«بیان» از «قرآن» بالاتر است!

طلیعه باز هم جمعه و ساعت مقرر فرا رسید و استاد بدون تأخیر، بحث خود را بعد از ذکر مقدمات آغاز کرد و گفت: «ان شاء الله در این جلسه به وعده ای که در خصوص نقد کتاب «بیان» داده بودم عمل می کنم و از آقای اغصانی (بهائی) هم خواهش می کنم که هر وقت نکته ای به ذهنشان آمد متذکر شوند. » آنگاه کیف خود را باز کرد و دو کتاب را از آن بیرون آورد که یکی دارای صفحات زیاد و یکی هم، کم حجم بود؛ سپس آنها را بالا گرفت و گفت: «این کتاب هایی که می بینید، همان کتاب بیان هستند. کتاب کوچک تر، بیان عربی و کتاب بزرگ تر هم بیان فارسی است و همان طور که آقای اغصانی در جلسه قبل گفتند این کتاب ها از نظر باب به قدری اهمیت دارند که از قرآن نیز بالاتر و تنها معجزه او هستند. حالا می خواهیم با نقد آنها بپردازیم تا روشن شود که نه تنها وحیانی و بالاتر از قرآن و معجزه نیستند، بلکه از حد یک کتاب متعارف هم کم تر هستند.»
پیش داوری ممنوع آقای اغصانی، وقتی این سخن را از استاد شنید. گفت: «آقا! ببخشید، چون خودتان گفتید هر وقت نکته ای به ذهنم آمد متذکر شوم، خدمت شما مطلبی اساسی را یادآوری می کنم و آن این که ما حق نداریم بدون بررسی کتابی، درباره آن پیش داوری کنیم، اما شما چنین کاری را در حق کتاب شریف حضرت باب انجام دادید و بدون ذکر دلیل و بررسی لازم آن راحتی از یک کتاب عادی هم پایین تر دانستید که منصفانه نیست.»آقای حقیقت گو پاسخ داد: « بله، نباید پیش داوری کرد و من هم یپش داوری نکرده ام؛ بلکه پس از بررسی های لازم به نتیجه یاد شده رسیده ام و اگر حوصله داشته باشید، قسمتی از بررسی هایم را برای ارائه دلیل خدمت شما عرض خواهیم کرد. به شرطی که شما هم قول بدهید اگر سخنانم را حق یافتید زیر بار حق بروید.»آقای اغصانی با لحنی مردد و غیر مطمئن گفت: چشم ! بنده هم می پذیرم.»
اشکالات کتاب «بیان » برخی از اشکالاتی که بر کتاب «بیان» علی محمد باب، وارد است عبارتند از :
الف. ناقص بودن باب در کتاب بیان فارسی، در مورد مقدار این کتاب می نویسد: « و به عین یقین نظر کن که ابواب این بیان مترتب گشته بعدد کل شیء»(1) و می دانیم «کل شی» به حساب ابجدی برابر عداد ۳۶۱ می باشد؛ یعنی او قصد داشته است بیان را در ۳۶۱ باب تنظیم کند که بر مبنای ۱۹ باشد، یعنی ۱۹ واحد و هر واحد هم ۱۹ باب، که مجموعاً ۳۶۱ باب می شود؛ ولی برخلاف وعده اش در آغاز کتاب، نتوانست آن را تکمیل کند و بیان فارسی تا باب دهم از واحد نهم نوشته شده که مجموعاً ۱۶۲ باب است و همان طور که ملاحظه می فرمایید از ۳۶۱ باب، هنوز ۱۹۹ باب باقی مانده است و هم چنین بیان عربی، ۱۱ واحد کامل دارد که مجموعاً ۲۰۹ باب می شود و برای رسیدن به ۳۶۱ باب، به ۱۵۲ باب دیگر نیازمند است. بنابراین کتاب بیان فارسی و بیان عربی ناقص هستند و این یک عیب بزرگ برای آنها است.»