تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


قرینه هشتم : مدینهالنبى ، شهرى که حرمت آن نادیده گرفته شدمدینهالنبى (صلی الله علیه واله)، شهر رسول خدا(صلی الله علیه واله) و پایگاه نخستین اسلام، همواره در چشم مسلمانان جهان از ارج و منزلت ویژه اى برخوردار بوده است. شخص رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه واله) نیز عنایت خاصّى به این شهر و مردم آن (یارى دهندگان پیامبر) داشته، در مناسبتهاى مختلف، بر امنیت مدینه و حفظ حرمت ساکنان آن، سفارش و تأکید نموده اند؛ از آن جمله اند:۱ـ ابن خلاد از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: من أخاف أهل المدینه أخافه اللّه و علیه لعنه اللّه والملائکه والناس أجمعین.۱۲ـ جابربن عبداللّه از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: من أخاف أهل المدینه فقد أخاف ما بین جنبىّ؛۲هر که مردم مدینه را بترساند، تحقیقا مرا ترسانده است.۳ـ عبداللّه بن عمر از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: من آذى أهل المدینه آذاه اللّه و علیه لعنه اللّه والملائکه والناس أجمعین.۳۴ـ عباده بن صامت از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند:اللهم من ظلم أهل المدینه وأخافهم فأخفه و علیه لعنهاللّه والملائکه والناس أجمعین، لا یقبل منه صرف و لاعدل.۴ملاحظه گردید که رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه واله) با چند بیان و دعا، تصریح نموده اند: هرکس، مردم مدینه را بترساند، خداوند او را خواهد ترساند و لعنت خدا، فرشتگان و همه مردم، بر چنین فردى باد! هرکس مردم مدینه را بترساند، مرا ترسانده است. هر کس، مردم مدینه را بیازارد، خداوند او را عذاب خواهد نمود و لعنت خدا، فرشتگان و مردم بر او باد! خداوندا، هر کس بر مردم مدینه ظلم کرد و آنان را ترساند، بترسانش! و لعنت خدا، ملائکه و همه مردم بر او باد و از اوهیچ عبادتى پذیرفته نیست.اکنون آیا کسانى مانند معاویه و فرزندش یزید که سفارش هاى رسول خدا(صلی الله علیه واله) را نادیده گرفته اند، مى توانند جانشین پیامبر(صلی الله علیه واله) باشند؟معاویه، نخست در سال چهل هجرى و در عهد خلافت على(علیه السّلام) ، بسربن ارطاه را در رأس سپاهى به مدینه فرستاد تا از مردم مدینه براى او بیعت بگیرد. بسر، مردم را تهدید به قتل نمود و جمع کثیرى از آنان را نیز به قتل رساند و بدین وسیله مردم مدینه را وادار ساخت تا با معاویه بیعت کنند.۵و بار دوم، در سال ۵۰ و ۵۱ هجرى، به هنگام بیعت گرفتن براى یزید، به تهدید و ارعاب مردم مدینه پرداخت و به زور از آنان بیعت گرفت.۶یزید نیز در سال ۶۳ هجرى و در جریان«واقعه حرّه»، به حرم پیامبر(صلی الله علیه واله) لشکر کشید و مردم مدینه را مورد آزار و اذیّت قرار داد و عده کثیرى از آنان را به قتل رسانید و ناموس آنان را هتک نمود، تا آنجا که به نوشته سیوطى، هزار دختر باکره، بکارت خود را از دست دادند.۷در واقعه«حرّه» افزون بر مردم عادى، جمعى از صحابه و یاران رسول خدا(صلی الله علیه واله) و نیز«ام سلمه» همسر آن حضرت، کشته شدند.۸قابل ذکر است که پس از حادثه«حرّه» و در زمان حاکمیت سایر حاکمان اموى و عباسى نیز، همواره مردم مدینه، تحت ستم آنان قرار داشته اند.حال، آیا کسى که مورد لعن خدا، پیامبر، فرشتگان و مردم قرار دارد، مى توان او را جانشین رسول خدا(صلی الله علیه واله) دانست؟ کسى که اعمالش موجب شد تا خداوند به سرعت طومار زندگى او را درهم پیچد؟رسول خدا(صلی الله علیه واله) سالها پیش از بروز این حوادث، فرموده بود: من أراد أهل المدینه بسوء، أذابه اللّه کما یذوب الملح فى الماء.۹به راستى، چقدر تفاوت است میان ابن حجر و قاضى عیاض که یزید را جزو خلفاى پیامبر(صلی الله علیه واله) به شمار آورده اند و سیوطى که با صراحت تمام، یزید و همدستانش را لعن مى کند!۱۰
قرینه نهم : خلافت ، سى سال استقرینه دیگر این بحث، روایاتى است که رسول خدا(صلی الله علیه واله) دوران خلافت پس از خود را سى سال دانسته اند. این احادیث، از طرق مختلف و با تعابیر گوناگونى از رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه واله) روایت شده اند که نمونه هایى از آنها را ذکر مى کنیم:۱ـ سفینه از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: الخلافه فى أمّتى ثلاثون سنه، ثم ملک بعد ذلک؛۱۱خلافت در امّت من، سى سال است و پس از آن، پادشاهى است.۲ـ قرطبى از پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: الخلافه بعدى فى أمّتى ثلاثون سنه، ثم ملک بعد ذلک.۱۲۳ـ سفینه از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: خلافهالنبوّه ثلاثون سنه، ثم یؤتى اللّه الملک من یشاء.۱۳۴ـ زبیدى شافعى از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: الخلافه بعدى ثلاثون سنه، ثم یکون(تصیر) ملکا عضوضا.۱۴واژه«عضّ» به معناى چنگ زدن و به دندان گرفتن است، و«ملک عضوض» یعنى پادشاهى یى که آن را نه براساس بیعت و رأى مردم، بلکه براساس ظلم و ستم و با چنگ و دندان به دست آورده باشند.زبیدى شافعى، پس از نقل حدیث مى گوید:«عضوض» چیزى است که در آن، ظلم و ستم وجود داشته باشد، و«ملک عضوض» پادشاهى یى است که در آن، بر مردم ستم مى شود.وى مى افزاید:اهل سنّت، اتفاق دارند براینکه معاویه در ایام خلافت على از ملوک و پادشاهان بوده است، نه از خلفا؛ اما[درباره حکومت معاویه] پس از درگذشت على، در میان مشایخ ما اختلاف وجود دارد. برخى گفته اند: براى او بیعت منعقد شده و امام گشته است. گروه دیگرى گفته اند: امامت براى او منعقد نشده و همچنان بر ملوکیّت خود باقى مانده است. دلیل این گروه، حدیثى است که ترمذى از طریق سفینه، از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل کرده که آن حضرت فرمود: «الخلافه بعدى ثلاثون سنه، ثم تصیر ملکا».دوران سى ساله خلافت که در حدیث فوق به آن اشاره شده، با خلافت حسن بن على پایان یافته است. و حسن بن على هم که خلافت را به معاویه واگذار نمود، صرفا از روى ضرورت بود؛ چون معاویه، عزم جنگ با آن حضرت و تصمیم به خون ریزى داشت؛ ولى نظر حسن بن على بر جنگ و خون ریزى نبود. به همین جهت، خلافت را به معاویه واگذار نمود تا خون مسلمانان محفوظ بماند.۱۵چنانکه ملاحظه گردید، در تمامى این روایات، مدت خلافت پس از رسول عالى قدر اسلام (صلی الله علیه واله)، سى سال ذکر شده است که به اعتراف خود دانشمندان اهل سنّت، این مدت، پس از خلافت حسن بن على(علیه السّلام) پایان پذیرفته و سپس دوران حاکمان اموى و عباسى آغاز گشته است؛ حکومتى که به فرموده رسول خدا(صلی الله علیه واله) «ملک عضوض» بوده است. بنابراین، توجیهى براى معرفى معاویه، یزید و دیگر امویان و عباسیان به عنوان جانشین و خلیفه رسول اللّه (صلی الله علیه واله) باقى نمى ماند و کسانى مانند قاضى عیاض و ابن حجر باید براى یافتن مصادیق خلفاى دوازده گانه رسول خدا(صلی الله علیه واله) چاره دیگرى بیندیشند.آنچه گذشت، حقیقتى است که شمارى از صحابه نیز بدان تصریح کرده اند؛ از جمله سعیدبن جمهان که مى گوید:وقتى سفینه حدیث رسول خدا(صلی الله علیه واله) را که فرمود:«الخلافه فى أمّتى ثلاثون سنه، ثم ملک بعد ذلک» برایم نقل کرد، به او گفتم:«بنى امیه گمان مى کنند که خلافت در میان آنهاست». سفینه گفت: دروغ مى گویند پسران زن چشم کبود؛۱۶ بلکه آنان از پادشاهانند؛ آن هم از بدترین پادشاهان.۱۷
قرینه دهم : خلافت در مدینه ، پادشاهى در شامقرینه دهم که مکمل قرینه گذشته است، حدیث معروفى است که ابوهریره از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: الخلافه بالمدینه والملک بالشّام.۱۸در «تهذیب تاریخ دمشق»، پس از نقل حدیث فوق، در ذیل صفحه آمده است:خلافت، اختصاص به صدر اسلام و زمان خلفاى راشدین دارد و از هنگامى که خلافت به بنى امیه در شام انتقال یافت، به پادشاهى و سلطنت مبدّل گشت.۱۹ملاحظه مى شود که پیامبراسلام(صلی الله علیه واله) در این حدیث تصریح نموده اند که پایگاه خلافت، در مدینه است و آنچه در شام صورت مى گیرد، خلافت و جانشینى رسول خدا(صلی الله علیه واله) نیست؛ بلکه پادشاهى و سلطنت است. بنابراین، تلاش آنانى که شمارى از حاکمان اموى و عباسى را در گروه جانشینان دوازده گانه پیامبر(صلی الله علیه واله) مى گنجانند، قابل قبول نیست.
قرینه یازدهم : بیعت براى دو خلیفهیکى دیگر از قراین، حدیث معروفى است که جمع زیادى، آن را از پیامبراکرم(صلی الله علیه واله) نقل کرده اند. متن حدیث، بنابر آنچه در«صحیح مسلم» از طریق ابوسعید خدرى نقل شده، چنین است:عن أبى سعید الخدرى، عن النبى ـ صلّى اللّه علیه و سلّم ـ قال:«اذا بویع لخلیفتین، فاقتلوا الآخر منهما»؛۲۰هرگاه براى دو خلیفه بیعت گرفته شد، دومى را بکشید.براساس نقل مورّخان، معاویه، همزمان با خلافت على(علیه السّلام) ، نمایندگانى به نقاط مختلف کشور اسلامى فرستاد تا براى او بیعت بگیرند. از جمله، در سال چهل هجرى، بسر بن ارطاه را در رأس سپاهى به مدینه و مکه و یمن فرستاد. بسر در مدینه با تهدید، ارعاب و قتل مردم، آنها را وادار به بیعت با معاویه کرد.۲۱این اقدامات معاویه در حالى صورت مى گرفت که قاطبه امت اسلامى، سالها پیش از آن، به امیرالمؤمنین(علیه السّلام) دست بیعت داده بودند و آن حضرت را به عنوان خلیفه مسلمین و جانشین رسول خدا(صلی الله علیه واله) برگزیده بودند.حال، آیا کسى را که براساس فرمان رسول خدا (صلی الله علیه واله) کشتن او واجب است، مى توان خلیفه مسلمین و جانشین رسول خدا(صلی الله علیه واله) دانست؟!ادامه دارد …
پی نوشت :
۱٫ المعجم الکبیر، طبرانى، داراحیاءالتراث، ج۷، ص۱۴۳؛ تاریخ الخلفاء، سیوطى، دارالقلم، ص۲۳۳؛ مجمع الزوائد، هیثمى، دارالفکر، ج۳، ص۶۵۹۲٫ مجمع الزوائد، ج۳، ص۶۵۸؛ کنزالعمال، متقى هندى، الرساله، ج۱۲، ص۲۳۷؛ مسند احمدبن حنبل، ج۳، ص۳۵۴، ۳۹۳۳٫ مجمع الزوائد، ج۳، ص۶۵۹؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۲۳۷۴٫ مجمع الزوائد، چاپ دارالفکر، ج۳، ص۶۵۸(با تصریح به صحت حدیث).براى موارد دیگر رجوع شود به روایت دیگرى از سائب بن خلاد در: مسند احمدبن حنبل، ج۴، ص۵۵ و ۵۶؛ المعجم الکبیر، ج۷، ص۱۴۴؛ حلیهالأولیاء، ابونعیم، دارالکتب العلمیه، ج۱، ص۳۷۲؛ و نیز روایت دیگرى از جابربن عبداللّه در: التاریخ الکبیر، بخارى، دارالفکر، ج۱، ص۱۱۷ و ج۳، ص۱۸۶؛ حلیهالأولیاء، ج۱، ص۳۷۲؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۲۳۷؛ الترغیب والترهیب، منذرى، چاپ حلبى، ج۲، ص۲۳۲؛ مجمع الزوائد، چاپ قدسى، ج۳، ص۳۰۶٫ به غیراز موارد پیش گفته، احادیث فراوان دیگرى از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل شده است.۵٫ مروج الذهب، مسعودى، دارالمعرفه، ج۳، ص۳۰ و ۳۱۶و۷و۸٫ تاریخ الخلفاء، ص۲۱۹، ۲۳۳ و ۲۳۴۹٫ مجمع الزوائد، دارالفکر، ج۳، ص۶۵۷( با تصریح به صحت حدیث)؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۲۳۸؛ صحیح مسلم، دارالفکر، ج۲، ص۱۰۰۸(کتاب حج، باب ۸۹، حدیث ۴۹۴)؛ سنن ابن ماجه، داراحیاء التراث، ج۲، ص۱۰۳۹، ح۳۱۱۴؛ مسند احمدبن حنبل، ج۲، ص۳۵۷؛ التاریخ الکبیر، ج۱، ص۲۳۸۱۰٫ تاریخ الخلفاء، سیوطى، بیروت، دارالعلم، ص۲۳۱۱۱٫ سنن ترمذى، چاپ سلفیه، ج۳، ص۳۴۱؛ مسند احمدبن حنبل، ج۵، ص۲۲۰و۲۲۱؛ مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۴۵؛ تیسیرالوصول، زبیدى شافعى، ج۲، ص۳۴؛ التاج الجامع للأصول، منصور على ناصف، چاپ استانبول، ج۳، ص۴۰؛ دلائل النبوه، بیهقى، دارالکتب العلمیه، ج۶، ص۳۴۲؛ البدایه والنهایه، ابن کثیر، ج۵، ص۳۱۵؛ السنه، ابن ابى عاصم، المکتب الاسلامى، ج۲، ص۵۶۴؛ همچنین سیوطى به طریق خودش از سفینه، از رسول خدا(صلی الله علیه واله) نقل مى کند: الخلافه ثلاثون عاما ثمّ یکون بعد ذلک الملک.(تاریخ الخلفاء، ص۱۷).۱۲٫تفسیر قرطبى، احیاءالتراث، ج۱۲، ص۲۹۷و۲۹۸؛ کنزالعمال،ج۶، ص۸۷؛ الجامع الصغیر، سیوطى، دارالکتب العلمیه، ص۲۵۲؛ المعجم الکبیر، طبرانى، احیاءالتراث، ج۷، ص۸۴۱۳٫ کنزالعمال، ح۱۴۹۶۲؛ المعجم الکبیر، ج۷،ص۸۴٫ جمله نخست این حدیث را حاکم نیشابورى در المستدرک(ج۳، ص۱۴۵) و طبرانى در المعجم الکبیر(ج۷، ص۸۴) نیز آورده اند.۱۴٫ اتحاف سادهالمتقین، زبیدى، دارالفکر، ج۲، ص۲۱۰؛ البدایه و النهایه،مکتبهالمعارف، ج۳، ص۲۱۹و ج۸، ص۱۳۵؛ موارد الظمآن، هیثمى، چاپ حلبى، ح۱۵۳۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۸۵؛ فتح البارى، ابن حجر، دارالفکر، ج۸، ص۷۷و ج۱۲، ص۲۸۷ و ج۱۳، ص۲۱۲؛ مشکل الآثار، ج۴، ص۳۱۳؛ تفسیر قرطبى، دارالکتب المصریه، ج۱۲، ص۲۹۷و۲۹۸؛ تهذیب تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج۴، ص۲۲۲؛ شرح مقاصد، تفتازانى، انتشارات رضى، ج۵، ص۲۳۹۱۵٫ اتحاف سادهالمتقین، ج۲، ص۲۲۵و۲۲۶۱۶٫ مقصود، هند، زن ابوسفیان است.۱۷٫ سنن ترمذى، ج۳، ص۳۴۱۱۸٫ تهذیب تاریخ دمشق، ج۱، ص۴۱؛ مستدرک حاکم، ج۳، ص۷۲(با تصریح به صحت حدیث)؛ مشکاهالمصابیح، تبریزى، المکتب الاسلامى، ح۶۲۷۵؛ دلائل النبوه، ج۶، ص۴۴۷؛ کنزالعمال، ج۶، ص۸۸، ح۱۴۹۶۶؛ التاریخ الکبیر، ج۴، ص۱۶؛ البدایه والنهایه، ج۸، ص۲۰ و ج۶، ص۲۲۱؛ تنزیه الشریعه، ابن عراق، چاپ قاهره، ج۴، ص۲؛ العلل المتناهیه، ابن جوزى، چاپ هند، ج۲، ص۲۸۰؛ الجامع الصغیر، سیوطى، ص۲۵۲، ح۴۱۴۷۱۹٫ تهذیب تاریخ دمشق، ج۱، ص۴۲۲۰٫ صحیح مسلم، کتاب العماره، باب۱۵؛ سنن بیهقى، دارالمعرفه، ج۸، ص۱۴۴؛ مجمع الزوائد، ج۵، ص۳۵۹؛ تلخیص الحبیر، ابن حجر، دارالمعرفه، ج۴، ص۴۳؛ لسان المیزان، ابن حجر، مؤسسه اعلمى، ج۴، ص۴۳۵، ح۱۳۲۹؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادى، دارالکتب العلمیه، ج۱، ص۲۳۹؛ میزان الاعتدال، ذهبى، ح۳۱۴۲، ۶۷۰۸ و ۷۶۴۶؛ کنزالعمال، ج۶، ص۵۲؛ اتحاف سادهالمتقین، ج۲، ص۲۳۲۲۱٫ مروج الذهب، مسعودى، دارالمعرفه، ج۳، ص۳۰و۳۱منبع: www.hadith.net/خ
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها
تازه ترین مطالب
نشست تخصصی “وضعیت شناسی داخلی و خارجی و راه های برون رفت از وضعیت موجود”

نشست تخصصی “وضعیت شناسی داخلی و خارجی و راه های برون رفت از وضعیت موجود”

ابراهیمی اصل:  آمریکا و اسرائیل جنگی نرم افزاری ضد ایران شروع کرده اند که هزینه آن را سعودی می دهد

ابراهیمی اصل: آمریکا و اسرائیل جنگی نرم افزاری ضد ایران شروع کرده اند که هزینه آن را سعودی می دهد

راه بازگشت دوباره به قرآن و عترت

راه بازگشت دوباره به قرآن و عترت

تفاوت مقام معصومان با مقربانی مانند حضرت عباس علیهم السلام

تفاوت مقام معصومان با مقربانی مانند حضرت عباس علیهم السلام

پاسخ به ده شبهه وهابیت پیرامون غدیر

پاسخ به ده شبهه وهابیت پیرامون غدیر

حدیث غدیر در نهج البلاغه

حدیث غدیر در نهج البلاغه

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که تعداد آیات قرآن که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل کرده بود، هفده هزار آیه بود؟!

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که تعداد آیات قرآن که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل کرده بود، هفده هزار آیه بود؟!

آیا پیامبران به آمدن ائمه معصومین بشارت دادند؟

آیا پیامبران به آمدن ائمه معصومین بشارت دادند؟

سالگرد ارتحال مرجع عالی قدر تشیع ایت الله بروجردی(رحمت الله)

سالگرد ارتحال مرجع عالی قدر تشیع ایت الله بروجردی(رحمت الله)

ضوابط و احکام بدعت از نگاه مذاهب فقهى‏

ضوابط و احکام بدعت از نگاه مذاهب فقهى‏

آثار سیاسى- اجتماعى جریان‏هاى تکفیرى بر عقب ‏ماندگى کشورهاى اسلامى‏

آثار سیاسى- اجتماعى جریان‏هاى تکفیرى بر عقب ‏ماندگى کشورهاى اسلامى‏

حدیث سفینه و مساله توسل

حدیث سفینه و مساله توسل

تقویم شیعه پانزدهم شوال

تقویم شیعه پانزدهم شوال

مراسم شصتمین سالگرد زعیم عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره)

مراسم شصتمین سالگرد زعیم عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره)

برگزاری دوره های آموزشی شیعه شناسی مخصوص خواهران

برگزاری دوره های آموزشی شیعه شناسی مخصوص خواهران