امکان سازگاری قانونمندی جامعه و تاریخ با آزادی انسان(۴)

و) شیوه های تأثیر جامعه و تاریخ بر فرد
با توجه به اثرگذاری جامعه و تاریخ بر آزادی و رفتار انسان، این پرسش مطرح می شود که جامعه از کدام طریق محدودیت های خود را اعمال می نماید؟ در پاسخ به این پرسش به خوبی از خصلت های جامعه که سبب می شود تا خود را به افراد تحمیل نماید و محدودیت ایجاد کند، پرداخته می شود.
۱٫ مشروعیت اخلاقی جامعه
قواعد حاکم بر جامعه همواره بر نظام معنایی اتکا دارد که اولاً: بخش های مختلف جامعه را با یکدیگر در زیر سایه بان واحد گرد هم می آورد. ثانیاً: آنها را نزد افراد، مشروع جلوه می دهد. نظام معنایی حاکم بر جامعه با استفاده از ابزارهایی مانند دین، اسطوره، فلسفه و علم تلاش می نماید واقعیت اجتماعی را به گونه ای تعریف می نماید که برای همه قابل قبول باشد. عندالمخاطره با استفاده از روش های درمانی و انکارگرایانه سعی می کند افراد را قانع نماید تا در دامن جامعه باقی بمانند. سازمان اجتماعی ابزار دیگری است که به حفظ قلمرو معنایی جامعه کمک می نماید. مقصود از سازمان های اجتماعی، سازمان هایی است که وظیفه شان تعریف واقعیت و تجسم بخشیدن به آنهاست. (۱) دورکیم در این مورد معتقد است سیمای جامعه مانند حکومت یا خداست و ملازم آن، سیمای فرد به مثابه عبد یا خدمت گزار است. در این سیما جامعه مطاع و فرد مطیع است و رابطه میان این دو، رابطه کنترل، تحمیل و محدودیت است. در این تصویر، قوانین جامعه بر فرد حاکم است و جامعه برتر و قوی تر از فرد است. این برتری محصول نیروی برتر جامعه و محصول تعالی اخلاقی جامعه است که ضروری و مشروع است. بنابراین، جامعه قدرت خود را از طریق روحانی تحمیل می نماید و هدایت گر اعمال انسان در جهت های خاص است. (۲)
۲٫ خصلت شی وارگی جامعه
امور اجتماعی و تاریخی از طریق تکرار مدام به عادت و سنت تبدیل می شوند که با گذشت تاریخ افراد با آنها به مثابه یک شئء عینی تعامل می کنند، افراد بدون احساس فشار به صورت رهوار از آنها پیروی می نمایند. (۳) به بیان له لومان افراد در جامعه بدون فکر و اراده، مطیع قوانین خصلت شی واره ای جامعه اند و جامعه بر افکار و اندیشه تک تک اعضایش اثرمی گذارد. قوانین شی واره ای اجتماعی در مرحله اول، کالبد اجتماعی انسان را تعیین می نماید؛ یعنی «الگوهایی را می سازند که فعالیت ها باید طبق آنها به اجرا درآیند.» این قوانین که اعمال فرد از بیرون را تعیین می کنند، به طور غیر ارادی، واکنش های اجتماعی افراد را راهنمایی می نمایند. در مرحله دوم، جامعه، محیطی متفاوت از محیط ارگانیگ و فیزیکی برای افراد تشکیل می دهد و فرد ملزم است تا خود را با آن هماهنگ و از قوانین آن تبعیت نماید. در وهله سوم، قوانین اجتماعی به مثابه رفیع ترین، پیچیده ترین و کلی ترین قوانین، رفتار افراد را هدایت می کنند.(۴)
۳٫ خصلت درونی شدن جامعه
درونی سازی واقعیت اجتماعی، مهم ترین خصلت انسان است. امر اجتماعی به مثابه امر بیرونی و تحمیل گر، از طریق تصویر و نماد به بخشی از وجود فرد تبدیل می شود، آن گاه او را از درون کنترل می کند. این تصویر غالباً تصویری از رسوخ، نفوذ و انتشار جامعه در فرد است. قاعده اجتماعی پس از آنکه از طریق جامعه پذیری اولیه و ثانویه در فرد جذب شده، به طبیعت ثانوی تبدیل می شود؛ یعنی طبیعی می شود و حامل نوعی از فشار اجتماعی است که کمتر به آن اعتراض می شود.(۵) دارندروف نیز جامعه پذیری را فرایند فردزدایی معرفی نموده است، به گونه ای که در آن، فردیت مطلق و آزادی فرد، در کنترل و عمومیت نقش های اجتماعی محو می شود. به عقیده وی انسانی که به انسان اجتماعی تبدیل شده است بی هیچ مصونیتی به قوانین اجتماعی سر سپرده است.(۶) اریک فروم معتقد است سیر اجتماعی شدن با تعیین شیوه زندگی فرد، ساختمان خوی او را به قالب خاص می کشد و از سوی دیگر، خصایص جدیدی که در خوی پرورش یافته اند، عوامل دیگری را به وجود می آورند که در پرورش بعد اقتصادی و اجتماعی مؤثر می افتند و در فرآیندی اجتماعی نفوذ می کنند. با اینکه این خصایص بدواً به عنوان عکس العمل در برابرتهدید نیروهای جدید اجتماعی و اقتصادی به ظهور می رسند، امابه تدریج به نیروهای مولد تبدیل می شوند و تحولات اجتماعی و اقتصاد را بیشتر بسط می دهند.(۷) آنچه خصلت تأثیرگذاری جامعه را افزایش میدهد، گذشت زمان یا تاریخ است. برگر معتقد است مخالفت با نهادهای اجتماعی در ابتدا آسان است، ولی به تدریج از طریق تبدیل شدن به سنت، برای نسل های بعد امری لایتغیر جلوه می کند و دیگر مخالفت با آن دشوار می شود.(۸)
ز) شیوه های تأثیر فرد برجامعه وتاریخ
آنچه تاکنون بیان شده چگونگی تأثیر جامعه بر فرد بود، اینک روش های تأثیر فرد بر جامعه و تاریخ بررسی می شود. این روش ها عبارت اند از:
۱٫ ایجاد تغییر در ایده آل ها و آرمان ها
مهم ترین روش که به وسیله آن در جامعه تغییر حاصل می شود ایجاد تحول در ایده آل ها و آرمان های یک جامعه است. خداوند در آیه ۱۱ سوره رعد می فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» طبق دیدگاه شهید صدر مقصود از «ما بانفسهم؛ تغییر در انفس» در این آیه و آیه ۵۳ انفال تغییر در «ایده آل ها و اهداف» است که به مثابه بنیانی ترین عامل تغییرات اجتماعی قلمداد شده است. شهید صدر می فرماید که تغییرات تاریخی و اجتماعی، معلول تغییر در محتوای فکر و اراده انسان است. (۹) از نظر شهید صدر محتوای باطنی انسان از ایده آل های انسان تشکیل می شود و این ایده آل های انسان هستند که اهداف او را سامان مند می نمایند و اهداف نخست به انگیزه و سپس به عمل تبدیل شده و از این طریق به خلق الگوهای رفتار اجتماعی جدید و سپس به تغییرات اجتماعی منجر می شوند. شهید صدر سه منشأ برای ایده آل های انسان ذکر نموده است. الف. ایده آل های مأخوذ از وضعیت موجود: به نظر شهید صدر این ایده آل که ریشه در عادت و طاغوت دارد، قدرت ایجاد تغییر در جامعه ندارد. ب.ایده آل مأخوذ از آینده: از نظر شهید صدر این نوع ایده آل نیز باعث تغییر نمی شود، زیرا ایده آل باید نامحدود باشد و این دو نوع ایده آل، محدود است، زیرا ساخته خود بشر است. ج. ایده آل مأخوذ از دین: به نظر شهید صدر این تنها ایده آلی است که قدرت ایجاد تغییر و دگرگونی را دارد، زیرا در بیرون از ذهن محدود انسان ریشه دارد؛ از این رو نامحدود است.(۱۰) یکی دیگر از صاحب نظران تأثیر عمده فرد بر اجتماع را چنین بیان می کند: تأثیر در زمینه اعتباریات صرف، تأثیر در زمینه فنون، صنایع و اختراعات، تأثیر در زمینه علوم و معارف حقیقی، تأثیر در اعتبارات واجد منشأ حقیقی (ارزش های دینی، اخلاقی و حقوقی) وتأثیر در زمینه قدرت های اجتماعی. (۱۱) روشن است که جز قسم اخیر، همه به طور مستقیم در فکر و اندیشه انسان ریشه دارد.
۲٫ پیامدهای کنش
کنش انسان، خصوصاً پیامدهای پنهان آن یکی از روش هایی است که در حیات جمعی انسان اثرگذار است. تأثیر پیامد کنش، خارج از اراده انسان است، زیرا انسان می تواند با اراده و میل خود انتخاب نماید، ولی نتیجه انتخاب خود را نمی تواند تغییر دهد. آیات فراوانی در قرآن هم به آزادی انتخاب و هم به پیامدهای ضروری و ناخواسته عمل، اشاره می کند. به طور نمونه، خداوند در آیه ۴۱ روم می فرماید: «ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس»؛ اختلالاتی که در زمین و آسمان رخ می نمایاند پیامد رفتارهای خود انسان است». در آیه ۲۹ انفال نیز به همین مطلب اشاره دارد و می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا و یکفر عنکم سیئاتکم و یغفر لکم». (12) خداوند در آیه ۱۱۱ نحل کفران نعمت را به مثابه یکی از رفتارهایی معرفی نموده که آثار وضعی یا کارکرد و غیر مقصود آن تغییر در وضع اجتماعی افراد است، خداوند می فرماید: «وضرب الله مثلا قریه کانت آمنه مطمئنه یاتیها رزقها رغدا من کل مکان فکفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع والخوف بما کانوا یصنعون»؛ (۱۳) این امر به سبب اهمیت خود یکی از خصوصیات سنت های اجتماعی نیز قلمداد شده و از آن به «تحویل و تبدیل ناپذیری سنت ها» تعبیر گردیده است. مقصود از تبدیل ناپذیری سنن الهی این است که آن دست از پیامدهای رفتارهای گروهی و اجتماعی که در آیات و روایات، سنت الهی شمرده شده است، جانشین پذیر نیستند. مقصود از تحویل ناپذیری سنن الهی آن است که پیامدهای رفتارهای گروهی (که در مورد جوامع و امت های گذشته تحقق یافته) قابل تغییر و دگرگونی نیست و جابه جایی در آن رخ نمی دهد. قرآن مجید در آیات مختلف، عواقب ناگواری را که دامن گیر امت های ناصالح گذشته شده یا پیامدهای خوشایندی را که اجتماعات صالح گذشته از آن بهره مند شده اند، بیان کرده است و در پایان آیات، از این مطلب سخن گفته شده که آن پیامدها تحویل و تبدیل پذیر نیستند.(۱۴) از بررسی آیات مختلف روشن می شود که خداوند از دو نوع تأثیر «در زمان» و «هم زمان» صحبت کرده است؛ یعنی برخی آیات بیانگر آن است که فرد نمی تواند از تبعات و مسائل جامعه ای که خود یا دیگران در ایجاد آن مؤثر بوده، فرار نماید. خداوند به این حقیقت اشاره نموده است: «واتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه واعلموا ان الله شدید العقاب» (15) در تأثیر «در زمان» خداوند جامعه را مرتبط و متصل به گذشته و آینده می داند؛ نسل گذشته زیربنا و پایه های جامعه امروزی بوده و جامعه امروز نیز اساس جامعه آینده خواهد بود. در بسیاری از آیات قرآن کارهای پیشینیان به نسل امروز نسبت داده شده است. برای مثل، خداوند در آیات ۱۸۱- ۱۸۳ آل عمران یهودیان زمان پیامبر اسلام را قاتل انبیاء پیشین معرفی می نماید، در حالیکه گذشتگان آنها قاتل بودند. این نوع محاکمه بارها در قرآن تکرار شده و علت آن هم این است که نسل امروزی به کار اجدادشان راضی بوده اند و همین رضایت، سرنوشت اینها را با گذشتگان شان پیوند داده است. وقتی جامعه جدید با سرنوشت متفاوت شکل می گیرد که این عُلقه، قطع شود. (۱۶) از این آیات، این حقیقت استنباط می شود که ملاک تشکیل جامعه، پیوند جسمی افراد نیست، بلکه مهم پیوند روحی و شیوه تفکر است. همچنین روشن شد افراد از طریق اندیشه و رفتار، نقش مهمی در تحولات تاریخی و اجتماعی خود ایفا می کنند. بنابراین باید همواره به این دو بعد توجه کرد.
نتیجه
مسئله ای که این نوشتار برای حل آن سامان یافته، ارتباط «امکان همزیستی قانون مندی جامعه و تاریخ و آزادی انسان» است. مدعای نگارنده این است که میان آزادی (در برابر جبر مطلق) و آزادی (به معنای برخورداری از قدرت انتخاب و گزینش یک مسیر از میان مسیرهای مختلف) و قانونمندی حیات جمعی انسان هیچ گونه تعارض بنیانی وجود ندارد، بلکه رابطه دوسویه حاکم است. مدعای فوق به دو صورت بیان شده است: ۱٫ میان آزادی با قوانین تکوینی حاکم بر جامعه وتاریخ، تعارض وجود ندارد، چون از یک سو انسان موجودی آگاه است و از سوی دیگر، اولاً: آزادی انسان در متن قانونمندی جامعه و تاریخ به مثابه روابط علّی لحاظ شده است، ثانیاً: قانونمندی اعم از رابطه علّی است، ۲٫ قواعد اجتماعی نیز با آزادی اجتماعی در تعارض نیست، چون اولاً: فرهنگ مجموعه منسجم نیست، ثانیاً: فرآیند فرهنگ پذیر، فرآیند تأثیر و تأثر است: قواعد اجتماعی نیز بخشی از آنها محدود کننده و بخش دیگرشان مقدور کننده اند؛ نهادهای اجتماعی در صورتی جبر آورند که به صورت مجزا از کنش لحاظ شوند، در حالی که محصول کنش های انسان و بسترساز آن هاست؛ نقش های اجتماعی نیز جبرآور نیست، چون خصلت ترکیبی، مبهم، متناقض و تغییرپذیری نقش ها تأمین کننده نوعی اختیار برای بازی گر اجتماعی است. البته مطالب فوق به معنای نفی هر گونه محدودیت نیست. متقتضای رابطه دوسویه این است که به برخی موانع اجتماعی و تاریخی که انسان ها را تحت تأثیر قرار می دهد، اشاره شود. مهم ترین آنها خصلت مشروعیت اخلاقی، شی واره گی و درونی شدن پدیده های اجتماعی و تاریخی است. افراد نیز از طریق ایجاد تغییر در «ایده آل ها و اهداف» و «رفتار و پیامدهای آن» جامعه و تاریخ را دچار تغییر و تحول می سازند.
پی نوشت ها :

*دانش آموخته جامعه المصطفی العالمیه و دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران ۱٫ ر. ک: پیتر برگر و توماس لوکمان، ساخت اجتماعی و واقعیت، ترجمه عزت الله فولادوند، ص۱۴۴- ۱۵۹٫ ۲٫ جنیفر له لومان، ساخت شکنی دورکیم، ترجمه شهناز مسمی پرست، ص ۷۲- ۷۵٫ ۳٫ ر.ک : برگر، همان. ۴٫ جنیفر له لومان ، ساخت شکنی دورکیم، ترجمه شهناز مسمی پرست، ص ۷۶- ۷۸٫ ۵٫ همان، ص۸۶- ۸۹٫ ۶٫ دارندورف، انسان اجتماعی، ترجمه غلامرضا خدیوی، ص ۸۷٫ ۷٫ اریک فروم، گریز از آزادی، ترجمه عزت الله فولادوند، ص ۱۱۸٫ ۸٫ پیتر برگ و توماس لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ترجمه عزت الله فولادوند، ص ۸۰ به بعد. ۹٫ سید محمد باقر صدر، سنت تاریخ در قرآن، ترجمه سید جمال موسوی، ص۹۶٫ ۱۰٫ همان، ص ۱۰۱، ۱۱۲و ۱۲۰٫ ۱۱٫ محمد تقی مصباح، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص ۲۳۱٫ ۱۲٫ «ای کسانیکه به خدا ایمان آورده اید اگر تقوا پیشه کنید، برای شما وسیله جداسازی حق از باطل قرار می دهد، و گناهان تان را می پوشاند». 13. «خداوند مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزیش از هر جا می رسید؛ اما نعمت های خدا را ناسپاسی کردند و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می دادند، لباس گرسنگی و ترسی را بر اندام شان پوشانید». 14. سیدمحمد باقر صدر، سنت تاریخ در قرآن، ترجمه سید جمال موسوی، ۵۳-۵۳٫ ۱۵٫ «از فتنه ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی رسد و بدانید خداوند سخت کیفر است.» (انفال: ۲۵). ۱۶٫ محمد مهدی آصفی، فلسفه تاریخ در آینه وحی، ترجمه مصطفی طباطبایی، ص ۲۵و ۳۳-۳۶٫

منابع: آرون ، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران ، شرکت سهامی، ۱۳۷۰٫ آصفی، محمد مهدی، فلسفه تاریخ در آینه وحی، ترجمه مصطفی طباطبایی، قم، انتشارات مؤسسه امام خمینی، ۱۳۸۵٫ آگبرن نیم کف، زمینه جامعه شناسی، ترجمه و اقتباس ا. ح . آیان پور، تهران، نشر گسترده، ۱۳۸۱٫ باقی نصرآبادی، علی، سیر در اندیشه های اجتماعی شهید مطهری، قم، مرکز انتشارات و دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷٫ برگر، پیتر و توماس لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ترجمه عزت الله فولادوند، ترجمه فریبرز مجیدی، تهران، انتشارات اندیشه عصر نو، ۱۳۷۵٫ بودون، ریمون، منطق اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، تهران، سازمان جاویدان ، ۱۳۷۷٫ بیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، تهران، کیهان، ۱۳۶۷٫ پوپر، کارل، جامعه باز و دشمنان آن، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران، خوارزمی، ۱۳۸۰٫ پوپر، کارل، فقر تاریخی گری، ترجمه احمد آرام، تهران، خوارزمی، ۱۳۵۸٫ تریک، راجر، فهم علم اجتماعی، ترجمه شهناز مسمی پرست، تهران، نشر نی، ۱۳۸۴٫ دارندورف، رالف، انسان اجتماعی، ترجمه غلامرضا خدیوی، تهران، آگه، ۱۳۷۷٫ دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر جامعه شناسی اسلامی، قم، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ، ۱۳۶۳٫ رجبی، محمود، «قانون مندی جامعه و تاریخ» تاریخ در آینه پژوهش سال اول، ش ۲، ۱۳۸۰٫ص ۶۳- ۲۳٫ ساروخانی، باقر، «مدلهای علی»، نامه علوم اجتماعی، (ج۲،ش۲)، ۱۳۷۰٫ ساروخانی، باقر، درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۷۰٫ سروش، عبدالکریم ، درس هایی از فلسفه علم الاجتماع، تهران، نی ۱۳۷۲٫ سروش، عبدالکریم، علم چیست؟ فلسفه چیست؟، تهران مؤسسه فرهنگی صراط، ۱۳۷۵٫ صدر،محمد باقر، سنت های تاریخ در قرآن، ترجمه دکتر سید جمال موسوی، بی تا. فروم، اریک، گریز از آزادی، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰٫ فی، برایان، فلسفه امروزین علوم اجتماعی، ترجمه خشایار دیهمی، تهران، طرح نو، ۱۳۸۱٫ گلابی، سیاوش، اصول و مبانی جامعه شناسی، تهران، نشر میترا، ۱۳۷۸٫ گورویچ، ژرژ و دیگران، طرح مسائل جامعه شناسی امروز، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۷٫ گورویچ، ژرژ جبرهای اجتماعی و اختیار یا آزادی انسانی، ترجمه حسن حبیبی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۵۸٫ گیدنز، آنتونی، مسایل محوری در نظریه اجتماعی، ترجمه محمد رضایی، تهران، انتشارات سعاد، ۱۳۸۴٫ له مان، جنیفر، ساخت شکنی دورکیم، ترجمه شهناز مسمی پرست، تهران، نشر نی، ۱۳۸۵٫ لیتل، دانیل، تبیین در علوم اجتماعی، ترجمه دکتر عبدالکریم سروش، تهران، موسسه فرهنگی صراط، ۱۳۷۲٫ محسنی، منوچهر، جامعه شناسی عمومی، تهران، کتاب خانه طهوری، ۱۳۵۷٫ مصباح ، محمد تقی، اسلام و آزادی در شریعه خرد، به کوشش علی اکبر رشاد، تهران، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، ۱۳۷۶٫ مصباح، محمد تقی، جامعه وتاریخ از دیدگاه قرآن، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲٫ مصباح، محمد تقی، معارف قرآن، ج۱و ۳، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۶۸٫ مصباح، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج۲، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶٫ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، تهران، صدرا، ۱۳۷۴٫ منتسکیو، روح القوانین، ترجمه و نگارش علی اکبر مهتدی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۲٫ میلز، سی رایت، بینش جامعه شناختی، ترجمه عبدالمعبود انصاری، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۰٫ تاریخ در آینه پ‍ژوهش-شماره ۲۵

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.