سنت مندی تاریخ در قرآن از منظر شهید صدر(۱)

مقدمه
فلسفه تاریخ به دو بخش نظری و علم تاریخ تقسیم می شود؛ موضوع فلسفه نظری تاریخ حوادث و رخدادهایی است که در تاریخ بشر تحقق یافته است؛ ولی فلسفه علم تاریخ درباره گزاره ها، اسناد و آثار برجای مانده از تاریخ سخن می گوید و به بررسی روش پژوهش در تاریخ، میزان واقع نمایی گزاره های تاریخی و حجیت آنها می پردازد. شهید صدر در کتاب ارزشمند سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن (۱) به فلسفه نظری تاریخ اهتمام ورزیده است، نه فلسفه علم تاریخ. از منظر شهید صدر، مهم ترین پرسش های فلسفه تاریخ به شش پرسش اساسی باز می گردد که عبارتند از: ۱٫ آیا از نظر مفاهیم قرآنی، تاریخ بشر سنت هایی دارد؟ ۲٫ آیا تاریخ بشری دارای قوانینی حاکم بر مسیر حرکت و تحول آن است؟ ۳٫ تاریخ بشری چگونه آغاز شده است؟ ۴٫ رشد و تحول این تاریخ چگونه صورت گرفته است؟ ۵٫ عوامل اصلی نظریه تاریخ چیست؟ ۶٫ انسان در کار تاریخ چه نقشی دارد؟ (۲) ایشان سعی می کند در این کتاب به این پرسش ها براساس قرآن مجید پاسخ مناسبی بدهد.
۱٫ امکان استخراج سنتهای تاریخی از قرآن.
شهید صدر پیش از پاسخ به پرسش اول، یک شبه مبنایی مطرح می کند و آن اینکه قرآن کتاب هدایت و ارشاد است، نه یک کتاب علمی وآکادمیک که ما از آن توقع کشف قوانین علمی داشته باشیم. بنابراین، توقع کشف قوانین علمی از قرآن نابجاست. ایشان در رفع این شبه می گوید بین صحنه تاریخ با دیگر صحنه های طبیعت و وجود، یک تفاوت اساسی و جوهری وجود دارد؛ صحنه تاریخ، صحنه تحول و دگرگونی جوامع است و رسالت قرآن به منزله کتاب هدایت و ارشاد دگرگون سازی بشر است. بنابراین، می توان قوانین حاکم بر تحولات و دگرگون شدن جوامع را از درون کتابی که رسالتش دگرگون سازی جوامع بشری است استخراج کرد. دگرگون سازی موضوعی است که قرآن آن را با تعبیر «بیرون آوردن مردم از دل تاریکی ها به جهان نور و روشنایی» بازگو می کند.(۳)
هدایت و دگرگون سازی در قرآن
از منظر شهید صدر، قرآن کتاب دگرگون سازی است و خداوند انبیا را برای دگرگون سازی فرستاده است. هدف از دگرگون سازی نیز همان خارج کردن از ظلمت به نور است که شهید صدر در صفحه ۷۶ کتاب سنت های اجتماعی، در مکتب قرآن بدان اشاره کرده است. آیات زیر این معنا را می رسانند: – کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور (ابراهیم: ۱) – ان اخرج قومک من الظلمات الی النور(ابراهیم : ۵) – هو الذی یصلی علیکم و ملائکئه لیخرجکم من الظلمات الی النور (احزاب: ۴۳). – هو الذی ینزل علی عبده آیات بینات لیخرجکم من الظلمات الی النور(حدید: ۹) – لیخرج الذین امنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الی النور (طلاق: ۱۱)
ابعاد دگرگون سازی در قرآن
ایشان معتقد است دگرگون سازی و ایجاد تغییر بنیادی جامعه در قرآن کریم، دو بعد دارد: الف….دستورها، روش ها و قوانینی که عمل تغییر و دگرگون سازی جامعه را هموار می سازد. این بعد از تحول و تغییر، بعد الهی و آسمانی دگرگون سازی است که در قالب «دین و مکتب» نمایان می شود و از ناحیه خداوند به پیامبرش ارسال شده و با نزول آن تمام سنت ها و قوانین مادی تاریخ را به رویارویی و مبارزه فرا خوانده است؛ زیرا این دین و مکتب از شرایطی که در آن نازل شد، از محیط و اجتماعی که در آن قرار گرفت و از شخصی که موظف به تحمل رنج ها و دشواری های تبلیغ آن شد، بزرگتر، برتر و فراتر بود.(۴) ب. عمل تغییر و دگرگون سازی در قالب یک اقدام عملی از طرف گروهی از مردم که متشکل از «پیامبر(ص) و صحابه و یاران» آن حضرت بوده اند؛ این بخش از تغییر و دگرگون سازی باید در قالب یک اقدام عملی در مواجهه با موج های گوناگون اجتماعی و درگیر با انواع مبارزه ها، رقابت ها و نبردهای ایدئولوژیک، اجتماعی، سیاسی و نظامی بررسی شود. در چنین نگرشی، پیامبر و یاران و صحابه اش را مردمی همانند دیگر مردمان خواهیم یافت که سنت های تاریخی حاکم بر سایر جمعیت ها و گروه ها و توده ها در گذر زمان بر آنان نیز حاکم و غالب بوده است.(۵)
رابطه و ویژگی ابعاد دگرگون سازی
بنابراین، تغییر و تحولی که قرآن انجام داده است و آن دگرگون سازی که پیامبر (ص) عامل و منشأ آن بوده است، دو جنبه دارد: الف: جنبه خدائی که عبارت است از فوق تاریخ؛ ب: جنبه تاریخی که عبارت است از کوشش و تلاش بشری یک گروه از جامعه، در برابر تلاش ها و کوشش های گروهای دیگر؛ سنت های تاریخ و قوانین و ضوابطی که خداوند متعال برای تنظیم پدیده ها و نمادهای هستی در صحنه موسوم به تاریخ وضع کرده، حاکم بر این بخش است از این روی، قرآن کریم هنگامی که بعد دوم تغییر و تحول اجتماعی را مطرح می سازد، از افراد و اشخاص سخن می گوید، نه از رسالت آسمانی؛ سخن از آدمیانی به میان می آورد که با ویژگی های انسانی و بشری، محکوم همان قوانینی هستند که بر جوامع دیگر حاکم بوده است».(6) به نظر می رسد منظور شهید صدر از «رسالت آسمانی» همان بعد اول دگرگون ساز، روش ها، برنامه ها و رویه دگرگون سازی است. شاید هم عنصر سومی باشد که همان نیات و اهداف الهی است. که خداوند در پی تحقق آن در بستر تاریخ است. و قرآن برنامه آن تحول آسمانی و پیامبران مجریان آنند. بنابراین، قرآن می تواند کتابی باشد که از آن فلسفه تاریخ استخراج شود.(۷)
۲٫ رابطه رسالت آسمانی با سنت های تاریخی
پیش تر بیان شد که منظور شهید صدر از رسالت آسمانی، همان مکتب و دین است، که یکی از دو رکن دگرگون سازی به شمار می آید و ادیان و کتاب های آسمانی از جمله قرآن مجید عهده دار بیان آن می باشند. اکنون این پرسش مطرح می شود که چه رابطه ای بین رسالت آسمانی و سنت های تاریخی وجود دارد؟ آیا رسالت آسمانی مانند اصحاب و مجریان دین محکوم سنت های تاریخی بوده وگاه مقهور مخالفان می شوند. و شکست می خورند یاهمواره غالب وپیروز هستند؟ شهید صدر در پاسخ به این پرسش می فرمایند: قرآن مجید آنجا که می خواهد سخن از شکست مسلمانان در جنگ احد به میان آورد شکستی که پس از کسب آن پیروزی بزرگ و قاطع در جنگ بدر گرفتارش شدند- این خسارت و شکست را چگونه مطرح می کند؟ آیا می گوید که رسالت آسمانی پس از پیروزی و موفقیت در جنگ بدر، دچار شکست و ناکامی در جنگ احد شد؟ خیر؛ زیرا رسالت آسمانی فراتر و برتر از مقیاس ها و معیارهای شکست و پیروزی به مفهوم مادی این واژه است. رسالت آسمانی شکست نمی خورد و هرگز شکست نخواهد خورد؛ آنکه شکست می خورد و گرفتار خسران و هزیمت می شود، انسان است؛ حتی اگر این انسان مجسم کننده رسالت آسمانی باشد؛ چرا که این انسان تحت حکومت و سیطره سنت ها و قوانین تاریخ است.»(8) اما رسالت آسمانی مافوق سنت های تاریخ است؛ بنابراین، از منظر این سخن، در قرآن یک رسالت آسمانی داریم و یک سنتهای تاریخی که سنت های تاریخی بر انسان و تاریخ مادی سیطره دارد، ولی بر رسالت آسمانی سیطره ندارد. شاید عده ای از مسلمانان براثر سستی شکست بخورند؛ ولی خداوند رسالت خویش را توسط نسل دیگر به انجام می رساند.
۳٫ سیطره سنت های تاریخ بر همه انسان ها، اعم از مؤمن و غیرمؤمن
دیگری که شهید صدر برآن تأکید می ورزد، مسئله عمومیت سنت های تاریخ است؛ ایشان معتقد است سنت های تاریخ برای همه افراد وجود دارد. برای نمونه، همه انسان ها براساس سنت آزمایش آزموده خواهند شد و یا همه به تعالیم انبیا دست خواهند یافت. استدلال ایشان بر این حقیقت استناد به این است: «این روزگاران، حکومت ها را به تناوب میان مردم می گردانیم». (آل عمران: ۱۴۰) در این مقام، از آنان با وصف و خصوصیت مردمی و بشری سخن آغاز کرده، این گونه می فرماید که این قضیه در حقیقت ارتباطی قطعی با سنت های تاریخ دارد؛ زیرا مسلمانان در جنگ بدر- آنجا که شرایط لازم و منطقی پیروزی با همان معیارها و مقیاس هایی که سنت های تاریخی برای موفقیت تعیین کرده است وجود داشت – پیروز شدند. از طرف دیگر، پس از جنگ مذکور، در جنگ احد، آنجا که شرایط به گونه ای ترتیب یافته بود که براساس قوانین و معیارهای سنت تاریخ محکوم و مجبور به شکست می شدند، شکست خوردند: «اگر (در جنگ احد) آسیبی به شما می رسد، (در جنگ بدر) به آن گروه (دشمن) نیز آسیبی همانند آن رسیده است و این روزگاران [پیروزی ها] (را به تناوب) میان مردم می گردانیم…».(آل عمران : ۱۴۰) (۹) قرآن در این تقریر می خواهد بگوید که پس چنین مپندارید که پیروز شدن یک حق خدایی برای شما مسلمانان است؛ خیر، پیروزی یک حق طبیعی برای شماست تا آن اندازه و در صورتی که بتوانید شرایط لازم و کافی آن را بر اساس [۷۹] منطق سنت های تاریخ – همان سنت هایی که خداوند به طور تکوینی وضع کرده است، نه تشریعی- (۱۰) فراهم آورید و چون در غزوه احد شرایط پیروزی برایتان فراهم نبود، شکست خوردید.(۱۱) حتی قرآن افقی دورتر را نشان میدهد و همین گروه انسانی، یعنی مسلمانان را که پاک ترین و بی آلایش ترین گروه ها در صحنه تاریخ بوده اند، تهدید می کند و این خطا را متوجه آنان می سازد که اگر وظیفه و رسالت خود را به انجام نرسانند، رسالت آسمانی تعطیل نخواهد شد؛ بلکه گروه دیگری جایگزین آنان خواهد شد؛ زیرا سنت های تاریخی آنان را برکنار خواهد کرد و گروه های دیگری را که شرایط بهتر و برتری را برای ایفای نقش خود فراهم آورده باشند، یعنی شرایط لازم برای ارائه چهره یک ملت شاهد و حاضر در صحنه را داشته باشند، برسر کار خواهد آورد. بنابراین، این «استبدال» و جایگزینی در صورتی که امت اسلام، شرایط حتمی «امت شهید» بودن را احراز نکنند، قطعی و لازم الاجرا است؛ همان گونه که خداوند در قرآن کریم می فرماید: «الا تنفروا یعذّبکم عذابا الیما و یستبدل قوما غیرکم…» (توبه : ۳۹) و«یا ایها الذین امنوا من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه…» (مائده : ۵۴) (۱۲)
پی نوشت ها :

*عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ۱- این کتاب ابتدا در قالب درس های ارائه شده که با عنوان المدرسه القرآنیه چاپ شده است.سپس آقای جلال الدین الصغیر بر این مجموعه سخنرانی ها تعلیقاتی نوشته و آن را با عنوان السنن التاریخیه والفلسفه الاجتماعیه فی المدرسه القرآنیه چاپ کرده است. سپس این اثر را جناب آقای حسین منوچهری با عنوان سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن چاپ کرده است. ۲٫ ر. ک: سید محمد باقر صدر، سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن، ص۷۱٫ ۳٫ ر.ک:همان، ر. ک. ۷۶- ۷۳ ۴٫ ر. ک. همان، ص۷۶ ۵٫ ر. ک: همان، ص۷۷٫ ۶٫ ر. ک: همانریال ص۷۸٫ ۷٫ همان، ص۷۸ ۸٫ ر. ک: همان، ص۷۸- ۷۹٫ ۹٫ همان، ص۷۹٫ ۱۰٫ مراد از آن، حالتی است که خارج از اصل چیزی بر آن وارد می شود. برای توضیح دو اصطلاح «تکوینی» و«تشریعی» می گوییم که مثلا دین در ذات انسان، امری تکوینی است؛ زیرا اصلی و از طبیعت انسان تفکیک ناپذیر است. اما نماز خواندن امری تشریعی؛ چرا که بنا بر اراده شارع که یک عامل خارجی و جدا از ذات انسان است وضع شده است. (پاورقی علی الصغیر) ۱۱٫ شهید صدر، سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن، ص۸۱-۸۰٫ ۱۲٫ همان، ص۸۰

منبع:تاریخ در آینه پ‍ژوهش-شماره ۲۵ ادامه دارد…

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.