تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


نخستین انشعاب در زیدیهدر همان آغازِ شکل‏گیری زیدیه و در حالی‏که مبارزات و حرکت سیاسی علویان زیدی ادامه داشت، در کوفه سه گرایش عقیدتی و فکریِ عمده در میان پیروان و معتقدان به امامت زید شکل پیدا کرده بود: جارودیه، صالحیه و سلیمانیه.۶۵
الف) جارودیه (یا سرحوبیه )این گرایش به ابی‏جارود زیاد بن منذر عبدی (متوفای ۱۵۰ق) منسوب است. وی از اصحاب امام باقر(علیه السّلام) و سپس امام صادق(علیه السّلام) بود، ولی بعدها ایشان را ترک کرد و به اردوی امام زید پیوست.۶۶ اصول و ویژگی‏های عقاید جارودیه عبارت است از: ۱٫ نص خفی بر امامت علی(علیه السّلام)۶۷ و نص جلی بر امامت حسن(علیه السّلام) و حسین(علیه السّلام)۶۸ و درنتیجه حکم به کفر و ضلالت امت پس از پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به جهت مخالفت با نص و تن دادن به خلافت شیخین؛۶۹ ۲٫ حصر امامت در فرزندان فاطمه(س) اعم از فرزندان امام حسن(علیه السّلام) یا امام حسین(علیه السّلام)؛۷۰ ۳٫ اعتقاد به اصل مهدویت.۷۱این شاخه از زیدیه با مطرح کردن نص بر خلافت علی و حسنین(علیه السّلام) و دور شدن از اعتقاد منسوب به امام زید در قبول و رضایت به خلافت شیخین و همچنین رو آوردن به اصل مهدویت که از اصول مورد قبول امامیه است، بیش از دیگر شاخه‏ها به امامیه نزدیک شدند، به‏طوری‏که از ویژگی‏های جارودیه، توجهِ همزمان به نظریه خروج و عقیده به مهدی منتظر است.۷۲ جارودیه از طرفی دیگر دارای عقایدی افراطی بوده و به غلو شناخته شده‏اند. افراط آنان مشخصا در دو نظریه جلوه‏گر است: یکی قدح شدید و تکفیر شیخین؛۷۳ و دیگری تکفیر و مشرک دانستن کسانی از اهل بیت که مدعی امامت باشند، ولی خانه‏نشین بوده و قیام نکنند،۷۴ و همچنین تکفیر پیروان چنین افرادی.۷۵ (مصداق مورد نظرشان امام جعفر صادق(علیه السّلام) و پیروان مکتب ایشان بود.) آنان همچنین مانند خوارج، مرتکب کبائر را محکوم به کفر می‏دانستند.۷۶
ب) سلیمانیه (یا جریریه )این فرقه به سلیمان بن جریر الرقی منسوب است. او نیز در آغاز از اصحاب امام صادق(علیه السّلام) بود که از آن حضرت جدا شد و به پیروان امام زید پیوست.۷۷ عدم حصر امامت در اولاد فاطمه(س) و اعتقاد به شورایی بودن آن از همان ابتدا و درنتیجه دادنِ مشروعیت ذاتی به خلافت شیخین از جمله مهم‏ترین اعتقادات این فرقه است.۷۸ هرچند آنان نیز به خطای امت در عدم انتخاب افضل یعنی علی(علیه السّلام) معتقد بودند،۷۹ ولی آن را خطایی از روی اجتهاد می‏دانستند که موجب فسق نمی‏شود؛۸۰ و درباره عثمان۸۱ و همه محاربان با علی(علیه السّلام) چون عایشه، طلحه و زبیر همانند جارودیه حکم به کفر می‏کردند.۸۲ اهل سنت نیز متقابلا آنان را تکفیر کردند.۸۳ سلیمانیه همچنین بر شیعیان امامی در اعتقاد به «بدا» و «تقیه» خرده می‏گرفتند.۸۴
ج) صالحیه (یا بتریه )این گرایش به حسن بن صالح بن حی همدانی (۱۰۰ـ۱۶۸) منسوب است. از اصول مطرح در این فرقه جواز امامت مفضول با وجود افضل است،۸۵ با این توضیح که علی و اولاد او از دیگران افضلند، ولی در خصوص حضرت علی(علیه السّلام) معتقدند که آن حضرت به خواستِ خود کنار رفت.۸۶ بنابراین، امامت علی(علیه السّلام) تنها پس از بیعت مردم محقق شده۸۷ و امامت شیخین نیز بلااشکال است.۸۸ آنان درباره حکم عثمان توقف کردند.۸۹ همچنین آنان امامت هر یک از اولاد علی را که خروج کند می‏پذیرفتند، چه از فرزندان فاطمه باشد، یا نباشد.۹۰ همان‏گونه که آشکار است، این فرقه از همه فرق خواه زیدیه به اهل‏سنت نزدیک‏تر است.۹۱به‏طور خلاصه می‏توان گفت که جارودیه به دلیل اعتقاد به وجود نص بر امامت و رد خلافت شیخین و قبول اصل مهدویت از فرق دیگر به شیعیان امامیه نزدیک‏تر بودند و تأثیر بیشتری از آنان پذیرفتند، در حالی‏که دو فرقه دیگر (صالحیه و سلیمانیه) از حنفیه و معتزله تأثیر بیشتری پذیرفتند و به اهل سنت نزدیک‏تر بودند.۹۲ این تمایز در حدی بود که صالحیه و سلیمانیه، جارودیه را به دلیل تکفیر شیخین تکفیر کردند و جارودیه نیز متقابلا آنان را به دلیل ترک تکفیر شیخین محکوم به کفر دانستند.۹۳
حکومت امامان زیدیه و جریان نزدیک به امامیهدر قرن سوم، به تدریج مذهب زیدیه به انسجام و شکل نهایی خود رسید، و این مهم با به‏دست گرفتن قدرت سیاسی به‏وسیله امامان زیدیه در ایران و یمن همزمان بود. در این مقطع، قاسمیه، هادویه و ناصریه در امتداد جریان نزدیک به امامیه، جریان‏های غالب و بارز زیدیه بودند که مرکزیت آن از کوفه به ایران و یمن انتقال یافته بود.۹۴
۱٫ امام ناصر اطروش و دولت زیدیه در طبرستان و دیلمدر حالی‏که سال‏ها بود که کوفه و حجاز برای ادامه فعالیت علویان ناامن شده بود، امام حسن بن علی بن عمر بن علی بن الحسین(علیه السّلام) (۲۳۰ـ۳۰۴) معروف به ناصر اطروش که مردی فقیه، عالم و شجاع بود، در سال ۲۸۴ در خراسان قیام کرد۹۵ و پس از یک دوره اختفا به گیلان و دیلم رفت و در آن‏جا به مدت سیزده سال مردم را به تشیع دعوت کرد.۹۶ او سپس در سال ۳۰۱ طبرستان را به قلمرو خود اضافه کرد.۹۷ پیش از این، در سال ۲۵۰، حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن الحسن بن الحسن(علیه السّلام) معروف به داعی کبیر در طبرستان قیام کرده و اولین حکومت علویان زیدی را در طبرستان تاسیس کرده بود.۹۸ پس از وفات داعی کبیر در سال ۲۷۰،۹۹ برادرش محمد بن زید تا وفاتش در سال ۲۸۷،۱۰۰ جانشین او بود و از آن پس فرزندان محمد تا ظهور و تأسیس دولت امام ناصر بر طبرستان حکم می‏راندند. امام ناصر اطروش در سال ۳۰۴ درگذشت،۱۰۱ ولی دولت امامت زیدی در طبرستان که او بنیان نهاده بود۱۰۲ تا سال ۳۱۶۱۰۳ و به روایتی تا ۳۵۵۱۰۴ ادامه یافت.افکار و آرای امام ناصر و کمک‏های مادی و معنوی او به دولت امام هادی۱۰۵ که همزمان دولت امامان زیدی را در یمن تاسیس کرده بود،۱۰۶ به خوبی تعلق او را به شاخه نزدیک به امامیه نشان می‏دهد. امام ناصر بیش از آن‏که تحت تاثیر مستقیم تعالیم امام قاسم و امام هادی باشد تحت تاثیر امامیه بود و در احکام طلاق و ارث و مسح پا در وضو، بر وفق مکتب امامیه فتوا می‏داد، تا آن‏جا که برخی او را اثناعشری دانسته‏اند.۱۰۷ روند نزدیکی زیدیه به امامیه در ایران بعد از امام ناصر نیز ادامه یافت، به‏طوری‏که در اوج اقتدار زیدیه در دیلم و طبرستان و در زمان تسلط آل بویه بر دارالخلافه بغداد، زیدیه بیش از هر زمان دیگری به امامیه نزدیک شد.۱۰۸ در این مقطع، آنان قول به جواز امامت مفضول را کنار نهادند و درباره صحابه همچون امامیه قضاوت کردند.۱۰۹ ابن‏اثیر در حوادث سال ۳۵۱ آورده که به امر معزالدوله دیلمی در مساجد بغداد لعن هر سه خلیفه به وصفشان و لعن معاویه صریحا مکتوب شد۱۱۰ و در سال ۳۵۲ برای اولین بار روز عاشورا در مرکز خلافت اسلامی، بغداد، رسما تعطیل اعلام و در خیابان‏ها عزاداری برپا شد۱۱۱ و مجالس جشن و شادیِ عید غدیر۱۱۲ و طعن خلفا مرسوم گشت،۱۱۳ سنتی که سالیان متمادی استمرار یافت.۱۱۴ همچنین که مرقد امامان نیز در عراق آراسته و تزیین شد.۱۱۵
۲٫ امام قاسم رسّیدر سال ۲۲۰،۱۱۶ امام قاسم بن ابراهیم الرسّی (۱۷۰ـ۲۴۶) برادر امام محمد بن ابراهیم (ابن طباطبا) که از سرآمدان عصر خود و متکلم و فقیهی وارسته بود، دعوت به خویشتن کرد و علویان به‏شکلی فراگیر با او بیعت کردند،۱۱۷ که از آن به «البیعه العامّه»118 یا «البیعه الجامعه»119 یاد شده است. هر چند دعوت او در آن مقطع با موفقیت زیادی همراه نبود و او سرانجام به حجاز رفت و در سال ۲۴۶ در «رس»120 بدرود حیات گفت، ولی او که شخصیتی ممتاز داشت، با طرح اندیشه‏های خود به تفکرات زیدیه بالندگی خاصی بخشید و با رشد زیدیه در دیلم و یمن، مکتب و تعالیم او پیروانی یافت که از آنان با نام قاسمیه یاد شده است. اندیشه و تعالیم امام قاسم در دیلم رقیب ناصریه به شمار می‏آمد و در یمن تا به امروز به عنوان تنها نماینده زیدیه و در قالب مکتب هادویه امتداد یافته‏است.۱۲۱ امام قاسم رسّی اگرچه همچون امام هادی امامت را از اصول دین معرفی نکرد، ولی برای آن، نقش برجسته‏ای قائل شد۱۲۲ و در این زمینه دو رساله به نام‏های تثبیت الامامه۱۲۳ و الرد علی الرافضه۱۲۴ را تالیف کرد. امام قاسم امامت را همچون نماز و روزه از فرایض دانست۱۲۵ که امری ازجانب طرف خداوند است.لذا با رد شورایی یا موروثی بودن امامت، قائل به‏نص جلی برعلی(علیه السّلام) وحصرآن درفرزندان فاطمه شد۱۲۶ وبه ادله عقلی ونقلی (چون حدیث ثقلین) بر این امر استدلال کرد؛۱۲۷ ضمن این‏که دعوت علنی و ترک تقیه گرچه با زبان را کافی دانست وشرط خروج با شمشیر را حذف کرد،۱۲۸ چرخشی که نمی‏توان آن را با عدم تحرک و رکود خود امام قاسم از زمان اخذ بیعت تا وفات بی‏ارتباط دانست.۱۲۹امام قاسم رسی آغازگر دوره‏ای درتاریخ زیدیه بود که مشخصه آن قول به نص جلی و اعتقاد ویژه به‏اصل امامت ودرنتیجه قوت جریان نزدیک به‏امامیه درمیان فرق زیدیه است.
