تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


فرقه تیجانیّه فرقه تیجانیّه، که توسط شیخ احمد بن محمد تیجانى (۱۲۳۰ق /۱۸۱۵م ـ ۱۱۵۰ق /۱۷۳۷م)، پایه گذارى شد، بعد از شکل گیرى بلافاصله مورد قبول عامه قرار گرفت. على بن عیسى (م۱۲۶۰ق /۱۸۴۴م) که شیخ فعالى بود، همراه کاروان هاى تجارى مبلّغانى را از زاویه خودش التیماسین به مناطق کانو ، برنو و وادى ، اعزام مى کرد. به زودى در مناطق کانو ، برنو و وادى نیز زاویه هایى تأسیس گردید.این فرقه با تلاش هاى عمربن سعید فوطى پیروان زیادى را جذب کرد. درقرن سیزدهم هجرى/نوزدهم میلادى این فرقه درجنوب صحرا به عنوان قدرتى دینى وسیاسى ظاهر شد. در شمال آفریقا ، به ویژه در مغرب ، احیاى فرقه هاى صوفى تا حدى ناشى از سلطه استعمارى فرانسه بود ، زیرا این فرقه ها به ابزارِ حاکمان مسلمان براى مقابله با گسترش سیاسى امپراطورى هاى فرانسه وانگلیس در کشورهاى اسلامى تبدیل شده است. فرانسوى ها حاج عمر بن سعید فوطى را «پیغمبر شیّاد» و مسلمان متعصب خطرناک مى خواندند، زیرا در تحریک مردم علیه توسعه استعمارى آنان موفق بود. تیجانیّه به پرقدرت ترین مخالفان فرانسه تبدیل شد و « بسیارى از اولین حاکمان فرانسوى از شور و هیجانى که مرابطون تیجانى مى توانستند درپیروان خود ایجاد کنند، هراسناک بودند».(13)اتحاد حاج عمرتال با فرقه تیجانیّه نقطه عطفى در تاریخ این فرقه بود. حاج عمر فرزند یکى از مرابطون بود که در سال ۱۲۱۲ق /۱۷۹۷م در فوتا تورو به دنیا آمد، و در سال ۱۲۳۵ق /۱۸۲۰م به زیارت خانه خدا رفت و در آنجا به یکى از مریدان فرقه تیجانیّه تبدیل شد. او در بازگشت از سفر زیارتى خود ، با اعزام مبلغان به دربار حاکمان مسلمان در غرب آفریقا، به گسترش این فرقه کمک کرد. او از مراکز اسلامى مانند کانم ، سوکوتو ، فوتا تورو و فوتا جالون دیدن کرد. وى به عنوان یک عالم برجسته نیز شناخته مى شود که کتاب جواهر المعانى را که امروزه توسط شیوخ تیجانیه به عنوان منبع شناخته شده به نگارش درآورده است.فرقه تیجانیّه را حاج عمر ، در هنگام بازگشت از سفر زیارتى ، به مردم نیجریّه معرفى کرد. وى براى مدتى در شهر برنو باکامینى اقامت گزید، سپس به سوکوتو رفت و چندین سال را در آنجا در ملازمت سلطان محمد بلّو، فرزند شاه عثمان دن فودیو سپرى نمود. او همچنین به دامادى محمد بلّو درآمد. قادریّه در دستگاه خلافت سوکوتو حکمفرما بود، ولى به تدریج فرقه تیجانیّه مورد علاقه و پسند جوانان فرهیخته واقع شد. هم اکنون فرقه تیجانیّه نسبت به قادریه مریدان بیشترى دارد و اکثر پیروان آن را نخبگان تشکیل مى دهند. رهبران فرقه تیجانیّه به کشورهاى غربى آفریقا سفر مى کنند و پیشگامانى را به مناطق متعددى مى فرستند و اینگونه است که این فرقه به گسترش خود ادامه داده است. شیخ سیدى بن عمر تیجانى اهل مقره به کشورهاى متعددى در غرب آفریقا سفر کرد و پیشگامان جدید تیجانیّه را به بخش هاى شمالى و جنوبى نیجریّه اعزام کرد. شیخ ابراهیم نیاسه اهل کالاک[۲۸] و حوالى آنها بنیان گذاشت. افراد تازه مسلمان قبیله ایبو از فرقه تیجانیه پیروى مى کنند. در حال حاضر شیخ ابراهیم نوگوى مشغول ترجمه قرآن به زبان ایبوئى است.
فرقه شاذلیه اگرچه این فرقه در غرب آفریقا تأثیر اندکى داشته، در دیگر بخش هاى آفریقا گسترش یافته است. این فرقه در ابتدا توسط یک مسلمان پولویى، به نام على الصوفى از فوتاجالون، در طى دیدارش از فز[۲۹] به آنجا برده شد. شاگردان معنوى وى زاویه هایى را در گُمْبا، انداما و جاویا تأسیس کردند. شاذلیه تا حدى در فوتا جالون تأثیر گذاشتند، ولى با شروع انتشار فرقه تیجانیه توسط حاج عمر تال در آن منطقه از دور خارج شدند و پیروان شاذلیه به تیجانیه گرویدند.
افول فرقه هاى صوفى در آفریقا نشانه هاى افول به طرق مختلفى در تصوف آفریقا بروز یافته است; مثلا این امر براى مریدان عادى بود که خود را وقف خدمت به شیخ خودشان بکنند و او را بر شیوخ فرقه هاى دیگر برترى دهند، اما برخى افراد تا بدانجا پیش رفتند که مى گفتند شخص باید از شیخ خود پیروى نماید و دیگران را فراموش کند. این امر انحرافات مختلفى را در آیین هاى اسلامى پدید آورده است. اعتقاد به صوفیان بزرگ، که معمولا اولیاء اللّه نامیده مى شوند، غالباً چنان مبالغه آمیز شده است که مردم معتقدند تمام خیرات از آنان ناشى مى شود و تنها با وساطت آنان است که خدا از مردم خشنود خواهد شد. مردم به زیارت قبور شیوخ مى روند، حلقه هاى گل نثارشان مى کنند، قبور را با شیر شستوشو مى دهند، و همانند کعبه به دور آنها طواف مى کنند، و در صورتى که احساس کنند خواسته هایشان تحقق یافته است، کنار قبرهاى آنان حیواناتى نظیر بز، قوچ و ماکیان را ذبح مى کنند. این احترام به شیوخ گاهى همانند پرستش آنان به نظر مى آید. گاهى احترام و تعظیم مردم در برابر قبرها تقریباً به حد سجده مى رسد و اینان به جاى کمک خواستن از خداوند از قدیسان و اولیاء الله کمک مى جویند.
گرایش هاى جدید: تلاش هاى اصلاحى درچنین اوضاع واحوالى بازتاب گفته هاى ابن جوزى و ابن تیمیه هم اکنون در بخش هایى از آفریقا به گوش مى رسد و از جانب جنبش وهابى تقویت مى شود; چنان که در کشورهاى شمال آفریقا، شمال شرق آفریقا، و شاخ آفریقا آراى متجددانه غالباً به شدّت مخالف تقدیس شیوخ و اولیاء و توجه مبالغه آمیزى است که به طور سنّتى به برخى از مردان مقدس معطوف مى شود.(۱۴) مثلا، در شرق آفریقا، ماتواس[۳۰] مخالفت با پرستش قدیسان و اولیاء را آغاز کرد، زیرا این عبادت آگاهانه یا ناآگاهانه به شرک مى انجامد. به همین دلیل، آنها قاطعانه با ساختن بارگاه براى سلطان سعید مخالفت کردند.اصلاح طلبان هم چنین برخى از اعمال فرقه تیجانیّه را البدعه السیئه[۳۱] (بدعت هاى بد) مى دانند. در عصر روزهاى جمعه، پیروان فرقه تیجانیه حلقهوار مى نشینند، پارچه سفیدى را در وسط پهن مى کنند و زیر نظر مقدّم دعاهایى را تکرار مى کنند. آنها معتقدند که حضرت محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در هنگام وردخواندنشان حضور پیدا مى کند و روى آن پارچه سفید مى نشیند. به نحو مشابهى، در طى خواندن مولودى وقتى که مولودى خوان مى گوید که «پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ما به دنیا آمد»، جمع حاضر به نشانه احترام به پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) برمى خیزند، زیرا آنها معتقدند که خود پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در این هنگام حاضر مى شود. در این هنگام آنها این جمله را تکرار مى کنند: «اى پیامبر درود بر تو باد!». ظاهراً این عمل که در بین مردم شبه قاره هند ـ پاکستان معمول است، تأثیرى جدى برمسلمانان آفریقاى شرقى گذاشته است.
فرقه سنوسیّه در قرن سیزدهم هجرى/نوزدهم میلادى فرقه سنوسیه را محمد بن على سنوسى خطابى ادریسى حسنى در سیرنائیکا بنیان گذارى کرد (۱۲۰۱ق/۱۷۸۷م ـ ۱۲۷۵ق/۱۸۵۹م). این فرقه به سرعت فراگیر شد.(۱۵) مؤسس این طریقه ساختار اجتماعىِ لیبى را به کلى دگرگون کرد و در ایجاد لیبىِ جدید و مستقل سهیم بود.سید محمد بن على سنوسى در تورْش، واقع در شهر مُستَفْنِم در الجزائر به دنیا آمد. او از تبار خاندان معروف ادارسه، از نسل خلیفه چهارم اسلام على(علیه السّلام) از طریق فرزند بزرگ وى حسن(علیه السّلام) ، نوه پیامبر اسلام بود. پدر او هنگامى که وى هنوز جوان بود درگذشت و وى تحت سرپرستى مادرش بزرگ شد. او تحصیلات اولیه را در زادگاه خود و زیر نظر ابورأس (م۱۲۳۸ق/۱۸۲۳م) و بِلغَندوز متوفاى (م۱۲۴۴ق/۱۸۲۹م) سپرى کرد، سپس در سال (۱۲۳۶ق/۱۸۲۱م) به دانشگاه «قرویّیّن» در شهر «فز» رفت. او در طى هشت سال در دانشگاه، تفسیر قرآن، حدیث[۳۲] و فقه را فرا گرفت و با چند تن از علما و همچنین با انجمن هاى صوفى در مراکش ارتباط برقرار کرد. موفقیت هاى او در دانشگاه سبب دستیابى او به کرسى تدریس شد. او در سال (۱۲۴۴ق/۱۸۲۹م) با برخوردارى از شهرتى فزاینده به عنوان یک انسان کامل و پارسا به الجزائر برگشت. او با همراهىِ نخستین مریدان خود به صحرا ، تونس، تریپولى و سیرنائیکا مسافرت کرد و به تبلیغ اسلام پرداخت. او به وحدت اسلامى در حدى گسترده تر فراخواند و از مردم خواست تا از بدعت هاى شیطانى درباورها و اعمالشان دور شوند وبه دین پیامبر، که از افزوده هاى بعدى و شاخ و برگ ها و تفاصیل نابجا مبرّا است بازگردند.سیدمحمد شهر فز را به قصد سفر به سوى شرق ترک کرد و در قاهره توقف کرد، و مدتى را در میان علماى دانشگاه الازهر به سر برد. او سپس به قصد زیارت به حجاز رفت و در آنجا ماند، و به تدریس و تأملات عرفانى، و مطالعه در اوضاع و احوال جامعه اسلامى پرداخت. او از آنچه مى دید اندوهگین بود و عزم خود را جزم کرد تا زندگى خود را وقف کمک به مردم براى بازشناختن خویش کند.سید محمد در طى اقامت خود در حجاز با قوى ترین پشتیبان خود، امیر محمد شریف، حاکم وادى ملاقات کرد. در همین دوره بود که او متکلم و صوفى مشهور، احمد بن ادریس فاسى، را که استاد معنوىِ طریقه قادریّه در مراکش بود، زیارت کرد. سنوسى او را معلمى همفکر یافت و به دوست صمیمى فاسى تبدیل شد و در سفرى تبلیغى، با وى به یمن رفت. فاسى در آنجا درگذشت، اما قبل از مرگش به مریدان خود وصیت کرد که از تعالیم سنوسى، که به زودى زاویه وانجمنى را نزدیک مکه برپا مى کند پیروى کنند. سرانجام در حدود سال ۱۲۵۰ق/۱۸۴۰م، تصمیم گرفت به وطن خود، یعنى الجزائر برگردد. اما به دلیل اِشغال آن به دست فرانسویان موفّق به انجام این کار نشد، بنابراین به سیرنائیکا رفت.سنوسى کبیر در سال ۱۲۵۹ق/۱۸۴۳م اولین زاویه خود را در مکانى موسوم به زاویه البیذا تأسیس کرد. این مکان به عنوان مسجد، مدرسه، مهمان سرا و در صورت نیاز پناهگاه نیز مورد استفاده قرار گرفته است. در مدت کوتاهى، انبوهى از این زاویه ها در مناطق اطراف بنیان نهاده شد. این زاویه ها داراى ساختمان هاى مشابهى بودند، که به اندازه شش ساعت پیاده روى از یکدیگر فاصله داشتند، و در مناطق حساس و مهم قرار داشتند. هر روز جمعه گروه هاى مذهبىِ منظّم از مردم محل در این زاویه ها جمع مى شدند و خطیبان مردم را به پیروى از اصول دینىِ اسلام و توجّه به جامعه اسلامى گسترده تر و فراگیرتر ترغیب مى کردند. این زاویه ها همچنین به عنوان کانون جمعیت هاى مختلف تحت اشراف یک زعیم یا شیخ نقش آفرین بوده و مسئولیت حل اختلاف و ایجاد سازش در مشاجرات محلى را بر عهده داشته اند. در کنار هر زاویه مدرسه اى نیز وجود داشت. مردم در زمین هاى مجاور زاویه ها براى تأمین مخارج آنها کشت و زرع مى کردند. در این زاویه ها تازه واردان اخوان (برادران) نامیده مى شدند.تحت رهبرى هوشمندانه سنوسى، این جنبش به چاد، آفریقاى مرکزى و حجاز گسترش یافت. اما این فرقه براى لیبى اهمیت خاصى داشته است، که به صورت نهضتى دینى، فرهنگى، و سیاسى درآمد. این حرکت تأثیر گسترده اى بر نبرد علیه استعمار داشت; نخست در آفریقاى مرکزى و تحت رهبرى سید المهدى پدرشاه ادریس، و پس از آن در لیبى بر ضد ایتالیایى ها از سال ۱۳۲۹ق/۱۹۹۱م تا خروج نهایى آنها در طى جنگ جهانى دوم.سنوسى کبیر آمیزه اى بى نظیر از استعدادهاى ذاتى بود، به گونه اى که هم عالم دینى، هم عارف، و هم مرد عمل بود. این فرقه از پیروان خود مى خواست که خود را در بطن زندگىِ عملى بیشتر وقف شناخت اسلام کنند تا از روشنایى تجربه عرفانى بهره مند شوند. سنوسى کبیر اصرار داشت که پیروانش به قرآن و سنت پیامبر بازگردند، و از عادات مربوط به دوره هاى بعدى فاصله بگیرند.بعد از گذشت چند سال، سنوسى بار دیگر به مکه رفت و در آنجا به وعظ زائرانى که از نقاط مختلف جهان اسلام به آنجا مى آمدند پرداخت. اخوان سنوسیه، چنان تحت تأثیر تعالیم استاد خود بودند که خود به سفیران فعالى براى طریقه سنوسیه تبدیل شدند و با مسافرت به نقاط مختلف زاویه هاى جدیدى را بنیان نهادند. سنوسى در سال ۱۲۶۹ق/۱۸۵۳م به سیرنائیکا بازگشت، و در سال ۱۲۷۱ق/۱۸۵۵م مرکز طریقه خود را از شهر البیذا به آبادى دوردست جغبوب،[۳۳] حدود ۱۸۰ مایلى جنوب توُبْروک منتقل کرد و در آنجا در حاشیه صحرا انجمن پررونقى را از پیروانش تاسیس کرد; وى در آنجا منطبق با الگوى دانشگاه الازهر در قاهره و دیگر مراکز آموزشى اسلامى در شمال افریقا دانشگاهى اسلامى را تأسیس کرد. او علماى زیادى را گرد هم آورد و کتابخانه اى مشتمل بر هشت هزار جلد کتاب و یک هزار جلد نسخه خطى بنا نهاد و سیصد شاگردِ برجسته تربیت کرد که همگى از انگیزه اى قوى براى اصلاح بنیادین جامعه اسلامى و گسترش پیام اسلام در آفریقاى مرکزى و سرزمین هاى هم جوار صحرا برخوردار بودند. این مراکز جدید سنوسى در مسیر تجارى مهمى قرار گرفت و کانون تأثیر سنوسیان بر مصر، سودان، و لیبى به دور از دخالت هاى سیاسى اروپاییان و ترک ها گردید.سنوسى کبیر در سال ۱۲۷۵ق/۱۸۵۹م، پس از این که پایه هاى استوار جنبش سنوسیه را بنانهاد، در شهر جغبوب درگذشت، سپس در آنجا در مقبره اى باشکوه دفن شد که هنوز هم مورد احترام سنوسیان است. موفقیت فرقه سنوسیه را از این واقعیت مى توان دریافت که هنگامى که سید محمد مهدى جانشین سنوسىِ بزرگ، رهبرى این فرقه را در سال ۱۲۷۵ق /۱۸۵۹م، عهده دار شد، سنوسیه ۱۴۶ زاویه داشت.
نتیجه صوفى گرى در سرتاسر تاریخ اسلام در بسط و حفظ اسلام و فرهنگ آن در آفریقا نقش اساسى داشته است. صوفى گرى در آفریقا همه جنبه هاى زندگى را، از معمارى تا سیاست تحت تأثیر خود قرار داده است. اما بیش از همه، زمینه تربیت نسل هاى دیندار و مردان و زنان پرهیزکارى را فراهم ساخت، که نمونه هاى برجستگى و حکمت معنوى بوده اند. در سراسر قاره آفریقا و در طى قرن ها میلیون ها نفر از آفریقاییان که دعوت اسلام را پذیرفتند به این شخصیت ها عشق ورزیده و از آنان تبعیت کرده اند. معنویتى که صوفیان تعلیم مى دادند تا زمان حاضر به عنوان یک واقعیت زنده در سرتاسر آفریقا، که هم اکنون اکثریت ساکنان آن مسلمان هستند باقى مانده است.
پیوست یا ضمیمه تعدادى از فرق صوفى در آفریقا که هم اکنون وجود دارند:طریقتمنطقه نفوذ : قادریّهدوره آغازِ نفوذ : سرتاسر آفریقادر زمان عبدالقادر الجیلانى (م۵۶۱ق /۱۱۶۶م)شاذلیهعمدتاً در مراکش، تونس، الجزائر و اوگانداابوالحسن شاذلى در تونس (م۶۴۸ق /۱۲۵۰م)سمّانیّه (شاخه اى از شاذلیه)مصر و سودان قرن ۱۳ق/۱۹مرفاعیّه : در بیشتر مناطق آفریقا ۵۷۰ق/۱۱۷۵معلویّه : ۶۵۳ق/۱۲۵۵م
احمدیّه : مصرسیداحمدالبداوى(م۶۷۵ق/۱۲۷۶م)برهانیّه : مصرابراهیم الدسوقى (م۶۷۶ق/ ۱۲۷۷م)جذولیّه (شاخه اى از شاذلیه) : مراکش ۸۶۹ق/۱۴۶۵معیسویه : مراکش، الجزائر و تونسمحمد بن عیسى (م۹۳۰ق/۱۵۲۳م)تیجانیّه : شمال و غرب آفریقا ۱۱۹۶ق/۱۷۸۲مسنوسیّه : لیبى : ۱۲۵۳ق/۱۸۳۷مدرقاویّه : الجزائر، مراکش ۱۲۸۳ق/۱۸۲۳ممدنیّه (شاخه اى از درقاویّه)تریپولیتانى : قرن ۱۳ق/قرن ۱۹معیدروسیّه : لامو و زنگبار ۹۱۵ق/۱۵۰۹معلویه (شاخه اى از درقاویّه)الجزائر : شیخ احمد العلوى (م۱۳۳۷ق /۱۹۱۹م)عمّاریّه (شاخه اى از قادریه)الجزائر، تونس : قرن ۱۳ق/قرن ۱۹معروسیه (شاخه اى از قادریه)تریپولیتانى : عبدالعباس بن عروس متوفاى (م۸۶۴ق/۱۴۶۰م)طریقت : منطقه نفوذدوره آغازِ نفوذاوامریّه (شاخه اى از عیسویّه)تونس : قرن ۱۳ق / قرن ۱۹مبکّائیه (شاخه اى از قادریه)سودان : ۹۱۱ق/۱۵۰۵مبوعلیّه : مصر، الجزائرقرن ۱۳ق/قرن ۱۹ماسماعیلیه : سودانقرن ۱۳ق/ قرن ۱۹ممشیشیّه : مراکشابن مشیش (م۶۲۳ق/۱۲۲۶م)یوسفیّه (شاخه اى از شاذلیه) : مغربقرن ۱۰ق/قرن ۱۶مخاتمیه یا میرقانیه (شاخه از جنبش ادریسیه)سودان : ۱۲۶۹ق/۱۸۵۳ممریدیّه (شاخه اى از قادریه)سنگال : احمد بومبا (م۱۳۴۵ق/۱۹۲۷م)حدادیّه : اوگاندایادداشت ها۱٫ آى. ام. لویس، اسلام در مناطق استوایى افریقا، (لندن: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۶۶م)، ص۲۷٫۲٫ اچ. اى. آر. گیب، دیانت محمدى، (لندن: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۶۴م)، ص۱۴٫۳٫ رک: جى.اس. تریمینگهام، تاریخ اسلام درغرب افریقا، (لندن:انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۶۸م)، ص۱۵۸٫۴٫ همان، ص۲۳، شماره ۲۰٫۵٫ اى. اس. ترایتون، اسلام، (لندن: کتابخانه دانشگاه هوتچینسون، ۱۹۶۲م)، ص۹۷٫۶٫ تریمینگهام، تاریخ اسلام، ص۲۳٫۷٫ ابن اباذر الفاسى، روض القرطاس: تاریخ پادشاهى مغرب، مترجم: اى. بیومیر، (پاریس: ایم پریرى ایمپریال، ۱۸۶۰م)، ص۱۷۰٫۸٫ البکرى، Description de L’Afrique Septentrionalec، ترجمه و ویرایش: بارون مک گیوچین، (پاریس، گیوتنر، ۱۹۱۳م)، ص۱۶۹ـ۷۰٫۹٫ همان، ص۱۳ـ۴۱، ۲۰۴٫۱۰٫ ام.اى.کلین، اسلام وامپریالیسم در سنگال، (استنفورد: انتشارات دانشگاه استنفورد پاریس، ۱۹۶۸م)، ص۶۳٫۱۱٫ تریمینگهام، تاریخ اسلام، ص۹۱٫۱۲٫ تریمینگهام، طریقت هاى صوفى در اسلام، ص۸۸٫۱۳٫ کلین، اسلام و امپریالیسم در سنگال، ص۹۶; نیز رک: جى. ام. ابوالنصر، تیجانیّه (لندن: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۶۵).۱۴٫ لوئیس، اسلام در مناطق استوایى آفریقا، ص۹٫۱۵٫ درباره طریقت سنوسیه رک: اِن. زیاده، سنوسیه: پژوهشى درباره جنبش هاى تداوم یافته در اسلام (لیدن: بریل، ۱۹۵۸).
پی نوشت :
[۲۶]. Kaolak[27]. Afikpo[28]. Engugu-Ezike[29]. Fez[30]. Matwas[31]. al-bid: atal sayyi’ah[32]. Hadith[33]. Jaghbub منبع: پایگاه دانشگاه ادیان و مذاهب
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها