صفحه اصلی > مرکز اطلاعات > پایگاه مقالات > قرآن > قرآن شناسی > متفرقه > نقدی بر دائره الفرائد در فرهنگ قرآن
تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


دائره الفرائد فرهنگ دایره المعارف گونه ی عظیمی است که به همت دکتر محمدباقر محقق – که تاکنون چندین اثر عالمانه از جمله حقوق مدنی زوحین از نظر قرآن، و نمونه ی بینات در شأن نزول آیات از ایشان انتشار یافته – تدوین و سه مجلد آن جمیعاً‌ در نزدیک به ۲,۰۰۰ صفحه ( از کلمه ی « ب » تا کلمه ی « بین » ) همراه با بحث تفصیلی بی سابقه ای راجع به اسماء و صفات خداوند در قرآن بیرون آمده، و چاپ و نشر باقی مجلدات آن ادامه دارد.در این معرفی و بررسی کوتاه، به نقد و نظر درباره ی صورت این فرهنگ دایره المعارف گونه که « انسیکلوپدی » بلکه « سیکلوپدی » ( « دایره المعارف » تک موضوعی ) مفردات و اعلام قرآن و تا حدودی علوم قرآنی است می پردازیم نه به ماده و محتویات آن – مگر در یک مورد که آن هم بحث در موضوع اسماءالله است.دائره الفرائد از نظر عمق تحقیق و منابع و مستندات استوار است، ولی یک اشکال عمده در روش تحقیق و تدوین آن دیده می شود که ذیلاً‌ به گوشه ای از آن اشاره خواهیم کرد. هدف صمیمانه ی نگارنده ی این سطور، به عنوان یکی از دوستداران فرهنگ و معارف قرآنی، از نوشتن این یادداشت این است که نکاتی را یادآور شود که ان شاء الله در طبع نهایی و منقّحی که از این اثر عظیم به عمل می آید، به کار آید.طبع فعلی، هر چند از نظر صحافی خوب است، از نظر حروف چینی و چاپ ضعیف است ( چاپ از روی تایپ به عمل آمده که کیفیت آن حتی در حد چاپ های تایپی « آی.بی.ام » معروف نیست ). و این شاید نشانه ی آن باشد که این چاپ، چاپ نهایی این اثر نیست.این طور که از حجم این سه جلد بر می آید، قاعدتاً کل کتاب بالغ بر پانزده الی بیست مجلد خواهد شد. نکاتی که در این بررسی طرح می شود، در مجموع در جهت کاستن حجم اضافی آن و پیراستن آن از بعضی زوائد است که ان شاء الله باعث افزایش کارایی و فایده ی این فرهنگ عظیم خواهد شد. به تعبیری صریحتر به نظر بنده می توان این فرهنگ را، بدون کاهش اساسی در اطلاعات آن، یا اطلاعات اساسی آن، در یک چهارم حجم فعلی از نو تدوین کرد. اینکه اشاره ای به چند مقاله ی بلند از این دائره المعارف:- مقاله ی « اتی » حجم بسیار گزافی دارد: ۷۸ صفحه. و علت این حجم فوق العاده جز این نیست که تمامی مشتقات تکراری آن، که احتمالاً‌ برابر با فهرستی که در ابتدای مقاله داده شده، پانصد و پنجاه فقره در هفتاد و دو سوره ی قرآن است، با شرح و معنی فارسی یاد شده است. حال آنکه طبق سنت فرهنگ نویسی و فرهنگ نویسان حق بود اصناف معانی یا به اصطلاح وجوه و نظایر آن را یاد می کردند که حداکثر بیش از سه چهار صفحه جا نمی گرفت.- مقاله ی « اجر »‌ هم که ۲۶ صفحه است، بر همین شیوه تدوین یافته و محصل آن را می توان در دو سه صفحه به دست داد.- مقاله ی « اخذ » هم که ۴۵ صفحه است همین طور.- مقاله ی « اخر » هم که ۴۸ صفحه است همین طور.- مقاله ی « ارض » هم که ۴۰ صفحه است همین طور.- مقاله ی « الله » یک بحث دو سه صفحه ای دارد، سپس موارد نحوی آن ذکر شده: « از تعداد [ ۲,۸۱۲ بار ] کلمه ی الله که مذکور گردیده، ۹۸۰ عدد آن مرفوع با حالات مختلف است بدین شرح: ۵۳۹ عدد آن به حالت فاعل بوده، ۳۳۶ عدد آن به حالت مبتدا، ۵۴ عدد آن به حالت اسم کان از افعال ناقصه و ۱۴ عدد آن به حالت خبر مبتدا و… » ( ص ۶۵۳ ). سپس در حدود ۷۵ صفحه جدولهای ساده ای که دارای عدد و نام سوره و شماره ی آیه است آمده که تفصیلاً‌ نشان می دهد که آن ۳۳۶ مرتبه ای که الله به صورت مبتدا آمده کجا و در کدام سوره و آیه است.به نظر نگارنده ی این سطور، اولاً آن شرحی که درباره ی الله آمده بود ( کمتر از ۳ صفحه ) با توجه به اهمیت اسم جلاله و فرهنگی که به بار آورده کم است، و این ۷۵ صفحه جدول ساده با آن تناسب ندارد. و از عدم تناسب گذشته، فایده ای برای این جداول متصور نیست. فرض می کنیم دانستن اینکه در قرآن کریم ۵۳۹ بار اسم جلاله به صورت فاعل آمده، در حد یک اطلاع خوب باشد. اما بیان مکرر و تفصیلی همین مطلب با ۱۶ صفحه جدول، مبنا یا مفتاح چه تحقیقی قرار می گیرد؟این کار توانفرسا که بی شک زحمت زیادی برای آن صرف شده در مورد اغلب مدخلهای دائرهالفرائد به کار رفته، و تاکنون در فرهنگ نویسی و تحقیقات لغوی، اعم از قرآنی و غیر قرآنی، سابقه ندارد، چرا که محل نیاز و رجوع کسی نبوده است. ولی در عوض در مقاله ی « ا ل ی » و در کلمه ی « ایلا » بحث فقهی مبسوط و محققانه ای راجع به ایلاء آمده است که فایده بخش و پر اطلاع است و نظیر آن در فرهنگهای دیگر نیست. اصولاً‌ نقطه ی قوت این دائره المعارف، بحثهای فقهی آن است، که گاه همراه با جدولهای دقیق برای مراتب ارث است.مقاله ی « امر » هم خیلی مفصل است ( در حدود پنجاه صفحه ) و وجوه و مترادفاتی که برای امر شمرده می شود، غالباً از فحوای جمله یا از کلمات قبل و بعد بر می آید، نه اینکه آن معنا در کلمه ی امر وجود داشته باشد. مؤلف محترم ۱۷ معنی متفاوت ( که هر یک خود به چندین معنی یا مورد دیگر تقسیم می شود ) برای کلمه ی امر شمرده. دامغانی هم در الوجوه و النظائر، ۱۶ معنی برای امر شمرده ولی سراپا در دو سه صفحه و در کمال ایجاز و روشنی.- مقاله ی « ام » با آنکه مفصل است سرشار از اطلاع است، از جمله بخشی که بحث فقهی راجع به مراتب ارث مادر است.- مقاله ی « ایمان » هم خیلی مفصل است و بعضی بخشهای آن صریحاً‌ اضافی است. از جمله بحث شش هفت صفحه ای راجع به ویژگیهای کسانی که ایمان نیاورده اند، یعنی کافران، فاسقان، یهودیان، مشرکان، گمراهان، مجرمان، مفتریان، و غیره. حال آنکه بدیهی است بحث کافران در کلمه ی کفر و کافر خواهد آمد و بحث فاسقان در کلمه ی فسق و فاسق و به همین ترتیب، دیگر آنکه ذکر دو تن از خلفای عباسی یعنی امین و مأمون، تحت عنوان اعلام مربوط به این مقاله ( جمعاً سه صفحه ) چه سودی یا چه الزامی دارد؟ در عوض سخنی درباره ی اینکه امین، لقب پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده به میان نیامده است. و به این بحث مفصل ۷۰ صفحه ای، در حدود سی صفحه جدول هم اضافه شده است، جدولی که فی المثل همه ی « آمنوا » ها و « یا ایها الذین آمنوا » های قرآن را نشان می دهد، و این کاری است که المعجم المفهرس – که دستیاب همه هم هست – به آسانی انجام می دهد.- مقاله ی « امه » ( کنیز ) خوب مقاله ای است و احکام فقهی زناشویی با آنان یاد شده است. ولی در ذیل آن، بی آنکه معلوم باشد « امه » با « امیه » چه نسبتی دارد، اصل و نسب و اسامی و شرح احوال چهارده تن از بنی امیه درج شده است ( ۹ صفحه ). این همه مطلب بی ارتباط درباره ی بنی امیه که ذکری از آنان در قرآن نشده چه لزومی دارد؟ و اگر کسانی بگویند شجره ی ملعونه که در قرآن یاد شد ( اسراء، ۶۰ ) اشاره به بنی امیه دارد، در پاسخ باید گفت اولاً‌ همین یک مطلب فایده بخش را مؤلف محترم در فرهنگ مفصل خود ذکر نکرده اند، ثانیاً‌ فقط ذکر همین یک مطلب و اشاره ی کوتاهی به بنی امیه کافی بود.- مقاله ی « اهل » ( اهل کتاب، اهل بیت و غیره ) جامع و خوش تدوین است.- مقاله ی « آیه / آیات » هم خوب است الا اینکه ۱۹ صفحه جدولهای مربوط به آن بی فایده است.- مقاله ی ۲۰ صفحه ای « بعض » را که کمتر از نصف آن جدول است، می توان در یک دو صفحه بازنویسی کرد به طوری که هیچ نکته ی مهمی از قلم نیفتد.- در ذیل مقاله ی باب حدیق « انا مدینه العلم و علی بابها » آمده است که بی مناسبت نیست، ولی در موارد مشابه متعرض اخبار و احادیث نشده اند. اما شرح حال ابن بابویه ( پدر ) و ابن بابویه ( پسر ) در اینجا بی مناسبت می نماید.- مقاله ی بین ( بینه، بینک، بینهم، و غیره ) بسیار مفصل و در حدود ۱۹ صفحه است که به راحتی می توان به کمتر از یک صفحه تقلیلش داد. برای شناساندن این کلمه و حالات مختلف آن، نیازی به آن نیست که تمام آیاتی که این کلمه در آنها بکار رفته مفصلاً همراه با ترجمه و شرح فارسی بیاید. همچنین بحث فقهی راجع به حرمت « جمع بین اختین »، درست تر از آن است که در ذیل کلمه ی « اخت » یا نکاح، یا جمع بیاید، نه زیر کلمه ی « بین » که هیچ کس حدس نمی زند و ردش را نمی گیرد.باری راجع به « هو » و « هی » هم با این روش می توان دویست صفحه بحث کرد، ولی آن دویست صفحه به اندازه ی یک صفحه افاده ی مراد می کند و بقیه اش راه دادن به معجم المفهرس است در فرهنگ لغات قرآن.- در پایان جلد ۳ ( ب ) بحثی راجع به اسماء الله آمده است. بخشی از این بحث، مانند سایر بحثهایی است که در مورد اسماء و صفات الهی در کتب کلامی یا تفسیر آمده است. اما آنچه غریب است، اسامی جدیدی است که مؤلف با توجه به افاعیل الهی در قرآن، به نظر خود استنباط کرده. نگارنده ی این سطور، صلاحیت علمی برای قضاوت در این باب ندارد، اما تصور نمی کند تعداد اسماء یا صفات الهی برابر با تعداد افعال الهی یعنی افعالی که در قرآن یاد شده، باشد.مثلاً‌ نمی توان از فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ ( نحل، ۱۱۲ ) المذیق ( = چشاننده ) را بیرون کشید و اسم الهی نامید. یا از لَعَنَهُمُ اللَّهُ ( بقره، ۸۸: نساء، ۴۶ و چند آیه ی دیگر ) اللاعن ساخت یا از غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ ( فتح، ۶، و آیات دیگر ) الغاضب ساخت یا از اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ ( بقره، ۱۵ ) المستهزی ساخت، یا از یعذبه اللهُ، و یعذبهم الله، که در آیات عدیده آمده، المعذب ساخت، یا از وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکَى‌ ( نجم، ۴۳ ) المضحک و المبکی ساخت. علی الاصول ترک این کار – حتی اگر صریحاً‌ هم در قرآن، و از ناحیه ی شارع نهی نشده باشد – اولیتر است. ولی مؤلف محترم دائره الفرائد به این کار پرداخته اند و فی المثل از بَارَکْنَا فِیهَا و بارکنا علیه، المبارک و از تبارک الذی، یا تبارک الله، المتبارک بیرون کشیده اند، به طوری که برای فقط این بخش ( ب ) بیست و یک اسم جدید، که در کتب کلام و تفسیر فریقین سابقه ندارد، از قبیل بالی و مبالی ( آزماینده )، مبوء ( جای دهنده )، باطش ( خشم آور )، مبطل، مبکی ( گریاننده ) و نظایر آن برساخته اند. حتی اگر توقیفی بودن اسماءالله را قبول نداشته باشیم ( و بعضی از محققین قدیم و جدید قبول ندارند ) باز هم تصور نمی کنیم جوازی برای اینکه از هر فعل منسوب به خداوند یک اسم بسازیم، داشته باشیم.باری چنان که گفته شد، جز در این یک مسأله، باقی مسائلی که در این بررسی کوتاه مطرح ساختیم، مربوط به ساخت و صورت و از آن میان هم غالباً‌ مربوط به حجم دائره الفرائد است، و قطع نظر از این یک مسأله، احاطه ی مؤلف به کلیه ی مواد و شعب کار تحقیقی خود، از یکایک مدخلها و مقاله های دائره الفرائد بر می آید، و بی شک چنین فرهنگی محل نیاز همه ی قرآن پژوهان است.منبع مقاله :خرمشاهی، بهاء الدین؛ (۱۳۸۹)، قرآن پژوهی (۱)، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم
 
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها