قلندریه

تالیف احمد یاشار اجاق(استاد تاریخ دانشگاه حاجت تپه ترکیه)Kalenderiler, Yuzyillar, Ahmet Yasar Ocak, Turk Tarih Kurumu, 1999این کتاب از یک مقدمه، منابع، مدخل، سه بخش و خاتمه تشکیل شده است. مولف سبب تالیف کتاب را انجام تحقیقی مستقل درباره قلندریه عنوان کرده و اعتقاد دارد که شناخت طریقت های دیگر و ز بدون شناخت قلندریه ممکن نخواهد بود. قصد مولف از قلندریه، چنان که در مقدمه می گوید، نه تنها طریقت نسج یافته در ایران که طریقت های بعدی دیگر چون یسویه، حیدریه و وفائیه نیز هست. اما او در عمل بیشتر به بکتاشیه می پردازد که در قلمرو دولت عثمانی فعالیت می کردند. او می کوشد ارتباط را با قلندریه نشان دهد. مدخل کتاب به تاریخ پیدایش و توسعه قلندریه اختصاص دارد که نزدیک به یک پنجم حجم کتاب است. بخش نخست، تاریخ قلندریه در دوره سلجوقیان آناتولی و عثمانیان را نشان می دهد. در بخش دوم، فلسفه، ارکان، آیین و عبادات قلندریه بررسی می شود. در بخش سوم و آخر، ارتباط قلندریه با طریقت های دیگر جست و جو می شود.
خلاصه کتاب و نظریات مولفپیدا شدن قلندریه، ریشه در بحران های اجتماعی دوره عباسیان دارد و پایگاه اجتماعی آن، طبقه موالی در جامعه آن روزگار بوده است. یکی از ریشه های اختلاف بین موالی و اعراب آن است که موالی، اسلام را به رنگ آیین و مذهب گذشته خود انجام می دادند و این رفتار مقابله با اسلام منصوص اعراب بود. نمود این اختلاف پیدا شدن ملامتیه در دوره عباسی است. ریشه پیدا شدن قلندریه نیز همین ملامتیه است.قلندریه کسانی هستند که در زندگی روزمره و اجتماعی با نظم و قانون و عرف جامعه مخالفت می ورزیدند. نقطه مشترک شعائر قلندریان، ترک هرگونه تعلق دنیوی است. ایشان محرک عبادات دینی را نیز عشق الهی می دانند. شمس تبریزی و عثمان بابا دو نمونه لطافت و خشونت قلندری هستند. محل پیدا شدن این نحله در محدوده ایران و هند است و اصطلاح قلندر نیز مأخوذ است از لغت هندی Kalandar که اصطلاحا به معنی کسی است که مخالف قانون عمل می کند. در واقع راهبان هندی بیشترین نقش را در شکل گرفتن قلندریه داشته اند. قلندریان اساس فقر و تجرد را از ملامتیه گرفته اند. هر چند که سهروردی و جامی ملامتیه را طایفه ای مبارک می دانند اما این گروه در دوره عثمانی مورد تکفیر شیخ الاسلام ها قرار گرفتند؛ البته سهروردی و جامی هم بعضی از فاسقان ملامتیه را ملحد و زندیق دانسته اند. خلاصه این که قلندریه، شعبه ای از ملامیته است، هر چند شکل تغییر یافته ای از آن می باشد.ابو احمد ابدال چشتی، بابا طاهر عریان، و درویش آهوپوش از نخستنین قلندریان هستند. اما در حقیقت جمال الدین صابی موسس این نحله بود و اساس و نظریه آن توسط جمال الدی بنیاد نهاده شد. محمد بلخی، محمد کردی، شمس کرد، ابوبکر نکساری، جلال درگزینی و ابوبکر اصفهانی از جمله خلفای جمال الدین صابی بودند که طریقت قلندریه را در خاورمیانه منتشر ساختند. شهرهای دمیاط و قاهره در مصر، دمشق در سوریه و موصل در عراق از مراکز طریقت قلندریه بود، اما مرکاز عمده این طریقت در ایران بود. یعنی هر چند که ایران منشا این طریقت بود، اما قلندریان برای توسعه نحله خود در مصر، سوریه و عراق نیز فعالیت داشتند. به هر حال ایران محل فعالیت شعبه های مختلف قلندریه در سال های بعد بود.حیدریه طریقتی از جنس قلندریه است که پس از خود طریقت قلندریه، بزرگ ترین طریقت محسوب می شود. موسس آن شیخ قطب الدین حیدر است که پس از جمال الدین صابی هدایت قلندریان به عهده او بود. پس از او هدایت آن بر عهده شیخ الاسلام احد جام نامقی قرار گرفت. جانشین او شاه نعمت الله ولی بود که سلسله نعمت اللهیه به او می رسد. نعمت اللهیه به دلیل تساهل در اعتقادات و فعالیت زیاد مبلغین کثیر السفر از هند تا آذربایجان و آناتولی منتشر شد.قلندریان در آلمالیغ و بش بالیغ و شرق ترکستان و مرکز دولت اویغور دیده می شوند. با وجود گسترش اسلام در این منطقه، مردم به اسلام با رنگ و مذهب پیشین بودایی خود عمل می کردند. بنابر این قلندریه تسهیل کننده مناسبی برای عمل به اسلام در عین حفظ آداب کهن بود. قلندریان در هند و در دوره سلاطین دهلی فعالیت چشمگیری داشتند. از جمله شخصیت های این طریقت در دوره مذکور سید ابوبکر طوسی و شیخ شهاب الدین ملتانی است.#درباره قلندریان هند باید توجه داشت که هر سه اصطلاح قلندریه، حیدریه و جولاقیه در این زمان در هند و تبت استفاده می شد و مهم ترین شاخصه عبادت های قلندریان در منطقه مذکور سماع آتش بود.
بخش اول: قلندریان در امپراتوری عثمانیالف. قلندریان از قرون سیزدهم تا پانزدهم میلادیآمدن قلندریان به منطقه آناتولی مربوط به دوره حمله مغول است. در این دوره سلسله های مختلفی از جمله کبرویه، سهرودیه، حیدریه، وفائیه و یسویه به منطقه مذکور وارد شدند. ابوبکر نکساری از جمله صوفیانی بود که به آناتولی آمده و خانقاهی تأسیس کرد. پیروان او به جولاقیه مشهور شدند. او زمان جلال الدین مولوی را درک کرده و با وی در ارتباط بوده است. وفائیه نیز از سلسله های مهم قلندری بودند که در قرن سیزدهم در شورش بابا الیاس نقش عمده ای داشتند. موسس این سلسله تاج العارفین سید ابوالوفاء بود که در بین ترک ها شهرت زیادی داشت. وفائیه نیز هم چون یسویه ریشه در ملامتیان خراسان داشتند. این دو سلسله با مذهب سنی رسمی جامعه مخالفت می ورزیدند که در نیجه این مخالفت مطرود جامعه گشتند. تاثیر عمده وفائیه بر دولت عثمانی از دو منظر قابل توجه است: نخست این که شیخ ادب عالی که موسس معنوی سلسله عثمانی بود متاثر از وفائیه بود. دیگر این که موسس سلسله بکتاشیه که پیروان فراوانی میان سربازان عثمانی داشت، حاجی بکتاش ولی بود که از خانقاه وفائیه به شمار می رفت. شیخ عمر گرهی، حاجی مبارک حیدری و خلیفه شیخ محمد حیدری از دیگر صوفیان مهم این دوره هستند. ایبک بابا و بارک بابا دو صوفی مهم دیگری هستند که ابتدا در سلطانیه ایران فعالیت داشتند. اطلاعات مربوط به بارک بابا بیشتر در منابع عربی ضبط شده است زیرا او از دمشق آمده بود. پیروان بارک بابا در ایران با حمایت مغولان به فعالیت خود ادامه می دادند. البته آداب و عادات ایشان مورد پسند جامعه نبود و به هر مملکت که می رفتند مطرود جامعه قرار می گرفتند. تنها کتابی که اطلاعات مفیدی راجع به بارک بابا دارد رساله کلمات بارک بابا است که در آماسیه استنساخ شده است. به هر حال این گروه در دعوت مردم به اسلام و نیز فعالیت های سیاسی بین مغولان نقشی آشکار داشتند. نکته مهم درباره ایشان این است که مردم آن روزگار ایشان را حیدری خطاب می کردند.شمس تبریزی، اوحدالدین کرمانی و فخر الدین عراقی از صوفیان طبقه عالی محسوب می شدند که به دلیل شرایط نامساعد جامعه در آن روزگار امکان فعالیت و توسعه پیدا نکردند.
قلندریهدر جامعه آناتولی آن روزگار چهار طایفه موجود بودند: قاضیان، اخیان، ابدالان و باجیان. اعتقاد بر این است که ابدالان روم در سال ۱۲۴۰م و پس از شورش باباییان تشکیل شد و بخشی از یسویه و حیدریه است. هم چنین ایشان را قلندری و بکتاشی نیز دانسته اند. اما در واقع ابدالان، نامی بود که بر مریدان بابا الیاس نهاده شد. این گروه از دنیا بریده، بدنه شجاع دولت جنگجوی در حال تشکیل عثمانی بودند و بیشترین اطلاعات از این گروه امروزه در دست است، به جماعت گیوک لو بابا و مریدانش مربوط می شود. ابدال نیز شخصیت مهم دیگری از این گروه است که اطلاعاتی راجع به او در دست است.قلندریان در قرن پانزدهم میلادیخوشبختانه درباره قلندریاندر قرن پانزدهم میلادی اطلاعات بیشتری در دست است. در این دوره دو نام دیگر به سلسله های قلندریه افزوده می شود. این دو نام ایشیک و تورلاق است. کای گوسوز ابدال شیخ قلندریه پس از موسی ابدال گیوکلو بابا بود. او را درویش عریان می خواندند. او پس از طی دوره ای از زندگانی در آناتولی، به مصر مراجعت نمود. سید علی سلطان و سید رستم از شخصیت های قلندری دیگر در این دوره بودند. حاجیم سلطان نیز از قلندریان حیدری و از طایفه حاجی بکتاش بود. قلندری دیگر، سلطان شجاع الدین بود که نه تنها بین قلندریان معتبر بود بلکه در بین قاضیان عثمانی نیز اعبتار زیادی داشت. او امروز نیز بین علویان آناتولی جایگاه مخصوصی دارد. قویون بابا از شخصیت های دیگر قلندریان بود که در عصر سلطان محمد فاتح می زیست. او که از خراسان آمده بود، در عثمانجیک ساکن شده و زندگی صوفیانه ای را می گذراند. قویون بابا از قلندریانی بود که حیدری نبودند. مزار او را سلطان بایزید دوم بنا کرد.بیشترین اطلاعات راجع به قلندریان قرن پانزدهم را می توان درباره عثمان بابا پیدا کرد. زیرا یکی از مریدان او به نام کوچک ابدال که در طول زندگی با او می زیست، کتابی در شرح زندگی او تحریر کد که مناقب نامه نام دارد. عثمان بابا در دوره حمله تیمور به آناتولی وارد شده بود. او شمایل و هیأتی خاص داشت و تمامی موهای سر و صورت و ابروی خود را می تراشید. عثمان بابا به همراه مریدانش شهر به شهر می گشت و مخصوصا در منطقه بالکان فعالیتی گسترده و مسافرت های دائمی داشت. با این که او همیشه با حاکمان مشکل داشت، اما روابطش با سلطان محمد فاتح خوب بود و در فتح بالکان نیز نقشی عمده ایفا نمود. در واقع عثمان بابا بر سلسله قلندریه مهر تثبیت زد. بقعه عثمان بابا در شهر وارنا است.با بررسی فعالیت های صوفیان ذکر شده می توان اهمیت و نقش قلندریان را در قرن پانزدهم دریافت. قلندریان در منابع عثمانی در این دور ایشیک، ابدال و حیدری خوانده می شدند و در بالکان نام های درویش و تورلاق بر ایشان اطلاق می گردید. ایشیک اصطلاح عام برای مخاطب ساختن همه طریقت های مختلف قلندریه می بود، اما قلندریان خود را به این اصطلاح نمی خواندند.ج. قلندریان در قرن شانزدهم و هفدهم میلادیمصداق اصطلاح قلندری، صوفیانی بودند که از منطقه ایران به آناتولی مهاجرت می کردند. تربت بطال غازی و تربت سید غازی مهم ترین مراکز قلندریان در این دروه بود. این گروه که برای تبلیغ اسلام به دورترین نقاط شرق و غرب مسافرت می کردند، مورد اتهام جاسوسی قرار می گرفتند. هر چند که ظاهرا دولت عثمانی نتوانست چنین بهره ای از قلندریان ببرد.حیدریان که لباس صوفیانه می پوشیدند و موهای سر و صورت را می تراشیدند، بیشتر به همراه مریدان در سفر بودند. ظاهرا در این سفرها راهزنی نیز می کرده اندکه اخبار آن در دفاتر مهمه دیده می شود. این گروه مواد مخدر استعمال می کردند و در مراسم مذهبی با کارد خود را می زدند.جامیه سلسله دیگری از قلندریان در این دوره بودند که ظاهری زیبا و آراسته داشتند و به سیاحت و موسیقی معروف بودند.قلندریه در قرون شانزده و هفده نتوانست حمایت شایسته ای از دولت عثمانی به دست آورد و دولت عثمانی سلسله رسمی تصوف یعنی بکتاشیه را حمایت می کرد. بنابر این قلندریه نیز بکتاشیه را به عنوان نقاب خود قرار دادند و در زمان تاسیس دولت عثمانی قلندریان صاحب امتیاز شدند و سعی دولت بر این بود که آنان را جلب کند. از طرفی به ایشان اجازه داده نمی شد که اعمال خلاف عرف جامعه مرتکب شوند. پس از فتح استانبول چندین مرکز قلندر خانه به حمایت دولت تاسیس شد. این قلندرخانه ها اولین و آخرین نمونه های قلندرخانه هایی بود که به دست دولت ساخته می شد. پس از این دوره قلندرخانه ها بایسته می شدند و یا تحت نظارت و اصلاح شدید دولت قرار می گرفتند. قلندریان به کرات مورد محاکمه قضاوت دولت عثمانی قرار می گرفتند. اتهام ایشان اعتقاد به تناسخ و حلول و عدم پایبندی به عبادات بود. در واقع رفتار دولت عثمانی با قلندریان تا دوره سلطان بایزید دوم مناسب بود. اما پس از آن که یکی از قلندریان به جان سلطان سوء قصد کرد، قلندریان دائما دستگیر شده و به آناتولی فرستاده می شدند. نامه اوزون حسن به بایزید دوم نشان می دهد که او نیز رفتار خوبی با قلندریان نداشت، چه به سلطان خبر می دهدکه قلندریان را از مملکت خود رانده و از شر ایشان خلاص شده است. ده سال پس از اخراج قلندریان از قسمت های غربی و مرکزی دولت عثمانی، دولتمردان با اشتباه بودن سیاست خود دراین باب پی بردند. در حقیقت ایشان باعث شده بودند که صوفیان در منطقه ای خاص جمع شوند. تجمع صوفیان در منطقه شرقی دولت عثمانی خواستگاه فعالیت های سیاسی بعدی صوفیان در دولت صفویان بود.#سلطان سلیمان قانونی نیز دستور تفتیش قلندرخانه ها و زاویه های قلندریان را صادر کرد. سبب اصلی این دستور مشکلات سیاسی بین دولت عثمانی و دولت صفوی بود. در کل اساس قلندریه مخالفت بود که در نخستین شورش قلندریان به رهبری بابا الیاس نمود یافت. شیخ بدر الدین، تورلاق کمال، شاه قلی، شاه ولی و شاه قلندر از دیگر قلندریانی بودند که شورش هایی را رهبری کردند. البته شورش های متأخری که قلندریان انجام می دادند برای جلب نظر صفویان و گرفتن کمک مالی از ایشان بود. در تغییر نظر عثمانیان نسبت به قلندریان بسیار موثر بود. اما در واقع دلیل اصلی عصیان قلندریان شرایط بد اقتصادی و اجتماعی در آن دوره و دور شدن از اعتقادات ناب تصوف بود که باعث سقوط اخلاقی و اجتماعی قلندریان شد.
بخش دوم: نظریه، ارکان، آیین، عبادات و تشکیلات قلندریهقلندریه از آیین های بودایی، مانوی، زردشتی، شیعی و حروفی تأثیر پذیرفته بودند. فقر و تجرد، ملامت، وحدت وجود و جمال پرستی نظریه قلندری را تشکیل می داد. ارکان این سلسله نیز عبارت بود از شیوه لباس، تراشیدن موی سر و صورت، ریاضت، سیاحت، گدایی و تجرد. آیین و عبادات ایشان نیز شامل سماع آتش، ذکر و سماع و استعمال مواد مخدر بود. زاویه سید قاضی، زاویه سلطان شجاع الدین، زاویه عریان بابا، زاویه حاجی بکتاش، و زاویه بابا ابدال از مراکز مهم قلندریان بود.
بخش سوم: قلندریان و دیگر طریقت های صوفیهقلندریه بر اهل حق، خاکساریه، خلوتیه و مولویه تأثیری آشکار داشتند. حتی خاکساریه را می توان شعبه ای از قلندریه دانست. اما بیشترین تأثیر قلندریه در بکتاشیه دیده می شود. چه حاجی بکتاش خود شیخی حیدری بود. در واقع بکتاشیه از دل قلندریه بیرون می آید. اما تفاوت بکتاشیه با قلندریه در این است که در قرن هفدهم و با حمایت دولت عثمانی سلسله بکتاشیه توسعه یافته، اما درهمین دوران قلندریان روز به روز محدودتر شده و نهایتا از بین رفتند.درباره نظر جامعه نسبت به قلندریان باید اذعان کرد که عالمان و فرهیختگان روزگار پیشین در کل نظر مساعدی نسبت به قلندریان نداشتند، چه در محدوده ایران و چه در محدوده روم. عامه مردم نیز نسبت به آنان خوش نظر نبودند ، هر چند بعضی از مردم ایشان را تکریم و احترام می کردند. از دید اروپاییان نیز قلندران مانند ساحرانی بودند که از آینده خبر می دادند. اما جالب است که بقعه های مشایخ قلندریه همیشه زیارتگاه مردم بوده است. قلندریان، شاعرانی نیز داشتند که صارق ابدال، سحر ابدال، محی الدین ابدال، قویون ابدال، حیرتی و خیالی بیگ از آن جمله هستند.به نظر نویسنده کتاب قلندریه، اهمیت قابل توجه قلندریه در این است که موجب پیدایش سلسله بکتاشیه شد که مهم ترین نقش را در دولت عثمانی بازی کرد. چرا که بیشتر سربازان دولت عثمانی از بکتاشیه بودند.
منابع
الف. منابع تصوف۱٫ قلندرنامه ها: قلندرنامه های خواجه عبد الله انصاری، سید حسین انیسی، مناقب جمال الدین صابی، ولایت نامه عثمان بابا، مناقب حاجی بکتاش، ولایت نامه موسی ابدال، ولایت نامه سید علی سلطان و …۲٫ طبقات الصوفیه: نسایم المحبه از امیر علیشیر نوایی، عوارف المعارف از سهروردی، نفحات الانس جامی و …مناقب نامه ها، مناقب العارفین، مناقب خواجه جهان و …ب. منابع تاریخی۱٫اسناد و دفاتر مهمه۲٫ وقایع نامه ها و مسالک و ممالک: تاریخ فیروزشاهی، تواریخ آل عثمان و …۳٫تذکره ها: تذکره دولتشاه سمرقندی، درر الکافیه، روضات الجنات و …۴٫سفرنامه ها: سفر نامه ابن بطوطه، کلاویخو و …ج . منابع ادبی۱٫ دواوین شعرا۲٫ تذکره شعراتحقیقات جدیدمداخل قلندر و قلندری در دایره المعارف اسلام، مدخل قلندریه در دایره المعارف ترک و …منبع: www.historylib.com
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.