تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


۵٫ شیخ طوسی، مفسر قرن پنجمقرن پنجم هجری از نظر تفسیر و مفسران از سده های درخشان اسلامی است. در این قرن در اثر برخوردهای فکری ملل گوناگون و نیز به برکت توسعه زبان عربی، علوم مربوط به قرآن نیز پیشرفت قابل توجهی داشته است.زبان عربی، زبان فرهنگ و معارف اسلامی است و شامل لغت، صرف، نحو، معانی و بیان بوده که با هدف و انگیزه تبیین مفاهیم اعجازی قرآن، توسعه و گسترش خاصی داشته است. چون میزان و معیار سخن بلیغ، قرآن مجید بود، شاعران و ادیبان سعی و تلاش داشتند تا مفردات و ترکیبات قرآنی را در نوشته های خود به کار گیرند.نظامی عروضی در سرآغاز مقاله خود تصریح می کند: « دبیر باید نخست به کلام رب العزّه عادت کند، اگر آیتی از قرآن بداند از عهده ولایتی برآید ». (1)در قرن پنجم، ادبیات فارسی نیز دوران طلایی خود را می گذراند و شاعرانی مانند ابوالحسن بهرامی سرخسی، محمد بن محمود بدایعی بلخی، حکیم مجدالدین ابوالحسن اسحاق کسایی، عنصری بلخی و فردوسی طوسی در آن دوره می زیستند.در این قرن مرحوم شیخ طوسی، پیشوای علمی و فقهی در نجف اشرف درخشید و بر مسند زعامت فقهی و بر کرسی تدریس تفسیر و علوم قرآنی قرار گرفت و تفسیر بزرگ و عظیم التبیان را به وجود آورد که سرمنشأ آثار و برکات فراوانی در عرصه علوم قرآنی گردید و هم زمان با آن بود که علم الهدی کتاب الشافی و برادرش سید رضی حقائق التأویل فی متشابه التنزیل را به رشته ی تحریر کشیدند.شماره کتاب هایی که تا نزدیکی های ولادت شیخ طوسی در تفسیر قرآن تألیف شده بود، بنا به نقل ابن الندیم در الفهرست، بالغ بر ۲۵۲ جلد بوده است، اما تعداد رجالی که اقوالشان در تبیان درج شده بیش از ۳۶۰ نفرمی باشد. (۲)
تفسیر تبیانابوجعفر محمد بن حسن بن علی طوسی، معروف به شیخ الطائفه استاد مسلّم فقه، اصول، تفسیر، حدیث و پیشوای فقهی شیعه در قرن پنجم است، از او آثار فراوان فقهی، کلامی، رجالی به یادگار مانده که آقابزرگ تهرانی در مقدمه تبیان ۴۷ اثر را نام می برد. (۳)مرحوم آقابزرگ تهرانی که خود در احیا و زنده کردن تفسیر تبیان همراه مرحوم حجت کوه کمری، نقش ارزنده و مؤثری دارد، در مورد این اثر بزرگ می نویسد:تبیان، این کتاب بزرگ و اثر نفیس و ارزشمند که اکنون در کسوت طبع پا به عرصه مطبوعات می نهد، نخستین تفسیری است که مؤلف آن، انواع علوم قرآنی را در آن جا داده و خود به فهرست این علوم، در دیباجه کتاب اشاره نموده که تا آن روز همانند آن صورت نپذیرفته بود. پیشوای مفسران شیعه، امین الاسلام طبرسی، نیز به این امر اعتراف کرده و در مقدمه مجمع البیان گفته است: « تبیان تفسیری است که از نورِ روشنایی حق اقتباس می کند و آثار صدق از آن لائح است، اسرار بدیع و شگفتی را دربردارد. علامه بحرالعلوم در مورد آن گوید: « اما تفسیر تبیان یک کتاب بزرگ و بی نظیر در میان تفاسیر می باشد. شیخ طبرسی در تفسیر خود به تبیان نزدیک می گردد و از اقیانوس آن بهره می گیرد در آغاز کتاب خود به آن اعتراف می ورزد، با این که ابن ادریس عجلی ( م ۵۹۸ ) با شیخ الطائفه در مقام ایستادگی و مقاومت و ردّ عقاید و افکار فقهی برآمده و نخستین فردی است که با آرا و اقوال او مخالفت ورزیده است، ولی در برابر عظمت تفسیر التبیان خضوع می کند و به جلالت آن اعتراف و به استحکام و اصول آن اقرار می ورزد » (4) و خود به تلخیص آن به نام مختصر التبیان می پردازد که اخیراً کتاب خانه آیت الله مرعشی نجفی در دو جلد آن را انتشار داده است.
روش تفسیریتفسیر تبیان، جامع و در برگیرنده علوم و فنون مربوط به قرآن می باشد. در آن تفسیر به قرائت، اعراب، محکم، متشابه، ناسخ و منسوب و پاسخ به مطاعن ملحدین، مانند: مشبّه، مجبّره، مجسّمه و مانند آن پرداخته است.در سرآغاز آن چنین نگاشته: « الحمدُللهِ اعترافاً بتوحیدِه، و إخلاصاً بربوبیّته، و إقراراً بجزیلِ نعمتِه… »او خود در پیش گفتار در مورد روش تفسیری خویش می نویسد:عاملی که مرا واداشت که این کتاب را تألیف نمایم این بود که تاکنون تا حدی از اصحاب و یاران قدیم و جدید را پیدا نکردم تا کتابی بنویسد که در برگیرنده محتوای تمام قرآن و مشتمل بر انواع معانی آن باشد. آنان تنها به نقل روایت از کتاب های حدیث پرداخته اند، یا اطاله داده اند مانند طبری و غیره، یا کوتاه و به اختصار پرداخته و تنها به ذکر معانی غریب و شگفت آیات بسنده کرده اند.افرادی مانند زجّاج، فراء و نحویان دیگر، همت خود را به اعراب و صرف و نحو آن نهاده اند، مفضّل بن سلمه و دیگران به لغت و اشتقاق آن پرداخته اند و متکلمانی مانند ابوعلی جُبّائی و دیگران همت خود را به معانی کلامی آن مصروف داشته اند و برخی به بسط فروع فقهی و اختلاف فقها و غیره پرداخته اند، مانند بلخی و غیره. صالح ترین فردی که روش معتدلی را در این مورد پیموده محمد بن بحر ابومسلم اصفهانی و علی بن عیسی رمانی هستند که کتاب های آنان بهترین تصنیف در این مورد می باشد. تنها ایرادی که آنها دارند اطاله دادن و آوردن چیزهایی است که مورد نیاز نیست. از دوستان و اصحاب خود فراوان می شنیدم که درخواست داشتند کتاب متوسطی به وجود آید که در برگیرنده ی فنون علم قرآن، قرائت، معانی، اعراب، متشابه و پاسخ مطاعن ملحدین؛ مانند مجبره مشبّهه و مجسّمه باشد، بر این اصول شروع به نوشتن این تفسیر نمودم. (۵)شیخ طوسی در پایان کتاب به شمارش آیات قرآن و دیگر اطلاعات عمومی آن می پردازد و می گوید:آیات قرآن بر اساس شمارش بصریان ۶۲۰۴ آیه و بر اساس شمارش اهل مدینه ۶۲۰۷ آیه و بر اساس اهل بصره ۶۲۳۶ آیه و تعداد کلمات آن ۷۹۲۷۷ و تمام حروف آن ۳۲۳۰۱۵ حرف است و تعداد نقطه های آن ۱۶۵۸۱ نقطه می باشد. (۶)
۶٫ طبرسی مفسر قرن ششمدر قرن ششم، تفسیرهای بسیاری مانند کشاف زمخشری، تفسیر ابوالفتوح رازی، تفسیر قطب راوندی، تفسیر ضیاء فضل بن علی حسنی و مانند آن درخشیده اند، به طوری که می توان این قرن را « قرن قرآن » و تفسیر آن نام نهاد، عصری که توانسته است تفسیری مانند مجمع البیان را در خود بپروراند.ابوعلی فضل الله بن حسن طبرسی ملقب به امین الاسلام اهل تفرش می باشد که در ذی قعده ۵۳۶ از تألیف این تفسیر فارغ شده است. در مجموعه تفسیرهایی که درباره ی قرآن کریم نگاشته شده است این تفسیر جایگاه ویژه ای دارد.
مجمع البیان و عصر طبرسیتفسیر مجمع البیان به اتفاق آرای اهل سنت و شیعه، در جامعیّت، اتقان، بی طرفی، ترتیب و تنظیم دقیق و تبیین مقاصد آیات، منزلت خاصی دارد.شیخ عبدالحمید ( مفتی مصر و رئیس سابق دانشگاه الازهر ) می گوید:مجمع البیان کتابی است گران قدر، سرشار از دانش و آکنده از فواید با ترتیبی نیکو. اگر بگویم این تفسیر سرآمد کتاب های تفسیری و مرجع دانش ها و بحث های قرآنی است، مبالغه نکرده ام. (۷)شیخ محمود شلتوت، منادی وحدت جهان اسلام، در مقدمه ای که بر چاپ مصری این تفسیر نوشته است می گوید:مجمع البیان در میان کتاب های تفسیری بی همتاست، این تفسیر با گستردگی، ژرفایی و تنوع مباحث، تبویب، ترتیب، نظم و پیرایش مطالب، دارای خصوصیت و ویژگی خاصی است که در میان تفسیرهای پیش از او بی نظیر و در میان آثار پس از آن کم نظیر است. (۸)دکتر محمد حسین ذهبی در التفسیر و المفسرون می نویسد:طبرسی در تمام مباحثی که در مجمع البیان وارد شده به زیبائی و نیکویی سخن رانده؛ آن گاه که از قرائت ها و چگونگی آن ها بحث کرده است. هنگامی که از اعراب و مباحث آن سخن گفته یا هنگامی که از فقه و مباحث و اقوال فقها سخن به میان آورده است و به دفاع از مذهب خویش پرداخته است و رأی خود را آشکار ساخته است، مؤلف آن اقوال، سخن را برمی گزیند و از انصافی شایسته برخوردار ست و مرام خود غلوّ و افراط نمی کند. (۹)شهید ثانی در اجازه ی روایتی که به ابن خازن حائری داده است از مجمع البیان به عنوان « بی نظیر » نام برده و می گوید « روایت کتاب مجمع البیان تألیف امین الاسلام ابوعلی الفضل الطبرسی را اجازه دادم و آن کتابی است که نظیر آن تألیف نشده است ». (10)سیدحسن صدر می نویسد:تفسیر مجمع البیان اسمی است هماهنگ با مسمی و لفظی است جامع معنا که در ده جزء قرار دارد، تفسیری است که در اسلام نظیر آن نگاشته نشده است. تمام فنون قرآن را با کوتاه ترین بیان به نیکوترین وجه عرضه کرده و الحق راهنمای آثار تفسیری گذشتگان می باشد. (۱۱)
روش تفسیریصاحب کشف الحجب و الأستار ضمن معرفی آن در مورد تفسیری و ارزش تألیفی آن می نویسد:مجمع البیان در مطلع تفسیر هر سوره می گوید: این سوره مکی است یا مدنی، سپس اختلاف قرائت ها را می شمرد، آن گاه علل و انگیزه های احتجاج ها را مطرح می سازد. پس از آن اعراب و مشکلات آن را می نویسد، آن گاه به شأن نزول و اسباب آن می پردازد، پس از آن، معانی احکام، تأویلات، قصص و عوامل آن ها را بیان می دارد، پس از آن، انتظام آیات را بازگو می کند و در مطلع آن چنین آمده است: « الحمدُللهِ الذی ارتفعَت عن مطارحِ الفکر جلالتُه، و جَلّت عن مطامحِ الهِممِ عزّتُه … » (12)در پایان، سخن فاضل نوری در مستدرک الوسائل را در معرفی تفسیر مجمع البیان و مؤلف عالی قدر او قرار می دهیم، جایی که می فرماید: « مجمع البیان تفسیری است که مفسران بر آستان باعظمت آن اعتکاف ورزیده اند ». (13)
۷٫ زمخشری، مفسر قرن ششممحمود بن عمر بن محمد بن عمر نحوی لغوی، ملقب به جارالله زمخشری ( ۶۴۷-۵۸۳ ) در یکی از روستاهای خوارزم به نام زمخشر به دنیا آمد. نحو و صرف، علوم معانی و بیان را در آن سرزمین در محضر پدر « تحصیل » کرد و در زمینه ادبیات عربی و شناخت انساب عرب، معلوماتی کسب نمود. سپس به مکتب فکری اعتزال گرایید و مردم را به سوی آن دعوت کرد. او به بیت الله الحرام هجرت کرد و مجاورت خانه خدا را اختیار نمود، به آن مناسبت « جارالله » لقب گرفت و تفسیرش را بنا به خواهش معتزلیان مکه در ایام اقامت در آن شهر در مدت دو سال و سه ماه نگاشت و آغاز آن در ماه رمضان ۵۱۳ و پایان آن در محرم ۵۱۵ هـ بود. او از یک پا عاجز بود و گفته اند به علت سرمازدگی و برف سنگین خوارزم به این عارضه دچار شد. وی با چوب حرکت می کرد بر این امر شهادت نامه ای با امضای جمعی از مطلعین فراهم آورده بود که از حال او اطلاع داشتند تا حمل بر معانی دیگر نشود. او دوبار به مکه مهاجرت کرد و به وطن بازگشت تا این که در سال ۵۳۸ در گرگانج زندگی را بدرود گفت، و یکی از برجستگان ادب و بلاغت و یکی از صاحب نظران تفسیر، حدیث، لغت و معانی و صاحب تألیفات گران سنگ می باشد.کشاف پس از ذکر نام خدا به این صورت آغاز می گردد:الحمدُ للهِ الذی أنزلَ القرآنَ کلاماً مؤلّفاً منظّماً، وَنَزّلَه بحسبّ المصالِح مُنَجّماً، و جَعَله بالتحمید مُفَتَتحاً، و بالاستعاذهِ مُخَتتَماً، و أوحاه علی قسمینِ متشابهاً و محکماً، و فَصَّله سوراً، و سوّره آیاتٍ، و مَیَزّ بینهنّ بفصولٍ و غایاتٍ.در این خطبه افتتاحیه، اشاره صریحی به موضع گیری معتزله در برابر خلقت قرآن و حدوث آن در برابر قدمت و غیرمخلوق بودن اشعریان و برخی از اهل حدیث، وجود دارد.
ویژگی ها و امتیازهای تفسیر کشاف۱٫ از حشو و زوائد و اطاله بی فائده عاری است.۲٫ از نقل و بازگویی قصص و داستان های بی حقیقت خالی بوده و در جایی که تردید دارد با لفظ « روایت شده است » ضعف آن را نشان می دهد.۳٫ در بیان معانی، بر لغت عرب و اسلوب های ادبی تکیه دارد.۴٫ به علم معانی و بیان و توضیح نکات ادبی به عنوان یکی از ابزار اعجاز تکیه فراوان دارد.۵٫ راه و رسم توضیح مطلب را از طریق ایجاد پرسش و پاسخ عنوان می نماید.۶٫ مکتب اعتزال را پذیرفته و منطق « منزلهٌ بین المنزلتینِ » را که مسلک اعتزالی معتزلیان است قبول دارد و افعال بندگان را مخلوق خود آنان می داند و رؤیت خدا در روز قیامت را برخلاف نوع اشعریان، محال و ممتنع می داند و ایمان را اعتقاد به جنان و اقرار به لسان و عمل به ارکان معرفی می کند. (۱۴)
گفتار بزرگان درباره کشاف۱- شیخ احمد هروی یکی از حاشیه نگاران کشاف گوید:تفسیر کشاف از جایگاهی بلند و منزلتی عظیم برخوردار است، تفسیری همانند آن در میان پیشینیان و متأخران دیده نشده است، آگاهان و چیره دستان فن، به متانت و استواری متن، تنظیم زیبا و ظریف مطالب و شیوه دلپسند و شگفت انگیز آن اتفاق نظر دارند… . (۱۵)۲- ابن خلدون در مقدمه دیوان العبر گوید:کشاف در زمینه لغت، اعراب، بلاغت بهترین تفسیرها است ولی زمخشری پیرو عقاید معتزله می باشد و در نتیجه هر جا در آیات قرآن به شیوه های بلاغت برخورد می کند به مذاهب و معتقدات فاسد ایشان استدلال می کند به همین سبب محققان مذهب سنت از آن دوری می جویند و عامه مردم را از آن برحذر می دارند… ولی با این همه محققان مزبور به رسوخ قدم وی در مسائلی که به زبان و بلاغت متعلق است اعتراف دارند… (۱۶)۳- ذهبی در التفسیر و المفسرون، در بابی از کتابش به نام معتزله و جایگاه آنان در تفسیر قرآن کریم گوید:زمخشری امام و پیشوای بزرگ در تفسیر، حدیث، لغت و ادب می باشد او دارای تألیفات بدیع در انواع علوم است، از تألیفات او المحاجاه در مسائل نحوی، المفرد و المرکب در علوم عربی، الفائق در حدیث، اساس البلاغه در لغت، المفصّل در نحو، رؤوس المسائل در فقه و … می باشد. (۱۷)۴- خود در مورد تفسیر چنین می گوید:إنّ التفاسیر فی الدنیا بلاعدد *** أو لیس فیها لعمری مثل کشّافیإن کنتَ تبغی الهُدی فَالزِم قرائتَه *** فالجَهلُ کالدِاء و الکشافُ کاالشافی (۱۸)یعنی تعداد تفسیرها در دنیا بی شمار است، ولی سوگند به جانم در میان آنان همانند کشاف وجود ندارد، اگر طالب هدایت و جویاگر سعادت هستی پس مطالعه و قرائت آن را پیش گیر چون جهل و نادانی درد است و کتاب کشاف داروی شفابخش آن می باشد.
تعلیقه ها و حواشیبه علت اهمیت و موقعیت ممتازی که تفسیر کشاف دارد از آن روزهای نخست انتشار، مورد توجه محققین، فضلا و دانشمندان جهان اسلام قرار گرفته است لذا تعلیقات، تذییلات و بررسی ها و رد و نقد و تحلیل های فراوانی بر اساس آن انجام داده اند که از آن میان می توان کتاب های زیر را نام برد:۱٫ الکاف الشاف، تألیف مرحوم امین الاسلام طبرسی و تفسیر جوامع الجامع که محور اصلی اش همان تفسیر کشاف بوده است.۲٫ انوارالتنزیل و اسرار التأویل، تألیف عبدالله بن عمر بیضاوی که آن را « سید المختصرات » نامیده اند.۳٫ تقریب التفسیر، از علامه قطب الدین محمد شیرازی.۴٫ فتوح الغیب فی الکشف عن قناع الریب، تألیف شرف الدین حسن بن محمد طیبی.۵٫ شرح شواهد الکشاف، از قطب الدین تحتانی رازی.۶٫ شرح شواهد الکشاف از خضربن محمد موصلی، در دو جلد که متضمن شرح اشعار و شواهد ادبی آن است.۷٫ آنموذج الکشاف، تألیف شمس الدین محمد کرمانی، از شاگردان قاضی عضدالدین ایجی از علمای شافعی.
نقدها و اعتراض ها۱٫ الانتصاف تألیف احمد بن محمد المنیر اسکندری مالکی.۲٫ الکافی الشافی، در تخریج احادیث کشاف، از حافظ ابن حجر عسقلانی.۳٫ حاشیه شیخ محمد علیان مرزوقی بر تفسیر کشاف.۴٫ مشاهد الانصاف علی شواهد الکشاف بر تفسیر کشاف.این کتاب بارها در بلاد اسلامی به چاپ رسیده است از آن میان دو چاپ از شهرت بیشتری برخوردار است:۱٫ چاپ چهارجلدی به قطع وزیری همراه با الانتصاف منیر اسکندری، الکافی الشافی فی تخریج الاحادیث ابن حجر عسقلانی، حاشیه شیخ محمد علیان مرزوقی و مشاهد الانصاف این چاپ در قم افست گردیده است.۲٫ چاپ چهار جلدی به قطع رحلی همراه با حواشی سید شریف جرجانی و در پایان کتاب تنزیل الایات علی شواهد البینات محب الدین افندی و نیز در چاپ دیگر بدون حواشی سید شریف جرجانی است.
سبک و شیوه ی تفسیریتفسیر کشاف نخست بخشی از آیات را نقل می کند و توضیح و تفسیر ادبی در مورد آن انجام می دهد، سپس بخش دیگر آیه را نقل می نماید و در پایان، حدیث مربوط به آیه را ذکر می کند آن گونه که در سوره ی حمد انجام داده است.این تفسیر را می توان یک تفسیر ادبی و کلامی به شمار آورد که جنبه های ادبی و بلاغی آن بر دیگر ابعاد تفسیری آن غلبه دارد. جایی که گفته است:فقیه هر چند که در علم فتاوی و احکام بر اقران و امثال خود تبرّز یابد و متکلم هر چند بر اهل دنیا در صناعت کلام برتری جوید و حافظ قصص و اخبار هر چند پرحافظه تر از « ابن القِرّیّه » (19) باشد، واعظ هر چند از حسن بصری واعظ تر باشد، نحوی هر چند نحوی تر از سیبویه باشد، لغت دان هر چند تسلط کامل بر لغات داشته باشد، باز نمی تواند حقایق قرآن را دریابد، مگر فردی که در این دو علم مخصوص قرآن که عبارت از علم معانی و بیان باشد تبحر و مهارت داشته و مدتی در آن دو علم وقت صرف کند و زمان رنج و تعب فراگیری آن دو را چشیده باشد تا راز معجزه پیامبر را دریابد و هم تحقیق داشته باشد و هم حفظ و نگهداری، پرمطالعه، و پرمراجعه باشد… (۲۰)
پی نوشت ها :
۱٫ کنگره شیخ طوسی، ج۱، ص ۲۸۹ مقاله ی آقای دکتر کریمان.۲٫ مقدمه التبیان.۳٫ الذریعه، ج۴، ص ۲۵۸٫۴٫ سیدمهدی بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ج۳، ص ۲۸۸٫۵٫ التبیان، ص ۱ و ۲٫۶٫ همان، ج۱، ص ۴۳۸٫۷٫ دکتر کریمان، طبرسی و مجمع البیان، ج۲، ص ۲۸۶٫۸٫ همان.۹٫ ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج۲، ص ۱۰۴٫۱۰٫ تأسیس الشیعه، ص ۳۴ و ریاض العلماء، ج۲، کلمه « فاء » تحت شماره ۲۷۴۵، کشف الحجب و الاستار، ص ۴۸۸ و ۴۸۹٫۱۱٫ نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص ۴۸۶٫۱۲٫ الکشاف، ( پیش گفتار ) و وفیات الاعیان، ص ۱۶۸٫۱۳٫ کشف الظنون، ج۲، ص ۱۴۸۳٫۱۴٫ مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج۲، ص ۸۹۲، نقل از مجله حوزه، ش ۲۶ ص ۱۷۳٫۱۵٫ التفسیر و المفسرون، ج۱، ص ۴۳۰٫۱۶٫ کشف الظنون، ج۲، ص ۱۷۳٫۱۷٫ الکشاف، ج۱، ص ۱۲-۱۵٫۱۸٫ وفیات الاعیان، ج۲، ص ۲۶۵-۲۸۶ و شذرات الذهب، ج۵، ص ۲۱٫۱۹٫ القریه ( با کسر قاف و تشدید راء مکسوره ) یکی از فصحای عرب است که نامش ایوب بود و قریه نام مادر اوست « ذهبی، التفسیر و المفسرون ».20. لسان المیزان، ج۴، ص ۴۲۷٫منبع مقاله :صاحبی، محمدجواد؛ (۱۳۹۲)، شناخت نامه ی تفاسیر: مقالاتی در شناخت تفاسیر قرآن کریم، قم: بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیّه قم )، چاپ اول

مقالات مرتبط :
مفسران نامدار قرآن (۱)مفسران نامدار قرآن (۳)مفسران نامدار قرآن (۴)مفسران نامدار قرآن (۵)
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها