بررسی جنبش اخوان المسلمین مصر

مقدمهجنبش اخوان المسلمین را اصولاً باید زائیده اوضاع سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر مصر در پی رواج تفکر جدایی دین از سیاست ( سکولاریسم) در میان روشنفکران و آهنگ احساسات ملی گرایانه برای اصلاح این کشور در دوران اختناق بعد از انقلاب ۱۹۱۹ مصر بر ضد انگلیس دانست.اهداف بنیانگذاران این جنبش به ویژه حسن البناء یا مرشد العالم اخوان المسلمین از یک سو بر ایجاد تحول در اعتقادات اسلامی مسلمانان و بالاخص مصریان از حالتی ایستا و بی تحرک به سمت پویای و حاکمیت تعالیم شریعت بر زندگی اجتماعی و سیاسی مصر و از سوی دیگر بریگانگی مسلمانان در برابر استعمارگران غرب که کشورهای اسلامی را مورد تجاوز قرار داده بودند، دور می زد.هدف ها و اقدامات عملی اخوان المسلمین در زمینه هایی که ذکر شد، تا پیش از کشته شدن حسن البناء توام با نوعی هماهنگی و یکپارچگی بود لیکن در پی این حادثه و بویژه ظهور جمال عبدالناصر در صحنه قدرت مصر و بهره گیری وی از اسلام در جهت اهداف خود، نوعی تفاوت بین اهداف و اقدامات اخوان المسلمین به وجود آمد.
پیدایش نهضت اخوان المسلمین
– حسن البناحسن البناء بنیانگذار جنبش اخوان المسلمین در سال ۱۹۰۶ در دهکده محمودیه در دلتای رود نیل از نواحی ( بحیره) مصر چشم به جهان گشود.وی به خاطر ریشه های فکری مذهبی پدرش که از طلبه های بنام و از پیروان مکتب بنیادگرایان حنبلی بود، با اصول اسلامی ( سنتی) تربیت شد و در محیطی کاملاً اسلامی رشد یافت ، بناء در این رابطه می گوید ( اسلام پدر من است و من جز او پدری ندارم ) .وی پس از تکمیل تحصیلات مقدماتی به قاهره روی آورد و تعلیمات مذهبی و دوره آموزش آموزگاری را در دارالعلوم قاهره آموخت. در این جا بود که برای نخستین بار مستقیماً با مشکلات زندگی مردم در شهرهای بزرگ و زندگی مرفه نیروهای انگلیسی و مقامات فرانسوی که در سطح بسیار بالایی از زندگی مردم مصر بود مواجه شد.پس از چنین مشاهداتی بود که حسن البناء به عضویت سازمان های گوناگون مذهبی درآمد و با همگامی سایرین در انجمن های اسلامی، برنامه تدریس و شرکت در فعالیت های ضد انگلیسی را آغاز کرد.
– آغاز فعالیتحسن البناء در خاطراتش می نویسد: «در ماه مارس ۱۹۲۸ شش تن از برادرانی که در درس ها و کنفرانس های من شرکت داشتند، یعنی احمد المصری، فواد ابراهیم، عبدالرحمان حب الله، اسماعیل عزو و ذکی المغربی به منزل من آمدند و گفتند: ما دیگر از این زندگی مذلت بار به تنگ آمده ایم ، در این دیار مسلمانان هیچ عزتی ندارند و جایگاه آن ها از خدمتکاران و بیگانگان نیز پایین تر است. ما حاضریم با نثار خون خود، ایمان و تقوای خویش در راه خدا، با تو همگام شویم. من به حدی از سخنان آن ها متاثر شدم که نمی توانستم از زیر بار مسئولیتی که به من واگذار شده بود، شانه خالی کنم، از این رو به دعوت آن ها لبیک گفتم و در همان جا سوگند خوردیم تا جان در بدن داریم در راه اسلام فعالیت و مبارزه کنیم. در آن جا کسی پرسید: چه نامی برای خود انتخاب کنیم؟ یک انجمن، فرقه، اتحادیه و… تا رسمیت پیدا کنیم. گفتم: هیچ یک! ما برادرانی هستیم در خدمت اسلام یعنی « اخوان المسلمین» و اخوان شعار خود را : (الله هدف ماست ،رسول الله رهبرماست ،قرآن برنامه ی ماست ، جهاد و تلاش کار ماست ، شهادت آرزوی ماست ) قرار داد.آن زمان فاصله میان روش اسلامی و امکان عملی ساختن این روش وسیع شده بود. این امر کمک کرد که حرکت « بنا» مورد قبول قشر مردمی قرار گیرد و موجب مشارکت وسیع و حماسی شود. از مهم ترین عوامل انتشار سریع حرکت اخوان می توان به موارد زیر اشاره کرد:۱) اعراب و مسلمانان مصر در یاس و ناامیدی به سر می بردند و این موضوع در نتیجه زندگی سرشار از بندهای سیاسی و اجتماعی بود که از سوی استعمار اروپایی بر آنان تحمیل می شد.انگلستان از زمان آغاز جنگ جهانی اول به مصر حمله کرد و دهه ها بر این کشور حکومت کرد. همین مساله موجب شد که بسیاری از آزادگان وطن پرست ضرورت مقابله با استعمار را احساس کنند. ماهیت استعمار در زبان و عقیده با مردم مصر متفاوت بود. در نتیجه استعمار، نیروهای وطنی در خواسته هایش برای آزادی به شعارهای اسلامی روی آورد که از آن جمله می توان به شعارهای زیر اشاره کرد:« عشق به وطن از ایمان است» … « روح خدا ما را صدا می کند»… « اگر استقلال ما را جمع نکند، وعده ما در بهشت است.»تعداد زیادی از شیوخ الازهر با این حرکت وطنی همراه شدند و این امر باعث شد این حماسه میهنی در طلب آزادی از قید و بندهای استعمار از یک عقیده اسلامی سرچشمه بگیرد.۲) اختلافات مذهبی و حزبی در بیشتر احزاب مصری ( از زمان آغاز شکل گیری و تاسیس آن ها در سایه اشغال) شیوع پیدا کرد که منجر شد رغبت و تمایلی در حرکت به سوی مردم مصر ایجاد شود که جایگزینی برای احزاب باشد. اسلام گرایان ضرورت تغییر مرحله ای و بیرون کشیدن اسلام از انزوا را احساس کردند. این انزوا به دلیل گرایش های متصوفانه و افراط گرایی و تعصب دینی به شکل های مختلف، ایجاد شده است.۳) اصطکاک سلبی مستمر میان سربازان اشغالگر بریتانیایی و شهروندان، گسترش موسسه های مسیحی، فعالیت تعدادی از شرق گرایان در زندگی فکری و فرهنگی مجتمع مصری، تاثیرپذیری تعدادی از متفکران مصری به دنبال جریان وسیعی که دعوت به تفکر الحادی، مادی و وجودی منقول از غرب می کرد و نیز گسترش جریان جدایی دین از سیاست در منطقه عربی در اواخر عهد عثمانی به عنوان خلاء فکری که اکثریت فضای عربی را در برگرفته بود.۴) فساد سلطه سیاسی حاکم و تخلف آن از دنبال کردن اهداف مردم مصر و دوری آن از احکام اسلام به دنبال پیروی از سیاست جدایی دین از دولت در اجتماع مسلمانی که یکی از مهم ترین اماکن بارز علمی و اسلامی آن جامع الازهر بود. خصوصاً صدور کتاب یکی از شیوح الازهر با عنوان اسلام و اصول حکومت، که در آن از دنباله روی حکومت از استعمار بریتانیایی انتقاد شده بود و چنین حکومتی را شایسته حکومت بر مسلمانان ندانسته بود.ودر زمان « حسن البناء» دو اتفاق مهم در دهه دوم قرن بیستم افتاد که منجر به جدال وسیعی میان دو فضای فرهنگی و سیاسی در مصر شد که بر روش « بنا» و در نتیجه بر حرکت « اخوان المسلمین« در آغاز تشکیل آن تاثیر زیادی گذاشت. اتفاق اول جریان دعوت به مسیحیت بود که میسیونرهای مذهبی تابع استعمار انگلیسی آن را انجام می دادند. اتفاق دوم قضیه شکل نظام حکومتی در اسلام بود که با قدرت و حماسه از سوی علمای دین و سیاست مطرح شد؛ پس از آن که این احساس در میان گروه های دینی به وجود آمد که پایه اسلام در آستانه فروپاشی و انهدام قرار دارد. این امر پس از لغو منصب خلافت از سوی کمال آتاتورک و عزل آخرین خلیفه عثمانی در ترکیه بود تا نظام جمهوری بر اساس قومیت سیاسی جایگزین آن شود. این موضوع سبب شد که رجال دینی مصر این امر را استیلای نظام اسلامی با نظامی ساخته غرب و خروج از اسلام قلمداد کنند.« حسن البناء» در این جا نظر واضحی را اعلام کرد و آن این بود که دعوت و یاری باید تنها برای خدا باشد نه برای خلیفه یا سلطان. حالا درجه علمی یا قدرت اداره وی هر چقدر که می خواهد باشد بنابراین امر متمرکز شد که اجتماع مصر را از دعوت مسیحی دور کند. این امر حرکت اخوان المسلمین را به سوی مواجهه با نیروهای خارجی مسلط بر مصرکه به عنوان پشتیبان اول دعوت کنندگان مسیحیت بودند سوق داد . همچنین حرکت اخوان المسلمین بر اصلاح قاعده مردم و حکومت حاکم بر آنان به طور همزمان اعتقاد داشت و تلاش کرد از طریق جدا کردن مسلمانان از بدعت و گمراهی و اواهام و خرافات آنان را به سمت بنیان های اسلامی هدایت کند که این حرکت به آن معتقد بود.جماعت « حزب تحریر» جریان اخوان المسلمین را متهم کرد که تفکر آنان از افکار این حزب استفاده کرده است و برای اثبات ادعایشان به این امر استناد می کردند که « بنا» سعی می کرد که خلافت اسلامی را بنیان نهد همچنان که در آثار وی این مساله مطرح شده است.اما در حقیقت اختلاف این دو گروه در روشی بود که اخوان المسلمین در راه تحقق خلافت اسلامی در پیش گرفته بود.
– گسترش جنبشبه تدریج با افزایش اعضا و گسترش دامنه فعالیت ها، حسن البناء قرارگاه اصلی اخوان المسلمین را به قاهره منتقل کرد و پس از تاسیس دارالخوان ( در آوریل ۱۹۲۹) رسماً اخوان المسلمین اعلام موجودیت کرد. حسن البناء در مرکز فعالیتها که ( التهذیب ) نام داشت به سازماندهی تمام وقت تشکیلات پرداخت و دامنه فعالیت اخوان گسترده تر شد، در این راستا برای تربیت زنان در مصر مرکزی به نام ( المهد العمهات المسلمین) نیز توسط وی تاسیس شد.بعدها اخوان المسلمین هدف های دیگری را هم مد نظر قرار داد و در سال ۱۹۳۹ با تکیه بر آرمان فلسطین و دفاع از حقوق اعراب، اخوان به یک ( سازمان سیاسی) مبدل شد و این منجر به گسترش نفوذ آن ها در سوریه، اردن و تا حدودی در لبنان، سودان و شمال افریقا شد و حسن البناء پیشوای بزرگ ( مرشدالعام) شناخته شد. اصطلاح مرشد العام ، از آنجا نشأت می گرفت که حسن البناء خود را رهبری فرهمند می دانست که مردم بدون آنکه کسی آنها را مجبور کند از وی پیروی می کنند .حرکت اخوان المسلمین از کانال های مختلفی در پیشبرد و گسترش فعالیت اسلامی خود استفاده کرد که می توان آنرا در ۵ روش زیر خلاصه کرد :اول- روش تنظیم هرمی از راس به قاعده، از قاعده به رأس که در تحول و حرکت بسیاری از موسسه های رسمی، دولتی، اقتصادی و اجتماعی نقش داشت.دوم- تشکیل جناح نظامی که یکی از ستون های دولت اسلامی را تشکیل می دهد و جریان اخوان در جنگ سال ۱۹۴۸ فلسطین از آن در کنار نیروهای عربی علیه نیروهای اسرائیلی اشغالگر استفاده کرد همچنین این جناح از مقاومت مردمی در کانال سوئز در سال ۱۹۵۱ با هماهنگی با افسران ارتش مصر پشتیبانی کرد.خشونت نظامی و ترورهای سیاسی از ابزارهایی بود که جناح نظامی حرکت اخوان در دهه ۴۰ با هدف تغییر اجتماعی و سیاسی، عنوان خشونتی علیه خشونت حکومت از آن استفاده کرد.خشونت حکومت، در ارتش، پلیس و نیروهای خارجی همپیمان با آن جلوه گر بود.سوم- گسترش به جهان عربی و اسلامی: حرکت اخوان المسلمین به عنوان محوری برای پیوند خصوصاً حرکت های اسلامی دیگر شد.دعوت به وحدت دو جهان عربی و اسلامی و استقلال آن و عدم جهت گیری آن به سوی شرق یا غرب، یکی از مهم ترین اهداف و شعارهای این جریان بود که در آغاز دهه ۴۰ مطرح شد.چهارم- روش اصلاحی در فعالیت سیاسی این جریان، این امر زمانی بود که حرکت اخوان، برنامه اصلاحی وسیعی را تدوین کرد که در آن افکار عدالت اجتماعی، برابری، آزادی، صلح و چگونگی روبه رو شدن با سختی های زندگی عمومی جلوه گر بود که به آن محبوبیت مردمی زیادی خصوصاً میان طبقه فقیر که شامل اکثریت مردم مصر بود، بخشید.پنجم- ایمان به مرحله ای بودن فعالیتها : اخوان معتقد بودند که مراحل متعددی وجود دارد که حرکت اخوان باید از آن عبور کند تا به هدف خود برسد ، که نهایتاً این مراحل به عملی ساختن شرع خداوند در زمین منجر می شود .در (۲۱ صفرسال ۱۳۵۲ ه ق) روزنامه اخوان المسلمین برای نخستین بار در مصر منتشر شد . این روز نامه نخستین نشریه ارگان اخوان المسلمین به شمار می رفتگفته می شد شمار اعضاء این جمعیت در پایان جنگ جهانی دوم به بیش از دو میلیون نفر می رسید .
تعامل با دیگر جنبش های اسلامی معاصردر دهه ۱۹۲۰ که افکار سیاسی اسلامی بین اندیشه های « 1- سنت گرایان یا عناصر محافظه کار الازهر ۲- طرفداران نوسازی یا شاگردان محمد عبده و ۳- اصلاح طلبان پیرو رشید رضا » در نوسان بود، حسن البناء به مکتب سوم تمایل پیدا کرد.گرچه حسن البناء از لحاظ فکری ترکیبی بود از ( نوسازی) محمد عبده، ( اصلاح طلبی) رشید رضا و ( حرکت طلبی) سید جمال الدین اسدآبادی، ولی او برنامه های خود را به عنوان یک بینش جامع اسلامی ارائه کرد.از نظر حسن النباء سید جمال ( فقط یک فریاد هشدار برای مشکلات است) شیخ محمد عبده ( فقط یک معلم فیلسوف) و رشید رضا ( فقط یک تاریخ نویس و وقایع نگار) در حالی که اخوان المسلمین به معنی ( جهاد، تلاش و کار) است و فقط یک پیغام فلسفی نیست.
مراحل سه گانه فعالیت جنبشحسن البناء از آغاز فعالیت های خود ۳ مرحله را برای تحقق هدف های خویش در نظر گرفت:۱- مرحله تبلیغ، ارتباط، تفهیم و تفاهم۲- مرحله جذب، انتخاب و سازماندهی حامیان۳- مرحله عملکه کلیه فعالیتهای اخوان المسلمین در آن دسته بندی می شود .
اصول و پیام اخواناسحاق موسی الحسینی در کتاب خود درباره اخوان المسلمین، استدلال می کند که آن ها دارای ۶ اصل می باشند:۱- علمی: ارائه یک تفسیر دقیق از قرآن و دفاع از آن در برابر تفسیرهای نادرس.۲- عملی: دعوت مصر و دول اسلامی بر اساس اصول قرآنی و تجدید نقش و تاثیر عمیق آن.۳- اقتصادی: گسترش و حفاظت از ثروت ملی، ارتقاء سطح زندگی و تحقق عدالت۴- اجتماعی و خیرخواهانه: مبارزه با جهل، بیماری و فقر.۵- میهن دوستی و ملی گرایی: آزادسازی دره نیل و کلیه کشورهای عرب و در نهایت همه دنیای اسلام.۶- جنبه انسانی و جهانی: ترویج صلح جهانی و تمدن انسانی بر بنیادهای جدید مادی و معنوی اسلام.
اخوان السلمین و دولت های اسلامیحسن البناء در تلاش برای دعوت به حکومت اسلامی مطلوب خود، ضمن انتقاد از دولت ها، با ارسال نامه ها و بیانیه های متعدد برای آن ها، برنامه ها و نظرات خود را در مورد نحوه اداره مملکت تشریح کرد. از جمله این اقدامات، ارسال رساله ای تحت عنوان « نحوالنور» به سران کشورهای اسلامی و رهبران برجسته جهان عرب، ( بعد از انعقاد پیمان ۱۹۳۶ ) است که در آن برنامه های اصلاحی اخوان عنوان شده است.بطور کلی فعالیتهای خارجی اخوان ، رویکردی از ماده دوم آیین نامه این حرکت است که اذعان می کند ( اخوان المسلمین ، حرکتی جهانی و اسلامی است که در راه رسیدن به آرمانهای اسلامی تلاش می کند ) .اولین شعبه خارجی اخوان المسلمین در سال ۱۹۳۷ در دمشق ایجاد شد که دفتر کمیته مرکزی مسئول تأسیس مراکزی در سوریه و لبنان نیز بود . البته هر دفتر مرکزی می توانست با نظارت کمیته مرکزی شعباتی دایر کند .در دهه ۵۰ میلادی ، اخوان دفاترزیادی در لبنان ، سوریه ، فلسطین ، اردن ، عراق ، عربستان ، اندونزی ، سریلانکا ، پاکستان دایر نمود و درایران همکاری نزدیکی با فدائیان اسلام داشت که منجر به ترجمه و نشر بسیاری از آثار رهبران اخوان المسلمین در ایران شد . از طرفی در زمان دستگیری و اعلام حکم اعدام نواب صفوی و رهبران فدائیان اسلام ، هیأتی از اخوان المسلمین برای رایزنی و جلوگیری از اعدام آنها به ایران آمد .
فعالیت های اخوان تا مرگ حسن البناء
– تشکیل کنگره های پنجگانهیکی از علل رشد اخوان السملمین بعد از انتقال قرارگاه اصلی از اسماعیلیه به قاهره دامنه و وسعت تشکیل ( کنگره های عمومی) آن برای بحث و گفتگو پیرامون اقدامات عملی و برنامه های سازمان بود.در واقع این کنگره ها نمای کلی فعالیت های اخوان را بین سال های ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۹ ترسیم می کند.- اولین کنگره عمومی: در ماه مه ۱۹۳۳ راجع به مسئله فعالیت های میسیونرهای مسیحی و طرق مبارزه با آنها.- دومین کنگره عمومی: در اواخر ۱۹۳۳ در مورد نحوه تبلیغ و اشاعه افکار در جامعه و تشکیل موسسه انتشاراتی.- سومین کنگره عمومی: در ماه مارس ۱۹۳۵ در رابطه با ضوابط و معیارهای عضویت و مراتب و ساختمان تشکیلاتی جامعه اخوان.- چهارمین کنگره عمومی: در ژوئیه ۱۹۳۷ به منظور برگزاری جشن تاجگذاری فاروق ( شاه جوان مصر).- پنجمین کنگره عمومی: در ژانویه ۱۹۳۹، معرفی اخوان المسلمین به عنوان یک ( سازمان سیاسی) که مصادف با دهمین سال فعالیت اخوان نیز بود.
– انشعاب در اخوانبین سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۹ اعضایی که عقاید انفرادی داشتند، اخوان را به دلیل ناخرسندی از رویه حسن البناء که با تدبیر و صبورانه عمل می کرد ترک کردند، زیرا به نظر آن ها اعمال بناء آشکارا با اهداف آموزشی سازمان ناسازگار بود.در سال ۱۹۳۹ اختلاف نظرها بر سر مسائل سیاسی و مصرف وجوه جمع آوری شده برای فلسطین در مصر و امتناع بناء از اجازه اقدام عملی از طریق توسل به زور، بذر جدایی طلبی و انشعاب را در جنبش اخوان کاشت. از آن جمله می توان به ( جامعه جوانان محمدی) و پیوستن محمد ابوزید سردبیر نشریه النذیر به آن ها اشاره کرد.
انحلال جامعه اخوان المسلمینفعالیت های اخوان در رابطه با مسئله فلسطین و اعزام سلاح و نیرو به آن جا و همچنین اقدامات مهم آن ها در قبل و بعد از جنگ جهانی دوم در مصر و دیگر کشورهای اسلامی مخالفت های شدید غرب خصوصاً انگلیس را با آن ها برانگیخت.از طرفی جوانان در تصمیم های عجولانه که بعضاً مورد تایید اخوان هم نبود اقدام به ترورها و بمب گذاری های متعدد کردند که تبعات آن بر بدنه اخوان المسلمین وارد می شد.بطور کلی فعالیتهای نظامی را شاخه ( کتائب ) انجام می داد .سال ۱۹۴۸ سال اخوان المسلمین بود. در ژانویه آن سال دولت اعلام کرد که در تپه های موقاتم ( در حومه قاهره) تعداد ۱۶۵ بمب و جعبه های سلاح بعد از یک درگیری بین پلیس و اخوان المسلمین کشف شده است، ( البته اخوان اعلام کرد این تجهیزات برای ارسال به فلسطین نگهداری می شده است).در ۲۲ مارس این سال ( احمد الخزیندر) یکی از قاضیان برجسته مصر به دلیل محاکمه یکی از اعضای اخوان ترور شد و به قتل رسید.در اکتبر همان سال دولت اعلام کرد یک انبار بزرگ سلاح و مهمات در اسماعیلیه از رهبر گروه ضربت اخوان کشف شده است.مجموعه این اقدامات و دیگر فعالیت های اخوان موجب شد تا در ۸ دسامبر ۱۹۴۸ وزارت کشور مصر دستور انحلال اخون المسلمین را صادر کند و بلافاصله بسیاری از مسئولین و اعضای اخوان دستگیر و روانه زندان شدند.
ترور حسن النباءانحلال جامعه اخوان باعث شد فعالیت های زیرزمینی آن شدت یابد. در ۲۸ دسامبر ۱۹۴۸ نقراشی نخست وزیر وقت مصر در حال ورود به وزارت کشور مصر توسط یکی از جوانان اخوان ترور شد.بعد از مرگ نقراشی دولت جدیدی توسط دوست نزدیک وی ابراهیم عبدالهادی تشکیل شد. حسن البناء از همان ابتدا می خواست با عبدالهادی مذاکره کند و مرگ نقراشی را محکوم می کرد، اما عبدالهادی قبول نکرد.عبدالهادی اقدامات شدیدی را در رابطه با انهدام شاخه زیر زمینی اخوان انجام می داد. بناء که از دولت ناامید شده بود در نامه کوتاهی به نام ( قول الفضل) تمام اتهامات به اخوان را رد کرد و انحلال آن را محکوم کرد.این آخرین نوشته بنا بود ، چراکه وی در ۱۲ فوریه ۱۹۴۹ به طور مرموزی در مقابل مقر سازمان مسلمانان جوان به هنگام سوار شدن در یک تاکسی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و چند دقیقه بعد در بیمارستان درگذشت.تحقیقات و محاکمه های بعدی حاکی از دخالت نخست وزیر مصر و مامورین پلیس در ترور حسن البناء بود.
فعالیت اخوان پس از قتل حسن البناءپس از قتل حسن البناء ، حسن الهضیبی به عنوان دومین مرشد العام اخوان المسلمین انتخاب شد، وی بعد از امضای قرارداد ۱۹۵۴ بین مصر و انگلستان توسط جمال عبدالناصر، وی را خائن خواند و اخوان اقدام به ترور ناصر کرد، که این ترور نافرجام ماند و در نتیجه بسیاری از سران و اعضای اخوان المسلمین دستگیر و اعدام شدند.بعد از ناصر در زمان ریاست جمهوری انورالسادات، به دلیل اعتقاد وی به سکولاریسم و مخالفت شدید با فعالیت اخوان، در ششم اکتبر ۱۹۸۱ سادات توسط شاخه ای از اخوان المسلمین موسوم به ( تکفیر و الهجره) به رهبری خالدالاسلامبولی ترور شد. از قتل سادات و اعدام اسلامبولی فشارهای زیادی بر اخوان المسلمین وارد شد و فعالیتهای آنها بیشتر جنبه مخفیانه و زیرزمینی پیدا کرد و دچار انشعابات زیادی شد .تا اینکه ، جماعت اخوان المسلمین تصمیم گرفت در سال ۱۹۸۷تعدادی را وارد پارلمان کند ،و به عرصه فعالیتهای سیاسی مصر وارد شود و ۳۶ تن از اعضای آن موفق شدند وارد پارلمان شوند. مأمون الهضیبی در آن زمان به عنوان سخنگوی فراکسیون اخوان در پارلمان بود. اندکی بعد به معاونت مرشد عام جماعت اخوان المسلمین و سخنگوی رسمی این جماعت برگزیده شد.نمایندگان جنبش اخوان المسلمین همچنین در سال ۲۰۰۰ توانستند فقط از مجموع ۴۴۴ کرسی در انتخابات پارلمانی به ۱۷ کرسی دست یابند که درنهایت دو تن از نمایندگان آنان نیز از پارلمان طرد شدند ، اما به فعالیتهای پارلمانی خود ادامه دادند .محمد مأمون الهضیبی در ۲۷ نوامبر ۲۰۰۲ و پس از درگذشت استاد مصطفی مشهور ،به عنوان ششمین مرشد عام جماعت اخوان المسلمین برگزیده شد.در زمان وی پس از حملات ۱۱ سپتامبر امریکا ، فشارهای زیادی بر اخوان المسلمین وارد شد ، چراکه این حرکت در ابتدا از طالبان حمایت می کرد .مأمون الهضیبی در۹ ژانویه سال ۲۰۰۴ در سن ۸۳ سالگی دار فانی را وداع گفت ودر حال حاضر (محمد مهدی عاکف) به عنوان هفتمین رهبر جماعت اخوان المسلمین از سوی اعضای این جماعت ایفای مسوولیت می کند . این رهبر هفتاد و هفت ساله ، یکی از چهرهای برجسته جماعت اخوان المسلمین بشمار می آید که اندیشه های وی از انعطاف بیشتری نسبت به دیگر رهبران اخوان برخوردار است .در انتخابات کنونی نیز که اخوان المسلمین پس ازگذشت مرحله سوم در مجموع توانسته ۹۰ کرسی را بدست آورده ، دیگر بار فشار بر این حرکت افزایش یافته و بسیاری از هوادارن این حرکت در استان های اسکندریه، بحیره، قلیوبیه، غربیه، پورسعید، سوئز، اسماعیلیه ، قنا و فیوم که بیشترین اعضای اخوان در آن حضور دارند ،بازداشت شدند و علی رغم این موفقیتهای سیاسی مسئولین مصری مصر هنوز اخوان المسلمین را غیر قانونی تلقی می کنند .اما از آنجایی که احتمال می رود اخوان در مرحله چهارم نیز ۱۰ کرسی دیگر را تصاحب کند و در نهایت ۱۰۰ کرسی ، یعنی حدود یک چهارم پارلمان را بدست آورد ، بنظر می رسد دولت مصر در آینده با مسائل متعددی روبرو باشد و به ناچار در دیدگاههای گذشته خود تجدید نظر کند و این جنبش را بیشتر در قدرت سهیم کند .
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.