تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۵


مقدمهوقتی به جایگاه قرآن کریم در اندیشه های دینی و معارف مسلمانان می‏نگریم در می‏یابیم که بایستی توجه و همت زیادی از طرف علما و اندیشمندان مسلمان نسبت به تاریخ قرآن نشان داده شود و تمامی زوایای سیر تطور قرآن کریم تا عصر حاضر مورد بررسی قرار گیرد. لکن در سایه غفلت از این مساله و یا بهتر است بگوییم اشتغال گسترده به سایر علوم دینی نظیر فقه و اصول در حوزه های علمیه، کمتر به قرآن و عوارض ذاتیه آن نظیر عدم تحریف آن پرداخته اند. در حالی که بررسی تاریخ قرآن و روند رسیدن آن به دست ما از اساسی ترین مباحث دینی است؛ چرا که اگر حجیت و صحت قرآن کریم ثابت نشود مبنای همه معارف زیر سوال خواهد رفت و دیگر مجالی برای بحث های مفصل و بعضاً چند ده ساله فقهی و اصولی باقی نخواهد ماند. لذا اثبات حجیت قرآن جایگاهی بس رفیع و مهم می‏یابد. بحث تواتر قرآن کریم همواره به عنوان یکی از دلایل حجیت و عدم تحریف قرآن در کتب مختلف مطرح شده است و با اثبات آن بر صحت آیات قرآن احتجاج شده است. لکن در طول تاریخ اسلام و تشیع کمتر سابقه دارد که به طور مستقل و فارغ از بحث تحریف، به تواتر قرآن پرداخته شود و زوایای مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد. به همین دلیل و با توجه به هجمه های گسترده معاندین به دین اسلام و رویکرد مبنا گرایانه آنها که تلاش دارند حجیت و استحکام معارف دینی را از ریشه بزنند، نیاز به وجود مقاله و نوشتاری هرچند مختصر در باب تواتر قرآن کریم بسیار احساس می‏شود.از طرفی تنها نگاشته‏ای که مستقلا به بحث تواتر قرآن پرداخته است مربوط است به جناب شیخ حر عاملی (رحمت الله علیه) که (تواتر القرآن) نام دارد. البته نا گفته نماند که همین تک اثر در مورد تواتر قرآن کریم هم بدلیل نبودن ابزار های حفظ تالیفات، مثل چاپ و غیره، به طور کامل به دست ما نرسیده است و بخشهایی از آن در طول تاریخ با بروز حوادث مختلف از بین رفته است.از این رو تحقیق در این زمینه بدلیل کمی منابع و نبود پیش زمینه های کافی برای بحث تواتر قرآن، با سختی دو چندان مواجه است.مقام اول: بررسی تواتردر این مقام، به عنوان پیش زمینه بحث اصلی، به تعریف تواتر و بررسی جایگاه آن در بین علوم می‏پردازیم.
تعریف تواترتواتر در لغت از ریشه (و، ت، ر) است که به باب ” تفاعل ” رفته است و به معنای { در پی هم آمدن با فاصله و بدون انقطاع } است.حال برای تعریف اصطلاحی تواتر به ذکر قول برخی از علمای اصول می‏پردازیم:
شرح المبادی: خبر متواتر خبری است که بنفسه برای انسان علم آور باشد پس خبری که همراه قرائن مفید علم باشد، متواتر نیست.الوافیه: عبارت است از خبر جماعتی که در کثرت به حدی رسیده اند که امکان ندارد تواطی بر کذب کرده باشند مثل کسانی که از وجود مکه خبر می‏دهند.المنیه: متواتر خبر جماعتی است که آنقدر زیاد هستند که ما علم به صحت قولشان پیدا می‏کنیم.المعلم: خبر متواتر خبر جماعتی است که بنفسه علم به صدقش پیدا می‏کنیم.البدایه: خبر متواتر خبری است که راویان آن به حدی زیادند که تواطی و اجتماع آنها بر دروغگویی منتفی باشد و این انتفاء تواطی بر کذب، در همه طبقات روایت حاصل باشد به این صورت که قومی خبری را از قوم دیگری نقل کنند تا به سرچشمه روایت برسد.با توجه به این بخش کوچک از تعریف های نقل شده در کتب اصولی، میتوان دریافت که تواتر چند رکن اساسی دارد. اولا کثرت تعداد راویان در هر طبقه از روایت. ثانیا اینکه کثرت باید به حدی باشد که احتمال اینکه راویان از قبل اجتماع کرده باشند تا خبر کذبی به ما برسانند را منتفی کند. ثالثا آنکه همین کثرت راویان، به تنهایی برای ما مفید علم به صحت خبر باشد و برای تصدیق آن نیازی به انضمام قرائن دیگر نباشد.با توجه به قیود مطرح شده، می‏توانیم این چنین تعریفی برای خبر متواتر بیان کنیم:((خبر متواتر خبری است که تعداد راویان آن در هر طبقه به قدری زیاد هستند که امکان اجتماع راویان بر دروغگویی منتفی باشد.))
شرایط تواترعلمای علم اصول و منطق برای تحقق و علم آور بودن تواتر شرایط را ذکر کرده اند:
۱٫ مخبرین به حدی برسند که عادتا تواطی بر کذب آنها ممتنع باشد. یعنی کسانی که خبری را به ما می‏دهند آن قدر تعدادشان زیاد باشد که ما حتی این احتمال را هم ندهیم که اخبار آنها حاصل نقشه و توطئه‏ای بر دروغ پراکنی است.۲٫ علم مخبرین نسبت به واقعه‏ای که از آن خبر می‏دهند از طریق حس به دست آمده باشد: یعنی مخبرین اتفاق یا واقعه‏ای که از آن خبر می‏دهند را با یکی از حواس ظاهری خودشان درک کرده باشند. بنابراین اگر علم آنها به چیزی غیر از حس مثل حدس یا عقل مستند باشد تواتر حاصل نخواهد شد.۳٫ در صورتی که طبقات خبر متعدد است تعداد راویان در همه طبقات باید به کثرت معتبر برسد تا تواتر قطع نشود و در همه طبقات ادامه یابد.چرا که خبر هر طبقه‏ای یک خبر مستقل به حساب می‏آید.۴٫ دریافت کننده و شونده خبر به مضمون آن آگاهی نداشته باشد. چرا که اگر سامع نسبت به مضمون خبر آگاه باشد خبری که به او رسیده است یا عین علم قبلی اوست که تحصیل حاصل می‏شود یا مثل آن است که اجتماع مثلین خواهد بود که هر دو محال اند.۵٫ مخبرین علم قطعی به آنچه از او خبر می‏دهند داشته باشند نه اینکه به آن مظنون باشند. چرا که حتی با اجتماع ظنون نا متناهی هم علم حاصل نمی‏شود.۶٫ سامع خبر نسبت به مضمون خبر شبهه سابقه، یا تقلید از غیر در نفی آن، نداشته باشد. چرا که اگر این گونه باشد علمی برای او از طریق تواتر بدست نخواهد آمد زیرا این علم به اختلاف احوال افراد مختلف می‏باشد و اگر فردی به نقیض آن معتقد باشد هیچ گاه این علم برایش حاصل نمی‏شود.البته لازم به ذکر است عدم حصول علم در این مورد بدلیل آن شبهه یا تقلید است و اگر اینها نباشند قطعا به واسطه تواتر علم حاصل خواهد شد.
حجیت تواترحال باید به این بحث بپردازیم که آیا خبر متواتر مفید علم و دارای حجیت میباشد؟ و اگر هست آیا مخالفی در این مورد وجود دارد؟آنچه که از آرای اصولیون بدست می‏آید حجیت و علم آور بودن خبر متواتر برای همگان است. یعنی هر خبری که دارای شرایط تواتر باشد واجب القبول خواهد بود و فرقی هم نمی‏کند که خبری از گذشته باشد مثل خبر از وجود پیامبران و یا از زمان حال باشد مثل خبر از وجود شهرهای دوری که ما آنها را ندیده ایم.
جایگاه تواتر در علم منطقاز نکاتی که ارزش تواتر بین علوم مختلف را آشکار می‏کند، جایگاه تواتر و خبر متواتر در علم منطق است. منطقیون تواتر را در زمره یقینیات می‏دانند. یقینیات قضایایی هستند که احتمال خلاف در آنها اصلا وجود ندارد. علاوه بر این از نظر منطقیون، خبر متواتر، از اقسام یقینیات بدیهی است. یقینیات بدیهی آنهایی هستند که سبب اعتقاد به آنها نزد عقل حاضر است و نیازی به کسب کردن ندارد. (۱)
تنبیهبین علما اختلاف است که کمترین تعداد مخبرین که بواسطه آنها تواتر حاصل میشود آیا عدد خاصی دارد یا خیر؟دسته‏ای از آنها قائل به این شده اند که نمی‏توان عدد خاصی را برای حصول تواترتعیین کرد بلکه ملاک و مناط در این مورد، حصول علم برای شنونده خبر است. چرا که هیچ عددی از مخبرین نیست که بتواند احتمال کذب را از آنان منتفی کند. به علاوه که اگر عدد خاصی لازم بود علم برای ما حاصل نمی‏شد تا این که آن عدد به دست بیاید. بنابراین لازم است مخبرین به تعدادی برسند که برای مخاطب علم به صدق اخبار حاصل شود. براین اساس در بعضی موارد خبر ده نفرعلم آور است ولی در موارد دیگری حتی خبر صد نفر هم مفید علم نیست و این به خاطر قرائنی است که در حال خبر وجود دارد مثل میزان نزدیکی یا دوری مخبرین به صدق در خبر.اما دسته دیگر از علما برای حصول تواتر عدد خاصی را مشخص می‏کنند. و در اینکه آن عدد چند نفر است هم اقوال مختلفی مطرح شده و اتفاق بر عدد خاصی صورت نگرفته است. (۲)قول حق در این مساله این است که عدد خاصی نمی‏تواند ملاک تواتر باشد بلکه تنها حاصل شدن یا نشدن علم ملاک تحقق تواتر است. از شواهدی که برای این نظر می‏توان اقامه کرد این است که ما به عنوان شنونده خبر قبل از شنیدن آن، عدد خاصی را مد نظر نداریم که اگر مخبرین به آن تعداد رسیدند صدق خبر ثابت خواهد شد و اگر نرسیدند خیر.اشکالات به علم حاصل از اخبار و خبر متواتربا وجود تصدیق هایی که در مورد حجیت خبر متواتر وجود دارد دو گروه موسوم به ” سمنیه ” و ” براهمه ” حجیت خبر متواتر را قبول نکرده اند.(۳)در نزد این عده علم تنها از طریق حواس ظاهری بدست می‏آید و خبر دادن از چیزی نمیتواند مفید هیچ علمی باشد. بنابراین این اشکال نه تنها نسبت به حجیت خبر متواتر بلکه نسبت به حجیت هر خبری مطرح است. شایسته است در پاسخ به این سخن باطل گفته شود این است که همانطور که هنگام کسب علم از طریق حواس ظاهری سکون نفس و جزم خاطر برای ما حاصل میشود؛ هنگام شنیدن یک خبر حتمی الصدق هم سکون نفس برای انسان پدید می‏آید. مثلا وقتی به ما خبر وجود شهری دور مثل مکه میرسد و ما علم به صحت خبر داریم همان جزمی را نسبت به وجود مکه پیدا میکنیم که هنگام رفتن به مکه برای ما حاصل می‏شود. پس در حقیقت و نفس الامر علم از طریق حواس و علم از طریق اخبار به یک امر باز می‏گردد. بنابراین اگر بخواهیم نسبت به علم حاصل از اخبار اشکال کنید در واقع اشکال شما راجع است به همه علوم حتی همان علم حاصل از حواس ظاهری که خودتان حجت و قطعی بودنش را قبول دارید.اما اشکالات دیگری به خصوص خبر متواتر مطرح است که ذیلا به چند مورد آن اشاره می‏کنیم و به آنها پاسخ می‏دهیم:
۱٫ همانطور که امکان کاذب بودن هریک از مخبرین به تنهایی وجود دارد این امکان در مورد مجموع آنها هم منتفی نیست چرا که کاذب بودن هرکدام منافاتی با کذب دیگری ندارد و مجموع راویان تشکیل یافته از تک تک افراد است بلکه مجموع راویان چیزی جز تک تک راویان نیست و وقتی کذب هرکدام به تنهایی، را فرض کنیم کل مجموعه کاذب خواهند بود و در این صورت آن علم مطلوب ما حاصل نخواهد شد.در جواب به این شبهه می‏گوییم: اینکه احتمال دارد هرکدام از راویان در خبر خود صادق نباشند مستلزم این نیست که امکان کذب کل راویان هم وجود دارد. به علاوه همیشه حکم تک تک افراد یک مجموعه با حکم کل آن مجموعه یکی نیست و نمی‏توانیم حکمی که در مورد یک فرد از یک مجموعه صادق است را بدون دلیل بر کل مجموعه حمل کنیم.مثلا در یک جنگ امکان دارد یک جنگجو از یک لشکر مغلوب شود ولی سپاهی که او در آن قرار دارد برنده جنگ باشد. بعلاوه اینکه ما در تعریف خبر متواتر انتفاء اجتماع بر کذب را شرط کردیم پس وقتی خبری مفید علم نباشد و تواطی بر کذب در موردش منتفی نباشد اصلا متواتر محسوب نمی‏شود.۲٫ اگر همانطور که میگویید تواتر حجت باشد ما باید آن نقلی که یهودیان و مسیحیان از حضرت موسی و عیسی (علی نبینا و آله و علیهما السلام) بنابر ادعای خاتم النبیین بودن می‏کنند را هم تصدیق کنیم در حالیکه میدانیم نقل این ادعا باطل است بنابراین تواتر نمی‏تواند حجت باشد.در جواب میگوییم اولا برای یهود تواتر حاصل نمی‏شود چون تواتر آنها در قصه بخت النصر قطع شده است و مسیحیان هم نمیتوانند هیچ خبر متواتری داشته باشند چون تعداد آنها در ابتدای رسالت حضرت عیسی علیه السلام محدود به حواریون بوده که برای خبر متواتر کافی نیست. حتی اگر قبول کنیم که شرایط تواتر حاصل است با دلیل قطعیه می‏دانیم نقل آنها اشتباه است و تواطی بر کذب انجام شده است این تواتر هیچ ارزشی نخواهد داشت و برای اثبات عدم حجیت تواتر نمی‏توان به آن استناد کرد.۳٫ اتفاق و اجتماع یک قوم در نقل یک خبر صادقانه مثل این است که آنها بر یک امری اتفاق نظر پیدا کنند در حالی که ما می‏دانیم با توجه به اختلاف افراد در اخلاق و آراء و اغراض چنین اتفاق کلی و فراگیری غیر ممکن خواهد بود. پس همانگونه یک قوم نمی‏توانند بر خوردن یک غذای واحد اتفاق نظر پیدا کنند؛ نمیتوانند بر راستگویی هم اتفاق داشته باشند.این ادعای شما باطل خواهد بود وقتی ما نمونه هایی از تحقق تواتر سراغ داریم. از طرفی، در تواتر و نقل صادقانه خبر، دواعی و انگیزه هایی وجود دارد که آن را از اکل طعام واحد ممتاز می‏کند.۴٫ اگر همانطور که شما می‏گویید تواتر مفید علم ضروری باشد نباید فرقی بین علم حاصل از تواتر با علم به اینکه یک نصف دو است باشد در حالیکه وقتی ما وجود داشتن اسکندر و اینکه یک نصف دو است را به نفس خودمان عرضه می‏کنیم بین آن دو تفاوت خواهد بود و گزاره دوم ضروری تر خواهد بود.این ادعای شما وقتی درست خواهد بود که ما ادعا کرده باشیم علم حاصل از تواتر از جمله بدیهیات خواهد بود در حالیکه ما تواتر را مفید یک علم عادی می‏دانیم نه علم بدیهی.۵٫ اگر علم حاصل از تواتر علم ضروری باشد لازم است که همگان در مورد آن اتفاق نظر داشته باشند در حالیکه با مخالف کردن ما این اتفاق منتفی خواهد بود.وقتی یک علمی ضروری باشد لازم نیست که همگان در مورد آن موافق باشند چون امکان دارد مخالف کردن ها به علت عناد و لجاجت باشد و نه بدلیل ضروری نبودن آن. و اگر قرار باشد مخالفت کردن عده‏ای موجب اسقاط ضروری بودن باشد باید حصول علم از طریق محسوسات را هم غیر ضروری بدانیم چون سوفسطائیه مخالف آن هستند در حالی که خود شما (سمنیه) علم بدست آمده از حس را ضروری می‏دانید حال آنکه دراین مورد هم طبق مدعای شما مخالفت عده‏ای باید ضروری بودن را نفی کند.
تواتر معنویگاهی اوقات مشاهده می‏شود که الفاظ احادیث و اخبار مختلف یکسان نیست و به صورت های مختلفی نقل شده است لکن مدالیل آنها متواتر است. به این معنا که هرچند الفاظ آن روایات و اخبار تواتر ندارد اما قدر مشترکی بین همه آنها وجود دارد که آن اخبار با دلالت تضمنی یا التزامی بر آن دلالت می‏کند. این تواتر در معنا و مفهوم حاصل می‏شود نه در لفظ. از این جهت به چنین تواتری ” تواتر معنوی ” می‏گویند.به عنوان مثال اخبار دال بر ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) این چنین است؛ زیرا صدها روایت از پیامبر یا اهل بیت (صلوه الله علیهم اجمعین) درباره اصل ظهور و رخدادهای قبل، همزمان یا پس از ظهور ایشان رسیده است که با استفاده از مفاهیم و مفاد مشترک آنها میتوان به نتایج قطعی دست یافت. اصل ظهور ایشان و ظهور برخی حوادث کیهانی همچون: طلوع خورشید از مغرب، پدید آمدن دودی از آسمان و … و برخی حوادث اجتماعی همچون: گستردگی ظلم و بیداد در سرتاسر گیتی، فتنه دجال و … از اموری است که به صورت متواتر معنوی در این روایات تبیین شده است.
مقام دومپس از آنکه فصلی در بررسی تعریف، شرایط و جایگاه تواتر گذشت؛ اکنون به مرحله اصلی این تحقیق یعنی اثبات تواتر قرآن کریم می‏رسیم.
تحریر محل نزاعدر دوران نزول قرآن کریم وقتی آیه‏ای بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل می‏شد عده‏ای از صحابه به حفظ آیات می‏پرداختند و عده‏ای دیگر که قدرت خواندن و نوشتن داشتند آیات را کتابت می‏کردند.پس از ایشان اقدامات زیادی از طرف اشخاص گوناگون برای جمع آوری قرآن بصورت مجموعه واحد انجام گرفت. اما این گوناگونی با توجه به گسترش وسعت جغرافیایی اسلام تا جایی پیش رفت که در هر خطه از مملکت اسلامی نسخه‏ای از قرآن وجود داشت که اختلافاتی هر چند جزئی با نسخه مناطق دیگر داشت؛ تا اینکه در زمان خلیفه سوم، او به منظور از بین بردن این اختلافات همه نسخه ها را جمع کرد و با تشکیل یک گروه اقدام به یکسان سازی مصاحف موجود یا همان ” توحید مصاحف ” کرد و چند نسخه از این مصحف واحد و یکسان سازی شده را به مناطق مختلف سرزمین اسلامی فرستاد و دیگر اوراق قرآنی را از بین برد.در بین متکلمین اشکالی نسبت به تحریف یا عدم تواتر قرآن بعد از توحید مصاحف وجود ندارد لکن محل بحث و نزاع در مورد قبل از توحید مصاحف است و اینکه آیا همان قرآن نازل شده بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بین مسلمین رواج یافت یا اینکه با تغییرات و احیانا تحریفاتی رو به رو شد.(۴)ما در این مقال در صدد اثبات این مدعا هستیم که همان قرآن بدست ما رسیده است و تواتر قرآن نازل شده بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) تا زمان توحید مصاحف حفظ شده است.
فصل اول: اثبات تواتر قرآن کریم
دلیل اول: اجماع همه مسلمانان اعم از شیعه و اهل سنتهمه مسلمانان درباره متواتر بودن قرآن کریم اتفاق نظر دارند. اساسا حجیت قرآن به عنوان مهم ترین منبع معارف دینی، جز با تواتر و قطعیت صدور آن، ثابت نمی‏گردد. آیت الله خویی در این باره می‏گویند:((همه مسلمانان از همه فرقه ها و مذاهب، در این که ثبوت قرآن، منحصرا با تواتر امکان پذیر است؛ اتفاق نظر دارند.)) (۵)از نظر قواعد علم اصول فقه هم اجماعی که بر تواتر قرآن شکل گرفته است حجت می‏باشد. همه علمای فریقین بر تواتر قرآن اتفاق نظر دارند و جز عده‏ای که معلوم النسب هستند مخالف دیگری در این باره وجود ندارد. که با توجه به اجماع کلی و معلوم النسب بودن مخالفین، شرایط اجماع دخولی حاصل می‏شود در نتیجه کشف می‏شود که قول معصوم هم همین است. و وقتی اجماع کاشف از قول معصوم باشد، حجت خواهد بود.
دلیل دوم: ضروری بودن تواتر قرآنمتواتر بودن قرآن و مصون بودن آن از تغییر و نقصان یا راه یافتن زیاده در آن، از ضروریات دین است. یعنی اگر قرآنی که در اختیار امت قرار می‏گیرد غیر از قرآن نازل شده باشد غرض و مقصود اصلی از نزول قرآن که همانا هدایت یافتن مردم به واسطه آن است نقض خواهد شد و در مورد خدا و دین خدا چنین امری (نقض غرض) محال است.اگر اشکال شود چگونه ادعای اجماع و ضرورت بر تواتر می‏کنید در حالی که عده‏ای آن را قبول ندارند جواب این است که همانطور که گفتیم از شرایط علم آور بودن تواتر این است که سامع تواتر شبهه سابقه نسبت به مضمون تواتر نداشته باشد در حالیکه در این مورد شبهه موجود در ذهن مخالفین موجب علم آور نبودن تواتر برای آنان شده است.
دلیل سوم: شدت کوشش مسلمین به حفظ قرآن(۶)قرآن معجزه نبوت و منبع دریافت علوم شرعی و احکام دینی است و عامه مسلمین در حفظ و حراست از قرآن نهایت کوشش خود را به کار بستند بگونه‏ای که هر چیز خلافی از جمله اعراب، قرائت، حروف و آیات را تشخیص می‏دادند. با این حال چگونه امکان دارد چیزی در آن تغییر داده شود یا از آن حذف شود و مسلمین نسبت به آن بی تفاوت یا نا آگاه باشند؟همانگونه که در مورد آثار برخی نویسندگان محتوای اصلی آن کاملا واضح و شناخته شده است و اگر بخشی به آن اضافه شود کاملا آشکار خواهد بود و دوستداران آن کتاب در حفظ آن کوشا هستند و از تحریف در آن جلوگیری می‏کنند؛ در مورد قرآن کریم این حفظ و حراست بسیار شدید تر و از طرف همه مسلمانان وجود داشته و دارد.آیت الله خویی در این باره می‏گویند:((بسیاری از علمای شیعه و سنی چنین استدلال کرده اند که، چون قرآن پایه و اساس دین و معجزه الهی بوده است؛ دواعی و انگیزه ها برای نقل آیات آن فراوان بوده است و هر چیزی که انگیزه برای نقل آن زیاد باشد، ناگزیر باید متواتر باشد.))(۷)
دلیل چهارم: اثبات تواتر با تتبع در آثار مکتوببا تحقیق و جست و جو در آثار مکتوب حدیثی، تاریخی و غیره در می‏یابیم چون صحابه قرآن را هنگام نزول از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دریافت می‏کردند و برای مردم نقل کردند و پس از آن ها تابعین هم به این کار ادامه دادند؛ قرآن در حد اعلای تواتر و شهرت قرار داشته است.
دلیل پنجم: تعلق گرفتن احادیث ائمه صلوه الله علیهم به همین قرآناحادیث بسیاری از سوی اهل بیت (صلوه الله علیهم) وجود دارد که به همین قرآن موجود تعلق گرفته است مثل امر به تعلم قرآن، خواندن قرآن یا بیان ثوابی که در خواندن هر حرف از قرآن وجود دارد.این در حالی است که اگر زیاده یا تحریفی در قرآن وجود داشت امر به خواندن آن قبیح بود و خواندن آن به نیت قرآن نازل شده از طرف خدا، حرام بود. اما تعلق گرفتن اوامری از طرف اهل بیت (صلوه الله علیهم) به همین قرآن مسلم است پس امکان رهیافت تحریف یا زیاده در قرآن منتفی است.
دلیل ششم: احادیث نبوی در امر به خواندن سوره های قرآن، از اول تا آخراحادیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) وجود دارد که امر میکند به خواندن اولین تا آخرین سوره های قرآن که این احادیث دلیلی است بر اینکه قرآن در زمان خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) مجموعه‏ای از سوره ها بوده است و همان قرآن بین مسلمین رواج یافته و نقل شده است.
دلیل هفتم: احادیث وارد شده در امر به ختم قرآناحادیث زیادی وجود دارد که امر می‏کند به فضیلت ختم قرآن در مکان های خاص یا اوقات خاص یا روزهای خاص.حال اگر ما بگوییم که قرآن تحریف شده است بنابراین این احادیث تکلیف ما لا یطاق و خارج از دسترس مکلفین خواهد بود. و بطلان تکلیف ما لا یطاق هم واضح است. پس تحریف قرآن و عدم تواتر آن ممتنع است.
دلیل هشتم: احادیث قرائت قرآن در نمازاحادیث متواتری وجود دارد که امر به خواندن سوره های مخصوص یا به طور کلی خواندن سوره در نمازهای واجب و مستحب کرده است. تا جایی که برای خواندن بیشتر سوره های قرآن در نماز فضیلتی ذکر شده است. حال چگونه می‏شود بین این روایات و فرض تحریف یا ورود زیاده در قرآن جمع کرد در حالی که ما می‏دانیم خواندن غیر قرآن در نماز موجب بطلان نماز می‏شود؟در حالیکه اگر امری موجب بطلان نماز باشد حتما ائمه (صلوه الله علیهم)، طبق وظیفه شان آن را به شیعیان تعلیم می‏دادند. پس امر به خواندن سوره های همین قرآن در نماز، نشان گر عدم تحریف و زیاده و در نتیجه تواتر قرآن می‏بریم.
دلیل نهم: عدم وجود خبری بر عدم تواتر قرآندر نقل های تاریخی احوال جزئیه و محاورات بین صحابه وتابعین که بعضا حتی ارزش و فائده‏ای هم ندارد، وارد شده است. بنابراین اگر حلقه اتصال و تواتر قرآن کریم قطع می‏شد حتما در نقل ها تاریخی به آن اشاره می‏شد. در حالی که هیچ نقلی در این باره وجود ندارد.
دلیل دهم: بطلان استدلال به قرآن در صورت عدم تواتراگر قرآن متواتر نباشد و دچار تحریف یا ورود زیاده در آن شده باشد استدلال به قرآن برای اثبات هیچ چیزی صحیح نخواهد بود و نباید به آن اعتماد و اطمینان حاصل کرد. و این عدم اطمینان به همه آیات بلکه همه حروف آن سرایت می‏کند چون در صورت عدم تواتر احتمال تحریف متوجه تک تک اجزای قرآن خواهد بود. در این صورت دیگر هیچ منبع قابل اعتمادی در اسلام وجود نخواهد داشت.اما می‏بینیم که ائمه (صلوه الله علیهم) و علمای اسلام استدلالات بی شماری برای اثبات مدعای خود، از قرآن آورده اند و امرهای زیادی به عمل به قرآن داشته اند که از این موارد پی به تواتر قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‏بریم.
دلیل یازدهم: عدم تواتر، قرآن را خبر واحد می‏کند.نفی تواتر قرآن موجب می‏شود که قرآن در حد یک خبر واحد که فاقد قرینه است، کم ارزش شود و در پایین ترین مرتبه اخبار جای بگیرد. در حالیکه می‏دانیم قرآن در اعلی درجه اعتبار قرار دارد پس عدم تواتر آن مردود خواهد بود.
دلیل دوازدهم: احادیث عرضه بر قرآناحادیث زیادی از سوی اهل بیت وجود دارد که امر می‏کند برای تشخیص صحت روایات نقل شده از اهل بیت (صلوه الله علیهم) یا هنگام تعارض دو روایت، آن ها را بر قرآن عرضه کنیم و آن که مطابق با قرآن است را بگیریم. این روایات با فرض عدم تواتر قرآن منافات دارد چرا که اگر قرآن متواتر نباشد خودش اعتبار ندارد حال چگونه اهل بیت (صلوه الله علیهم) آن را معیار پذیرش روایاتشان قرار می‏دهند؟! چنین کاری از حجت های الهی بعید است. پس عدم تواتر قرآن منتفی است.
فصل دوم: پاسخ گویی به شبهاتدر این فصل ابتدا شبهه های یکی از مخالفین تواتر قرآن را به تفصیل ذکر می‏کنیم و سپس در چند بخش به آنها پاسخ میگوییم:
بیان شبهه:بنظر می‏رسد تواتر قرآن از مشهوراتی است که اصلی ندارد. برای اثبات این مدعا تعدادی از اخبار اهل سنت در مورد جمع آوری قرآن را ذکر می‏کنیم:۱٫ زید بن ثابت می‏گوید ((پس از جنگ یمامه ابوبکر مرا احضار کرد. وقتی بر ابوبکر وارد شدم عمر نزد او بود. ابوبکر خطاب به من گفت: عمر نزد من آمده است و گفته است: در جنگ یمامه نسبت به قاریان و حافظان قرآن کشتار سختی داشتیم و بیم آن می‏رود که در اثر جنگ های دیگر قراء دیگری هم کشته شوند و بخش مهمی از قرآن از بین برود. مصلحت آن است که دستور دهی قرآن جمع آوری گردد. به عمر گفتم چگونه میخواهی کاری را که رسول خدا انجام نداد انجام دهی. او پاسخ داد: به خدا سوگند این کار نیکی است. از آن موقع ابوبکر پیوسته به من مراجعت کرد تا آنکه خداوند در این امر، شرح صدری به من عنایت کرد و در این جهت با عمر هم نظر شدم. پس از این جریان ابوبکر به من گفت: تو مردی جوان، عاقل و مورد اعتماد می‏باشی و تو بودی که وحی را برای پیامبر می‏نوشتی، پس به جمع آوری قرآن اقدام نما…. پس به تفحص و تتبع قرآن پرداختم و قرآن را از نوشته هایی که روی شاخه های خرما و سنگ های ظریف بود و آنچه در سینه های مردم جاری بود؛ جمع آوری کردم.))(۸)۲٫ ابن ابی داود می‏گوید: عمر بین مردم گفت: ((هرکس چیزی از قرآن را از رسول خدا دریافت کرده است آن را به ما بدهد…. عمر چیزی را از مردم قبول نمی‏کرد تا اینکه دو نفر بر آن شهادت دهد.))(۹)۳٫ انس می‏گوید: ((حذیفه که در جنگ ارمنستان و آذربایجان به همراه سپاهیان شامی و عراقی حضور داشت؛ در گیر و دار جنگ، اختلاف سپاه اسلام در قرائت قرآن را مشاهده کرد و به سختی به وحشت افتاد. وقتی نزد عثمان برگشت، به او چنین گفت:‏ای امیر مومنان! امت اسلام را قبل از آن که در کتاب دینی خود، مانند یهود و نصاری اختلاف کنند، دریاب.پس عثمان به حفصه پیام داد صحف را نزد ما بفرست تا از روی آن استنساخ کنیم و آن را به تو باز گردانیم. پس حفصه آن را برای عثمان فرستاد. پس عثمان به زید بن ثابت، عبد الله بن زبیر، سعد بن عاص، عبد الرحمن بن حارث دستور استنساخ داد و آنها چند نسخه از آن نوشتند. عثمان به آنها دستور داد اگر با زید اختلافی پیدا کردید آن را به زبان قریش بنویسید چون به زبان آنها نازل شده است…. عثمان به هر منطقه یک نسخه فرستاد و دستور داد مصحفی را که با آن مغیارت دارد، بسوزانند.))(۱۰)۴٫ در صحیح بخاری از انس نقل شده است که:((چهار نفر در زمان رسول خدا قرآن را جمع کرده بودند که همگی از انصار بودند.))(۱۱)۵٫ شعبی میگوید:((شش نفر در زمان رسول خدا قرآن را جمع آوری کرده بودند.)) (۱۲)ملاحظه می‏شود که برخی از این روایات دال بر جمع قرآن در زمان رسول خداست و برخی دال بر عدم جمع آن. که برای جمع بین آنها منظور از جمع که به چند نفر اختصاص داده شده را حفظ کل قرآن می‏گیریم و کتابت را هم حمل بر کتابت بر تکه های کاغذ و مثل آن می‏کنیم.گوشه‏ای از روایات جمع قرآن گذشت. اکنون به روایات اختلافات قرائت اشاره‏ای می‏کنیم:۱٫ بخاری از عمر نقل می‏کند:((در زمان رسول خدا شنیدم که هشام بن حکیم سوره فرقان را با قرائتی میخواند که رسول خدا به آن صورت برای من نخوانده بود. منتظر ماندم تا نمازش تمام شد. به او گفتم چه کسی این سوره را برایت خوانده است؟ گفت: رسول خدا. به او گفتم: دروغ میگویی، پیامبر به گونه دیگری برای من خوانده است.پس با او نزد رسول خدا رفتیم و من به پیامبر گفتم: او سوره فرقان را با قرائتی غیر از آنچه برای من خوانده اید، میخواند. پس پیامبر به هشام گفت بخوان. وهشام به همان صورتی که در نماز خوانده بود برای پیامبر هم خواند. پیامبر فرمودند: به همین صورت نازل شده است. بعد از آن پیامبر به من هم دستور دادند بخوانم. من هم به همان صورتی که از خود پیامبر شنیده بودم، خواندم. پیامبر فرمودند: به این صورت نازل شده است؛ این قرآن بر هفت حرف نازل شده است، پس هرچه می‏توانید از آن بخوانید.))(۱۳)۲٫ حافظ ابو یعلی موصلی روایت می‏کند:((روزی عثمان روی منبر گفت: خدا شاهد است مردی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنید که می‏گویند: قرآن بر هفت حرف نازل شده است که هرکدام از آنها صحیح و کافی است. پس تعداد بی شماری از مردم برخاستند و این کلام را تصدیق کردند. عثمان هم گفت: من هم با آنها شهادت می‏دهم.))(۱۴)بنابر این آن اقوالی که قرائات سبعه را متواتر می‏داند خبر های واحدی هستند که در غایت بعد قرار دارند.ابن جزری در کتاب النشر خودش می‏گوید:((هر قرائتی که مطابقت قواعد عربی باشد، هر چند قواعد غیر مشهور، و موافق یکی از مصاحف عثمانیه باشد، اگر چه موافقت احتمالی، و سند صحیحی هم داشته باشد؛ قرائتی صحیح است که رد آن جایز نمی‏باشد بلکه از حروف هفت گانه‏ای است که قرآن بر آن نازل شده است. ولی اگر یکی از ارکان سه گانه مختل باشد، آن قرائت یک قرائت شاذ و ضعیف خواهد بود…. این مذهب علمای قدیم است که هیچ کدام هم نظر مخالفی با آن ندارند.))(۱۵)قرائت هایی که امروزه از قرآن مشهور شده است نسبت به قرائاتی که در قرون اولیه مشهور بوده است، بسیار کم است و به منزله قطره‏ای است در برابر دریا. و هرکس اوضاع نقل قرائات را بشناسد یقینا می‏داند که کسانی که قرائتی از ائمه هفت گانه قرائات، کرده اند افراد بیشماری بودند و کسانی که در مرتبه بعدی از آنها نقل کرده اند هم بسیار زیاد بوده اند. به دلیل همین کثرت و فراوانی اقوال و رونق و رواج علوم دینی، عده‏ای از قاریان اقدام به ضبط قرائات پرداختند. اولین نفری که در این زمینه معتبر است ابو عبید القاسم بن سلام است که بیست و پنج قرائات را علاوه بر قرائات هفت گانه بعنوان قرائت صحیح نقل می‏کتد. بعد از او هم احمد بن جبیر کوفی به جمع قرائات می‏پردازد که پنج قرائت را از پنج شهر نقل می‏کند. بعد از او هم القاضی اسماعیل بن اسحاق مالکی کتابی در جمع قرائات نوشته است که بیست قرائت را نقل می‏کند که قرائت های هفت گانه مشهور هم جز آن ها هستند. این سلسه نقل ها و کتاب ها ادامه داشت تا اینکه احمد بن موسی بن عباس بن مجاهد، در کتاب خودش تنها هفت قرائت را نقل میکند که همین قرائات هفت گانه مشهور است.ما این اقوال و نقل های تاریخی را به تفصیل ذکر کردیم تا بطلان اقوال عده‏ای را که می‏گویند قرائات هفت گانه مشهور شده، همان حروف هفت گانه‏ای است که قرآن بر آن نازل شده، آشکار کنیم.وقتی آشکار شد که شهرت قرائات هفت گانه اصل و دلیلی نزد خود اهل سنت ندارد پس بی اساس بودن آن در مذهب شیعه به طریق اولی ثابت می‏شود. بنابراین اگرچه قول به تواتر قرآن در غایت شهرت قرار دارد ولی فساد آشکاری دارد که با توجه به آن نقل هایی که ذکر کردیم، واضح است. از طرفی اگر تواتر قرآن درست بود نباید اختلافی بین صحابه و تابعین آنها پیش می‏آمد تا خوف از سرنوشت یهود و نصاری برای امت پیش آید. همین نوشتن آیه‏ای در مصحف به صرف شهادت دو نفر، دلیلی بر عدم تواتر قرآن و شک مولفین در اجزای قرآن بوده است در حالیکه به زعم خودشان آن افراد از اعاظم صحابه بوده اند.البته لازم به ذکر است با اینکه از نظر ما تواتر قرآن منتفی است ولی این به معنای خروج قرآن از حد اعجاز نیست چون آن تغییری که ما ادعا می‏کنیم در قرآن بوجود آمده در حد اضافه شدن کلمه یا حرف یا کم شدن آنهاست و نه بیشتر. علاوه بر عدم تواتر دلیل دیگری که میتوان بر بروز اضافات در قرآن اقامه کرد، حدیثی است که از طریق شیعه و اهل سنت، از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است به این مضمون که، هر واقعه‏ای که در امت های قبلی پیش آمده است در امت اسلام هم پیش خواهد آمد؛ و همگان وقوع تحریف در تورات وانجیل را قبول دارند و قرآن هم در سوره های مختلف به آن اشاره دارد.پس از آنچه گذشت عدم تواتر قرآن و ورود اضافات یا عارض شدن کاستی هایی برآن آشکار می‏شود.
پاسخ گویی به شبههاز آن جهت که شبهه مطرح شده دارای سه بخش اصلی می‏باشد ما هم در سه وجه به رد آن می‏پردازیم.
وجه اول: رد شبهه مطرح شده در کیفیت جمع قرآنمستشکل به روایاتی از اهل سنت استناد کرد و نحوه جمع آوری قرآن را دلیلی بر عدم امکان تواتر شمرد و نهایتا با این اشکال تواتر قرآن را رد کرد.اما این استدلال مستشکل دارای ضعف هایی از چند جهت است:
۱٫ راویانی که در روایات نقل شده مستشکل وجود دارند و همچنین کسانی که از آنها نقل روایت شده است، همگی ضعیف بوده و غیر قابل اعتماد هستند. از طرفی در بین روایات نقل شده، روایتی که از نظر قاطبه علمای شیعه و همچنین مبانی که خود مستشکل به عنوان یک شیعه به آن پایبند است، صحیح یا حسن حتی موثق یا محفوف به قرینه باشد وجود ندارد و همگی آنها در نهایت ضعف قرار دارند که در این صورت استدلال کردن به آنها صحیح نمی‏باشد.بطور کلی عمل کردن به خبر واحد ضعیف غیر معقول است خصوصا در مساله‏ای با این اهمیت و جایگاه که اقتضایش این است همه مدارک و شواهد کاملا مستند و مستدل باشند.۲٫ راویانی که در روایات مطرح شده وجود دار ند علاوه بر ضعفی که قبلا ذکر شد، همگی یا اکثر آنان، جز منافقین و یا مرتدین از دین هستند و چه بسا که نقل چنین اخباری از جانب آنها به منظور دسیسه و ایجاد اشکال در منابع دینی باشد. بنابراین روایات آنها نه تنها علم آور نیست بلکه با این احتمال، ظن آور هم نخواهد بود.۳٫در روایات بسیاری از ائمه معصومین (صلوه الله علیهم) از اخبار اهل سنت و گوش دادن به آن نهی شده است تا چه رسد به عمل کردن و استدلال کردن به آنها. این نهی حتی روایاتی که از اهل سنت در مدح و فضایل اهل بیت آمده است را شامل می‏شود.۴٫ این روایات با اعتقادات خود اهل سنت در تضاد قرار دارد چرا که آنها معتقد به تواتر قرآن هستند حال چگونه ممکن است به نقل این روایات بپردازند اما همچنان بر اعتقاد خود بر تواتر قرآن باقی باشند؟۵٫ صرف مخالفت کردن عده‏ای قلیل در مورد یک خبر متواتر نمی‏تواند موجب خلل در تواتر شود و اگر این طور بود باب تواتر به طور کلی بسته می‏شد چرا که هیچ خبری نیست جز آنکه عده‏ای با آن مخالف باشند.۶٫ این اخبار اگر فرض کنیم صحیح باشند، قابلیت تاویل دارند پس نمی‏توانند با معلوماتی که با دلیل صحیح اثبات شده اند و تاویل پذیر نیستند، تعارض پیدا کنند. هیچ شکی نیست وقتی دو دلیل که یکی قابل تاویل است، با هم تعارض اولیه پیدا کنند، قبل از طرح دو دلیل، سراغ تاویل می‏رویم.۷٫ اگر فرض کنیم که روایات منقوله صحیح هستند، نهایت چیزی که بطور، غیر صریح، اثبات می‏کنند این است بعض آیات قرآن حذف شده است. ولی همانطور که واضح است حذف شدن برخی آیات قرآن دلیلی بر عدم تواتر قرآن موجود نمی‏تواند باشد.
وجه دوم: رد شبهه کثرت قرائات و تقسیم آنها به متواتر و شاذهمانند بخش اول از شبهه، این بخش هم از چند جهت اشکالاتی دارد که البته بیشتر آنها با بخش قبلی مشابه است که ما بطور ایجاز به آنها اشاره می‏کنیم:
۱٫ ناقلین این کثرت بسیار ضعیف اند و در مطلبی به اهمیت تواتر قرآن، به قول امثال آنان اعتنائی نمی‏شود.۲٫ عمل کردن ما، به عنوان اهل تشیع به اخباری که از طریق اهل سنت رسیده است، جایز نیست بلکه طبق اخبار وارده از اهل بیت در ابوابی مثل تعارض اخبار، بر ماست که مخالف با اخبار عامه عمل کنیم.۳٫ امت اسلامی، چه شیعه و چه اهل سنت، همگی معتقد به تواتر قرآن و قرائات آن هستند بنابراین این چنین مخالفت هایی یارای مقابله با اجماع امت را ندارد به علاوه اینکه در اخبار نقل شده، صراحت و ظهوری بر مطلوب مستشکل و عدم تواتر قرائات وجود ندارد.
وجه سوم: رد دلالت حدیث منقول از پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر تحریف قرآنیکی از شواهدی که مستشکل برای اثبات تحریف و عدم تواتر قرآن اقامه کرد حدیثی که می‏گوید هر اتفاقی که در امت های پیشین افتاده است در این امت هم رخ می‏دهد. از طرفی وقوع تحریف در تورات و انجیل هم مسلم است؛ پس به ناچار قرآن هم دچار تحریف و نتیجتا عدم تواتر شده است.اما این استدلال از چند جهت مخدوش است:
۱٫ قبل از اینکه به این حدیث استدلال شود باید صحت سند آن اثبات شود یا قرائنی بر صدق آن اقامه شود. و چون مستشکل سند حدیث را اثبات نکرده است استدلال به آن راسا باطل خواهد بود.۲٫ طبق حدیث نقل شده، اتفاقاتی که در امت های واقع شده است در امت پیامبر رخ خواهد داد. یعنی در حدیث از فعل مستقبل استفاده شده است. پس شاید تحریف کتاب آسمانی مسلمین در زمان های آتی اتفاق بیفتد و در زمان جمع قرآن اتفاق نیفتاده باشد. و همین احتمال برای رد استدلال کفایت می‏کند. شاهدی هم وجود دارد که بیان می‏کند تحریف در قرآن در زمان های آینده خواهد بود. و آن حدیثی است از امام صادق (صلوه الله علیه) که در جواب برخی اصحابشان در مورد زمان ظهور، می‏فرمایند: ((وقتی که در قرآن چیزی اضافه شود که در آن نیست، ظهور اتفاق می‏فتد.))(۱۶) که همین حدیث دال بر این است که تا زمان امام صادق ( صلوه الله علیه ) تحریفی در قرآن پیش نیامده است و تواتر قرآن از عصر ایشان تا عصر حاضر هم مسلم است .۳٫ این حدیث به فرض قبول آن با ادله قطعیه متعدده بر تواتر قرآن متعارض است که در این صورت اشکالی در طرح و طرد آن وجود ندارد.۴٫ وقتی ما به حقیقت امر در خارج می‏نگریم می‏بینیم که اتفاقاتی در امت های پیشین افتاده است ولی در امت اسلام آن اتفاقات در همه جهات مماثلت با آن ندارد مثل صعود پیامبر اسلام و حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) که هردو اتفاق افتاده ولی در برخی جهات مثل هم نیستند. پس نتیجه می‏گیریم که این مماثلت عمومیت ندارد و فقط می‏تواند در برخی جهات باشد. پس تحریف کتاب در امت های قبلی می‏تواند به صورت های دیگری در اسلام رخ دهد و الزامی در تحریف قرآن و عدم تواتر آن نیست.
فصل سوم: تواتر قرآن در روایاتدر این فصل به عنوان حسن ختام بحث یکی از روایات دال بر تواتر قرآن را ذکر می‏کنیم:شیخ حسن بن علی بن شعبه الحلبی در کتاب تحف العقول عن آل الرسول نامه‏ای از امام هادی (صلوه الله علیه) نقل می‏کند که می‏فرمایند: ((بسم الله الرحمن الرحیم. از علی بن محمد. سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما و تابعین هدایت. نامه شما به دست من رسید و من بر اختلافات دینی شما و اختلافتان در مساله قضا و قدر واقف شدم. بدانید که ما آثار و اخبار رسیده مختلف را بررسی کردیم و نزد هرکسی که خود را مسلمان می‏داند دو معنی یافتیم. یک حقی که از آن تبعیت می‏کند و دو، باطلی که از آن اجتناب می‏کند. و همه امت بدون هیچ اختلافی اجماع کرده اند که قرآن حق است و هیچ شکی در آن نیست. و آنها در این اجتماع بر تصدیق کتاب مصیب هستند. و این درستی رای آنها بواسطه قول رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است: امت من بر ضلالت اجتماع نمی‏کنند. پس ایشان خبر داده اند که هرچیزی که امت بر آن اجتماع کردند همه اش حق است. البته وقتی که بعض امت با برخی دیگر اختلاف نکنند. و قرآن حق است و اختلافی بین امت در تنزیل و تصدیق آن نیست.))(۱۷)
جمع بندی و نتیجه گیریپس از آنکه تعریف، شرایط و جایگاه تواتر به طور کامل بررسی شد و جایگاه رفیع آن در اثبات حقایق گذشت؛ روشن شد که خبر متواتر قابل اعتماد ترین نوع خبر است و اگر شرایط تواتر در مورد خبری احراز گردد هیچ شکی در درستی آن راه پیدا نخواهد کرد.با بررسی سیر تاریخی قرآن کریم و با توجه به همت والای مسلمین به حفظ و حراست قرآن و از طرفی احتجاج کردن و ارجاع دادن مردم از طرف اهل بیت (صلوه الله علیهم) به قرآن، در می‏یابیم که شرایط تواتر در مورد قرآن کریم به طور کامل تحقق یافته است و بنابراین صحت و حجیت اخبار متواتر برای قرآن کریم هم جاری می‏شود. این امر مورد اتفاق و اجماع همه امت اسلامی است و مخالفت قابل توجهی در آن وجود ندارد.عده‏ای سعی کرده اند در تواتر قرآن اشکال کنند لکن آن ایراداتی که گرفته اند بسیار سطحی بوده و به ایرادات بنی اسرائیل می‏ماند.به علاوه اینکه در کلام اهل بیت (صلوه الله علیهم) که خودشان منبع معارف و هم رتبه قرآن هستند هم تاییداتی در مورد صحت قرآن وجود دارد.آنچه که نهایتا برای هر منصفی به دست می‏آید این است که قرآن کریم که اصلی ترین منبع معارف مسلمین است، در طول تاریخ همواره متواتر بوده است و در صحت آن هیچ شکی نیست.
پی‌نوشت‌ها:
۱ .منطق نموداری ص ۲۵۲ .مفاتیح الاصول ج۱ ص۶۴۳ .همان ج۳ ص ۵۰۴ .تواترالقرآن ص ۳۲۵ . البیان ، ص ۱۲۳۶ . تواتر القرآن ص ۴۰۷ . البیان ، ص ۱۲۴۸ . صحیح بخاری ، ج ۳ ، باب جمع القرآن ، ح ۴۹۸۶۹ . المصاحف ، ص ۱۷۱۰ . صحیح بخاری ، ج ۳ ، باب جمع القرآن ، ح ۴۶۸۷۱۱ . صحیح بخاری ، ج ۴ ، ص ۲۲۹۱۲ . الاتقان ، ج ۱ ، ص ۲۰۲۱۳ . صحیح بخاری ، ج ۳ ، ص ۱۶۱۱ ، ح ۴۹۹۲۱۴ . الاتقان ، ج ۱ ، ص ۱۳۱۱۵ . النشر فی القرائات العشر ، ج ۱ ، ص ۹۱۶ . الروضه من الکافی ، ص ۳۷ ، ح ۷۱۷ . تحف العقول عن آل الرسول ، باب کلمات الامام علی بن محمد الهادی ، ص ۴۵۸کتابنامه:۱ . حر عاملی ، شیخ محمد بن الحسن ، تواتر القرآن ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ،۱۴۲۶ / ۱۳۸۴۲ . محمد آبادی ، حجت ، منطق نموداری ، چاپ اول ، قم ، انتشارات قدس ، ۱۳۸۶۳ . مجاهد ، سید محمد ، مفاتیح الاصول ، چاپ اول ، قم ، انتشارات موسسه آل البیت ، ۱۲۹۶۴٫ خوئی ، ابوالقاسم ، البیان فی تفسیرالقرآن ،چاپ اول ، موسسه احیاء آثار ، ۱۳۵۰۵ . السجستانی ، ابوبکر ،کتاب المصاحف ، چاپ اول ، الفاروق الحدیثه۶٫سیوطی ، جلال الدین ، الاتقان فی علوم القرآن ، دارالکتب العربی۷٫ محمد بن محمد بن الجزرى‏ ، ابو الخیر ، النشر فی القراءات العشر ، دار الکتب العلمیه۸٫ حرانی ، ابومحمد حسن ، تحف العقول ، دار الکتب العلمیه۹٫ بخاری ، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل ، صحیح بخاری ، دارالرائد العربی۱۰٫ کلینی ، محمد بن یعقوب ، الروضه من الکافی، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی،
 


برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
دیدگاه ها
تازه ترین مطالب
کلمه مولی در حدیث غدیر به چه معناست؟

کلمه مولی در حدیث غدیر به چه معناست؟

کلمه «مولی» در حدیث غدیر از منظر علمای اهل سنت چگونه است؟

کلمه «مولی» در حدیث غدیر از منظر علمای اهل سنت چگونه است؟

چه نامها و صفاتی در روایات برای روز غدیر ذکر شده است؟

چه نامها و صفاتی در روایات برای روز غدیر ذکر شده است؟

آیا روایت حسن مثنی در انکار دلالت حدیث غدیر ، صحت دارد ؟

آیا روایت حسن مثنی در انکار دلالت حدیث غدیر ، صحت دارد ؟

سجده بر تربت امام حسین(ع)

سجده بر تربت امام حسین(ع)

«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، این سخن پیامبر خدا(ص) تنها یک جمله خبری است و هیچ توصیه‌ای در آن وجود ندارد که ولایت علی(ع) را بپذیریم؟

«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، این سخن پیامبر خدا(ص) تنها یک جمله خبری است و هیچ توصیه‌ای در آن وجود ندارد که ولایت علی(ع) را بپذیریم؟

آیا امام علی(ع) از کودکی دارای تمام مقامات معنوی بوده و روز غدیر تنها برای یک نصب تشریعی بود؟

آیا امام علی(ع) از کودکی دارای تمام مقامات معنوی بوده و روز غدیر تنها برای یک نصب تشریعی بود؟

آیا پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در واقع، از طرح علنی جانشینی در غدیر خم واهمه داشت؟

آیا پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در واقع، از طرح علنی جانشینی در غدیر خم واهمه داشت؟

در جریان غدیر خم ولایت سیاسی مد نظر پیامبر بوده است یا ولایت دینی و عرفانی؟

در جریان غدیر خم ولایت سیاسی مد نظر پیامبر بوده است یا ولایت دینی و عرفانی؟

آیا حدیث غدیر از طریق زنان هم نقل شده است ؟

آیا حدیث غدیر از طریق زنان هم نقل شده است ؟

قرآن و آبادی زمین

قرآن و آبادی زمین

سبک زندگی قرآنی امام حسین (علیه السلام)

سبک زندگی قرآنی امام حسین (علیه السلام)

معنی «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» که پیامبر(ص) در غدیر خم فرمودند چیست؟

معنی «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» که پیامبر(ص) در غدیر خم فرمودند چیست؟

نظر ابن جریر طبری در مورد واقعه غدیر خم و ولایت امام علی(ع) چیست؟

نظر ابن جریر طبری در مورد واقعه غدیر خم و ولایت امام علی(ع) چیست؟

تفاوت بین «اکمال» و «اتمام» در آیاتی مانند آیه غدیر در چیست؟

تفاوت بین «اکمال» و «اتمام» در آیاتی مانند آیه غدیر در چیست؟