نقد و بررسی نظریه توین بی در فلسفه تاریخ(۱)

مقدمه
پژوهش های فلسفی تاریخ با توجه به کاربرد متفاوت واژه تاریخ و رویکرد معرفتی (نوع اول و نوع دوم) به دوشاخته معرفتی «فلسفه نظری یا جوهری تاریخ» (1) و «فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ » (2) و یا به تعبیری «فلسفه علم تاریخ» تقسیم می شود. فلسفه نظری یا جوهری تاریخ از سنخ فلسفه های مضاف به حقایق و واقعیت بیرونی است که معرفتی درجه اول است که پدیده ها و وقایع تاریخی را در کانون مطالعه و پژوهش فلسفی قرار می دهد، تا روند کلی حرکت تاریخی را تعریف، معین و قانون مند سازد. فلسفه نظری یا جوهری تاریخ ناظر به عالم پدیده های تاریخی است و فراتر از عقلانیتی است که پژوهش های متداول تاریخی انجام می دهند و به دنبال کشف ماهیت عمومی و فرآیند کلی حرکت تاریخی است.(۳) در فلسفه نظری یا جوهری تاریخ به لحاظ غایت شناسی، کشف و اثبات قوانین حاکم بر پدیده ها و تحولات تاریخی است، و نیز دریافت نظام و فرآیندی عام به لحاظ نگرش در قانون مداری و قانون محوری تاریخ است. لذا مسئله اصلی مطرح در فلسفه نظری تاریخ، بحث قانون مندی تاریخ است که در واقع سنخ شناسی موضوعی پژوهش حاضر درحیطه مسائل فلسفه نظری تاریخ را نشان می دهد.
۱٫ مفاهیم
۱-۱٫ ماهیت و چیستی فلسفه های مضاف
فلسفه های مضاف با توجه به ماهیت و چیستی مضاف به علوم یا فلسفه های مضاف به یک رشته علمی و فلسفه های مضاف به واقعیت ها و حقایق به اقسام زیر تقسیم می شوند:
۱-۱-۱٫ فلسفه مضاف به علوم
فلسفه های مضاف به علوم، دانش هایی هستند که به پرسش ها و سوال های بیرونی مضاف الیه خود پاسخ می دهند و از طرح مسائل درون علمی مضاف الیه خود دوری می گزینند. در فلسفه های مضاف به یک رشته علمی یا یک نظام معرفتی، درباره ماهیت و چیستی آن دانش و رشته علمی به تجزیه و تحلیل می پردازند. معرفت حاصل از فلسفه مضاف به یک رشته علمی، معرفت درجه دوم و از سنخ و مقوله علم یا علم به معرفت است.(۴)
۲-۱-۱٫ فلسفه مضاف به واقعیت ها
فلسفه مضاف به واقعیت ها یا امور یا حقایق، دانش هایی هستند که به پرسش های درونی مضاف الیه خود پاسخ می دهند و واقعیت های نفس الامری اعم از حقیقی، اعتباری یا مجرد و مادی را مورد بحث قرار می دهند. در فلسفه های مضاف به واقعیت ها، ماهیت و چیستی آن واقعیت، حقیقت یا امر حقیقی و اعتباری کاویده می شود و معرفت حاصل از این گونه فلسفه، معرفت های درجه اول است که از سنخ و مقوله علم به واقع و یا علم به یک امر (حقیقی یا اعتباری) می باشد.(۵)
۲-۱٫ روش شناسی فلسفه های مضاف
فلسفه های مضاف به یک نظام معرفتی یا رشته علمی یا فلسفه های مضاف به واقعیت ها را می توان با دو رویکرد تاریخی و منطقی بررسی کرد و از این حیث فلسفه های مضاف به شش گروه تقسیم می شوند: ۲-۱٫ فلسفه مضاف به علوم با رویکرد منطقی و تاریخی؛ ۴-۳٫ فلسفه مضاف به واقعیت ها با رویکرد منطقی وتاریخی؛ ۶-۵٫ فلسفه مضاف به واقعیت ها و علوم با رویکرد منطقی – تاریخی. در رویکرد منطقی، مسائل بیرونی و درونی دانش با صرف نظر از هویت عینی و تاریخی آن دانش یا رشته علمی مطالعه می شود. رویکرد تاریخی، رویکردی است که در آن مسائل بیرونی و درونی یک دانش و رشته علمی با توجه به هویت تاریخی و تحقق یافته آن دانش یا رشته علمی درکانون مطالعه قرار می گیرد.(۶)
۳-۱٫ ماهیت و چیستی فلسفه های تاریخ
پژوهش های فلسفی در باب تاریخ، با توجه به معنا و مفهوم «تاریخ» از حیث یک رشته علمی، یا یک پدیده خارجی به دو شاخه متفاوت و متمایز تقسیم می شود. اگر سنخ و ماهیت فلسفی تاریخ، از سنخ فلسفه های مضاف به علوم باشد، در این صورت فلسفه تاریخ مدلی از فلسفه مضاف خواهد بود که رشته یا دانش تاریخ مورد مطالعه و تحلیل قرار خواهدگرفت که در این صورت فلسفه تحلیلی یا انتقادی یا فلسفه علم تاریخ پدید خواهد آمد. اگرسنخ و ماهیت فلسفه تاریخ، از سنخ فلسفه های مضاف به واقعیت باشد، در این صورت فلسفه تاریخ مدلی از فلسفه مضاف خواهد بود که پدیده ها یا امور تاریخی مورد مطالعه و تحلیل قرار خواهد گرفت که به این اعتبار فلسفه نظری یا جوهری تاریخ به وجود خواهد آمد.
۲٫ تعریف دو نوع فلسفه تاریخ.
۱-۲٫ تعریف فلسفه تحلیلی یا انتقادی یا فلسفه علم تاریخ (۷)
فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ مدلی از فلسفه مضاف به علوم است که به تعبیر ویلیام دری (۸) «تحلیل فلسفی تاریخ نگاری است که به توصیف و تبیین منطقی، عقلانی و معرفت شناسی آنچه مورخان انجام می دهند، می پردازد» (9) فلسفه تحلیلی تاریخ از گرایش های فلسفه علم و مضاف به یک رشته علمی است و هدف آن بررسی علم تاریخ است؛ به عبارت دیگر، در آن سخن از علم شناسی تاریخ است؛ از این رو، فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ را منطق پژوهش علم تاریخ می دانند و معرفتی است که در آن، آگاهی ما به پدیده های گذشته، نه خود پدیده های گذشته، بررسی و تحلیل می شود.(۱۰)
۲-۲٫ تعریف فلسفه نظری(۱) یا جوهری تاریخ (۱۲)
فلسفه، نظری یا جوهری تاریخ مدلی از فلسفه های مضاف به امور یا واقعیت های بیرونی و اعتباری است و به تعبیر ویلیام دری «کوششی است تا معنا و مفهوم روند کلی پدیده های تاریخی را کشف نماید و به ماهیت عمومی فرآیند تاریخی دست یابد و فراتر از عقلانیتی است که پژوهش های متداول تاریخی انجام می دهند». (13) فلسفه نظری یا جوهری تاریخ ناظر بر پژوهش در باب سیر پدیده های تاریخی و قانون مندی آنهاست و فیلسوف تاریخ به دنبال فهم معنا و هدف تاریخ، محرک و مکانیسم حرکت تاریخ و آغاز انجام آن است.(۱۴)
۳٫ تمایز فلسفه علم تاریخ با فلسفه نظری تاریخ
علوم و فلسفه های مضاف را می توان به لحاظ موضوع، روش و غایت متمایز و دسته بندی کرد، تمایز فلسفه نظری و جوهری تاریخ و فلسفه علم یا تحلیلی تاریخ را نیز می توان از منظر موضوعی، روشی و غایی تجربه و تحلیل کرد.
۱-۳٫ تمایز موضوعی
هر علمی از عوارض ذاتی موضوع خود سخن می گوید و تمایز موضوعی یکی از تمایزات موجود میان علوم و فلسفه هاست. موضوع فلسفه علم تاریخ ساماندهی، روشمندی و منطق پژوهش علم تاریخ است؛ اما موضوع فلسفه نظری یا جوهری تاریخ، پدیده ها و وقایعی است که در بستر زمان گذشته اتفاق افتاده اند، نه مطالعه و پژوهش علم تاریخ به عنوان یک رشته علمی، لذا فلسفه نظری تاریخ به دنبال قانون مندی پدیده های تاریخی است.تمایز موضوعی فلسفه علم تاریخ با فلسفه نظری و جوهری تاریخ را در چند محور ذیل می توان بررسی کرد:
۱-۳-۱٫ تمایز در نوع معرفت
یکی از تفاوت ها و تمایزهای بنیادی این دو، در نوع و جنس معرفتی آنهاست. به لحاظ معرفتی، معرفت حاصل از فلسفه نظری یا جوهری تاریخ، معرفت درجه اول است؛ یعنی احکام و گزاره هایش ناظر به واقع اند و مباحث مطرح شده در آن از سنخ «علم به واقع» است. اما نوع معرفت در فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ، معرفت درجه دوم است. به عبارتی رساتر احکام و گزاره های مورد پژوهش و مطالعه در فلسفه تحلیل تاریخ، از سنخ علم به علم است.(۱۵)
۲-۳-۱٫ تمایز سنخ شناسی(۱۶)
موضوع فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ به لحاظ سنخ شناسی نیز از فلسفه نظری یا جوهری تاریخ متفاوت و متمایز است. فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ از سنخ فلسفه های مضاف به رشته علمی است که مسائل بیرونی آن با رویکرد منطقی- تاریخی قابل بررسی است، اما فلسفه نظری یا جوهری تاریخ از سنخ فلسفه های مضاف به واقعیت هاست که مسائل درونی آن با رویکرد منطقی – تاریخی قابل بررسی است.
۳-۲-۱٫ تمایز به لحاظ علم پیشینی و علم پسینی
با توجه به تمایز نوع معرفت و سنخ شناسی، این دو شاخه فلسفی تاریخ، به لحاظ علم پیشینی و پسینی از هم تمایز می یابند. موضوع فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ، از نوع و مقوله علم پسینی است؛ زیرا معرفت حاصل در آن از انوع معرفت درجه دوم است. اما علم حاصل در فلسفه نظری یا جوهری تاریخ به لحاظ معرفت درجه اول بودن، علم پیشینی است.
۲-۳٫ تمایز مسئله ای
با توجه به تمایز موضوعی فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ از فلسفه علم تاریخ مسائل مطرح در این دو رشته نیز از هم متمایز می شوند. چهار مسئله عمده در فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ مطرح است: اول: تبیین تاریخی(۱۷) در این مسئله از انواع تبیین های قانون مند (مدل فراگیر و عام) تبیین عقلایی (توجه به کنش ها و واکنش های فاعلان تاریخی) و تبیین روایی (گزینش روایت های تاریخی) سخن به میان می آید که علم تاریخ را به لحاظ تبیین شناسی مورد مطالعه و پژوهش قرار می دهد. دوم: روش شناسی مطالعات تاریخی: در این مسئله سبک پژوهش و روش تاریخی علم تاریخ و تفاوت روش شناسی مطالعات تاریخی با سایر روش های مطالعاتی و تحقیقاتی بیان می شود. سوم: عینیت تاریخی: یکی از مسائل مهم مطرح در فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ، عینیت تاریخی است که با دو رویکرد «مطابقت با واقع و واقعیات تاریخی» و «قابل اثبات و تصدیق پذیر بودن واقعیات تاریخ» از آن بحث می شود. چهارم: تعامل تاریخ با سایر علوم: در این مسئله نوع روابط و تعامل متقابل علم تاریخ با دیگر دانش ها بررسی می شود. در کنار چهار مسئله اساسی مذکور مسائل دیگر از قبیل واقعیت و حقیقت تاریخی، عنصر گزینش در تاریخ، دخالت ارزش ها در قضاوت های تاریخی، امکان ارائه مدل ها و نظریه ها در علم تاریخ نیز مطرح می شود. مسائل فلسفه نظری در تاریخ در سه مسئله مهم ارائه و خلاصه می شود: اول، چگونگی و نوع حرکت تاریخ، دوم، قانون مندی تاریخ. سوم، هدف و حرکت و غایت تاریخ، در کنار این سه مسئله مهم، مباحثی همچون تکامل تاریخ، یا عامل تکامل و تحول تاریه نیز بررسی می شود.(۱۸)
۳-۳٫ تمایز روش شناسی
تمایز روش شناسی، یکی از تمایزات و معیارهای اصلی در طبقه بندی علوم از همدیگر است. فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ در طرح مسائل و بررسی آنها به روش تعقلی عمل می کند و مباحث و احکام فلسفه تحلیلی تاریخ، مثل تبیین تاریخی، یا عینیت تاریخی، روش شناسی تاریخی و تعامل تاریخ با سایر علوم، بر روش عقلی مبتنی اند؛ البته در مبتنی بودن بر روش عقلی هم با رویکرد منطقی هنجاری و هم رویکرد تاریخی سازگاری دارد. اما فلسفه نظری یا جوهری تاریخ در عین بهره برداری از روش تعقلی هم با رویکرد منطقی و هم رویکرد تاریخی، امکان استفاده از روش استقرایی و تطبیقی و مطالعه تجربی تمدن ها و پدیده های تاریخی را برای اثبات قانون مندی حاکم بر پدیده های تاریخی دارد. از باب مثال توین بی (۱۹) و اشپنگلر (۲۰) در فلسفه نظری شان با تکیه بر مطالعه استقرایی و تجربی و تطبیقی تمدن ها، به دنبال قوانین حاکم بر تاریخ بودند.
۴-۳٫ تمایز غایی
اساساً در میان تمایزهای علوم و فلسفه های مضاف، عامل غایت و هدف یکی از اساسی ترین و مهم ترین عوامل طبقه بندی معرفی می شود. غایت و هدف در فلسفه نظری تاریخ «اثبات قوانین حاکم برتاریخ» و«ایجاد نظام و فرآیندی عام به لحاظ نگرش در قانون مداری و قانون محوری تاریخ» است؛ اما غایت در فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ، «اثبات علم تاریخ و قراردادن تاریخ نگاری، به لحاظ اصول و سبک نگارشی، در یک نظام معرفتی منطقی و روشمند» است و اثبات علم تاریخ مستلزم ارائه اصول روش شناسی و نگارشی است.
پی نوشت ها :

*دانشجوی دکتری تاریخ تمدن اسلامی دانشگاه معارف اسلامی قم ۱٫ substantive or speculative philosophy of History 2.Analytical or critical philosophy of History 3. پل ادواردر: مجموعه مقالات فلسفه تاریخ، ص ۲؛ نوذری حسینعلی، فلسفه تاریخ، ص ۲۴-۲۵؛ عبدالکریم سروش، فلسفه نظری تاریخ، ص ۲۴-۲۵٫ ۴٫ عبدالحسین خسرو پناه «نظریه دیه بانی»، اندیشه نوین دینی، ص ۱۶؛ علی اکبر رشاد، فلسفه های مضاعف، ص ۳۲- ۳۵٫ ۵٫ همان، ص ۱۶و ۱۷؛ همان ، ص ۳۲-۳۵٫ ۶٫ عبدالحسین خسرو پناه، «نظریه دیه بانی» اندیشه نوین دینی، ش ۱۰، ص ۱۶؛ همو، فلسفه مضاف، ج۱، ص ۳۶-۳۵٫ ۷٫ دو منبع مهم و عمده در باب فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ عبارتند از: W.H.Drag 9ed) (1966).Philosophical analysis and History. Harper Row,New York. Patrick Gardiner led(1979),the Philosophy of History. Oxford University press,oxford. 8.W.H.Dary 9. پل ادواردو: مجموعه مقالات فلسفه تاریخ، ص۳-۴٫ ۱۰- عبدالکریم سروش، فلسفه نظری تاریخ، ص ۲۴-۲۵؛ پل ادوار، مجموعه مقالات فلسفه تاریخ، ص۳-۴٫ ۱۱- substantive or speculative philosophy of History 12. مهم ترین منابع فلسفه نظری یا جوهری تاریخ عبارتند از : idea forauniversal History from the cosmopolitan point of view (1784),English translation in Kant, on History Library of liberal Arts ,Bobs-Merrill ,Indianapolis and New York ,(1963) Lectures on the Philosophy of world History. Introduction: Reason(History .trans. H. B. Nisbet ( Cambridge university press , Cambridge, 1975) Marx and Angels, (1845-6).The German Ideology. Part1 ,feuerbach Arnold Toynbee,(1934-54).A study of History (10 voles, clarendon press,oxford). 13. ادواردر: پل، مجموعه مقالات فلسفه تاریخ، ص ۲؛ استنفورد، مایکل ، ص۲۲-۲۳٫ ۱۴٫ نوذری، حسینعلی، فلسفه تاریخ روش شناسی و تاریخ انگاری، ص ۲۴- ۲۵؛ عبدالکریم سروش، فلسفه نظری تاریخ، ص ۲۴-۲۵٫ ۱۵٫ استنفورد، مایکل، درآمدی بر فلسفه تاریخ، ص ۲۲ و ص۲۴-۲۵٫ ۱۶٫typology 17.Historical explanation 18. در این زمینه به منابع ذیل رجوع شود: کار، ای، اچ، تاریخ چیست، ترجمه حسن کامشاد، تهران، نشر خوارزمی، ۱۳۵۶؛ والش، ویلیام، هنری، مقدمه ای بر فلسفه تاریخ، ترجمه ضیاءالدین علایی طباطبایی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳؛ زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ در ترازو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲٫ ۱۹٫Arnold Joseph Toynbee 20.Oswald Spengler

منبع:تاریخ در آینه پ‍ژوهش-شماره ۲۵ ادامه دارد…

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.