استاد پس از ذکر ناقص بودن کتاب بیان، کتاب ها را به سمت آقای اغصانی برد و گفت: «بفرمائید آنچه را که ذکر کردم خودتان از نزدیک ملاحظه کنید.» آقای اغصانی با خوشحالی زیادی، آنها را دو دستی گرفت و بوسید. اما بعد، با دقت در آنها، گفته های آقای حقیقت گو را با واقع منطبق یافت و خطاب به ایشان با صدایی گرفته گفت: « بله، حق با شماست؛ اما نباید به خاطر وجود یک اشکال، تمام خوبی های این کتاب ها را نادیده بگیریم.» آقای حقیقت گو در پاسخ آقای اغصانی گفت: «اولاً، وجود یک اشکال در یک کتاب، غیر الهی بودن آن را ثابت می کند. ثانیاً، اشکالات دیگری هم بر آن وارد است که در ادامه عرض می کنم.» آقای اندیشه ور گفت: « استاد! قبل از این که وارد اشکالات بعدی بشوید، مطلبی به ذهنم آمد که مربوط به حجم کتاب بیان است و آن این که شنیده ام باب به صبح ازل دستور داد تا بیان را تکمیل کند. لطفاً در این باره توضیح دهید.»استاد گفت: « بله، متشکرم ! تذکر بسیار مناسبی بود. طبق نقل محققان، باب در رساله ای به نام «رساله للثمره» که آن را خطاب به میرزا یحیی نوری، معروف به «صبح ازل»، « ثمره» و «وحید» نگاشت، چنین آورده است : « وان ابواب البیان قد قدر علی عدد کل شیءو لکنا ما اظهرنا الا احدی عشر واحدا و ان اظهر له عزاً فی ایامک فاظهر مناهج الثمانیه باذن الله ؛ (۲) ابواب کتاب بیان بر عدد کل شیء (۳۶۱) تقدیر شده است، ولی ما [در کتاب بیان عربی ] غیر از ۱۱ واحد را ظاهر نکردیم و اگر در ایام زندگانی ات عزت و قوتی برایت حاصل شد، هشت واحد دیگر را به اذن خدا ظاهر کن.» به دنبال این دستور، صبح ازل پس از اعدام باب، متمم بیان فارسی را در ۴۷ باب نگاشت و چنانکه پیداست او هم نتوانست ابواب بیان را به ۳۶۱ باب برساند؛ به علاوه این که او متمم خود را بر بیان فارسی نوشت. در حالی که از این گفته باب که «ما ۱۱ واحد را ظاهر کردیم» معلوم می شود نظر او تکمیل بیان عربی بود؛ به هر حال این دو تن دست به دست هم دادند تا بیان را تکمیل کنند، ولی نتوانستند و این اشکال اساسی بر این کتاب وارد است.
ب. اشکالات ادبی چون سید علی محمد شیرازی در ایام تحصیلات خود، مطالب را ناقص فرا گرفته بود، بیانات و نوشته هایش دارای اشکالات ادبی متعددی است که از باب نمونه چند مورد را ذکر می کنم.۱٫ غلط نویسی های فارسی: باب به جای کلمه «آن»، از کلمه «اون» در مواضع مختلفی از بیان فارسی استفاده کرده است؛ مانند؛ صفحه ۱۱، سطر ۱۳، صفحه ۱۴؛ سطر ۸؛ صفحه ۱۴۹، سطر ۱۲؛ صفحه ۱۷۳، سطر ۱۵ و…۲٫ به کار بردن واژه های فارسی در متن عربی: باب برای تشویق مردم به خرید کتابهایش می نویسد: « انتم اذا استطعتم کل آثار النقطه تملکون و لو کان چاپا؛( ۳)اگر توانستید تمام آثار نقطه (یکی از القاب باب) را مالک شوید هر چند که چاپی باشد.» در این لحظه بود که از هر طرف، صدای خنده بلند شد ! آقای حقیقت گو برای رعایت حال آقای اغصانی از حضار خواهش کرد، سکوت کنند و آنها هم با کمی زحمت خود را کنترل کردند.استاد بحث خود را ادامه داد و گفت: «چون باب، خودش خوش خط بوده و خود را باب می دانسته به پیروانش گفته است: «ولتعملن خط الشکسته فان ذلک ما یحبه الله و جعله باب نفسه للخطوط لعلکم تکتبون؛ باید خط شکسته را فرا بگیرید، زیرا خدا آن را دوست دارد و آن را باب خودش برای خط ها قرار داده است. شاید که بنویسید!» ملاحظه می فرمایید که او به کلمه فارسی «شکسته»، « ال » اضافه کرده و این کاربرد نادرست است.»از آنجا که هنوز بحث های بسیاری باقی مانده است، اجازه بدهید که در این قسمت به همین اندازه اکتفا کنم و مطب دیگری را که مرتبط با همین بحث است خدمتتان بگویم و آن، پذیرش اغلاط ادبی باب، توسط پیروانش است. علی اکبر اردستانی، از پیروان باب، در نامه ای که به او نوشت، در خصوص اشتباهات ادبی موجود در کتاب بیان توضیح خواسته و این گونه آورده است : «…بیان فرمایند که سبب نوشتن بعضی کلمات که در نوشته های سرکار می باشد و به نظر قاصر خادمان و غیره، صحیح نیست، چه چیز است؟ و بعضی از آن کلمات، مثل «لعللهم »، « وجوهههم »، « استتطعم »، «امرئهه» و امثال اینها می باشند. که به این نحو در نوشته های سرکار است و سایرین، ایراد و بحث می نماید. مستدعی آن که راه و سببش را بیان فرمایند. تا باعث اسکات سایرین و اطمینان قلب جمیعاً بوده باشد.» (4)آقای سلطانی گفت: «آیا برای این اشتباهات توجیهاتی هم ذکر کرده اند یا خیر؟»استاد گفت: « بله، اصلاً بحث بعدی ما پرداختن به همین مسأله است.
توجیهات اشتباهات ادبی باب آقای حقیقت گو در این زمینه گفت: « بهتر است ابتدا نظر آقای اغصانی را در این باره جویا شویم و از ایشان بپرسیم چه توجیهی در این خصوص دارند.؟آقای اغصانی پس از کمی مکث و با بی میلی گفت: «بایستی خدمت شما عرض کنم، از آنجایی که کتاب ها و دین حضرت باب با ظهور آیین بهائیت منسوخ شده ما بهائیان کتاب های ایشان را در دست نداریم و من، کتاب شریف بیان فارسی و عربی حضرت باب را برای اولین بار در اینجا دیدم که به گمانم آنها را پیروان غیر بهائی حضرت باب، یعنی بابی ها و ازلی ها منتشر کرده اند. بنابراین، چون آنها را قبلاً ندیده بودم، برای توجیه آنها هم فکری نکرده ام؛ اما با توجه به این که آن حضرت را پیامبر خدا می دانم، یقین دارم که این کار ایشان، حتماً حکمتی دارد.» استاد گفت: «بله، آقای اغصانی درست فرمودند؛ این کتاب ها را بابی ها و ازلی ها پیرو آقای باب منتشر کرده اند و حتی برخی از بزرگان بهائیان هم آن را ندیده اند و اما جهت اطلاع شما و آقای اغصانی، توجیهاتی را که باب یا پیروانش برای این مسئله ذکر کرده اند، به صورت خلاصه در جلسه بعد ذکر می کنیم.
پی‌نوشت‌ها:
*. کارشناس فرق انحرافی مهدویت۱٫ بیان فارسی، ص ۳٫۲٫ محاکمه و بررسی باب و بهاء حسن مصطفوی، تبریزی، ج ۱، ص ۱۹۳، و بهائیان، سید محمد باقر نجفی، ص ۳۴۶٫۳٫ بیان عربی، ص ۴۲٫۴٫ فصلنامه تاریخ معاصر ایران، ش ۴۷و ۴۸، ص ۱۳۳- ۱۳۴، از عهد اعلی، ۱۵۱٫ منبع:نشریه امان، شماره ۳۶٫
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.