صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > ادیان و فرق > زرتشت > مقایسه > مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه (۲)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


پیدایش حسینیه بر اساس منابع متعدد و معتبر وجود فرقه اى به نام حسینیه که عقیده محورى آنان مهدویت حسین بن قاسم و عقاید ویژه در مورد او بوده، امرى مسلّم و قطعى است. از جمله اولین منابعى که به صورت خاص اصطلاح حسینیه را به کار برده است کتاب سیره الأمیرین[۴۵] به جاى اصطلاح زیدیه استفاده کرده است.مسلّم بن محمد بن جعفر لحجى (زنده در ۵۵۲ ق) نیز در کتاب تاریخى اش با نام أخبار الزیدیه من أهل البیت و شیعتهم فى الیمن که با نام تاریخ مسلّم اللحجى هم خوانده مى شود، بارها اصطلاح حسینیه را در برابر اصطلاح زیدیه به کار برده است.[۴۶]امام زیدیه متوکل على الله احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) یکى از برجسته ترین امامان و شخصیت هاى زیدیه در قرون میانه، در کتاب الحکمه الدُریّه[۴۷] و نشوان بن سعید حمیرى (م ۵۷۳ ق) نیز در رساله الحور العین[۴۹] با تأکید بر نام حسینیه به جدا شدن این فرقه از زیدیه تصریح دارند.امام عبدالله بن حمزه (م۶۱۴ ق) در العقد الثمین[۵۳] نیز دیگر منابع معتبر و کهن زیدى اند که به طور مشخص از فرقه حسینیه نام مى برند و به بیان عقاید آنها مى پردازند.در این مجال و قبل از بررسى عقاید و باورهاى حسینیه و مقاومت زیدیان راست آیین در برابر آنها، باید به تاریخ پیدایش حسینیه توجه کرد; مسئله اى که در خصوص این فرقه همانند بسیارى از فرق و مذاهب به یکى از مهم ترین و بحث انگیزترین موضوعات تبدیل شده است.سؤال مطرح این است که آیا این فرقه و اعتقادات آن واقعاً از شخص حسین بن قاسم که این فرقه به او منتسب است، نشأت گرفته؟ و حسین بن قاسم نیز در زمان حیاتش مروج عقاید و باورهاى حسینیه بوده؟ و اعتقادات ویژه یاران او پس از مرگش در ادعاهاى خود او در زمان حیاتش ریشه دارد؟ و در نتیجه حسین را باید فردى منحرف از آموزه هاى اساسى مذهب زیدیه به شمار آورد؟! یا آنگونه که منابع زیدیه متاخر گزارش مى کنند پیدایش فرقه حسینیه و اعتقادات ویژه در خصوص حسین بن قاسم و از جمله مهدویت او، تنها پس از مرگ او توسط یاران و نزدیکانش مطرح شده است؟ و شخص حسین بن قاسم از چنین ادعاهایى مبراست و همچنان به عنوان امامى قابل احترام در مذهب زیدیه باقى مى ماند؟!در میان منابع معتبر به روشنى هر دو نوع گزارش را مى توان دید; از جمله کسانى که به دیدگاه پیدایش این فرقه در زمان حیات حسین بن قاسم تصریح یا اشاره کرده اند مى توان این افراد را نام برد:امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) در حقائق المعرفه[۵۸]از طرف دیگر بسیارى از منابع زیدیه و از جمله اغلب منابع متاخر آنان گزارش هاى پیش گفته را رد کرده اند. آنان حسین بن قاسم را از ادعاهاى حسینیه منزه دانسته و از او به عنوان یکى از امامان زیدیه و پایبند به سنت آنان یاد کرده و ادعاى مهدویت و عقاید غالیانه در مورد او را تنها به پیروانش نسبت داده اند. از این قبیل است:امام بسیار مهم زیدیه منصور بالله عبدالله بن حمزه (م ۶۱۴ ق)،[۶۲]
نقش نزدیکان حسین بن قاسم در شکل گیرى حسینیه همانگونه که در کتاب حمیدان بن یحیى نیز بازتاب یافته نقش نزدیکان حسین بن قاسم در ترویج و طرح عقاید خاص در مورد حسین از اهمیت و حساسیت خاصى برخوردار است. حمیدان بن یحیى اگر چه انتساب گفته هاى نزدیکان حسین بن قاسم به شخص حسین را مورد تردید قرار مى دهد، اصل وجود اعتقادات ویژه و غلوآمیز در نزد آنان را منکر نمى شود. او علاوه بر عباراتى که در آغاز کتاب بیان الإشکال آورده[۶۴]مسلّم لحجى نیز در تاریخ خود از قاسم بن جعفر بن قاسم عِیانى مشهور به شریف فاضل نقل مى کند که وى در آغاز معتقد به کشته شدن عموى خود حسین بن قاسم عِیانى بوده است، ولى پس از آن که شخصى به نام مدرک بن اسماعیل هفتاد قسم یاد کرد و هفتاد قربانى ذبح نمود که او خود حسین بن قاسم را دیده که صحیح و سالم از جنگ در ذى عرار باز مى گشته، به حیات عموى خود معتقد شده است![۶۵]تردیدى وجود ندارد که شریف فاضل و برادرش محمد بن جعفر ملقب به ذوالشرفین به مهدویت عموى خود و عقاید حسینیه معتقد بوده اند.[۶۶] چرا که علاوه بر گزارش منابع تاریخى متعدد، هم اینک کتابى ارزشمند از آن دوران با نام سیره الأمیرین به دست ما رسیده است که در آن مفرح بن احمد ربعى (زنده در ۴۸۵ ق) که خود از یاران این دو برادر و معتقد به عقاید حسینیه بوده در جاى جاى این کتاب به اعتقاد آنان به باورهاى حسینیه تصریح کرده است. با این وجود آنچه در گزارش ذکر شده از مسلّم لحجى در مورد شریف فاضل تازگى دارد نسبت دادن آغاز چرخش زیدیه و پیدایش حسینیه به شخص اوست.در عبارت امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) نیز تصریح شده است که عده اى از برادر زادگان حسین در مورد او چنین عقیده اى دارند[۶۷] که با گزارش مسلّم لحجى منطبق است.جرموزىِ مورخ (م ۱۰۷۶ ق) نیز اعلام زنده بودن حسین بن قاسم را به هر دو برادرزاده یعنى شریف فاضل و برادرش ذوالشرفین نسبت مى دهد و این اعلام را صرفا تاکتیکى مى داند که آن دو به دلیل عدم امکان انتقام گیرى از قاتلان حسین، اتخاذ کرده بودند و نباید آن را مصداق دروغ دانست.[۶۸]
باورها و ویژگى هاى حسینیه زیدیه در بحث امامت پس از سه امام نخست، به امامتى این جهانى و دنیوى باور دارند. این امامت در بُعد سیاسى به معناى خروج بر ضدحکومت هاى ظلم و جور و به دست گرفتن قدرت سیاسى و در بُعد دینى به عنوان نگهبانى از دین و بیان احکام و معارف دینى است. بنابراین در زیدیه هرگونه اعتقادى فراتر از این در مورد امامان غلو به شمار مى آید. به همین دلیل شخصیت هاى زیدیه و جریان اصلى این مذهب، هم زمان با طرح عقاید غالیانه در مورد حسین بن قاسم در برابر آن موضع گرفتند و راه خود را جدا نمودند.مى دانیم که پیروان حسین بن قاسم از میان شیعیان زیدىِ یمن برخاستند. زیدیه یمن در طول قرن چهارم تحت تاثیر تعالیم امام هادى یحیى بن حسین بوده، از همین جهت هادویه نامیده مى شدند، بنابراین فقه و عقاید آنان همچون دیگر زیدیانِ آن دوران، فقه و عقاید هادویه بود که متکى به استنباط هاى فقهى هادى،[۷۱] بود. ولى آنچه بیش از همه حسینیه را به عنوان یک فرقه متمایز ساخت اعتقاد به مهدویت حسین بن قاسم بود. علاوه بر این اعتقاد، اعتقادات غلوآمیز دیگرى نیز به آنان نسبت داده شده است. فهرستى از مهم ترین باورهاى نسبت داده شده به حسینیه به شرح زیر است:
مهدویت حسین بن قاسم و زنده بودن او همانگونه که اشاره شد حسین بن قاسم همواره در طول دوران زعامت خود درگیر منازعات و جنگ هاى متعدد و مستمر بود، و در یکى از این درگیرى ها در سال ۴۰۴ هجرى قمرى به دست بنوحماد از قبیله هَمْدان در مکانى به نام ریده در منطقه ذى عرار به قتل رسید.[۷۳]آنچه مسلّم است و پیش از این در بحث نقش نزدیکان حسین در شکل گیرى حسینیه به منابع متعدد آن اشاره کردیم این است که یاران حسین و در رأس همه نزدیکان نسبى او پس از این واقعه به نحو گسترده اى داستان غیبت و مهدویت او را مطرح کردند و به آن دامن زدند و به تدریج و با اضافه شدن اعتقادات غلوآمیز دیگر،فرقه اى با نام حسینیه شکل گرفت که صف آن از صف دیگر پیروان مکتب زیدیه که چنین اعتقاداتى در مورد حسین بن قاسم نداشتند، جدا شد. این در حالىاست که برخى منابع معتبر زیدیه تصریح دارند که شخص حسین بن قاسم نیز در زمان حیاتش خود را مهدى موعود معرفى کرده بود و شاید به همین دلیل لقب مهدى لدین الله را براى خود برگزید، لقبى که تعداد دیگرى از امامان زیدیه در طول تاریخ چه قبل و چه بعد از حسین بن قاسم بدان ملقب شدند و البته لزوماً به معناى ادعاى مهدویت نیست.[۷۴]اما وجود ادعاى مهدویت حسین بن قاسم مورد تأیید منابع مختلف زیدیه است:مفرح بن احمد ربعى (زنده در ۴۸۵ ق) در مواضع متعددى از کتاب سیره الأمیرین به وجود چنین اعتقادى در طول قرن پنجم تصریح دارد و بدون اشاره به دیگر باورها، بارها از حسینیه به عنوان کسانى که به حیات حسین بن قاسم و مهدویت او اعتقاد دارند، یاد مى کند و در موارد بسیارى نیز از اعتقاد به غیبت حسین و امام عصر و زمان بودن[۷۶] از همین جهت کتاب سیره الأمیرین یکى از مهم ترین و قدیمى ترین منابع در خصوص وجود و گستره چنین اعتقادى در میان زیدیه در قرن پنجم است.مسلّم لحجى (زنده در ۵۵۲ ق) نیز بارها از اعتقاد حسینیه به مهدویت حسین بن قاسم و غیبت او یاد کرده و حکایت ها نوشته است.[۷۷]امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) هم در کتاب حقائق المعرفه به وجود چنین اعتقادى تصریح مى کند[۷۹]نشوان بن سعید حمیرى (۵۷۳ ق) در رساله الحور العین[۸۳] نیز به اعتقاد حسینیه به مهدویت حسین بن قاسم اشاره کرده اند.ولى در منابع در دسترس ما شاید براى اولین بار حمید بن احمد محلّى (م ۶۵۲ ق) در تألیفى مستقل که در رد فرقه حسینیه نگاشته است و بنابر تصریح خودش نام آن را الرساله الزاجره لذوى النهى عن الغلوّ فى أئمه الهدى[۸۴] گذاشته، علاوه بر طرح این باور حسینیه در فصل سوم به رد آن مى پردازد:از معتقدان به مهدویت حسین بن قاسم مى پرسیم: از کجا دانستید که او همان مهدى است که پیامبر بشارت ظهور او را داده؟ اگر بگویند علم به آن ضرورى و بدیهى است پاسخ آن است که چنین مواردى باید مورد اتفاق همه عقلا باشد، در حالى که فقط شما چنین اعتقادى دارید و هیچ کس دیگر با شما همراه نیست! و اگر بگویند بر اثر استدلال به این نتیجه رسیده ایم پاسخ آن است که دلیل یا عقلى است و یا سمعى. دلیل عقلى در چنین موردى معنا ندارد و دلیل سمعى نیز یا باید مستند به قرآن کریم باشد یا به سنت یا به اجماع امت و یا به اجماع عترت[۸۶]حمید بن احمد محلّى چند اشکال دیگر نیز به این اعتقاد حسینیه وارد مى داند:فرق شما با پیروان دیگر فرقه هایى که ادعاى مهدویت پیشوایان خود را کرده اند و از جمله مغیریه که مدعى مهدویت نفس زکیه بودند، یا فرقه هایى از امامیه که مدعى مهدویت پیشوایان خود شده اند چیست؟ اگر بگویید ما از خود مهدى چنین روایتى را نقل مى کنیم; پاسخ آن است که آنها نیز از پیشوایان خود چنین روایاتى را نقل مى کنند و هر کس که نسبت به مذاهب مختلف و روایات آنان اطلاعاتى داشته باشد، مى داند که روایات آنها بیشتر از روایات شماست![۸۷]اشکال دیگرى که حمید بن احمد محلّى با تکیه بر آموزه هاى زیدیه وارد مى داند آن است که:مذهب عترت بلکه همه امت آن است که پس از مهدى، امام دیگرى نخواهد بود. بنابر این شما باید همه امامان هدایت گرى را که پس از حسین بن قاسم قیام کرده اند نپذیرید و آنها را ظالم و گناهکار بدانید; ولى کسى که از خدا مى ترسد چنین نخواهد گفت![۸۸]ادامه دارد …
پی نوشت ها :
[۴۴]. مشخصات این اثر به شرح زیر است: سیره الأمیرین الجلیلین الفاضلین القاسم و محمد ابنى جعفر بن الإمام القاسم بن على العیانى، تحقیق و دراسه رضوان السید و عبدالغنى محمود عبدالعاطى، دارالمنتخب العربى، بیروت، الطبعه الأولى، ۱۴۱۳/۱۹۹۳٫[۴۵]. در سراسر این کتاب اصطلاح حسینیه یا شیعه حسینیه به طور کامل جایگزین اصطلاح زیدیه شده و بارها از آن استفاده شده است. در همان آغاز مى گوید: تصمیم گرفته ام اخبار دولت فاطمیه حسینیه را ثبت کنم (ص۷۱). دیگر کاربردهاى این اصطلاح را ببینید: ص۱۳۱، ص۱۴۹، ص۱۴۶، ص۱۵۰، ص۱۵۵ و ص۱۶۵٫[۴۶]. رک: تاریخ مسلّم اللحجى، بخش هاى منتشر شده در ملحقات سیره الأمیرین، صص۳۱۷ـ۳۴۳٫[۴۷]. بخش منتشر شده در ملحقات سیره الأمیرین، ص۳۵۱٫[۴۸]. ص۳۹٫[۴۹]. ص۱۵۶٫[۵۰]. ص۴۲۳٫[۵۱]. ص۲۹۶٫[۵۲]. ج۳، ص۴۲۲٫[۵۳]. ص۹۱٫[۵۴]. حقائق المعرفه، صص۴۹۱ـ۴۹۲٫[۵۵]. الحکمه الدُریّه، بخش منتشر شده در ملحقات سیره الأمیرین، ص۳۵۱ـ۳۵۳٫[۵۶]. الفضائل، نسخه خطى، برگ۹٫[۵۷]. نقل شده از: مآثر الأبرار، ج۲، ص۷۱۴٫[۵۸]. أنوار الیقین، نسخه خطى، برگ ۳۴۸٫[۵۹]. شرح الرساله الناصحه، ج۲، ص۳۹۹ـ۴۰۱٫[۶۰]. ببینید: الحدائق الوردیه، ج۲، ص۱۲۱٫[۶۱]. منتشر شده در مجموع السید حمیدان، صص۴۱۲ـ۴۳۱٫[۶۲]. التحف شرح الزلف، ص۲۰۳ و ص۲۰۷٫[۶۳]. بیان الإشکال، صص۴۱۸ـ۴۲۰٫[۶۴]. همان، ص۴۲۸٫[۶۵]. تاریخ مسلّم اللحجى، بخش هاى منتشرشده در ملحقات سیره الأمیرین، صص۳۲۱ـ۳۲۲٫[۶۶]. البته یحیى بن حسین قاسمى پس از نقل قول مورخان مبنى بر اعتقاد شریف فاضل به زنده بودن و مهدویت عمویش حسین بن قاسم; بدون آوردن مستند و دلیلى و صرفاً به خاطر فضائل و جایگاه بلند علمى او چنین اعتقادى را نفى مى کند. رک: غایه الأمانى، ص۲۵۱٫[۶۷]. حقائق المعرفه، ص۴۹۳٫[۶۸]. النبذه المشیره، ص۴۳۶٫[۶۹]. پیش از این اشاره شد که در برخى گزارش ها قاسم عیانى متهم به مخالفت با مذهب هادى شده است (طبقات الزیدیه الصغرى، نسخه خطى، برگ ۱/۲۸). همچنین احمد بن عبدالله وزیر نیز نقل کرده که هر وقت گذر حسین بن قاسم به قبر پدرش مى افتاد با لگد به آن مى کوبید و مى گفت: این با هادى مخالفت کرده است (الفضائل، نسخه خطى، برگ۲۱۷).[۷۰]. حضور تفکرات معتزله در میان زیدیان یمن در قرن چهارم بیشتر به رویکرد کلامى هادى یحیى بن حسین و قبل از او جدش قاسم رسّى باز مى گردد. گرایش کلامى نزدیک به معتزله در دوران حسین بن قاسم نیز دقیقاً همان چیزى است که به وسیله محمد بن ابراهیم وزیر (م ۸۴۰ ق) شخصیت برجسته زیدیه با گرایش اهل حدیث، مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. رک: العواصم و القواصم، ج۳، ص۴۲۲٫[۷۱]. جارودیه به فرقه اى از زیدیه گفته مى شود که به ابوجارود زیاد بن منذر (م ۱۵۰ ق) منتسب مى شوند و در طول تاریخ همواره عقاید این گرایش بر زیدیه سایه افکنده است. نشوان بن سعید حمیرى نیز حسینیه را شاخه اى از جارودیه دانسته است (شرح رساله الحور العین، ص۱۵۷).[۷۲]. الحدائق الوردیه، ج۲، ص۱۲۱; أنوار الیقین، نسخه خطى، برگ۳۴۸; مآثر الأبرار، ج۲، ص۷۱۰٫[۷۳]. غایه الأمانى، صص۲۳۸ـ۲۳۹٫[۷۴]. به عنوان نمونه پیش از حسین بن قاسم حداقل دو امام زیدیه به مهدى لدین الله ملقب شده اند:اول، محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن معروف به نفس زکیه که در سال ۱۴۵ هجرى قمرى در قیام علیه حکومت منصور عباسى به شهادت رسید. بر اساس گزارش هاى معتبر و از جمله منابع زیدیه وى به لقب مهدى خوانده مى شد. و همانگونه که در آغاز این نوشتار هم اشاره شد در مورد او اعتقاد به مهدویت هم وجود داشت.دوم، ابوعبدالله محمد بن قاسم بن حسن مشهور به ابن داعى که در سال ۳۶۰ هجرى قمرى پس از یک دوره زعامت زیدیه در شمال ایران درگذشت. ابن داعى نیز ملقب به مهدى بود ولى هیچیک از منابع زیدى و غیر زیدیه، به ادعاى مهدویت توسط او یا پیروانش اشاره ندارند (در مورد مهدى محمد بن حسن داعى رک: الإفاده فى تاریخ الأئمه الساده، صص۱۳۷ـ۱۵۰).[۷۵]. رک: ص۷۲، ص۸۴، ص۱۱۲ و ص۲۸۹٫[۷۶]. در این کتاب در موارد متعددى به این باور دو شریف فاضل تصریح شده است. از جمله در وصیت نامه اى که ذوالشرفین در سال ۴۶۲ نوشته است (صص۱۶۸ـ۱۷۳) همچنین وصیت نامه دوم او که در سال ۴۶۸ نوشته شده است (ص۲۵۳) و وصیت نامه سوم او (صص۲۸۳ـ۲۸۴).[۷۷]. به عنوان نمونه ببینید: تاریخ مسلّم اللحجى، بخش هاى منتشر شده در ملحقات سیره الأمیرین، ص۳۲۸، ص۳۲۹، ص۳۳۷، ص۳۴۰، ص۳۴۲ و…[۷۸]. ص۴۹۱٫[۷۹]. الحکمه الدُریّه، بخش منتشر شده در ملحقات سیره الأمیرین، ص۳۵۲٫[۸۰]. ص۳۹٫[۸۱]. صص۱۵۶ـ۱۵۷٫[۸۲]. ص۱۲۸٫[۸۳]. المجموع المنصورى ۲، ج۱، ص۳۴۹٫[۸۴]. این رساله تاکنون انتشار نیافته است. هم اینک نسخه اى از این اثر مهم و ارزشمند در اختیار ما قرار دارد که در آینده نزدیک به همراه توضیحاتى بیشتر در مورد فرقه حسینیه به وسیله نگارنده منتشر خواهد شد.[۸۵]. زیدیه علاوه بر اجماع امت اسلامى اجماع عترت و اهل بیت را که در مفهوم زیدى آن شامل همه فرزندان فاطمه سلام الله علیها مى شود، حجت مى دانند.[۸۶]. الرساله الزاجره، نسخه خطى، برگ۱۹ـ۲۰٫[۸۷]. همان، برگ۲۱٫[۸۸]. همان.

 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها