تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


پروفسور مونت گُمری وات، اسلام شناس، سیره نگار و روحانی والامقام مسیحی مشهور اسکاتلندی، که همدلی بسیاری با اسلام دارد و بر آن است که از این پس خاورشناسان غرب باید همچون محققان و مؤمنان مسلمان، قرآن را نه « کتاب محمد» بلکه کلام الله و وحیانی اصیل بشمردند، در مقدمه تاریخ قرآن خود آورده است:… نادرند کتاب هایی که تأثیر/ نفوذ ژرف تر و گسترده تری از قرآن بر روح و روان بشر باقی گذاشته باشند.(۱)سابقه قرآن کریم با وجود قدمت چهارده قرنی آن، حتی گاه از نصف سابقه و قدمت کتب مقدسی چون اوپانیشادها و متون مقدس بودایی به پالی و سانسکریت و اوستای آیین ایرانی زرتشت کمتر است، نزدیک به یک هزاره از عهد عتیق ( تورات و ۳۴ سفر/ کتاب دیگر) آیین یهود « جوان تر» است و از عهد جدید ( اناجیل اربعه و ۲۳ رساله دیگر) حدوداً پانصد سال جدیدتر است. با این حال تأثیر تمدن ساز و فرهنگ آفرین آن، یا به اندازه هر یک از این کتب مقدس- که نمونه وار یاد شده- است یا نظر به گستره نفوذش در حیات اجتماعی و فردی مسلمان ها، فراتر از آنها است. همین است که بحث خود را به سه بخش تقسیم می کنیم:۱- تمدن سازی و فرهنگ آفرینی قرآن ( به صورت بحث تمهیدی و کلی)۲- نقش و نفوذ قرآن در هنرها، فنون و صنایع ظریف۳- نقش و نفوذ قرآن در زندگی روزمره و فرهنگ عامه ( به صورت تفصیلی تر؛ چرا که موضوع اصلی تر نوشتار حاضر است).
تمدن سازی و فرهنگ آفرینی قرآنهیچ یک از تمدن های بزرگ بشری از جمله یونانی، مصری، هندی، چینی، ایرانی و غربی همچون اسلام و تمدن اسلامی عمیقاً بر مدار و محور یک کتاب ( البته مقدس و اسمانی و وحیانی) سامان نیافته است و تا این حد به فرهنگ ( های) پیوسته با تمدنش، این چنین روایت های چند گانه و چند گونه پربار، ژرف و شگرف نبخشیده است؛ بی آنکه اهمیت، فرآورد و دستاورد فرهنگ های دیگر به ویژه تمدن غربی را دست کم بگیریم که به مدد علم و فناوری ای که بخش مهمی از آن را از سایر تمدن ها و فرهنگ ها ( از جمله از تمدن یونانی، اسلامی و ایرانی- اسلامی) گرفته است و امروزه تمدن و فرهنگ غربی از پنج قرن پیش تاکنون گرایش عرفی و صورت دنیوی ( سکولار) یافته است، اما روایت های چند گانه پربار فرهنگ اسلامی، بیش از یک قرن نیست که بعضی گرایش های عرفی را، آن هم عمدتاً از فرهنگ غرب یا تحت تأثیر الگوهای فرهنگی غربی، اقتباس کرده اند.در یک کلمه، فرهنگ دینی، در جوامع شرقی اسلامی، بیشتر در عرصه حیات اجتماعی و فردی زنده و پویاست تا در جوامع غربی، یا شرق دور. حتی بعضی از کشورهای اسلامی قرآن کریم را رسماً در حکم قانون اساسی کشور و کشورداری خود گرفته اند.قرآن سرچشمه فیاض فرهنگ آفرینی است. ما مجموعه ای از معارف مهم به نام علوم اسلامی ( عقلی و نقلی) داریم و تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد، علوم یهودی و علوم مسیحی که قرینه علوم اسلامی در دین توحیدی دیگر باشد، به این وسعت و عمق نیست. البته دین پژوهی/ فقه ( Jurisprudence) و علم کلان در آن ادیان هم تحت تأثیر عهدین رشد و شکوفایی داشته است، اما مثلاً تاریخ و تاریخ نگاری را در نظر بگیرید. تاریخ نگاری در جهان اسلام از اشارات و مضامین تاریخی ( نه فقط قصص، که گاه به ادبیات و هنر نزدیک تر است تا تاریخ) قرآن درباره ادیان و انبیای سلف و نیز سیره نبوی اشارات صریح فراوان به زندگی و حتی زندگی خانوادگی و روزانه حضرت پیامبر ( ص) غزواتی چون بدر، احد، احزاب ( خندق)، تبوک، فتح مکه، نبرد ایرانیان و رومیان، و نبرد مسلمانان با رومیان، اشاره به کار و کردار بسیاری از یاران و خویشان حضرت حتمی مرتبت- بیش از همه حضرت علی ( ع) و سپس آل عبا= پنج تن ( در آیه تطهیر، سوره احزاب، ۳۳) و سایر خلفا و صحابه، اشاره به ظهور و سقوط امم پیشین و « تمدن های» گذشته، همچون قوم عاد، ثمود، سبأ، یمن، یهودیان باستان ( بنی اسرائیل)، یهودیان ساکن مدینه، و بسی سخن ها در باب اعراب ( عرب های بادیه نشین) و دوره جاهلیت و فرهنگ و سنن نیک ( چون حج، جوار و ذمه) و بدعت های بد آن به میان آمده و احکام امضایی در بر دارد.آری، قرآن کریم با آنکه نه کتاب تاریخ است، نه قصص، با اشاراتی که بخشی از آنها یاد شد، و با اشارات پوشیده، معروف به اسباب النزول یا شأن نزول، منبعی بسیار مهم است برای بررسی های تاریخی اقوام پیشین، قوم عرب و پیامبر اسلام، صحابه، بسیاری از رویدادهای مهم مانند صلح حدیبیه ( که حاصل بیعت رضوان بود)، بیان رویدادهایی چون هجرت، آشتی دو قوم اوس و خزرج، یاری اهالی مدینه ( =انصار) به مسلمانان مهاجر، پیمان برادری بستن میان مسلمانان، و ده ها رویداد تاریخی و تاریخ ساز دیگر.در اینجا به این نکته توجه می دهیم که تاریخ و تاریخ نگاری، مگر تا حدودی سیره نبوی، جزو علوم اسلامی به معنی اخص، مانند فقه، حدیث، و کلام نیست(۲) و ابتکار و پیشرفت تاریخ نگاری اسلامی که البته از علوم حدیث هم بهره ور شده است، تاریخ پژوهان امروز جهان را به اعجاب آورده است؛ به ویژه آنکه حتی در قرآن کریم اول و مبانی علم فلسفه تاریخ هم آمده است.(۳)
پی نوشت ها :
۱٫ درآمدی بر تاریخ قرآن، نوشته ریچارد بل. بازنگری و بازنگاری و مونتگمری وات، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی. قم، مرکز ترجمه قرآن به زبان های خارجی، ۱۳۸۲، پیشگفتار مترجم, ص ۱۳٫۲٫ قرآن شناخت، مباحثی در فرهنگ آفرینی قرآن. نوشته بهاء الدین خرمشاهی، چاپ پنجم، تهران، شرح نو، ۱۳۷۹، صص ۲۱-۲۲٫”History and the Quran” by Timonthy P. Harrison in EQ3. « تاریخ/ تاریخ نگاری». [ در یازده بخش با نویسندگان متعدد] در: دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، ۱۳۸۰، ج۶ ( ت- تربت جام). صص ۹۵-۱۸۵٫منبع مقاله :خرمشاهی، بهاء الدین؛ ( ۱۳۹۰)،قرآن در زندگی و فرهنگ عامه، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها