صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > جامعه شناسی و علوم اجتماعی > مشورت > سنت مندی تاریخ در قرآن از منظر شهید صدر(۴)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


(دیدگاه های قرآنی و نوآوری های شهید صدر در فلسفه نظری تاریخ)
ب. بیان سنت در قالب مصداق
شهید صدر به برخی از سنت ها اشاره می کند که در قرآن به صورت مصداق بیان شده است.
۱٫ سنت تأثیر زیربنایی انسان در تغییرهای اجتماعی
برخی مکتب های بشری اراده و اختیار انسان را مقهور اراده و اختیار جامعه، و اراده افراد را محکوم اراده جامعه و تاریخ می دانند. به دیگر سخن، افراد را روبنا و جامعه و تاریخ را زیربنای تغییرهای تاریخ می شمارند. (۱) لکن شهید صدر معتقد است از منظر قرآن یکی از سنت های الهی در تاریخ این است که تغییرهای اجتماعی به دست انسان ها و با اراده و اختیار افراد انجام می شود، نه جامعه و تاریخ. بنابراین، نه تنها اراده افراد محکوم اراده جامعه نیست، بلکه انسان ها سنگ بنای تغییرهای اجتماعی به شمار می آیند. به این آیه توجه کنید. «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم…»(رعد: ۱۱). شهید صدر با توجه به آیه مزبور می فرماید: «محتوای درونی و روانی و فکری انسان زیربنا، و وضع اجتماعی رو بنا را تشکیل می دهند. این روبنا جز به تبع تغییر در پایه و دگرگونی در زیربنا، تغییر و دگرگونی نخواهد پذیرفت. آیه اخیر رابطه بین وضع روحی، معنوی و فکری انسان با وضع اجتماعی، و به سخن روشن تر رابطه بین درون و بیرون انسان را مطرح می کند. بیرون انسان را عوامل درونی او می سازد و با درون مرتبط است از این روی، اگر درون جامعه تغییرکند، وضع خارجی و برونی جامعه و مناسبات اجتماعی و معیارهای برقراری روابط اجتماعی افراد جامعه با یکدیگر نیز تغییر خواهد یافت و دگرگون خواهد شد. پس این یک سنت تاریخی و یکی از قوانین و آیین های تاریخ است که پایه و زیربنا را با روبنا پیوند میدهد. به این آیه شریفه نیز توجه کنید: «ذلک بان الله لم یک مغیّرا نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم و ان الله سمیع علیم» (انفال: ۵۳) (۲)
۲٫ سنت یاری و نصرت اهل حق
خداوند می فرماید: «ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یاتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مسّتهم البأساء والضراء و زلزلوا حتی یقول الرسول والذین امنوا معه متی نصرالله الا أن نصرالله قریب» (بقره: ۲۱۴). شهید صدر براین باور است که این آیه بیانگر سنت یاری و نصرت الهی به مومنان پس از تحمل سختی ها و استقامت در راه حق است و بر این نکته تأکید می کند که نصرت الهی و پیروزی و راه یافتن به بهشت برای هر امت مؤمنی حاصل نمی شود؛ بلکه تنها برای کسانی حاصل می شود که در راه حق استقامت، و سختی های تکان دهنده را تحمل می کند از این روی، می فرماید: در اینجا قرآن این مسئله را که مسلمانان امیدوار باشند سنت تاریخ درباره آنان استثناپذیر باشد، نفی و انکار کرده، این پرسش را مطرح می کند که آیا با توجه به اینکه شما به آن شرایط زیستی که جامعه های پیشین (که پیروز شدند و به بهشت دست یافتند) با همه سختی ها و فشارها و ناملایمات در حد زلزله و تشنج شدیدی به تعبیر قرآن – که گرفتار آمدند، دچار نشده اید که این طمع را در دل می پرورانید سنت و قانون وآیین تاریخ درباره شما استثنا قائل شود و پیروز و کامیاب وارد بهشت شوید؟ (۳) سپس می فرماید: حالاتی دشوار و طاقت فرسا چون «بأساء (جنگ) و«ضراء» (قحطی) که در صورت گسترده تر و عمیق تر شدن به سطح زلزله و تکان های شدید جامعه را متلاطم می کند، در حقیقت به منزله مدرسه یک جامعه و امتحان و آزمایشی از اراده و تصمیم یک ملت و امت است تا میزان مقاومت و ثبات و پایداری آن به محک تجربه درآید و به تدریج بتواند قدرت و توان لازم برای «امت وسط» شدن در جهان و در میان مردم جهان را به دست آورد.(۴)
۳٫ مبارزه پیامبران با خوش گذرانان
شهید صدر معتقد است یکی از سنت های تاریخ مبارزه پیامبران و مترفان و مسرفان است. ایشان در دو بخش کتاب به این سنت می پردازد؛ ابتدا در بحث سنت هایی که در قالب مصداق بیان شده اند و سپس در بحث سمبل های ساختگی. ایشان در این باره به آیات متعددی که بیانگر درگیری این گروه با پیامبران است استشهاد می کند: «وما ارسلنا فی قریه من نذیر الا قال مترفوها إنّا بما ارسلتم به کافرون. و قالوا نحن اکثر اموالاً و اولاداً و ما نحن بمعذبین» (سبأ: ۳۵- ۳۴) در طول تاریخ رابطه ای نیز بین مقام نبوت و موقعیت اعیان و اشراف و خوش گذرانان و اسراف پیشگان هر جامعه و ملتی وجود داشته است. این رابطه یک سنت تاریخی و یکی از قوانین و آیین های تاریخ را می نمایاند و نه یک پدیده را که به طور مقطعی و تصادفی در تاریخ روی داده باشد؛ زیرا اگر تصادفی و اتفاقی بود و سنت همیشه تاریخ نبود، به صورت کلی و فراگیر مطرح نمی شد: «وما ارسلنا فی قریه من نذیر الا قال مترفوها..» (5) بنابراین، یک رابطه منفی در حد طرد و نفی و تعارض بین موقعیت اجتماعی نبوت و موقع اجتماعی مترفان وجود دارد. در حقیقت، این رابطه به نقش پیامبر در جامعه و نقش اعیان و اشراف خوش گذران و اسراف پیشه در جامعه بستگی دارد. در واقع، بخشی از یک دید کلی و موضوعی یک جامعه را تشکیل می دهد…. نقیض طبیعی امر نبوت و پیامبری، عبارت است از جایگاه و موقعیت اجتماعی اعیان و اشراف و خوش گذرانان. در آیه شریفه زیر نیز خداوند می فرماید: «واذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرناها تدمیرا. و کم اهلکنا من القرون من بعد نوح و کفی بربک بذنوب عباده خبیرا بصیرا» (اسراء: ۱۷- ۱۶). در این آیه نیز رابطه ای معین میان ظلم و ستمی که غلبه و سیطره می یابد با نابودی و هلاکتی که جامعه شدیدا به سوی آن کشیده می شود، مطرح شده است. این رابطه نیز- همان گونه که آیه مزبور تأکید می کند – رابطه ای مطلق و فراگیر در طول تاریخ است که سنتی از سنن و قوانین تاریخ را تشکیل می دهد.» (6) ایشان با استناد به اینکه دین نابودگر سمبل های دروغین در جامعه و تاریخ است و نابودی سمبل های مذکور با منافع اشراف و خوش گذران ها سازگاری ندارد، می فرماید: درست در همان موقعی که هر یک از این سمبل های دروغین در خلال شرایط تغییر و تحول خود- به نحوی که قبلا شرح دادیم – به یک تندیس تبدیل می شود، گروهی از مردم به دلیل اینکه منافع، موجودیت مادی و دنیایی و امکانات عیاشی و خوش گذرانی آنان بستگی به بقای آن سمبل تندیس شده پیدا کرده و با آن گره خورده است، حامیان و مدافعان طبیعی یک سمبل می شوند. این گروه که ارتباط مصلحتی و پیوند تاکتیکی با تندیس معینی برقرار کرده اند، از این جهت همیشه رودروی پیامبران می ایستند تا از منافع خود و از امور دنیوی و شرایط خوش گذرانی و اعیان و اشرافی خویش پشتیبانی کنند.(۷) شهید صدر معتقد است این درگیری و رویارویی فراگیر تنها یک امر عادتی و اتفاقی نیست؛ یعنی این طور نیست که به طور استثنا یک گروه از مترفان درتاریخ با پیامبران همراه گردند، بلکه یک سنت استثناناپذیر است. از این روی، در ادامه می فرماید: قرآن کریم در همین زمینه پرده از روی یکی از سنتها و قوانین تاریخ برداشته است و آن اینکه پیامبران، همواره با طبقه اشراف و خوش گذران جامعه خود به عنوان یک قطب مبارزاتی رویاروی بوده اند و این گروه همیشه در مقابل پیامبران جبهه گیری و صف آرائی کرده اند. برای اینکه پرواضح است پس از تغییر حالت یک سمبل و تبدیل آن به یک تندیس، چه کسی از آن بهره برداری می کند؟ همان کس که در جمع اشراف و خوش گذرانان جامعه است و همان اشراف و ثروت اندوزانی که به حساب توده مردم عیاشی می کنند و وجود آن تندیس را بهانه و توجیه کننده وجود خویش در جامعه قرار داده اند. بدین ترتیب، طبیعی خواهد بود که این طبقه اعیان و اشراف و خوش گذران و این گروه همیشه برخوردار، در خط مخالف پیامبران قرار گیرند و این موضوعی است که ما در این سخنان خداوند متعال ملاحظه می کنیم.(۸) ایشان در این فراز افزون بر آیه ۳۴ و۳۵ سوره سبا، به آیات ذیل استشهاد می فرماید: «وکذلک ما ارسلنا من قبلک فی قریه من نذیر الا قال مترفوها انا وجدنا آبائنا علی امه و انا علی آثارهم مقتدون…». «ساصرف عن آیاتی الذین یتکبرون فی الارض بغیر الحق و ان یروا کل آیه لا یومنوا بها و ان یروا سبیل الرشد یتخذوه سبیلا ذلک بانهم کذبوا بایاتنا و کانوا عنها غافلین.» «وقال الملا من قومه الذین کفروا و کذبوا و أترفنا هم فی الحیاه الدنیا ما هذا الا بشر مثلکم یأکل مما تاکلون منه و یشرب مما تشربون…» (مؤمنون: ۳۳).(۹)
۴٫ سنت تأثیر عدالت در رفاه اجتماعی
یکی از قوانین حاکم بر تاریخ این است که رعایت تقوا و دستورهای دینی موجب افزایش نعمت های مادی و معنوی می شود. شهید صدر با استناد به سه آیه مزبور، این سنت را بیانگر تأثیر عدالت در توزیع و عمل به دین در گسترش تولید و رفاه مادی جامعه می داند؛ خداوند می فرماید: «ولوانهم اقاموا التوراه والانجیل وما انزل الیهم من ربهم لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم…» (مائده: ۶۶). «ولوان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض ولکن کذبوا فاخذناهم بماکانوا یکسبون» (اعراف: ۹۶) «وان لواستقاموا علی الطریقه لأسقیناهم ماء غدقا» (جن:۱۶) این سه آیه نیز از رابطه معین سخن به میان می آورد. این رابطه عبارت است رابطه بین پایداری و اجرای احکام خدا و پیاده کردن اوامر الهی در صحنه عمل با فراوانی خیرات و برکات و تولید.اگر بخواهیم به زبان امروز مطرح کنیم، بابد بگوییم رابطه بین عدالت در توزیع و فراوانی تولید. در اینجا ملاحظه می شود که قرآن کریم با تأکید این منطق را مطرح می فرماید که اگر در جامعه ای عدالت در توزیع حاکم باشد، محصول و نتیجه مستقیم آن، فراوانی تولید خواهد بود. قرآن، عدالت و توزیع را یک بار با عبارت «لواستقاموا علی الطریقه لاستقیناهم ماء غدقا..» و یک مرتبه نیز با عبارت: «ولو ان اهل القری آمنوا واتقوا…» و بار دیگر با عبارت: «ولو انهم اقاموا التوراه والانجیل…» بازگو می کند».(10) ایشان پس از بیان این سنت به شرح بیشتر این سنت می پردازد: دلیل این رابطه – یعنی رابطه بین عدالت در توزیع و فراوانی تولید- هم این است که ادیان آسمانی برای برقرار کردن عدالت در توزیع و به منظور ایجاد روابط عادلانه در توزیع آمده اند. اگر جامعه، عدالت توزیع را رعایت کند و موازین آن را در نظر بگیرد، نه تنها از جهت ثروت حاصله گرفتار تنگنا نخواهد شد و مردم از این جهت به فقر و تنگدستی نخواهند افتاد، بلکه حتی ثروت و مال و خیرات و برکات جامعه، افزایش هم خواهد یافت؛ ولی مردم چنین می پندارند که عدالت در توزیع موجب فقر و تنگدستی مردم می شود. در حالی که براساس قانون و سنت تاریخ، حقیقت و واقعیت عکس این برداشت را مورد تأکید قرار می دهد. سنت تاریخ به تأکید می گوید که پیاده کردن ادیان و مذاهب الهی و آسمانی و کاربرد جدی و محکم دستورها و احکام دینی در روابط توزیع، همیشه و به طور مستمر فروانی تولید، ازدیاد محصول و افزایش ثروت را به بار می آورد و نهایتاً به گشایش درهای خیر و برکت از آسمان و زمین بر روی مردم منتهی میشود و این نیز یکی دیگر از سنت ها و قوانین تاریخ است.(۱۱)
نتیجه
در مجموع نوآوری های شهید صدر در فلسفه تاریخ از منظر قرآن مجید را که بیشتر حول محور سنت های الهی درتاریخ مطرح شده است، بدین شرح می توان بیان کرد: الف) یکی از نوآوری های شهید صدر شیوه پاسخ دادن وی به بحث امکان استخراج سنت های تاریخی از قرآن است.معمولا عالمان اسلامی با تکیه بر دستورهای قرآن مجید به عبرت آموزی از سرگذشت پیشینیان و بیان آنها و اموری این چنین به اثبات امکان مذکور می پردازند؛ ولی شهید صدر با توجه به هدف از قرآن در دگرگون سازی جوامع، توضیح سنت ها و قوانین حاکم بر تاریخ را برای مؤمنان یک ضرورت عقلی می شمارد. ب) معین کردن محدوده بیان سنت های تاریخی در قرآن، از دیگر نوآوری های شهید صدراست. ج) طرح بحث شیوه بیان سنن تاریخی در قرآن ، از دیگر ویژگی ها و ابتکارهای ایشان به شمار می آید. د) طرح بحث و بیان ویژگی های سنت های الهی از دیگر نوآوری های این شهید است؛ به گونه ای که در آثار دیگر عالمان دینی دیده نشده است و اگر کسانی بعدها آن را مطرح کرده اند، با اقتباس از شهید صدر بوده است. هـ) قرآن برای اولین بار بر قانونمندی تاریخ تأکید ورزیده و بشر را به آموختن و کشف این قوانین و عبرت آموزی از آن ترغیب کرده است. در حالی که دنیای غرب چندین قرن بعد از قرآن متوجه این حقیقت شده، و به کشف قوانین حاکم بر تاریخ اهتمام ورزیده است. و) هر جامعه ای مانند افرادش عمر، مرگ و زندگی دارد و زندگی جوامع به برقراری انسجام اجتماعی شان، و مرگ شان به تفرقه و جدایی شان بستگی دارد. جوامع افزون بر کیفر اخروی، در این دنیا نیز مورد عقاب و عذاب الهی قرار می گیرند. امت هایی که از پیامبران شان روی برمی گردانند، به فروپاشی انسجام اجتماعی مبتلا می شوند. از منظر قرآن، زیربنای دگرگونی های اجتماعی، انسان ها و تغییرهای درونی آنهاست. به دیگر سخن، تحول، صورت اجتماع روبنا و روح افراد زیربنای تغییرهای اجتماعی می باشند. ی ) یکی از سنن الهی حاکم بر تاریخ، نصرت و پیروزی اهل حق در مبارزه با اهل باطل است، ولی این سنت مشروط به پایمردی و تحمل شداید و بلاها و استقامت در میدان جهاد با کفر است. ک) منازعه مترفان و خوش گذاران با صاحبان دعوت آسمانی از سنت های حاکم بر تاریخ است به رغم پندار مادی گرایان، رعایت عدالت در توزیع درآمدهای جامعه موجب افزایش تولید و محصولات و رفاه اجتماعی می شود و دریچه های گنجیه های الهی را به روی مردم باز می کند.
پی نوشت ها :

*عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ۱٫ ر. ک: نگارنده، جواد سلیمانی، «مقاله قانونمندی جامعه وتاریخ از منظر عقل و دین»، تاریخ در آینه پژوهش، ص۱۵، ص۱۱۹-۱۱۸٫ ۲٫ همان، ص۹۷-۹۹٫ ۳٫ همان،ص۱۰۰-۹۹٫ ۴٫ همان، ص۱۰۰٫ ۵٫ همان، ص۱۰۱٫ ۶٫ همان، ص۱۰۱-۱۰۲٫ ۷٫ همان، ص۲۲۹٫ ۸٫ همان، ص۲۲۹-۲۳۰٫ ۹٫ همان، ص۲۳۱-۲۳۰٫ ۱۰٫ همان، ص۱۰۲-۱۰۳٫ ۱۱٫ همان، ص۱۰۴٫

منابع: سلیمانی ، جواد، «قانون مندی جامعه و تاریخ از منظر عقل و دین» تاریخ در آینه پژوهش، ش ۱۵، پاییز ۸۶، ص ۹۱- ۱۲۶٫ صدر، سیدمحمد باقر، سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن، تهران، رجاء، ۱۳۶۹ش. تاریخ در آینه پ‍ژوهش-شماره ۲۵


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها