صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > تاریخ > کلیات > سیر تاریخی تاریخ‌شفاهی(۲)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


مسئولیت‌های تاریخ‌نگاری
متصدیان تاریخ شفاهی سه نوع مسئولیت را بر عهده دارند که انجمن تاریخ شفاهی ایالات متحده آمریکا آن را مطرح کرده است و چون مفاهیمی عمومی هستند، مطرح می‌‌کنم: ۱ ـ مسئولیت در مقابل مصاحبه‌شوندگان؛ که عبارتند از: ۱ ـ ۱ . مصاحبه‌شوندگان باید از اهداف‌، مقاصد،‌کاربردهای پیش‌بینی شده پروژه با اطلاع شوند؛ مثلاً بدانند که پروژه اسناد انقلاب اسلامی چه اهداف دراز مدتی دارد و ما برای چه می‌خواهیم مصاحبه کنیم. ۲ ـ ۱ . مصاحبه‌شوندگان باید از حقوق متقابل در فرآیند تاریخ شفاهی، مانند ویراستاری، محدودیت‌ها و موانع، حقوق مربوط به کپی‌رایت، حق تقدم در استفاده از مطالب، حقوق تألیف و ارائه انواع یادداشت‌ها، سوابق و مصاحبه‌ها آشنا شوند. به نظر من قبل از انتشار، افراد مصاحبه‌ شونده باید در جریان نشر قرار بگیرند و سندحقوقی آن را امضا کنند. ۳ ـ ۱ . قبل از مصاحبه، قرارداد توافق را امضا کنند و تا اجازه نداده‌اند محتوای مصاحبه محفوظ و مصون بماند. ۴ ـ ۱ . مصاحبه‌کنندگان هرگز وعده‌هایی ندهندکه قادر به انجام آن نیستند. مواردی از قبیل اینکه در فلان تاریخ چاپ شود یا فلان هزینه را می‌پردازیم و … ۵ ـ ۱ . مصاحبه‌ها باید با توافق انجام شده با مصاحبه شونده هماهنگ باشد. ۶ ـ ۱ . نوعی توازن و تعادل بین اهداف پروژه و چشم‌اندازهای مصاحبه کننده و مصاحبه‌شونده ضروری است. یعنی در برابر تنوع تجربیات اجتماعی و فرهنگی حساس باشند؛ و از طرح مسائلی که حساسیت‌های اجتماعی را بر می‌انگیزد از قبیل حساسیت‌های اجتماعی، جنسیتی، نژادی، قومی و فرهنگی اجتناب کنند. از طرح مباحث مربوط به ترک، کرد، بلوچ و … که موجب حساسیت است پرهیز شود. حتی در مسائل سیاسی باید از توهین و تحقیر یک جریان یا فرد دوری کرد و مصاحبه نباید عامل سوءاستفاده و استثمار مصاحبه شونده شود و حقوق او باید کاملاًً مورد توجه قرار گیرد. اگر در مواردی احساس کردیم که مطلبی را با زیرکی مطرح می‌کند، به روی او نیاوریم. ۲ ـ مسئولیت در قبال تاریخ، افکار عمومی و جامعه مورخان شفاهی باید بالاترین معیارها و موازین حرفه‌ای را رعایت کنند و در موضوع وزمینه‌ مصاحبه مهارت داشته باشند و بتوانند مسیر مصاحبه را در صورت مطلوب هدایت کنند تا در مورد موضوع پژوهشی نکاتی را به دست آورند.مهارت‌ها و تخصص‌های مصاحبه‌گری را بدانند و صلاحیت لازم را برای موضوع پژوهشی داشته باشند. مصاحبه‌شوندگان نیز باید تلاش کنند گفت‌وگویی پر از اطلاعات را براساس چالش و تحلیل و تحقیق هوشمندانه فراهم کنند. باید ملاحظات و دغدغه‌های روانی و تربیتی،‌ موقعیت خانوادگی و شرایط روحی و روانی او را در نظر گرفت تا با آرامش خاطر مطالب را ارائه کند.
نهادهای مسئول در برابر تاریخ شفاهی
این نهادها در برابر مصاحبه‌شوندگان، مصاحبه‌کنندگان و مرد‌م دارای مسئولیت‌هایی به شرح زیر هستند: ۱ ـ ملزم به آماده‌سازی و تدارک لوازم و وسایل مورد نیاز، حفظ و نگهداری دقیق مصاحبه‌ها (اعم از کارهایی که در مرحله آماده‌سازی، نمایه‌نویسی(۵)، ‌شناسایی، چاپ یا پیاده کردن) می‌باشند. ۲ ـ در چارچوب وظایف خود، قراردادهای حقوقی ضروری را فراهم کنند و شرایط مناسب را برای رفع دغدغه‌‌های مصاحبه‌شوندگان در قبال افکار عمومی تهیه کنند. ۳ ـ به امر تربیت و پرورش مصاحبه‌کنندگان ماهر اقدام نمایند و اهداف برنامه‌ها را برای آنان تشریح کنند و آنان را از وظایف اخلاقی، حقوقی، تعهدات و مسئولیت‌هایی که در برابر مصاحبه‌شونده و جامعه دارند آگاه کنند. ۴ ـ از مصاحبه‌کنندگان و مصاحبه‌شوندگان تقدیر مادی و معنوی مناسب به عمل آورند. سه مطلب را باید در این رابطه عرض کنم: ۱ ـ در کتاب تاریخ شفاهی، شعبه‌ها و مؤسسه‌هایی هستند که عمق طولانی ندارند، یکی از آنها تاریخ شنیداری است و روش آن این است که در رادیو ساعت خاصی وجود دارد و افرادی برای مصاحبه به ‌آنجا می‌آیند وهم زمان افرادی از سطح شهر تلفن می‌زنند و اطلاعات تاریخی را از او می‌پرسند. دوستانی که تمایل دارند با اصول و فنون این شیوه آشنا شوند، می‌توانند در سایت‌های مختلف، تاریخ شنیداری را جست‌وجو کنند. سایت‌های مختلفی هستند که باز آمریکایی‌ها در آن پیشقدم هستند. ۲ ـ یک شیوه تحقیقی هست که به بررسی افراد یک شاخه از گروه‌های مهاجر در کشورهای دیگر می‌پردازد. در این زمینه بهترین نوع تاریخ را درباره کسانی نوشته‌اند که بر روی کشتی و خارج از کشور خودشان زندگی می‌کردند. یک اصطلاح و ضرب‌المثل هندی است که به انگلیسی‌ها می‌گفتند: «شما مدت‌ها اینجا ماندید و چون شما اربابان خوبی بودید ما با شما آمدیم و شما را زنده می‌کنیم.»این افراد در انگلیس و سایر کشورها هم هستند و مکتب تاریخ‌نگاری به آ‌نها می‌پردازد که روش‌‌های خاص و مبتکرانه خودشان را داشتند. افغانی‌ها بهترین فرصت برای اصلاح‌نژاد ایرانی بودند. چون افراد قوی کوهستانی بودند. به ما ایرانی‌ها حمله نمی شود که توالد و تناسل خودمان را اصلاح کنیم. شما اگر آمار بگیرید دانش‌آموزانی که دورگه افغانی هستند بهترین استعدادها را دارند و واقعاً زیبا هستند. من نمی‌دانم چرا برای اصلاح نژاد ما که هر روز کوتاه‌تر می‌شوند چاره‌ای اندیشیده نمی‌شود و از برتری هوش و استعداد اینها گزارش نمی‌شود و فقط مشکلات و بیماری‌های آنها را مطرح می‌کنند اگر قرار باشد بیماری‌ها از ناحیه افغانی‌ها منتقل شود باید بیشترین مشکل را در مشهد که نزدیک افغانستان است، شاهد باشیم. پس این اتهام جای شک و تردید است و با این بهانه متأسفانه استعداد فراوان اینها به سوی جرم کشیده شده است. من طرحی را در تاریخ شفاهی مطالعه کردم که ویژه بچه‌های ۸ ـ ۱۲ ساله بود. فلسفه طرح این بود که این بچه‌ها، افرادی هستند که در آینده تاریخ مورد نظر خودشان را انتظار دارند. بنابراین به اینها اجازه دادند با افرادی که بازمانده‌های جنگ هستند، تحت نظر یک مورخ (البته مورخ سؤال نمی‌کند، فقط بچه‌ها سؤالات تاریخ آینده را مطرح می‌کنند) کار می‌کنند و این یکی از طرح‌های موفق بوده است. در موضوع جنگ جهانی دوم، یک روستا را در اختیار بچه‌‌ها گذاشتند،‌ پرسش‌هایی که این بچه‌ها مطرح کردند، به مغز هیچ یک از مورخین تاریخ شفاهی نمی‌رسد. وقتی این پرسش‌ها را آوردند همه مورخین اعتراف کردند که باید سال‌ها فکر می‌کردیم تا این پرسش‌ها به مغز ما برسد. معمولاً مورخین تاریخ شفاهی مطالبی می‌نویسند و عده‌ای آن را می‌پسندند، ما باید بررسی کنیم که این بچه‌ها چه انتظاراتی از مورخ شفاهی دارند. پس آموزش تاریخ شفاهی به نسل آینده بسیار ضروری است. بحثی در مورد واقعیت موجود وموجود مقدر و یک بحث درباره موعود مطلوب داریم. واقعیت موجود آن است که پس از ۲۵ سال دانشگاه اصفهان تازه وارد مقدمات بحث تاریخ شفاهی شده است که در دانشگاه‌های دیگر محلی از اعراب ندارد. پس مطلب درستی که فرمودند دانشگاه‌ها و مراکز آکادمی ما باید به طور فعال وارد این قضیه شوند و خط‌مشی تعیین کنند، ‌روی زمین می‌ماند. واقعیت موجود این است که موارد حقوقی که برشمردند و بسیار هم دقیق و درست است باید تحت عنوان بایست‌ها از آن یادکرد و نه هست‌ها. ما هنوز مسئله کپی‌رایت را حل نکرده‌ایم که فکر می‌کنم هیچ کشور دیگری وجود ندارد که این موضوع را حل نکرده باشد. مواردی که در فرهنگ دموکراسی و دنیای پسامدرن مخصوصاً در فضای اعتراف مطرح هست (چون بحث خاطره‌گویی متکی بر اعتراف، برای فرهنگ مسیحی پس از رنسانس، نتایج خوبی دارد) وقتی وارد ایران می‌شود در معماری بر فرهنگ اندرونی و بیرونی و در فقه بر فرهنگ تقیه متکی می‌شود. این واقعیت‌ها اجازه نمی‌دهد که بسیاری از بایست‌های بسیار زیبا در عرصه عمل عرضه شود. مجموعه خاطراتی را که از آقای عبد خدایی گرفته بودند آقای روحانی(۶) به بنده دادند.پس از مطالعه احساس کردم که مطالب فراوانی را ایشان نگفته‌اند. بعضی از خاطرات گفته شده تا خاطرات دیگری گفته نشود؛ یعنی نوعی خاطره‌گویی ضدخاطره بود. یعنی لایه‌های پنهان مطرح نشده بود. بعد شروع به بحث کردیم. این خیلی مهم است که چرا یک جوان ۱۲ ـ ۱۳ ساله شهرستانی به تهران می‌آید، در آن شرایط کلت به کمر می‌بندند به قبرستان ظهیرالدوله می‌رود و سید‌حسین فاطمی (۷) را نشانه می‌گیرد. کسانی که مصاحبه کرده بودند خیلی محترمانه از این موضوع گذشته بودند. ناگزر شروع به سؤال کردیم. در آن سن (۱۲ ـ ۱۳ سالگی) شب‌ها کجا می‌خوابیدی؟ در تهران که فامیلی نداشت. گفت: در یک صابون‌فروشی در خیابان لاله‌زار. گفتم: چرا؟ و مرحله به مرحله سؤال را مطرح کردم. (البته ایشان به شوخی گفتند که شما مرا به یاد بازجویی انداختید) پس اگر شما در مصاحبه فرد را رها کنید که هرچه خواست بگوید و هر چه را خواست نگوید، حاصل آن به درد تاریخ شفاهی نمی‌خورد و یک مدل ایرانی مبتنی بر واقعیات موجود به دست می‌آید. ما در این مسئله در مرحله تمرین و مشق هستیم، در جلسه‌ای که حدود چهار سال قبل در دانشگاه تهران داشتیم، مطرح کردم که کاش مسئله گردآوری و کارشناسی خاطرات جنگ در مراکز دانشگاهی انجام می‌شد و از سلطه نهادهایی که کار تبلیغاتی می‌کنند خارج می‌شد. هضم این مطلب حتی برای دانشگاه تهران دشوار بود. پس بایسته‌های موعود مطلوب را باید با واقعیت موجود تطبیق داد تا راهبردهای کاربردی و عملیاتی به دست آید. دانشگاه اصفهان این شرایط را فراهم کرد تا مرحله عبور و گذر تحقق پیدا کند. برای پروژه تاریخ شفاهی یک بسترسازی لازم است. در مقاله‌ها و بحث‌هایی که شد آسیب‌شناسی نشد تاریخ شفاهی که امکانی برای نمایش زوایای جامعه و زمینه‌مناسبی برای مدیران دلسوز است، باید آسیب‌شناسی شود و بستر لازم را برای تحقق آن فراهم آوریم. رمان ما هم این مشکل را دارد؛ زیرا ما موانع فرهنگی داریم که همه آنها از بیرون نیست. یک بخش باید آسیب‌شناسی سیاسی بشود؛ یعنی شرایط سیاسی و فضای مناسبی فراهم کند تا یک نفر مصاحبه‌شونده حرف بزند. اگر نماینده مجلس خبرگان اول و دوم در مورد فلان موضوع نظر مخالف داشته است و ما می‌خواهیم این را از او بگیریم چه تضمینی دارد که سندی علیه او نشود؛ یعنی نهادهای قضایی و حقوقی این مطلب را به عنوان اعتراف علیه خودش استفاده نکنند تا موجب خودسانسوری شود. با این شرایط (عدم امنیت) اگر دوهزار صفحه مطلب هم جمع آوری کنیم نمی‌توان به آ‌ن استناد کرد. اگر این سمینار بتواند یافته‌های خودش را آکادمیک و دلسوزانه به جامعه عرضه کند و اعلام کند که ما به این امکان‌سازی‌های سیاسی، حقوقی، فرهنگی و مذهبی نیاز داریم. من برای بیان آنچه در مورد آقای دکتر نصر یا پدرم می‌دانم، خودم را سانسور می‌کنم. نوعی دغدغه‌ها و علقه‌های فرهنگی و مذهبی است که حتی حکومت بر من تحمیل نمی‌کند. مسئله گناه و غیبت و … که باید در این کارگاه یا کارگاه‌های دیگر مورد پژوهش قرار گیرد. مجموعه مقالات و کتاب‌ها به نام دانشگاه‌ اصفهان و گروه تاریخ چاپ شود و در اختیار مسئولین قرار بگیرد. اینکه دوستان گفتند ما در مرحله گذار هستیم نشانگر بستر تدوین شده است و به این معنا نیست که ما در گذشته تاریخ شفاهی نداشته‌‌ایم. مطالب باید استخراج و تدوین شود. در یک مقاله دیدم که نخستین اقدام برای تاریخ شفاهی سه هزار سال قبل توسط سلسله «ژو»، در چین انجام شده است. حاکمان سلسله «ژو» افرادی را مأمور می‌کنندتا با مردم عادی به گفت‌و‌گو بنشینند، افراد عادی مانند ماهیگیر، نجار، بنا، نظامی و … بعد اینها را جمع‌آوری کردند و از منابع عمده تاریخ‌نگاری چین قرار گرفت. «توسیدید»(8) تاریخ جنگ‌های چین را واقعاً براساس مصاحبه با افرادی که در جنگ شرکت داشتند تنظیم کرده است. هردوت نیز براساس مصاحبه با افراد نزدیک به حوادث، تاریخ خود را تنظیم کرده است و کار او نوعی تاریخ شفاهی به حساب می‌آید و از آنجا که منبع خودش را براساس اقوال دیگران قرار داده است مقداری به نوع ضعف هم اشاره می‌کند و می‌گوید شاهدان عینی مختلف، ارزیابی‌های متقاوتی از یک واقعه واحد دارند. من چگونه می‌توانم به این ارزیابی‌های مختلف تکیه کنم. افراد در یک واقعه براساس موضع‌گیری‌های مختلف، له و علیه جریان خاصی موضع‌گیری می‌کنند و من به عنوان منابع تاریخ خودم به آنها استناد می‌کنم. در قرن هیجدهم (۱۷۷۳) ساموئل جانسون (۹) که یک ادیب و شاعر است و علاقه‌ای هم به کارهای تاریخی دارد به یک سری مصاحبه برای تاریخ شفاهی اقدام می‌کند. افرادی در یک پارک یا تراس خانه او جمع می‌شدند و چون در آن زمان ضبط صوت و … نبوده است افراد تندنویس اینها را با سرعت پیاده می‌کردند و جریان تاریخ شفاهی از حدود سه هزار سال پیش شروع می‌شود و مدتی در آن فاصله‌ای ایجاد می‌شود و در قرن هفدهم و هیجدهم دوباره رشد پیدا می‌کند. در سال ۱۸۷۰ شخصی به نام «بنکرافت»(10) تاریخ هفت جلدی خود را براساس مصاحبه با دانش‌آموزان و مدیر مدرسه تدوین می‌کند و چون ناشر هم هست عده‌ای از دانش‌آموزان را مأمور جمع‌آوری مسائل مربوط به تاریخ کالیفرنیا می‌کند و کتابش در سال ۱۸۹۰ منتشر می‌شود. در قرن سوم، با پیدایش یک مکتب جدید تاریخ‌نگاری نوعی گسست و بی‌مهری نسبت به تاریخ شفاهی انجام شد. به دلیل آنکه پیروان این مکتب تأکید فراوانی بر استفاده از تاریخ مستند و اسنادی دارند و آن را اساس پژوهش علمی تاریخ قرار می‌دهند در سال‌های ۶۰ ـ ۱۸۵۹ و نیز سال ۱۸۹۰ دوباره تاریخ شفاهی ارج می‌یابد و در سال ۱۹۴۰ «آلن یونیز» نخستین کار جمعی و سازمان‌یافته‌ تاریخ شفاهی را عرضه می‌کند و پس از سال ۱۹۴۵ پیوسته شاهد شکل‌گیری مراکز غیردولتی تاریخ شفاهی هستیم. پس ما باید به یک تلاش جدی برای تدوین تاریخ شفاهی خود بپردازیم و بعدبه رفع مشکلات و مسائل آن اقدام نماییم.ما تا پیش از انقلاب اسلامی، چیزی به نام تاریخ شفاهی نداشتیم. قسمت اعظم کار تاریخ‌نگاری باعنوان پروژه و کار آکادمیک انجام می‌شد. بخشی از توسعه نیافتگی تاریخ شفاهی به نهادهای فرهنگی مربوط می‌شود. ما در عین حال که باید فرهنگ توسعه را علاوه بر امور اقتصادی به مسائل فرهنگی نیز تعمیم دهیم، باید از فرهنگ کارشکنی نیز غافل نمانیم. فرهنگ کارشکنی به این معناست که عده‌ای از مدیران به اجرای طرح‌های ارزشمند و مفید می‌پردازند و آنگاه که می‌خواهند آن را نهادینه کنند با مرور بر ذهن جامعه، ناچار به عقب‌نشینی می‌شوند. این عقب‌‌نشینی که براساس میل و سلیقه عده‌ای انجام می‌شود، به جای آنکه مخاطبین را دریابد و آنان را به مراتب بهتری هدایت کند جامعه را وادار می‌کند که به شکلی درآید که مطلوب نیست و متأسفانه این گونه موانع فرهنگی مخصوصاً در جریان تاریخ شفاهی بسیار زیاد است؛ مثلاً کسی در بیان واقعیت، نمی‌خواهد استبداد را محکوم کند و معتقد است که یک ضرورت بوده است و ما نمی‌توانستیم در یک امپراطوری بزرگ، ‌دموکراسی داشته باشیم و در جایی مثل آتن این کار شدنی نیست. این تفاوت اندیشه حتی در میان افراد خانواده وجود دارد. سعدی با این جمله «دروغ مصلحت‌آمیز به از راست فتنه‌انگیز» دست ما را برای مصلحت‌گرایی و دروغ‌گفتن کاملاً باز کرده است!‌ عبارت «سعدی هزار بار تو را نصیحت کرد که سخن مجلس ما را به مجلس دیگری نبری» یعنی اصلاً نگویید… اصفهانی‌ها ده‌لایه دارند، ‌زیرا اصفهان چهارراه آمد و شد اقوام (مغول‌ها، اروپایی‌ها و ….) بوده است. شما با کدام لایه این مردم می‌خواهید مصاحبه کنید… چون غالباً مردم با افرادی برخورد کرده‌اند که دنبال منافع خودشان بوده‌اند، به راحتی نمی‌توان این خاطره تاریخی را از ذهنشان پاک کرد تا به ما و شما یا کس دیگری اطمینان کنند. این دانشجویان ما که بر روی لومپن‌ها کار می‌کردند، بارها می‌گفتند که اینها حاضر نیستند با مصاحبه کنند. واین سؤال برای آنها مطرح است که این سؤال و جواب‌ها، چه چیزی عاید ما می‌کند. حالا ما چگونه می‌توانیم به آنها بفهمانیم که این کار تولید علم است و فردا به کار می‌آید… و چه تضمینی دارد که فردا کسی به سراغ آنان نیاید که چرا این حرف‌‌ها را زدید. ما چه کاره هستیم که بتوانیم آزادی اینها را تضمین کنیم؟ در آسیب‌شناسی داخلی نیز باید به مطالبی توجه کنیم: ـ دانشگاه در تولید علم و راه و روش‌های جدید آن، چقدر مسئولیت دارد؟ ما به عنوان اولیای امور، ‌به عنوان مدیر گروه تاریخ (در مدت چهار سال)، همیشه شاهد بوده‌ایم که دانشجویان، در تصویب رساله‌هایی که به تاریخ محلی و تاریخ شفاهی مربوط می‌شد، با مقاومت و مشکلات فراوانی روبه‌رو می‌شدند که باعث دلسردی آنان می‌شد، با اینکه ما حمایت‌هایی از بیرون دانشگاه برای آنان فراهم می‌کردیم، نمی‌توانستیم کار را به سامان برسانیم و غالباً دانشجویان به سراغ دوره صفویه و قاجاریه و … پس باید آسیب‌شناسی کنیم تا دریابیم که ما چقدر مقصر هستیم.
پی نوشت ها :

۵٫ نمایه نویس، تنظیم اعلام، فهرست کتب،‌جاها و… در پایان کتاب است. ۶٫ محمد‌مهدی عبدخدایی، ضارب مرحوم دکتر سید‌حسین فاطمی است که شفاهاً و به صورت مکتوب، بارها از آن کار دفاع کرده است. حوزه هنری و مرکز اسناد، خاطراتی را از وی اخذ کرده‌اند. (ویراستار) ۷٫ منظور آقای زیارتی است که به سید‌حمید روحانی شهرت یافته است. (ویراستار) ۸٫ دکتر سید‌حسین فاطمی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه «باختر امروز» بود که دعوت همکاری با مرحوم دکترمصدق را پذیرفت. وی یک بار توسط عبدخدایی (عضو فداییان اسلام) مورد اصابت گلوله قرار گرفت که جراحت آن را تا هنگام شهادت خویش به همراه داشت. پس از کودتای۲۸ مرداد هنگام دستگیری وی و اعزامش به فرمانداری نظامی نیز مورد حمله شعبان جعفری (معروف به «شعبان بی‌مخ») قرار گرفت و از ناحیه شکم و کمر به خاطر اصابت چاقو مجروح گردید. حکم اعدام وی چهل روز پس از دستگیری‌اش ـ‌در حالی که بیمار بودـ به اجرا درآمد. ۹٫ Thucydides مورخ یونانی آتنی، یکی از بزرگترین مورخین قدیم، از سرداران آتن در جنگ «پلوپونزی» بود. تنها اثرش تاریخ ناتمامی از این جنگ است که عمدتاً نظامی است.دایره‌المعارف مصاحب (ویراستار) ۱۰٫ Samyuel Jonson فرزند کتابفروش فقیری بود که با نفوذترین ادیب نیمه دوم قرن ۱۸ م .در انگلستان و یکی از مشهورترین شخصیت‌های عصر خود شد. ۱۱٫ Bancroft Jorj مورخ آمریکایی،‌ مؤلف کتاب عظیم تاریخ ایالات متحده‌ آمریکا.
منبع:www.dowran.ir

 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها