صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > تاریخ > تاریخ اسلام > مسلمانان > گزارش سفر به اردن و شرکت در کنفرانس وحدت اسلامی(۳)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


علاوه بر آثار علمی، در عمل هم مسلمانان سنی نسبت به عاشورا و برگزاری سوگواری حساسیت های خوبی از خود نشان داده اند. شاهد آن که تا امروز «غذای عاشوراء» که در فرهنگ دولت عثمانی رواج داشته و غذایی بوده که روز عاشورا نذر امام حسین کرده و میان فقرا و مساکین توزیع می شده، وجود دارد.شواهد دیگری هم وجود دارد که نشان می دهد اگر توجه داشته باشیم که شیعیان پس از حادثه کربلا مسیر خود را از دیگران جدا کردند و اکنون دریابند که ارزش های نهفته در کربلا مورد تأیید دیگر فرقه های مذهبی نیز هست، می توان همان نقطه را که سبب جدا شدن بخشی از امت شده، دوباره به آن باز گرداند.بعد از صحبت من هم عبدالسلام گفت که محدود کردن روزنامه ها توسط دولتها مشکل است و نمی توان در این باره زیاد اصرا ر کرد. مخصوصا الشرق الاوسط در لندن چاپ می شود و ربطی به دولت سعودی ندارد ولو پول آن را می دهد.بعد از نماز مغرب باز جلسه ادامه یافت. علاء الدین الزعتری استاد دانشگاه و از سوریه که همراه همسر و بچه هایش آمده بود سخنرانی کرد. وی گویا امسال در حج میهمان ایران بوده است. آقای آذرشب هم در همین جلسه پس از زعتری سخنرانی کرد. وی در حول و حوش همان بحث خودش که محوریت طرح تمدنی برای ایجاد وحدت اسلامی بود سخن گفت. عنوانسخنرانیش رویه حضاریه بالنسبه إلی قصه التقریب بود.در این وقت من بیرون رفتم تا نسخه ای از کتاب الشیعه فی ایران را به وزیر اوقاف بدهم. دیدم در اتاق نشسته و به اخبار تلویزیون اردن نگاه می کند که مشغول پخش گزارشی از کنفرانس وحدت و از جمله بخش هایی از سخنرانی خود وزیر بود. پس از تمام شدن گزارش، کتاب را به او دادم و به جلسه برگشتم. انعکاس خبری این کنفرانس برای اینها که اساسا با همین هدف آن را برگزار کرده اند مهم است. در این گزارش با شیخ حسین العایش، شیخ حسان موسی و یک نفر هم از موسسه امام خویی در لندن مصاحبه کرد. به نظرم اگر آنها هدفشان این بوده برای شیعه هم مهم است که بیشتر اینجا خودش را مطرح کند. این کار همزمان با کارهای دیگر باید صورت بگیرد. در حال حاضر فرصت خوبی فراهم شده است تا جامعه سنی که در موضع ضعف قرار گرفته واقعیت وجودی شیعه را بپذیرد.یک نفر در فرصت سؤال و جواب گفت که ما باید ریشه های این بدبینی های میان شیعه و سنی را دریابیم. بعد هم اشاره به برخی نمونه ها و از جمله قضایای عراق کرد. بشار عواد روی این نکته تاکید کرد که این حرف بی اساسی است که در عراق شیعه طرفدار امریکاست و سنی نه. آنجا نگرش های مختلف وجود دارد. او گفت که الان یک توطئه بزرگ هست که بگوید در عراق جنگ طائفی هست در حالی که نیست. من هم در این فرصت در پاسخ جعفر عبدالسلام گفتم که ایجاد محدودیت توسط دولتها در باره رعایت امر وحدت نهایت اهمیت را دارد و اگر وحدت اهمیت دارد باید این کار صورت بگیرد همان طور که اروپایی ها برای جلوگیری از این قبیل امور قوانینی در ارتباط با طرح مسائل ضد یهودی در اروپا تصویب کردند.در فاصله استراحت، فرصتی شد تا با آقای بشار عواد معروف در باره تاریخ اسلام و تصحیح متون صحبت کنم. قرار است تا وی روزهای آینده به ایران بیاید و به خاطر تصحیح کتاب تاریخ الاسلام ذهبی جایزه بگیرد. وی گفت که روی ذیل تاریخ بغداد از ابن الدبیثی کار می کند که شش جلد خواهد شد. سابقا یک جلد آن را منتشر کرده بود. تاریخ الاسلام ذهبی را وی در هفده مجلد تصحیح کرده و مجلدی هم با عنوان فی فن التحقیق در نقد تصحیح عبدالسلام التدمری منتشر کرده که کتاب بسیار جالبی در نشان دادن اغلاط فاحش موجود در آن متن است. بشار گفت که ناجی المعروف عموی او است. بشار سالهاست که درعمان بوده اما به عراق و بغداد هم رفت و آمد داشته و حتی الان کتابخانه اش در بغداد است. وی شاگرد مصطفی جواد بوده و گفت که تصحیح را از وی فرا گرفته است. بشار گفت که با آقای سید عبدالعزیز طباطبائی هم ارتباط داشتم و تا این اواخر برای من از ایران نامه می نوشت که یکبار به او نوشتم دیگر نامه ننویسد چون اسم قم بود و برای من دردسر داشت. صحبت کتاب الولایه طبری و تلخیص ذهبی از آن شد که به رغم آشنائیش با آثار ذهبی از آن خبر نداشت. نسخه ای از کتاب الشیعه فی ایران را به او دادم که سخت شیفته آن شد و در تمام جلسه اخیر آن را مطالعه می کرد.بشار گفت که سالها مشغول جمع آوری قطعات تاریخ نیشابور بودم اما بعدا کنار گذاشتم. بیت معروف، بیت شیعی نیست اما با نجف رفت و آمد داشته اند و وی گفت که اخوال من همه اسامی شان اسامی شیعی بود.بعد از نماز عشاء جلسه بعدی آغاز شد که اولین سخنران آن عبدالسلام العبادی رئیس دانشگاه آل البیت است. عنوان صحبت وی التقریب بین المذاهب ضروراته و آلیاته و فوائده بود. بعد از او آقای عباس مهاجرانی صحبت کرد که موضوع صحبتش ادب الخلاف بود و علم خلاف را که همان علم به اختلاف نظر میان علماست را شرح و بسط داد. هارون القضاه هم که سخنران آخر بود و در ایران درس خوانده در موضوع دور التفسیر فی التقریب بین المذاهب سخن گفت. در این وقت از بشار خواستم که چند سطر در شرح حال خودش در دفتر من بنویسد که نوشت.بشار عواد معروف / عمان/ ۵۹۲۲۶۰۹ولدت فی بغداد فی غره شعبان ۱۳۵۹ ه. قمری . ایلول ۱۹۴۰ و درست فی کلیه الاداب بجامعه بغداد البکلوریوس و الماجیستر و الدکتوراه. و تعلمت التحقیق من محقق العصر شیخی العلامه مصطفی جواد رحمه الله. وفرغت حیاتی لتحقیق النصوص، فانتجت حتی الان اکثر من مائه و ثمانین مجلدا بین التحقیق و تألیف خلا البحوث و ا لمقالات.و کتب افقر العباد بشار بن عواد – عمان ۱۷ ذو الحجه ۱۴۲۵فردا جمعه ۹ بهمن و در اینجا ۱۸ ذی الحجه و طبعا عید غدیر است. دوستان سفارت مراسمی دارند و دعوت کردند تا ساعت ۸ به سفارت رفته برای آنان صحبتی داشته باشم. سه ربع ساعت در حضور دوستان سفارت و خانواده های آنان صحبت کردم. سفیر ما در اینجا آقای ایرانی است که خودش هم حضور داشت. اردن به لحاظ سخت گیری بر شیعیان بدترین کشور است. دلیلش آن که هیچ گاه شیعه در اینجا زمینه رشد نیافته است. این به رغم آن است که احمد حسین یعقوب اردنی چندین کتاب در باره عقاید شیعه نوشته و استعداد علمی برای تشیع در اینجا وجود دارد. از برخی از شیعیان عراقی نقل شد که سال گذشته برای مراسم سوگواری به مزار جعفر رفته بودند اما مردم با سنگ به آنان حمله کرده و حتی تهدید کرده بودند که آنان را به دادگاه تحویل خواهند داد. سال گذشته مراسم محرم در منزل سفیر بوده و تعدادی از شیعیان پاکستانی هم که در سفارت پاکستان یا جای های دیگر هستند در آنجا حاضر بوده اند. همچنین عراقی ها هم در آنجا به سوگواری می پردازند.امشب میهمانی وزیر اوقاف برای شرکت کنندگان در کنفرانس است. من شام را در سفارت با دوستان ایرانی بودم و ساعت ده و نیم بود که به هتل برگشتم. صبح شنبه ساعت ۵/۹ برنامه آغاز شد. ریاست این جلسه را سید عبدالصاحب خویی بر عهده داشت. اسم آقای الفحص را که از علمای لبنان است، از روی فراموشی از لیست سخنرانان از قلم انداخته بودند و این سبب شد که وقتی از او خواستند سخنرانی کند نپذیرید. این آقای الفحص از دوستان قدیم مبارزان ایرانی مانند جلال الدین فارسی و شیخ محمد منتظری بوده است. سالها ارتباطش با ایران قطع بود و اکنون باز ارتباط محدودی دارد. مقاله وی در موضوع نصوص وحدت گرایانه در نهج البلاغه بود که می بایست موضوع خوبی باشد. اولین سخنران شیخ محسن آل عصفور بود که از قبل کتاب مقدمه الفاخره او را در شرح حال صاحب حدائق الناضره دیده بودم. حالا قاضی دادگاه استیناف در بحرین است. عنوان سخنرانی وی مبانی وحدت در قرآن بود. سخنران بعدی علاءالدین مدرس عراقی بود که کتابچه های متوسطی هم در موضوعات تاریخی دارد. بحث وی تاریخی بود و اشاره ای هم به موتمر نجف و خاطرات سویدی داشت. به شبکه المستقله و الجزیره هم که افراطی های دو طرف را برای گفتگو می آورند اشاره کرد و اقدامشان را نابخردانه خواند. وی چند بار اشاره کرد که دوست و یا شاگرد سید محمد صادق صدر بوده است. جالب بود که ریاست جلسه با عبدالصاحب خویی بود که بردارش چنان که گفته شده توسط مقتدی پسر سید محمد کشته شده و ترسم آن بود که واکنشی نشان دهد اما اتفاقی نیفتاد.یحیی شنطناوی و بدیع اللحام هردو، یکی ده دقیقه صحبت کردند. اولی از دانشگاه یرموک بود و دومی از دانشگاه دمشق. هر دو ادبی و خطابی و توصیه ای سخن گفتند. قرار است نماز جمعه را در همین مسجد که بالای سالن کنفرانس است حاضر شویم. عبدالناصر گفت که شما مسافر هستید و نماز جمعه برای مسافر نیست اما اگر مایلید برویم.جالب است که روبروی مسجد، در آن سوی خیابان، کلیسایی هست که گویا قدیمی تر از مسجد است. با این حال عظمت مسجد بسیار بیشتر و پیداست که برای رو کم کردن از مسیحی ها اینجا را ساخته اند.همه میهمانان در صف اول نماز نشستند و برنامه نماز مستقیم از تلویزیون پخش می شد. محتوای سخنرانی او که احتمال می رفت در باره وحدت اسلامی باشد تماما در باره حجاج بود که تازگی بازگشته اند. یک یک از مناسک حج شروع کرد و البته پیش از آن یادی از موته که سر راه حجاج است کرد و کمترین اشاره ای به کنفرانس ومیهمانان هم نکرد.نماز که تمام شد سوار ماشین ها شدیم تا به سمت دانشگاه موته که در کنار مزار جعفر بن ابی طالب(ع) و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه است برویم. از آنجا به عنوان مزار جنوبی یاد می شود. فاصله موته تا اینجا شاید اندکی بیش از ۱۲۰ کیلومتر بود که حدود یک ساعت طی شد. این فاصله تقریبا بیابان است که کم و بیش آبادی مختصری در آن دیده می شد. مسیر هم مسیر حجاج اردنی است که با ماشین به حج می روند و تابلوهایی به همین منظور در آن مسیر نصب شده بود. میهمانان خارجی را با مرسدس بنز و میهمانان اردنی را با اتوبوس آوردند که البته برخی هم بسیار محترم بودند. وزیر اوقاف هم همراه جماعت بود.بالاخره به دانشگاه موته رسیدیم که دانشگاه بزرگی است که هم نظامی است و هم عادی. رئیس و مسوولان دانشگاه به استقبال آمدند و همه میهمانان را در اتاق استقبال جای دادند. در آنجا یکی از مسوولان دانشگاه تاریخچه ای از دانشگاه موته گفت و پس از آن همه را به ناهار دعوت کردند که ناهار شاهانه ای بود. وزیر هم در آنجا اندکی سخن گفت و اشاره کرد که زمانی ملک حسین اینجا آمد تا نماز جمعه را کنار مزار جعفر بخواند. آن زمان بنای کوچکی بود و وی تصمیم گرفت تا بنای تازه ای بسازد که بلافاصله برنامه آغاز شد و نتیجه اش همین بنایی است که خواهیم دید.مزار جعفر با دانشگاه موته حدود ۲ کیلومتر فاصله داشت که با ماشین رفتیم. بنای بسیار زیبا و تازه ساز که مشتمل بر یک مسجد بزرگ و مزار جعفر و مزار زید بن حارثه است. اما مزار عبدالله بن رواحه در فاصله ۵۰۰ متری شرق این مزار قرار دارد و ساختمان مستقلی است. از ورودی غربی که وارد شدیم یک حیاط یا صحن زیبا هست. دست راست جامع بزرگی است. سمت چپ هم مزار جعفر است که در آنجا وارد شدیم. مزار جعفر که ضریحی به سبک ضریح های ایرانی بر ان نهاده اند در وسط دو اتاق بزرگی است که در دو سوی شرقی و غربی آن قرار دارد. البته اطراف خود ضریح هم می شد حرکت کرد. ضریح به نظر می آمد که اندکی بیش از ۹ متر است. در آنجا همه اجتماع کردند و وزیر هم آمد و با احترام ایستادند و فاتحه خواندند. عکاس هم از همه عکس گرفت. پس از آن از مزار جعفر بیرون آمدیم. در سمت شرقی یعنی انتهای همان صحن که ما از ورودی غربی آمده بودیم حدود بیست پله بالا می روند و پس از آ ن وارد اتاقی می شوند که مزار زید بن حارثه در آنجاست.وجود این مزارها در اینجا نشان از آن دارد که وهابی ها در اینجا هیچ گونه نفوذی ندارند، چرا که در صورت نفوذ می بایست از ساختن چنین بنایی جلوگیری کنند. بنای موجود باشکوه و در عین حال ساده و متأثر از همان سبک معماری است که در نواحی شام و حتی مصر -مثلا در رأس الحسین(ع) یا مقام زینب(س)- وجود دارد. ماشین ما به خاطر تأخیر آقای واعظ زاده اندکی دیرتر حرکت کرد. بقیه نزدیک مزار عبدالله بن رواحه رفتند اما نمانده بودند. ما هم به آنجا رفته همان طور که سوار بر ماشین بودیم فاتحه ای خوانده حرکت کردیم.این که جای این مزارها مانده است چندان شگفت نیست. مسلمانان حدود سه چهار سال پس از این ماجرا این نواحی را تصرف کردند وبنابرین بسیاری از اصحاب که خود در غزوه موته بودند جای دفن شهدا را می دانستند. گفتنی است که مسیر حرکت پیامبر (ص) به تبوک هرکجا حضرت توقف کرده جای آن مشخص بوده و مسجدی ساخته شده و بنابرین طبیعی است که جای دفن جعفر و دیگران هم معلوم باشد.ساعتی بعد در عما ن بودیم. نماز را در هتل خواندیم و برای مراسم اختتامیه به محل موتمر بازگشتیم. قدری زود بود و من مشغول صحبت با بشار عواد شدم. این دو روز صحبت های زیادی با وی کردم و به نظرم مفید و سودمند بود. در آنجا از ابان بن عثمان احمر یاد شد. وی گفت این اشتباه است که کسانی مانند ا لدوری – که هنوز زنده است و در عمان – تصور می کنند ابان بن عثمان بن عفان کتابی در سیره داشته است. این کتاب از آن ابان بن عثمان احمر است. به او گفتم که من این کتاب را چاپ کرده ام. خیلی شگفت زده شد. وی از کتابش تحریر تقریب التهذیب یاد کرد که در آنجا خطاهای بیشمار ابن حجر را یاد کرده است. وی تصریح کرد که ابن حجر آدم دقیقی نبوده و فراوان اشتباه می کند. در باره چاپ کتاب الولایه طبری هم با او صحبت کردم. نکته جالب برایم این بود که بشار گفت من معمولا امتیاز کتابهایم را یکجا می فروشم تا دیگر به فکرش نباشم و سر کار بعدی بروم. از جمله کتابهایی که چاپ کرده یکی هم کتاب الحوادث است که همان کتاب الحوادث الجامعه است که سابقا مصطفی جواد چاپ کرده بود. بشار که سال ۹۷ این کتاب را چاپ کرده معتقد است که این کتاب از ابن الفوطی نیست. وی با این که خیلی برای مصطفی جواد احترام قائل است ، در مقدمه همانجا نوشته است که مصطفی جواد وقتی که معلم مدرسه ابتدایی بوده این را تصحیح کرده و بسیار مغلوط و نادقیق است.جلسه اختتامیه آغاز شد و پس از صحبت کوتاه وزیر اوقاف قرار است عبدالناصر متن البیان الختامی را بخواند. در این بیانیه با اشاره به تلاش و دعوت پادشاه اردن و نیز با اعتقاد به این که تمامی مذاهب اسلامی نشانگر کلیت وجودی اسلام هستند که همزمان وحدت و تنوع اسلام را نشان می دهند و نیز با تأکید بر خطری که امت اسلامی را در داخل و خارج تهدید می کند و نیز ایمان به این که وحدت اسلامی از اولویت مهمی برای تحقق وحدت رویه و اقدام مشترک برخوردار است، ۱۴ نکته پیشنهاد و یادآور می شود.۱ . تعمیق دعوت به تفاهم میان اتباع مذاهب مختلف.۲٫ حمایت از تلاش هایی که برای وحدت میان اتباع مذاهب صورت می گیرد و انعکاس آن در مطبوعات و رسانه ها.۳٫ استوار کردن ارتباط میان مؤسساتی که در هر نقطه ای از جهان اسلام برای تقریب تلاش می کنند. مانند موسسه آل البیت در اردن، مجمع التقریب در ایران، و دیگر مؤسسات.۴٫ تلاش برای تحقق تقریب از طریق متون درسی در دانشگاه ها و آماده کردن برنامه های فرهنگی برای این کار با این توجیه که مهم ترین عامل اختلاف جهل است و باید از بین برود.۵٫ تلاش برای آماده کردن برنامه و طرح های تبلیغاتی که از جذابیت لازم برخوردار باشد و بتواند در برابر دعوت به تفرقه و تشتت ایستادگی کند.۶٫ درخواست و تاکید روی خطبا و واعظان و مبلغان برای تلاش در جهت گسترش فرهنگ تقریب .۷٫ توسعه بحث ها و تحقیقات فقهی که می تواند کمک به تقریب میان مذاهب اسلامی کند.۸٫ آماده کردن دست کم یک کتاب یا چند کتاب در شرح مختصر و مفید مذاهب اسلامی با رعایت ادب و احترام و اخلاص و بدور از تعصبات مذهبی. ۹٫ تشکیل یک هئیت جهانی برای تقریب میان مذاهب اسلامی با مشارکت وزرای اوقاف و ارشاد اسلامی که مرکز آن در اردن باشد و هر بار برای حل دشواری ها در یکی از کشورها برگزار شود.۱۰٫ تلاش برای ایجاد یک شبکه ماهواره ای که ضمن برنامه های خود از زبان های مختلف دنیای اسلام استفاده کرده و در جهت قضایای عالم اسلام و امر وحدت تلاش کند.۱۱٫ مقابله با هر نوع تلاش تفرقه افکنانه که قصد فتنه گری میان امت اسلامی دارد که سبب برخورد میان افراد مذاهب مختلف می شود.۱۲٫ تاکید بر برگزاری جلسات علمی میان علما و متفکران مسلمان از همه مذاهب و مکاتب اسلامی تا بر اساس اصل اخوت اسلامی، اصل تعارف میان امت را محقق سازند و زمینه ساز وحدت باشند. این کار با برگزاری موتمرات و همایش ها امکان پذیر خواهد بود.۱۳٫ توجه و رسیدگی به امور اقلیت ها که خود می تواند نقش مهمی در امر تقریب ایجاد کند.۱۴٫ تلاش برای ایجاد امید و آرزو میان امت به داشتن یک آینده خوب و حمایت از تلاش هایی که در هر کجا برای وحدت اسلامی صورت می گیرد. و همین طور دعوت از همه مسلمانان برای متحد کردن صفوف و صرف نظر کردن از اختلاف نظرهای جزئی و دنبال کردن نقاط مشترک که بتواند مشکلات آنان را چاره کند.در پایان از جلاله الملک هم به خاطر برگزاری این کنفرانس تشکر شده بود.
ادامه دارد…
منبع: www.historylib.com


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها