الدوله وزیر اعظم اوده به عنوان امام جمعه لکهنو منصوب شد و در روز ۲۷ رجب سال ۱۲۰۰ق اولین نماز جمعه به امامت علامه دلدار على در شهر لکهنو برگزار گردید. اکنون نیز نماز جمعه در مسجد جامع این شهر که در نزدیکى امام‏باره آصفیه واقع شده است با شکوهى خاص برگزار مى‏گردد.علامه دلدار على با استمرار برپایى نماز جمعه و جماعات و با وعظ و خطابه و تربیت طلاب و تألیف کتابهاى گوناگون در علوم اسلامى، در گسترش تشیع در شبه قاره هند نقش حیاتى ایفا نمود. علامه دلدار على فقیهى بسیار پرهیزکار بود و سراسر زندگى او در تدریس و تألیف سپرى گشت. سلطان و امراى اوده و شیعیان شبه قاره هند فتاواى او را مى‏پذیرفتند. وى اختلافات پیچیده‏اى را حل و فصل مى‏نمود و اختلافات دیرپاى میان شیعیان و اهل سنت با درایت وى پایان یافت. وى با تبلیغات خود موفق گردید خرافات راه یافته در میان شیعیان آن زمان را در شبه قاره هند ریشه‏کن نماید. وى چندین کتاب علمى و تحقیقى در رد مسلک اخبارى‏گرى، سلفى‏گرى و صوفى‏گرى تألیف نمود.با کوششهاى علامه دلدار على نواب آصف الدوله حاکم اوده نهرى در کربلا احداث و مقابر امامان را در عراق مرمت و بازسازى نمود. علاوه بر این نواب آصف الدوله نیم میلیون روپیه به حاجى محمّد تهرانى یکى از تجّار معروف ایرانى مقیم بنگال هند داد و وى براى تأمین آب شهر نجف، کانال آب از کوفه به نجف احداث نمود(۸).نواب آصف الدوله به درخواست علامه دلدار على ۸۰ هزار سکه طلا براى ساخت کانال از رود فرات تا کربلا هزینه نمود. این کانال به نام «نهر آصفى» معروف است.علامه دلدار على براى اولین بار هر روز از دهه اول محرم را به یکى از شهداى کربلا اختصاص داد. این سنت امروزه نیز در سراسر هند رعایت مى‏شود. وى همچنین در مجالس عزادارى قبل از نوحه‏سرایى و سینه‏زنى، ایراد سخنرانى را رایج نمود و این بهترین وسیله ترویج آموزه‏هاى دینى در شبه قاره هند شد.علامه دلدار على دستور داد که بر منابر از روى کتابهاى معتبر مقتل خوانده شود و سپس اصل متن عربى به اردو ترجمه گردد. این روش ذکر مصیبت در شبه قاره هند را «حدیث خوانى» مى‏نامند(۹).اولین مقتل در زبان اردو توسط علامه دلدار على با عنوان ضیاء الابصار تألیف گردید. وى در این کتاب تمامى روایات معتبر درباره شهادت امام حسین علیه‏السلام و شهداى کربلا را گردآورى و آنها را به اردو ترجمه نموده است(۱۰). وى مقتل دیگرى به زبان عربى با عنوان آثاره الاحزان على القتیل العطشان تألیف کرد.علامه دلدار على آثار فراوانى به زبانهاى عربى، فارسى و اردو در علوم مختلف اسلامى از خود به جاى گذاشته است. این کتابها بیشتر در ردّ اخباریان، تشریح اصول مذهب و فقه شیعى، زندگانى ائمه اطهار علیهم‏السلام ، تبلیغ و ترویج مراسم عزادارى امام حسین علیه‏السلام در ماههاى محرم و صفر، تعلیقات و شرح بر کتابهاى معروف شیعى، ردّ بر صوفیان و تحفه اثنى عشریه شاه عبدالعزیز دهلوى مى‏باشد.
خدمات فرزندان علامه غفران‏مآب به تشیعفرزندان علامه غفران‏مآب به نامهاى سیّد محمّد (۱۱۹۹-۱۲۸۴ق)، سیّد على (م ۱۲۵۹ق)، سیّد حسن (۱۲۰۵-۱۲۶۰ق) و سیّد حسین (۱۲۱۱-۱۲۷۳ق) از فقهاى محقّق بودند و خدمات ارزنده‏اى براى ترویج تشیع در شبه قاره هند انجام دادند.سیّد محمّد فرزند ارشد علامه غفران‏مآب در قلمرو اوده به عنوان سلطان العلماء شهرت یافت. وى در ۱۹ سالگى به درجه اجتهاد رسید و مانند پدرش محقق بزرگوارى بود و در سه زبان فارسى، اردو و عربى تألیفات متعددى در فقه، حدیث و کلام از خود به جاى گذاشت. وى فقیهى مبارز بود و در مقابل اعمال بدعت‏آمیز سلطان نصیرالدین (۱۲۴۳-۱۲۵۳ق / ۱۸۲۷-۱۸۳۷م) ایستادگى نمود و سلطان را از انجام کارهایش بازداشت. سلطان نصیرالدین از سلطان العلماء خواست با صدور فتوا اعمال ضد دینى وى را تأیید نماید، ولى سلطان العلماء با خواسته وى مخالفت نمود و در پى آن سلطان فرمان به توپ بستن خانه سلطان العلماء را صادر کرد. تقاضاى بزرگان اوده براى انصراف شاه از این عمل نتیجه نداد. فرمانده توپخانه سلطنت اوده پس از دریافت دستور به توپ بستن منزل سلطان العلماء، عرّاده‏هاى توپ را به سوى قصر سلطنتى و منزل سلطان العلماء هر دو نشانه گرفت. شاه فرمانده را احضار نمود و از وى خواست نشانه گرفتن قصر سلطنتى را توضیح دهد.فرمانده توپخانه در جواب شاه گفت: براى من پذیرفته نیست که خانه شاه دین (سلطان العلماء علامه سیّد محمّد) خراب شود و خانه شاه دنیا باقى بماند؛ از این رو من آماده‏ام که دین و دنیاى خود را خراب کنم!شاه از پاسخ فرمانده توپخانه تحت تأثیر قرار گرفت و از تصمیم خود منصرف گردید(۱۱).در سال ۱۲۵۸ق / ۱۸۴۲م امجد على شاه، بعد از فوت پدرش محمّد على شاه سلطان اوده گردید و اعلان نمود که حکومت اوده را تحویل سلطان العلماء علامه سیّد محمّد مى‏دهد؛ زیرا حاکم واقعى امام مهدى(عج) مى‏باشد و در عصر غیبت آن حضرت، سلطان العلماء به عنوان فقیه برجسته نائب امام زمان(عج) و ولىّ و حاکم مى‏باشد. سلطان العلماء نیز در حکمى امجدعلى شاه را به عنوان نائب خود منصوب کرد و بدین‏سان حکومت وى مشروعیت یافت(۱۲).در دوره زمامدارى امجد على شاه، سلطان محکمه قضایى با عنوان «مرافعه الشریعه» تأسیس نمود تا امور قضایى مطابق فقه و قوانین اسلامى حلّ و فصل گردد. سلطان العلماء، علماى برجسته شیعى و سنى را به عنوان قضات در سراسر قلمرو سلطنت منصوب نمود. وى همچنین زکاتِ اموال شاه را محاسبه، دریافت و در امور مختلف هزینه مى‏کرد.سلطان العلماء مرجع تقلید اکثریت مطلق شیعیان سراسر شبه قاره هند بود و شیعیان در این شبه قاره بزرگ مطابق فتواى وى عمل مى‏کردند(۱۳).با کوششهاى سلطان العلماء و برادر وى سیّد العلماء علامه سیّد حسین، سلاطین اوده کمکهاى مالى را براى حوزه‏هاى علمیه در نجف، کربلا و مشهد ارسال نمودند و کارهاى عمرانى براى بازسازى و توسعه بارگاه ائمه اطهار علیهم‏السلام در عراق انجام دادند. کارهاى عمرانى که سلاطین اوده در دوران زعامت سلطان العلماء انجام دادند، بدین قرار مى‏باشد:۱) اهداى سى هزار روپیه براى طلاکارى درِ ورودى حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام و تعمیر ایوان طلا در داخل این حرم.۲) احداث گنبد و بارگاه بر روى قبور حضرت مسلم بن عقیل و هانى بن عروه در کوفه در سال ۱۲۶۳ق، که مبلغ پانزده هزار روپیه در این خصوص هزینه گردید.۳) بازسازى کانال آب شهر نجف معروف به «شهر آصفى» با هزینه صد و پنجاه هزار روپیه. این کانال آب به اهتمام نواب آصف الدوله با هزینه نیم میلیون روپیه احداث شده بود.۴) احداث کانال آب در کربلا که به کانال حسینى معروف شد، با هزینه صد و پنجاه هزار روپیه.۵) احداث چهار دیوارى براى حرم مطهر امام هادى و امام عسکرى علیهماالسلام در شهر سامرا و طلاکارى گنبد امام حسن عسکرى علیه‏السلام .۶) ساخت گلدسته براى مسجد کوفه.۷) احداث مسافرخانه‏اى به نام فردوس، براى زائران در شهر سامرا.هزینه انجام کارهاى عمرانى یاد شده در عراق به حکم سلطان العلماء توسط سلاطین اوده براى مؤلف جواهر الکلام، علامه محمّد حسن نجفى از مراجع بزرگ آن دوران و مقیم حوزه علمیه نجف ارسال گردید(۱۴).از دیگر فرزندان علامه دلدار على، سیّد على، سیّد حسن، سیّد حسین و سیّد مهدى بودند که همه آنان از علما و فقهاى برجسته عصر خود در شبه قاره هند به‏شمار مى‏رفتند. سیّد على بن دلدار على اولین تفسیر شیعى از قرآن مجید را به زبان اردو با عنوان توضیح المجید در هشت مجلّد تألیف نمود. وى از واعظان برجسته بود و در سفر زیارت عتبات عالیات در روز ۱۸ رمضان ۱۲۵۹ق در شهر کربلا درگذشت. علامه سیّد کلب حسین فرزند وى مى‏باشد.سیّد حسن بن دلدار نیز از علماى فاضل بود و اولین کتاب علم کلام شیعى در زبان اردو را با عنوان باقیات الصالحات تألیف نمود. وى در روز ۱۱ شوال ۱۲۶۰ق در شهر لکهنو درگذشت. مولوى سیّد حسن مُسنّا از علماى معروف شیعه در هند از فرزندان وى مى‏باشد(۱۵).چهارمین فرزند علامه دلدار على به نام سیّد مهدى در ۲۳ سالگى و در حیات پدرش در سال ۱۲۳۱ق درگذشت(۱۶).سیّد حسین پنجمین و آخرین پسر علامه دلدار على بود که مانند پدر و برادر بزرگ خود سلطان العلماء فقیهى برجسته به‏شمار مى‏رفت و در شبه قاره هند به عنوان سیّد العلماء شهرت یافت. سیّد حسین در روز ۱۴ ربیع‏الثانى ۱۲۱۱ق در لکهنو متولد شد و در هفده سالگى به درجه اجتهاد رسید. وى بیست عنوان کتاب در فقه، ادعیه، کلام، فلسفه، اخلاق، تفسیر قرآن، مقتل امام حسین علیه‏السلام ، فلسفه غیبت امام زمان(عج) و ردّ مکتب شیخیه تألیف نمود. سیّد حسین مسئول گردآورى و تقسیم زکات در سراسر سلطنت اوده شد. وى شخصا زکاتِ اموال سلطان و امراى اوده را محاسبه و دریافت مى‏نمود و مطابق قوانین شرعى آن را میان مستحقان آن تقسیم مى‏کرد. وى به دیدار فقرا و بیماران مى‏رفت و به آنها کمک مالى مى‏کرد.سیّد حسین انسانى بسیار زاهد بود و بیشتر روزها را روزه مى‏گرفت و شبها به عبادت مى‏پرداخت. وى در ۱۷ صفر ۱۲۷۳ق درگذشت و در حیاط حسینیه حضرت غفران‏مآب شهر لکهنو به خاک سپرده شد(۱۷).
ادامه دارد…
پی نوشتها:

۱- Rizvi, Saiyid Athar Abbas: A Socio -Intellectual History of Isna Ashari Shi’is in India, New Delhi, 1986, vol. II. p. 49.2 ـ کمال الدین حیدر حسینى، سوانحات سلاطین اوده، لکهنو، ۱۸۹۶م، ص ۱۸۷-۲۰۲، ۲۳۳-۲۳۵٫
۳- Rizvi, S.A.A. Shah Wali-Allah and His Times. Canberra, 1980, pp. 154-59.
۴- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 64.
۵- Ibid, vol II, p. 73.
۶- Ibid, vol II, p. 309-10.
۷- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 128-29.
۸- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 76.9 ـ محمّد باقر شمس، هندوستان مین شیعیت کى تاریخ، ص ۷۶٫۱۰ ـ ساحر لکهنوى، خانواده اجتهاد کى مرثیه گو، ص ۶۶٫۱۱ ـ هندوستان مین شیعیت کى تاریخ، ص ۵۲٫۱۲ ـ همان، ص ۳۳٫
۱۳- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 139-140.14 ـ سوانحات سلاطین اوده، ص ۱۱۲-۱۱۴٫۱۵ ـ نوگاوى، سیّد محمّد حسین، تذکره بى‏بها، دهلى، ۱۹۳۴م، ص ۱۲۲-۱۲۳٫۱۶ ـ مرتضى حسین، مطلع انوار، کراچى، ۱۹۸۱م، ص ۶۴۸-۶۴۹٫
۱۷- Isna Ashari Shi’is in India, vol II, p. 144.
منبع: تبیان

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.