۳٫ امام هادیامام یحیی بن الحسین بن القاسم الرسی (۲۴۵ـ۲۹۸) معروف به امام هادی از برجسته‏ترین شخصیت‏های علوی در زمان خود بود. او در سال ۲۸۰ پس از ورود به یمن به عنوان امام زیدیه دعوت به خویش کرد و از مردم بیعت گرفت،۱۳۰ ولی اندکی بعد به‏دلیل عدم استقبال مردم به حجاز بازگشت.۱۳۱ امام هادی مجددا در سال ۲۸۴ق برای دعوت مردم به یمن بازگشت و سلسله امامان زیدی را که امامان قاسمی نیز خوانده می‏شوند،۱۳۲ پایه‏گذاری کرد.۱۳۳ این سلسله تا بیش از ده قرن با فراز و نشیب‏هایی دوام یافت و حدود پنجاه امام در رأس آن قرار گرفتند.۱۳۴ امام هادی صعده را مرکز فعالیت خود قرار داد که تا به امروز مرکز زیدیه با همان گرایش است. البته این تذکر ضروری است که امام هادی و جانشینان او تا قرن‏ها موفق نشدند بر تمام یمن مسلط شوند. دوران امامت آنان معمولاً با کشمکش‏ها و درگیری با سایر حکومت‏ها و رقیبان اعم از داخلی و خارجی همراه بود که در ادامه به‏طور گذرا به آن اشاره خواهد شد.امام هادی با ارتقا بخشیدن به عقیده امامت در حد یکی از اصول دین، آن را به‏جای اصل «المنزله بین المنزلتین» در مکتب اعتزال نشاند و اصول پنج‏گانه مذهب زیدی را توحید، عدل، وعد و وعید، امامت و امر به معروف و نهی از منکر دانست۱۳۵ و برای احراز مقام امامت شروطی تکمیلی قائل شد که تنها بر خود او منطبق بود،۱۳۶ مانند دعوت علنی به خود، خروج با شمشیر، عمل به کتاب و سنت، اعلم مردم زمان خود بودن، از فرزندان حسن و حسین بودن،۱۳۷ آمر به معروف و ناهی از منکر بودن، شجاعت، سخاوت، تقوی، تواضع و عدالت.۱۳۸ او برای بیعت مردم در امر امامت نقشی قائل نبود و اجماع را شرط می‏دانست، چه این‏که در نظر امام هادی امامت منصبی است که از جانب خداوند اعطا می‏شود و خواست مردم در آن دخالت ندارد، هرچند تبعیت مردم شرط قیام امام است. از طرف دیگر، مردم می‏توانند در صورت ارتکاب کبیره امام را از مقام خود عزل کنند؛۱۳۹ اما در صورت عدم تبعیت مردم از امام جامع‏الشرایط، امامت امام به قوت خود باقی است و او باید هجرت کند و کنار بنشیند.۱۴۰ نظریه اخیر او توجیهی برای صلح امام حسن(علیه السّلام) و کنار نشستن امام قاسم رسی نیز هست. با توجه به نظریه امام هادی در رد اجماع و شورا در مسئله امامت و همین‏طور اعتقاد به افضلیت علی(علیه السّلام) و وجود نص پیامبر بر آن حضرت و حتی بر حسن و حسین،۱۴۱ برای او خلافت شیخین ناپذیرفتنی است.۱۴۲ امام هادی نیز کتابی دارد به نام تثبیت الامامه که در آن به بررسی مسئله خلافت و جانشینی پس از پیامبر پرداخته و بر رد خلافت شیخین و ادله مورد ادعای آنان استدلال کرده است.۱۴۳ امام هادی در فقه نیز تابع اجتهاد خود بود و به روایات اهل سنت توجه و نظری نداشت و از او منقول است که دو کتابی که اهل سنت آنها را صحیح می‏نامند (صحیح بخاری و صحیح مسلم)، از صحت بی‏بهره‏اند.۱۴۴ این نگرش در طی قرون متمادی تاکنون در مذهب هادوی وجود داشته و بی‏اعتنایی به حدیث و فقه اهل‏سنت کاملا روشن است.۱۴۵ امام هادی همچنین اعتقاد به نص بر امامت علی و حسن و حسین را مورد تاکید قرار داد وتقیه‏را جایز شمرد۱۴۶ ودرمجموع، بیش ازگذشته، زیدیه را به امامیه نزدیک کرد.۱۴۷مسیری که امام هادی ترسیم کرده بود با نوساناتی در عرصه سیاسی و مذهبی یمن ادامه یافت و پس از او دو فرزندش مرتضی (۲۹۹ـ۳۱۰) و ناصر (۳۱۰ـ۳۲۲)۱۴۸ و دیگر امامان زیدیه ادامه‏دهندگان مکتب هادویه بودند، هرچند پیروان امام هادی خود به شاخه‏هایی تقسیم شدند که مهم‏ترین آنها الحسینیه، المطرفیه و المخترعه است.۱۴۹
پی نوشت :
۶۵٫ فرق اولیه زیدیه مختلف و متعدد ذکر شده است: مسعودی از هشت فرقه نام می‏برد (مروج‏الذهب، ج۳، ص۲۳۲). ابوالحسن اشعری و ابو محمد یمنی به شش فرقه اشاره می‏کنند (مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۶؛ عقائد الثلاث و السبعین فرقه، ج۱، ص۴۵۲)؛ شهرستانی و بغدادی به سه فرقه مذکور در متن اکتفا کرده‏اند (الملل والنحل، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۶۲؛ الفرق بین الفرق، ص۲۲). در مقدمه البحر الزخار تنها از دو فرقه نام برده شده است (البحر الزخار ج۱، ص۴۰). برای اطلاع بیشتر رک: الحیاه السیاسیه، ص۸۲ـ۸۳٫۶۶٫ الزیدیه، ص۸۴؛ الحیاه‏السیاسیه، ص۸۴ .۶۷٫ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰٫۶۸٫ مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۷٫۶۹٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۵۸؛ مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۶؛ الفرق بین الفرق، ص۳۰؛ فرق الشیعه، ص۲۱؛ اوائل‏المقالات، ص۴۰؛ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰٫۷۰٫ مروج الذهب، ج۳، ص۲۳۲؛ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰٫۷۱٫ بین اعتقاد جارودیه و امامیه به مهدی موعود تفاوت‏هایی وجود دارد، چه این‏که برخی از آنان مهدی موعود را امام محمد بن عبدالله (نفس زکیه) دانسته، معتقد بودند او به شهادت نرسیده است، و برخی دیگر محمد بن قاسم (پسر عمر بن علی بن الحسین(ع) که در سال ۲۱۹ در طالقان قیام کرد) و دسته سوم یحیی بن عمر (پسر یحیی بن الحسین بن زید بن علی بن الحسین(ع) که در سال ۲۵۰ در۷۲٫ التجدید، ص۵۱٫۷۳٫ فرق الشیعه، ص۲۱؛ الفرق بین الفرق، ص۳۴٫۷۴٫ الزیدیه، ص۸۵٫۷۵٫ فرق الشیعه، ص۵۴٫۷۶٫ الفرق بین الفرق، ص۳۴٫ مؤلف الحیاه السیاسیه ظاهرا دچار اشتباه شده و عقیده تکفیر خوارج را به نقل از الفرق بین الفرق به‏جای جارودیه در مورد سلیمانیه ذکر می‏کند (الحیاه السیاسیه، ص۹۱).۷۷٫ الزیدیه، ص۸۲٫۷۸٫ الفرق بین الفرق، ص۳۲ـ۳۳؛ الزیدیه، ص۸۲٫۷۹٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۵۹٫۸۰٫ فرق الشیعه، ص۹٫۸۱٫ مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۸؛ الفرق بین الفرق، ص۳۳٫۸۲٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۰؛ فرق الشیعه، ص۹٫۸۳٫ الفرق بین الفرق، ص۳۳٫۸۴٫ فرق الشیعه، ص۶۴؛ الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۰٫۸۵٫ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰؛ الحیاه السیاسیه، ص۸۸٫۸۶٫ فرق الشیعه، ص۲۰؛ الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۱؛ مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۹٫۸۷٫ مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۹٫۸۸٫ البحر الزخار، ج۱، ص۴۰٫۸۹٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۱؛ مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۹؛ الفرق بین الفرق، ص۳۳٫ ولی نوبختی در مورد بتریه می‏گوید: آنان عثمان و طلحه و زبیر را تنقیص می‏کنند (فرق الشیعه، ص۵۷).۹۰٫ فرق الشیعه، ص۵۷٫۹۱٫ همان؛ الحیاه السیاسیه، ص۸۷٫۹۲٫ الزیدیه، ص۸۰ـ۸۶؛ التجدید، ص۵۹٫۹۳٫ الفرق بین الفرق، ص۳۴٫۹۴٫ در مقدمه البحر الزخار، زیدیه در دوره متاخر تنها به دو گروه قاسمیه و ناصریه تقسیم شده‏اند (البحر الزخار، ج۱، ص۴۰).۹۵٫ التحف، ص۱۸۴٫۹۶٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۵۶؛ الکامل، ج۵، ص۴۴٫۹۷٫ تاریخ الطبری، ج۱۰، ص۱۴۹؛ الکامل، ج۵، ص۴۴؛ مروج الذهب، ج۴، ص۳۲۷ و ۳۹۴؛ مقدمه ابن‏خلدون، ص۲۰۰٫۹۸٫ الکامل، ج۴، ص۳۶۴٫۹۹٫ همان، ص۵۳۶٫کوفه قیام کرد) را مهدی می‏پنداشتند (مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۶۷؛ الفرق بین الفرق، ص۳۱؛ الزیدیه، ص۸۴؛ الحیاه السیاسیه، ص۸۶؛ الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۲۶). در مقدمه البحر الزخار آمده است: «و ینسب الی بعضهم (الجارودیه) القول بالغیبه ولیس بصحیح» (البحر الزخار، ج۱، ص۴۰).۱۰۰٫ همان، ص۵۹۵٫۱۰۱٫ همان، ج۵، ص۵۸؛ الافاده، ص۱۶۷٫۱۰۲٫ زیدیه حسن بن زید (داعی کبیر) و محمد بن زید را به دلیل دارا نبودن شرایط امامت (علم، زهد و سیاست) در حد امامت ندانسته‏اند و گویا خود آنها نیز چنین ادعایی نداشته‏اند (قیام دوله الزیدیه، ص۵۴؛ معتزله الیمن، ص۵۷).۱۰۳٫ الکامل، ج۵، ص۵۸ و ۱۰۶٫ تا این سال فرزندان ناصر و پس از آنان قاسم بن الحسن بر طبرستان حکومت کرد و در این سال، قاسم را اسفار کشت و بر طبرستان تسلط یافت. هرچند علویان بعد از این هم به‏طور پراکنده در گوشه و کنار طبرستان ظهور کرده، حکومت‏هایی تشکیل دادند، ولی دولت متمرکز زیدیه در آن سامان ادامه نیافت، تا این‏که در سال ۳۲۱ آل بویه که خاستگاهی زیدی داشتند، قدرت را در مراکز عمده جهان اسلام در دست گرفتند.۱۰۴٫ الحیاه السیاسیه، ص۱۴۱٫۱۰۵٫ اخبار ائمه الزیدیه، ص۸۹؛ التجدید، ص۶۳٫۱۰۶٫ در گزارش مادلونگ، ظهور امام ناصر ۲۸۷ و هفت سال پس از ظهور امام هادی در یمن یعنی ۲۸۰ ذکر شده است (اخبار ائمه الزیدیه، ص۸۸).۱۰۷٫ ریاض العلماء، ج۱، ص۲۷۷؛ اعیان الشیعه، ج۵، ص۱۸۱٫ نویسنده ریاض آورده: «و الناصر الکبیر من عظماء علماء الامامیه. و ان کان الزیدیه یعتقدونه و یدرجونه فی جمله ائمتهم…».108. الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۲۹٫۱۰۹٫ الملل و النحل، ج۱، ص۱۵۶٫۱۱۰٫ «لعن‏الله معاویه بن ابی سفیان و لعن من غصب فاطمه فدکا و من منع من ان یدفن الحسن عند قبر جده و من نفی اباذر الغفاری و من اخرج العباس من الشوری…» البته این نوشته به‏زودی به لعن ظالمان آل‏رسول و بدون نام بردن کسی جز معاویه تغییر کرد (الکامل، ج۵، ص۳۲۷).۱۱۱٫ الکامل، ج۵، ص۳۳۱٫۱۱۲٫ ابن‏اثیر در حوادث سال ۳۵۷ آورده که در این سال اهالی بغداد به روال عادت گذشته به عزاداری در عاشورا و شادی در روز غدیر پرداختند. (الکامل، ج۵، ص۳۵۶).۱۱۳٫ الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۲۹؛ الحیاه السیاسیه، ص۱۵۵٫۱۱۴٫ در وقایع سال ۳۵۸ به ادامه اقامه مراسم عاشورا در بغداد و همچنین در سال ۳۸۹ به ادامه این مراسم و مراسم روز عید غدیر اشاره شده است (الکامل، ج۵، ص۳۶۵ و ۵۴۰).۱۱۵٫ تاریخ و عقاید، ص۲۱۶٫۱۱۶٫ دکتر صبحی سال دعوت امام قاسم را ۱۹۹ و پس از وفات ابن طباطبا ذکر می‏کند (الزیدیه، ص۹۴).۱۱۷٫ الافاده، ص۱۲۳٫۱۱۸٫ الحیاه السیاسیه، ص۹۳٫۱۱۹٫ التجدید، ص۶۸٫۱۲۰٫ منطقه‏ای در نزدیکی میقات ذی الحلیفه در مدینه (الافاده، ص۱۲۷).۱۲۱٫ الحیاه السیاسیه، ص۹۳٫۱۲۲٫ معتزله الیمن، ص۳۷٫۱۲۳٫ کتابی به همین نام برای شخص امام زید نیز نقل شده است. همچنین از امام ناصر اطروش نیز رساله‏ای به همین نام چاپ شده است. رک: مجله تراثنا، شماره ۲۰ (سال پنجم رجب ۱۴۱۰).۱۲۴٫ این رساله در رد نظرات اسماعیلیه نوشته شده است (مقدمه امام حنفی عبدالله بر الرد علی الرافضه، ص۸۱).۱۲۵٫ التجدید، ص۶۵٫۱۲۶٫ معتزله الیمن، ص۳۷٫۱۲۷٫ التجدید، ۶۵ـ۶۷٫۱۲۸٫ همان، ص۶۸٫۱۲۹٫ معتزله الیمن، ص۳۸٫۱۳۰٫ الافاده، ص۱۳۶٫۱۳۱٫ معتزله الیمن، ص۵۹٫۱۳۲٫ زیرا همگی از نسل امام قاسم رسّی هستند.۱۳۳٫ الامام زید، ص۵۱۰؛ الحیاه السیاسیه، ص۱۷۸ـ۱۷۹؛ التحف، ص۱۷۱٫۱۳۴٫ برای اطلاع بیشتر ر.ک: الزیدیه، ص۴۶۳ـ۴۷۳؛ التجدید، ص۲۱۱٫۱۳۵٫ معتزله الیمن، ص۱۵۷؛ الزیدیه نشأتها ومعتقداتها، ص۶۸٫۱۳۶٫ التجدید، ص۸۰٫۱۳۷٫ معتزله الیمن، ص۱۸۲٫۱۳۸٫ الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۶۸؛ التجدید، ص۷۹ـ۸۰٫۱۳۹٫ الزیدیه، ص۱۲۳٫۱۴۰٫ همان؛ التجدید، ص۸۱ـ۸۳٫۱۴۱٫ امام هادی نص پیامبر بر علی(ع) را (همانند امام قاسم) نص جلی و بر حسن و حسین(ع) بدون آن که تصریح کند نص خفی (الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه؛ الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا و…) می‏داند (معتزله الیمن، ص۱۸۶).۱۴۲٫ التجدید، ص۸۰٫۱۴۳٫ امام هادی صاحب تألیفات بسیاری است که حدود بیست کتاب و رساله از او به دست ما رسیده است. (معتزله الیمن، ص۱۹۳).۱۴۴٫ الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۳۳٫۱۴۵٫ احمد بن سعدالدین المسوری (متوفای ۱۰۷۹ق) در رساله المنقذه آورده: «آنچه در (صحاح سته) آمده، همگی دروغ و غیرقابل استدلال است». (الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۳۳).۱۴۶٫ الحیاه السیاسیه، ص۹۴٫۱۴۷٫ الزیدیه، ص۱۲۰؛ قیام الدوله، ص۱۳۷٫۱۴۸٫ وفات امام ناصر پس از ۲۳ سال امامت در سال ۳۲۵ نیز ذکر شده است (التحف، ص۱۹۷).۱۴۹٫ برای اطلاع بیشتر رک: الزیدیه نشأتها و معتقداتها، ص۷۵ـ۸۳٫ادامه دارد ……ارسال مقاله توسط عضو محترم سایت با نام کاربری : sm1372/س
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها