تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


پذیرش اصل نیازمندی قرآن به تفسیر و تبیین دامنه ی آن از دیگر مبانی نظری عام امامیه در تفسیر است. اساساً بدون اعتقاد به این اصل، اقدام به تفسیر قابل توجیه نیست. سخن گفتن از تفسیر یک متنْ زمانی رواست که یا خود متن را به لحاظ ویژگی هایی چون ابهام، اجمال، اغلاق، رمزی بودن و… نیازمند به تفسیر بدانیم یا در خواننده چنین نیازمندی را ضروری توجیه نماییم؛ در هر صورت یکی از پیش فرض های تفسیر، روا دانستن نیازمندی متن و خواننده به تفسیر است و بدون چنین پیش فرضی، تفسیری در خارج تحقق نمی یابد. در آثار قرآن پژوهان پیشین، اعم از تفاسیر و کتابهای علوم قرآنی، عنوان خاصی به مسأله ی نیازمندی قرآن به تفسیر اختصاص نیافته و در نتیجه بحثهای جدی درباره ی آن صورت نگرفته است. شاید در نگاه قرآن پژوهان کهن، اصل نیازمندی قرآن به تفسیر، امری بدیهی بوده و به دلیل همین بداهت، به بحث نظری آن نپرداخته اند. اقدام عملی مفسران قدیم به تألیف تفاسیر اجتهادی، خودْ نشانه ای از پیش فرض آنان در نیازمندی قرآن به تفسیر است.تراث تفسیری امامیه گواه راستین این نگرش و کوشش است، لکن در تبیین کامل اصل نیازمندی قرآن به تفسیر و قلمرو آن، از دیدگاه آنان، چندان کافی نیست. پیش تر و افزون بر تراث قرآنی امامیه، روایات تفسیری منقول از امامان شیعه، به ویژه امام علی ‌(علیه السلام)(۱) و امام صادق (علیه السلام)(۲) در تفسیر آیات، سندی شفاف بر اهتمام معصومان در پاسخگویی به نیازمندی قرآن به تفسیر بوده است. درست همان زمان، برخی از صحابه و جریانهای فکری، از سر پرهیزگاری تصنعی، پرداختن به تفسیر را کاری مشکوک می دانستند و رویکرد تدافعی- تقابلی با تفسیر داشتند.(۳) مسأله نیازمندی قرآن به تفسیر، به جهت ارتباط آن با قلمرو تفسیر، در مطالعات تفسیرپژوهی دوره ی معاصر به عنوان یکی از مسائل فلسفه تفسیر موردتوجه جدی قرآن پژوهان قرار گرفته و از مؤلفه های نظریه ی تفسیری قلمداد شده است، که مفسّر بایستی پیش از عمل تفسیر درباره ی آن اظهارنظر کند. زمینه ساز طرح این بحث در آثار قرآنی دوره معاصر، پرسشهایی است که در معناشناسی برخی از اوصاف قرآن، همانند تبیان (۴) و بیان (۵) و مبین (۶) مطرح بود و این اشکال را دامن می زد که کتابی که خود بیان است چه نیازی به تفسیر دارد. پاسخ به این پرسش آراء متفاوتی را در میان معاصران برتابید. دیدگاه اخباریون متأخر در عدم اعتبار معانی ظاهری قرآن بدون تأیید روایات، نظریه ی تفسیری قرآن به قرآن (۷)، پیدایش مسائل نوآمد در دانشهای اسلامی و افزایش مطالعات میان رشته ای قرآن با دانشهای جدید نیز در طرح و بسط این مسأله در میان معاصران بی تأثیر نبود.
۱٫ نظریه های معاصر در باب نیازمندی قرآن به تفسیربه طور کلی چندین رویکرد در تحلیل نیازمندی قرآن به تفسیر نزد قرآن پژوهان معاصر شیعی مطرح است که در حد نظریه قابلیت نقد و بررسی را دارند و برای خود دارای ادله و مبانی خاص عقلی و نقلی هستند. پیش تر تذکر این نکته ضروری است که برخی از این رویکردها در حد فرضیه بوده و هیچکدام مبتنی بر پژوهش تفسیری در سطح کل و تمامت قرآن نبوده است، از این رو نمی توان از این قسم فرضیه ها در تحلیل نیازمندی تمام قرآن بهره جست. برخی از قرآن پژوهان معاصر میان مدلول آیات توصیف قرآن به نور، بیان و مبین، با نیازمندی برخی از آیات به تفسیر تهافتی قائل نشده و آن را قابل جمع دانستند؛ به این تقریر که آیات مذکور، قرآن را از آن جهت به وصف کلی عربی مبین توصیف می کند که همه ی آنچه را بشر برای رسیدن به سعادت به آنها نیاز دارد به زبان روشن و به دور از هرگونه معماگویی بیان کرده است. این منافاتی ندارد که تبیین جزئیات احکام قرآن برعهده ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ‌باشد یا بطون آن با تدبر به دست آید و یا آیات متشابه آن با آیات محکم تفسیر شود.(۸) گروهی دیگر از قرآن پژوهان معاصر نیز ذات قرآن را روشن و بی نیاز از تفسیر دانسته اند، برخی دیگر دوازده وجه در اثبات اصل نیازمندی قرآن به تفسیر بیان کرده اند.(۹)
نظریه عدم نیاز ذاتی قرآن به تفسیراستاد معرفت، از قرآن پژوهان معاصر امامیه، بر این باور است که متن قرآن به طور ذاتی فاقد هرگونه اجمال و ابهامی است،‌لذا از آنجا که قرآن ذاتاً روشن است، نیازی به تفسیر ندارد و این امور عرَضی است که سبب نیازمندی قرآن به تفسیر شده است.(۱۰)‌از اطلاق سخن ایشان چنین برمی آید که تمام قرآن دارای چنین ویژگیی است و متن قرآن به خودی خود در انتقال معنا روشن و شفاف است و این عوامل برون متنی و عارضی بر متن است که سبب می شود تبیین مراد جدی قرآن به تفسیر نیازمند گردد؛ یعنی در فضای عاری از عوامل تاریخی و اختلافی ( عصر نزول و دوره ی حضور وحی قرآنی ) قرآن خود گویای تمام مقصود خویش بوده است. ایشان همین نظریه را در حوزه ی متشابهات قرآنی قائل است و، با تقسیم متشابهات به ذاتی و عرضی، نوع ذاتی را اقتضای زبان عربی و نوع عرضی آن را معلول پیدایش نحله های فکری و پیش فرض های افراد دانسته است.(۱۱) دیدگاه مذکور در مفهوم تفسیر، قلمرو تفسیر و روشن بودن ذاتی معانی قرآن، چندان دقیق نیست. همچنین مشخص نشده که از نظر تاریخی چه مقطعی برای روشن بودن ذاتی معانی قرآن مدنظر ایشان بوده است، آیا مقصود عهد نبوی است یا در دوره های بعدی نیز چنین امکانی وجود دارد و اگر این گونه است چرا در تفسیر برخی از آیات میان مفسّران صحابه و تابعین اختلاف نظر وجود دارد؟ و اینکه این ویژگی برای قرآن به نحو استقلالی بوده یا بالضمیمه منبع یا راهکاری خارج از قرآن ( سنت نبوی )؟ چه بسا بتوان با طرح لایه های معنایی متعدد قرآن همانند ظهر و بطن، موارد نقضی را برای دیدگاه مذکور مثال زد.
نظریه ذاتی و عرضی بودن تفسیررویکرد ذاتی- عرضی بدین معنا است که سبب نیازمندی قرآن به تفسیر، هم ذاتی است، هم عرَضی. در این رویکرد اساساً نیاز به تفسیر در متونی مطرح است که دارای اجمال و ابهام باشد که در صورت اجمال، تفسیرْ از نوع تفصیل و در صورت ابهامْ از نوع تبیین است. علت نیازمندی قرآن به تفسیر نیز ریشه در برخی از ویژگیهای ذاتی متن دارد و هم معلول برخی از عوامل بیرونی است، لکن ویژگیهای درونی متن بسیار محدودتر از عوامل بیرونی هستند. منظور از نیاز ذاتی به تفسیر این است که آیات قرآن به خودی خود و صرف نظر از هر عامل بیرونی، دارای نوعی ابهام و اجمال اند و بدون تفسیر، فهم صحیح از آنها میسر نمی شود. مراد از نیاز عرَضی به تفسیر نیز این است که آیات قرآن به خودی خود دارای ابهام نیستند بلکه عوامل بیرونی نظیر حوادث زمان و شرایط خاص مخاطبان فهم مراد خداوند را از قرآن به طور مستقیم دشوار ساخته است. نیازهای ذاتی متن قرآن برای تفسیر بیشتر از قسم اجمال است و در موارد ابهام نیز راهکارهایی در خود قرآن برای دستیابی به تفسیر آن تعبیه شده است. نیازهای ذاتی متن قرآن همانند آیات متشابه، اجمال در برخی از آیات مثل آیات الاحکام، ذووجوه بودن برخی از آیات به دلیل ویژگیهای زبانی و ساختاری آیات و ذوبطون بودن آیات هستند و نیازهای عرضی فاصله ی زمانی با عصر نزول، تطور معانی لغات، عدم آشنایی مردم با فنون ادبی و بلاغی و پدیدار شدن پرسشها، شبهات و مسائل جدید را شامل می شوند.(۱۲) البته آنچه به عنوان اجمال و ابهام در این رویکرد مطرح شده الزاماً ذاتی متن نیست و می تواند نسبی باشد؛ به این معنا که برای آشنایان با زبان قرآن، آیه ای فاقد اجمال و ابهام باشد لکن همان آیه برای آنان که با زبان قرآن آشنایی دقیقی ندارند دارای اجمال و ابهام نباشد، پس ضرورتاً این گونه نیست که اجمال و ابهام ذاتی متن باشد بلکه گاه نسبی است. برخی نیز با تأثیرپذیری از روایات به این نتیجه بسنده کرده اند که معارف قرآن کریم از جهت ظهور و خفا، و سهولت و صعوبت فهم آن از الفاظ و عبارات آیات، سه قسم هستند. (۱۳) قسمی که بی نیاز از تفسیر است، قسمی که فهم آن ویژه ی راسخان در علم است، قسمی که بخش عمده ی معارف قرآن را دربرمی گیرد، نیازمند تفسیر است. در تأمین نیازمندی قسم سوم است که تفسیرهای زیادی در طول تاریخ برای قرآن نوشته شده است. این گروه عوامل نیازمندی به تفسیر را فقدان آگاهیهای لازم بشر، فاصله ی زمانی با نزول قرآن و برخی از ویژگیهای قرآن کریم همانند معارف بسیار زیاد و الفاظ محدود، محتوای متعالی در قالب الفاظ متداول، آمیختگی و پراکندگی مطالب دانسته اند.(۱۴)
۲٫ دامنه ی نیازمندی قرآن به تفسیردر بحث از دامنه ی نیازمندی قرآن به تفسیر سخن از مقدار نیازمندی قرآن به تفسیر است. به عبارت دیگر، سؤال اصلی این بحث چنین است: آیا تعداد مشخص و محدودی از آیات قرآن نیازمند تفسیر هستند یا تمام آیات؟ در پاسخ به این پرسش به منظور تعیین دامنه ی نیازمندی قرآن به تفسیر می توان از دو معیار کمی و کیفی بهره جست. در معیار کمی نیز دو قلمرو حداقلی ( آیات مشخص ) و حداکثری ( اکثریت با تمام آیات ) را ترسیم کرد.
معیار کمیروشن است که در معیار کمی باید دلیل یا توجیهی معناشناسانه وجود داشته باشد که حد کمی آیات نیازمند به تفسیر را مشخص بکند و اختیاری مفسّر نیست که، بدون شاخص، تعداد یا انواعی از آیات را نیازمند به تفسیر معرفی کند. در آثار اسلامی رد پای این معیار، در مسأله مقدار آیات تفسیر شده از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح بوده و اقوالی از سوی قرآن پژوهان فریقین ارائه شده است که قابل جمع نیستند.(۱۵)
معیار کیفیدر معیار کیفی، ویژگی محتوایی و نوع دلالت آیات معیار برای نیازمندی آنها به تفسیر است. برای مثال، اگر فرض را بر این بنا نهیم که تنها آیاتی که از نظر دلالتی ظاهر، مجمل، متشابه، مبهم و… هستند نیازمند تفسیراند و آیاتی که دلالتشان نص، مبین، محکم و فاقد ابهام باشد از قلمرو تفسیر خارج خواهند بود.پرسش دیگر مسأله قلمرو تفسیر این است که آیا هر دو معیار کمی و کیفی دارای شاخص قطعی و روشنی هستند و حد تعیینی دارند یا اینکه نسبی اند و از یک مفسّر تا مفسّر دیگر امکان تغییر دارند؟ مسأله قلمرو تفسیر در تفاسیر امامیه چندان مشخص نیست و در دیگر آثار قرآن پژوهی نیز این موضوع از لحاظ تئوری و نظری چندان مورد گفتگو قرار نگرفته است. مفسّران بسته به توانمندیها و دانسته های خود بخش عمده ای از قرآن را تفسیر کرده اند و گاه از تفسیر برخی از آیات به معنای دقیق کلمه تفسیر عبور کرده اند. اینکه چرا یک مفسر از تفسیر برخی آیات قرآن، صرف نظر کرده و از پرداختن به آن خودداری کرده است، وابستگی کاملی به قید مفهوم قلمرو در تعریف او از تفسیر دارد.
۳٫ مفسران امامیه و نظریه ی نسبیت نیازمندی قرآن به تفسیربا لحاظ عملکرد تفسیری مفسّران امامیه می توان چنین حدس زد که آنان بیشتر به نظریه ی نسبیت در تعیین دامنه ی نیازمندی قرآن به تفسیر گرایش داشته اند. روند تکاملی تفاسیر دوره معصومان نیز حاکی از توسعه تدریجی قلمرو تفسیر است، چرا که در عصر نزول، در سطح عمومی، همه ی آیات نیازمند به تفسیر نبودند و تفسیر به بیان معانی برخی واژه ها، ذکر برخی اسباب و شأن نزول آیات و بیان مقصود اندکی از آیات محدود بوده است.از این رو تفسیر کاملی که شرح و توضیح معنا و مقصود تمام آیه یا قرآن را دربرداشته باشد، از آن عصر نقل نشده و به دست ما نرسیده است. اما با فاصله گرفتن از عصر نزول، به تدریج،‌ آیات بیشتری تفسیر شد و قلمرو تفسیر گسترش یافت و تفسیرهایی که تدوین شد، حجم بیشتری از آیات را دربرگرفت. این تطور خود مرهون دلایل مختلف فکری و فرهنگی و حتی فرقه ای بوده است.(۱۶)
پی‌نوشت‌ها:
۱٫محمد مرادی، امام علی و قرآن، هستی نما، تهران، ۱۳۸۲ش، ص ۱۱۱٫۲٫عزیزالله عطاردی، مسند الامام الصادق (علیه السلام)، عطارد، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۴ش، ج۶، ۷ و ۸٫۳٫فؤاد سزگین، تاریخ نگاشته های عربی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص ۵۹٫۴٫ وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ » ( نحل: ۸۹).۵٫هذَا بَیَانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَهٌ لِلْمُتَّقِینَ‌ ( آل عمران: ۱۳۸).۶٫قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتَابٌ مُبِینٌ‌ ( مائده: ۱۵) در مورد آیات دیگر ر.ک: یوسف: ۱؛ شعرا: ۲، نمل: ۱، قصص:۲ زخرف:۲، دخان: ۲٫۷٫مهدی عبدالنبی، روش صحیح تفسیر قرآن: تحلیل و نقد نظریه ی استقلال قرآن، چاپ دوم، منیر، تهران، ۱۳۸۶ش؛ سید سعید میری، « نظریه استقلال قرآن: مصاف علامه طباطبایی با اخباریان»، بینات، ش ۲۶، تابستان ۱۳۷۹ش، ص ۱۲۱-۱۳۱٫۸٫محمدکاظم شاکر، روش های تأویل قرآن، ص ۷۱٫۹٫علی اصغر تجری، مبانی تفسیر القرآن و منهجه، ص ۱۳۶-۱۴۱٫۱۰٫محمدهادی معرفت، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج۱، ص ۱۴٫۱۱٫محمدهادی معرفت، تلخیص التمهید، مؤسسه ی النشر الاسلامیه التابعه الجامعه المدرسین بقم المشرفه، قم، ۱۴۱۶ق؛ ج۱، ص ۴۴۸-۴۵۱٫۱۲٫ محمدکاظم شاکر، پیشین، ص ۶۰-۷۰٫۱۳٫عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، تحقیق و تصحیح و تعلیق سید هاشم رسولی محلاتی، الرابعه، مؤسسه إسماعیلیان، قم، ۱۳۷۰ش، ج۱،‌ص ۳۱۳،‌حدیث ۱۸٫۱۴٫علی اکبر بابایی و همکاران، تاریخ تفسیر قرآن، ص ۳۴-۴۰٫۱۵٫محمدحسین ذهبی، التفسیر و المفسرون، دارالکتب الحدیث، ج۱، ص ۵۱؛ علی اکبر بابایی، پیشین، ج۱، ص ۳۶-۳۹؛ سیدمحمد باقر حکیم، علوم قرآنی، ترجمه محمدعلی لسانی فشارکی، تبیان، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۸ش، ص ۲۵۵-۲۷۳٫۱۶٫ر.ک: علی اکبر بابایی، پیشین، ج۱، ص ۴۲۸-۴۲۹٫منبع مقاله :راد، علی، (۱۳۹۰)، مبانی کلامی امامیه در تفسیر قرآن: با رویکرد نقّادانه به آرای ذهبی، عسّال و رومی، تهران: سخن، چاپ اول

 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها
تازه ترین مطالب
بررسی و نقد دیدگاه ملا اسماعیل خواجویی درباره افضلیّت قرآن بر امام

بررسی و نقد دیدگاه ملا اسماعیل خواجویی درباره افضلیّت قرآن بر امام

مواجهه امام هادی (ع) با معتزله در مسائل کلامی (مطالعه موردی قرآن و امامت)

مواجهه امام هادی (ع) با معتزله در مسائل کلامی (مطالعه موردی قرآن و امامت)

تعامل روحانیان شیعه با دولت صفوی؛ علل و پیامدها

تعامل روحانیان شیعه با دولت صفوی؛ علل و پیامدها

روایات عاشورایی کامل‌ الزیارات در بوته نقد

روایات عاشورایی کامل‌ الزیارات در بوته نقد

اختلاف نقل و برداشت در روایات رجعت

اختلاف نقل و برداشت در روایات رجعت

واکاوی آثار فردی و اجتماعی اخلاق توحیدی قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)

واکاوی آثار فردی و اجتماعی اخلاق توحیدی قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)

مطالعه تطبیقی دیدگاه شیخ صدوق و شیخ مفید و دیدگاه سیدمرتضی و شیخ طوسی درباره بداء

مطالعه تطبیقی دیدگاه شیخ صدوق و شیخ مفید و دیدگاه سیدمرتضی و شیخ طوسی درباره بداء

واکاوی تاریخی تفاوت‌ مواجهه امام هادی (ع) و معتزله با مسئله خلق قرآن

واکاوی تاریخی تفاوت‌ مواجهه امام هادی (ع) و معتزله با مسئله خلق قرآن

راهبردها و مهندسی فرهنگی امام هادی (ع) در مواجهه با اهل سنت

راهبردها و مهندسی فرهنگی امام هادی (ع) در مواجهه با اهل سنت

راهبردهای مذهبی امام هادی (ع) برای ایجاد همگرایی اسلامی

راهبردهای مذهبی امام هادی (ع) برای ایجاد همگرایی اسلامی

ناهم‌خوانی معنادار بین روایات منقول از امام هادی (ع) در تصحیح‌های مختلف کتاب الهدایه الکبری؛ تحلیل و تبیین علل و پی‌آمدها

ناهم‌خوانی معنادار بین روایات منقول از امام هادی (ع) در تصحیح‌های مختلف کتاب الهدایه الکبری؛ تحلیل و تبیین علل و پی‌آمدها

عنصر هدایت‌گری در تکاپوهای رهبرانه امام هادی (ع)

عنصر هدایت‌گری در تکاپوهای رهبرانه امام هادی (ع)

نقش اصحاب امام هادی (ع) در تاریخ‌نگاری اسلامی «تأسیس، توسعه و استمرار»

نقش اصحاب امام هادی (ع) در تاریخ‌نگاری اسلامی «تأسیس، توسعه و استمرار»

شجاعت حضرت علی در جنگ حنین

شجاعت حضرت علی در جنگ حنین

امام علی و غزوات پیامبر اسلام

امام علی و غزوات پیامبر اسلام