پاسخ به شبهات محمد بن عبدالوهاب(۲)

سوال: حال که اصل خوف ثابت شد، بد نیست بدانیم خوف «پیامبر»(صلوات الله علیه واله)، از چه بوده است، و مربوط به چه زمانی است؟ چند امر محتمل است:
۲/۱:خوف از کشته شدن: چنین خوفی قطعاً درباره «پیامبر» (صلوات الله علیه واله) وجود ندارد،چون جریان «غدیر خم» در سال آخر عمر مبارک حضرت است، و قطعاً اگر ترس از جان برای «حضرتش» (صلوات الله علیه واله) وجود داشت، در ابتدای دعوت که تنها بود، و یاوری نداشت، باید می‌بود.گذشته از این، خود «خداوند» در آیه کریمه بر طهارت دامن «انبیاء» از این گونه ترس‌ها، شهادت می‌دهد: «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احداً الا الله و کفی بالله حسیبا»(۵۸)(کسانی که تبلیغ رسالت خداوند را به عهده دارند از احدی غیر از خداوند نمی‌ترسند).و همچنین می‌فرماید: «فلا تخافوهم و خافونِ ان کنتم مومنین (۵۹)
۲/۲: خوف از مشرکین: باید دانست این خوف از ناحیه مشرکین و بت پرستان عرب، و سایر کفار نبوده ، چون کفار از اول بعثت تا آخر عمر شریف «حضرتش» (صلوات الله علیه واله) هر کار که توانستند ،انجام دادنند؛گاهی دیوانه‌اش خواندند: «معلم مجنون(۶۰) و گاهی می‌گفتند، یادش می‌دهند: «انما یعلمه بشرٌ (۶۱) و گاه شاعرش نامیدند: «شاعرٌ نتربص به ریب المنون(۶۲) و گاه ساحرش خواندند: «ساحرٌ او مجنون(۶۳) تا آنجا که خود «حضرتش» (صلوات الله علیه واله)، فرمودند: هیچ «نبیی» مثل من اذیت نشد(۶۴)
۲/۳ :خوف از اعراب بت پرست در اول بعثت: قطعاً این آیه، ربطی به اول بعثت ندارد، زیرا «پیامبر» (صلوات الله علیه واله) در سال‌های اول بعثت ،مأمور به اموری و تکالیفی، بس خطرناک بوده؛ مثلاً: اعراب بت پرست را دعوت به یکتاپرستی کند.و با اینکه رسالت «حضرتش» (صلوات الله علیه واله)، بس خطیر و بزرگ بود، در آیات اول بعثت تهدیدی نیست، مثلاً: در سوره علق:«اقرء باسم ربک الذی خلق(۶۵) یا در کریمه دیگر: «فاستقیموا الیه و استغفروه و ویلٌ للمشرکین(۶۶)
۲/۴: خوف از معرفی کردن «علی بن ابی طالب»(صلوات الله علیه) : در ضمن چند امر این مطلب را توضیح می‌دهیم:
۲/۴/۱:انتقام قریش و بنی أمیه از نبی (صلی الله علیه واله). ویظهر من بعض ما بقى سالماً من ید المحرفین بأنّ قریشاً کانوا یبغض رسول اللّه أوّلاً وبالذات و یبغض بنى هاشم لحمایتهم عنه (ص) کما ورد فی مسند أحمد وغیره بأنّه:دخل العباس على رسول اللّه (صلى اللّه علیه وآله وسلم )، فقال: یارسول اللّه. إنّا لنخرج فنرى قریشاً تحدّث؛ فإذا رأونا سکتوا. فغضب رسول اللّه (صلى اللّه علیه وآله وسلم)، ودرّ عرق بین عینیه(۶۷)
۲/۴/۲: قال أمیر المؤمنین (علیه السلام):اللهم إنی أستعدیک على قریش، فإنهم أضمروا لرسولک (صلى اللّه علیه وآله وسلم) ضروباً من الشرّ والغدر، فعجزوا عنها، وحلت بینهم و بینها، فکانت الوجبه بی والدائره علی، اللّهمّ احفظ حسناً وحسیناً، ولا تمکنّ فجره قریش منهما ما دمت حیا، فإذا توفیتنی فأنت الرقیب علیهم وأنت على کلّ شئ شهید.(۶۸)همچنین علی بن ابی طالب فرمودند:اللهم إنی أستعدیک على قریش ومن أعانهم، فإنهم قطعوا رحمی، وصغروا عظیم منزلتی، وأجمعوا على منازعتی أمرا هو لی، ثم قالوا: ألا إن فی الحق أن تأخذه وفی الحق أن تترکه.(۶۹).
۲/۴/۳:إنّ قریشاً سبب هلاک الناس بعد النبی (صلی الله علیه واله) : ا:وفى صحیح البخاری عن أبى هریره رضى اللّه عنه قال قال رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم یهلک الناس هذا الحیّ من قریش، قالوا: فما تأمر نا قال لو أنّ الناس اعتزلوهم.وعن عمر وبن یحیى بن سعید الأموى، عن جدّه، قال: کنت مع مروان وأبى هریره فسمعت أبا هریره یقول: سمعت الصادق المصدوق یقول هلاک أمتی على یدى غلمه من قریش فقال مروان غلمه قال أبو هریره إن شئت أن أسمّیهم بنى فلان وبنى فلان(۷۰). ب:روى الحاکم النیشابوری عن عمار بن ابى عمار انه سمع ابا هریره رضى اللّه عنه یقول سمعت رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله یقول هلاک هذه الامه على یدى اغیلمه من قریش.ثمّ قال: هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه ولهذا الحدیث توابع وشواهد عن رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله وصحابته الطاهرین والائمه من التابعین. (۷۱).
۲/۴/۴: مؤامره قریش مع على (علیه السلام). ا: قریش علی بن ابی طالب (علیه السلام را دوست نداشتند).سئل الإمام زین العابدین (علیه السلام) وابن عبّاس أیضاً: لِمَ أبغضت قریش علیّاً (ع)؟ قال: لأنّه أورد أوّلهم النار، وقلّد آخرهم العار. (۷۲)، فیه: عن ابن طاوس، عن أبیه، قال: قلت لعلی بن الحسن بن علی: ما بال قریش لا تحبّ علیّاً؟ فقال: لأنّه أورد أوّلهم النار وألزم آخرهم العار.ب: عن ابن عباس :وقع بین عثمان و علی کلام فقال عثمان ما أصنع إن کانت قریش لا تحبکم و قد قتلتم منهم یوم بدر سبعین کأن وجوههم شنوف الذهب تصرع أنفهم (۷۳)ج:وبعد أن بایع الناس علیا (علیه السلام) قام أبو الهیثم، وعمار، وأبو أیوب، وسهل بن حنیف، وجماعه معهم، فدخلوا على علی (علیه السلام)، فقالوا: یا أمیر المؤمنین انظر فی أمرک، وعاتب قومک هذا الحی من قریش، فانهم قد نقضوا عهدک، واخلفوا وعدک، ودعونا فی السرّ إلى رفضک. (۷۴)د:قال المعتزلی: إن قریشا اجتمعت على حربه منذ بویع، بغضا له وحسداً، وحقداً علیه؛ فأصفقوا کلهم یداً واحده على شقاقه وحربه، کما کانت فی ابتداء الإسلام مع رسول اللّه (صلى اللّه علیه وآله وسلم)، لم تخرم حاله من حاله أبداً. (۷۵)ه:قال عمر بن الخطاب لابن عباس: إنّ علیا لأحقّ الناس بها، ولکن قریشاً لا تحتمله. (۷۶)حتی «پیامبر» (صلوات الله علیه واله) در برخی از کلماتشان، اشاره به جدائی صحابه از «علی بن ابی طالب» (سلام الله علیه) دارند:
