صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > ادیان و فرق > فرقه های اهل سنت > مذهب حنبلی > احمد بن حنبل و جلوه‏هاى تشیع در گفتار او
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


ابو عبد الله، احمد بن حنبل (۱۶۴-۲۴۱) شیبانى از محدثان بلند آوازه است که در سال ۱۶۴ه ق در «مرو» دیده به جهان گشوده، و در سال‏241ه.ق در بغداد دیده از آن بر بست. او با نگارش کتاب معروف خود به نام «المسند» بزرگترین و گسترده‏ترین کتاب حدیثى را به صورت «مسند نگارى‏» به جهان حدیث عرضه کرد.مسند نگارى روش ویژه‏اى است در گردآورى حدیث.توضیح این‏که: در نگارش حدیث، گاهى محور ابواب فقهى و عقیدتى است، مثلا محدث براى هر یک از احادیث مربوط به طهارت و صلاه و یا ایمان و کفر بابى به همان نام منعقد کرده و احادیث مربوط به هر باب را در آنجا گرد مى‏آورد، هم‏چنان‏که کلینى در «کافى‏» و صدوق در «فقیه‏» و شیخ در «تهذیب‏» و «استبصار» و همچنین مؤلفان صحاح ششگانه همین راه را پیموده‏اند و از مزایاى این نوع نگارش این است که مراجعه‏کنندگان حدیث مورد علاقه خود را به آسانى پیدا مى‏کنند.و گاهى محور، ابواب و عناوین نیست‏بلکه به دنبال نام هر صحابى، یا راوى بلا واسطه از امام، تمام مرویات او اعم از صحیح و غیر صحیح در یک جا گرد آورى مى‏شود، و در گرد آورى روایات بیش از یک نفر ترتیب الفبایى رعایت‏شود، مثلا روایات ابى بن کعب پیش از روایات «انس بن مالک‏» و یا روایات زراره، قبل از مرویات «محمد بن مسلم‏» نقل گردد.از آثار برجسته احمد بن حنبل، مسند او است. وى در این جامع روایت هر صحابى را در یک جا گرد آورده، این کتاب را از میان، هفتصد هزار حدیث و یا کمى بیشتر، گلچین کرده است و در شماره احادیث مسند، اقوال مختلف است، و طبق اظهار نظر آقایان خدایى و موسوى نژاد درکتاب «بررسى مسند احمد» که زیر نظر حضرت والد نوشته‏اند شماره احادیث آن حدود ۲۶۵۰۰ حدیث است البته این نه به آن معنى است که این مقدار حدیث مستقل و غیر مکرر در این کتاب وارد شده است، بلکه این شماره نمایانگر تعداد اسناد روایات است که چه بسا یک متن با سندهاى مختلف نقل شده و طبعا در مقام شمارش ده حدیث‏شمرده شده است.مثلا احمد از یک صحابى به نام «ابو رمثه‏» یک حدیث را با پانزده سند نقل کرده، درحالى که متن یکى است، و فقط اختلاف در سند دارند و در مقام شمارش این نوع از احادیث، به تعداد سند شمارش شده است.بارى سخن در جلوه‏هاى تشیع در کتاب و گفتار او است.او در کتاب خود فضایل امام على و اهل بیت پاک او را ، نقل کرده و مرحوم قوام الدین وشنوى همه آنها را تحت ابوابى استخراج کرده و در یک جلد در قم چاپ شده است. در این جا دامن سخن را در این بخش کوتاه مى‏کنیم، به جلوه‏هاى تشیع در گفتار او بسنده مى‏نماییم.
۱٫ على خلافت را زینت داد عبد الله فرزند احمد بن حنبل مى‏گوید: روزى در محضر پدرم بودم گروهى از ساکنان محله کرخ بغداد بر او وارد شدند، و در باره خلافت‏خلفاى چهارگانه زیاد سخن گفتند، پدرم رو به آنان کرد وگفت: درباره‏ى على و خلافت او سخن زیاد گفتید، آگاه باشید، خلافت، على را زینت نداد، على بود که به خلافت زینت‏بخشید.ابن ابى الحدید پس از نقل این سخن مى‏گوید: مقصود احمد این است که دیگر خلفا خود را با خلافت آراستند وخلافت کاستیهاى آنها را جبران کرد، اما در على کاستى وجود نداشت، که خلافت آن را جبران نماید. (۱)
۲٫درباره هیچ کس به اندازه على روایت صحیح نیست در باره فضایل صحابه پیامبر، بالاخص خلفا روایات زیادى در کتب حدیثى وارد شده است اما قسمت اعظم آنها مخدوش و ضعیف است، با توجه به این اصل که یادآور شدیم، پسر احمد مى‏گوید: روزى از پدرم شنیدم که مى‏گفت:«ما لاحد من الصحابه من الفضائل بالاسانید الصحیحه مثل ما لعلی‏». (2)در باره فضیلت هیچ یک از صحابه، به اندازه على، روایت صحیح نقل نشده است.
۳٫ هیچ کس را با خاندان على نمى‏توان سنجید به پدرم گفتم : در باره صحابه چه نظرى دارى، گفت: در خلافت، ابو بکر و عمر و عثمان برترند، گفتم: پس على چگونه است؟ در پاسخ گفت: فرزندم، على از خاندانى است که هیچ کس را با ایشان نمى‏توان سنجید. (۳) او تلویحا رسانید که على بالاتر از این معادله‏ها است که با دیگر صحابه ویا خلفا در یک سنجش قرار گیرد.
۴٫ مقصود از این‏که على قسیم الجنه والنار است، چیست؟ یکى از شاگردان احمد بن حنبل به نام احمد بن منصور مى‏گوید: نزد استادم بودم که مردى از او پرسید: حدیثى که مى‏گوید على تقسیم کننده دوزخ است چیست؟احمد در پاسخ گفت: چه اشکال دارد مگر پیامبر طبق نقل به على نگفته است تو را جز مؤمن دوست نمى‏دارد، و تو را جز منافق دشمن نمى‏دارد.سؤال کننده گفتار احمد را تصدیق کرد، آنگاه میان آن دو سؤال وجوابى به شرح زیر رد و بدل شد.احمد گفت: جاى مؤمن کجاست؟مرد در پاسخ گفت : در بهشت است.بار دیگر احمد پرسید:جاى منافق کجاست؟آن مرد در پاسخ گفت: در دوزخ است.احمد از دو اعتراف این مرد نتیجه گرفت پس على تقسیم کننده دوزخ است‏یعنى وجود على در عالم آفرینش و مهر ورزیدن بر او یا ابراز خشم بر وى طبیعتا افراد را دو دسته کرده ، سرنوشت دسته نخست‏بهشت و سرنوشت گروه دوم را دوزخ قرار داده است. (۴)۵٫ جعل فضایل در باره مخالفان على علیه السلامفرزندش عبد الله مى‏گوید: پدرم به من گفت: مخالفان على در زندگى على زیاد کنجکاوى کرده‏اند تا در او به نقطه ضعفى دست‏یابند اما موفق نشده‏اند، از این جهت تصمیم گرفته‏اند در باره کسانى که با على نبرد کرده‏اند نقل فضایل کنند. طبعا فضایلى را جعل کرده و به آنها نسبت داده‏اند.
پی نوشت ها :
۱٫ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید:۱/۵۲٫۲٫ ابن الجوزى، مناقب احمد:۱۶۳٫۳٫همان.۴٫ طبقات الحنابله:۱/۳۲۰، نگارش ابو الحسین محمد بن یعلى: ط قاهره. ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت :sm1372

 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها