تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


(وَ لاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ‌. )(1)در نزد مسجد الحرام با کفار جنگ نکنید مگر این که آنان در آن جا با شما بجنگند که اگر در آن جا با شما جنگیدند، آنان را بکشید، این چنین است جزای کافران.ابوجعفر نحاس و اکثر طرفداران نسخ می گویند که این آیه نسخ گردیده است.(۲)زیرا این آیه، جنگ با مشرکین را در نزد مسجدالحرام تحریم می کند در صورتی که کوچک ترین حرمت و اشکالی ندارد و می توان با مشرکین در همه جا و حتی در داخل مسجدالحرام نیز جنگ نمود. می گویند «قتاده»نیز به وقوع نسخ در این آیه معتقد است.(۳)
مؤلف:اما به نظر ما این آیه مانند آیات گذشته از نسخ، سالم و مصون و حکم آن ثابت و پابرجاست زیرا اگر نسخی در این آیه واقع شود، حتماً با این آیه خواهد بود که خداوند می فرماید:(فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ. )(۴)مشرکین را در هر کجا یافتید، به قتل شان برسانید.ولی این آیه نمی تواند ناسخ آیه مورد بحث باشد، زیرا آیه اول یک حکم «خاص» و مشخصی را بیان می کند، جنگ در مسجدالحرام، حرام است ولی آیه دوم کلیت و «عمومیت» دارد و می گوید: در هر کجا که مشرکین را یافتید، آنان را بکشید. بدیهی است که حکم «عام» نه تنها نمی تواند حکم«خاص» را نسخ کند بلکه حکم خاص، مفسّر و بیان کننده ی حکم عام می باشد و نسبت به آن استثنا و تبصره تلقی می شود.بنابراین، معنای مجموع این دو آیه چنین خواهد بود: با مشرکین در همه جا بجنگید و آن ها را در هر کجا یافتید، بکشید جز در «مسجد الحرام» که عظمت و احترام آن جا باید رعایت شود مگر این که آنان در مسجدالحرام با شما بجنگند، در این صورت جایز خواهد بود که شما نیز در همان جا با آنان بجنگید.با این توضیح که در معنای دو آیه گفته شد، در میان آن ها نسخی امکان پذیر و متصور نیست و منافاتی در میان مفهوم آن دو وجود ندارد تا یکی ناسخ دیگری باشد.گاهی ممکن است در نسخ این آیه، به آن روایتی استناد کنند که می گوید رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به قتل ابن خطل فرمان داد در حالتی که وی به پرده ی کعبه آویخته بود ولی این روایت هم نمی تواند نسخ در آیه ی شریفه را اثبات کند زیرا:اولاً: این روایت خبر واحدی بیش نیست که نمی تواند ناسخ آیه قرآن گردد.و ثانیاً: این روایت دلالت بر نسخ ندارد زیرا خود اهل سنت به طریق صحیح از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل نموده اند که او می گفت: دستور قتل در مسجدالحرام پیش از من بر کسی جایز نبود و برای من هم تنها یک ساعت در روز «فتح» اجازه داده شد.(۵)بنابراین، خود این روایت تصریح می کند که این عمل از مختصات رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است، پس هیچ دلیل و علتی بر نسخ آیه مورد بحث وجود ندارد مگر پیروی نمودن از فتوای عده ای از فقها، در صورتی که خود آیه حجت و دلیلی است بر علیه آنان و ما موظفیم بر گفتار قرآن بیندیشیم نه گفتار این و آن.
پی نوشت ها :
۱-بقره/۱۹۱٫۲- الناسخ و المنسوخ، نحاس۲۳٫۳- همان، ۲۸٫۴- توبه/۵٫۵- فتح القدیر شوگانی، ۱۶۸/۱٫منبع مقاله :خوئی، حضرت آیت الله حاج سیدابوالقاسم خوئی(ره)(۱۳۸۵)، البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد صادق نجمی- هاشم هاشم زاده هریسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها