صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > ادیان و فرق > زرتشت > مقایسه > مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه (۱)
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


اشاره : در تاریخ شیعیان زیدى به بحث هایى جدى در مورد مهدى موعود و ظهور مدعیان مهدویت برمى خوریم. یکى از مهم ترین این موارد، ادعاى مهدویت در خصوص یکى از امامان زیدیه یمن در آغاز قرن پنجم هجرى قمرى است. اگر چه پیش از این نیز در میان زیدیه مدعیان مهدویت ظهور کرده بودند، چنین ادعایى در خصوص حسین بن قاسم عِـیانى که همراه با پیدایىِ فرقه اى جدیدى به نام حسینیه در داخل زیدیه بود، ویژگى خاصى به این موضوع مى بخشد.حسین بن قاسم عِـیانى پس از مرگ پدرش قاسم بن على عِـیانى، جانشین او و عهده دار امامت زیدیه در یمن شد، و در سال ۴۰۴ هجرى قمرى در میدان نبرد کشته شد، ولى گروهى از پیروان او مرگ وى را نپذیرفتند و مدعى شدند که او همان مهدى موعودى است که پیامبر گرامى اسلام، ظهورش را وعده فرموده و پس از یک دوره غیبت، براى اقامه عدل و داد باز خواهد گشت. فرقه اى از زیدیه که چنین اعتقادى داشتند به نام حسینیه شناخته شدند.اعتقاد به علم غیب، دریافت وحى و انجام اعمال خارق العاده در مورد حسین بن قاسم و باورهاى شگفت انگیزى همچون برترى وى بر همه پیامبران و از جمله پیامبر اسلام و ترجیح سخن او بر همه کتاب هاى آسمانى و از جمله قرآن، از دیگر عقاید این فرقه شمرده شده است.فرقه حسینیّه از قرن پنجم تا قرن هفتم هجرى قمرى، در کنار جریان سنتى زیدیه در یمن، حضورى جدى داشته اند و اعتقاد آنها به مهدویت حسین بن قاسم و غلو در مورد او، در طول بیش از سه قرن، معرکه آراى موافقان و مخالفان در داخل خانواده زیدیه بوده و از آن پس تفکر آنها رو به افول نهاده است. ابعاد مختلف تاریخ و باورهاى این فرقه موضوع این گزارش و بررسى است.
مهدویت در زیدیه بر اساس خبرهایى که از پیامبر گرامى اسلام در خصوص ظهور مهدى رسیده، باور به اصل مهدویت و انتظار موعود همواره و از همان دهه هاى نخست پس از وفات پیامبر در میان مسلمانان مطرح بوده است. اولین گزارش ها از انعکاس این باور در جامعه اسلامى به نیمه دوم قرن اول باز مى گردد که عده اى مرگ محمد بن حنفیه را انکار کرده، معتقد شدند که وى همان مهدى موعودى است که غیبت کرده، روزى باز خواهد گشت و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.[۱] در قرن دوم هجرى چنین ادعایى در مورد نفس زکیه، امام باقر، امام صادق و امام کاظم علیهم السلام نیز تکرار شد.اعتقاد به مهدویت و انتظار مهدى موعود، در زیدیه نیز همچون دیگر فرقه ها از آغاز مطرح بوده است. امام زیدى عبدالله بن حمزه (م ۶۱۴ ق) مى گوید:همه شیعیان على رغم اختلافاتشان، بلکه همه امت اسلام معتقد به مهدى اند. و مهدى امامى است که در آخر الزمان ظهور، و بر همه زمین پادشاهى خواهد کرد و همه ادیان در برابر او سر تسلیم فرود خواهند آورد، پرچم او بر زمین نخواهد افتاد و زمین گنج هاى خود را براى او آشکار خواهد ساخت و برکات آسمان فرو خواهد ریخت و برکات زمین ظاهر خواهد شد و نهرهایى جدیدى که در سرزمین عرب سابقه ندارد جریان یافته، خداوند به وسیله او حق را بر باطل مسلط خواهد نمود و در زمان او عیسى بن مریم(علیه السّلام) دجال را خواهد کشت. روایات در این باب بسیار زیاد است.[۲]عبدالله بن حمزه در ادامه به تفصیل برخى از روایات زیدیه و غیر زیدیه را در خصوص مهدى موعود ذکر مى کند.[۳]در طول تاریخ نیز در خصوص تعدادى از پیشوایان زیدیه، ادعاى مهدویت مطرح شده است. فهرستى از پیشوایان زیدیه که در قرن هاى نخستین درباره آنان چنین ادعایى صورت گرفته، بدین شرح است:۱٫ زید بن على بن حسین بن على بن ابى طالب (م۱۲۲ ق)[۴]۲٫ نفس زکیه، محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب (م۱۴۵ ق)[۵]۳٫ محمد بن قاسم بن على بن عُمر بن على بن حسین بن على بن ابى طالب (م ۲۱۹ ق)[۶]۴٫ یحیى بن عُمر بن یحیى بن حسین بن زید بن على بن حسین (م ۲۵۰ ق)[۷]با توجه به این که بحث تفصیلى درباره تاریخ و اعتقاد مهدویت در زیدیه به نوشتار مستقل دیگرى نیازمند است، در این مجال تنها به بررسى تاریخىِ ادعاى مهدویت در خصوص حسین بن قاسم عِیانى (م ۴۰۴ ق) مى پردازیم و بررسى بیشتر در مورد مهدویت در زیدیه و دیگر مدعیان آن را ، به فرصتى دیگر مى سپاریم.
مرورى بر تاریخ زیدیه در یمن تا زمان حسین بن قاسم عِیانى قبائل یمن براى نخستین بار در سال ۲۸۰ هجرى قمرى از سادات مستقر در مدینه منوره براى اعزام برگزیده اى از خاندان پیامبر جهت حل اختلافات داخلى و بدست گرفتن زعامت آن دیار که بر اثر کشمکش هاى قبیله اى دستخوش آشوب و نابسامانى گردیده بود، دعوت کردند.[۹] شاید همین سابقه موجب شد که در پاسخ به دعوت شیعیان یمن، نواده قاسم، یعنى یحیى بن حسین بن قاسم رسّى که جوانى سى و پنج ساله، و در فضلیت و شجاعت سرآمد بود، انتخاب شد.اولین ماموریت یحیى بن حسین پس از مدتى با مشکل مواجه شد و وى به مدینه بازگشت.[۱۱]امام یحیى بن حسین که از او با عنوان هادى الى الحق یاد مى شود، به مدت چهارده سال بر بخش هاى شمالى یمن فرمانروایى کرد و شهر صعده را مرکز حکومت خود قرار داد. او ضمن مبارزه با پیروان دیگر تفکرات و مذاهب حاضر در صحنه، به ویژه قرامطه، به گسترش و بسط آیین زیدیه همت گماشت.نتیجه تلاش علمى هادى الى الحق، پدید آمدن مکتبى فقهى و کلامى در میان زیدیه بود که در انتساب به او، با نام هادویه شناخته شده و تا به امروز در میان زیدیه در یمن مطرح است. این مکتب پس از وفات یحیى بن حسین در سال ۲۹۸ هجرى قمرى، به وسیله دو فرزند او، یعنى محمد، ملقب به مرتضى لدین الله و احمد، ملقب به ناصر لدین الله که هر دو از امامان بزرگ زیدیه یمن به شمار مى روند، استمرار یافت و پایه هاى آن مستحکم شد.[۱۲]ولى پس از وفات احمد ناصر لدین الله در سال ۳۱۵[۱۵] بود. ولى از اوسط قرن چهارم به بعد مجادلات کلامى در میان زیدیه بالا گرفت و این آغازى بود براى دسته بندى جدید پیروان هادى در دو فرقه مطرفیه و مخترعه و پیدایش مکتب جدید سومى با نام حسینیه که در این نوشتار به آن توجه ویژه خواهیم داشت.همانگونه که اشاره شد بر اثر منازعات داخلى و خارجى، امامت زیدیه در یمن پس از وفات احمد ناصر لدین الله جایگاه قبلى خود را از دست داد و هیچیک از جانشینان او نتوانستند خود را به عنوان امام واجد شرایط و مورد قبول مردم و قبائل یمن مطرح کنند. و بدین ترتیب حاکمان زیدیه در شمال یمن تا چند دهه نتوانستند اقتدار دوران هادى یحیى بن حسین و دو فرزندش را بازگردانند. تا این که در سال ۳۸۸ هجرى قمرى و در حالى که منازعه در میان نوادگان هادى بر سر حکومت به اوج خود رسیده بود، برخى از قبایل یمن براى بار دیگر به بیعت با سادات مستقر در خارج از یمن تمایل نشان داده، این بار با اجابت دعوت قاسم بن على (۳۱۰ـ۳۹۳ ق) که شخصى عالم و فاضل بود، به او امید بستند تا به عنوان امام، انسجام گذشته را باز گرداند.[۱۶]نَسَب کاملِ قاسم بن على که از جمله سادات حسنىِ مقیم در حجاز بود چنین است:قاسم بن على بن عبدالله بن محمد بن قاسم رسّى بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن على بن أبى طالب(علیه السّلام) .[۱۷]بنابراین قاسم بن على از نوادگان قاسم رسّى است با این تفاوت که او همچون دیگر مدعیان زعامت زیدیه در آن دوران، از نسل هادى، یحیى بن حسین نبود، بلکه نسب او با دو واسطه به عموى هادى، یعنى محمد بن قاسم رسّى مى رسید، مسئله اى که دست آویزى براى مخالفت برخى از فرزندان هادى با او شد. اما حامیان او با تاکید بر شایستگى هاى شخصى قاسم بن على و نظریه زیدیه در خصوص امامت که در آن وراثت جایى ندارد، به آن پاسخ گفتند.[۱۸]قاسم بن على که براى تمیز داده شدن از نیاى بزرگ خود قاسم رسّى، قاسم صغیر نیز خوانده مى شود[۲۳]قاسم بن على بنا به دعوت قبایل براى اولین بار در سال ۳۸۸ هجرى قمرى وارد یمن شد و در سال ۳۸۹ با بیعت اغلب قبایل منطقه و على رغم برخى مقاومت ها از سوى فرزندان هادى، به ویژه داعى یوسف در صعده، به عنوان امام زیدیه شناخته شد.[۲۷] که از میان آنها حسین بن قاسم عهده دار امامت زیدیه پس از او شد.
حسین بن قاسم عِیانى شخصیت مورد بحث ما، ابوعبدالله حسین بن قاسم عِیانى در سال ۳۷۶[۳۰]حسین که کوچکترین فرزند قاسم بود، در حالى که حداکثر هفده ساله بود، بنابر اغلب گزارش ها بلا فاصله پس از وفات پدر در سال ۳۹۳ هجرى قمرى، پیشاپیش دیگر فرزندان او، به عنوان امام زیدیه و جانشین پدر شناخته شد.[۳۴]به تدریج و در طول دوران زمام دارى حسین بن قاسم به دلیل رفتارهاى خشن و شیوه سخت گیرانه حکومتى او، قبایل یمن از او روى گردان، و در چندین مورد با او وارد جنگ شدند یا به حمایت از رقباى او برخاستند تا این که عاقبت در سال ۴۰۴ هجرى قمرى پس از نبردى سخت، به او دست یافته، وى را از پاى در آوردند.[۳۵]
تالیفات حسین بن قاسم یکى از مسائلى که توجه بسیارى را به خود جلب کرده تالیفات بسیار زیادى است که به حسین بن قاسم که عمرى نسبتا کوتاه داشته، نسبت داده شده است. به این امام جوان بیش از هفتاد عنوان کتاب و رساله نسبت داده شده[۳۶] در حالى که عمر او حداکثر سى سال بوده است.موضوع این تالیفات بیشتر، مسائل اعتقادى، کلامى و تفسیر است. برخى از آنها تاکنون باقى مانده و در دسترس است. مهم ترین و مشهورترین این کتاب ها عبارتند از: المعجز، تفسیر غریب القرآن، الرد على الملحدین، الرد على من أنکر الوحى بعد خاتم النبیین.عالم زیدىِ قرن هفتم حمیدان بن یحیى از ۱۷ کتاب او نقل قول کرده است.[۴۲]این که چگونه ممکن است حسین بن قاسم که در نوجوانى یا اوان جوانى به مقام امامت زیدیه رسیده و در طول دوران امامت و زعامت خود به صورت مستمر با رقباى داخلى و دشمنان خارجى درگیر بوده است، بیش از هفتاد تالیف داشته باشد; سؤالى است که برخى محققان را واداشته تا در نسبت این رساله ها و کتاب ها به شخص او تشکیک و این احتمال را مطرح کنند که وى تألیفات پدر خود، قاسم عِیانى را که داراى مقام علمى و عمرى طولانى بوده، به نام خود بازنویسى کرده باشد![۴۳] ولى با مراجعه به متن رساله ها و تألیفات باقى مانده از حسین بن قاسم به زودى درخواهیم یافت که بسیارى از عناوین ذکرشده رساله هایى است کوچک و مختصر. و در برخى موارد نیز از قسمت هاى مختلف یک تألیف و رساله، به عنوان تألیفات مستقل یاد شده است.ادامه دارد …
پی نوشت ها :
[۱]. مسائل الإمامه، ص۲۶; فرق الشیعه، ص۲۶٫[۲]. العقد الثمین فى أحکام الأئمه الطاهرین، ص۱۹۴٫[۳]. همان، صص۱۹۴ـ۲۲۵٫[۴]. برخى شواهد در خصوص گمان مهدویت زید بن على را ببینید در: مجموع کتب ورسائل الإمام الأعظم زید بن على، ص۳۶۰; مروج الذهب، ج۳ ص۲۳۰; العقد الثمین فى أحکام الأئمه الطاهرین، ص۱۹۷٫[۵]. مقاتل الطالبیین، ص۲۰۷ و صص۲۱۰ـ۲۱۹; رساله الحور العین، ص۳۹; شرح رساله الحور العین، ص۱۵۶; العقد الثمین فى أحکام الأئمه الطاهرین، ص۴۲۲; مقالات الإسلامیین، ص۶۷٫[۶]. مروج الذهب، ج۴، ص۶۱; رساله الحور العین، ص۳۹; شرح رساله الحور العین، ص۱۵۶; الشافى، ج۱، ص۲۷۲و ص۲۷۶; العقد الثمین فى أحکام الأئمه الطاهرین، ص۴۲۳; مقالات الإسلامیین، ص۶۷٫[۷]. رساله الحور العین، ص۳۹; شرح رساله الحور العین، ص۱۵۶; الشافى، ج۱ ص۲۸۶; العقد الثمین فى أحکام الأئمه الطاهرین، ص۴۲۳; مقالات الإسلامیین، ص۶۷٫[۸]. سیره الهادى إلى الحق، ص۳۶; تتمه المصابیح، منتشر شده با المصابیح، ص۵۷۰٫[۹]. رک: تتمه المصابیح، ص۵۶۴; الإفاده فى تاریخ الأئمه الزیدیه، ص۱۲۱٫ به نظر مى رسد تردید محقق الإفاده در مورد ورود قاسم رسّى به یمن، با توجه به متن تتمه المصابیح جایى ندارد.[۱۰]. سیره الهادى إلى الحق، ص۳۶٫[۱۱]. تتمه المصابیح، صص۵۷۶ـ۵۷۷٫[۱۲]. تفصیل شرح حال هادى یحیى بن الحسین را در قدیمى ترین منابع زیدیه ببینید: سیره الهادى إلى الحق; تتمه المصابیح، صص۵۶۷ـ۵۸۹; الإفاده فى تاریخ الأئمه الساده، صص۱۰۱ـ۱۱۶٫[۱۳]. الإفاده فى تاریخ الأئمه الساده، ص۱۳۶; تتمه المصابیح، ص۶۰۱٫[۱۴]. الحدائق الوردیه، ج۲، ص۱۰۰; التحف شرح الزلف، ص۱۹۷٫[۱۵]. شرح حال او را ببینید: تاریخ الیمن الفکرى، ج۱، صص۱۵۹ـ۱۶۷٫[۱۶]. سیره الإمام المنصوربالله، صص۲۱ـ۲۴٫[۱۷]. الحدائق الوردیه، ج۲، ص۱۱۴٫[۱۸]. مقدمه سیره الأمیرین، ص۳۴٫[۱۹]. تیارات معتزله الیمن، ص۳۴۲٫[۲۰]. به عنوان نمونه ببینید: رساله الحور العین، ص۳۹ و تاریخ مسلّم اللحجى، بخش هاى منتشر شده در ملحقات سیره الأمیرین، صص۳۱۷ـ۳۴۳٫[۲۱]. احمد بن عبدالله وزیر (م ۹۸۵ ق) و یحیى بن حسین (م۱۱۰۰ ق) از شخصیتى زیدى به نام عبدالملک بن قطریف نام مى برند که امامت قاسم عیانى را به دلیل مخالفت او با هادى در مسائل فقهى، قبول نداشت. الفضائل، نسخه خطى، برگ ۲۱۹; طبقات الزیدیه الصغرى، نسخه خطى، برگ۱/۲۸٫[۲۲]. به عنوان نمونه باید از نامه امام قاسم عیانى به مردم طبرستان یاد کرد. رک: سیره الإمام المنصور بالله، ص۸۲ـ۸۰; شرح الرساله الناصحه، ج۲، ص۳۹۷ـ۳۹۹; الحدائق الوردیه، ج۲، صص۱۱۸ـ۱۱۹٫[۲۳]. مقدمه سیره الأمیرین، صص۳۴ـ۳۵٫[۲۴]. الحدائق الوردیه، ج۲، صص۱۱۴ـ۱۱۵; غایه الأمانى، ص۲۲۷٫[۲۵]. الحدائق الوردیه، ج۲، ص۱۲۰٫[۲۶]. همان، ص۱۱۵٫[۲۷]. همان، ص۱۲۰٫[۲۸]. التحف شرح الزلف، ص۲۰۲; تاریخ الیمن الفکرى، ج۱، ص۲۳۷٫[۲۹]. شرح رساله الحور العین، ص۱۵۷; قواعد عقائد آل محمد(ص)، نسخه خطى، برگ۳۹۲; اللئالى المضیئه، نسخه خطى، ج۲، برگ۱۴۵٫به نظر مى رسد که از میان دو نقل ذکر شده براى سال تولد حسین بن قاسم، سال ۳۷۸ هجرى قمرى ترجیح داشته باشد، چرا که حسین بن احمد بن یعقوب در کتاب سیره المنصوربالله در حوادث روزهاى پایانى سال ۳۹۱ هجرى قمرى نقل مى کند که قاسم بن حسین زیدى که در ابتدا از کارگزاران قاسم عیانى بود، ولى بعدها بر ضد او وارد عمل شد، جعفر فرزند امام قاسم عیانى را به همراه برادر کم سن و سالش حسین به اسارت گرفت. رک: سیره الإمام المنصوربالله، ص۲۸۰٫ همچنین در نامه اى که قاسم عیانى به سال ۳۹۰ هجرى براى فرزندش سلیمان مى نویسد از حسین به عنوان پسر بچه (صبى) یاد مى کند. ببینید: سیره الإمام المنصوربالله، ص۱۴۷٫ ولى نکته عجیب و غیر منسجم با دیگر اطلاعات موجود آن است که در همین نامه از به دنیا آمدن فرزندى براى حسین بن قاسم به نام محمد خبر داده شده که به سختى با اولین گزارش ها از تاریخ تولد حسین، یعنى ۳۷۶ هجرى قمرى قابل جمع است. ضمن اینکه بنا بر تصریح مورخان حسین بن قاسم تنها دو دختر داشته و پسرى براى او ذکر نشده است. رک: الحدائق الوردیه، ج۲، ص۱۲۱٫ این در حالى است که زرکلى تاریخ ولادت حسین بن قاسم را ۳۸۴ ثبت کرده است . رک: الأعلام، ج۲، ص۲۵۲٫[۳۰]. سیره الإمام المنصور بالله، صص۲۰۷ـ۲۱۳٫[۳۱]. الحدائق الوردیه، ج۲،ص۱۲۱; طبقات الزیدیه الصغرى، نسخه خطى، ص۱/۲۴; التحف شرح الزلف، ص۲۰۲٫[۳۲]. غایه الأمانى، ص۲۳۵; هجر العلم و معاقله فى الیمن، ج۳، ص۱۵۱۱; مقدمه سیره الأمیرین، ص۸٫[۳۳]. گزارش کشته شدن حسین در میدان نبرد در سال ۴۰۴ تقریبا در همه منابع معتبر زیدیه به صورت یکسان منعکس شده است; به عنوان نمونه ببینید: الحدائق الوردیه، ج۲، ص۱۲۱; مآثر الأبرار، ج۲، ص۷۱۰; غایه الأمانى، ص۲۳۹٫[۳۴]. رک: غایه الأمانى، ص۲۳۴ـ۲۳۸٫[۳۵]. همان، ص۲۳۸٫[۳۶]. الحدائق الوردیه، ج۲، ص۱۲۱; التحف شرح الزلف، ص۲۰۴[۳۷]. رک: بیان الإشکال فیما حکى عن المهدى من الأقوال، منتشر شده در مجموح السید حمیدان، صص۴۱۲ـ۴۳۱٫[۳۸]. أعلام المؤلفین الزیدیه، صص۳۸۴ـ۳۸۷٫[۳۹]. مصادر الفکر العربى و الإسلامى فى الیمن، صص۵۲۷ـ۵۲۹[۴۰]. تاریخ الأدب العربى، ج۳، صص۳۳۲ـ۳۳۳٫[۴۱]. التحف شرح الزلف، ص۲۰۴٫[۴۲]. مشخصات چاپى این اثر چنین است: من مجموع کتب و رسائل الإمام العیانى، تحقیق عبدالکریم احمد جدبان، مرکز التراث و البحوث الیمنى، صنعاء، الطبعه الأولى، ۱۴۲۴/۲۰۰۳٫[۴۳]. رک: تاریخ الیمن الفکرى فى العصر العباسى، ج۱، صص۲۴۴ـ۲۴۶٫

 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها