مفهوم تاریخ و فایده مندی آن از منظر شهید مطهری (ره) (۵)

تاریخ و تحول جوامع
عده ای می گویند تاریخ به سوی کمال است، اما تعریف خود کمال معلوم نیست. شهید مطهری ضمن انتقاد از مارکسیست ها که تکامل آینده را رسیدن به جامعه ای بی طبقه می دانند می گوید: ما که از طرفی قائل به تکامل تاریخ هستیم، از طرف دیگر فکر و نظر را مشمول قوانین عمومی ماده نمی دانیم و از طرف دیگر تاریخ را نتیجه سرنوشت متکامل انسان می دانیم نه تکامل غیر قابل پیش بینی ابزار تولید، به آسانی می توانیم آینده متکامل تاریخ را پیش بینی کنیم. (۱) در کتاب لذات فلسفه نظریات مختلفی در مورد منشا تحول تاریخ اظهار شده است این موارد عبارتند از: نوابغ، انباشته شدن علم، نژادها، اختراعات، شرایط اقتصادی و مختصات جغرافیایی.(۲) البته عده ای معتقدند که تاریخ بر اساس اصل علّی و معلولی نیست. بلکه بر اساس تصادف است. آنها معتقدند تاریخ و تحول آن تحت ضابطه و قاعده نیست و این به معنی علت نداشتن حوادث نیست. به عبارت بهتر کلیت نداشتن حوادث متفاوت از علت نداشتن حوادث است. (۳) در توضیح بیشتر این مطلب باید اضافه شود که تقریبا هر حادثه تاریخی دارای علل مشخصی است که حادثه به دنبال آن علل رخ می دهد. این علت یا علل همان امور جزئی است. اما به نظر می رسد یک بررسی کلی بر مجموعه ای از حوادث و علل جزئی رخداد آنها بتواند ما را به الگویی رهنمون سازد که بر وفق آن الگو بتوانیم قوانین کلی برای رخداد حوادث کشف کنیم. در واقع اگر این شرایط کلی ایجاد شود. اینها خود موجب رخداد علل جزئی حادثه و در نتیجه بروز آن حادثه خواهند شد. معنای جبر تاریخ، همان قانون علیت است. معلول، تا علتش باقی است باقی است و علتش که معدوم شد خودش نیز قطعا معدوم می شود. (۴) جبر زمان از دیدگاه قرآن بدین معنی است که عللی در زمان پیدا می شود که حوادثی که رخ می دهد روی اجبار است و باید رخ دهد به بیان قرآن سنت هایی که در این جهان است تخلف ناپذیر است: ولن تجد لسنه الله تبدیلا ولن تجد لسنه الله تحویلا همچنین حکمای قدیم نیز گفته اند: الممکن محفوف بالضرورتین وبالامتناعین. (۵)
تاریخ و علیت حوادث
در اینجا باید روشن شود که قواعد و سنن مورد نظر قرآن به گونه ای است که در صوت تحقق هریک از آنها علل رخداد حادثه تاریخی نیز تحقق یافته است. به عبارت بهتر این علل جزئی در الگوی مطالعه مورد نظر قرآن، قابل دسته بندی است. بدیهی است که برای پی بردن به این الگوی مطالعه یا به تعبیر قرآن ” سنت های تخلف ناپذیر ” ناگزیر باید علل حوادث را بررسی و آنها را دسته بندی کرد. در تاریخ، ما باید قائل به اصل علیت بشویم و واقعا هم حرف درستی است. چون اصل علیت را در هیچ چیزی نمی شود انکار کرد. وظیفه اول مورخ، توجه به جمیع علل است و او نباید تنها به بعضی علل خاص توجه کند. وظیفه دوم مورخ تحلیل علل است. بدین معنی که علل ممکن است در عرض یکدیگر وبی ارتباط بایکدیگر در حادثه ای موثر باشند و یا ممکن است تقدم و تاخر داشته باشند یعنی یکی علت است و دیگری علت علت است و تحلیل علل وظیفه دیگر مورخ است.(۶) یکی از ضرورت های اجتناب ناپذیر پژوهش تاریخی، توجه به علل مختلف است. متاسفانه در بسیاری موارد مشاهده می شود که در یک تحقیق تاریخی، صرفا به بعضی علل خاص توجه می شود و از سایر علل غفلت می شود که این مساله در نهایت موجب نتیجه گیری غلط خواهد بود. مورخ با تبیین علل مختلف یک حادثه باید برای رابطه بین آنها تلاش کند تا از رهگذر نتایج پژوهش او، روشن شود که بروز چنین علل در یک زمان به ناچار به بروز یک حادثه منجر خواهد شد. افراد مختلف در تلقی خود از مفهوم جبر تاریخ، متفاوت هستند، مساله اول اینکه عوامل حاکم بر تاریخ چیست؟ و مساله دوم اینکه معنای جبر تاریخ این است که تا علل تاریخی هستند، معلولات تاریخی هم جبرا وجود دارند. (۷)
تاریخ و نوابغ بشری
یکی از عوامل موثر در تاریخ، نوابغ دانسته شده اند. آنها افرادی استثنایی و دارای فکر و هوش و اراده خارق العاده هستند که می توانند جهت حرکت تاریخ را تغییر دهند و در هر ملتی چند نابغه وجود دارد. شهید مطهری معتقد است که البته نوابغ این قدر موثر نیستند بلکه تاریخ خودش یک طبیعتی دارد و جهت را انتخاب کرده است و این جهت نه توسط نوابغ انتخاب شده است و نه توسط توده های ملت انتخاب شده است. البته توده ها در اجرای اراده نوابغ بسیار مهم هستند. از میان جمعیت ایران شاید افرادی که جامعه آینده ما را می سازند به پنجاه هزار نفر نمی رسند. افرادی که جامعه آینده را می سازند، همین گروه هایی هستند که به شکلی در دیگران اثر می گذارند وباقی مردم یک خصلت انفعال و پذیرش دارند. البته نقش نوابغ در تاریخ همیشه مثبت نیست و گاهی منفی نیز هست و معمولاً نوابغ در یک مساله نابغه هستند نه در همه چیز. به عنوان مثال اسکندر و نادر فقط در امور نظامی نابغه هستند. (۸) در اینجا به نکات بسیار مهمی اشاره شده است. اگر بپذیریم که نوابغ واقعا بر جامعه موثر هستند و اگر بپذیریم که آنها ممکن است تاثیرات مثبت و منفی داشته باشند، آنگاه باید دو امر را عملی سازیم. اولا اینکه در رشد و ایجاد نوابغ در جامعه کوشش کنیم. یعنی به وسیله آموزش و پرورش و ایجاد فضای فکری و تربیتی مناسب، نسبت به افزایش تعداد نوابغ جامعه بکوشیم و ثانیا با برنامه ای منظم در جذب نوابغ به سمت پیشرفت مادی ومعنو ی جامعه کوشش کنیم. متاسفانه به کرات مشاهده شده است که در اثر عدم جذب نوابغ یا بی توجهی به نیازهای آنها یا قدرت ونبوغ خود را از دست داده اند یا در جهات منفی مشغول فعالیت شده اند. شهید مطهری معتقد است که نوابغ تا حدی در سرنوشت تاریخ موثر هستند. او نظریه راسل را – که در کتاب جهان بینی علمی ذکر شده است – رد می کند. راسل معتقد است که نوابغ کشته می شدند، عده ای دیگر جای آنها را می گرفتند. اما شهیدمطهری می گوید: افرادی که نبوغ دارند، افرادی که یک شخصیت فردی دارند، قهرا روی جامعه اثر می گذارند. اینها حرکت جامعه را سریع تر می کنند. (۹)
هدفمندی تاریخ
هدفمندی تاریخ مساله ای است که تا حدی به هدفمندی انسان نیز مرتبط است. عده ای مدعی هستند که انسان ها می خواهند تاریخ را به گونه ای بسازند ولی تاریخ هیچ تابع اراده انسان ها نیست و طوری ساخته می شود که بسا هیچ فردی آن را نخواسته. (۱۰) شهید مطهری معتقد است که تاریخ ضابطه دارد ولی به آسانی نمی توان به این ضابطه دست یافت (۱۱) و با اشاره به اینکه امروزه علم و دانش بشری در مرحله ای است که هیچ چیزی را به طور قطعی اثبات نمی کند و احتمال بروز فرضیه ها و کشفیات جدید را منتفی نمی داند می گوید: این است که علم و به طریق اولی تاریخ به سوی شک می رود. از این جهت اینکه کسانی با ضرس قاطع می آیند برای تاریخ قوانین معین می کنند که گویی یک مساله پیش پا افتاده است. این یک نوع تندروی است. (۱۲) این ایراد به مارکسیسم وارد است که به خاطر ساده انگاری خود، دست به صدور قوانین کلی زد. (۱۳)
پی‌نوشت‌ها:

* کارشناس ارشدرشته تاریخ ۱٫ همان، ص۲۳۹، ۲۴۰٫ ۲٫ همان، ص۲۸٫ ۳٫ همان، ص۱۱٫ ۴٫ مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا، ج ۲، ص ۱۰۱٫ ۵٫ اسلام ومقتضیات زمان، همان، جلد ۲، ص۴۰۹-۴۱۱٫ ۶٫ فلسفه تاریخ ۱، همان، ص ۲۱۹٫ ۷٫ اسلام و مقتضیات زمان، همان، ج۲، ۱۰۱٫ ۸٫ فلسفه تاریخ، همین، ص ۴۸-۵۵٫ ۹٫ همان، ص۱۶۶٫ ۱۰٫ همان، ص۱۴۳٫ ۱۱٫ فلسفه تاریخ، همان، ص ۱۸۴٫ ۱۲٫ همان، ص۱۷۵٫ ۱۳٫ همان.
منبع:نشریه ۱۵ خرداد شماره ۷ ادامه دارد…

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.