بررسى تعداد جمعیت حاضر در غدیر(۳)

مقدمه
از نگاه شیعه، غدیر مهم‏ترین روى‏داد تاریخى عصر پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است که طى آن بر امامت حضرت على علیه‏السلامبراى مسلمانان تأکید شد. از این رو شیعه به شدت به این جریان توجه داشته و هنگام بحث در مورد جانشینى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، آن را به عنوان اساسى‏ترین دلیل براى حقانیت خود و امامت امام على علیه‏السلام معرفى کرده و از آن بهره برده است.متکلمان، محدثان و مورخان شیعه و سنى از زوایاى مختلفى این مسئله را بررسى کرده‏اند؛ زمان و مکان غدیر، علت انتخاب مکان غدیر، عبارت‏ها و کلماتى که در سخنرانى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آمده و جریان‏هایى که در آن اتفاق افتاد همه به نوعى مورد کاوش قرار گرفته‏اند. اما از مباحثى که کمتر به آن توجه شده و بدون بررسى و تحلیل تاریخى از آن سخن به میان آمده «تعداد جمعیت حاضر در غدیر» است.۱ گاه تعداد جمعیت حاضر در غدیر، در حد آمار بالایى (بیش از یا قریب به صدهزار نفر) ذکر مى‏شود، اما به نظر مى‏رسد این گزارش‏ها مبالغه‏آمیز و مبهم بوده و مشکلاتى نیز ایجاد کرده است.در این پژوهش تلاش مى‏شود ضمن توجه به اقوال مورخان، به گونه‏اى تحلیلى تعداد جمعیت حوادث پیش از جریان غدیر مورد توجه قرار گرفته و با عنایت به قراینى، مانند رشد نسبى جمعیت در سیر حوادث زمان حیات رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، تعداد حاضران در غدیر محاسبه شود. طبعا ابتدا باید زمان و خصوصا مکان غدیر بررسى شود که ارتباط تنگاتنگى با بحث جمعیت آن دارد. البته بدیهى است اگر با بررسى علمى، کاهش جمعیت حاضر در غدیر از تعداد مشهور ثابت شود هرگز این امر، تأثیرى در اعتبار و اهمیت رخ‏داد غدیر ندارد و حجیت و اعتبار آن به قوت خود باقى است. چرا که در اصل واقعه غدیر جاى هیچ تردیدى نیست.۱٫ زمان ماجراى غدیردر مورد تاریخ غدیر تقریبا اختلافى بین منابع نیست. تمامى منابع۲ در این‏که این روى‏داد بزرگ هیجدهم ذى‏حجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، اتحاد نظر دارند.در این‏جا به مناسبت، یادآورى این نکته، ضرورى است که برخى منابع شیعى نوشته‏اند غدیر در روز پنجشنبه یا جمعه روى داده است.۳ به نظر مى‏رسد این امر، نوعى افزودن فضیلت براى این روز مهم است، زیرا طبق محاسبات چنین چیزى ممکن نیست. بسیارى از منابع اهل‏سنت۴ و نیز شیعى،۵ وقوف پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را در عرفه سال دهم، روز جمعه گزارش کرده‏اند و بر این اساس، روز غدیر که نُه روز پس از عرفه و هجدهم ذى‏حجه است، یکشنبه خواهد بود. در میان مورخان، ابن‏کثیر به این نکته اشاره کرده است.۶نکته دیگر این‏که این گردهمایى عظیم در چه ساعتى از روز روى داده است؟طبرسى در این باره مى‏نویسد: جبریل زمانى که پنج ساعت از روز گذشته بود بر پیامبر نازل شد.۷ فتال نیشابورى نیز گزارشى را مى‏آورد و مى‏نویسد: پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل پیام ابلاغ رسالت را براى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آورد.۸ ابن‏اثیر به نقل یکى از شاهدان عینى غدیر، زمان این اجتماع بزرگ را بعد از نماز ظهر گزارش کرده است. طى این گزارش ابى‏الطفیل مى‏گوید: در حجه‏الوداع همراه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بودیم که هنگام ظهر دستور داد مکانى را براى نماز مهیا کنیم و خارها را بزنیم، بعد از آن، نماز خواندیم و پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بعد از نماز، دست على بن ابى‏طالب را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فهذا على مولاه».۹سید بن طاووس روایتى از زبان یکى از حاضران در غدیر به این صورت نقل مى‏کند: ما زمانى به غدیر رسیدیم که اگر تکه گوشتى را روى زمین مى‏انداختى از شدت گرما پخته مى‏شد.۱۰ نویسنده کتاب الهدایه الکبرى روایتى را از زبان امام على علیه‏السلامنقل مى‏کند که طبق آن، امام فرمود: و آن روز (غدیر) روزى بسیار گرم بود که طفل از شدت گرما پیر مى‏شد.۱۱ قاضى نعمان نیز روایتى را به این صورت به نقل از زید بن ارقم نقل کرده که هیچ روزى گرم‏تر از روز غدیر ندیده بودیم.۱۲بر اساس این گزارش‏ها به نظر مى‏رسد که تجمع هنگام ظهر که گرم‏ترین زمان روز است، صورت گرفته است و این زمان با پنج ساعت از روز رفته، قابل جمع است. محاسبات نشان مى‏دهد که غدیر در اواخر اسفندماه روى داده۱۳ و با توجه به شرایط آب و هوایى شبه‏جزیره، این گرماى شدید کاملاً طبیعى است.اهمیت تعیین ساعت اجتماع از این بابت است که روشن شود آیا پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهاختصاصا براى ابلاغ امامت على علیه‏السلامدستور به اجتماع داده است یا این‏که اجتماع براى نماز بوده و بعد از نماز، ایشان فرصت را مغتنم شمرده و از آن بهترین بهره را برده است. گرچه مى‏توان گفت که این دو قابل جمع‏اند، زیرا زمان اجتماع، هم‏زمان با ظهر بوده، از این رو ابتدا نماز خوانده شده و بعد رسول‏خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سخنرانى کرده است.۲٫ مکان غدیرشاید تصور شود بحث کردن در مورد مکان غدیر نوعى تحصیل حاصل است. اما ما از این رو به آن مى‏پردازیم تا در بحث بعدى، یعنى تعداد جمعیت حاضر در غدیر، از آن بهره‏بردارى کنیم. باید مشخص شود که غدیر در مسیر چه مناطقى قرار دارد و اهالى چه مناطق و چه شهرهایى در غدیر حضور داشته‏اند.این‏که چرا به این مکان «غدیر» و چرا به آن «خم» مى‏گویند برخى منابع اشاراتى دارند. یاقوت حموى، نویسنده معجم‏البلدان مى‏نویسد: غدیر از غدر به معناى فریب گرفته شده است، زیرا غدیر جایى است که انسان از کنار آن عبور مى‏کند و آبى در آن‏جا مى‏بیند، اما سال بعد که مى‏رود خشک و بى‏آب مى‏یابد و از تشنگى مى‏میرد، و به این وسیله انسان را فریب مى‏دهد.۱۴ حموى «خم» را نام چاهى از بنى‏مره ذکر کرده است.۱۵ نیز نقلى از زمخشرى دارد که «خم» نام مردى بوده است.۱۶ هم‏چنین طبق نقل دیگرى «خم» را نام چاهى مى‏داند که عبدشمس آن را حفر کرده است.۱۷اما این‏که غدیر در چه فاصله‏اى از مکه و در کدام سمت از این شهر واقع شده است، در منابع تاریخى بیشتر فاصله غدیر تا جحفه گزارش شده است؛ به عبارتى از آن‏جا که جحفه مکان شناخته شده‏اى بوده، سعى شده است تا غدیر با جحفه شناسانده شود. یاقوت حموى هنگام معرفى منطقه جغرافیایى غدیرخم مى‏نویسد: و غدیر خمّ: بین مکه و المدینه، بینه و بین الجحفه میلان؛۱۸ غدیر بین مکه و مدینه است و تا جحفه، دو مایل۱۹ فاصله دارد.طبرسى روایتى دارد که طبق آن، غدیر سه مایل قبل از جحفه واقع شده است. ۲۰ ابن‏جوزى فاصله غدیر تا جحفه را یک مایل گزارش کرده است.۲۱ این در حالى است که سید بن طاووس مى‏نویسد: مردم در جحفه توقف نمودند.۲۲حال باید دید جحفه کجاست؟ محقق کتاب الغارات در معرفى جحفه مى‏نویسد: جحفه روستاى بزرگى بوده که در مسیر مدینه به مکه واقع است و فاصله آن از مکه چهار منزل است. جحفه محل میقات اهل مصر و شام است اگر به مدینه نروند. فاصله جحفه تا مدینه شش منزل، و فاصله جحفه تا غدیر دو مایل است.۲۳بر اساس مشاهده‏هاى اخیر و بازدید از مکان غدیر روشن شده است که فاصله مکه تا جحفه با جاده کنونى حدود ۱۸۰ کیلومتر است.۲۴ در نقشه‏هاى امروزى عربستان شهر رابغ کاملاً پیداست که در کنار دریاى سرخ واقع شده است. این شهر فاصله کمى با محل غدیر دارد. بر اساس گزارشى که بخشى از آن گذشت، مسجدى در این شهر قرار دارد که به مسجد غدیر مشهور است. براى اطلاع بیشتر از محل غدیرخم، به تصاویر پایانى همین نوشتار مراجعه فرمایید.نکته پایانى در این بخش این است که چرا پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله غدیر را انتخاب نمود. در پاسخ این سؤل دو احتمال وجود دارد: احتمال اول، این‏که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از سوى خداوند مأمور بوده که در این‏جا رسالت خود را ابلاغ نمایند؛ به عبارت دیگر، این مکان از سوى خداوند انتخاب شده است.احتمال دوم، که به اشتباه شهرت هم پیدا کرده و در واقع، توجیهى است بر اقدام پیامبر در انتخاب این مکان، این است که غدیر، محل تقسیم راه‏ها و به اصطلاح «مفترق الطرق» بوده و مسافران هر منطقه‏اى از این‏جا راه خود را جدا نموده و به شهر خود مى‏رفتند.۲۵ از این رو آخرین نقطه مسیر همراهى تمامى مردم با پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، این مکان بوده و به همین دلیل پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهپیش از متفرق شدن مردم، مأموریت خود را ابلاغ نموده است.البته باید بدانیم که آن روز قلمرو نفوذ اسلام شبه‏جزیره عربستان بود و فراتر از آن نرفته بود و عملیات موته و تبوک نیز فقط یک اولتیماتوم سیاسى و نظامى به شمار مى‏آمد. هنوز مناطق عراق، شامات و مصر مسلمان نبودند. از این گذشته، با دقت‏نظر در وضعیت جغرافیایى غدیر چنین به دست مى‏آید که غدیر یا همان جحفه اصلاً مفترق‏الطرق نبوده و چنین وضعیتى نداشته است. همان‏طور که در نقشه ملاحظه مى‏شود مسیر مردم عراق از شمال شرقى مکه، مسیر مردم طائف از جنوب شرقى مکه و مسیر مردم یمن از جنوب مکه است. مسیر شمال غربى مدینه که به غدیر منتهى مى‏شود تنها مسیر مردم مدینه و اطراف مدینه است. گرچه بعد از گسترش اسلام در شمال افریقا، آن‏ها نیز از این مسیر به مکه مى‏آیند و در جحفه محرم مى‏شوند. در کتاب‏هاى فقهى در باب حج به تفصیل در این باره بحث شده است که مردم هر منطقه‏اى از کجا وارد حرم (مکه) شده و محرم مى‏شوند و طبیعتا خروج آن‏ها نیز از همان راه است. ذات عرق براى عراقى‏ها، یلملم براى یمنى‏ها، قرن‏المنازل براى طایفى‏ها و جحفه براى قبیله‏هاى جنوب مدینه و کسانى که نزدیک به مدینه هستند؛۲۶ یعنى چون مسیرها متعدد است، محل محرم شدن نیز متعدد است. در محاسبه جمعیت غدیر ـ همان گونه که بدان خواهیم پرداخت ـ باید این محاسبات جغرافیایى نیز در نظر گرفته شود تا تصور نشود مردم یمن (که در جنوب هستند) در غدیر حضور داشته‏اند.
در مورد مردم عراق نیز باید گفت در این نقشه مشخص است که مسیر عراق از ذات عرق، المره و المسلح مى‏گذرد و به طرف شمال شرقى مکه مى‏رود، در حالى که غدیر در شمال غربى مکه واقع شده است. آرى در یک صورت مى‏توان پذیرفت که مردم عراق در غدیر حضور داشته‏اند و آن این‏که حج‏گزاران عراقى به همراه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به غدیر آمده و از آن‏جا راه خود را جدا کرده باشند که در نقشه به صورت نقطه‏چین نشان داده شده است. اما این احتمال هم پذیرفته نیست، زیرا هیچ سندى از سوى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مبنى بر این‏که مردم عراق یا یمن وى را تا غدیر همراهى کرده باشند، وجود ندارد. در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت. افزون بر آن‏چه گفته شد یادآورى این نکته، ضرورى است که بیشترین جمعیت حاضر در مراسم حج، از مدینه، طائف، یمن و اهالى خود مکه بودند که فقط مسافران مدینه از راه جحفه عبور مى‏کردند.۳٫ تعداد جمعیت حاضر در غدیرمهم‏ترین مسئله‏اى که ذهن نگارنده را متوجه خود کرده و این نوشتار درصدد پرداختن به آن است این است که جمعیتى که در ماجراى غدیر سال دهم هجرت در محضر پیامبر حاضر بوده و نص پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مبنى بر ولایت امام على علیه‏السلام را از زبان مبارک ایشان شنیده‏اند، چه مقدار بوده است؟۳ـ۱٫ بررسى اجمالى روایات مختلفى که به نوعى تعداد جمعیت حاضر در غدیر را گزارش کرده‏اند:۳ـ۱ـ۱٫ هزار و سیصد نفرکمترین جمعیتى که در این مورد گزارش شده ۱۳۰۰ نفر است. ابن شهرآشوب روایتى از امام باقر علیه‏السلام نقل کرده که طبق آن، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در روز غدیر در حضور ۱۳۰۰ نفر، جمله «من کنت مولاه فهذا على مولاه» را مطرح نمود.۲۷ متأسفانه ایشان سند روایت را نیاورده‏اند. همین روایت را مجلسى نیز آورده است.۲۸در تفسیر فرات کوفى نیز روایتى از عمار نقل شده که مى‏گوید: در مجلس ابن عباس بودیم و او سخنرانى مى‏کرد که ابوذر بلند شد و گفت: اى مردم آیا مى‏دانید که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود راست‏گوتر از ابوذر نیست؟ همه گفتند: آرى. ابوذر گفت: پس بدانید که پیامبر روز غدیر که ۱۳۰۰ مرد بودیم … فرمود: هر کس من مولاى اویم پس على مولاى اوست، خدایا هر که على را یارى کند یارى‏اش کن و هر که دشمنى کند دشمنى‏اش کن. در این هنگام مردى بلند شد و گفت: مبارک باد بر تو اى پسر ابى‏طالب.۲۹در مورد دو روایت فوق باید گفت که روایت ابن شهرآشوب از امام باقر علیه‏السلامسندى ندارد تا بتوان در مورد آن قضاوت کرد، اما قولى که فرات کوفى بیان نموده با توجه به قراین درونى روایت که همانا نقل جریان مجلس ابن‏عباس و سخنرانى ابوذر است قابل توجه است، اگرچه محاسبات نشان مى‏دهد که جمعیت غدیر بیش از ۱۳۰۰ نفر بوده‏اند.۳۰۳ـ۱ـ۲٫ ده هزار نفراما دسته دیگرى از روایات، تعداد ده هزار نفر را گزارش کرده‏اند. عیاشى ذیل آیه ۶۷ سوره مائده از امام صادق علیه‏السلامنقل مى‏کند: من تعجب مى‏کنم از این‏که شخص با آوردن دو شاهد حقش را مى‏گیرد، اما على بن ابى‏طالب علیه‏السلام با ده هزار شاهد حقش ضایع شد. امام علیه‏السلام ادامه مى‏دهد: پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از مدینه خارج شد در حالى که پنج هزار نفر از مدینه همراه وى بودند و پنج هزار نفر هم از مکه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را مشایعت کردند.۳۱در این روایت، تصریح شده است که پنج هزار نفر از «اهل مکه» پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را تا غدیر مشایعت کردند. پذیرفتن این‏که این تعداد از مکه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را مشایعت کرده باشند بسیار مشکل است، زیرا: اولاً: هیچ امرى از سوى رسول‏خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مبنى بر لزوم مشایعت مردم مکه وجود ندارد؛ثانیا: فاصله مکه تا جحفه فاصله بسیارى است و بر فرض که مردم قصد بدرقه‏کردن رسول خدا را داشته‏اند مشایعت کردن تا حدود ۱۸۰ کیلومتر بسیار بعید است.آرى، چنان‏چه این پنج هزار نفر، اهل مکه نباشند و به گونه‏اى با تسامح بگوییم اهالى دیگر مناطق بودند که از مکه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را همراهى نمودند پذیرفتنى است. اما سؤال اینجاست این افراد از کجا آمده بودند؟ ابن شهرآشوب نیز در روایتى از امام صادق علیه‏السلام شاهدین غدیر را ده هزار نفر عنوان کرده است.۳۲ علاوه بر این دو، شیخ حر عاملى نیز در روایتى قول ده هزار نفر را آورده است.۳۳ به نظر مى‏رسد این دو از عیاشى نقل نکرده‏اند، زیرا نه به عیاشى اشاره‏اى دارند، و نه به عمر بن یزید که در سلسله سند عیاشى هست، و نیز ادامه روایت را که به تفکیک جمعیت اشاره مى‏کند، نیاورده‏اند و حتى شیخ حر عاملى خود اضافه مى‏کند: چه بسا این ده هزار نفر همه از مدینه بوده‏اند.۳۴ به هر حال، این دو روایت مى‏توانند به گونه‏اى تأییدى براى روایت عیاشى باشند.۳ـ۱ـ۳٫ دوازده هزار نفرعیاشى روایت دیگرى را ذیل آیه ۵۵ سوره مائده به نقل از صفوان جمال از امام صادق علیه‏السلام ذکر مى‏کند و طى آن تعداد جمعیت حاضر در غدیر را دوازده هزار نفر آورده است. جالب آن‏که نکته پیش‏گفته در این روایت نیز نقل شده که امام فرمودند: جمعیت حاضر در غدیر دوازده هزار نفر بودند، ولى امیرالمؤمنین علیه‏السلام نتوانست حق خود را بگیرد، در حالى که یک شخص با دو شاهد مى‏تواند حق خود را بازپس گیرد.۳۵۳ـ۱ـ۴٫ هفده هزار نفرنویسنده کتاب جامع الاخبار طبق نقلى، جمعیت حاضر در غدیر را هفده هزار نفر دانسته است. وى مى‏نویسد: دوازده هزار نفر از یمن و پنج هزار نفر از مدینه همراه رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بوده‏اند.۳۶ما در نقد روایت عیاشى گفتیم که آمدن مکى‏ها تا غدیر وجهى ندارد و از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نیز امرى اعلام نشده بود که ایشان را تا غدیر همراهى کنند. این نقد به وجه اولى بر این روایت وارد است، زیرا یمنى‏ها مى‏بایست به طرف جنوب بروند و امرى از سوى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله وجود نداشت که ملزم باشند پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را تا غدیر مشایعت کنند. بنابراین، آمدن ایشان، آن هم تا فاصله ۱۸۰ کیلومترى پذیرفتنى نیست.۳ـ۱ـ۵٫ شصت هزار نفرابن جبر در کتاب نهج الایمان مى‏نویسد: «و روى ان یوم الغدیر لعلى بن ابى طالب ستون الف شاهد».۳۷ این قول چندان پذیرفتنى نیست، زیرا اولاً: به هیچ منبع یا شخصى منسوب نیست، ثانیا: اقوال دیگر از شهرت بیشترى برخوردارند، ثالثا: ـ همان‏طور که خواهیم گفت ـ از منطق نقل آمار برخوردار نیست.۳ـ۱ـ۶٫ هفتاد هزار نفرطبرسى تعداد افرادى را که همراه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از مدینه و اطراف آن خارج شده‏اند، هفتاد هزار نفر ذکر کرده است. او در روایتى طولانى همراه با خطبه سیزده صفحه‏اى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در روز غدیر، پس از ذکر سلسله سند، روایتى از امام باقر علیه‏السلامنقل مى‏کند که طبق آن هفتاد هزار نفر و بلکه بیشتر از مردم مدینه و اطراف، همراه پیامبر حج به جا آوردند، همانند اصحاب موسى که آن‏ها هم هفتاد هزار بودند و پیمان شکستند. همین‏طور پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله هم براى على علیه‏السلام بیعت گرفتند، گرچه مردم پیمان‏شکنى کردند.۳۸این روایت نیز به دلایلى پذیرفته نمى‏شود:اولاً: این روایت به لحاظ سند مشکلاتى دارد و افراد ضعیف در سند آن دیده مى‏شوند،۳۹ ثانیا: عدد هفتاد هزار نفر در موارد بسیارى به منظور نشان دادن کثرت، استعمال مى‏شده و لذا به نظر مى‏رسد این مورد نیز از همان موارد باشد.۳ـ۱ـ۷٫ هشتاد و شش هزار نفرباز ابن‏جبر در همان کتاب مى‏نویسد: «و قیل سته و ثمانون الف شاهد و معلوم ان اولئک من الاماکن المتفرقه و الامصارالمتباعده».۴۰ همان‏طور که در متن آمده فقط در حد یک «قیل» است که در مقایسه با اقوال دیگر ضعیف‏تر است و لذا نمى‏توان به آن اعتماد نمود. نویسنده در ادامه روایات در توجیه این همه جمعیت مى‏نویسد: «روشن است این همه جمعیت از اماکن مختلف و از شهرهاى دور بوده‏اند»؛ و از مباحث بعدى این مقاله روشن خواهد شد که این توجیه تا چه حد قابل قبول است.۳ـ۱ـ۸٫ نود هزار نفرعبدالملک عاصمى شافعى از نویسندگان اهل‏سنت مى‏نویسد: پیامبر براى حجه‏الوداع از مدینه خارج شد، در حالى که نود هزار یا ۱۱۴ هزار نفر همراه وى بودند.۴۱۳ـ۱ـ۹٫ یکصد و چهارده هزار نفرقول دیگر عاصمى شافعى ـ چنان که گفته شد ـ ۱۱۴ هزار نفر است۴۲ که به دلیل ترتیب‏بندى اقوال، آن را در ردیفى جداگانه مى‏آوریم. نویسنده این دو قول را به صورت غیر مستند آورده که چندان پذیرفتنى نیست. این در حالى است که اقوال قوى‏تر و مستندترى در دست داریم.۳ـ۱ـ۱۰٫ یکصد و بیست هزار نفردر نهایت، گزارشى از ابن‏جوزى است که جمعیت حاضر در غدیر را ۱۲۰ هزار نفر دانسته است.۴۳ به نظر مى‏رسد که این روایت را تنها باید توجیه کرد و تنها توجیه آن این است که تصحیفى یا تحریفى رخ داده باشد، زیرا در هیچ یک از روایات متقدم این تعداد جمعیت گزارش نشده است. دیگر این‏که ابن‏جوزى از قول خود چنین مى‏گوید و آن را به کتاب یا شخصى نسبت نمى‏دهد.حاصل آن‏چه گفته شد، این‏که تعداد جمعیت حاضر در غدیر از ۱۳۰۰ نفر تا ۱۲۰ هزار نفر گزارش شده است.اما نکته بسیار مهم این است که بیشترین تعداد جمعیت حاضر در غدیر، طبق روایاتى که در منابع پنج قرن اولیه آمده، هفده هزار نفر گزارش شده است. رقم‏هاى بالاتر مربوط به بعد از قرن پنجم است. با توجه به ضعف‏هایى که در مورد منابع بعد از قرن پنج وجود دارد و صرفا نقل از خود یا نقل یک قیل مى‏باشد، باید از بین چهار قول اول یکى را تأیید کنیم، البته بر اساس قراین دیگرى که ذکر خواهد شد و نیز کار آمارى که در مورد جمعیت مردم مدینه صورت خواهد گرفت. براى این منظور ابتدا باید چند بحث مقدماتى درباره «نقل‏هاى آمارى از جمعیت در تاریخ» را بیاوریم و آن‏گاه بین نقل‏هاى مختلف یکى را انتخاب نماییم
ادامه دارد…
پی نوشت ها:

۱٫ استاد محمدهادى یوسفى غروى در کتاب موسوعه التاریخ الاسلامى، ج ۳، ص ۶۲۶ـ۶۲۷ به اختصار روایات مربوط به تعداد حاضران در غدیر را نقل کرده‏اند.۲٫ شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۳۹۵؛ تاریخ یعقوبى، ج ۱، ص ۵۰۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج ۳، ص ۲۷ و ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۲۰۹٫۳٫ شیخ صدوق در خصال ضمن بیان ایام هفته و بیان این‏که هر روز اختصاص به کارى دارد، روز جمعه را روز عید یاد مى‏کند و مى‏نویسد: عید غدیر، روز هجدهم ذى‏حجه است و آن نیز جمعه بوده است شیخ صدوق، همان، ج ۲ ، ص ۳۹۵٫ نویسنده کتاب بشاره المصطفى روز غدیر را پنجشنبه معرفى مى‏نماید. نیز: ابن جبر (نهج الایمان، ص ۱۱۴). روایتى را از سعید خدرى آورده که بنابر آن، غدیر روز پنجشنبه بوده است. هم‏چنین محمد بن سلیمان کوفى (مناقب امیرالمؤمنین، ج ۱، ص ۱۱۸) روایتى را از ابى‏سعید خدرى نقل مى‏کند که طبق آن، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مردم را در غدیر جمع کرد و آن روز پنجشنبه بود.۴٫ ابوبکر بن حسین بیهقى، دلایل النبوه، ج ۵، ص ۴۴۶؛ ذهبى، تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۷۰۸ و ابن‏کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۳، ص ۲۵٫ اینان ذیل آیه اکمال به تفصیل درباره این‏که عرفه سال دهم جمعه بوده یا خیر بحث کرده‏اند.۵٫ از میان منابع شیعى مى‏توان به: اربلى على بن عیسى، کشف الغمه، ج ۱، ص ۲۰ و علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۵۳۴ اشاره نمود.۶٫ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۲۰۹: «الثامن عشر من ذى الحجه عامئذ و کان یوم الأحد بغدیر خم تحت شجره هناک، فبین فیها أشیاء. و ذکر من فضل علیّ و أمانته و…».۷. طبرسى، الاحتجاج، ص ۵۸: «أتاه جبرئیل علیه‏السلام على خمس ساعات مضت من النهار».۸. فتال نیشابورى، روضه الواعظین، ج ۱، ص ۹۱٫۹٫ ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۵، ص ۲۵۲: «نشهد أنا أقبلنا مع رسول الله صلّى الله علیه و سلّم من حجه الوداع، حتى إذا کان الظهر خرج رسول اللّه ـ صلّى الله علیه و سلّم ـ فأمر بشجرات فشددن، و ألقى علیهنّ ثوب، ثم نادى: الصلاه. فخرجنا فصلینا، ثم قام فحمد اللّه تعالى و أثنى علیه، ثم قال: یا أیها الناس، أتعلمون أنّ اللّه عز و جل مولاى و أنا مولى المؤنین، و أنى أولى بکم من أنفسکم؟ یقول ذلک مرارا. قلنا: نعم، و هو آخذ بیدک یقول: من کنت مولاه فعلى مولاه، اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه ثلاث مرات».۱۰. على بن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۴۵۶: «و قد بلغنا غدیر خم فى وقت لو طرح اللحم فیه على الأرض لانشوى».۱۱. حسین بن حمدان، خصیبى، الهدایه الکبرى، ص ۱۰۳: «و قد علمت انه کان یوما شدید القیظ یشیب فیه الطفل…».۱۲. قاضى نعمان مغربى، شرح الاخبار، ج ۱، ص ۹۹ :«و ذلک فى یوم ما اتى علینا یوم اشد حرا منه».۱۳. اکنون برنامه‏هاى رایانه‏اى این کار را به راحتى انجام مى‏دهند. به عنوان نمونه به نرم‏افزار نورالسیره مى‏توان اشاره نمود.۱۴٫ یاقوت حموى، معجم البلدان، ج ۴ ، ص ۱۸۸: «و قال بعض أهل اللغه: الغدیر فعیل من الغدر، و ذاک أن الإنسان یمرّ به و فیه ماء فربما جاء ثانیا طمعا فى ذلک الماء فإذا جاءه وجده یابسا فیموت عطشا».۱۵. همان، ج ۲، ص ۳۹۰٫۱۶٫ همان.۱۷٫ همان.۱۸٫ همان، ج ۴ ، ص ۱۸۸٫۱۹٫ هر مایل حدود ۱۶۰۰ متر مى‏باشد.۲۰٫ طبرسى، همان، ص ۵۸: «فرحل فلما بلغ غدیر خم قبل الجحفه بثلاثه امیال».۲۱. ابن جوزى، المنتظم، ج ۱، ص ۱۴۶٫۲۲٫ ابن طاووس، همان، ج ۱، ص ۴۵۵: «فخرج رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله حتى نزل الجحفه فلما نزل القوم و أخذوا منازلهم أتاه جبرئیل علیه‏السلام».۲۳. ابراهیم بن محمد ثقفى کوفى، الغارات، ج ۲، ص ۵۰۷، پاورقى: «الجحفه بالضم ثم السکون و الفا، کانت قریه کبیره ذات منبر على طریق المدینه، من مکه على اربع مراحل و هى میقات اهل مصر و الشام، ان لم یمروا على المدینه فان مروا بالمدینه فمیقاتهم ذوالحلیفه و کان اسمها مهیعه و انما سمیت الجحفه لان السیل اجتفها و حمل اهلها فى بعض الاعوام و هى الان خراب، و بینها وبین ساحل الجار نحو ثلاث مراحل و بینها و بین اقرن موضع من البحر سته امیال، و بینها وبین المدینه ست مراحل و بینها وبین غدیر خم میلان».۲۴. متن کامل گزارش بازدید از منطقه غدیر، در فصلنامه علوم حدیث، سال سوم، شماره ۷، بهار ۷۷، ص ۲۳۲ نوشته محمدحسین فلاح‏زاده آمده است.۲۵٫ مفید، الارشاد، ج ۱، ص ۱۷۵٫۲۶٫ اهالى مدینه از مسجد شجره محرم مى‏شوند که این مسجد نزدیک مدینه واقع شده است، اما کسانى که در منطقه جنوبى مدینه هستند، در بین راه مدینه به مکه در جحفه محرم مى‏شوند.۲۷٫ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابى طالب، ج ۳، ص ۲۶٫ متن روایت چنین است: «و فى روایه عن الباقر علیه‏السلامقال: لما قال النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یوم غدیر خم بین الف و ثلاثماه رجل من کنت مولاه فهذا على مولاه…».۲۸. مجلسى، همان، ج ۳۷، ص ۱۵۸٫ ۲۹٫ فرات کوفى، تفسیر، ص ۵۱: «عن عمار بن یاسر قال: کنت عند ابى ذر الغفارى ـ رض ـ فى مجلس ابن عباس ـ رض ـ و علیه فسطاط و هو یحدث اذ قام ابوذر حتى ضرب بیده الى عمود فسطاط ثم قال: ایها الناس من عرفنى فقد عرفنى و من لم یعرفنى فقد انبأته باسمى انا جندب بن جناده ابوذر الغفارى سالتکم بحق الله و حق رسوله اسمعتم من رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و هو یقول: ما اقلت الغبراء و لا اظلت الخضرا ذا لهجه اصدق من ابى ذر؟ قالو: اللهم نعم. قال: فتعلمون ایها الناس ان رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله جمعنا یوم غدیر خم الف و ثلاثماه رجل یقول: اللهم من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله. فقام رجل فقال: بخ بخ یابن ابیطالب…».۳۰. در ادامه، محاسبات صورت گرفته را ذکر خواهیم کرد.۳۱٫ ر.ک: عیاشى، تفسیر، ج ۱، ص ۳۳۲: «عن عمر بن یزید قال: قال أبو عبد الله علیه‏السلام ابتداء منه العجب یا ابا حفص لما لقى على بن أبى طالب، أنه کان له عشره ألف شاهد لم یقدر على أخذ حقه، و الرجل یأخذ حقه بشاهدین، إن رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله خرج من المدینه حاجا و معه خمسه آلاف، و رجع من مکه و قد شیعه خمسه آلاف من أهل مکه، فلما انتهى إلى الجحفه نزل جبرئیل بولایه على…».۳۲. ابن شهرآشوب، همان، ج۳، ص ۲۶٫۳۳٫ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۲۳۹٫۳۴٫ همان: «عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه‏السلام ابْتِدَاءً مِنْهُ الْعَجَبُ لِمَا لَقِیَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَنَّهُ کَانَ لَهُ عَشَرَهُ آلَافِ شَاهِدٍ لَمْ یَقْدِرْ عَلَى أَخْذِ حَقِّهِ وَ الرَّجُلُ یَأْخُذُ حَقَّهُ بِشَاهِدَیْنِ ، أَقُولُ لَعَلَّ الْعَشَرَهَ آلَافٍ کَانُوا حَاضِرِینَ فِى الْمَدِینَهِ وَ الْبَاقُونَ کَانُوا تَفَرَّقُوا فِى الْبُلْدَانِ».۳۵. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۳۲۹: «عن صفوان الجمال قال قال أبو عبد اللّه‏ علیه‏السلام لقد حضر الغدیر اثناعشر ألف رجل یشهدون لعلى بن أبى طالب علیه‏السلام، فما قدر على أخذ حقه، و إن أحدکم یکون له المال و له شاهدان فیأخذ حقه». نیز ر.ک: مجلسى، همان، ج ۳۷، ص ۱۳۹٫۳۶٫ شعیرى، جامع الاخبار، ص ۱۰٫۳۷٫ ابن جبر، همان، ص ۱۲۲٫۳۸٫ طبرسى، همان، ج ۱، ص ۸۳: «…حج مع رسول الله من أهل المدینه و أهل الأطراف و الأعراب سبعین ألف إنسان أو یزیدون على نحو عدد أصحاب موسى السبعین ألف الذین أخذ علیهم بیعه هارون فنکثوا و اتبعوا العجل و السامرى و کذلک أخذ رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله البیعه لعلى بالخلافه على عدد أصحاب موسى فنکثوا البیعه و اتبعوا العجل و السامرى سنهً بسنهً و مثلا بمثل…».۳۹. از جمله راویان در سند این روایت محمد بن موسى همدانى است که سخن مرحوم آیت‏اللّه‏ خویى درباره‏اش چنین است: «قال النجاشى ضعفه القمیون و کان ابن الولید یقول انه کان یضع الحدیث». هم‏چنین نقلى از صدوق مى‏آورد که: «خبر صلاه یوم غدیر خم و الثواب المذکور فیه لمن صامه، فان شیخنا محمد بن الحسن کان لایصححه و یقول انه من طریق محمد بن موسى الهمدانى و کان غیر ثقه کذاباً» (ر.ک: خویى، معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۹۷).۴۰٫ ابن جبر، همان، ص ۱۲۲٫۴۱٫ عبدالملک بن حسین عاصمى مکى، سمط النجوم العوالى، ج ۲، ص ۳۰۵٫۴۲٫ همان.۴۳٫ سبط ابن‏جوزى، تذکره الخواص، ج ۱، ص ۲۶۶٫ وى مى‏نویسد: «و جمع الصحابه و هم کانوا مئه و عشرین الفا

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.