۲/۴/۱:عمل نکردن به امر «امیرالمومنین»(سلام الله علیه): قال قیل یارسول اللّه من یؤمر بعدک قال ان تؤمروا أبا بکر رضى اللّه عنه تجدوه أمینا زاهدا فی الدنیا راغبا فی الآخره وان تؤمروا عمر رضى اللّه عنه تجدوه قویا أمینا لا یخاف فی اللّه لومه لائم وان تؤمروا «علیا» رضى اللّه عنه ولا أراکم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یأخذ بکم الطریق المستقیم (۷۷)از «پیامبر»(صلوات الله علیه واله) سوال شد، بعد از شما، چه کسی به ما امر کند، ؟«پیامبر»(صلوات الله علیه واله) فرمودند:اگر ابابکر امر کند، مردم او را امین، و زاهد در دنیا می دانند، اگر عمر امر کند، مردم اورا قوی و امین می دانند. اگر «علی» (علیه السلام) آنها را امر کند، اگر چه مردم امر او را انجام نمی¬دهند می¬یابند علی را هدایت کننده و اگر به او تمسک جویند به صراط مستقیم می¬رسند.
۲/۴/۲:ترک گفتن «علی بن ابی طالب» (سلام الله علیه): قال: إنّ ممّا عهد إلیّ النبی صلى اللّه علیه و آله أنّ الأمّه ستغدر بی بعده. هذا حدیث صحیح الاسناد و لم یخرجاه(۷۸)حاکم نیشابوری، حدیث نقل کرده، از «علی بن ابی طالب»(سلام الله علیه) که حضرتش فرمودند: «پیامبر» (صلوات الله علیه واله) به من عهد کرد، که بعد از من امتم تو را ترک می‌کنند،و حاکم این حدیث را صحیح می‌داند.
۲/۴/۳: آشکار شدن حقد و کینه‌ها بعد از شهادت «پیامبر» (صلوات الله علیه واله): عن «علی» (علیه السلام)… قلت: یا رسول اللّه ما یبکیک :قال ضغائن فی صدور اقوام لا یبدونها لک إلّا من بعدى قال: قلت: یا رسول اللّه فی سلامه من دینی؟ قال: فی سلامه من دینک(۷۹)«علی بن ابی طالب»(علیه السلام)، به همراه«پیامبر» (صلوات الله علیه واله) از باغی می‌گذشتند، «امیر المؤمنین» (سلام الله علیه واله)، به «پیامبر» (صلوات الله علیه واله) فرمودند: چقدر این باغ زیبا است. «پیامبر» (صلوات الله علیه واله) فرمودند: باغ تو در بهشت زیباتر است، و شروع به گریه کردن، کردند «علی بن ابی طالب»(سلام الله علیه)، از علت گریه «پیامبر» (صلوات الله علیه واله) سوال نمودند؛؟ «حضرتش» (صلوات الله علیه واله) در پاسخ فرمودند: به خاطر کینه امتم، نسبت به تو؛ بعد «امیر المؤمنین» (سلام الله علیه) سوال نمودند: آیا من سلامت در دین دارم در پاسخ فرمودند: بله تو در سلامت دین هستی.در ادامه هیثمی می‌نویسد:رواه أبو یعلى والبزار وفیه الفضل بن عمیره وثقه ابن حبان وضعفه غیره، وبقیه رجاله ثقات. (۸۰)این حدیث را ابو یعلی، و بزار نقل کرده‌اند، و در اسناد آن فضل بن عمیره وجود دارد، که ابن حبان آن‌را توثیق کرده؛ و غیر ابن حبان فضل را ضعیف می‌داند، ولیکن باقی رجال سند، این روایت همه ثقه هستند.و حاکم نیشابوری(۸۱) سند این روایت را آورده، و آن را صحیح می‌داند، و لیکن اول حدیث را ذکر نکرده و فقط آخر حدیث(۸۲) را، ذکر کرده؛ خدا عالم است که این تصرف، آیا از ناحیه خود حاکم است، یا از ناسخ و یا از ناشر.و چه خوب گفته صفی الدین حلی:و ان کنت ماتدری فتلک مصیبۀٌو ان کنت تدری فالمصیبته اعظم.و اگر نمی‌دانستند پس این مصیبت است و اگر عالمانه این عمل را انجام دادنند پس مصیبت بزرگتر است.
نتیجه: پس مشخص شد که اولا مؤلف کتاب روضهالواعظین شهید فتال نیشابوری است نه شیخ مفید.ثانیاً: از بررسی آیات قرآن و روایات و تاریخ به این نتیجه رسیدیم که پیامبر (صلوات الله علیه واله) برای معرفی کردن علی بن ابی طالب (سلام الله علیه) در روز غدیر خوف و ترس داشته منتهی ترس حضرتش به خاطر امتش بوده نه چیز دیگر.
پی‌نوشت‌ها:
۵۸-احزاب(۳۳)-۳۹۵۹-آل عمران(۳)-۱۷۵۶۰-دخان(۴۴)-۱۴۶۱-نحل(۱۶)۱۰۳۶۲-الطور(۵۲)-۳۰۶۳-ذاریات(۵۱)-۳۹۶۴-ما اوذی نبی مثل مااوذیت: ابن شهر اشوب، المناقب، ج۳، ص۲۴۷؛ ابو نعیم اصفهانی، حلیه الاولیاء، ج۶، ص۳۳۳؛ شمس الدین ابی بکر بن خلکان، وفیات الاعیان، ج۵، ص۱۸۶۶۵-علق(۹۶)-۱۶۶-فصلت(۴۱) -۶۶۷-همان، مسند أحمد ج ۴، ص ۱۶۴ و ج‏۱، ص ۲۰۷ ص ۲۰۸ ؛ همان، سنن ابن ماجه ج‏۱ ، ص‏۵۰ ؛ دهلوی، حیاه الصحابه ج‏۲ ، ص‏۴۸۷ و۴۸۸؛ بدخشانی، نزل الأبرار: ص ۳۴-۳۵ ؛۶۸-ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰،ص۲۹۸۶۹-نهج البلاغه، الخطبه: ۱۷۲ .۷۰-بخاری، صحیح البخارى،ج۴، ص۱۷۷، کتاب بدء الخلق، باب علامات النبّوه؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۸، ص۱۸۶،کتاب الفتن، باب لا یقوم الساعه حتّى یمرّ الرجل بقبر الرجل.۷۱-حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۴،ص۵۲۶۷۲-همان، المناقب لابن شهرآشوب،ج۳،ص۲۲۰؛ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق،ج۴۲،ص۲۹۰؛۷۳-همان، شرح نهج البلاغه،ج۹،ص۲۳۷۴-ابو جعفر اسکافی،المعیار والموازنه، ص۱۰۹؛ همان، شرح نهج البلاغه، ج۷،ص۳۹؛ ضامن بن شدقم، الجمل،ص۶۹۷۵-همان، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۵۰۷۶-یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۵۹۷۷-همان، فضائل الصحابه، ج۱، ص۲۳۱۷۸-همان، المستدرک علی صحیحین، ج۳، ص۱۵۰؛ مسلم بن حجاج قشیری، الکنی والاسماء، ج۱، ص۳۱۸؛ عقیلی، الضعفاءالکبیر، ج۱، ص۱۷۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۲۱۶؛ همان، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۴۴۷؛ شمس الدین محمد ذهبی، تذکرهالحفاظ، ج۳، ص۹۹۵؛ همان، لسان المیزان، ج۵، ص۴۸۶؛۷۹-همان، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۸۸۰-همان؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۱، ص۷۳؛ همان، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۳۹۸؛۸۱-همان، المستدرک علی صحیحین، ج۳، ص۱۵۱۸۲-أما إنک ستلقى بعدی جهدا قال فی سلامه من دینی قال فی سلامه من دینک کتاب‌نامه.قرآن.نهج البلاغه.. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، دار التعارف للمطبوعات‏، بیروت، ۱۴۰۶ ه. ق‏ابن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق، علی بن حسین، کمال الدین، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، قم چاپ : دوم،۱۳۹۵ هجرى.ابن بابویه، علی بن الحسین، الاعتقادات، الموتمر العالمی للشیخ المفید، قم،۱۴۱۴ ق‏، چاپ: دوم‏ابن تیمیه، عبد الحلیم، منهاج السنه، دار النشر: مؤسسه قرطبه – ۱۴۰۶، الطبعه: الأولى، تحقیق: محمد رشاد سالم.ابن خلکان، محمد بن ابی بکر، وفیات الاعیان، دار النشر : دار الثقافه – لبنان.ابن شهر آشوب، المناقب، قم، مؤسسه انتشارات علامه،۱۳۷۹ ه، بی جا‏ اصفهانی، احمد بن عبد الله، حلیه الاولیاءوطبقات الأصفیاء، دار النشر، دار الکتاب العربی، بیروت،۱۴۰۵، چاپ چهارم.ابن عطیه اندلسی، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز، بیروت، دارالکتب العلمیه،۱۴۲۲ ق، چاپ: اول،ابی الحدید، هبه الله، شرح نهج البلاغه، دار النشر، دار الکتب العلمیه، بیروت،۱۴۱۸ هـ، الطبعه : الأولى، تحقیق : محمد عبد الکریم النمری.اسکافی، المعیار والموازنه، بی جا، تحقیق:الشیخ محمد باقر المحمودی، چاپ اول،۱۴۰۲آلوسی، محمود، روح المعانی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.امین مصری، احمد، ضحی الاسلام، بی تا، بی جا.ایوب الزرعی، محمد بن أبی بکر، بدائع الفوائد، مکه، دار النشر: مکتبه نزار مصطفى الباز،۱۴۱۶ ه، الطبعه: الأولى، تحقیق: هشام عبد العزیز عطا.بحرانی، سید هاشم، غایه المرام، بی جا، تحقیق سید علی عاشور، بی تا.بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، بی جا، دارالنشر، دارالفکر، بی تا.بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح المختصر (صحیح بخاری)، دار النشر، دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت،۱۴۰۷، الطبعه : الثالثه، تحقیق : د. مصطفى دیب البغا.بدخشانی، محمد بن معتمد، نزل الابرار، مکتبه امام امیر المومنین،۱۴۰۳، بی جا.بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل، داراحیاء التراث العربى، بیروت،۱۴۲۰ ق، چاپ: اول.بیهقی، ابوبکر، سنن البیهقی الکبری، دار النشر، مکتبه دار الباز، مکه المکرمه، ۱۴۱۴ – ۱۹۹۴، تحقیق: محمد عبد القادر عطا.تفتازانی، سعد الدین، شرح مقاصد فی علم الکلام، الشریف الرضی، افست قم،۱۴۰۹ ق، چاپ: اول‏تهرانى‏، سید محمد حسین حسینى، امام شناسی، علامه طباطبایى‏، مشهد،۱۴۲۶ ش‏، چاپ سوم.حاکم حسکانی، احمد بن محمد، شواهد التنزیل، مؤسسه چاپ و نشر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، چاپ : اول،۱۴۱۱ هجرى.حاکم نیشابوری، محمد بن عبد الله، المستدرک علی الصحیحین، دار النشر، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۱ هـ، چاپ اول، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا.حرعاملى‏، امل الامل، مکتبه الأندلس – بغداد، نجف اشرف، ۱۳۸۵ هجرى قمرى‏حزم طاهری، سعید، الفصل فی الملل، دارالنشر، مکتبهالخانجی، القاهره، بی تا.حزم ظاهری، احمد بن سعید، المحلى، دار النشر، دار الآفاق الجدیده، بیروت، تحقیق : لجنه إحیاء التراث العربی.حسینی جلالی، محمدحسین، فهرس التراث، انتشارات دلیل ما، قم‏،۱۴۲۲ هجرى قمرى‏حلی معروف به ابن بطریق، حسن بن حسین، العمده، مؤسسه انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،۱۴۰۷ هجرى.خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، دار النشر، دار الکتب العلمیه، بیروت، بی تا.خمینی، روح الله، مصباح الهدایه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۶ هجرى شمسى.ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، دارالنشر، مؤسسه الرساله، بیروت،۱۴۱۳، چاپ نهم.ذهبی، شمس الدین محمد، تذکرهالحفاظ، دار النشر، دار الکتب العلمیه، بیروت، الطبعه : الأولى، بی تا.ذهبی، ــــــــــــــ، تاریخ الاسلام، دار النشر، دار الکتاب العربی، لبنان، بیروت،۱۴۰۷ هـ، چاپ اول.ذهبی، ــــــــــ، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، دار النشر، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۹۹۵، چاپ اول،ذهبی، شمس الدین، العبر فی خبر من غبر، دارالنشر، مطبعه حکومه الکویت، الکویت، ۱۹۸۴، چاپ دوم،زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، دار النشر، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.سبحانی، جعفر، دروس موجزه فی علمی الرجال و الدرایه، مَرکز العالمی للدّراسات الاسلامیه، بی تا، بی جا.سهیلی،عبد الله بن احمد،الروض الانف،دارالنشر،بی تا،بی جا.سیوطی،جلال الدین،الدر المنثور، دار النشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۳شاهین،عثمان،شرح مذاهب اهل السنه،دار النشر، مؤسسه قرطبه للنشر والتوزیع – ۱۴۱۵هـ – ۱۹۹۵م ، چاپ اول.شوشتری؛شهید قاضی نور الله ،الصوارق المهرقه،نهضت،تهران،۱۳۶۷ ه ش.الشیبانی، احمد بن حنبل،المسند، دار النشر: مؤسسه قرطبه ،مصر،بی تا.الشیبانی، احمد بن حنبل،فضائل الصحابه، دار النشر،مؤسسه الرساله، بیروت، ۱۴۰۳ ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : د. وصی الله محمد عباس.الشیبانی، احمد بن حنبل،فضائل الصحابه، دار النشر،مؤسسه الرساله، بیروت، ۱۴۰۳ ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : د. وصی الله محمد عباس.طاووس،موسی بن جعفر،التحصین،مؤسسه دارالکتاب،قم،چاپ : اول،۱۴۱۳ هجرى‏طاووس،موسی بن جعفر،الطرائف، چاپخانه خیام،قم،۱۴۰۰ هجرى.طاووس،موسی بن جعفر،الیقین،مؤسسه دارالکتاب،قم،چاپ : اول،۱۴۱۳ هجرى.طبرانی،سلیمان بن أحمد بن أیوب،مسند الشامیین،بیروت، دار النشر: مؤسسه الرساله ،۱۴۰۵ه،الطبعه: الأولى، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی.طبرانی،احمد بن ایوب،المعجم الکبیر،دار النشر،مکتبه الزهراء،الموصل، ۱۴۰۴، الطبعه : الثانیه ، تحقیق : حمدی بن عبدالمجید السلفی.طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، اتشارات داراالکتب الاسلامیه، قم،سوم،طبرسی،احمد بن علی،الاحتجاج، نشر مرتضى، مشهد مقدس هجرى.طبرسی،فضل بن حسن،مجمع البیان،انتشارات ناصر خسرو،تهران،۱۳۷۲ ش،چاپ سوم.طبری،محمد بن جریر،تفسیر طبری، دار النشر،دار الفکر، بیروت،۱۴۰۵الطحاوی، محمد بن سلامه، شرح مشکل الاثار،دارالنشر،مؤسسهالرساله،لبنان،بیروت،۱۴۰۸هـ،الطبعه : الأولى ،طهرانی آغاز بزرگ ،الذریعه، اسماعیلیان قم و کتابخانه اسلامیه تهران‏، ایران‏،۱۴۰۸ ه.ق‏طوسی،محمد بن حسن،التبیان،دار احیاء التراث العربی،بیروت،بی تا.عبد الله شافعی، ابن هبه الله، تارخ مدینه دمشق،دار النشر،دار الفکر، بیروت، ۱۹۹۵ ، تحقیق : محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری.عبد الوهاب،رساله فی الرد علی الرافضه،دار النشر ، مطابع الریاض ،چاپ اول، تحقیق ناصر بن سعد الرشید.عبد الوهاب،محمد،مختصر زاد المعاد، دار النشر، مطابع الریاض ،الریاض چاپ اول، تحقیق: عبد الله بن عبد الرحمن بن جبرین،بی تا.عقیلی،عمر بن موسی،الضعفاءالکبیر،دار النشر، دار المکتبه العلمیه، بیروت، ۱۴۰۴هـ ، چاپ اول، تحقیق : عبد المعطی أمین قلعجی.عیاشی،محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، چاپخانه علمیه، تهران،۱۳۸۰ هجرى.عینی، بدرالدین احمد، عمدۀ القاری شرح صحیح بخاری، دار النشر،دار إحیاء التراث العربی،بیروت،بی تا.فتال نیشابوری،محمد بن حسن،روضه الواعظین، قم،انتشارات رضى،بی تا‏ طاووس،موسی بن جعفر،الیقین،مؤسسه دارالکتاب،قم،چاپ : اول،۱۴۱۳ هجرى.فرات کوفی،فرات بن ابراهیم،تفسیر فرات کوفی، مؤسسه چاپ و نشر وابسته به وزارت ارشاد اسلامى چاپ : اول،۱۴۱۰ هجرى.فیض کاشانی،تفسیر الصافی، انتشارات الصدر،تهران،۱۴۱۵ ق،چاپ دوم.قزوینی،محمد بن یزید،سنن ابن ماجه، دار النشر،دار الفکر، بیروت، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی،بی تا.قشیری نیشابوری،مسلم،صحیح مسلم، دار النشر، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی ،بی تا.قندوزی، سلیمان،ینابیع الموده لذوی القربی،دار الاسوه للطباعه و النشر،اسوه،چاپ اول،۱۴۱۶ه.ق.الکاندهلوی،حیاه الصحابه،دار الغد الجدید،قاهره،۱۴۳۰،چاپ اول.کثیر دمشقی،اسماعیل،تفسیر القرآن العظیم،دار النشر، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۱کراجکی، ابو الفتح، کنز الفوائد، انتشارات دار الذخائر،قم،چاپ : اول، ۱۴۱۰ هجرى.مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار، مؤسسه الوفاء ،بیروت، لبنان،۱۴۰۴ قمرى.المناوی،عبد الرؤف،فیض القدیر،دارالنشر،المکتبه التجاریه الکبرى، مصر،۱۳۵۶ه، چاپ اول.هیثمی،علی بن ابی بکر،مجمع الزوائد، دار النشر،دار الریان للتراث،‏دار الکتاب العربی ، القاهره ،بیروت ، ۱۴۰۷والتوزیع، بیروت،۱۴۱۳،چاپ دوم.یعقوبی،ابن وضاح،تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار النشر: دار صادر،بی تا.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.