تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


آشنایی با آیین صابئین ( مندائیان )
صابئین مندایی اقوامی آرامی زبان هستند که از حدود ۲۰۰۰‬ سال پیش تحت تعالیم حضرت یحیی(ع) تعمیددهنده قرار گرفتند و مهاجرت آنان به ایران مقارن با حکومت دولت اشکانی دانسته شده و آنان بعد از یهودیان قدیمی‌ترین مهاجران غیرآریایی هستند که از فلسطین به ایران آمدند. صابئین مندائی از ادیان موحد، صاحب کتاب، پیغمبر و خط و زبان هستند و در قرآن کریم طی آیاتی به آنها اشاره شده است. اولین پیغمبران حضرت آدم (ع)، حضرت شیتل(ع) و به ترتیب حضرت نوح(ع)، حضرت سام (ع) و حضرت یحیی(ع) هستند. کتاب دینی مقدس صابئین مندائی گنزا ربا(صحف آدم) می باشد. غسل تعمید در آب روان از مهمترین اصول آیین آنان به شمار می‌آید. در استان خوزستان حدود ۱۵‬هزار تن از پیروان آیین مندایی زندگی می‌کنند که حدود شش تا هفت هزار تن از این تعداد در اهواز ساکن هستند. ( البته ظاهرا در حال حاضر تعداشان نزدیک به ۳۰ هزار است)خط صابئین از ۲۳ حرف تشکیل شده و لهجه آن در اعداد لهجه های آرامی شرقی می باشد که هم ریشه با زبان های عبری و سریانی است. فرایض دینی صابئین مندائی شامل: غسل تعمید، معاد، رشامه وبراخه(وضو و نماز) روزه و خیرات(زکات)، اعیاد و رعایت محرمات هستند. محرمات شامل: الف) مشروبات مسکر- خوردن گوشت حیوانات غیر از خوردن گوشتگوسفند نر – همچنین پرندگان شکاری و گوشت خوار – ماهی های بچه زاب) دروغ – دزدی – زنا – رباخواری – لهو و لعب – و هر عمل خلافاحکام دینی دیگرج) ادواج با خواهر، خاله، عمه، زن برادر، زن پدر، و افرادغیرصابئین مندائیاعیاد صابئین مندائی شامل چهار عید دهوار پروانایا( عید آغازخلقت توسط خداوند) که به پنجه معروف است – دهوا ربا ( عید بزرگ به مناسبت آغاز سال مندائی) دهوا حنینا ( عید کوچک به مناسبت کامل شدن زمین به امر خداوند) – دهوادیمانه ( میلاد حضرت یحیی(ع)سال مندائی مشتمل بر ۱۲ ماه ۳۰ روزه به اضافه پنج روز دهواپرونایا یا پنجه است (۳۶۵ روز)دین صابئین مندائی افراد ادیان دیگر را به خود جذب نمی کند. روحانیت و درجات دینی آن ها به ترتیب :اشکاندا – ترمیدا – گنزورا – ریشا اد اما – ربانی می باشند. ۱- اشکندا: فردی است که در مراسم تعمید، همیار ترمیدا، و مراسمی از قبیل ذبح، دخرانی و … را انجام می دهد. ۲- ترمیدا: بعضی از مراسم عقد ازدواج را علاوه بر تعمید و سایر مراسم دینی انجام می دهد. ۳- گنزورا: مراسم عقد ازدواج را علاوه بر تعمید و سایر مراسم دینی انجام می دهد. ۴- ریشا اداما: روحانی که رهبری قوم مندائیان به عهده وی میباشد. ربانی به پیامبران گفته می شود. در تمامی مراسم دینی از قبیل تعمید – ذبح – کفن و دفن – عروسی از لباسی به نام رسته که از پارچه سفید پنبه ای تهیه شده استفاده می گردد. مراسم رشامه(وضو) و تعمید در آب جاری انجام می شود.
شرح لباس دینی اسطلی :
پارچه ای است از الیاف طبیعی به رنگ سفید که شامل پنج قسمت است عبارتند از: برزنقا (عمامه) که سر را می پوشاند و شکوه و وقار را به شخص می دهد. نصیفا شالی است که بر روی گردن و در دو طرف شخص قرار می گیرد و مانند دو ستون در کنار هم صابئین را در این عالم دنیوی استوار نگه می دارد. همیانا که به دور کمر، همانند کمربند همت بسته می شود و از شر و بدیهای دنیوی محافظت می کند. کسویا(پیراهن) که به وسیله آن جسم که یکی از رازهای خلقت خداوند است مستور می شود و از وسوسه های شیطانی محافظت می کند. شروارا، که همچون کسویا عمل می کند. قبل از تعمید، تعمید شونده می بایست بعد از پوشیدن لباس دینی ( رسته ) اکلیل ( انگشتری ازشاخه آس ) به دست به طرف بردانا رفته، مراسم رشامه ( وضو) را انجام می دهد. برای توجیه بهتر از معانی بوثه های رشامه ( آیه های وضو) استفاده میکنیم.
شرح بوثه ایی از مراسم رشامه ( وضو ):
تبرک باد یردنای بزرگ آبهای حیات، خدایم ستایش باد. کشطا ( حقیقت ) شما را شفا دهد. به نام خدای بزرگ، شفا و پاکی بر تو باد ای پدر، پدران، مالک پریاویس، یردنای بزرگ آب های حیات. و بعد نوبت به تطهیر دست ها می رسد که به معنای: تطهیر می کنم دستهایم را با حقیقت و لب هایم را با ایمان و تکلم می کنم با کلام خداوند. و بعد نوبت به شستن صورت می رسد که با خواندن بوثه، تبرک و ستایش باد نامت ای خداوند بزرگ و باوقار که از خود منبعث شده است(۳ مرتبه) و بعدنوبت به پیشانی می رسد که با استفاده از انگشتان دست راست، از راست به چپ عمل نشانشدن را با خواندن بوثه انجام می دهد که به معنای “من(اسم دینی) نشان شده ام با نشان خداوند، نام خداوند و نام عرفان خداوند بر من یاد باد”. بعد نوبت به گوش ها می رسد که با خواندن بوثه “گوش هایم شنیده اند صدای خداوند را”. (۳ مرتبه)بعد نوبت به بینی می رسد که با خواندن بوثه “بینی اماستشمام نموده است عطر خداوند را” (۳ مرتبه)بعد در این مرحله با دست راست آب را بر روی دست چپ می ریزیم وبوثه را می خواند. که به معنای “نشانی که بر من است نبود از اتش و روغن و عمل تدهین شدن، نشانم در یردنای بزرگ آب حیات است که کسی به قدرتش نمی رسد. نام خداوند و نام عرفان خداوند بر من یاد باد، ظلمت مقهور شده و نور برقرار گشته است نام خداوند ونام عرفان خداوند بر من یاد باد” و بعد نوبت تطهیر دهان می رسد که با خواندن بوثه “دهانم مملواز آیات و ستایش خداوند است.” ( ۳ مرتبه)بعد نوبت به زانوها می رسد که با خواندن بوثه “من(ملواشه دعاکننده) تعمید شده ام همچون تعمید بهرم بزرگ، مخلوق خدای عظیم، تعمیدم مرا حفاظت وبه عرش صعود خواهد داد. نام خداوند و نام عرفان خداوند بر من یاد باد”. زانوهایم برای خداوند بزرگ ازلی رکوع و سجده میکنند(۳ مرتبه)پاهایم در راه حقیقت و ایمان گام برمی دارند.(۳ مرتبه) و بعدبر پاهای خود می ایستد و بوثه خاص را یک بار برای پای راست و بعد برای پای چپ میخواند. بر پاهایم دست های شیاطین مسلط نخواهند شد. نام خداوند و نام مندادهیی بر من یاد باد.نگاهی به مراسم دخرانیدخرانی مراسمی است که برای آمرزش روح مردگان مندایی انجام می‌گیرد وعبارت است از پخت طعام آمرزش (نان و کباب کردن گوشت یا ماهی، گردو، خرما پیاز،نمک،آب، بادام زمینی، کشمش، انجیر و انار یا میوه به اقتضای فصل که برای آمرزش روح درگذشته توسط خانواده متوفی تهیه شده وپس از خواندن آیاتی توسط روحانیون به حاضران تعارف می‌شود تا آنان بخورند. برای گرامیداشت عید میلاد حضرت یحیی (ع)، منداییان محافل خصوصی جشن و سرور برپا می‌کنند که با خوردن شیرینی و شربت و خواندن دعای همگانی همراه است. به اعتقاد منداییان فردای میلاد حضرت یحیی(ع) روز نحس است زیرا دراین روز نمایندگان امپراطوری روم در اورشلیم خانه به خانه دنبال کودکی بودند که نشانه‌های پیامبری داشت و به همین خاطر براساس روایات مندایی آنان دراین روز صدها کودک اورشلیمی را به قتل رساندند بنابراین دراین روز روزه سنگین (امتناع از خوردن مواد پروتیینی) گرفته می‌شود و مراسم غسل تعمید نیز به حال تعلیق درمی‌آید. چرا صابئین را مندائی می خوانند؟صابئین نام فرقه ای دینی است که نام های دیگر آن صابه البطائح، ماندایی، مغتسله ناصوری است. صابئین پس ازفوت حضرت یحیی که مقارن با ظهور حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ بود، به سبب آزار و اذیت و فشار یهود که آنان را کافر و خارج از دین می دانستند و از طرفی هم چون صابئی هاحضرت عیسی ـ علیه السلام ـ را قبول نداشتند و مسیحی نشده بودند و مسیحیت هم روز به روز رو به گسترش بود، به ناچار مجبور به مهاجرت از فلسطین به شهر حران که در آن زمان یک شهر آزاد مذهبی بود؛ شدند و پس از مدتی به جنوب عراق و حدود خوزستان رفتندو در این منطقه برای همیشه ساکن شدند. نکته قابل توجه این که در شهر حران به خاطر وجود آزادی مذهبی، فرقه های زیادی از ادیان مختلف در آن ساکن بودند که ستاره پرستان یکی از آنان به شمار می آمدند. این آزادی مذهبی باعث اشتباه در تشخیص صابئین می شد چرا که برخی صابئی ها را ستاره پرست معرفی می کردند و برخی صابئین را با حُنفا(پیروان حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ ) یکی می پنداشتند و عده ای حرانی ها را صابئی می خواندند؟ همین امر می طلبید تا میان صابئین و غیر صابئینی که به این اسم معروف گشته اند تفکیک قائل شد تا موجب اختلاف در اهل کتاب بودن و یا نبودن آنها نشود. لذامی توان آنها را به دو گروه حرانی و مندائی تقسیم کرد.
۱- مندایی یا ماندایی:
ماندایی فرقه ی منسوب به ماندا یا مندا است که در لغت آرامی غربی به معنی علم وعرفان می باشد. و مندایی یعنیمنسوب به عرفان و بعضی ها گفته اند که «مندا» صورت واژه «مُدا» یا «مذبح» است که درآرامی به معنای فرشته یا منجی آمده و در یونان به آن «گنوسیس» گفته می شود.صابئین مندایی یا ماندایی که مغتسله و صابئی های بطایح و بین النهرین نیز مشهورند صابئین واقعی می باشند که هم اکنون در شهرهای جنوبی کشور ایران و عراق زندگی می کنند.
۲- حرانی:
بت پرستان سریانی هستند که در شهر حران اقامت داشتند و هنگامی که مأمون خلیفه عباسی درآخرین جنگ خود با رومیان شرقی از ولایت حران می گذشت از آیین آنها سئوال کرد و ازجواب آنها استنباط نمود که باید بت پرست باشند، به آنها تا مراجعتش مهلت داد و گفت تا برگشتن من باید به آیین اسلام و یا یکی از آیین های اهل کتاب درآیند و گرنه درحکم کافر حربی خواهند بود، لذا این گروه نام صابئی را به دروغ بر خود گذاردند. با توجه به این توضیح تاریخی، در مورد صابئین حرانی نتیجه می گیریم که این قوم،صابئین واقعی نیستند چرا که صابئین واقعی قبل از مهاجرت به این شهر صابئی و پیرو دین حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ بودند. ولی حرانی ها بعد از چندین قرن خود را به دروغ برای نجات یافتن از مرگ، صابئی خواندند و از طرفی هم صابئین واقعی آرامی بودند درحالی که حرانی ها سریانی می باشند و همچنین حرانی ها پس از مدتی که خلیفه عباسی به آنجا بازنگشت دوباره به دین خود برگشتند و بت پرست شدند.البته مطالب بالا در قسمت های بعدی مفصل تر خواهد آمد.تاریخ صابئین ( مندائیان )از ظهور یحیی تا صدر اسلام که قریب هفتصد سال به طول انجامید، هیچ فعالیت خاصی در زمینه شناسایی این گروه دینی از سوی دولتها و مورخین و متکلمین و آباء کلیسای کاتولیک صورت نگرفت.اسنی به فرقه ای از یهودیان اطلاق می گردد که در ادامه شریعت موسوی درج شده در تورات به روشهای زاهدانه سخت اعتقاد داشته اند . گروهی از محققان یحیی ( ع) را به این فرقه منتسب دانسته اند . آنها بیشتر وقت خود را به عبادت و ریاضتهای طولانی سپری می کردند . از کارهای مهم آنها نگارش دقیق متون مذهبی بود که همین اواخر مجموعه ذیقیمتی از نگارشهای آنها در بحرالمیت کشف گردید که رازهای بسیاری را بر محققان گشود . اشاره یوسفوس به اسنی ها و تشریح آراء و آداب این گروه در طول هفتصد سال فاصله طلوع مسیحیت تا ظهور اسلام، تنها تماس مورخین رومی با گروهی است که بیشترین شباهت را با مندائیان داشته اند. اما این منبع هیچ اشاره ای به مندائیان و آداب و آراء آنان و حتی موقعیت جغرافیایی آنان ندارد. مورخین رومی قرون اولیه مسیحیت نه تنها به یحیی و پیروانش بلکه به عیسی مسیح نیز اشاره کافی نداشته، و این احتمال می رود که اهمیت لازم برای آنان قائل نبودند. شاید عدم تشریح تاریخ دین مسیح و پیروان یحیی به علل سیاسی بوده است.با ظهور اسلام و استقرار خلافت عباسی از ۱۳۲ ه.ق و علاقه خلفاء عباسی به علومی نظیر ریاضیات، نجوم، موسیقی و طب و پایه ریزی بیت الحکمه بغداد و شروع نهضت ترجمه (از قرن سوم هجری قمری) و تهییج متکلیم و مورخین اسلامی به شناسایی فرق مسلمان و شناسایی آراء ملل تابعه امپراطوری اسلامی، تحقیقات دین شناسی و مردم شناسی و جغرافیایی پایه ریزی گردید.عموم محققین و مورخین این دوره (از قرن سوم تا قرن هفتم هجری قمری) با انگیزه‌های دینی و شخصی و گاه با حمایتهای دولتی با دو روش کتابخانه ای و مشاهده ای (و گفتگو با بزرگان و پیروان ادیان)، این مهم را دنبال می کردند. برخورد مأمون خلیفه هفتم عباسی (متوفی ۲۱۸ ه.ق) در ماههای قبل از مرگش با گروهی موسوم به صابئه در شمال بین النهرین (عراق فعلی)، اولین رویارویی حکومت اسلامی با صابئه بود که طی آن ، فرمان خلیفه عباسی مبتنی بر پذیرفتن اسلام و یا یکی از ادیان اهل کتاب (مانند مسیحیت و یهودیت) به آنان ابلاغ ، و از آن پس اولین انشعابات درونی صابئین پدیدار گردید و عده ای به مسیحیت و برخی به اسلام روی آوردند. اما این تهدید چندان پابرجا و محکم نبود. خلیفه از مسافرتش به شام جان سالم بدر نبرد و حکم خلیفه بدون ضمانت اجرایی باقی ماند. خلفا بعدی نیز گاهگاهی با زور و تهدید صابئین را به اسلام فرا خواندند، ولی گسترش خدمات علمی صابئین در بغداد، مرکز خلافت عباسی، این تهدیدات را خنثی نمود و نوعی رابطه مسالمت آمیز بین آنان پدیدار گشت.رویه تمدن مسیحی به پیشگامی سربازان پرتغالی با رویه مسالمت آمیز خلفا عباسی متفاوت بود. سربازان پرتغالی در آغاز قرن هفدهم بعد از استقرار در بصره (بین ۱۶۱۰ تا ۱۶۲۲ میلادی)، مندائیان صابئین ساکن بصره را به تصور اینکه آنان نیمه مسیحی بوده و بایستی به عضویت کلیسای کاتولیک در آیند، ایشان را در قرارگاههای نظامی با مثابه سرباز پرتغالی گرد می آورند، و با تهدید و گاه شکنجه های بدنی، آنان را به مراسم کلیسای کاتولیک فرا می خواندند. از قرن چهارم هجری / دهم میلادی تا قرن هفتم هجری/ چهارم میلادی که اوج امنیت سیاسی دولتهای اسلامی و شکوفایی علوم نقلی و عقلی تمدن اسلامی به حساب می آید، بخشهای وسیعی از کتابخانه های عمومی ری، بغداد، نیشابور، مرو، بخارا و خوارزم به موضوعاتی نظیر تواریخ عمومی، آراء ملل و فرق مسلمان و غیر مسلمان و سفرنامه ها و جغرافیای تاریخی اختصاص یافته بود. صابئین سهم کوچکی در آنها داشتند.بیرونی (متوفی ۴۴۰ ه ق)، مسعودی (متولد ۲۸۰ ه ق و متوفی ۳۴۵ ه ق)، حمزه اصفهانی، ابن الندیم (متوفی ۳۸۰ ه ق) و شهرستانی (متولد ۴۷۹ ه ق و متوفی ۵۴۸ ه ق) مهمترین متکلمین و مورخین تاریخ میانه اسلام (تا ۶۵۶ ه ق حمله مغول به بغداد) بودند، که با انگیزه های دینی و شخصی به تحقیق در آراء ملل و فرق مسلمان و غیر مسلمان و تشریح آراء و آداب صابئین مندایی پرداختند. هر یک از آنها گوشه هایی از زندگی و اندیشه صابئین مندایی را بازگو کرده اند.بیرونی و ابن الندیم و شهرستانی با روش کتابخانه ای به تشریح آراء و مراسم صابئین پرداختند، و مسعودی در سیاحتهای جهانگردی اش آنها را شناسایی و معرفی کرده است.
چگونگی آشنایی تمدن مسیحی با مندائیان صابئی
از بعد از تهاجم مغول و سقوط خلافت عباسی (۶۵۶ ه ق) و انحطاط امپراطوری اسلامی، سیر صعودی تحقیقات مردم شناسی و دین شناسی و جغرافیایی در ابعاد مختلف متوقف، و این امر در ملل و دولتهای دیگر، خاصه در غرب که اینک با تشکیل دولتهای سوداگر و شروع اکتشافات جغرافیایی از طریق دریا نوردان جسور همراه بود، در شکل تسخیر مناطق سوق الجیشی، رشد نمود.تشکیل دولتهای مقتدر سوداگر نظیر اسپانیا و پرتغال و توجه به کشف مناطق گمنام از طریق دریا نوردی و همسوشدن کلیسا در برخی فعالیتهای نظامی – تجاری موجب گشت که اولین تماس اروپائیها با مندائیان ساکن ایران و عراق در قرن هفدهم میلادی توسط سربازان پرتغالی که به تازگی لنگر ناوگان دریایی خود را در خلیج فارس به آب انداخته بودند، صورت پذیرد.در سالهای اولیه قرن هفدهم میلادی نیروهای پرتغالی به شهر بندری بصره (در عراق کنونی) راه یافتند. به دنبال نیروهای نظامی، راهبان مسیحی به این شهر فرا خوانده شدند و آشنایی با گروه مندائیان که در شهر و اطراف بصره (در کنار رود دجله) زیست می نمودند، حاصل گردید.در ابتدا راهبان درکی صحیح از آداب و شعایر مندائیان نداشتند. آنها تصور می کردند مندائیان گروهی نیمه مسیحی هستند که مسیحیت را بطور ناقص درک نموده اند. اولین اقدام راهبان مسیحی ، دعوت مندائیان به دین مسیح بود. دعوت از مندائیان نتیجه ای در بر نداشت و بر حسب سنت قدیمی، توسل به زور بهترین راه حل تصور می شد. گزارش پیتر دلاواله (نامه مورخ ژوئن ۱۶۲۲) حاکی از آن است که نیروهای پرتغالی بعد از توافق با حاکم عثمانی شهر بصره، انواع جریمه ها و شکنجه ها را اعمال نمودند. مندائیان مجبور شدند در کلیسای کوچکی که راهبان مسیحی ساخته بودند تجمع نموده و مراسم روز یکشنبه را بجا آوردند. بر حسب همین گزارش، گروهی از مردان مندائی به اردوگاه نیروهای پرتغالی آورده شدند تا به مثابه یک سرباز پرتغالی، به پرچم و پادشاه پرتغالی اداء وظیفه نمایند. در کنار این تهدیدات، جهت جلب مندائیان، توزیع لباس و نان صورت می گرفت. نفوذ پرتغالی ها از ۱۶۲۲ میلادی در شهر بصره کاهش یافت و راهبان ایتالیایی جایگزین راهبان پرتغالی شدند. ایگناتوس ایتالیایی از اوایل دهه سوم ۱۷۰۰ میلادی بعنوان یک مبلغ مسیحی به شهر بصره وارد گشت و کلیسای کوچک پرتغالی ها را ترمیم و احیا نمود. ایگناتوس به مدت سی سال در بصره سکونت گزید و در طول این مدت برخی از مندائیان را به دیدار رهبران کلیسای کاتولیک به روم اعزام نمود، و جهت مهاجرت ایشان به سرزمین دیگر، با نایب السلطنه پرتغالی ها در اقیانوس هند وارد مذاکره شد. او در نظر داشت وطن جدیدی که در حوزه استحفاظی کلیسای کاتولیک روم باشد برای مندائیان برگزیند. ایگناتوس سیلان را انتخاب کرده بود. انتخاب سرزمین جدید بی نتیجه ماند، چون پرتغالی ها به زودی توسط آلمانی ها از سیلان اخراج شدند (۱۶۳۸ میلادی).در یک اقدام مشابه ، پنجاه مندایی به شهر مسقط در حاشیه خلیج فارس اعزام شدند تا سیاست «وطن جدید» عملی گردد. گزارشات ایگناتوس حاکی از آن است که این سیاست به علت مخاصمات دول اروپایی در خلیج فارس، و عدم استقبال مندائیان دنبال نشد، و در واقع با شکست مواجه گردید.ایگناتوس طی سی سال اقامت در بصره توانست برخی متون مندایی را ترجمه نماید. او مندائیان را ترسایان یحیی نامید. از جمله کارهای تحقیقاتی ایگناتوس، حاشیه نویسی یک طومار مندایی به نام دیوار اباثر است. این طومار هم اکنون در کتابخانه واتیکان موجود است.ایگناتوس در ۱۶۵۱ میلادی بصره را ترک نمود و ۱۴ سال بعد جین ثونات در سال ۱۶۶۵، کلیسای ایگناتوس را ترمیم و به تبلیغ مسیحیت در میان مندائیان همت گماشت.آنجلوس. اس. جوزفو جانشین ایگناتوس و جین ثونات در طول دهه شصت و هفتاد قرن هفدهم میلادی، توانستند آئین های مندایی را به خوبی درک و زبان آنها را فرا گیرند. کارملیت آرچانگلوس راهب مسیحی دیگر بود که در حوالی ۱۶۷۰ میلادی در بصره تبلیغ آئین مسیحی در بین مندائیان را دنبال کرد. همین شخص است که موفق شد برای اولین بار، چند متن مندایی را از مندائیان بصره خریداری، و به اروپا برای شخصی به نام رابرت هانتینگتون بفرستد. در سالهای ۱۶۲۲ تا ۱۶۷۱ میلادی توسط راهبانی که شرحشان در بالا آمد، برخی از متون مندایی به مرکز کلیسای کاتولیک در شهر روم فرستاده شدند تا پاپ و اسقف های روم درباره آن تحقیق و قضاوت نمایند. آبراهام اچلنسیس در ۱۶۶۰ میلادی سه متن مندایی را در روم به چاپ رساند. ولی همه این کوشش ها به شروع تحقیقات روشمند در کلیسای کاتولیک و اروپای قرن ۱۷ هیچ کمکی نکرد. در سه دهه آخر قرن هفدهم، ارتباط اروپا، خاصه راهبان مسیحی که اشتیاق گسترش مسیحیت در بین مندائیان داشتند، با بصره قطع گردید. تنها جی. کاردین در پاریس و ای. کائمپفر در کتابهایشان (سفرها از کاردین و امانیتاتوم از کائمپفر) در نیمه اول قرن هجدهم با رجوع به دایره المعارف ها درباره مندائیان مقالاتی نوشتند. در سال ۱۷۶۵ میلادی کارستن نایبور از بصره دیدن کرد . او الفبای مندایی را از یک زرگر برای خود رونویسی کرد.
تحقیقات متدیک مندایی شناسی در قرن نوزدهم میلادی
اچ . پترمن آلمانی پایه گذار تحقیقات مندایی شناسی با گرایش زبان شناختی به حساب می آید. او در بهار ۱۸۵۴ میلادی به مدت سه ماه در سوق الشیخ عراق شاهد مراسم مندائیان عراق بود. پترمن به نزد یحیی روحانی عالی رتبه مندایی، الفبا و دستورات زبان مندایی را آموخت. اقامت سه ماهه پتر من مصادف با عید پنجه مندائیان (۱ تا ۴ فروردین شمسی) بود. پترمن در ۱۸۶۷ میلادی توانست دستور زبان مندایی و کتاب گنزا ربا را نشر دهد. پتر من با تسلط بر زبانهای پهلوی و فارسی و عبری، برخی ریشه های مشترک کلمات مندایی با این زبان ها را شناسایی نمود. چاپ گنزا و حاشیه نویسی پترمن، کار تحقیق در دین مندائیان را برای دانشگاههای آلمان و آلمانی زبان اروپا سهل نمود. از این روست که می بینیم بیشترین محققین مندایی شناس (جدا از علاقه به رشته های فلسفه و دین شناسی) آلمانی زبانهایی نظیر لیدز بارسکی، ماتسوخ، رودلف و ویدن گرن هستند. پترمن در ۱۸۶۷ میلادی کتاب گنزا را به خط خود و به زبان مندایی نوشت و منتشر نمود. او در چاپ گنزای خویش از چهار نسخه گنزا بایگانی شده در کتابخانه پاریس سود جست.بیست سال بعد از اقامت کوتاه پترمن در عراق، سیوفی نایب کنسول فرانسه در بغداد (۱۸۷۵ میلادی) توانست از آداب و مناسک مندائیان اخبار کامل و جدیدی جمع آوری نماید. گزارش دقیق سیوفی از گسترش جغرافیایی مندائیان (۱۸۵۷ میلادی) تکمیل کننده گزارش پترمن متعلق به سال ۱۸۵۴ میلادی است. سیوفی جمعیت مندائیان را ۴۰۰۰ نفر ذکر می کند و ۱۱ نقطه جغرافیایی (اعم از روستا و شهر) در ترکیه و ایران را نام می برد که محل زندگی مندائیان قلمداد می شدند.سیوفی با نوه یحیی (روحانی عالیرتبه ای که زبان و خط مندائی را به پترمن آموخت) مرتبط بود. او از شخص اخیر، اطلاعات دقیقی ازجامعه مندایی و نیز زبان مندایی کسب نمود و گویا چند نسخه خطی را از مندائیان خریداری کرد. بعد از پترمن، تئودورنلدکه آلمانی در ۱۸۹۵ میلادی کتاب دستور زبان مندایی را تحت نام Mandaisch grammatik منتشر ساخت. نلدکه زبان شناس، همچون پترمن، به مقایسه واژه های عبری و مندایی و سریانی پرداخت، ولی نتوانست بیش از این در نشر و ترجمه آثار مندائی گام بردارد.جی.یوتینگ نسخه هایی از قلستا و دیوان اباثر (۱۹۰۴، استراسبورگ) را منتشر نمود. ترجمه یوتینگ نسبت به ترجمه های قرن هفدهم در واتیکان روان تر بود. یوتینگ توانایی و تسلط خوبی بر زبانهای آرامی داشت. او جدولی از حروف الفبا و آواهای زبانهای آرامی را در ۱۸۹۰ استراسبورگ منتشر کرده بود، و با بررسی مقایسه ای زبانها و لهجه های آرامی، روشی نوین و ماندگار بر جای نهاد. تا قبل از پتر من، ایگناتوس، آنجلوس. اس. آبراهام اچلنسیس، ام. نوربرگ، بورس باچ و اچ . پوگنون توانسته بودند برخی متون مندایی مانند اسفرملوشی و دیوان اباثر و بخشهایی از گنزا و قلستا را ترجمه ناقص کنند. اما به علت عدم تسلط ایشان بر خط و زبان مندایی و اطلاعات دینی مندائیان، ترجمه های ناقص در واتیکان به علاقه مندان تحقیق در ادیان سامی ارائه شده بود. با پیدایش رشته های زبان شناسی در قرن نوزدهم، و خاصه در دانشگاههای برلین و استراسبورگ و لاپیزیک، و کوشش پترمن در ترجمه آزاد از گنزا ربا، تحقیقات مندایی شناسی با جدیت والاتر و روش علمی دنبال گردید . مارک لیدزبارسکی ترجمه پترمن را کمی اصلاح نمود . او در ۱۹۰۵ میلادی ترجمه جدید تری بر اساس چهار نسخه گنزای پاریس ارائه نمود. لیدز بارسکی کتاب یحیی را در ۱۹۱۵ میلادی به چاپ رساند. کتاب بعدی لیدزبارسکی در ۱۹۲۰ به چاپ رسید. هم اکنون محققان اروپایی از آثار دو محقق برجسته – پترمن و لیدزبارسکی بیشتری بهره را جسته، و هنوز هم بعد از قریب یک قرن، تحقیقات مندایی شناسی به ترجمه های این دو دانشمند استوار است. تحقیقات مندایی شناسی در قرن بیستم با نام بانو دراور همراه است. آشنایی بانو دراور با مندائیان، حداقل به اوایل دهه دوم قرن بیستم (۱۹۲۱) برمی‌گردد. او به علت شغل همسرش (مشاور کنسولگری بریتانیا در عراق)، مجبور بود در بغداد اقامت نماید. سابقه روزنامه نگاری و علاقه مفرطش به مردم شناسی، او را به سوی قوم در خلوت گزیده مندائیان جلب نمود. دراور نه دین شناس بود و نه زبان شناس. بیشتر به علت آیین های غسل و ازدواج مندائیان، به این قوم علاقمند گردید. او فکر می کرد آیین های مندائیان برای اروپائیها جذاب خواهد بود. به همین خاطر کتاب مندائیان عراق و ایران، مملو از توضیحات آیینی است. شیخ نجم (روحانی عالیرتبه مندایی) ، بسان یحیی در زمان پترمن آلمانی، خدمات شایانی به بانو دراور نمود. مهمترین این خدمات، ارسال متون مندایی به اقامتگاه دراور در لندن طی سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۵۰ میلادی بود. متون ارسالی شیخ نجم نیمی از مجموعه ۵۴ قسمتی موسوم به مجموعه دراور – بایگانی شده در کتابخانه بودلیان آکسفورد – را تشکیل می داد. بانو دراور با کمک شیخ نجم و دیگر روحانیون مندایی بهره گیری از دستور زبان مندایی اثر پترمن توانست متون:۱- اسفر ملوشی۲- قلستا ۳- هزار و دوازده سوال ۴- دیوان اباثر ۵- انیانی ۶- سیدرا اد نشماتارا ترجمه نماید. همچنین متون معروف به قماها را نشر داد، و جامعه دانشگاهی انگلستان را با دین مندایی آشنا نمود. آب در شراب (لندن – 1956 ) و مندائیان عراق و ایران (آکسفورد – 1937) دو کتاب ارزشمند بانو دراور هستند که به روش توصیفی و مقایسه ای تالیف شده‌اند. طومارهای شرح اد قابین و اد شیشلام ربا همراه با فونوتیک (آوانگاری) و ترجمه، در ۱۹۵۰ میلادی توسط بانو دراور چاپ شدند. ارزش آثار دراور در توصیف آیین دین مندائیان است. تعلیقات و حواشی دراور بر ترجمه های متون مندایی، نشانه آگاهی او بر جزئیات آیین های مندایی است.او رابطه آیه ها و آیین ها را بخوبی می دانست. بطور مثال به جزئیات آیین اعطای درجه روحانیت، و ارتباط آن با بوثه های (آیه های) متون مختلف مندایی آگاه بود. نام کتاب آب در شراب به صورت استعاره ای از آیین بالا اخذ شده است. این نام، اشاره ای است به قسمتی از آیین اعطای درجه روحانیت ، که طی آن مقداری آب در ظرف حاوی چهار عدد کشمش، ریخته میشود. دراور در این کتاب تلویحاً رابطه نان مقدس و شراب در آیین مسیحی، با نان مقدس و آب در آیین مندایی را مقایسه می کند. کتاب مندائیان عراق و ایران سالها قبل از آب در شراب چاپ گردید. این کتاب بر اساس یادداشتهای دراور در عراق تدوین گردید. این کتاب به سبک تشریح حوادث روزنامه که گویا نویسنده خود شاهد لحظه به لحظه حوادث بوده، نوشته شده است. متن کتاب سهل و آسان است و هیچ گاه با فلسفه شعایر و فلسفه دین و مطالب سنگین دینی نمی پردازد. ازدواج ، تدفین، غسل، فرهنگ عمومی، افسانه ها و اساطیر، ادبیات مندایی و اعطا درجه روحانیت بخشهای مختلف این کتاب هستند، که عموم مطالب آن بر اساس دیدنی ها و یا برگرفته از گفتگوهای دراور با روحانیون مندایی است.رودلف ماتسوخ (۱۹۹۳-۱۹۱۹) چکسلواکی الاصل و آلمانی زبان، از محققین و دانشمندان زبان شناس معاصر است که به کلیه زبانهای سامی از جمله زبان مندایی و خط مندایی مسلط و آشنا بود. در دهه ۱۳۳۰ در دانشگاه تهران – ایران تدریس می کرد و چند مسافرت کوتاه به خوزستان و عراق داشت. شیخ عبدالله صابی از روحانیون بزرگ مندایی در آن سالها مورد مشاورت ماتسوخ قرار داشت و در سال ۱۹۹۱ با دعوت از شیخ سالم چهیلی (از روحانیون برجسته کنونی) به برلین، آخرین کتابش را تحت عنوان لهجه خرمشهری در زبان مندایی به رشته تحریر درآورد. ماتسوخ – که سنگینی خدماتش هنوز احساس می شود توانست فرهنگ لغات مندایی را تدوین نماید، و ارتباط آوانگاری زبان پهلوی و فارسی و عبری با زبان مندایی، و سیر تحول واژه های مندایی در کتابت و محاوره را تشریح کند . از دیگر خدمات او به تحقیقات مندایی شناسی ترجمه برخی از اظهارات (زندگی نامه نویسی در پایان هر بخش از متون مندایی) گنزای پترمن بود. گئو ویدن گرن استاد کرسی ایران شناسی دانشگاه اوپسالای سوئد، تحقیقات عمیق و گسترده ای بر ادیان ایران باستان دارد. بررسی مقایسه ای اجزا آیین و دین مندائیان با آراء مانویت همراه با تأثیرات فرهنگ اجتماعی ایرانیان بر مندائیان ، در دوره های اشکانی و ساسانی، در کتاب مانی و مانویت (۱۹۶۱ – اشتوتگارت) آمده است. نیز در کتاب مذاهب ایران به روشهای اندیشه گنوسی و آراء مندائیسم و میترائیسم پرداخته است. کورت رودلف در دهه ۱۹۶۰ میلادی بیشترین آثار خود را درباره مندائیان با چاپ رساند. بررسی اصلی ترین آیین مندائیان (غسل تعمید) از نظرگاه فلسفی و عرفانی و تحقیق پیرامون هستی شناسی مندائیان به مثابه یک اندیشه گنوسی و چاپ مجدد گنزای لیدزبارسکی (همراه مقدمه در خور توجه بر آن ) از آثار مهم ایشان است . بانو پروفسور باکلی (متولد ۱۹۴۴ میلادی – نروژ) آخرین حلقه مندایی شناسان معاصر می باشد. او در رشته های روانشناسی و جامعه شناسی در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس تحصیل نموده، رساله دکترای خود را در خصوص دین مندائیان (۱۹۶۸) گذرانده است. در دایره المعارف دین به ویراستاری میرچاایلیاده (۱۹۸۷ – مک میلان) مقاله دین مندائیان را به رشته تحریر درآورده است. مقالات دیگری درباره زندگی نامه های گنزای پترمن و نقد و بررسی مکاتبات خانم دراور و شیخ نجم به چاپ رسانده است و هم اکنون در آمریکا به سر می برد و تحقیقاتش را بر شجره نامه های نویسندگان مندایی متمرکز کرده است. اولین بار در سال ۱۹۷۳ میلادی به اهواز آمد و با روحانیون مندائی گفتگو کرد. دومین بار در ۱۹۹۶ میلادی به دعوت دانشگاه شهید بهشتی – گروه تاریخ به ایران آمده و از اهواز و مناطق مندایی نشین دیدن می کند. در فروردین ۱۳۵۷ شمسی در کنفرانسی تحت عنوان رابطه مانویت و مندائیسم در دانشگاه شهید بهشتی شرکت کرده و نظرات خود را درباره آراء مندائیان بیان نمود. منابع تحقیق :andisheqom.comموسسه گفتگوی ادیانAftab.irپایگاه حوزهirna.comAl-borhan.blogfa.comiranmanda.comماهنامه تاریخ اسلام


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها