تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۷


خلاصه ای از تاریخ قرآن

تاریخ قرآن، موضوع تحقیقات مستقل و دامنه داری است که محققان و دانشمندان فراوانی را به خود مشغول داشته است. در این مقاله، تنها خلاصه ای از تاریخ آن ارائه می شود. در این ارائه اعتماد اصلی، بر خود قرآن و روایات منقول در جوامع روایی است.برابر آیات و روایات فراوان، قرآن در طول مدت بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تا رحلت ایشان، به تدریج نازل گشته است. (۱) در آیه ۳۲ سوره ی فرقان می خوانیم:« وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وَاحِدَهً کَذَلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا ».اعتراض کفّار این است که چرا قرآن به صورت یک جا نازل نمی شود. در پاسخ، به بیان حکمت نزول تدریجی پرداخته شده است. (۲)در آیه ۱۰۶ سوره ی اسراء نیز آمده است:« وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلاً ».مکث را در مفردات راغب ایستادن هم راه با چشم به راهی ( ثبات مع انتظار ) معنا کرده است. (۳) « وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلاً » دلالت بر نزول تدریجی قرآن دارند.

روایاتی از شیعه و سنی نیز که به آن در تاریخ جمع قرآن اشاره خواهیم کرد بر متفرق بودن اجزای قرآن و نبودن آن در یک مجموعه واحد دلالت می کند. (۴)قرآن در عصر نزول بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به تدریج که نازل می گشته نگارش می یافته است. بهترین دلیل بر این ادعا، شهرتِ غیرقابل انکار تعدادی از صحابه بر کتابت وحی است. برخی از محققان نام چهل تن از آنان را برشمرده اند. (۵) این ها چنان که نقل شده و برخی از روایات آن خواهد آمد، اجزای قرآن را بر روی نوشت افزارهایی مانند چوب های درخت خرما ( عُسُب ) سنگ های سفید و نازک ( لخاف ) استخوان شانه های برخی از حیوانات به ویژه شتر ( اکتاف ) و … می نوشته اند. (۶) اما این نوشته ها- چنان که از روایات جمع قرآن به دست می آید- در عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یک جا و مجموعاً بین دو جلد گردآوری نشده بود.تاریخ جمع قرآن متکفل بیان چگونگی تدوین و جمع آوری آن اجزای متفرق در یک مجموعه واحد است. روایات و نقل های فراوانی درباره ی چگونگی جمع قرآن انگیزه های آن و نخستین جمع آوران در جوامع روایی شیعه و سنی و متون تاریخی در دست است.

ظاهر برخی از روایات وارد شده در پاره ای از کتب روایی شیعه این سات که نخستین جامع قرآن حضرت علی (علیه السّلام) بوده است. (۷) از جمله در روایتی از امام صادق (علیه السّلام) می خوانیم:پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السّلام) فرمود: قرآن پشت رخت خواب من در اوراق، پاره چوب ها و کاغذهاست، آن ها را برگیرید، گردآورید و چنان که یهود با تورات کردند، ضایع نسازید. علی (علیه السّلام) دست به کار شدند و آن ها را در پارچه ای زرد، گردآوردند و بر آن در خانه خویش مهر زدند و فرمودند جامه بیرون از خانه برنخواهم گرفت تا قرآن را جمع کنم. راوی می گوید: [ در ایام جمع آوری قرآن ] وقتی کسی بر آن حضرت وارد می شد بدون عبا نزد او می رفتند تا این که قرآن را جمع آوردند. (۸)گردآوری قرآن به وسیله حضرت علی (علیه السّلام) در روایات اهل سنت هم آمده است، (۹) منافاتی ندارد با جمع دیگری از آن به دستور ابوبکر، نظارت عمر به دست زید بن ثابت که در روایات و نقل های دیگری آمده است. در مشهورترین این روایات نقل شده است:زید بن ثابت می گوید: زمانی که عده ای از قاریان در نبرد یمامه کشته شده بودند، ابوبکر پی من فرستاد. وقتی بر او وارد شدم عمر را نزد او دیدم. ابوبکر با اشاره به عمر گفت: او پیش من آمده است و از شدت سختی کشته شدنِ قرآن دانان در نبرد یمامه خبر می دهد. من از کشته شدن سایر قرآن دان ها در جاهای دیگر و از میان رفتن قرآن در هراسم.

از این رو باید قرآن را در یک مجموعه گردآوری کنیم. در این باره به عمر گفتم: چگونه کاری را انجام دهیم که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن اقدام نکرد؟ وی گفت: سوگند به خدا، این کار خیر است. هم چنان عمر در این باره با من سخن گفت تا خداوند آنچه را در قلب او انداخته بود در دل من هم جای داد و با او هم رأی گشتم. زید می گوید: در آن وقت عمر نزد او نشسته بود و چیزی نمی گفت. ابوبکر، خطاب به من ادامه داد: تو جوانی هستی عاقل و از نظر ما بی پیرایه. برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وحی را می نوشتی، بنابراین به گردآوری آن همت کن. زید می گوید: به خدا سوگند، اگر جابه جا کردن کوهی از کوه ها را بر گردن من می گذاشتند برایم سنگین تر از جمع قرآن که از من خواستند نبود. از این رو گفتم: چگونه کاری را انجام دهم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) انجام نداده است؟ ابوبکر گفت: سوگند به خدا، کار خیری است هم چنان پافشاری کرد تا خداوند دل مرا نیز مانند ابوبکر و عمر بر انجام آن گشاده گردانید و به همان نظری رسیدم که آن دو داشتند.

بنابراین پی جمع قرآن رفتم و آن را از روی ورق پاره ها، سنگ نوشته ها، استخوان های شانه ی حیوانات، پوست درختان و حافظه مردان گرد آوردم. تا این که اواخر سوره ی برائت را نزد خزیمه بن ثابت انصاری یافتم و نزد دیگری ندیدم: « لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ … » تا پایان سوره، مجموعه هایی که از قرآن جمع آوری شد نزد ابوبکر بود تا از دنیا رفت. سپس نزد عمر بود و پس از او، پیش حفصه دختر او ماند. (۱۰)جمع آوری قرآن در عهد ابوبکر که با انگیزه گردآمدن همه ی قرآن در یک مجموعه ی معین و جلوگیری از نابود شدن آن به وقوع پیوست، زمینه ساز جمع آوری آن در عهد عثمان بود که برابر روایات و نقل های تاریخی برای پرهیز از تشتت در قرائات و یکسان کردن آن در همه سرزمین های اسلامی انجام گرفت. درباره ی جمع آوری قرآن در عهد عثمان نیز روایت مشهوری در دست است:حذیفه بن یمان به همراه عراقی ها با شامی ها در نبرد ارمنستان و آذربایجان می جنگید. وی اختلاف هم رزمان خود را در قرآن دیده بود. وقتی بر عثمان وارد شد به وی گفت: پیش از این که امت اسلام، هم چون یهود و نصارا در کتاب خدا اختلاف کنند، آنان را دریاب. عثمان از پی حفصه فرستاد که نسخه های قرآن را بفرست تا از روی آن ها قرآن هایی فراهم سازیم و پس فرستیم.

حفصه نسخه های قرآن را نزد عثمان فرستاد. عثمان آن ها را به زید بن ثابت، سعید بن عاص، عبدالرحمن بن حارث بن هشام و عبدالله بن زبیر تحویل داد و از آنان خواست تا از آن قرآن ها نسخه برداری کنند. وی به سه نفر اخیر که قرشی نسب بودند گفت: هر کجا شما با زید بن ثابت در چگونگی نوشتن قرآن اختلاف داشتید آن را به زبان قریش بنویسید؛ چرا که قرآن به زبان قریش نازل شده است. هنگامی که مصحف هایی بدین طریق فراهم شد عثمان برای هر گوشه از سرزمین های اسلامی یکی از آن مصحف ها را فرستاد و دستور داد غیر از آن را بسوزانند. زهری [ از راویان حدیث ] می گوید خارجه بن زید برای من نقل کرد که زید بن ثابت می گوید: آیه ای از سوره ی احزاب را که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می شنیدم- در میان نوشته ها- گم کرده بودم. آیه این بود: « مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ » (۱۱) به دنبال آن گشتم تا نزد خزیمه بن ثابت یا ابن خزیمه یافتم و آن را در جای خود در سوره ی احزاب نهادم. زهری می گوید: در آن موقع در کلمه « تابوت » اختلاف کردند.

قرشی ها می گفتند: « تابوت » درست است و زید بن ثابت می گفت: « تابوه ». اختلاف را نزد عثمان بردند، وی گفت: بنویسید: « تابوت »؛ زیرا قرآن به زبان قرشی نازل شده است. (۱۲)از جمع آیات و روایات و نقل های تاریخی که نمونه هایی از آن گذشت چنین به دست می آید که جمع و گردآوری قرآن پس از نزول آن، سه مرحله تاریخی را به خود دیده است تا به شکل مدوّن و مجموعاً یک کتاب واحد درآمده است: در مرحله ی نخست، به دستور و نظارت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر نوشت افزارهای معمول آن زمان نگاشته شده است. در مرحله دوم، به دستور ابوبکر به صورت یک مجموعه ی واحد فراهم گشته است، اما در کنار آن مصحف های دیگری که خارج از نظارت او و به وسیله ی افراد دیگر از صحابه جمع آوری شده بود در دست مسلمین قرار داشت. در مرحله سوم، عثمان برای پرهیز از اختلاف در قرآن، با یک اقدام حکومتی و هماهنگ از روی نسخه ی فراهم شده توسط ابوبکر، نسخه ی واحدی فراهم آورده و نمونه هایی از آن را به نقاط مهم و عمده ی سرزمین های اسلامی آن زمان فرستاد و تلاش کرد سایر نسخه های فراهم شده از قرآن را برای یکسان سازی نسخه های قرآن از میان برد. در این که قرآن موجود که هم اکنون در محضر آن هستیم، همان است که در عهد عثمان به طور هماهنگ فراهم گشت، بین مسلمین اختلافی نیست و نسل به نسل به تواتر قطعی، زندگی بخش حیات اسلامی مسلمانان بوده است.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ البته ظهور برخی از آیات از جمله آیه نخست سوه ی قدر دلالت بر نوعی نزول دفعی کل قرآن هم دارد، ر.ک: المیزان، ج۲۰، ص ۳۳۰، تفسیر سوره قدر و استاد شهید مطهری، درس هایی از قرآن، تهران: نشر مطهری، چاپ اول، ص ۳۶، تفسیر سوره ی قدر.۲٫ برای آگاهی بیشتر ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ج۱۵، ص ۲۰۸؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص ۱۶۸ و جلال الدین سیوطی، الاتقان، ج۱، ص ۱۵۱٫۳٫ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ص ۴۹۱٫۴٫ ر.ک: جلال الدین سیوطی، همان، ص ۱۴۶ و بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، المقدمه، ص ۳۶٫۵٫ حجتی، تاریخ قرآن، ص ۲۰۲٫۶٫ همان، ص ۲۱۵ و زرقانی، مناهل العرفان، ج۱، ص ۲۳۹٫۷٫ ر.ک: علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۲، ص ۴۰ به بعد و بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، المقدمه، ص ۳۶ به بعد.۸٫ إنّ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال لعلیّ (صلی الله علیه و آله و سلم): یا علیّ، إنّ القرآن خَلفَ فراشی فی الصحف و الجرائد و القراطیس فخذوه واجمعوه و لا تضیّعوه کما ضیّعت الیهود التوراهَ. فانطلق علیّ (علیه السّلام) فجمعه فی ثوب أصفر ثمّ ختم علی فی بیته و قال، لا أرتدی حتی أجمعَه قال: کان الرجل لیأتیه فیخرج إلیه بغیر رداء حتی جمعه ( بحرانی، همان ).۹٫ ر.ک: جلال الدین سیوطی، الاتقان، ج۱، ص ۳۰۴ به بعد؛ صحیح البخاری، ج۶، ص ۲۲۵ و متّقی هندی، کنزالعمال، ج۲، ص ۵۷۱٫۱۰٫ صحیح البخاری، ج۶، ص ۲۲۵ و متّقی هندی، کنزالعمال، ج۲، ص ۵۷۱٫۱۱٫ احزاب، آیه ۳۳٫۱۲٫ متّقی هندی، کنزالعمال، ج۲، ص ۵۸۱٫

منبع مقاله : 
سرامی، سیف الله؛ (۱۳۹۲)، جایگاه قرآن در استنباط احکام، قم: بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، چاپ دوم

منبع: راسخون

http://shiastudies.com


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها